ch
Feedback
3imar سیمار

3imar سیمار

前往频道在 Telegram
547
订阅者
无数据24 小时
无数据7
+330
帖子存档
موسیقی فیلم مادر ارسلان کامکار @simar50 #آهنگ_آرامبخش

Repost from 3imar سیمار
صبحتون بخیر🌺 روزتون به عشق❤️ من هرگز نمی گویم در هیچ لحظه‌ای از این سفر دشوار گرفتارِ ناامیدی نباید شد من می‌گویم: به امید بازگردیم قبل از اینکه ناامیدی نابودمان کند #نادر_ابراهیمی @simar50

عاشق / امید

مهستی / یاد او شعر / معینی کرمانشاهی آهنگساز / انوشیروان روحانی

photo content

‌‌... حباب‌های آب‌سوار مدتی‌ست دارم به چیزی فکر می‌کنم: به مسئله‌ی رستوران. رستوران از کِی این‌همه اولویت شد؟ از کی جزو اولین مسائلی شد که باید حل‌وفصل شود؟ از کی آن‌قدر گرسنه شدیم که دیگری را بر این اساس ارزش‌گذاری کردیم که "رستوران می‌برد یا نه؟"؛ "هرچی خواستم می‌تونم بخورم یا نه؟"؛ "اگه گرون‌ترین گزینه‌ی منو رو انتخاب کنم واکنشش چیه؟" الان و اینجا بحث من "کی باید حساب کنه؟" نیست؛ این بحث بماند برای وقتی دیگر. دارم در مورد تقلیل و تخفیف رابطه، آشنایی، پیوند و مودت به مسائلی این‌چنینی حرف می‌زنم. دارم درباره تعریف این روزها از رابطه‌ی ایده‌آل حرف می‌زنم. "پسری که رستوران خوب می‌بره، لایک!" صد علامت تعجب! توی رابطه نباید دنبال حال خوب، تجربه‌ی خوب، آدم خوب باشیم؟ نباید دنبال ارتقای شخصی باشیم؟ دنبال تو چه به من اضافه می‌کنی، و من چه دارم برای رویش تو؟ حتی اگر بحث جلف و سخیف "کندن" هم در میان باشد، حدّ تو یک وعده غذاست؟ وقتی داریم از شروط اولیه رابطه به رستوران اشاره می‌کنیم، ذره‌ای برای خودمان عزت‌نفس قائلیم؟ اصلا شأن من اجازه می‌دهد که در شروع رابطه از "غذا" حرف بزنم، غذا طلب کنم؟ درد اینجاست که این توجه به غذا از گرسنگیِ شکم نیست؛ چشم گرسنه است. و من فکر می‌کنم دلیلش این است که رابطه‌ها را کوتاه‌مدت در نظر می‌گیریم؛ و به‌جای بحث‌های برجسته مثل رشد و روان، که عمری‌تر است به بحث‌هایی به ماندگاری ماندن یک وعده غذا در معده مشغولیم. و اینجاست که دل می‌سوزد، چون ما داریم از عمر و انسان خرج می‌کنیم. از کِی خودمان را به جای صخره‌ای جاوید، حبابی آب‌سوار دیدیم؟ #سودابه_فرضی_پور @simar50 #رابطه #عشق

ریمیکس ماندگار شادمهر عقیلی @simar50 #دیجی #داریوش_مالمیر

🎧 امید - #پیروزی (اسلو ورژن) نسخه کامل 💢 ریمیکس : رضا پارسا ..................... ▫️ @rezaparsamusics 🎹 #نجوای_شبانه

Amirhossein Eftekhari--Golam.mp36.79 MB

داریوش - شهر غم کلام : ایرج جنتی عطایی ملودی : بابک بیات ریمیکس : رضا پارسا @simar50 #اسلو_ریمیکس

‌‌... صدام ، زندانی در کاخ خودش رعد‌ الحمدانی پرافتخارترین ژنرال ارتش صدام و فرمانده‌ی لشکر نخبه‌ی گاردِ «مدینه منوره ریاست جمهوری» عراق بود. الحمدانی وقتی خبردار شد صدام قصد حمله به کویت را دارد مخالفت خود را ابراز کرد.صدام وقتی شنید شجاع‌ترین ژنرالش با حمله به کویت مخالفت کرده با عصبانیت او را به دفتر کارش احضار کرد تا دلیل مخالفتش را بداند. الحمدانی به رغم همه‌ی خطراتی که جانش را تهدید می‌کرد به صدام گفت:« قربان شما اگر به ما دستور حمله دهید ما چون همیشه اطاعت خواهیم کرد اما من باید حقیقت را به شما بگویم. به نظر من این حمله به شکست ما منجر خواهد شد». صدام که پشت میزش نشسته بود پرسید : «چرا؟»حمدانی گفت«قربان، من توان نظامی خودمان را با توان نظامی آمریکایی‌ها مقایسه کردم و بر این اساس معتقدم قادر به شکست دادنشان نیستیم» صدام خواستار توضیح بیشتری شد.الحمدانی گفت: «قربان اجازه می‌دهید از مدادهای روی میزتان برای توضیح نظراتم استفاده کنم؟» صدام اجازه داد. الحمدانی یکی از مدادها را برداشت و گفت : «فرض کنید این یک تانک روسی  تی هفتاد‌و‌ دو است که پیشرفته‌ترین تانک ماست که از زمان جنگ با ایران به‌روز نشده.این تانک از یک تا پنج نمره‌اش یک‌ونیم  است.» الحمدانی سپس مداد دیگری برداشت و گفت «این یک تانک ام_یک آمریکایی است که نمره‌اش پنج است. امریکایی‌ها بالای این تانک می‌توانند یک هلیکوپتر آپاچی مسلح به موشکهای هل‌فایر به پرواز درآورند.این تأثیرگذاری شأن را  پنج برابر می‌کند.پس حالا آنها بیست‌و‌پنج هستند و ما همان یک‌و‌نیم.حالا به این مداد توجه کنید، این یک هواپیمای جنگنده  اف_شانزده است که آمریکایی ها می‌توانند بر فراز تانک ها و هلیکوپترشان به پرواز درآورند.حالا عدد تأثیرگذاری‌شان میشود هفتاد‌و‌پنج و ما هنوز همان یک‌و‌نیم هستیم.امریکایی‌ها بالای اف شانزده‌هایشان بمب‌افکن‌های بی_یک دارند  و بر فراز بمب‌افکن‌هایشان ماهواره‌هایشان را دارند.حالا آنها می‌شوند صد‌و‌بیست‌وپنج و ما هنوز همان یک‌ونیم هستیم.قربان بنا به همه این دلایل معتقدم جنگ با آمریکا به شکست ما منجر خواهد شد» از کتاب «صدام،زندانی در کاخ خودش» ترجمه بیژن اشتری @simar50

4_5872725434856123801.mp32.85 MB