9 675
订阅者
-624 小时
-37 天
-4130 天
帖子存档
9 673
سال ۹۵ رضا شکاری با ذوب آهن قرارداد دو ساله داشت و بند فسخ یکصد هزار دلاری. از طریق عمویش که قاضی دادگاه کیفری دو تهران بود به من معرفی شد تا فسخ او را بگیرم. به ذوب نامه زدیم که شماره حساب بدهید تا مبلغ بند فسخ را واریز کنیم. قبول نکردند. طبق این فرم که خط من است ، قرارداد را فسخ کردیم. پدر رضا همیشه همراهش بود.محترم و دوست داشتنی. قرار بود رضا پرسپولیسی شود اما سعید آذری چندتا مصاحبه کرد و پرسپولیس ترسید که فسخ غیر موجه باشد او را جذب نکرد. رضا رفت روسیه و ذوب هم به فیفا شکایت کرد اما فسخ موجه بود و فقط توانستند حق آموزش بگیرند. شکاری رفت و دیگر ارتباطی با هم نداشتیم اما پیگیر فوتبالش بودم. حالا بعد از حدود ۹ سال از آن روزها، او بالاخره پرسپولیسی شد.کسی که من شهادت می دهم قلبا پرسپولیس را دوست داشت و ۹ سال دیر به آرزویش رسید. موفق باشی پسر.
9 673
چه وقت پنالتی خراب کردن بود آقای ریکانی؟
بوارده، تانکی ابوالحسن، بریم... محلهمحله آبادان امشب چشم به ساقهای طالب داشتند. کوچههای خاکخورده اما دلزنده، زیر نفسهای داغ مردمشان، منتظر یک صعود بودند؛ منتظر که دوباره "برزیل ایران" برگردد به جایی که از آن افتاده بود، نه بهخاطر لیاقت، بلکه بهخاطر بیپناهی.
اما پنالتی...
همان لحظهای که انگار زمان ایستاد. طالب ریکانی، مرد روزهای سخت نفتی ها، ایستاد پشت توپ. یک گل، فقط یک گل، و آبادان دوباره بوی لیگ برتر میگرفت. اما توپ... بالاتر رفت. نه به سقف دروازه، به سقف آههای مردم. و حالا پیکان، بیتماشاگر و بیشور، جای نفت را گرفت.
خدا قوت به پیکانیها. اما لیگِ بدون آبادان؟ مثل قهوه بیعطر، مثل موسیقی بیکمانچه است.
جای نفت، جای طالب و یارانش، جای آن محلههایی که با صنعت نفت زندگی میکنند، لیگ برتر است.
حیف شد...
آقای ریکانی، کاش یک لحظه قبل از آن شوت ویران گر، صدای نفسهای "بوارده" را میشنیدی.چه وقت پنالتی خراب کردن بود آقای ریکانی؟
9 673
خطاب به مدیران باشگاه پرسپولیس
مسبب فسخ گلر، باید تنبیه شود
در حقوق، اصلی روشن داریم: وقتی سبب، اقوی از مباشر باشد، مسبب نیز مسئول است. حالا در ماجرای فسخ غیرقانونی گلر تراکتور، این اصل باید فصلالخطاب باشد. تراکتور فقط تماشاچی نبود؛ اغواگر اصلی بود. اصل در دعاوی فسخ، بر نقش فاعل اغواکننده است. وقتی مدیرعامل و مالک باشگاه تراکتور، علناً و مکرراً از این فسخ حمایت کردند، در ادبیات حقوقی یعنی پذیرش مسئولیت مستقیم در اغوا.
اگر رأی علیه گلر بالاخره صادر شد ـ هرچند که از فدراسیون و ارکان آن برای چشمانتظاران عدالت گرم نمیشود ـ مسئولیت تراکتور نباید بیپاسخ بماند. محرومیت بازیکن، آغاز است؛ نه پایان. تراکتور باید پاسخگوی نقشآفرینیاش باشد. این آزمونی تاریخی برای مدیریت پرسپولیس است.
باید به CAS بروید. باید. باید. باید.
وگرنه:
به پرسپولیس خیانت کردهاید.
به هوادارانی که با دل و جان پشتتان ایستادهاند، پشت کردهاید.
بیعرضگی و ترستان از «بالاییها» را علنی کردهاید.
امروز کوتاه بیایید، فردا نوبت ستارههایتان است.
بایستید، بجنگید، و با محرومیت تراکتور، درس عبرتی بسازید برای آنها که خیال میکنند عدالت را هم میشود خرید.
این خواست هواداران است.
9 673
زنوزی:
این حضور ثابت کرد تراکتور پر هوادار ترین تیم آسیاست.
پ.ن:پر هوادارترین تیم قاره، هر شهری رفت با خودش تماشاگر برد. فحش خوردن و گفتن اینها هوادار پرسپولیس هستند! موقع فحش دادن، ما بیشتریم لابد😂
9 673
خطاب به استقلالی ها
سخاوتمندی تان را سپاس
بنشینید، آرام باشید و زیادی خوشحالی نکنید؛ سهمیه آسیایی پرسپولیس، با دست شما بر زمین نیفتاد. ما به خودمان باختیم، نه به شما.
شما اگر امروز هم کوه را جابهجا میکردید، باز هم حریف سپاهان نمیشدید؛ چون اساساً در این فصل، نه زور داشتید، نه افتخار، نه عملکرد، نه هویت. فقط توهمِ رقابت.
حالا دست زدید؟ شادی کردید؟ برای چه؟ برای سومی تیمی که رفت و برگشت در دربی شما را تحقیر کرد؟ برای تیمی که با سخاوتمندی و دست و دلبازی تان ۶ امتیاز از شما گرفت، بیهیچ زحمت اضافهای؟ برای ناکامی تیمی که بارها ثابت کرد حتی در روز بدش هم از شما سرتر است؟
ما سهمیه را از دست دادیم، درست. ولی شما شرافت یک فصل را از دست دادید.
عملکرد تیم شما در فصل جاری، چیزی بیشتر از «ناامیدی ممتد» نبود. نمادِ یک باشگاه پرادعا و کمدستاورد که در مهمترین بزنگاهها، تبدیل به آسانسور افتخار دیگران شد. از صدر جدول تا حیثیت، هرچه بود را دو دستی دادید. مثل همان شش امتیازی که پرسپولیس بدون زحمت از شما گرفت. اگر سهمیه هم به ما نمیرسد، لااقل در حافظهی این فصل، شما زیر دست و پای ما له شدید.
پس لطفاً خوشحالی نکنید از عدم سهمیه پرسپولیس؛ چون شما کاری فراتر از آنچه قبلاً انجام دادید، در توانتان نبود. شما نهایتاً همان تیمی بودید که جلوی ما «ذلیل» شد. و تاریخ، این فصل را با دو دربی فراموشنشدنی به یاد خواهد آورد؛ نه با عدد سهمیه.آخرین بردتان در دربی یادتان هست؟
9 673
پایان فصل، آغاز یک بازنگری
لیگ برتر نیز به خط پایان رسید و پرسپولیس، تیمی با کارنامهای انباشته از افتخار، اینبار تنها با مقام سوم به کار خود پایان داد. در نگاه نخست شاید این سومی، فاجعهای نباشد؛ اما برای تیمی که در قامت قهرمانی و مدعی همیشگی شناخته میشود، چنین نتیجهای نه تنها ناکافیست، بلکه نشانهایست از افولی آرام و نگرانکننده.
از چهار جام ممکن، هیچ جامی بهدست نیامد: تنها توفیق تیم سومی در لیگ بود. نه جامی فتح شد، نه سهمیه آسیایی بهدست آمد، نه بازیای ماندگار در خاطرها نقش بست. شاید تلخ باشد، اما همین ناکامی فراگیر میتواند نعمتی پنهان باشد؛ چراکه توفیق مقطعی، گاه پردهای میشود بر دردهای عمیقتر. اینکه پرسپولیس، به لطف اتفاقات و نتایج سایر رقبا، به شکلی اللهبختکی سهمیهای بگیرد و برخی مدیران پشت آن پنهان شوند، نه در شأن این باشگاه است، نه در طراز هوادارانش.همان بهتر سهمیه مان را از دست استقلال نگرفتیم.
اکنون که هیچ موفقیتی کسب نشده، زمان اصلاح فرا رسیده است. پرسپولیس نیازمند بازنگریست، نه فقط در ترکیب فنی تیم، بلکه از رأس هرم مدیریت تا پایینترین لایهها. تصمیمگیریهای هیجانی، انتخابهای کوتاهمدت، و نبود یک نقشه راه بلندمدت، عواملیست که باید با نگاهی صریح و بیملاحظه نقد شود.
پرسپولیس به هویت فوتبالیاش نیاز دارد، به ثبات فکری و فنی، و به مدیریتی که از جنس فوتبال حرفه ای باشد، نه از جنس حاشیه و شعار. در این مقطع، بیش از هر چیز باید به هوادارانی اندیشید که نه جام میخواهند، نه وعده؛ بلکه صداقت، شفافیت و آیندهای روشن را طلب میکنند.
فصل بعد، فرصتیست دوباره برای ساختن، اما فقط به شرط آنکه امروز را به تماشای ویرانی دیروز نگذرانیم. باید برخاست، با شهامت تصمیم گرفت، و دوباره ساخت؛ پرسپولیس، سزاوار بازگشتی بزرگ است.
9 673
برای مجتبی جباری
تو لااقل متفاوت باش
تو را نه بهچشم یک مربی، که بهچشم "کتابدار و کتابخوان فوتبال ایران" میشناختیم. در دورانی که اغلب همنسلان تو کاغذها را فقط به وقت امضای قرارداد ورق میزنند، تو با چهرهای شبیه پرفسورهای خسته از حقیقت، ایستاده بودی کنار قفسههای ذهنات. ما خیال کردیم با «رورتی» مناظره میکنی، با «نیچه» از اراده میگویی، و در خلوتات نگران «کلایست» هستی که چرا شخصیتهایش همیشه بین واقعیت و خیال گیر میکنند. حالا اما، انگار خودت هم یکی از شخصیتهای او شدهای: دو روز پیش گفتی کرونا داری، ماسک نزدی رفتی جلسه پیشکسوتها، امروز با ماسک راهی اصفهان شدی...
مرد حسابی، اگر قرار بود مثل بقیه شوی، چرا با ما از «بیگانه» آلبر کامو گفتی؟ مگر مورسو آنقدر دروغ شنید که دیگر دلش نخواست دروغ بگوید؟
ما خیال کرده بودیم در کنج کتابخانهات نشستهای، نه برای فرار، که برای خودسازی. گمان میکردیم اگر روزی روی نیمکت بنشینی، با صداقت «اتیکوس» در کشتن مرغ مقلد با بازیکنانت حرف میزنی. نه که ماسک حقیقت را هر روز یک جور بزنی به صورت.
نکند این روزها بیشتر از داستایفسکی، "هنرِ بازی با افکار عمومی" را میخوانی؟ نکند یاد گرفتهای چطور از «پشت پرده» به جای «پشت کتاب» رهبری کنی؟
تو قرار بود کسی باشی که اگر نگوییم مربی بزرگیست، دستکم انسانِ درستیست. اما امروز... کاش همانجا، در پناه کتابهایت میماندی. چون توقع ما از تو "راستی" بود، نه ماسکی برای عبور از نقد.
از طرف کسانی که هنوز فکر میکنند "کتاب" باید فرجام داشته باشد، نه پوشش ، فارغ از رنگ ها و برد و باخت ها از تو می خواهیم ، با بقیه متفاوت باش. خسته ایم از شباهت ها.
9 673
خجالت بکشید ترسوها
آقای تاج!
اگر اندک شرمی هنوز در کشوی میزتان مانده، حالا وقت استفادهاش است. امروز مهدی دادرس، عضو کمیته استیناف، به صراحت اعلام کرده که رأی پرونده دروازهبان تراکتور قبل از ۱۵ اردیبهشت صادر شده؛ یعنی بیش از یک هفته قبل، پرونده از زمین استیناف بیرون رفته. اما عجیبتر آنکه هنوز این رأی ابلاغ نشده! چرا؟
آیا «تهدید آتا» آنقدر سنگین بوده که فدراسیون جرأت نداشته رأی را تا روز آخر لیگ به کسی نشان دهد؟
آیا عدالت در فدراسیون شما، همانقدر الاکلنگی است که یک تیم با «فریاد» حق بیشتری میگیرد و تیم دیگر با «قانون» بازنده میشود؟
تا دیروز میگفتید توپ در زمین کمیته استیناف است، حالا که رأی صادر شده و بیش از یک هفته گذشته، دیگر چه بهانهای دارید؟
آقای تاج! این فدراسیون، فدراسیون عدالت نیست؛ فدراسیون ترس، تعارف و تعلل است. شما باید بابت این بیطرفیِ ننگین، خجالت بکشید. چون فوتبال ایران، گروگان ارادهی کسانی شده که رأی را مینویسند، ولی جرأت ابلاغ آن را ندارندبیانیه دادن هایتان مضحک تر از عدم ابلاغ رأی است. جمع کنید این بساط مسخره را.
9 673
یه جوری از بازی با نفت آبادان حرف می زنند انگار بردشون قطعی است. احتیاط کنید. نفت سوزان است . مقابل سپاهان با هر ترکیبی بروید بازنده اید. برد و باخت شما اهمیتی ندارد.شما در آسیا تبانی می کردید اینجا که جای خود دارد
9 673
پرسپولیس باید کار خودش را بکند
پرسپولیس باید روز بازی با هوادار، فقط به یک چیز فکر کند: بردن. نه به نتیجه استقلال و سپاهان، نه به جدول، نه به اگر و اماها. اگر قرار بود سهمیه آسیایی بگیریم، نباید به مس رفسنجان و نساجی میباختیم. اگر تلاش کافی داشتیم، باید از سپاهان حداقل یک مساوی میگرفتیم، نه اینکه دست خالی زمین را ترک کنیم. حالا که خودمان امتیازها را جا گذاشتهایم، نباید چشمانتظار معجزهای از سمت استقلال باشیم؛ تیمی که خودش یکی از فاجعهبارترین فصلهایش را پشت سر گذاشته.
این البته توجیهی نیست که استقلال در بازی مقابل سپاهان کوتاه بیاید؛ آنها هم مسئولیت حرفهای دارند، برای شرف باشگاه، برای هواداران و برای اعتبار لیگ. اما پرسپولیس هم باید بداند سهمیه گرفتن، چیزی نیست که به نتایج دیگران بند باشد یا با دعا و چشم دوختن به زمینهای دیگر حاصل شود. سهمیه را باید با برد، با اقتدار، و با تمرکز روی بازی خود گرفت.
پس حالا زمانش است که همه انرژی روی برد مقابل هوادار جمع شود. بازی ما، کار ماست؛ نتیجه بازی استقلال، ماجرای خودشان. پرسپولیس بزرگ است، و بزرگی یعنی چشم به دست رقبا نداشتن.بروید ببرید، خوب هم ببرید. بقیه اش خیلی مهم نیست.
9 673
به یاد احمد حیدری؛ کودک آبی دلِ روستای محمدصالحی
✍🏻عبدالصمد ابراهیمی
احمد حیدری رفت... کودک ساده و مهربانی که شبها، نه با قصههای کودکانه، که با رؤیای آبیهای پایتخت به خواب میرفت؛ با پیراهن شماره ۱۰ رامین رضاییان، ستارهای که در چشمهای کوچک او بزرگترین قهرمان دنیا بود. احمد، فرزند مختار، فرزند کوچه هاب خاکی روستای محمدصالحی بندر گناوه، حالا دیگر نیست تا فریاد بزند وقتی استقلال گل میزند؛ نیست تا چشمانتظار بازیهای بعدی بماند؛ نیست تا با عمویش ضرغام، و خانواده استقلالی اش درباره امید به قهرمانی استقلال در جام حذفی حرف بزند.
روستای محمد صالحی، امروز در سوگ احمد، صدایی ندارد. خانهای که همیشه شادی کودکانه میپاشید، حالا لبریز از سکوت سنگین است. پیراهن شماره ۱۰ که احمد با آن شبها میخوابید، هنوز گوشه اتاق مانده، اما احمد نیست که بپوشدش...
باشگاه استقلال، ستارههایش، و بهخصوص رامین رضاییان که قهرمان دل این کودک بود — امروز چشمهای پدر داغدیدهاش مختار، و دلِ مادر زخمخوردهاش را میبینند؟ امروز روح پرکشیده احمد منتظر است تا همان قهرمانهایی که او را به رویا میبردند، حالا در غم فراقش با خانواده اش شریک شوند. شاید دیدار، شاید پیامی، شاید فقط یادی در صفحههای رسمی یا عکسی قبل یا حین بازی... تا مردم روستای محمدصالحی و مردم گناوا بدانند که احمدشان، فقط کودک همان کوچههای خاکی نبود، که دلش در قلب آبیهای ایران جا داشت.
اینجا دیگر فوتبال، فقط فوتبال نیست؛ دیگر شمارهها فقط اعداد نیستند، بلکه جان و امید یک کودکاند، آن وقت مسئولیت شما سنگینتر است. شاید امروز وقت آن است که باشگاه استقلال، رامین رضاییان، و تمام اهالی فوتبال، در کنار خانواده حیدری بایستند؛ داغی را که هیچ واژهای التیام نمیدهد، دستکم با همدلی کمی سبک کنند.
احمد رفت، اما نامش، پیراهنش، و عشقش به آبیها، هنوز در باد میچرخد، بر فراز نخلهای محمدصالحی...کنار ساحل گناوه
واژه ها اگر چه حقیرند اما برای تسلیت به خانواده محترم حیدری-پدر و عموی احمد- که خود از فوتبالیست های خوب گناوه بوده اند چاره ای جز به صف کردن کلمات نیست. روحش شاد قرار دل بی قرارتان برقرار.
9 673
درخواست پزشکیان از هلدینگ خلیج فارس: بودجه مسئولیت اجتماعی تان را خرج تجهیز مدارس کنید.
پ.ن:هلدینگ سال قبل تمام بودجه مسئولیت اجتماعی را پای استقلال ریخت و پول ها بر باد رفت. حالا این فصل دیگر حق ریخت و پاش ندارد.
9 673
حقیرترین نسخه تاریخ استقلال
حالا سقف آرزوها، سوم شدن پرسپولیس است!
چه روزهای غریبی برای استقلال؛ تیمی که روزگاری ادعایش این بوده که تاجِ فوتبال ایران است، حالا سقف آرزوهایش شده سوم شدن رقیب! برای هفته پایانی لیگ، استقلالی که خودش تا همین چند هفته پیش تا لبه سقوط در جدول سر خورده بود، حالا دست به دامان معادلات کودکانه شده: «باید به سپاهان ببازیم، فقط پرسپولیس آسیایی نشود!»
چه سقوطی دردناکتر از این؟ این دیگر باخت در زمین نیست؛ این باخت در شعور هواداری، در مرام ورزش، در عزت نفس و دوپینگ در خود تحقیری است. تیمی که باید برای افتخار خودش بجنگد، حالا تا این حد ذلیل شده که به هر خفتی تن میدهد، فقط نکند پرسپولیس برود پلیآف آسیا. حاضرند روی زمین بخوابند، فقط رقیب دوم نشود. رقیبی که دربی رفت و برگشت آنها را له کرده و بر سر جنازه شان سرود پیروزی خوانده. مرد جنگ رو در رو نیستند و این یعنی قناعت به خاک، یعنی فرار از آسمان.
بازی با سپاهان حالا برای استقلال، نه رقابت فوتبالی، که معامله حیثیت است؛ معاملهای که در آن عدهای حاضرند سه امتیاز را پیشکش کنند، تا بلکه پرسپولیس به آسیا نرود. این همان روزی است که باشگاههای بزرگ از آن میترسند؛ روزی که افتخارشان را نه در پیروزیهای خود، که در شکست دیگران جستوجو میکنند.
استقلالِ امروز، خودش را کوچک کرده؛ باشگاهی که زمانی ادعای نماد شکوه و غرور داشت حالا به جایی رسیده که هوادارش افتخارش این است: «پرسپولیس دوم نشد، سوم شد!»
این یعنی مرگِ روح قهرمانی؛ یعنی قبول حقارت، یعنی دست شستن از همه آن تاج و تخت قدیمی.
و چه خفتی بالاتر از اینکه بزرگترین دلبستگیات در پایان فصل، این باشد که در سالن قرعهکشی آسیایی، نام پرسپولیس خوانده نشود؟
این فوتبال نیست، این سایهی لرزان باشگاهی است که تاج از سرش افتاده، و حالا به زل زدن به لغزش رقیب دلخوش است. پرسپولیس اگر به آسیا نرود دلیلش عملکرد ضعیف خودش مقابل سپاهان است ، شما خودتان را بیش از این حقیر نکنید. تا همین جا هم به اندازه کافی شایسته ترحم هستید. بیش از این دل مان را نسوزاند و مجبورمان نکنید برایتان غصه بخوریم. تیم نیم لای پایین جدول را چه کار به جنگ بالانشین ها. به جشن بقایتان برسید . ما اگر سوم شدیم شما ستاره سوم را بزنید.خدا هیچکس را این چنین ذلیل نکند.
9 673
خیبر، پرسپولیس و شور زودگذرِ خودنمایی
حواشی حاکم بر بازی خیبر خرمآباد و پرسپولیس، فراتر از یک مسابقه ساده فوتبال بود؛ صحنهای از تقابلِ هیجان و تجربه، و البته بازتابی از رفتارهایی که وقتی شهرهای کوچک نمایندهای در لیگ برتر پیدا میکنند، کموبیش تکرار میشود. از فحاشی سکوها به علی علیپور گرفته تا درگیریهای کنار زمین با افشین پیروانی و حاشیههای مقابل رختکن، همه یک نشانه داشت: میل شدید به دیده شدن، حتی به قیمت عبور از خطوط قرمز اخلاقی ورزش.
اتفاقات سالن کنفرانس مطبوعاتی هم تکمیلکننده این فضای پرتنش بود. خبرنگار محلی که با پرسشی حاشیهای مبنی بر اینکه ما قوم لر نسبت به گلر تراکتور تعصب داریم سعی داشت ثابت کند به خاطر همشهری شان مقابل غولی مثل پرسپولیس ایستاده اند پس فحاشی ها موجه است. این حرفها برای خاطرهای است که بعدها در جمع دوستانش بارها و بارها تعریف کند و بگوید دیدید چه دفاع جانانه ای کردم؟. این رفتارها، از سکوها تا سالن کنفرانس، اگرچه ناخوشایند، اما بیدلیل نیست؛ آنها ریشه در تفاوت نگرش فوتبالی و حرفه ای میان مرکز و پیرامون دارند و در عطش تیم های کوچک تر برای سهمی از صحنه اول فوتبال ایران.
پرسپولیس، به عنوان باشگاهی که بزرگیاش فراتر از نتیجههای زمین است، همیشه آماج چنین تلاشهایی بوده؛ از هوادار و عوامل اجرایی و اداری تا برخی از بهاصطلاح خبرنگارانی که میخواهند با یک حاشیهسازی، خود را مطرح کنند. این هجمهها، نشانه ضعف پرسپولیس نیست؛ بلکه سندی بر آن است که حتی در روزهای سخت، بزرگیاش آنقدر هست که دیگران بخواهند با سایهاش برای خود قدی بکشند.
خبرنگار، قاضی نیست؛ مأمور طرح سؤال است، نه صادرکننده حکم. در سالن کنفرانس، حق او پرسیدن است و بس؛ نه خطابهخواندن و نه تلاش برای مطرحکردن خود با حاشیهسازی. حرفهایها میدانند که کنفرانس بعد از بازی، جای عقدهگشایی و خودنمایی نیست؛ آنجا باید از مسائل فنی همان مسابقه پرسید، نه اینکه با ژست قضاوت، بازیگر اصلی صحنه شوند. قضاوت با مردم است، نه با خبرنگاری که میخواهد خاطرهای برای تعریف کردن در قهوهخانه فردا دستوپا کند.
9 673
می خواستند گلر تراکتور کاپیتان روز آخر باشد و جام را بالا ببرد تا ما سکته کنیم حالا حق حضور روی سکوی قهرمانی را هم ندارد. بازیکن محروم تا مادامی که هوادار روی سکوها هست نمی تواند وارد زمین شود. نمونه اش طارمی :
کنفدراسیون فوتبال آسیا مهاجم تیم ملی ایران را به دلیل ورود به زمین بازی با جریمه مالی روبهرو کرد.
کنفدراسیون فوتبال آسیا احکام انضباطیاش را منتشر کرد و بر این اساس بار دیگر مهدی طارمی با جریمه مالی روبرو شد.
در توضیح دلیل جریمه طارمی آمده است: این بازیکن در حالی که در بازی قبلی اخراج شده بود، بلافاصله بعد از سوت پایان بازی وارد زمین شد و با این کار محدودیتی را که روی بازیکنان اخراجی برای عدم ورود به زمین گذاشته شده است زیر پا گذاشت و این بار به پرداخت ۵۰۰۰ دلار جریمه شد.
现已上线!2025 年 Telegram 研究 — 年度关键洞察 
