ch
Feedback
3imar سیمار

3imar سیمار

前往频道在 Telegram
629
订阅者
+524 小时
+807
+8530
帖子存档
photo content

منم که میگذرم مهدی تفکری @simar50 #آهنگ کانال سیمار

‌‌... 🟡 ​​‌شادی ، قدرتِ ماست برای مبارزه... #گوشه(@gooshe) شادی یک قدرت است؛ برای آدم‌های زیر سلطه حکومتی تمامیت‌خواه، آدم‌های مجبور به زندگی در ظلمت، برای انسان‌هایی که حکومت غرق‌شان کرده در غم و مرگ‌ و سیاهی و‌ سیاه‌پوشی، شادی، به تنهایی یک مبارزه است. مبارزه ضد آنهایی که از وصل‌شدن آدم‌ها می‌هراسند، چون شادی سرایت می‌کند، نفوذش از غم بیشتر است، متصل می‌کند آدم‌ها را به هم، دربرگیرنده است و چیزی‌ست فراتر از یک رفتار معمولی روزانه. در جامعه‌ای که نهاد مرگ اداره‌اش می‌کند و مرگ‌خواهانِ ملت در صدر نشسته‌اند، در کشوری که غمگساری، فضیلت است، خنده و سُرور در روزهای بی‌شمارش مکروه و‌ حرام شده و هر چه عبوس‌تر و‌ خشمگین‌تر و غمگین‌تر و سیاه‌جامه‌تر، رئیس‌تر و‌ سَرورتر، در این جامعه، شادی قدرت بی‌بدیلی‌ست برای ایستادگی و وصل‌شدن و امیدداشتن.  ما در شادمانی تخیل قوی‌تری خواهیم داشت و توانایی بیشتری می‌یابیم برای دیدن زیبایی‌ها. ما که یک‌سال است قلب‌هایمان پر از حفره‌های عمیق شده و خشم برایمان معنای تازه‌تری پیدا کرده، با همین وجود درهم‌شکسته، به خاطر همه آن یادها باید شادی را برگردانیم به خود و بقیه تا قوی بمانیم در این میدان. این میدان ماست در مقابل آنها که شادی را در کنترل گرفته‌اند تا جهان سردشان را اداره کنند، تا از ما موجوداتی رقت‌انگیزِ فسرده بسازند که قدرت پیوندزدن به یکدیگر را نداشته باشیم. تا ما فرد فرد بمانیم و آنها جمع عبوسان و تنگ‌نظرانِ ریاکارشان را بیشتر کنند. آنها گسست ما را می‌خواهند و فروپاشی‌مان را تا نتوانیم جهان تازه‌ای بسازیم، قطع شویم از خود و دیگری و از امید و بمانیم در این غم و‌ سوگواری ابدی و سیاه‌پوشی و اخم. جامعه‌ای می‌خواهند غرق در سوگ، دور از شادی تا هرگز تصورش را هم نکنیم که پس از باران آفتاب سر برمی‌آورد و فکر نکنیم جهان دیگر همین جهان کنونی‌ست نه آنچه وعده‌اش را می‌دهند تا رؤیایش را بپرورانیم.‌ جهان ما همین جهان است اما مملو از زیبایی و سپیدی و‌ روشنایی و ارزشمندی و رفاه، نه آنچه مرگ‌خواهان برایمان ساخته‌اند. در چنین جامعه‌ای، زیر چنین سلطه‌ای، شادی قدرت است، مبارزه است، فضیلت است، پنجره است برای تنفس و خود امید است به روزهای روشن. شادی برای ما ایستادگان، ابزار جنگ‌مان است. هر چه شادمان‌تر از درون، پرامیدتر و پرتوان‌تر از بیرون.  @simar50

photo content

... بشنوید از رفاه مردم ایران بیش از یک دهه قبل یکی از نمایندگان مجلس حرفی زد که تیتر صفحه اول بسیاری از روزنامه‌ها شد . سخنی که زیاد جدی گرفته نشد ولی وضعیت زندگی دههٔ بعد ایرانیان از درونش درآمد. او گفت: مردم کمربندها را محکم ببندند. که اشاره به سخت‌تر شدن وضعیت معیشت و زیست مردم ایران داشت. او می‌دانست که جامعه به خودی و غیرخودی تقسیم شده و غیرخودی‌ها باید، هم خرج خودشان را بدهند، هم خرج خودی‌ها را. به همین دلیل هر چه جلوتر رفتیم حکومتیان امن‌تر و ثروتمندتر شدند و غیرحکومتیان ناامن‌تر، بدبخت‌تر و مفلوک‌تر. امروز که فلاکت ملی به شکل زننده‌ای آبروی ساختار دولتی، معیشتی و زیستی ایرانیان را به خطر انداخته، باز هم یکی از‌ نمایندگان مجلس سخنی گفته‌بود ، او گفته: تا چند ماه دیگر نور امام زمان مشعشع می‌شود و گرانی از بین می‌رود. #جواد_کریمی‌_قدوسی که معنی و مفهوم آن سخن این است که فکر حل مسائل معیشتی، اقتصادی و رفع شکاف طبقاتی میان حکومتیان و مردم برون‌حکومتی را از سرتان بیرون کنید. اگر امام زمان را دیدید، رفع مشکلات معیشتی و شکاف فاجعه‌ بار طبقاتی را هم خواهید دید. @simar50 #طنز #اخبار_۲۰:۳۰

‌‌... 🟡 خشکسالی خاکی بدتر است یا مغزی؟ جایگاه دانشگاه‌های ایران در میان دانشگاه‌های جهان، جایگاهی نسبتا خوب بود. هم در رتبه‌های جهانی که یکی از علل مهم اعتبار وجود اساتید معتبر است که نشانه‌اش هم اعتبار بالای توصیه‌نامه‌های اساتید دانشگاه‌های ایران به دانشجویان برای ادامه تحصیل در خارج بود. اخیرا در رده‌بندی‌های جدید دانشگاه‌ها، دانشگاه شریف، تهران و تربیت‌مدرس سقوط عجیبی داشتند که در تمام سال‌ها این شدت نزول، بی‌سابقه بوده. بخش مهمی از این نزول رتبه‌ی دانشگاه‌های ایران به سطح علمی اساتید جدیدا گزینش شده برمی‌گردد و از آن بیشتر به علت اخراج گسترده‌ی اساتید تحت عنوان پاکسازی و تصفیه. آن دسته از دانشجویان که وارد بهترین دانشگاه‌ها می‌شوند برنامه‌ریزی می‌کنند برای ادامه تحصیل در خارج. رتبه‌ی دانشگاه‌های ایران نزول کرده و معرفی‌نامه‌ی اساتید دانشگاه‌های ایران (حتا با وجود معدود اساتید باسواد اخراج‌نشده) واجد ارزش نخواهد بود چاره چیست؟ مهاجرت از زمان دبیرستان رواج می‌یابد. تمام کسانی که دغدغه‌ی محیط‌زیست دارند، خوب می‌دانند، مهاجرت جوانان یک سرزمین، مهاجرت بذرهای ناب است و خشکسالی مغزی در پی دارد. و این یعنی نمی‌شود در خانه را ببندی و بگویی بیرون چاردیواری به من ربطی ندارد. خشکسالی از هر نوعش که باشد، اتفاقا بیشتر از هر چیزی توی خانه‌ات را خشک می‌کند و ریشه می‌سوزاند. خشکسالی خاکی و مغزی، هر دو خانمان‌براندازاند. #زهرا_عبدی @simar50 #خشکسالی_مغزها

​​‌استالین‌زدایی چطور همدستان جنایت‌های استالین را نابود کرد؟ #گوشه با مرگ استالین- مردی که برای ماندن بر سر قدرت در شوروی دست به هر جنایتی می‌زد- هزاران انسان از مرگ، تبعید، شکنجه، حبس ابد و اردوگاه‌های بی‌بازگشت کار نجات پیدا کردند. در دوره او دانستن ممنوع بود، فهمیدن ممنوع بود، گفت‌وگو درباره چیزی که او دوست نداشت، ممنوع بود، همنشینی با کسانی که او خوش‌ نداشت، ممنوع بود و تجربه هرآنچه او نمی‌پسندید، دوست نداشت یا ذره‌ای مخالف اعتقاد خشک و زندگی‌ستیزش بود، چنان نتیجه دهشتناکی داشت که آدم‌ها سکوت، انفعال و تن‌دادن به تحقیر و فقر و ذلت را ترجیح می‌دادند. اما استالین در این جنایت‌ها دست‌تنها نبود و برای تأیید کشتارها، امضای فهرست اعدامی‌ها، شکنجه‌ها و تبعیدی‌ها، همراهان منفعت‌طلبی داشت که تشویقش می‌کردند، کمکش می‌کردند و برای رسیدن به نیم‌پله بالاتر، در جنایت و آدم‌فروختن از هم پیشی می‌گرفتند. پس از مرگ استالین، وقتی دوره اصلاحات و استالین‌زدایی و خون‌آشام‌خواندن و خودکامه دانستن او آغاز شد، نزدیکان و اطرافیان سابق برای بری‌دانستن خود مدرک‌هایی رو‌‌ کردند که در این مدت ضد یکدیگر جمع کرده بودند. حالا وقتش رسیده بود برای نابودی «رفقا» از هم پیشی بگیرند و یکدیگر را به جاسوس و نفوذی‌بودن و خیانت و جنایتکاری متهم کنند. «لاورنتی بریا» رئیس امنیت اتحاد جماهیر شوروی، یکی از این قربانیان بود. از قدرتمندترین سیاستمداران شوروی که هزاران انسان را کشته یا به سیبری تبعید کرده بود تا از شدت گرسنگی و بیگاری و مشقت بمیرند. مسئول گسترش تجهیزات سلاح هسته‌ای و یکی از امنیتی‌ترین مردان شوروی، مهم، برجسته و پرنفوذ که نامش مردم را می‌ترساند. اما آدم‌ها تا زمانی قدرت دارند که به زور و خشونت‌ورزی پشت‌شان گرم است. با مرگ خداوندگار زور و خشونت، پر و بال بریا هم ریخت. رفیقان و نزدیکان و اعضای حزب کمونیست به فجیع‌ترین شکل برایش دادگاه برگزار کردند، حکم‌ دادند و تیربارانش کردند. به خفت و خواری. به ذلت و فلاکت. همان کاری که او با صدها انسان کرده بود. همان‌طور که در زندان‌های مخوف و بازداشتگاه‌های مخفی شوروی آدم کشت، اعدام کرد و با خونسردی مرگ‌شان را اعلام کرد. حالا دیگر دوره پاکسازی بود و دوری‌جستن از خودکامه بزرگ و نوبت به اعضای حزبی رسیده بود که بر پایه‌های خون و کشتار برپا بود. حالا ظلم به خانه خودشان راه یافته بود. این طبیعت ظلم است. @simar50

چشم نرگس محمدرضا شجریان تنظیم : ماهزاد @simar50 #آهنگ

سلامی دوباره شعر : فروغ دکلمه : خسرو شکیبایی @simar50

🎼 سلامی دوباره شعر : فروغ دکلمه : خسرو شکیبایی @caffeeshno