468
订阅者
-124 小时
无数据7 天
-130 天
帖子存档
468
یه روز میرم ادلو بغل میکنم بهش میگم با وجود شما همه ی بغض هام به گریه بدل شد.مرسی که هستی ^-^
468
یجوری طلبکارین انگار قرارداد بستم همیشه حلال مشکلاتتون باشم. برو تو صف باو من خودم کل هیکلم مشکله. -.-
468
"Whose are you?" asked the man and held her closer, looking deep in her eyes, waiting for the answer...
"You, sir." she whispered softly.
