468
订阅者
无数据24 小时
-27 天
-730 天
帖子存档
468
" مثل یک آدم برفی که دارد پخش میشود کف زمین، جوانی ام را میبینم که دارد زیر آفتاب زمان پخش و پخش تر میشود. وا میرود. دکمه هایش -چشم هایش- میافتند. لبخندش وا میرود. میبینم که دو دکمه ی سیاه و یک هویج زل زده اند به خورشید، و میدانم، دیگر هیچ بازگشتی نخواهد بود. "
468
این جمله که " اگه کسی برات وقت نمیذاره سرش شلوغ نیست، تو اولویتش نیستی " چقدر مسخره ست. فکر کن مثلن یارو بخاطر تو سه شیفت بره سرکار. وقتی برمیگرده بگی " برام وقت نمیذاری جزو اولویتات نیستم :) ". خب مرض. قدر نشناس خر.
468
But if he breaks your heart like lovers do...
Just know that I'll be waiting here, for you...
468
راستش غم تو دلم لونه کرده. ازین لونه ها که ده دوازده تا جوجه ی زشت توشه و دلت نمیاد بندازیش دور.
468
" شاید تنها دلیل زنده بودن من، عاشق تو بودن باشد. هیچ چیزی در مقایسه با عشق تو به من اشتیاق زندگی نمیبخشد... "
468
ثبت کردن خاطرات خیلی کار عجیبیه. هر چند وقت برمیگردم و خاطره های پنج شیش ماه قبلمو میخونم و با خودم میگم کی فکرشو میکرد انقد گند بخوره توش؟
