ch
Feedback
3imar سیمار

3imar سیمار

前往频道在 Telegram
547
订阅者
+124 小时
+17
+130
帖子存档

‌‌... عصیان یا بی عفتی؟ مجتبی نجفی حکومت تمام ساحت‌های خصوصی و عمومی شهروند را تسخیر کرده. شبح جنگ بر کشور سایه فکنده. تورم، تهدید و تحدید آرامشِ شهروند به خصوص زن را سلب کرده. این وسواسِ حکومت دینی علیه بدن زن است‌‌. در نظر حکومت، بدن زن باید در تسخیر باشد؛ چرا که تابوست، مثل بمبی بر آسایش نگاهبانان خودخوانده‌ی دین است. ماهیت حکومت دینی به سوی کنترل تمامیت‌خواهانه‌ی سوژه است. برای همین می‌گویند به اجبار شما را به بهشت می‌فرستیم. حتی برای شیوه‌ی مستراح رفتن هم برنامه دارد. دین و دنیا را توامان می‌خواهد آباد کند اما هر دو را از مومن می‌ستاند. مومن اصیل در حکومتِ دینی آسایش ندارد چرا که اگر تفسیر مومنانه از دین بر نفی بندهای بندگی بنا شده،حکومت دینی تنها و تنها، بندگی می‌خواهد. دشمنی‌اش با مفهوم شهروندی در همین نفی بندگی است. شهروند منتقد، هیچگاه بنده نمی‌شود برای همین  اساس حکومت دینی علیه شهروندمداری است. بارها به صاحبان ایده‌ی گشت ارشاد هشدار داده شد در نبرد با زنان، بازنده‌اید. این نبرد از خانه‌ها به خیابان کشانده شد. دعوا با گشت ارشاد، صورت نهایی‌ تنش مابین نسل‌های پساانقلابی با معتقدان به تنظیم کردن رفتار شهروند از خانه تا خیابان است. در هر دو دعوا، جمهوری اسلامی و پدرسالاران بازنده شدند. زمانی شلوار جین و آستین کوتاه ، محرومیت از شغل و دانشگاه همراه داشت، نگهداری دستگاه ویدیو جرم و ماهواره دیدن گناه کبیره بود. همه را جمهوری اسلامی باخت. در میدان آزار زنان که بدتر هم باخت. در گذشته، بدحجابی را سیئه بزرگ می‌دانست حالا با التماس، تنبیه، کتک و تهدید به مقابله با بی‌حجابی برخاسته. اگر ادامه دهد عریان شدن به عنوان کنش اعتراضی نشر می یابد. حالا  یکی می‌خواهد نامش را توطئه علیه رفع فیلترینگ بنامد و یکی می‌خواهد آنرا توطئه اسراییلی، فرقی نمی‌کند، جامعه را از اعتراض نمی‌شود بازداشت، چرا که این شکل اعتراض چه قبول داشته باشیم چه خیر، نه بر انگاره‌های جنسی که اتفاقا بر گزاره ضدجنسیتی بنا شده. اعتراضی است علیه سیستم تمامیت‌خواه و مردسالاری که به خاطر ناتوانی در کنترل لذایذ جنسی و تعرض به بدن زن، می‌خواهد زن همیشه در محدودیت باشد تا خودش آسایش و آرامش داشته باشد. یک نگاه کاملا خودخواهانه تحت لوای دروغینِ حفظ عفت زنانه. از این نظر، حرکت خانم در عریان شدن، در اعتراض به دخالت در نوع پوشش و عصیان رادیکال علیه نظم ظالمانه است. جامعه را نمی‌شود به بند بست، با نگاه مکانیکی نمی‌شود از فوران خشم جلوگیری کرد. این درسی است که حکومت نمی‌تواند بگیرد چون متصلب شده و در برابر هر تغییری مقاوم. @simar50

photo content

Mage Mishe Nabashi (320).mp38.07 MB

... آدمهایی که دنیا را نجات می دهند #تورج_عاطف مردی که در باغچه‌اش کار می‌کند، آن سان که وُلتر آرزو داشت. آن کس که از وجود موسیقی سپاسگزار است. آن کس که از یافتن ریشه‌ی واژه‌ای لذت می‌برد. آن دو کارگری که در کافه‌ای در جنوب، سرگرم بازی خاموش شطرنجند. کوزه‌گری که درباره‌ی رنگ یا شکل کوزه‌ای می‌اندیشد. حروف‌چینی که این صفحه را خوب می‌آراید، هرچند برایش چندان رضایتبخش نباشد. زن و مردی که آخرین مصراع‌های بندِ مُعَینی از یک شعر بلند را می‌خوانند. آن کس که دست نوازشی بر سر حیوان خفته‌ای می‌کشد. آن کس که ظلمی را که بر او رفته توجیه می‌کند یا دلش می‌خواهد که توجیه کند. آن کس که ترجیح می‌دهد حق با دیگران باشد. این آدم‌ها، ناخودآگاه، دنیا را نجات می‌بخشند. #خورخه_لوئیز_بورخس بورخس نویسنده‌ی آرژانتینی که ۳۵ سال قبل از فروغ فرخزاد به دنیا آمده بود، وقتی ۶۸ ساله بود فروغ از دنیای ما کوچ کرد . اما اگر این شعر فروغ را می خواند بی‌شک از  تعریف فروغ از کلمه ناجی لذت می‌برد. آنجا که فروغ شعر سرود : یک پنجره برای من کافیست یک پنجره به لحظهٔ آگاهی و نگاه و سکوت اکنون نهال گردو آنقدر قد کشیده که دیوار را برای برگ‌های جوانش معنی کند از آینه بپرس نام نجات‌دهنده‌ات را آیا زمین که زیر پای تو می‌لرزد تنهاتر از تو نیست؟ پیغمبران، رسالت ویرانی را با خود به قرن ما آوردند این انفجارهای پیاپی، و ابرهای مسموم، آیا طنین آیه‌های مقدس هستند؟ ای دوست، ای برادر، ای همخون وقتی به ماه رسیدی تاریخ قتل عام گل‌ها را بنویس..... نجات دهنده دنیا از زبان بورخس  همان کسی است که زندگی را دوست دارد و از تک تک لحظه‌های آن لذت می‌برد . مردمی که باغچه را دوست دارد و گلها و درختان را می‌بوید و می‌بوسد به جای آنکه مشغول قتل عام جنگل و دریا و بیابان و کوهستان و حیوانات شود . ناجی عاشق موسیقی است و طنین رسالتِ ویرانی، ذهنش را مسموم نکرده و آن زن و مردی که عشق را با همنوایی در شعری به جشن می‌نشینند و آنکه دست مهر بر سر حیوانی می‌زند نه آن که قدرت‌نمایی را در آزار آنها ببیند و آنکه عاشق حق است و روزی از عرش قدرت  از سر انصاف پایین آید و.... ناجی دنیا است. ناجی چه معنایی جز عدل و عشق و زیستن در لحظه‌‌ی اکنون می‌تواند داشته باشد؟ بی‌گمان کلام بورخس و فروغ می‌تواند مصداق این شعر حافظ باشد که: حدیث عشق از هر زبانی نامکرر است  @simar50

... خیلی زود دیر می‌شود! «سرلشکر سلامی خطاب به صهیونیست‌ها: پاسخ اقدام اخیر را خواهید چشید؛ غیر قابل تصور!» آقای پزشکیان جلوی آب را از سرچشمه نگیرید این سیل خیلی زود شما را با خودش خواهد برد. اساسا گویی همچنان دولت مصطلح و مستقر مسئول اداره رسمی کشور نیست.تحمیل جنگ و یا استمرار وضعیت جنگی بواسطه بازی‌های کلامی بیشترین هزینه‌اش به جامعه تزریق می‌شود.سخنان فرماندهان نظامی بیش از آنکه عملیات‌روانی در بیرون فهم شود، در وضعیت روانی جامعه و بازار داخل اثرگذاری منفی دارد. در منظر بیرونی از آن منظر فاقد کارکرد است که آنها آگاه از توانمندی‌های نظامی ایران و موقعیت تحلیل‌رفته میدان جنگ خود بدنبال افزایش درگیری‌ها هستند. آقای پزشکیان بیایید تعارف را کنار بگذاریم. ما برای نشنیدن این سخنان بشما رأی دادیم. جامعه برای عدم وقوع جنگ، بالانرفتن دلار و سکه، روی کار نیامدن جماعت تندرو و متعصب به رقیب شما رأی #نداد! و حال آنکه همه اینها یک‌به‌یک دارند برروی جامعه ایران و در دولت شما Launchمی‌شوند! محکم نیاستید محکم زمینتان خواهند زد.آیت‌الله رئیسی با آن سرمایه‌اجتماعی را در کسری از دوسال به اتمام رساندند در افکار عمومی، شما که جای خود دارید. لیکن خدا می‌داند که اینبار فرق می‌کند، عدم موفقیت پزشکیان و در نتیجه از دست رفتن فرصت اصلاح و چرخش کم‌هزینه برای همه‌شان گران تمام خواهد شد. @simar50

... خیلی زود دیر می‌شود! «سرلشکر سلامی خطاب به صهیونیست‌ها: پاسخ اقدام اخیر را خواهید چشید؛ غیر قابل تصور!» آقای پزشکیان جلوی آب را از سرچشمه نگیرید این سیل خیلی زود شما را با خودش خواهد برد. اساسا گویی همچنان دولت مصطلح و مستقر مسئول اداره رسمی کشور نیست.تحمیل جنگ و یا استمرار وضعیت جنگی بواسطه بازی‌های کلامی بیشترین هزینه‌اش به جامعه تزریق می‌شود.سخنان فرماندهان نظامی بیش از آنکه عملیات‌روانی در بیرون فهم شود، در وضعیت روانی جامعه و بازار داخل اثرگذاری منفی دارد. در منظر بیرونی از آن منظر فاقد کارکرد است که آنها آگاه از توانمندی‌های نظامی ایران و موقعیت تحلیل‌رفته میدان جنگ خود بدنبال افزایش درگیری‌ها هستند. آقای پزشکیان بیایید تعارف را کنار بگذاریم. ما برای نشنیدن این سخنان بشما رأی دادیم. جامعه برای عدم وقوع جنگ، بالانرفتن دلار و سکه، روی کار نیامدن جماعت تندرو و متعصب به رقیب شما رأی #نداد! و حال آنکه همه اینها یک‌به‌یک دارند برروی جامعه ایران و در دولت شما Launchمی‌شوند! محکم نیاستید محکم زمینتان خواهند زد.آیت‌الله رئیسی با آن سرمایه‌اجتماعی را در کسری از دوسال به اتمام رساندند در افکار عمومی، شما که جای خود دارید. لیکن خدا می‌داند که اینبار فرق می‌کند، عدم موفقیت پزشکیان و در نتیجه از دست رفتن فرصت اصلاح و چرخش کم‌هزینه برای همه‌شان گران تمام خواهد شد. @simar50

‌‌.... حس ناکافی بودن چند سال پیش، یکی از شبکه‌های ماهواره‌ای برنامه‌ای نشون می‌داد به اسم وسواسی‌ها. زنی بود که روزی سه‌بار خونه‌ش رو تی می‌کشید و چهار بار دستشویی‌ش رو می‌شست و پنج‌بار سینک ظرفشویی را می‌سابید و آب می‌کشید و خشک می‌کرد، وقتی هم درباره خونه‌داری بقیه حرف می‌زد، بینی‌ش رو چین می‌داد که پیف‌پیف...! خانم کارشناس توی تلویزیون می‌گه اگر شوهرت رامِت نیست، تو بلدِ کار نبودی و حتما نتونستی و کم بودی... اون‌یکی مانتوی سرمه‌ای کمرکُرستی پوشیده و روسری مشکی. ناخن مانیکورشده‌ش رو می‌گیره رو به دوربین و درباره این می‌گه که اگر نتونستی برای خودت شغلی جور کنی که علاوه بر مخارج روزمره، پول سفر و پس‌انداز و خرید طلا رو ازش دربیاری، لابد کم گذاشتی، نخواستی، ببین من خواستم و تونستم! (در ورژن مردانه‌ش شلوار اسکینی و کفش کالج و ساعت مچیِ برند الزامی است!) همین "کم بودن"... انگار عده‌ی کثیری جمع شدن به عده‌ی کثیرتری حس ناکافی بودن بدن. یعنی در جامعه‌ای که همین‌طوری هم روانِ رنجوری داره و دوزِ اضطراب زیادی داره از رفتن و نرسیدن؛ خواستن و نشدن؛ خوندن و قبول نشدن؛ کار کردن و نداشتن...، عده‌ای هم انگشت کردن توی زخم و هی می‌چرخونن و با دختر قوی باش و پسر مرد شو، رقابتِ رو به هیچ‌کجای مزخرفی ساخته‌ن. می‌خوام به عنوان یه دوست (اگر قابل بدونید) بگم: دوست من! در دنیای این روزها که هر یک قدم رو به موفقیت، ده قدم عرق‌ریزان داره، همین‌ که هنوز سرِ پایی یعنی کافی و اندازه‌ای، نذار توخالی‌های پوشالی حس تنفر از خود رو بهت القاء کنن. اگر تو زیبای مطلق، پولدار مطلق، کدبانوی مطلق نیستی، بهت تبریک می‌گم! احتمالا تو ابعاد بیشتری از زندگی رو تجربه کردی که کله‌پوک‌های تک‌بعدی حتی نزدیکش هم نشدن. #سودابه_فرضی_پور @simar50 #فرهنگی #اجتماعی #تربیتی

‌‌... پروپاگاندا و فریبِ حاکمان دیکتاتور پروپاگاندا، یا تبلیغات سیاسی، برای دیکتاتورها در حکم‌ شمشیر دو لبه است. فایده پروپاگاندا برای دیکتاتور، ذهن‌شویی عمومی و بسیج  مردم حول آرمان‌های واهی و تحریف واقعیت‌ها‌ست . اما پروپاگاندا زمانی برای دیکتاتور خطرآفرین و مهلک می‌شود که او دروغ‌هایی را که دستگاه تبلیغاتیِ خودش ساخته و پرداخته، راست می‌انگارد و بر همین اساس سیاست‌گذاری می‌کند و ماشین حکومتی‌اش را به جلو می‌راند. استالین در زمانی که میلیون‌ها نفر از مردم شوروی به دلیل سیاستهای غلطش بر اثر گرسنگی در حال مرگ بودند تحت تاثیر فیلم‌های تبلیغاتی سینمای شوروی گمان می‌کرد که دهقانان شوروی در اوج رفاه و تنعم به سر می‌برند و میزهای غذای آنها از فرط سنگینی تاب ورداشته و آنها از صبح تا شب کار دیگری ندارند جز خوردن و نوشیدن و بالالایکا زدن و رقصیدن در دور میزهای پر از کباب و شراب. او عاشق تماشای فیلم «ولگا،ولگا» بود که در آن تصویری شاد و سرخوش از زندگی در شوروی دهه‌ی سی ارائه شده است . می‌گویند حداقل بیست بار این فیلم موزیکال را تماشا کرد و استالین که در طول حکوم ندرتا از کاخ کرملین بیرون می‌آمد با اتکا به همین فیلمها و  تصاویری که در سینمای خصوصی‌اش می‌دید سیاست مرگبار کشاورزی‌اش را طراحی کرد و موجب مرگ صدها هزار دهقان کشورش شد و گناه هر اعتراض و مخالفت و قصوری را هم به گردن دشمن خارجی و عوامل داخلی‌اش انداخت. چائوشسکو، حاکم دیکتاتور رومانی، سه ماه مانده به سرنگونی و اعدامش با آرای نود و هفت درصدِ به اصطلاح نمایندگان مردم برای یک دوره‌ی دیگر رییس جمهور کشورش شد. او با اتکا به دروغهای رسانه‌های خودش واقعا خیال می‌کرد که نود و هفت درصد مردم طرفدارش هستند و عامه‌ی مردم او را می‌پرستند.آنقدر از محبوبیت و جایگاه محکم خود در رأس قدرت  مطمئن بود که شورش عمومی مردم کشورش را باور نکرد و آن را اغتشاش مشتی فریب‌خورده خارجی تصور کرد. او در حساس‌ترین دوران حکومتش ،که مردم خود را برای سرنگونی‌اش آماده می‌کردند، برای یک سفر رسمی عازم ایران شد. او فقط زمانی پی به واقعیت برد که صدای مخالفان را در یکی از همان تظاهرات‌های به اصطلاح میلیونی پروپاگاندایی‌اش شنید. که البته دیگر خیلی دیر بود. بهت و حیرت او در آن تظاهرات باید برای هر دیکتاتوری عبرت انگیز باشد هر چند که دیکتاتورها هرگز هیچ درسی از تاریخ نمی‌گیرند و محکوم به گام برداشتن در مسیرهای تکراری‌اند. @simar50

photo content