ch
Feedback
3imar سیمار

3imar سیمار

前往频道在 Telegram
547
订阅者
无数据24 小时
+27
-230
帖子存档
ای دلبر من ۱۹۰ سوسن @simar50 #یادها_و_خاطره‌ها

sticker.webp0.15 KB

...♡ از کوه‌ها برای تو گل‌هایِ شاد می‌آرم سنبلِ آبی، فندقِ تاری و سبدهایِ وحشیِ بوسه می‌خواهم با تو آن کنم که بهار می‌کند با همه گیلاس بُنان... شاعر :#پابلو_نرودا برگردان: #بیژن_الهی       @simar50 #شعر_جهان

‌‌... توجیه نهج‌البلاغه‌ای #زهرا_عبدی امیدوار بودن در ایران خیلی سخت است ولی از سوی دیگر محکوم به امیدیم و باید این وضع را تحمل کنیم شاید محکوم به رفتار افسانه سیزیف هستیم که سنگی را بالای کوه ببریم ولی تا رسیدن به قله دوباره به پایین سقوط می‌کند. شخصا اگر امید نداشته باشم می‌میرم، حتی اگر به لحاظ جسمی هم نفس بکشم؛ ارزشی ندارد. هر وقت می‌آییم قدری شاد و امیدوار شویم خبر ناامیدکننده بعدی را باید هضم یا تحمل کنیم. ۱۲۰،۰۰۰ مراسم برای آقای رییسی می‌خواهند بگیرند کسانی که قادر نیستند ۱۲۰ خط مثبت و مستدل در وصف دوره مدیریت او بنویسند. ولی این هم برای من مهم نیست ۱۲۰،۰۰۰،۰۰۰ مراسم هم بگیرند اگر از جیب مبارک و شخصی خودشان باشد به من ربطی ندارد ولی بعید می‌دانم حاضر شوند ۱۲ مراسم از جیب خود بگیرند. حالا این جماعت را کاری ندارم جماعتی که شعار عدالت هم می‌دهند. ولی آقای پزشکیان حتما توجیهی عقلی و شرعی و قانونی و اخلاقی برای این اتلاف منابع از جیب ملت دارند آن را اعلان نمایند. وفاق خوبه نه از جیب فقرا. اقای پزشکیان آیا شما خودتان حاضرید هزار تومان برای برگزاری چنین مراسمی کمک کنید؟ ایشان راه افتاده و دستان خود را برای مدرسه سازی مناطق محروم بسوی دیگران و مردم باز کرده که اقدام پسندیده‌ای است، ولی بفرمایند این بودجه کلان که صرف چنین مراسمی می‌شود سودش به جیب چه کسانی می‌رود؟ کدام کودک فقیر از ان بهره‌مند می‌شود؟ به نظرم خشکه به آنان بدهند بهتره که ملت را خشمگین و پر از نفرت کنند. همه‌ی اینها یک طرف، این برنامه‌ها به زیان آن مرحوم هم هست. البته این به ما ربطی ندارد هنگامی که متولیان امر چنین دغدغه‌ای ندارند به ما چه ربطی دارد؟ حداقل انتظار می‌رفت که پس از تبلیغات ویرانگر ترامپ، تاییدیه آن را با این کارها صادر نکنید. من فقط، مانده‌ام این برنامه از کدام ذهن‌های خلاق و ضد حکومتی بیرون می‌آید. جالبه بعدش هم مثل عجوزه‌ها می‌گویند بیگانگان علیه ما تبلیغ می‌کنند. به دلایلی نمی‌خواستم در این مورد چیزی بنویسم ولی هر چه فکر کردم دیدم پا گذاشتن روی وجدان حرفه‌ای خیلی بدتر از مردن و سخت‌تر از ناامید شدن است. @simar50

... توجیه نهج‌البلاغه‌ای #زهرا_عبدی امیدوار بودن در ایران خیلی سخت است ولی از سوی دیگر محکوم به امیدیم و باید این وضع را تحمل کنیم شاید محکوم به رفتار افسانه سیزیف هستیم که سنگی را بالای کوه ببریم ولی تا رسیدن به قله دوباره به پایین سقوط می‌کند. شخصا اگر امید نداشته باشم می‌میرم، حتی اگر به لحاظ جسمی هم نفس بکشم؛ ارزشی ندارد. هر وقت می‌آییم قدری شاد و امیدوار شویم خبر ناامیدکننده بعدی را باید هضم یا تحمل کنیم. ۱۲۰،۰۰۰ مراسم برای آقای رییسی می‌خواهند بگیرند کسانی که قادر نیستند ۱۲۰ خط مثبت و مستدل در وصف دوره مدیریت او بنویسند. ولی این هم برای من مهم نیست ۱۲۰،۰۰۰،۰۰۰ مراسم هم بگیرند اگر از جیب مبارک و شخصی خودشان باشد به من ربطی ندارد ولی بعید می‌دانم حاضر شوند ۱۲ مراسم از جیب خود بگیرند. حالا این جماعت را کاری ندارم جماعتی که شعار عدالت هم می‌دهند. ولی آقای پزشکیان حتما توجیهی عقلی و شرعی و قانونی و اخلاقی برای این اتلاف منابع از جیب ملت دارند ان را اعلان نمایند. وفاق خوبه نه از جیب فقرا. اقای پزشکیان آیا شما خودتان حاضرید هزار تومان برای برگزاری چنین مراسمی کمک کنید؟ ایشان راه افتاده و دستان خود را برای مدرسه سازی مناطق محروم بسوی دیگران و مردم باز کرده که اقدام پسندیده‌ای است، ولی بفرمایند این بودجه کلان که صرف چنین مراسمی می‌شود سودش به جیب چه کسانی می‌رود؟ کدام کودک فقیر از ان بهره‌مند می‌شود؟ به نظرم خشکه به آنان بدهند بهتره که ملت را خشمگین و پر از نفرت کنند. همه اینها یک طرف این برنامه‌ها به زیان آن مرحوم هم هست. البته این به ما ربطی ندارد هنگامی که متولیان امر چنین دغدغه‌ای ندارند به ما چه ربطی دارد؟ حداقل انتظار می‌رفت که پس از تبلیغات ویرانگر ترامپ، تاییدیه آن را با این کارها صادر نکنید. من فقط، مانده‌ام این برنامه از کدام ذهن‌های خلاق و ضد حکومتی بیرون می‌آید. جالبه بعدش هم مثل عجوزه‌ها می‌گویند بیگانگان علیه ما تبلیغ می‌کنند. به دلایلی نمی‌خواستم در این مورد چیزی بنویسم ولی هر چه فکر کردم دیدم پا گذاشتن روی وجدان حرفه‌ای خیلی بدتر از مردن و سخت‌تر از ناامید شدن است. @simar50

... از درون! در اوایل دهۀ هفتادِ قرن پیشین، اتحاد شوروی و ایالات‌متحده، دو قدرت اصلی جهانِ آن‌ روز، در روزهای اوج جنگ سرد، مذاکراتی با عنوان «سالت» انجام‌دادند که مضمون آنها کنترل تسلیحاتی دوجانبه بود. البته مذاکراتی از موضع برابر بود و تا حدودی به نتیجه رسید. ولی به‌ دلایلی یعنی تهاجم مداخله‌گرانۀ شوروی به افغانستان متوقف شد. در آن زمان اتحاد شوروی در اوج قدرت تسلیحاتی بود و آمریکا نمی‌توانست با آن از موضع برابر برخورد نکند. در کنار این روند یک جریان مخفی دیگر نیز در حال رخ‌دادن بود که کسی آن را نمی‌دید: دچار شدن اتحاد شوروی به ناکارایی و بحران اقتصادی حاد، لزوم افزایش کنترل اجتماعی و آشکار شدن روشِ اشتباه حضور اتحاد شوروی در عرصۀ سیاست جهانی (مداخله در امور کشورها به‌خاطر حمایت از کمونیست‌ها). این ضعف درونیِ قبلاً نامکشوف بر رهبران شوروی آن را مجبور کرد دست‌وپای خود را جمع‌کند و وارد دور دیگری از گفتگوهای محدودکردن تسلیحات شود که «استارت» نام‌گرفت. اما در شروع این مذاکرات اتحاد شوروی مانند کسی که از چند نقطۀ درونی خونریزی‌کند و از پا بیفتد، با ظاهری مستحکم و رژۀ دائمی انواع موشک‌های اتمی در میدان سرخ یک‌باره از درون فرو پاشید؛ سکتۀ مغزی و قلبی توأم کرد و به‌سالی در اول دهۀ ۹۰ در حد منحل‌شدن فروپاشید. اصلاحات دیرهنگام گورباچف در زمینۀ اقتصادی و اجتماعی-سیاسی افاقه نکرد و فروپاشی درونی به انحلال کامل انجامید. آنقدر گریزناپذیر که به پدیدۀ خودانحلالی دچار آمد. آن قدرت عظیم و مخوف برای غربی‌ها همچون توده‌ای پوشال که باد آن را از هم بگسلد از بین رفت. فروپاشی همیشه از درون شروع‌می‌شود: نه محمود افغان حکومت صفوی را و نه ریگان و بوش شوروی را منحل‌نکردند؛ هردو از درون پوکیدند و نابود شدند. می‌خواهید از این حرف‌ها نتیجه هم بگیریم؟ نیازی نیست، ولی چشم، و به صراحت: ایالات‌متحده می‌تواند مارا وادار کند تشکیلات هسته‌ای ایران را بار کنیم و ببریم به عربستان و امارات، موشک‌ها را از وسط دو نصف کند و در فرودگاه لبنان ایرانیان را همچون حشیش‌فروشان و حمل‌کنندگان کوکائین بی‌آبرو و تحقیر کند، اما نمی‌تواند جمهوری‌اسلامی را به‌عنوان یک دولت مستقر از بین ببرد؛ زمینۀ این کار را خود جمهوری‌اسلامی، رهبران آن و تشکیلات سیاسی مافیایی‌اش سال‌هاست که می‌چینند و آششان هم دارد می‌پزد. حکومت‌ها از درون فرومی‌پاشند؛ کشورها از درون حاکمیتشان! شورای سردبیری #جامعه_نو

‌‌‌‌... در ایران معاصر بیش از نیم قرن -  شاه داشتیم با نفت فراوان که می خواست تمدن ایجاد کند - چپ ایدئولوژیک داشتیم که می خواست امپریالیسم و پایگاه های داخلی اش را نابود کند تا تمدن ایجاد کند - اسلام سیاسی داشتیم که می خواست طاغوت سلطنت را و کفر ماتریالیستی چپ را و الحاد سکولار راست را نابود کند تا تمدن ایجاد کند اما هر سه فقط یکدیگر را نابود کردند و میلیون ها «نفر/ ساعت»، «نفر/ سال» و «نفر/ زندگی» را از بین بردند و ملتی در حال خودکشی، طبقه ای فاسد، و کشوری فقیر، بدبخت، بی آبرو و مضحک روی دست ایران و جهان باقی گذاشتند. اینک کار به جایی رسیده که : - از یک طرف آمریکا که خودش یکی از عوامل اصلی ایجاد انقلاب ۵۷ بوده و سهم بزرگی در فلاکت و ویرانی ایران داشته، وضعیت ایران فعلی را مسخره می کند طوری که گویی خلاف آن را می خواسته و اینک به عنوان قهرمان نجات نسل جدید شعار می دهد. - و از طرف دیگر در زمانه ای که مثلث ویران ساز «سلطنت، چپ ایدئولوژیک، اسلام سیاسی» با لت و پار کردن یکدیگر به انتها رسیده و بی آبرو شده اند، آمریکا دو کشور عربستان و امارات متحده عربی را به رخ ایران و جهان می کشد. دو کشوری که در اوج عقب ماندگی شان کلفت و نوکر به ایران صادر می کردند تا خرج زندگی روزانه شان را تامین کنند ولی حالا فرش زیر پای شان را هم ایرانیان بدبخت می بافند تا از گرسنگی نمیرند‌. و ایران مانده و یک تاریخ شکست خورده، تاریخی اسیر مثلث بلاهت، اسیر نیروهای خارجی طماع، و اسیر منابع فراوان زیر زمینی و رو زمینی که با لمپنیسم مدیریتی، تماما علیه خودش به کار می رود. همان منابعی که در شن زارهای عربی هم وجود داشت اما چون در آنجا اثری از مثلث بلاهت نبود، و به جای آن، کمی تعقل (فقط کمی تعقل) وجود داشت، حاصلش شد امارات پیشرفته با دوبی پیشرفته، عربستان پیشرفته با معماری و تکنولوژی پیشرفته. همان عرب هایی که تئاتر و سینما و ادبیات نداشتند تا با آنها هی انقلاب کنند، حزب و حوزه و دانشگاه هم نداشتند تا به وسیله آنها هی به عقب برگردند، تا مدتی دیگر بهترین سینماگران، بهترین تئاترها، بهترین ادبیات و بهترین دانشگاه ها را هم تولید خواهند کرد و به رخ ایرانیان عقب مانده بدبخت شده خواهند کشید، ایرانیانی که ته مانده ادیبان، هنرمندان، سینماگران، تئاتری ها، نویسندگان، و دانشگاهیان با استعدادش یا خودکشی می کنند، یا به قتل می رسند، یا در فقر، انزوا، زندان و غربت از بین می روند. #محسن_خیمه‌دوز

‌‌‌‌... در ایران معاصر بیش از نیم قرن -  شاه داشتیم با نفت فراوان که می خواست تمدن ایجاد کند - چپ ایدئولوژیک داشتیم که می خواست امپریالیسم و پایگاه های داخلی اش را نابود کند تا تمدن ایجاد کند - اسلام سیاسی داشتیم که می خواست طاغوت سلطنت را و کفر ماتریالیستی چپ را و الحاد سکولار راست را نابود کند تا تمدن ایجاد کند اما هر سه فقط یکدیگر را نابود کردند و میلیون ها «نفر/ ساعت»، «نفر/ سال» و «نفر/ زندگی» را از بین بردند و ملتی در حال خودکشی، طبقه ای فاسد، و کشوری فقیر، بدبخت، بی آبرو و مضحک روی دست ایران و جهان باقی گذاشتند. اینک کار به جایی رسیده که : - از یک طرف آمریکا که خودش یکی از عوامل اصلی ایجاد انقلاب ۵۷ بوده و سهم بزرگی در فلاکت و ویرانی ایران داشته، وضعیت ایران فعلی را مسخره می کند طوری که گویی خلاف آن را می خواسته و اینک به عنوان قهرمان نجات نسل جدید شعار می دهد. - و از طرف دیگر در زمانه ای که مثلث ویران ساز «سلطنت، چپ ایدئولوژیک، اسلام سیاسی» با لت و پار کردن یکدیگر به انتها رسیده و بی آبرو شده اند، آمریکا دو کشور عربستان و امارات متحده عربی را به رخ ایران و جهان می کشد. دو کشوری که در اوج عقب ماندگی شان کلفت و نوکر به ایران صادر می کردند تا خرج زندگی روزانه شان را تامین کنند ولی حالا فرش زیر پای شان را هم ایرانیان بدبخت می بافند تا از گرسنگی نمیرند‌. و ایران مانده و یک تاریخ شکست خورده، تاریخی اسیر مثلث بلاهت، اسیر نیروهای خارجی طماع، و اسیر منابع فراوان زیر زمینی و رو زمینی که با لمپنیسم مدیریتی، تماما علیه خودش به کار می رود. همان منابعی که در شن زارهای عربی هم وجود داشت اما چون در آنجا اثری از مثلث بلاهت نبود، و به جای آن، کمی تعقل (فقط کمی تعقل) وجود داشت، حاصلش شد امارات پیشرفته با دوبی پیشرفته، عربستان پیشرفته با معماری و تکنولوژی پیشرفته. همان عرب هایی که تئاتر و سینما و ادبیات نداشتند تا با آنها هی انقلاب کنند، حزب و حوزه و دانشگاه هم نداشتند تا به وسیله آنها هی به عقب برگردند، تا مدتی دیگر بهترین سینماگران، بهترین تئاترها، بهترین ادبیات و بهترین دانشگاه ها را هم تولید خواهند کرد و به رخ ایرانیان عقب مانده بدبخت شده خواهند کشید، ایرانیانی که ته مانده ادیبان، هنرمندان، سینماگران، تئاتری ها، نویسندگان، و دانشگاهیان با استعدادش یا خودکشی می کنند، یا به قتل می رسند، یا در فقر، انزوا، زندان و غربت از بین می روند. #محسن_خیمه‌دوز

‌‌... در ایران معاصر بیش از نیم قرن -  شاه داشتیم با نفت فراوان که می خواست تمدن ایجاد کند - چپ ایدئولوژیک داشتیم که می خواست امپریالیسم و پایگاه های داخلی اش را نابود کند تا تمدن ایجاد کند - اسلام سیاسی داشتیم که می خواست طاغوت سلطنت را و کفر ماتریالیستی چپ را و الحاد سکولار راست را نابود کند تا تمدن ایجاد کند اما هر سه فقط یکدیگر را نابود کردند و میلیون ها «نفر/ ساعت»، «نفر/ سال» و «نفر/ زندگی» را از بین بردند و ملتی در حال خودکشی، طبقه ای فاسد، و کشوری فقیر، بدبخت، بی آبرو و مضحک روی دست ایران و جهان باقی گذاشتند. اینک کار به جایی رسیده که : - از یک طرف آمریکا که خودش یکی از عوامل اصلی ایجاد انقلاب ۵۷ بوده و سهم بزرگی در فلاکت و ویرانی ایران داشته، وضعیت ایران فعلی را مسخره می کند طوری که گویی خلاف آن را می خواسته و اینک به عنوان قهرمان نجات نسل جدید شعار می دهد. - و از طرف دیگر در زمانه ای که مثلث ویران ساز «سلطنت، چپ ایدئولوژیک، اسلام سیاسی» با لت و پار کردن یکدیگر به انتها رسیده و بی آبرو شده اند، آمریکا دو کشور عربستان و امارات متحده عربی را به رخ ایران و جهان می کشد. دو کشوری که در اوج عقب ماندگی شان کلفت و نوکر به ایران صادر می کردند تا خرج زندگی روزانه شان را تامین کنند ولی حالا فرش زیر پای شان را هم ایرانیان بدبخت می بافند تا از گرسنگی نمیرند‌. و ایران مانده و یک تاریخ شکست خورده، تاریخی اسیر مثلث بلاهت، اسیر نیروهای خارجی طماع، و اسیر منابع فراوان زیر زمینی و رو زمینی که با لمپنیسم مدیریتی، تماما علیه خودش به کار می رود. همان منابعی که در شن زارهای عربی هم وجود داشت اما چون در آنجا اثری از مثلث بلاهت نبود، و به جای آن، کمی تعقل (فقط کمی تعقل) وجود داشت، حاصلش شد امارات پیشرفته با دوبی پیشرفته، عربستان پیشرفته با معماری و تکنولوژی پیشرفته. همان عرب هایی که تئاتر و سینما و ادبیات نداشتند تا با آنها هی انقلاب کنند، حزب و حوزه و دانشگاه هم نداشتند تا به وسیله آنها هی به عقب برگردند، تا مدتی دیگر بهترین سینماگران، بهترین تئاترها، بهترین ادبیات و بهترین دانشگاه ها را هم تولید خواهند کرد و به رخ ایرانیان عقب مانده بدبخت شده خواهند کشید، ایرانیانی که ته مانده ادیبان، هنرمندان، سینماگران، تئاتری ها، نویسندگان، و دانشگاهیان با استعدادش یا خودکشی می کنند، یا به قتل می رسند، یا در فقر، انزوا، زندان و غربت از بین می روند. #محسن_خیمه‌دوز @simar50

photo content

‌‌... فروپاشی زیر پرچم مداحی و توهم #حسن_باقری‌نیا در شرایطی که رئیس‌جمهور آمریکا با سفر به عربستان سعودی و قطر قراردادهای بزرگ اقتصادی امضا می‌کند و از پیشرفت کشورهای عربی منطقه خلیج فارس تمجید به‌عمل می‌آورد، ایران روز به روز بیشتر در فقر و ویرانی فرو می‌رود. او با طعنه‌ای تلخ گفت:  عربستان بیابان را به زمین حاصلخیز تبدیل کرده‌ و جمهوری اسلامی، ایران حاصلخیز را به بیابان. این جمله یک شعار سیاسی نیست، بلکه بازتاب عینی واقعیت‌های امروز ایران است. واقعیت این است که حتی کشورهایی چون عربستان که نظام‌شان دموکراتیک نیست، توانسته‌اند با اولویت دادن به توسعه، سرمایه‌گذاری خارجی و ثبات اقتصادی، مسیر پیشرفت را طی کنند. در مقابل، جمهوری اسلامی منابع ایران را نه صرف آبادانی، بلکه خرج پروژه‌های شکست‌خورده‌ی منطقه‌ای در سوریه، لبنان و غزه کرده است؛ ماجراجویی‌هایی که هیچ دستاوردی جز تحریم، انزوای بین‌المللی و فشار معیشتی برای مردم نداشته‌اند. ایران امروز کشوری است با صف‌های طولانی نان و بسته معیشتی، قطعی‌های مکرر برق، مدارس نیمه‌شب! کودکان بازمانده از تحصیل و میلیون‌ها نفر زیر خط فقر. نه تحریم به تنهایی، بلکه سوءمدیریت، فساد مزمن و ترجیح شعار بر کارآمدی، اقتصاد و معیشت مردم را فلج کرده است. در حالی که دیگران برای آینده برنامه‌ریزی می‌کنند، جمهوری اسلامی همچنان در گذشته‌ای موهوم و جنگ‌های نیابتی سرگردان است. با این‌همه، مداحان حکومتی همچنان در توهم رجزهای مذهبی و شعارهای خیالی به‌سر می‌برند؛ آن‌ها که می‌گفتند: "یا حیدر کرار زند نقش به‌زودی، بر پرچم سبز عربستان سعودی"، بهتر است نگاهی به زندگی مردم ایران بیندازند که درگیر ابتدایی‌ترین نیازهای روزمره‌اند. پرچم توهم بر سر نیزه بلند است، اما پرچم رفاه و امید از خانه‌های مردم پایین کشیده شده. زمان آن رسیده که این جماعت به جای ادامه‌ی خیال‌پردازی‌های بی‌پایه، مسئولیت فجایعی را که رقم زده‌اند بپذیرند. تاریخ ایران نشان داده که هیچ حکومتی با اتکا به شعار، فریب و دخالت در امور دیگران، نتوانسته آینده‌ای پایدار برای مردمش رقم بزند. مردم ایران دیگر منتظر وعده نیستند؛ آن‌ها حقیقت را با گوشت و پوست حس می‌کنند. @simar50

همه می گن که تو رفتی همه می گن که تو نیستی همه می گن که دوباره دل تنگمو شکستی دروغه …. https://t.me/NasimAtaei