544
订阅者
无数据24 小时
+17 天
-430 天
帖子存档
544
...
چرا کشورهای منطقه از یک انقلاب سکولار در ایران هراس دارند؟
در تحلیل تحولات احتمالی ایران، معمولاً تمرکز اصلی بر نقش قدرتهای جهانی در تحریمها یا منافع اقتصادی است. اما یک عامل بسیار مهم و کمتر گفتهشده وجود دارد ترس کشورهای منطقه از فروپاشی جایگاه اسلام سیاسی با محوریت ایران.
اگر ایران به نخستین کشور بزرگ مسلمان تبدیل شود که به شکل آگاهانه، مردمی و ساختاری از حکومت دینی عبور کند، این اتفاق فقط یک تغییر سیاسی نخواهد بود این یک زلزلهی ایدئولوژیک در کل جهان اسلام خواهد بود.
ایران با سابقهی تمدنی، جمعیت بالا، سطح تحصیلات قابل توجه و تجربهی مستقیم حکومت اسلامی، میتواند اولین نمونهی موفق دفن اسلام سیاسی در منطقه باشد. نمونهای که نشان میدهد جامعهای مسلمانزاد میتواند بدون دین حکومتی، بدون ولایت فقيه، بدون شریعت و بدون مشروعیت مذهبی، کشوری پایدار، آزاد
و کارآمد بسازد. چنین الگویی برای بسیاری از کشورهای منطقه خطرناک است.
کشورهایی مانند ترکیه ،عراق ،پاکستان افغانستان، عربستان، قطر، کویت، بحرین، عمان و سوریه هرکدام به شکلی با دین، مذهب یا سنت مذهبی در ساختار قدرت گره خوردهاند. بعضی به شکل آشکار، بعضی پنهان و بعضی ترکیبی از هر دو.
اگر مردم ایران موفق شوند اسلام سیاسی را به زبالهدان تاریخ بسپارند این پیام به سرعت در منطقه پخش خواهد شد:
«میشود بدون دین رسمی حکومت کرد. میشود بدون روحانیت کشور ساخت. میشود بدون فتوای مذهبی مشروعیت داشت.» و این پیام قابلیت سرایت دارد.
جنبشهای اجتماعی، روشنفکران، نسل جوان و طبقهی متوسط در کشورهای منطقه به سرعت این الگو را دنبال خواهند کرد. مطالبهی سکولاریسم، جدایی دین از دولت، حذف امتیاز روحانیت و پایان دادن به تقدسِ قدرت، میتواند به صورت زنجیروار گسترش پیدا کند. برای حکومتهای منطقه این یک کابوس است.
به همین دلیل است که نباید انتظار داشت کشورهای همسایه یا منطقه واقعاً از یک تحول دموکراتیک و سکولار در ایران استقبال کنند. حتی اگر در ظاهر شعار «ثبات»، «صلح» یا «رفاه مردم ایران» بدهند در عمل منافع عمیقتری در کار است.
از منظر اقتصادی سقوط جمهوری اسلامی و بازگشت ایران به اقتصاد جهانی بسیاری از معادلات منطقه را بهم میزند. ایران میتواند به رقیبی قدرتمند در انرژی، ترانزیت، تجارت و سرمایهگذاری تبدیل شود. این به ضرر بسیاری از اقتصادهای وابستهی منطقه است. اما مسئله فقط اقتصاد نیست.
مسئله ی اصلی مشروعیت مذهبی قدرت است.
بسیاری از این حکومتها مستقیم یا غیر مستقیم بقای خود را به دین گره زدهاند. پادشاهیهای مذهبی، دولتهای شبه اسلامی، یا نظامهای مبتنی بر مصالحه با روحانیت همه از یک ایران سکولار میترسند زیرا ایران آزاد میتواند آینهای باشد که مردم منطقه در آن خودشان را ببینند و بپرسند
«چرا ما هنوز زیر سایهی دین حکومت میشویم؟»
عامل مهم دیگر مسئلهی اسرائیل است.
ایران پس از جمهوری اسلامی به احتمال زیاد به سمت یک سیاست خارجی واقعگرایانه غیرایدئولوژیک و مبتنی بر منافع ملی حرکت خواهد کرد در چنین شرایطی همکاری با اسرائیل، چه در حوزهی فناوری چه امنیت چه اقتصاد کاملاً محتمل است.
یک ایران قدرتمند سکولار و همپیمان با اسرائیل موازنهی منطقهای را به شدت تغییر میدهد. این سناریو برای بسیاری از دولتهای منطقه قابل قبول نیست نه از منظر افکار عمومی داخلیشان، نه از نظر توازن قدرت و نه از نظر ایدئولوژیک.
بنابراین مخالفت پنهان یا آشکار با تغییر بنیادین در ایران فقط ناشی از ترس از بیثباتی نیست این مخالفت ریشه در ترس عمیق تری دارد.
ترس از پایان دوران حکومت دینی
ترس از سرایت آزادی
ترس از فرو ریختن تقدس قدرت
و ترس از جامعهای که دیگر حاضر نیست به نام خدا سرکوب شود.
در این چارچوب ایران فقط برای خودش نمیجنگد. سرنوشت ایران به شکلی مستقیم به آیندهی فکری و سیاسی کل منطقه گره خورده است.
و به همین دلیل مسیر آزادی ایران با مقاومتِ نه تنها از داخل، بلکه از اطراف هم مواجه خواهد بود.
@simar50
عدسی
544
شمعون به مسیح گفت «تنهایم بگذار. من تور و ماهیها را ترجیح میدهم.»
#منصور_یال_وردی
@yalverdimansour
544
آهنگساز برجسته یونانی دربارهی قطعهی پائولا میگوید هفت ماه قبل از کودتای نظامی دیکتاتور معروفِ شیلی اگوستو پینوشه؛ با دختری به نام پائولا آشنا شدم. پائولایی مملو از عواطف و احساسات انسانی که آشنایی ما به عشقی عمیق و سوزان بدل گشت.
یک هفته قبل از کودتای ۱۱ سپتامبر ۱۹۷۳ میخواستم از پائولا تقاضای ازدواج کنم ولی هربار موضوعی پیش میآمد که این مسئله را به تعویق میانداخت. تا روز ۱۱ سپتامبر که دفتر خاطراتِ این عشق برای همیشه بسته شد. زیرا پائولا به همراه ویکتور خارا و چندصد نفر دیگر از انقلابیون توسط مزدوران پینوشه دستگیر و به ورزشگاه سانتیاگو منتقل شده و همگی اعدام شدند. بعد از مرگ پائولا احساس کردم که همهی زندگی من مرده و به یغما رفته است. با تلاش فراوان و به کمک افسری که برخی از آهنگهایم را گوش میداد جسد پائولا را در سردخانه یافتم. در خطوط چهرهاش خداحافظی و نگرانی برای من موج میزد. جسد سردش را مدتها در بغل گرفتم و لبهایش را بوسیدم تا سربازها به زور مرا از پائولا جدا کردند و من زندگیم را در سردخانهی سرد تنها گذاشتم. پیاده و باحال خراب به خانه رسیدم و درحالیکه از خود بیخود بودم قطعهای بیاد پائولا ساختم که این قطعه بعدها موسیقی متن فیلم «حکومت نظامی» شد.
#منصور_یال_وردی
@Yalverdimansour
544
♡
فرسایشِ راستین
شست غبار از نقاب
و من اشتباهِ گزینشیِ یک نگاه علیهِ خودم بودم
میرقصید شادیِ مضحک
گرم نمیشد دستهایم
در هوای بوسهی کسی
خنده از هر گوشهام میافتاد به کنجهای دیگرم
با تنپوشهایم اخت بود
اندوهی پیشی گرفته از شب
رفتارِ مونثِ چند بُعدی
و چکیدنِ صدایی که نمیدانست
چگونه بند بیاورد خونریزیِاش را
"مب آهو"
_
@enzevayyy
544
من مذهبیِ طرفدار نظامم!
من باور دارم که به خاطر مذهبم است که طرفدار نظامم، و بقیه هم همین را در من باور دارند. ولی واقعیت آن است که مذهبِ من، طرفداری از نظام است.
من حاضرم دین و قرآن و احادیث و تاریخ اسلام را، هر جور لازم باشد، آنقدر بپیچانم تا طرفداری از هر چیز نظام را که دلم بخواهد از آنها بیرون بکشم. من ظاهراً خیلی محافظهکارم، ولی در واقع با ورود هر گونه بدعت و انحرافی در دین تا وقتی آسیبی به نظام نرساند مشکلی ندارم، و اگر به نظام خدمت هم کند که با روی گشاده از آن استقبال میکنم. اگر هم قرآن و احادیث افاقه نکرد، «خواب فلان عالم» که ممکن است خودش سالها پیش مرده باشد! همیشه برای حقانیت اعتقاد جدیدم کار میکند.
من به خصوص از دروغ خوشم میآید، یا لااقل خیلی هم بدم نمیآید، به خصوص دروغی که توسط منبری یا مداح گفته شود یا تایید شود. من اصلا به دروغ همانقدر اعتیاد دارم که یک هروئینی به هروئین!
دست به توجیه من حرف ندارد! بدترین وکثافتترین اعمال را به راحتی آب خوردن توجیه میکنم. این در حالی است که تا دیروز به خاطر عملی مشابه، ولی از سوی اشخاص دیگر، رگ گردنم باد میکرد و فریاد وااسلاما، وامصیبتا سر میدادم.
نوع دینداریم خیلی بستگی به سیاستهای نظام دارد: یک روزی شیعه تند و تیز، و یک زمان طرفدار وحدت اسلامی با اهل تسنن. هر چهارشنبه، اول صبح در اداره زیارت عاشورا را با لعن و نفرینش میخوانم، ولی در عین حال به شدت در مورد «برادران» سنی خود در فلسطین نگرانم. همان برادرانی که بزرگانشان را هر چهارشنبه لعن میکنم. البته این نگرانی در مورد برادران سنی، شامل سنیهای اویغور در چین نمیشود، چون معتقدم سَلَفیها در آنها نفوذ کردهاند، ولی همان زمان سیدِقطب، یعنی پدرخواندهی همه سلفیها را، میستایم چونکه مورد تایید نظام است. تنها مشکلی که با داعش و نیز طالبان دارم این است که آنها ضدشیعهاند؛ در غیر این صورت آنها را هم چون برادران دینی در آغوش میگرفتم. با کشتن سنیها اگر از طرف اسد بود مشکلی نداشتم، ولی اگر اسرائیل بکشد آن را خیلی خیلی بد میدانم.
در دینداری من یک عنصر هست که از تمام عناصر دیگر مهمتر و پررنگتر است، و آن «هیئت» است که همان چیزی است که در جوامع دیگر کلوب نامیده میشود، ولی من برای آنکه احساس خودمقدسبینی کنم، آن را جزو مقدسات کردهام. تمام سال باید به هر بهانهای هیئت رفت! مداحان هم هر آنچه من دوست دارم از ریا و دروغ و تزویر برایم فراهم میکنند.
معمولاً همان زمان که خیلی دیندارم، خیلی وطنپرست هم هستم. آنقدر وطنپرستم که دینداریم حالت مشرکانه میگیرد. «تشیع» را به راحتی آب خوردن یا با هزار دوز وکلک «تحلیل تاریخی» با «ایران» یکی میکنم، و بیماری خودبزرگپنداری ایرانی را سوار بر حس اقلیت بودن شیعه و بنابراین خاص بودن آن در دنیای اسلام میکنم.
مفاهیم دینی برای من همان کاربردی را دارد که مقولههایی چون «انرژی اتمی» یا «قدرت موشکی» و مانند آن! همهی اینها کاربرد اصلیشان برایم خودارضایی ذهنی است. مثلاً فضیلت راستگویی را در نظر بگیرید! برای من، این معنیش انزجار و خودداری از دروغ نیست! من برعکس عاشق دروغم. من عمداً کلمه عربی «صدق» را به جایش به کار میبرم تا بتوانم با داستان عارفانه و خواب و کلمهبافی با این مفهوم خودارضایی کنم. یا مثلاً دغدغهی من برای حجاب از خودارضایی من با فانتزی قدرت و کنترل سرچشمه میگیرد. برای همین است که نباید تعجب کنید اگر من در همان روزی که روزه مستحبی گرفتهام، رشوه هم میگیرم. یا با همراهی مداح مورد علاقه خود، بعد از یک مجلس عزاداری پرشور، گعدهای آکنده از جکهای جنسی میگذرانیم.
من خیلی دوست دارم فکر کنم طرفداریم از نظام، انگیزههای دینیِ فداکارانه دارد؛ دوست دارم با امام حسین یا لااقل با ابوالفضلالعباس احساس خویشیکیپنداری کنم. این است که امتیازات و رانتهایی که نصیبم میشود را معمولاً اموری کاملاً طبیعی یا حاصل شایستگی خودم میدانم، و نه امتیازات خاص!
من به همان راحتی خون برادرم را، برای حصول رانت بیشتر، میفروشم که عقاید دینی خود را. خیلی دوست دارم گفته امام حسین را نقل کنم که «اگر دین ندارید لااقل آزاده باشید»، ولی در وجود خودم یک ذره آزادگی وجود ندارد.
@simar50
#جناب_گاو
现已上线!2025 年 Telegram 研究 — 年度关键洞察 
