479
订阅者
-124 小时
-27 天
-830 天
帖子存档
479
بنظرم باید برعکس میبود. فرمانرواها باید زن میبودن. اون وقت، وقتی مشکلی پیش میومد فکر اون سربازی که زن و بچه ش منتظرشن باعث میشد همه جنگا کنسل شه.
479
شجریان که میگه «ابر میبارد و من میشوم از یار جدا» خوشحالترین آدم دنیا هم میشینه خون گریه میکنه.
479
من دارم رو خودم کار مى کنم که به دختراى خوشگل حسودى نکنم.ولى پسراى خوشگل حقيقتن انصافانه نيس خلقتشون.داى داى داى.
479
یاد گرفتین کلکا. دیگه نیم سانت اضافه رژ نمیزنین.
ولی بذارید اشاره کنم همون دو میلی متری عم که میزنین هنوز خیطه. نزنین لنتیا.
479
طرفای سعدی هنوز میس یو رایج نشده بود اینجوری ابراز دلتنگی میکردن :
دوش دور از رویت ای جان،جانم از غم تب داشت.
ابرچشمم بر رخ از سودای تو سیلاب داشت.
