ch
Feedback
آرشیو کافه دڪلمه ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌

آرشیو کافه دڪلمه ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌

前往频道在 Telegram

ܭߊ‌ܝ‌ܢ̣ܝ‌ߊ‌ܔ ܭَܝ‌ߊ‌ܩܨ با توجـہ بـہ برخے مشکلات زیرساختے ܢ̣ܘ ܭߊ‌ܝ̇ߺߊ‌ܠܙ ܥܼܥ‌‌یܥ‌‌ ܩߊ ܢ̣ܝ݆ߺیوܝ̇ߺܥ‌‌یܥ‌‌ https://t.me/ejazeseeda https://t.me/+AGDoffM0NQcxNzBk ܭَܝ‌وܘ ܩߊ https://t.me/joinchat/gRUKnJLUqiA1OWU0

显示更多

📈 Telegram 频道 آرشیو کافه دڪلمه ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌ 的分析概览

频道 آرشیو کافه دڪلمه ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌ (@ejazeseda) 波斯语 语言赛道中的 是活跃参与者。目前社区聚集了 11 190 名订阅者,在 音乐 类别中位列第 6 883,并在 伊朗 地区排名第 29 306 位。

📊 受众指标与增长动态

自 невідомо 创建以来,项目保持高速增长,吸引了 11 190 名订阅者。

根据 04 十二月, 2025 的最新数据,频道保持稳定运转。过去 30 天订阅人数变化为 -336,过去 24 小时变化为 0,整体触达仍然可观。

  • 认证状态: 未认证
  • 互动率 (ER): 平均受众互动率为 0%。内容发布后 24 小时内通常能获得 N/A% 的反应,占订阅者总量。
  • 帖子覆盖: 每篇帖子平均可获得 0 次浏览,首日通常累积 0 次浏览。
  • 互动与反馈: 受众积极参与,单帖平均反应数为 0。
  • 主题关注点: 内容集中在 ڪــاٰڡ࣪ࣾه࣬, دࣸڪــلۙمۘه࣬, اٰڪــاٰدࣸمۘݺ࣮, gap, دࣸڪلۙمۘه࣬ 等核心主题上。

📝 描述与内容策略

作者将该频道定位为表达主观观点的平台:
“ܭߊ‌ܝ‌ܢ̣ܝ‌ߊ‌ܔ ܭَܝ‌ߊ‌ܩܨ با توجـہ بـہ برخے مشکلات زیرساختے ܢ̣ܘ ܭߊ‌ܝ̇ߺߊ‌ܠܙ ܥܼܥ‌‌یܥ‌‌ ܩߊ ܢ̣ܝ݆ߺیوܝ̇ߺܥ‌‌یܥ‌‌ https://t.me/ejazeseeda https://t.me/+AGDoffM0NQcxNzBk ܭَܝ‌وܘ ܩߊ https://t.me/joinchat/gRUKnJLUqiA1OWU0”

凭借高频更新(最新数据采集于 05 十二月, 2025),频道始终保持新鲜度与高覆盖。分析显示受众积极互动,使其成为 音乐 类别中的关键影响点。

11 190
订阅者
无数据24 小时
-787 天
-33630 天
帖子存档
⚜💎کافه دکلمه💎⚜ 📝به قلم:#احمد_شاملو 🎙گوينده:#بانو_سودا چه جالب است ناز را می کشیم؛ آه را می کشیم؛ انتظار را می کشیم؛ فریاد را می کشیم؛ درد را می کشیم؛ ولی بعد از این همه سال، آنقدر نقاش خوبی نشده ایم که بتوانیم دست بکشیم ! " از هر آنچه آزارمان میدهد" #صدای_ماندگار #آنچه_شما_خوانده_اید ‌╔════════════════╗   ⚜💎𝑪𝓪𝓯𝓮  𝑫𝓮𝓴𝓵𝓪𝓶𝓮𝓱💎⚜ ╚════════════════╝

⚜💎کافه دکلمه💎⚜ 🌟 چالش نویسندگی کافه دکلمه 🌟 ✅موضوع چالش: ☑️"" دوست دارید مخاطب نوشته هاتون چه کسی یا چه کسانی باشند؟👌" 🔷#نوشته_اولیه 👇👇👇 "مخاطبان نوشته‌هایم" هنگامی که قلم به دست می‌گیرم، دل‌های بیداری را می‌بینم که به دنبال معنایی ژرف در میان واژه‌ها می‌گردند. من برای آنان می‌نویسم؛ برای جوانانی که رؤیاهای بلند در سر می‌پرورانند و برای پیرانی که گنجینۀ خاطراتشان، سرشار از تجربه‌های ناب است. همچنین، قلمم را به سوی مادران و پدرانی نشانه می‌روم که با مهر بی‌پایانشان، عشق را معنا می‌کنند. برای کودکانی می‌نویسم که با نگاه پاکشان، زیبایی‌های پنهان جهان را می‌بینند؛ و برای عاشقانی که هنوز به جادوی کلمات ایمان دارند. سرانجام، می‌نویسم برای خویشتن خویش؛ برای ثبت لحظه‌های ناب هستی و التیام زخم‌های روح. باشد که این کلمات، میراثی ماندگار از احساسات من برای آیندگان باشد. شاید تو، که اکنون این سطرها را می‌خوانی، مخاطب من باشی؛ یا شاید نسل‌های آینده. اما یقین دارم که این واژه‌ها، در دل هر که بنشیند، با او همراه خواهد شد. •*¨*•.¸¸☆•*¨*•.¸¸☆•*¨*•.¸¸☆ ⚜⚜⚜⚜⚜⚜⚜⚜⚜⚜⚜⚜⚜ #نقد_بانو_گلابتون👇👇👇 درودها دنیا جان اول اینکه متشکرم در چالش ها شرکت می کنی و اینکه ما رو با قلم زیبات آشنا می کنی یه موردی که تو این چندتا نوشته دیدم از دستت انگاری در میره ویرگول های اضافه است ویرگول جایی بگذار که اگر نگذاری برای خواننده ابهام ممکنه ایجاد کنه مثلا : همچنین قلمم را نیازی به ویرگول بین همچنین و قلمم نیست چچند مورد دیگه هست دوست دارم خودت اصلاح کنی واقعا نوشته زیبایی قلم زدی افرین به فکر بازی که داشتی فقط یه نکته قلمم را به سوی مادران و پدران نشانه می روم رو با جمله بهتری جایگزین کن مثلا: قلمم را با مادران و پدرانی آشنا می کنم که... بعد اصلاح ویرگول های اضافه و موردی که اشاره شد ⚜⚜⚜⚜⚜⚜⚜⚜⚜⚜⚜⚜⚜ •*¨*•.¸¸☆•*¨*•.¸¸☆•*¨*•.¸¸☆ 🔶#نوشته_اصلاح_شده 🖇منتقد:#بانو_راحله_اصغری(#گلابتون) 👇👇👇 "مخاطبان نوشته‌هایم" هنگامی که قلم به دست می‌گیرم، دل‌های بیداری را می‌بینم که به دنبال معنایی ژرف در میان واژه‌ها می‌گردند. من برای آنان می‌نویسم؛ برای جوانانی که رؤیاهای بلند در سر می‌پرورانند و برای پیرانی که گنجینۀ خاطراتشان سرشار از تجربه‌های ناب است. همچنین قلمم را با مادران و پدرانی آشنا می‌کنم که با مهر بی‌پایانشان عشق را معنا می‌کنند. برای کودکانی می‌نویسم که با نگاه پاکشان زیبایی‌های پنهان جهان را می‌بینند و برای عاشقانی که هنوز به جادوی کلمات ایمان دارند. سرانجام می‌نویسم برای خویشتن خویش؛ برای ثبت لحظه‌های ناب هستی و التیام زخم‌های روح. باشد که این کلمات میراثی ماندگار از احساسات من برای آیندگان باشد. شاید تو که اکنون این سطرها را می‌خوانی مخاطب من باشی یا شاید نسل‌های آینده. اما یقین دارم که این واژه‌ها در دل هر که بنشیند با او همراه خواهد شد. 🖋#بانو_دنیا_سادات_هاشمی👏👏👏🥰 با آرزوی موفقیت برای شما بانو🦋 ‌╔════════════════╗   ⚜💎𝑪𝓪𝓯𝓮  𝑫𝓮𝓴𝓵𝓪𝓶𝓮𝓱💎⚜ ╚════════════════╝ ‌

⚜💎کافه دکلمه💎⚜ 📝به قلم:#اکرم_نورانی 🎙گوينده:#بانو_فهیمه_ثابت ‍ وناگهان دلمن  یاد مادرت افتاد ..... اللهم صل علے فاطمة وابیها وبعلها وبنیها..... #صدای_ماندگار #آنچه_شما_خوانده_اید ‌╔════════════════╗   ⚜💎𝑪𝓪𝓯𝓮  𝑫𝓮𝓴𝓵𝓪𝓶𝓮𝓱💎⚜ ╚════════════════╝

⚜💎کافه دکلمه💎⚜ ✨️🎭 سناریو و نمایشنامه 🎭✨️ 📍🖇زندگی نمایشنامه‌ایست که بر پرده دل نقش بسته و با بیانی غریب اجرا میشود🎤 🫧 🌬🎤🌬🎤🌬🎤🌬🎤🌬🎤 🗣🌬با صدای تو تمامی دیالوگ های تنهایی به عاشقانه ای خاص بدل میشود🌸🍃 🎭🎤🎭🎤🎭🎤🎭🎤🎭🎤 ⏰️🌤اجرای نمایشنامه و سناریو در ویسکال گروه ساعت 1⃣5⃣➖1⃣7⃣ 🎤لیدر تایم: 🦋 جناب مصطفی 🦋 🎭🎤علاقه مندان به این حرفه منتظر حضور شما فرهیختگان و اجراهای زیبای شما  هستیم ‌╔════════════════╗   ⚜💎𝑪𝓪𝓯𝓮  𝑫𝓮𝓴𝓵𝓪𝓶𝓮𝓱💎⚜ ╚════════════════╝

⚜💎کافه دکلمه💎⚜ 🌟 چالش نویسندگی کافه دکلمه 🌟 ✅موضوع چالش: ☑️"" دوست دارید مخاطب نوشته هاتون چه کسی یا چه کسانی باشند؟👌" 🔷#نوشته_اولیه 👇👇👇 "مخاطبان نوشته‌هایم" از چه چیز او بنویسم ؟ از مهربانی هایش ؟ از اخلاقش ؟ از رفتارش؟ مخاطب من کسی است که درد و رنج زیادی کشیده وقتی به او فکر می کنم با خود می‌گویم : خدایا او هم بنده ای از بندگان توست گناه دارد چرا او را امتحان می کنی تا صبر و تحملش را محک بزنی ؟ او مثل یه ناجی ای است که خود را کنار میکشد تا نگذارد کسی درد و سختی بکشد وقتی با او حرف می زنم می‌توانم حسش کنم که چقدر مهربان است قلب صافی دارد و کمک می کند اخلاقش بیشتر مرا جذب خود میکند گاهی مهربان شوخ طبع ، جدی، عصبی، انگار که میداند در کجا احساس خود را نشان دهد تا بتوانم او را بیشتر درک کنم رفتارش شیرین و مهربان است اما هر که با او رفتار بدی کند او هم با آن شخص بد می شود و نادیده اش می گیرد میتوانم او را بیشتر درک کنم تا بتوانم لطف هایش را جبران کنم خوشحالم از اینکه با او آشنا شده ام بدون او نمیدانستم چه کنم ممنون •*¨*•.¸¸☆•*¨*•.¸¸☆•*¨*•.¸¸☆ ⚜⚜⚜⚜⚜⚜⚜⚜⚜⚜⚜⚜⚜ #نقد_بانو_گلابتون👇👇👇 درود میوارانای عزیز کنار می کشد جذب خود می کند انگار که می داند بدون او نمی دانستم این فعل ها اصلاح بشن کلمه ممنون حذف بشه ⚜⚜⚜⚜⚜⚜⚜⚜⚜⚜⚜⚜⚜ •*¨*•.¸¸☆•*¨*•.¸¸☆•*¨*•.¸¸☆ 🔶#نوشته_اصلاح_شده 🖇منتقد:#بانو_راحله_اصغری(#گلابتون) 👇👇👇 ً مخاطب نوشته هایم ً از چه چیز او بنویسم ؟ از مهربانی هایش ؟ از اخلاقش ؟ از رفتارش؟ مخاطب من کسی است که درد و رنج زیادی کشیده وقتی به او فکر می کنم با خود می‌گویم : خدایا او هم بنده ای از بندگان توست گناه دارد چرا او را امتحان می کنی تا صبر و تحملش را محک بزنی ؟ او مثل یه ناجی ای است که خود را کنار می‌کشد تا نگذارد کسی درد و سختی بکشد وقتی با او حرف می زنم می‌توانم حسش کنم که چقدر مهربان است قلب صافی دارد و کمک می کند اخلاقش بیشتر مرا جذب خود می کند گاهی مهربان شوخ طبع ، جدی، عصبی، انگار که می‌داند در کجا احساس خود را نشان دهد تا بتوانم او را بیشتر درک کنم رفتارش شیرین و مهربان است اما هر که با او رفتار بدی کند او هم با آن شخص بد می شود و نادیده اش می گیرد میتوانم او را بیشتر درک کنم تا بتوانم لطف هایش را جبران کنم خوشحالم از اینکه با او آشنا شده ام بدون او نمی دانستم چه کنم 🖋#بانو_میوارانا👏👏👏🥰 با آرزوی موفقیت برای شما بانو🦋 ‌╔════════════════╗   ⚜💎𝑪𝓪𝓯𝓮  𝑫𝓮𝓴𝓵𝓪𝓶𝓮𝓱💎⚜ ╚════════════════╝

⚜💎کافه دکلمه💎⚜ 📝به قلم:#🦋 🎙گوينده:#استادمحمد_فولادیان 🖤حضرت زهرا (س)🖤 حضرت حیدر بنام فاطمه حساس بود... خلقت از روز ازل مدیون عطر یاس بود اے ڪہ بستی راہ را در ڪوچہ ها بر فاطمه گردنت را مے شڪست آنجا اگر عباس بود... ⚫️شهادت بانوی دوعالم حضرت فاطمه الزهرا (س)تسلیت باد⚫️ #ویژه_ایام_فاطمیه #صدای_ماندگار #آنچه_شما_خوانده_اید ‌╔════════════════╗   ⚜💎𝑪𝓪𝓯𝓮  𝑫𝓮𝓴𝓵𝓪𝓶𝓮𝓱💎⚜ ╚════════════════╝

⚜💎کافه دکلمه💎⚜ ✨️🎭 سناریو و نمایشنامه 🎭✨️ 📍🖇زندگی نمایشنامه‌ایست که بر پرده دل نقش بسته و با بیانی غریب اجرا میشود🎤 🫧 🌬🎤🌬🎤🌬🎤🌬🎤🌬🎤 🗣🌬با صدای تو تمامی دیالوگ های تنهایی به عاشقانه ای خاص بدل میشود🌸🍃 🎭🎤🎭🎤🎭🎤🎭🎤🎭🎤 ⏰️🌤اجرای نمایشنامه و سناریو در ویسکال گروه ساعت 1⃣5⃣➖1⃣7⃣ 🎤لیدر تایم: 🦋 جناب مصطفی 🦋 🎭🎤علاقه مندان به این حرفه منتظر حضور شما فرهیختگان و اجراهای زیبای شما  هستیم ‌╔════════════════╗   ⚜💎𝑪𝓪𝓯𝓮  𝑫𝓮𝓴𝓵𝓪𝓶𝓮𝓱💎⚜ ╚════════════════╝

⚜💎کافه دکلمه💎⚜ ⚜💎 پادکست یادمان فاطمیه 💎⚜ 🕯️🩸 صدای عشق در سوگ زهرا(س) 🩸🕯️ 🥀 روایتی از مظلومیت بانوی دو عالم🥀                         🎙گویندگان🎙 #بانو_سحر_شعاعی #جناب_پویا #بانوی_شرقی #جناب_علیرضا #بانو_دنیا_هاشمی #جناب_محمد_فولادیان #بانو_نیلوفر_دریایی #جناب_حسین #بانو_گلی #جناب_ابراهیمی #بانو_ستاره_حسینی       🎼#ادیت_بانو_سحر_شعاعی 🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀          "در محضر کوثر، نجوای دل" ‌╔════════════════╗   ⚜💎𝑪𝓪𝓯𝓮  𝑫𝓮𝓴𝓵𝓪𝓶𝓮𝓱💎⚜ ╚════════════════╝

⚜💎کافه دکلمه💎⚜ 📝به قلم:#سیدعلی_صالحی 🎙گوينده:#استاد_امید_حسین زاده میراث نبودنت جنون هر روزه‌ای‌ست که صبح به صبح مرا سمت قاب عکست می‌کشاند تا در آغوشت بکشم ببوسمت صبح بخیر بگویم و از تصویرت دوستت دارم تحویل بگیرم. #صدای_ماندگار #آنچه_شما_خوانده_اید ‌╔════════════════╗   ⚜💎𝑪𝓪𝓯𝓮  𝑫𝓮𝓴𝓵𝓪𝓶𝓮𝓱💎⚜ ╚════════════════╝

   ⚜💎 کافه دکلمه💎⚜ سلام دوستان کافه دکلمه 🌼آکادمی کافه دکلمه منتظر دریافت آثارزیبای شما و شنیدن صدای  گرم  شما دوستان هنرمند  است 🌼 دوستان میتوانند باتوجه به موضوعات ذیل کارهای زیبای خود را با دیگر دوستان در کانال کافه دکلمه به اشتراک بگذارند ۱. پست شب بخیر وصبح بخیر ۲.داستان صوتی ۳.حکایت و ضرب المثل ۴.کار گروهی ۵.شعر ۶.دکلمه 🌼لطفا برای توضیحات بیشتر به آیدی های ذیل مراجعه نمایید مدیران کانال و گروه @Nilofardaryayiy @Nargesnnn مالک @mf15906 پیج اینستاگرام ما https://instagram.com/ejazeseda?utm_source=qr&igshid=MzNlNGNkZWQ4Mg%3D%3D 🦋ضمن قدردانی از عزیزانی که برای کانال کافه دکلمه ارسالی های زیباشون رو میفرستند ذکر یک نکته ضروری می‌باشد . عزیزان اجرایی که امضای کار نداشته باشه هویت نداره، بنابراین ارزش و کیفیت اجراتون پایین میاد ، ضروری هست تمام اجراها نام گوینده و نویسنده در پایان کار ذکر بشه هم بعنوان احترام به حقوق مجری وهم حفظ حقوق نویسنده ، ممنون و سپاسگزار همراهی و توجه شما هستیم🙏     🎼 باتشکر 🌼منتظر شنیدن صدای گرم شما هستیم🌼 مدیریت آکادمی کافه دکلمه ⚜💎 کافه دکلمه💎⚜ ‌╔════════════════╗   ⚜💎𝑪𝓪𝓯𝓮  𝑫𝓮𝓴𝓵𝓪𝓶𝓮𝓱💎⚜ ╚════════════════╝

⚜💎کافه دکلمه💎⚜ تا كه نامت بر زبان آمد ، زبان آتش گرفت سوختم چندان كه مغز استخوان آتش گرفت حیدر آمد خاک همچون باد، گرم گریه
⚜💎کافه دکلمه💎⚜ تا كه نامت بر زبان آمد ، زبان آتش گرفت سوختم چندان كه مغز استخوان آتش گرفت حیدر آمد خاک همچون باد، گرم گریه شد خواست تا غسلت دهد، آب روان آتش گرفت سالروز شهادت بی بی دو عالم فاطمه ی زهرا (س) بر همه ی  اهل عالم تسلیت. 🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴 ‌╔════════════════╗   ⚜💎𝑪𝓪𝓯𝓮  𝑫𝓮𝓴𝓵𝓪𝓶𝓮𝓱💎⚜ ╚════════════════╝

⚜💎کافه دکلمه💎⚜ لحظه های زنـدگی پـراز حس ناب عـشـق اسـت آرزو می کنم هرچیز خـوبی که خـواهانش هستید بـه همین زودی هـا در دستان
⚜💎کافه دکلمه💎⚜ لحظه های زنـدگی پـراز حس ناب عـشـق اسـت آرزو می کنم هرچیز خـوبی که خـواهانش هستید بـه همین زودی هـا در دستانتان قرار بگیرد لحظه هاتون پراز حس های قشنگ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌سلام صبح پنچ شنبه تون بخیر دوستان🦋🦋🦋 ‌╔════════════════╗   ⚜💎𝑪𝓪𝓯𝓮  𝑫𝓮𝓴𝓵𝓪𝓶𝓮𝓱💎⚜ ╚════════════════╝

⚜💎کافه دکلمه💎⚜ 📝به قلم:#دریا_زکی_زاده 🎙گوينده:#بانو_ستاره_حسینی بغضـــی است که در گلوی من جا مانده عکسی است که روبه روی من جا مانده #صدای_ماندگار #آنچه_شما_خوانده_اید ‌╔════════════════╗   ⚜💎𝑪𝓪𝓯𝓮  𝑫𝓮𝓴𝓵𝓪𝓶𝓮𝓱💎⚜ ╚════════════════╝

⚜💎کافه دکلمه💎⚜ 🌟 چالش نویسندگی کافه دکلمه 🌟 ✅موضوع چالش: ☑️"" دوست دارید مخاطب نوشته هاتون چه کسی یا چه کسانی باشند؟👌" 🔷#نوشته_اولیه 👇👇👇 "مخاطبان نوشته‌هایم" وقتی شروع به نوشتن می‌کنم اول روح های آسیب دیده به سمت مغزم هجوم می آورند، که مرا بنویس؛ آهای با توام ازمن بنویس از منی که زخم خوردم درد کشیدم؛ و دیگری فریاد می‌زند ازمن ازمن بنویس و بگو چقدر سختی کشیده ام بنویس و بگو آهای مردم کمتر به فکر این دنیای کنونی باشید همه چیز آن طرف است. در ذهنم همهمه‌ای می‌شود، یک نفر آن طرف تر در گوشه ی دور زمزمه می‌کند: من را جا نگذاری  یادت نرود از خوبی پدرو مادر، خواهر و برادر، از خوبی دوست و رفیق هم بگویی. باز صدای آرام می‌گوید: یادت نرود که از خیانت هم بگویی، از زندگی تلخ و شیرین هم بگویی. بر میگردم به عقب به آنجایی که یک نفر در گوشه ای تاریک نشسته است، پاهایش را درون شکمش جمع کرده، باترس و لرز می‌گوید: پس من چی؟ منی که روحم جسم آسیب دیده، منی که درد کشیدم، آیا جرم و جنایت دروغ و ربا...سرش را بالا آورد نگاهم کرد، فریاد زد: چرا ازاینها نمی نویسی؟ مگر تو نویسنده نیستی؟ بنویس از همه ی اینا از فساد بگو که چه بر سر مردم می آورد. برگشتم به پشت سرم نگاه کردم، دیدم یک نفر پشت میله ها نشسته است  با خود حرف میزند: قیمت آزادی چند است؟ رفتم جلوتر دقیقا روبه روی او ایستادم، وقتی مرا دید گفت: تو نویسنده هستی؟ برایم از آزادی بنویس؟ از رهای بنویس. خواستم برگردم بروم که یکی صدایم زد و گفت: از خدا بنویس، از عشق به او(خدا) بنویس. سرم را به سمت صدا چرخاندم دیدم آن" زمان" است و دیگری"آینده" و کناریش"حال" ودیگری"روزگار" است اینجا نگران زندگی شدم پس او کجاست ای داد سرنوشت کجا رفت؟!! آشفته شدم، نگران بودم که روزگار گفت: نگران زندگی نباش اون با پستی و بلندی ساخت اما سرنوشت سرد شد یخ زد. اینجا  از نوشتن باز ماندم، و یادم آمد هستن آدمانی که در دنیائی به نام "دنیایی سرد" به سر می‌برند دنیایی عاری از احساس، خالی از عشق، محبت، دوست داشتن و دوست داشته شدن. اینها مخاطبان من هستن؛ مخاطبانی پراز درد و رنج و تنهایی. (در آخر نوشتم از روزگار و حال آینده زمان و زندگی و سرنوشت. اینجا نویسنده در پایان  متوجه شده آن صداهای درون ذهن مال این چند چیز مهم ساختار شخصیت آدمی است. از زبان هرکدوم چیزهای گفته شد که اکثر ماها درگیر آن هستیم. امیدوارم تمام  این ها حل شود برای آدمانی که درد سختی رنج زیادی کشیده اند. •*¨*•.¸¸☆•*¨*•.¸¸☆•*¨*•.¸¸☆ 🔶#نوشته_اصلاح_شده 🖇منتقد:#بانو_راحله_اصغری(#گلابتون) 👇👇👇 "مخاطبان‌خاص‌نوشته‌هایم" وقتی شروع به نوشتن می‌کنم اول روح های آسیب دیده به سمت مغزم هجوم می آورند، که مرا بنویس؛ آهای با توام ازمن بنویس از منی که زخم خوردم درد کشیدم؛ و دیگری فریاد می‌زند ازمن ازمن بنویس و بگو چقدر سختی کشیده ام بنویس و بگو آهای مردم کمتر به فکر این دنیای کنونی باشید همه چیز آن طرف است. در ذهنم همهمه‌ای می‌شود، یک نفر آن طرف تر در گوشه ی دور زمزمه می‌کند: من را جا نگذاری  یادت نرود از خوبی پدرو مادر، خواهر و برادر، از خوبی دوست و رفیق هم بگویی. باز صدای آرام می‌گوید: یادت نرود که از خیانت هم بگویی، از زندگی تلخ و شیرین هم بگویی. بر می گردم به عقب به آنجایی که یک نفر در گوشه ای تاریک نشسته است، پاهایش را درون شکمش جمع کرده، باترس و لرز می‌گوید: پس من چی؟ منی که روحم جسمم آسیب دیده، منی که درد کشیدم، آیا جرم و جنایت دروغ و ربا...سرش را آورد بالا نگاهم کرد، فریاد زد: چرا ازاینها نمی نویسی؟ مگر تو نویسنده نیستی؟ بنویس از همه اینها از فساد بگو که چه بر سر مردم می آورد. برگشتم به پشت سرم نگاه کردم، دیدم یک نفر پشت میله ها نشسته است  با خود حرف می زند: قیمت آزادی چند؟ رفتم جلوتر دقیقا روبه روی او ایستادم، وقتی مرا دید گفت: تو نویسنده هستی؟ برایم از آزادی بنویس؟ از رهایی بنویس. خواستم برگردم بروم که یکی صدایم زد و گفت: از خدا بنویس، از عشق به خدا بنویس. سرم را به سمت صدا چرخاندم دیدم آن" زمان" است و دیگری"آینده" و کناریش"حال" ودیگری"روزگار" است اینجا نگران زندگی شدم پس او کجاست ای داد سرنوشت کجا رفت؟!! آشفته شدم، نگران بودم که روزگار گفت: نگران زندگی نباش که به پستی و بلندی ساخت، اما سرنوشت سرد شد یخ زد. اینجا  از نوشتن باز ماندم، و یادم آمد هستند آدم هایی که در دنیایی به نام دنیایی سرد به سر می‌برند دنیایی عاری از احساس، خالی از عشق، محبت، دوست داشتن و دوست داشته شدن. اینها مخاطبان من هستن؛ مخاطبانی پراز درد و رنج و تنهایی. 🖋#بانو_متین👏👏👏🥰 با آرزوی موفقیت برای شما بانو🦋 ‌╔════════════════╗   ⚜💎𝑪𝓪𝓯𝓮  𝑫𝓮𝓴𝓵𝓪𝓶𝓮𝓱💎⚜ ╚════════════════╝ ‌