ch
Feedback
قلم سرخ

قلم سرخ

前往频道在 Telegram
9 675
订阅者
-624 小时
-37
-4130
帖子存档
داشتم می نوشتم آدان روی پای چپ مشکل داره که گل دوم را هم خوردن

پیامِ"پیام" به فوتبال ایران آرامش در دل طوفان در فوتبال ایران، واژه «حرفه‌ای‌گری» بارها شنیده می‌شود اما کمتر کسی معنای عمیق آن را روی زمین چمن نشان می‌دهد. امروز، پیام نیازمند نمونه‌ای کم‌نظیر از این خصلت را مقابل چشم هزاران هوادار و میلیون‌ها بیننده تلویزیونی به نمایش گذاشت. ماجرا از آنجا آغاز شد که این دروازه‌بان ملی‌پوش، پس از پایان قراردادش، به عنوان یک بازیکن آزاد از سپاهان جدا و راهی پرسپولیس شد. برخلاف مواردی که در آن‌ بازیکن با «فسخ غیرموجه» و کشمکش‌های حقوقی و اخلاقی تیم قبلی‌اش را ترک می‌کند، مثل ماجرای اخیر گلر تراکتور، انتقال نیازمند بی‌حاشیه و قانونمند انجام شد. اما حساسیت اصلی، نه روی کاغذ که روی چمن بود. نخستین بازی او با پیراهن پرسپولیس درست مقابل سپاهان، آن هم در ورزشگاه اصفهان و در جوی که علیه او وجود داشت و در شرایطی که سرخ‌پوشان در چند سال اخیر چندان خاطره خوشی از جدال با این حریف نداشتند. علاوه بر این، رکورد شخصی نیازمند در شهرآوردها و موقعیت ویژه‌اش نزد هواداران سپاهان، می‌توانست او را در معرض فشار سنگین روانی قرار دهد. با این حال، نیازمند در زمین به آرامشی مثال‌زدنی تکیه زد. بی‌هیاهو، بدون آن‌که کوچک‌ترین واکنش تحریک‌آمیز یا انفعالی نشان دهد، عملکردی مطمئن و کم‌نقص داشت؛ طوری که در پایان بازی، تحسین همگان به سمتش سرازیر شد. این صحنه‌ها، تضادی عمیق را با رفتار گلر تراکتور به نمایش گذاشت. کسی که با فسخ غیرموجه و حواشی مکرر، تصویر یک فوتبالیست غیرمتعهد و احساسی را به جای یک ورزشکار حرفه‌ای ثبت کرد. نیازمند ثابت کرد که در فوتبال مدرن، تکنیک و تاکتیک به‌تنهایی کافی نیست و کنترل ذهن، احترام به پیراهن، و پرهیز از کشاندن عقده‌ها و اختلافات به مستطیل سبز، همان کلیدهایی هستند که یک بازیکن را از سطح خوب به قله حرفه‌ای می‌رسانند. شاید اگر قرار باشد از این بازی یک درس اخلاقی و فوتبالی بگیریم، آن درس این باشد: آرامش در دل طوفان، گاهی بهترین هدیه به تیم است.

خوش قول مثل علیپور علی علیپور هم داره هر بازی یک گل میزنه. دمش گرم. همینجور ادامه بده . تو باید روز به روز بهتر باشی پسر. قبل از لیگ ،علی که امسال دومین فرزندش دنیا اومده وقتی زنگ زده بودم بهش تبریک بگم و گفتم شیرینی چی میشه؟ گفت در خدمتم. گفتم برای من که نه، برای هوادارها، و گفتم مثلا دو بازی دو گل پیاپی برای شروع. خندید گفت اوایل لیگ تا تیم جا بیفته سخته ولی قبول. امروز که گل زد شیرینی تولد فرزند دومش را داد. کار ت درسته

رب پرسپولیس کمک کرد بهمون آقای هاشمیان، این چه طرز ترکیب چیدن و بازی کردنه؟ استرس پدر هوادار را درآورد اواخر بازی فقط بیفوما و شکاری و ارونوف تیم را بالا آوردن. کناره های تیم ضعیفن. احمدزاده چرا دفاع چپ باید باشه؟ فقط،پیام ما را نجات داد.یکی مثل حسینی نبود نمی بردیم.

بسم رب پرسپولیس بریم برای بازی

چرا برای فهمیدن مقاومت می کنند؟ مسئله‌ای که هیوا یوسفی به آن اشاره کرده، فراتر از رنگ‌ها و تعصبات هواداری است. موضوع بر سر «هزینه‌های ناشی از ضعف مدیریت» است، نه بر سر اصل هزینه‌کرد در فوتبال حرفه‌ای. فوتبال در همه جای جهان هزینه دارد، اما تفاوت میان یک قرارداد حساب‌شده و یک پرداخت بی‌دلیل، تفاوت میان مدیریت حرفه‌ای و مدیریت هیجانی است. وقتی یک مدیر باشگاه رسماً اعلام می‌کند که به دلیل شروع دیرهنگام نقل‌وانتقالات، ناچار شده برای دو ماه زودتر آمدن یک بازیکن، یک میلیون یورو به باشگاه او بپردازد، یعنی پذیرفته که نبود برنامه‌ریزی، باشگاه را به فشار مالی وادار کرده و این فشار نهایتاً از جیب هوادار و سرمایه عمومی تأمین شده است. انتقاد اینجاست: اگر همان کار دو ماه زودتر آغاز می‌شد، گزینه‌ها در بازار نقل و انتقالات بیشتر، قیمت‌ها منطقی‌تر و نیاز به این‌گونه پرداخت‌های اضافی کمتر بود. همین منطق درباره پرونده آل‌کثیر یا موارد مشابه در پرسپولیس، چه با مهری و دورسون و چه با دیگر موارد پرهزینه، صادق است. میلیاردها تومان از بیت المال برای فسخ یا تسویه با بازیکنی که عملاً درون زمین نقشی ایفا نکرده، یک «هزینه فوتبالی» نیست، بلکه محصول مستقیم تصمیم‌گیری نادرست است. تفاوت این پرداخت‌ها با هزینه‌های معمول خرید یک ستاره یا جذب یک بازیکن مؤثر در همین‌جاست. مشکل اینجاست که فضای هواداری ما به جای نگاه به اصل ماجرا، آن را با عینک رقابت رنگی تفسیر می‌کند. این فضا یا از کنار چنین مواردی عبور می‌کند چون «مدیر تیم خودشان» را نقد نمی‌کند، یا انتقاد را صرفاً حمله جناح مقابل تلقی می‌کند. تا زمانی که فرهنگ پرسشگری بدون تعصب در فوتبال ما نهادینه نشود، مدیران فوتبالی باز هم تاوان اشتباهاتشان را از جیب ما خواهند داد و پاسخگو نخواهند بود. فهمیدن این تفاوت سخت نیست، فقط باید بخواهیم آن را ببینیم.

هنر است که مازادها را بدون پول روانه درب خروج نمی کنیم. چند واحد مدیریت را باید نزد درویش پاس کرد.

حمید استیلی در مصاحبه ای گفته که تصمیماتی قبلا گرفته ام که اگر برگردم آن تصمیمات را نمی گیرم بعد توضیح داده که وقتی در بازی داماش، شیث و نصرتی محروم شدند برای دربی ۷۳ در جام حذفی آنها می توانستند بازی کنند ولی من به آنهابازی ندادم. در آن بازی ده بازیکن داشتم که سیف اللهی را هم از امیدها آوردم و شدیم ۱۱ تا! حمید خان! اشتباه بزرگ شما آمدن جای دایی در آن شرایط بود. شیثو نصرتی از آبان ۶ و ۴ ماه محروم شدند و در دربی آذر ۹۰ محروم بودند‌ ترکیب تیم هم این بود: علیرضا حقیقی، مجتبی شیری، ممدوتال (۱۱۶ ـ روح الله سیف اللهی)، علیرضا نورمحمدی، امیر حسین فشنگچی، محمد نوری (۱۰۷ ـ محمد منصوری)، علی کریمی، حسین بادامکی، مازیار زارع، مهرداد اولادی و غلامرضا رضایی. استیلی می توانست پله پله مربی خوبی شود اما دنبال جهشی خواندن بود.تحریف تاریخ کار خوبی نیست

کلیپ های کانال های استقلالی درباره خارجی های جدید این تیم را که می بینی آدم یاد روزی می افته که کاکوتا را جذب کرده بودن

از زمستان ۱۴۰۰ که رضا درویش بر صندلی مدیرعاملی پرسپولیس نشست، بسیاری امیدوار بودند که تیم بتواند مسیر قهرمانی و ثبات مدیریتی را ادامه دهد. اما آنچه در عمل رخ داد، شیبی نزولی بود که ابتدا آرام و نامحسوس به نظر می‌رسید اما به تدریج شتاب گرفت و امروز دیگر به چشم همه هواداران می‌آید. درویش در این چهار سال هر آنچه در چنته داشت ـ چه اندک تجربه مدیریتی، چه آزمون و خطاهای پرهزینه ـ رو کرد. پرسپولیس اما تیمی نیست که با مدیریت سنتی و سلیقه‌ای اداره شود. فوتبال امروز بیش از هر زمان دیگر به علم روز، برنامه‌ریزی شفاف، منابع پایدار مالی و نگاه حرفه‌ای نیاز دارد؛ چیزی که در ساختار مدیریتی باشگاه به چشم نیامد. هوادار پرسپولیس حق دارد بپرسد: چرا تیمی که باید در اوج بماند، آرام آرام از رقبا عقب نشست؟ چرا تصمیمات لحظه‌ای و نبود استراتژی بلندمدت جایگزین مدیریت علمی شد؟ اکنون دیگر زمان آن است که درویش جای خود را به مدیری تازه‌نفس، متخصص و آشنا به استانداردهای روز فوتبال بدهد. پرسپولیس برای بازگشت به مسیر قهرمانی و سربلندی، بیش از هر چیز به تغییر در رأس مدیریت نیاز دارد. وقت رفتن است کربلایی.

بند ۴ ماده ۱۸ نقل و انتقالات صراحت دارد اگر قراردادی منعقد شد و تست پزشکی متعاقبا بیماری بازیکن را نشان بدهد قرارداد معتبر اس
بند ۴ ماده ۱۸ نقل و انتقالات صراحت دارد اگر قراردادی منعقد شد و تست پزشکی متعاقبا بیماری بازیکن را نشان بدهد قرارداد معتبر است و نمی توان آن را فسخ کرد مگر اقاله و با توافق طرفین. قاعده اقدام یعنی همین. باشگاهی که علیه خودش اقدام کرده باید به قرارداد پایبند باشد

مسیر معمولی شدن پرسپولیس را سد کنید پرسپولیس، به عنوان یکی از مهم‌ترین و پرافتخارترین باشگاه‌های فوتبال ایران، مدتی است با روندی شتابان به سوی «معمولی شدن» پیش می‌رود. این مسیر، نه حاصل یک اتفاق آنی، بلکه نتیجهٔ انباشتهٔ تصمیماتی است که استارت آن از مدت‌ها پیش زده شده و امروز اثرات مخرب خود را آشکار کرده است. نشانه‌های این روند آشکار است: وجود حلقه‌ای از نفرات «تضمین‌شده» در ترکیب اصلی، که جایگاه‌شان مستقل از کیفیت روز و عملکردشان تثبیت شده و سایر بازیکنان صرفاً بر اساس همزیستی و هماهنگی با این حلقه چیده می‌شوند. چنین ساختاری، تیم را از درون تضعیف می‌کند و پیامدهای آن به‌روشنی قابل مشاهده است: 1. کاهش رقابت درون‌تیمی: وقتی جایگاه برخی بازیکنان همیشگی باشد، انگیزهٔ رقابت و تلاش در سایرین کاهش می‌یابد. 2. قفل تاکتیکی: اصرار به ترکیب ثابت، انعطاف‌پذیری تاکتیکی را از تیم می‌گیرد و امکان غافلگیری حریف از میان می‌رود. 3. فرسایش شخصیت برنده: پرسپولیس‌های پرافتخار گذشته بر پایه رقابت بی‌وقفه شکل گرفتند، اما امروز همان روحیه رو به خاموشی است. قدامات عاجل و فوری ضروری است: شکستن حلقهٔ تضمین‌شده، بازتعریف معیار انتخاب ترکیب بر اساس فرم روز، شفاف‌سازی دلایل انتخاب یا نیمکت‌نشینی و بازسازی ستون‌های اصلی بر مبنای نیاز تاکتیکی، نه عوامل غیر فنی. پرسپولیس امروز در نقطه‌ای ایستاده است که تصمیمات جسورانه می‌تواند آن را به مسیر قهرمانی بازگرداند و تعلل در این تصمیمات، خطر فرورفتن دائمی در «ایستگاه آرامش کاذب» را به همراه خواهد داشت. ایستگاهی که استقلال سالها ساکن آن بود.

اینکه بازیکنی هپاتیت B دارد یا ندارد را کاری ندارم اما قبلا هم بازیکنی بوده که سابقه بازی در یک تیم مطرح را داشت و در یک تیم تهرانی هم بازی می کرد و ایفمارک فقط جهت اطلاع خودش و باشگاهش نامه زده بود که هپاتیت B دارد و سالها هم بازی کرد و هنوز هم فعالیت فوتبالی دارد. این امر مانع از بازی بازیکن نمی شود.

خبر قرارداد سفید امضاء عارف غلامی با استقلال کذب است. قراردادها تماما به صورت تایپی باید تنظیم شوند و ارکان اصلی قرارداد مثل مشخصات، موضوع ، مدت و مبلغ باید حتما قید شود. هر کدام قید نشده باشد قرارداد بی اعتبار است و ثبت نمی شود. وقتی کارت بازی صادر شده یعنی همه ارکان قرارداد قید شده است. خبر قرارداد سفید امضاء را برای این منتشر کرده اند که هواداران مخالف با این بازیکن بگویند چه بازیکن با تعصبی !!! دوران قرارداد سفید امضاء مربوط به دهه ۶۰ بود. الان تشکیلات فوتبال تغییر کرده.

باشگاه اعلام کرد پرونده را به cas برده

واقعیت این است: در بازار نقل و انتقالات ایران، مدتهاست بازیکن داخلی تاثیرگذار نداریم. به سبب بی توجهی باشگاهها به سازندگی، کمتر بازیکن ایرانی موثری در لیگ دیده می شود. تیم ها برای جبران این نقیصه ، دنبال خارجی ها می روند. مدتهاست سرنوشت تیم ها و نتایج را خارجی ها رقم می زنند. خوب باشند تیم هم خوب می شود. بد باشند، کلاهت پس معرکه است.

کم کاری باشگاه در ماجرای بیفوما در ماجرای بیفوما، باشگاه کم کاری کرد و تازه الان مشکل او حل شده است.توجیه های بچه گانه درباره عدم حضور او مقابل فجر، مضحک است.اینکه می گویند کارت بازی صادر شده ، پس مقابل فجر محروم نبوده خنده دار است. صدور کارت بازی با حق حضور در میدان دو موضوع مجزاست. باشگاه می‌تواند قرارداد بازیکن را ثبت و کارت او را بگیرد، اما اگر طبق رأی فیفا یا ارکان قضایی داخلی ، بازیکن به دلیل بدهی یا محرومیت انضباطی، محروم باشد، او حق بازی ندارد. نداشتن حق بازی با نداشتن حق ثبت قرارداد چه ربطی به هم دارند؟ در پرونده بیفوما، رأی فیفا بابت بدهی به ایجنت، محرومیت از بازی را در پی داشت. مشابه مورد گلر تراکتور که با وجود قرارداد و صدور کارت بازی، تا پایان چهار ماه محرومیت، حق بازی ندارد. مسئولیت اصلی این وضعیت متوجه مدیریت پرسپولیس است که باید پیش از بازی با فجر مشکل را حل می کرد. بی‌توجهی به این اصل، قصور مدیریتی است و نمی‌توان با تکیه بر روند اداری کارت، آن را توجیه کرد. بدیهیات را وارونه جلوه ندهید. مثلا یکی مالک مغازه است، پروانه کسب هم برای او صادر شده ، اما تعزیرات به سبب گرانفروشی ، مغازه را ده روز پلمپ می کند‌ آیا می شود گفت چون سند مالکیت و پروانه کسب صادر شده ، اجازه بازگشایی مغازه را دارد؟

استقلال در خط دفاعی مشکل داره. همه بازی ها نمیشه رفت در لاک دفاعی و ۱۱ نفره دفاع کرد.

تراکتور بدون آلوز هیچی نداره

سهیل صحرایی در نخستین آزمون جدی خود در قلب خط دفاع، در کنار کنعانی‌زادگان نمایشی فراتر از انتظار داشت. جای‌گیری صحیح، تمرکز بالا در نبردهای هوایی و توانایی در قطع پاس‌های عمقی، از نکات برجسته بازی او بود. در شرایطی که غیبت پورعلی‌گنجی می‌توانست به شکاف و ناهماهنگی در مرکز دفاع منجر شود، صحرایی با عملکرد مطمئن خود این نگرانی را تا حد زیادی برطرف کرد و در هماهنگی با کنعانی‌زادگان، خط دفاع را مقابل ضد حملات سازمان‌یافته فجر سرپا نگه داشت و یک بار هم دروازه را نجات داد. او همچنین با پاس‌های ساده و کم‌ریسک، به بازیکنان میانی کمک کرد تا تیم کمتر تحت فشار پرس حریف قرار گیرد. همراهی مؤثر او با باکیچ در پوشش فضاهای بین خطوط، از پرسپولیس در برابر ضدحملات سریع محافظت کرد و باعث شد هر دو در زمره معدود بازیکنان قابل‌قبول تیم در این دیدار قرار گیرند. چنین نمایشی می‌تواند برای یک مدافع جوان، سکوی اعتماد و فرصتی برای تثبیت جایگاه در ترکیب اصلی باشد.

قلم سرخ - Telegram 频道 @ebsam 的统计与分析