درمانگاه رابطه
前往频道在 Telegram
دکتر رباب حامدی (روانشناس و رواندرمانگر) دستهای یکدیگر را با مهربانی بگیریم و به سمت آگاهی گام برداریم. شماره برای وقت مشاوره آنلاین: ۰۹۰۳۶۱۰۱۰۴۳ تماس یا پیام واتساپ برای طرح سوال در لینک زیر وارد شوید و سوالتان را بنویسید: @Robab_Hamedi
显示更多1 893
订阅者
+124 小时
无数据7 天
+1630 天
帖子存档
1 895
👧 پرسش
سلام خانم دکتر وقت شما بخیر.
خانم دکتر بنده ۲۹ ساله و مجرد هستم. مشکلم این هست که والدینم از زمانی که من هنوز متولد نشده بودم با هم مشکل داشتند و به مرور زمان این مشکلات بیشتر شد تا این که از دوازده سال پیش بدون این که به صورت قانونی از هم جدا بشند؛ من و مادرم، پدرم رو ترک کردیم و به منزل مادربزرگم نقل مکان کردیم. حالا پس از گذشت سال ها با مادرم و مادربزرگم به مشکلات زیادی برخوردم که البته این مشکلات رو خودشون ایجاد کردند. مادرم و مادربزرگم انتظار دارند که من تمام اهدافم رو متناسب با انتظارات اون ها تنظیم کنم و بدون دلیل خاصی بسیار به من پرخاشگری و بی احترامی می کنند و بسیار من رو با بقیه افراد مقایسه می کنند در صورتی که من هیچ وقت کوچکترین بی احترامی رو بهشون نکردم. حتی بسیاری از اوقات ویژگی های بد و کاستی هایی که خودشون دارند رو به من نسبت می دن و ضعف خودشون رو نمی بینند اما در مورد من ضعف هاشون رو به ناحق فرافکنی می کنند و دائماً به من می گند که اخلاقت خوب نیست اما نگاهی به برخوردهای خودشون با من ندارند و نمی دونند که برخورد من باهاشون متاثر از برخورد خودشون با من هست؛ گاهی حس می کنم انگار هر دوی اون ها تصور می کنند مسبب این جدایی و وضعیت پیش آمده، من هستم در صورتی که من در مشکلات والدینم دخیل نبودم و خودم هم قربانی شرایط پیش آمده هستم؛ گاهی اوقات هم به صورت منطقی با مادرم صحبت کرده ام که احترام من رو حفظ کنن اما فایده ای نداشته و زمانی هم که اعتراض می کنم به اون حجم از توهین یا به من می گند تو خیلی حساسی و یا انتظار دارند که در مقابل توهین ها، من نه صحبتی کنم و نه اعتراضی داشته باشم و حتی شاد هم باشم و بارها پیش امده که در مقابل اعتراضم، مادرم از نقاط ضعفم که ربطی هم به موضوع مورد بحث نداشتند و چه بسا مربوط به گذشته های دور بودند به عنوان اهرم فشار استفاده کردند تا من مجبور به سکوت در مقابل این وضعیت بشم. ممنون می شم بفرمایید به نظر شما در این وضعیت چه کاری باید انجام بدم که حداقل این توانایی رو داشته باشم که از سلامت روان خودم در مقابل اون ها مراقبت کنم و مرزگذاری صحیحی باهاشون داشته باشم. توانایی زندگی با پدرم رو هم ندارم و امکان زندگی مستقل رو هم ندارم. خانم دکتر این مورد رو هم خدمتتون عرض کنم که مادرم سال هاست که به روانپزشک مراجعه می کنند و گاهی در جواب اعتراضم به برخوردهای بدشون، عوارض داروهاشون رو بهانه می کنند که البته من باور نمی کنم. باتشکر از توجهتون.🌸
✏ پاسخ
سلام. وقت به خیر. هر سه نفر شما به نوعی تحت فشار روانی هستید و زندگی مورد نظرتان را ندارید. از طرفی شاید امکان تغییر شرایط زندگی هم برایتان یا امکانپذیر نیست یا صلاح نمیدانید. این شرایط باعث میشود فشار روانی مضاعفی را نسبت به شرایط معمول تحمل کنید که در کنار دیگر استرسورهای زندگی، توان تحمل را از شما میگیرد و رابطه بینفردی را با تنش بیشتری روبرو میکند. پیشنهاد میکنم:
🔸️ در زندگی شخصی خودتان فعالتر باشید و یادگیری و فعالیت حرفهای و دیگر فعالیتها مثل ورزش، گروه کتابخوانی یا کار هنری را در برنامه زندگی خود بگنجانید تا علاوه بر حرکت در مسیر رشد شخصی، زمان کمتری را هم با مادر و مادربزرگتان بگذرانید.
🔸️ فعالتر بودن شما باعث احساس رضایت بیشتری از خودتان میشود و قدرت تحمل ناملایمات را بیشتر میکند.
🔸️ پیدا کنید جنبههای نارضایتی از خودتان را و تا حدی که امکانپذیر است برای رسیدن به رضایت شخصی، برنامههای کوتاه مدت و دراز مدت در نظر بگیرید.
🔸️ روابط خود را گسترده و روابط موجود را تقویت کنید تا آرامش بیشتر و توان روانی بهتری داشته باشید.
🔸️در صورتی که در زندگی وظایفی به عهده شماست، آنها را به موقع انجام دهید تا موضوع تنش کمتری پیش بیاید.
🔸️ خودتان شروع کننده انتقاد نباشید و انتقادهایی که تاکنون کردهاید و به نتیجه نرسیدهاید را تکرار نکنید.
🔸️ وقتی مادر یا مادربزرگتان از شما انتقاد میکنند، بخشی که واقعی است را بپذیرید و برای بخشی که غیرواقعی است استدلال کنید. سعی کنید کوتاه صحبت کنید و گفتگو را تمام کنید. اصرار نداشته باشید از آنها اعتراف بگیرید که اشتباه فکر یا عمل میکنند.
🔸️ در صورتی که آنها بحث را ادامه دادند، هر وقت نشانههای خشم را در خود یا آنها دیدید( صدای بلند، توهین، تحقیر و...) وارد بازی نشوید. به آنها بگویید که چون عصبانی شدهام/ شدهاید یا چون توهین/ تحقیر میکنید، به صحبت ادامه نمیدهم. پس از آن حتی اگر انها هم به بحث ادامه دادند سکوت کنید و چیزی نگویید و در صورت لزوم موقعیت را ترک کنید ولی با آنها قهر نکنید. صرفا در باره موضوعی که عامل تنش شده صحبت نکنید.
@dr_robab_hamedi
1 895
اگر شما هم مثل بعضی اشخاص و از جمله افراد وسواسی، وقتی دیگری/ دیگران به شما شک دارند یا فکر میکنند کار اشتباهی انجام دادهاید، بیش از حد در باره رفتارتان و علت آن توضیح میدهید، جزئیات را تکرار میکنید و میخواهید هر گونه اطلاعاتی را به انها بدهید تا اطمینان پیدا کنید که دیدگاهشان را اصلاح کردهاید و مطمئن شوید که متوجه اشتباهشان در مورد شما شدهاند، بدانید که:
🔸️توضیحات بیش از حد لزوما باعث نمیشود نظر دیگران را نسبت به خود عوض کنید.
🔸️ سخنرانی کردن طولانی موجب شفاف شدن علت و چگونگی انتخاب یا رفتارتان نمیشود.
🔸️گاهی اوقات وقتی بیش از حد توضیح میدهید، گویی نقش گناهکاری را دارید که میخواهد به هر شکلی شده، خود را تبرئه کند. در این صورت دیگران بیشتر به شما شک میکنند و با خود فکر میکنند" اگر خطایی نکرده، چرا اینقدر از خود دفاع میکند"!!
🔸️ بطور کلی وقتی توضیح شما از یک حدی بیشتر میشود، دیگران تمرکزشان را از دست میدهند و حرف شما را اصلا نمیشنوند. پس به خود زحمت ندهید.
🔸️ بنابراین اگر به درست بودن رفتار یا انگیزه خود اطمینان دارید، نیازی به سخنرانی برای قانع کردن دیگران نیست. کافی است به طور مختصر، دلایل خود را بگویید و منتظر شوید از شما اطلاعات بیشتری بخواهند و بعد توضیحات تکمیلی را در حد ضرورت بدهید.
🔸️ نگران نباشید اگر دیگران در کوتاه مدت نظر مناسبی نسبت به شما نداشته باشند یا شما را آنگونه که واقعا هستید، نشناسند، گذر زمان و روابط بعدی شناخت صحیحی به آنها میدهد و متوجه میشوند اشتباه کردهاند. پس آرام و مطمئن بمانید و هیجانهای خود را کنترل کنید.
@dr_robab_hamedi
1 895
عجله نکنید که دیگری/ دیگران را قانع کنید که در باره شما اشتباه فکر میکنند. کافی است در باره رفتار خود و علت آن به طور مختصر توضیح دهید. مراقب باشید رفتار دفاعی شما و هیجان های شدیدتان، شما را در موضع گناهکاری قرار ندهد که میخواهد هر طور شده خود را تبرئه کند! 👇
@dr_robab_hamedi
1 895
هر چقدر آدمها توانمندتر باشند، غالبا خودشان انتظار بیشتری از خود دارند، چون لازم میبینند این تواناییها را به کار بگیرند و در جهت هدفهایشان حرکت کنند. از سوی دیگر توقع دیگران هم از آنها بیشتر است و انتظار دارند مسئولیت بیشتری را در قبال زندگی خود و دیگران بپذیرند، فعالتر باشند، مشکلات را حل کنند و در زندگی مستقلتر عمل کنند.
به همین دلیل گاهی ما برای فرار از مسئولیت، توانمندیهایهای خود را کمتر از آنچه هست ارزیابی میکنیم و خود ناتوان میبینیم و به دیگران هم ناتوانی خود را به شکلهای مختلف ثابت میکنیم. گویی به شکل ناخودآگاه راهی پیدا کردهایم تا کمتر انرژی ذهنی، جسمی و روانی خود را خرج کنیم و نگذاریم موجی بر این جریان زندگی راه پیدا کند. در این صورت مجبور به شنا کردن در آبهای آرام یا خروشان زندگی نیستیم، غافل از این که در مانداب زندگی گیر کردهایم و نمیدانیم راه بیرون آمدن از آن، بهکارگیری تدریجی تواناییهاست: از کم به زیاد، از کوچک به بزرگ، از کماهمیت به سمت پراهمیت.
درست است که محدودیتها و موانع کم یا زیادی در محیط وجود دارد که باعث ناکامی یا کاهش سرعت شما میشود. اما منصفانه با زیر نظر گرفتن زندگی روزانه و نیز با نگاهی به سطح فعالیتهای خود در یک سال گذشته، ببینید چند درصد از وقت و انرژی خود را در زندگی برای کارهای کوچک یا بزرگ صرف کردهاید.
@dr_robab_hamedi
1 895
شاید زیباییِ انسان،
در این نباشد که هیچوقت نمیشکند.
در این باشد که
هر بار پس از شکستن،
چیزی در او زنده میماند
که دوباره او را به زندگی دعوت میکند.
همان نیروی آرامی
که باعث میشود بعد از روزهای سخت،
باز هم پنجره را باز کند،
گلها را آب بدهد،
به کسی محبت کند،
یا برای فردا برنامهای بچیند.
امید،
گاهی یک احساسِ پرشور نیست.
گاهی فقط همین تصمیمِ آرام است
که با وجودِ همهی خستگیها،
هنوز زندگی را رها نکنی.
@dr_robab_hamedi
1 895
👧 پرسش
درود خانم دکتر
مساله ای پیش اومده شدیدا به هم ریختم.
گاهی حس ششمم میگه همسرم کاری میکنه از من پنهانی. یاخواب می بینم یا حسم میگه.
امروز وارد مسیج هاش شدم دیدم روزی که ماشین نداشت به همکار خانمش پیام داده میتونم در رکابتون باشم تا شرکت؟ در صورتیکه میتونه با اسنپ بره و پولشو بهش پرداخت میکنن. و میدونه من به این خانم شدیدا حساسم. قبلا هم پیام های متفاوت از آشپزی و غیره برای هم میفرستادن که من متوجه شدم.
چتدسال پیش هم اتفاقی متوجه شدم با همکارای خانمش میومده خونه و یک ماه بود من نمیدونستم. و بعد که فهمیدم تازه من بدهکار شدم
امروز بهش نگفتم که پیام هاتو دیدم. بهش گفتم خواب دیدم.
گفتم میدونی معنی خیانت چیه؟
وقتی کاری رو که پنهانی میکنی اگه همسرت بفهمه ناراحت میشه.
انکار کرد که با همکارش رفته شرکت
من چیکار کنم؟ از پیامشم عکس گرفتم.
چطوری بفهمونم میدونم. اگه بگم پیام هاتو دیدم به جای پاسخگویی گیر میده به من که چرا دیدی؟
پشت سر این خانم هم حرف و حدیث زیاد بوده.
اینکه با مدیر شرکت رابطه داره.
اصلا ظاهرش هم نشون نمیده ها.
بسیار ساده و بدون آرایش و قر و فره.
شما بگید چه کنم؟
✏ پاسخ: سلام. وقت به خیر. وقتی شواهد مطمئنی دارید که همسرتان به شما خیانت میکند، چرا آن را به خواب دیدن یا حس ششم نسبت میدهید که دلایل منطقی نیست. اگر گفتگوهای بین همسرتان و همکارش نشانه رابطه پنهانی آنها با هم است. در زمان مناسب که فرصت کافی داشته باشید و اوضاع رابطه تا حد زیادی آرام است با او صحبت کنید. سعی کنید آرامش خود را حفظ کنید و هنگام صحبت کردن، عصبانی نشوید. دلایل واقعی و منطقی خود را بگویید و از او توضیح بخواهید. او را تحقیر و سرزنش و توهین نکنید. فقط از او بپرسید معنای این پیامها چیست؟ آیا از دید هر کس دیگری نشانه رابطه پنهانی نیست؟ اگر خودش چنین پیامهایی را در گوشی یک فرد متاهل ببیند چه برداشتی میکند؟ در صورتی که خواست با جنجال به پا کردن و زیر سوال بردن شما برای دیدن گوشی او، از صحبت در این مورد طفره برود. سعی کنید بر سر موضوع اصلی بمانید و به او بگویید در فرصتی دیگر حتما در باره اعتراض او با هم گفتگو خواهید کرد.
علاوه بر این در مورد نارضایتیهاش از رابطه با شما بپرسید، شاید متوجه شوید، در صورتی که علت رابطه پنهانی، نارضایتی او از جتبه خاصی از رابطه باشد، میتوانید در باره آن صحبت و حل و فصل کنید یا از زوجدرمانگر کمک بگیرید( البته بدترین مشکلات موجود در رابطه همسران میتواند عامل نارضایتی باشد اما بهیچوجه نمیتواند به فرد حق خیانت بدهد و آن را توجیه کند)
@dr_robab_hamedi
1 895
وقتی آدمها از هم دلگیر یا عصبانی میشوند، گاهی به خود اجازه میدهند هرگونه واکنشی به دیگری نشان دهند مثل قهر و بیاعتنایی، پرخاشگری کلامی و فیزیکی و ... آنها در این مواقع فراموش میکنند این کسی که روبروی من است کیست؟ چه نسبتی با او دارم؟ چه گذشته و خاطراتی با او داشتهام؟ در آینده چقدر با او ارتباط و به او نیاز خواهم داشت؟ پیامدهای این واکنش تند و تیز من چه خواهد بود؟
آدمها بدون توجه به این موارد،عنان اسب سرکش هیجانخود را باز میکنند و او را با هر سرعتی که میخواهد به پیش میرانند تا از روی هر مانعی بپرد و او را سرمست پیروزی کند!
در حالی که وقتی رابطه ما با گرههایی مانند ازدواج( تا وقتی در تعهد آن هستیم)، نسبت فامیلی( تا وقتی رابطه را صد در صد تا ابد کنار نگذاشتهایم)، همکاری( تا وقتی در محل کار یکدیگر را میبینیم یا کار مشترک داریم) حداقل برای مراقبت از آرامش روانی خود باید مهمیز اسب هیجان را بکشیم. او را متوقف کنیم و به پیامد واکنشی که در لحظه داریم( قهر یا پرخاشگری) فکر کنیم، او را آرام برانیم تا در آینده برای حل و فصل کردن مشکلات ناشی از تاختوتاز او کمتر دچار مشکل شویم.
@dr_robab_hamedi
1 895
بوتههای خار را در زمین من نکار، شاید فردا پابرهنه به دیدنم بیایی!!
غاده سلمان
@dr_robab_hamedi
1 895
👩🦰 پرسش
سلام خانوم دکتر وقتتون بخیر
دکتر من یه ۱۰ ماهی هست دارم با یه آقاپسری آشنا میشم، تو یه شهر نیستیم...
یه مسئله ای که همش رو ذهنمه و اذیتم میکنه اینه که مستاجریم و چنتا خواهر برادریم ... و از این بابت حسِ خجالت دارم و به ایشون نگفتم . نمیدونم اصلا این مسئله براشون مهم هست یا نه و نمیدونم چطور باید بگم بهش که فک نکنه آدمِ روراستی نبودم یا قصدم پنهون کاری بوده ... چون فقط حسِ خوبی از این قضیه نمیگیرم نگفتم بهش، حتی به این فکر میکنم که این رابطه رو تموم کنم چون فکر میکنم شاید برایِ خونواده اش یا خودش این مورد مهم باشه ( چون دیدم برایِ یه سری افراد مهم هست )... نمیدونم چیکار کنم
ممکنه بفرمایید این مسئله رو چکار باید کنم؟
✏ پاسخ
سلام. وقت به خیر. وقتی شما موضوعی در باره خود یا خانواده را ناخوشایند یا حتی عیب میدانید یا از آن رنج بردهاید، گاهی برداشت و احساس خود را به دیگران تعمیم میدهید، گویی دیگری هم با عینک شما به شرایط نگاه میکند و مثل شما برداشت و احساس میکند. در حالی که در حالت ممکن است پیش بیاید:
شاید این شرایطی که از دید شما ناخوشایند است ، برای او اصلا یا آنقدر مهم نباشد، پس دیدگاه بدی نخواهد داشت.
در حالت دوم شاید برای او هم ناخوشایند باشد. در این شرایط به بخشی از شناخت در باره او دست پیدا میکنید که چه چیزهایی برایش ارزش و مهم است. و این میتواند جایگاه او را نزد شما پایین بیاورد که به دلیل مستاجر بودن یا تعداد خواهر و برادرها، رابطه را کنار میگذارد.
بنابراین لازم نیست برای گفتن این ویژگیهای خانواده که یک واقعیت است و نه عیب، آداب خاصی در نظر بگیرید.ابتدا خودتان با آنها کنار بیایید و نقص خود در نظر نگیرید و بعد با سری افراشته آن را ساده و بیپیرایه و بدون خجالت بگویید و بر اساس واکنشی که نشان میدهد در باره ادامه یا پایان رابطه تصمیم بگیزید. یادتان باشد شما هم به اندازه او حق تصمیمگیری در باره ادامه یا قطع رابطه دارید.
@dr_robab_hamedi
1 895
شاید بسیاری از ما گمان کنیم
نفرت،
از جنگها و خشونتهای بزرگ آغاز میشود.
اما اغلب،
داستان از یک کلمه شروع میشود.
از واژهای که تحقیر میکند،
برچسبی که انسانها را به دستهها تقسیم میکند،
یا جملهای که فراموش کرده است
پشت هر عقیده،
هر قومیت،
هر تفاوت،
یک انسان ایستاده است.
نفرت،
پیش از آنکه جهان را ویران کند،
زبان را ویران میکند.
و هنگامی که زبان بیمار شود،
گفتوگو جای خود را به قضاوت میدهد،
کنجکاوی جای خود را به تعصب،
و فهمیدن جای خود را به دشمنی.
@dr_robab_hamedi
1 895
"فیلسوفان یک قاعدهی ساده و در عین حال عمیق دارند:
«تعطیلی در آفرینش محال است.»
یعنی زندگی، حتی وقتی فرو میریزد، حتی وقتی زخمی است، حتی وقتی در سوگ است، باز هم در حال ساختن است. مسئله این نیست که آیا چیزی خلق میشود یا نه؛ مسئله این است که ما آگاهانه در این خلق شریک هستیم یا منفعلانه زیر آوارش میمانیم.
در نگاه فلسفی، بودن یعنی «در حالِ شدن بودن».
هیچ لحظهای خنثی نیست.
هیچ روزی صفر نیست.
یا داریم چیزی میسازیم، یا داریم اجازه میدهیم چیزی بدون ما ساخته شود.
تعطیلیِ کامل، فقط یک توهم است.
در روزهايى كه شرايط آرام است، خلق کردن آسانتر دیده میشود:
کلاسها برگزار ميشود، پروژهها جلو میروند، برنامهها روشناند، آینده قابل تصور است.
اما در زمانهی آشوب، ناامیدی جمعی، سوگ، جنگ، سرکوب، بیثباتی اقتصادی و ترسِ مزمن، اینجاست که این قاعده معنای واقعیاش را نشان میدهد.
در چنین زمانهایی، خلق کردن دیگر به معنای «شاهکار ساختن» نیست.
گاهی خلق کردن یعنی:
- صبح از تخت بیرون آمدن، وقتی هیچ انگیزهای نداری
- ادامه دادنِ یک کار کوچک، وقتی افق مبهم است
- تربیت کردنِ یک کودک، وقتی خودت پر از ترسی
- نوشتن، تدریس، درمان، یاد دادن، گوش دادن
- ساختن یک رابطهی سالم، وسط دنیای ناسالم
- کاشتن یک بذر، وقتی معلوم نیست فردا چه میشود.
اینها «کارهای معمولی» نیستند؛ در اين روزها اینها شکلهایى از آفرينشگرى هستند.
آلبر کامو جایی میگوید:
«در میانهی زمستان، فهمیدم در درونم تابستانی شکستناپذیر وجود دارد.»
این تابستان، همان نیروی آفرینش است، همان چیزی که حتی زیر برفِ اندوه و ترس، خاموش نمیشود.
قاعدهی فیلسوف را میشود اینطور کاملتر کرد:
تعطیلى در آفرینش محال است؛ اما تعطیلى در مسئولیتِ آفرینش، ممکن و خطرناک است.
یعنی ما میتوانیم از خلق کردن شانه خالی کنیم، اما زندگی همچنان خلق میکند، آنوقت، بهجای معنا، پوچی میسازد، بهجای پیوند، نفرت، بهجای عشق، بیحسی.
در روزهای سوگ جمعی، خیلیها میپرسند:
«آیا الان وقت زندگیکردن است؟ وقت شادی است؟ وقت ساختن است؟»
پاسخ فلسفی این است:
بله، دقیقاً همين الان وقت اين چيزهاست.
نه به معنای انکار درد، بلکه به معنای وفادار ماندن به زندگی، در دلِ درد.
خلق کردن، احترام گذاشتن به رنج است، یعنی اجازه نمیدهیم رنج، آخرین کلمهی داستان باشد.
یک جملهی مکمل برای این قاعده میتواند این باشد:
زندگی همیشه ادامه دارد؛ سؤال این است: با ما، یا بدون ما؟
و شاید عمیقترش:
در تاریکترین زمانها، خلق کردن یک انتخاب نیست؛ یک مسئولیتِ انسانی است.
وقتی جهان آشفته است، کسی که هنوز کتاب مینویسد، کلاس برگزار میکند، کسبوکار سالم میسازد، فرزند پرورش ميدهد، هنر میآفریند، گفتوگوی صادقانه راه میاندازد، دارد بیسر و صدا میگوید:
«من تسلیم فروپاشی نمیشوم.»
و این، ساده نیست؛ شجاعانه است.
و اين بزرگترين احترام به زندگى است."
نویسنده: ناشناس
@dr_robab_hamedi
1 895
هر گونه رشدی نیازمند وداع است. وداع با ارزشهای سابق، رفتارهای سابق، عشقهای سابق و هویت سابقتان. از این رو رشد، گاهی با چاشنی اندوه همراه است.
مارک منسن
@dr_robab_hamedi
1 895
انسان تنها موجودی است که میتواند بارها از یک رنج عبور کند
یک بار در واقعیت و دهها بار در ذهن
حادثه میگذرد
اما ذهن آن را نگه میدارد
بازسازی میکند
بزرگتر میکند
و دوباره به آن جان میبخشد
و هر بار به همان اندازه روز اول یا حتی شدیدتر، از آن رنج میبرد.
@dr_robab_hamedi
1 895
وبینار تعارضهای بینفردی: من در برابر من...من در برابر او...من در برابر دیگران
دکتر رباب حامدی
خردادماه ۱۴۰۵
1 895
Repost from كانال آكادمى تفكر ThinkingAcademy
فايل صوتى وبینار ٢٢٤ آکادمی تفکر
💠«تعارضات بین فردی»
من در برابر من...من در برابر او...ما در برابر دیگران.
گفتارى از:
💠«دکتر رباب حامدی»
روانشناس و زوج درمانگر
💠همراه با بخش پرسش و پاسخ
💠دبير وبينار :
آزاده رضائى
May 28, 2026
#آکادمی_تفکر
كانال آكادمى تفكر
https://t.me/thinkingacademy_official
