ch
Feedback
SevenHells

SevenHells

前往频道在 Telegram

زندگی کوتاهه ولی نه به‌اندازهٔ کافی.

显示更多
468
订阅者
无数据24 小时
-27 天
-730 天
帖子存档
بچه‌ها متنی دارید که دوست دارید ترجمه یا ویرایش کنید و براتون دیر یا زودش مسئله نیست برام بفرستید. برای رزومه‌م می‌خوام و براتون رایگان انجامش می‌دم.

کاش دو تا تیکه بودم. یه تیکه‌م می‌خوابید و یه تیکه‌م کار می‌کرد. 🫠

اضطرابم رخت بربسته و افسردگیم داره وسط میدون جولان می‌ده. حسم رو نمی‌دونم چطور توضیف کنم. قبلاً بین افسردگی و تضطراب یورتمه می‌رفتم. افسردگی منو کرخت و بی‌روح می‌کرد و اضطراب منو به تکاپو می‌نداخت. حالا که دیگه تکاپویی نیست، من موندم و کرختی. توی مالیخولیایی‌ترین صحنه‌ها خودم رو می‌بینم. می‌بینم که افتادم وسط چاه و بارون داره سطح آبو میاره بالا و من نشستم به تماشا. می‌بینم که از روی بلندترین صخرهٔ دنیا افتادم و بین زمین و هوا با تمام وجود شکستن استخون‌هام رو پذیرفتم. می‌بینم که وسط جنگ پزشک میاد بالا سرم و می‌گه نمی‌شه نجاتش داد بندازیدش کنار کشته‌ها. می‌بینم که کشتی داره غرق می‌شه و من ویولون می‌نوازم. می‌بینم که دارم غرق می‌شم ولی دستمو دراز نمی‌کنم. می‌بینم، می‌بینم، می‌بینم. فقط می‌بینم، مثل یک ماهی که جز تماشای دنیا کاری توی تنگ کوچیکش نداره. می‌بینم، می‌بینم که بچهٔ خانواده با چنگال اومده بالا سرم ولی فقط می‌بینم. نه شنا می‌کنم نه چشمامو می‌بندم. انگار یک دست نامرئی پلکامو باز نگه می‌داره و می‌گه نگاه کن، شکنجه شو. من هم از جنگیدن دست کشیده‌م، و فقط تن می‌دم به مردن و مردن و مردن.

مامانم برام شلوار دوخته بود و می‌خواست برام بفرسته. وقتی دستم رسید دیدم وسط شلوار تا شده، برام پنج تا شکلات و یه مشت پسته قایم کرده. همینقدر لطیف و مامان‌بزرگ.

طرح صیانت چی میگه دوباره؟ دیگه چی مونده واسه صیانت؟ همه رو که فیلتر کردن! :))

بچه‌ها من واقعاً نمی‌تونم چیز خاصی بگم. بفهمید. ازم ناراحت نشید لطفاً. با اینکه می‌خوام خیلی چیزها بگم ولی واقعاً نمی‌توانم.

روزی که علامت‌گذاری رو درست یاد بگیرم عید منه. هر روز یادم می‌ره. 😑

Repost from ویر،گول
نمی‌دانم داستان تانیا را چطور بگویم، حتی نمی‌دانم گفتنش چه اهمیتی دارد، تانیا قهرمان نبود، حتی گاهی فکر می‌کنم بُزدل بود. رشته‌های نازک فراوانی که او را به زندگی وصل می‌کردند یکی‌یکی پاره شدند و او مرگ را بر زندگی ترجیح داد. قبل از اینکه شیر گاز را باز کند، درز همه درها و پنجره‌ها را با نوار چسب گرفت، ظرف‌ها را هم شست. نمی‌دانم باید از اینکه او با این نظم و ترتیب مقدمات مرگش را فراهم کرده بود عصبانی باشم یا آن را آخرین نشانه میلش به ادامه زندگی بدانم. میبینمش که جلوی سینک ظرفشویی ایستاده و ظرف ها را با وسواس میشود. انگار مهم ترین کاری است که در آن لحظه باید انجام داد چون چیزی را که باید به زودی با آن مواجه شود را به تاخیر می اندازد، تنهایی مرگ... @virgooolll

اینطوریه که Bojack Horseman و Shameless منو به اعماق افسردگی فرو می‌برن و تا حالم بهتر می‌شه دوباره هوس می‌کنم ببینمشون و دوباره به کف افسردگی برگردم.

ساندیس یه ری‌برندینگ کامل می‌خواد. اولم باید اسمشو عوض کنه. این حجم از connotation منفی هیچ‌وقت پاک نمی‌شه. :)))

خیلی خوبین بچه‌ها 🫂

بچه‌ها اگه جدیدا وی‌پی‌ان خوبی خریدین بگین منم برم بخرم. اسپید وی‌پی‌ان داشتم که درگاه فروشش به فاک رفته.🚶

از بیکاری خسته‌م. واقعا خسته‌م. از فکر کردن به مشکلات هم خسته‌م. دلم می‌خواد فرار کنم. برم جایی که هیچ‌کس نیست. گوجه بادمجون بکارم، با آسیاب دستی گندم آرد کنم و موقع نون پختن بیفتم توی تنور این زندگی قلاکت‌بار تموم بشه بره.

اینقد یه فیلترشکن خیره شدم و از بی‌حوصلگی سودوکو حل کردم همه‌چیو فیلترشکن و سودوکو می‌بینم. خلاقیتم داره به درجات زیر صفر می‌رسه. :)))

این چنلو جوین شید. بیشتر پروکسیاش کار می‌کنه.

❗️طالبان گفته ایران رو بخاطر نقض قوانین بین المللی و حقوق بشر تحریم میکنیم.😔😂 دیگ به دیگ میگه این پروکسی رو بزن روت سفید شه 🆔 @ProxyHagh ☜

باهام صحبت کرده که اگه می‌خوای واقعا تلاشت به جایی برسه نباید خالی کنی. تنبلی نکن. منم اینقد مغرورم می‌خوام ده روز دیگه هم تنبلی کنم فکر نکنه حرفش روم اثر گذاشته. جوان ایرانی این‌گونه هزینه می‌ده پای غرورش آقای قاضی.

آدمی که بدونه کجا خفه شه کجا حرف بزنه از فرانسیم هم کمیاب‌تره.

حالا جیبمون خالی خالیم نبود، ولی با این وضع اینترنت دیگه کم کم محل جفت‌گیری شپش‌ها می‌شه.