ch
Feedback
3imar سیمار

3imar سیمار

前往频道在 Telegram
546
订阅者
无数据24 小时
无数据7
无数据30
帖子存档
... باگذشت زمان باگذشت زمان،همه‌چیز می‌گذرد چهره رافراموش می‌کنیم و صدا را هم قلبی که نتپد، رنج رفتن نمی‌کشد فراترنمی‌جوید، رها می‌کند و اینچنین بهتراست... باگذشت زمان، باگذشت زمان همه‌چیز می‌گذرد حتی دوست داشتنی‌ترین یادگارها از چشم می‌افتند وقتی که زیرنوری مرده آنها را جستجو می‌کنیم در شنبه شبهایی که مهربانی تنها می‌ماند باگذشت زمان همه‌چیز می‌گذرد کسی که رویش حساب می‌کردیم،‌برای یک سرماخوردگی ساده، برای یک هیچ. کسی که به او از هوا می‌بخشیدیم تا جواهر. کسی که برایش روحمان را می‌فروختیم به یک سکه‌ پول کسی که به دنبالش پادو می‌زدیم مثل یک سگ با زمان، می‌رود، همه‌چیز درست میشود باگذشت زمان باگذشت زمان همه چیز میگذرد گرمای محبت را‌ فراموش می‌کنیم و آوای صدا را هم که چون بیچارگان نجوا می‌کرد دیر نکن،سرماهم نخور با گذشت زمان با گذشت زمان همه‌چیز می‌گذرد و احساس می‌کنیم چو اسبی از پای افتاده‌ایم و احساس می‌کنیم که منجمدیم دربسترحادثه و احساس می‌کنیم که بی‌کسیم هرچند بی‌خیال و احساس می‌کنیم که فریب خورده‌ایم در همه سالهای رفته اما در واقع با گذشت زمان دیگر عشق نمی‌ورزیم! #لیو_فره @simar50 #کمانچه #بهنام_بیات

... سایکوپاتی نوعی اختلال شخصیتی است که در آن فرد بیمار، هیچ احساس پشیمانی یا عذاب وجدانی بابت رنجی که به دیگران تحمیل می کند ندارد .یک سایکوپات، هنگام تماشای مرگ یک کودک بر اثر شلیک گلوله دچار رنج نمی شود. حتی اگر خود به آن کودک شلیک کرده باشد. مثل آن سرباز خونسردی که پس از تجاوز به دختری نابالغ، شلوار خود را بالا می کشد و می رود . یا آن دیگری که از مواجهه با پُشته ای از اجساد قتل عام شدگان، نه تنها یکّه نمی خورد که حتی درکنار آنها عکس یادگاری هم می گیرد ! سایکوپات هیچگاه از رنج و آسیبی که به دیگران می رساند اظهار پشیمانی نمی کند

‌‌... با دلار ۶۸ هزار تومانی! چرا اسرائیل حمله کند؟ #رحیم_قمیشی مقامات کشور مسابقه‌ای را شروع کرده‌اند که اسرائیل هیچ غلطی نمی‌تواند بکند، کشورهای همسایه قول داده‌اند نگذارند از فضای آنها موشک یا هواپیمایی پرواز کند، اسراییل عمق استراتژیک ندارد، او اصلا عددی نیست که بخواهیم در موردش فکر کنیم. قبول. شما خیلی بزرگید! اسرائیل و آمریکا ناخن کوچک شما. پول ملی شما که با تهدیدهایی توخالی، ظرف کمتر از پانزده روز دچار افت پانزده‌ درصدی می‌شود، نشانه چیست؟ اگر حمله صورت گیرد چه خواهد شد؟! چرا تصور می‌کنید هنوز جنگ‌ها همه با موشکند و یا با مسلسل؟ احمقی اعلام می‌کند یک لشکر آماده کرده‌ایم که با یک کشتی بطور مخفیانه وارد غزه شویم، از هر استان یک گروهان! نسل جوان بفهمد مدیران مدعی جنگ چه کسانی بوده‌اند، و فردا چه کسانی خواهند بود! آن یکی می‌گوید همه آماده باشند شاید چهار میلیارد هم لازم باشد کشته شوند، و این اهمیتی ندارد! دیگری نداشتن موشک اسرائیل را به رخ‌ او می‌کشد. شک نکنید مردم ایران آمادگی دارند هر چند کشتی لازم باشد اجاره کنند و تمام خرج سفر و خورد و خوراک داوطلبان را بدهند تا فقط شما اقدام کنید و بروید. چرا از دروغ گفتن خسته نمی‌شوید. اسرائیل هر روز از نزدیک‌تر شدن دیدگاه‌هایش در مذاکرات با آمریکا می‌گوید و همان روز یک درصد و بیشتر، ما در ایران فقیرتر می‌شویم. مگر او احمق است موشک هم روانه کند، با آن همه هزینه‌هایش!؟ ۲۰۰ موشک بالستیک فرستادید، هزینه و فایده اش را سنجیدید؟ چقدر اقتصاد اسرائیل صدمه دید؟ آنها موشکی شلیک نکرده‌اند ما همه چیزمان گران شد، برخی بیست درصد، برخی سی درصد! موتورسوارهایی در تهران مامور کرده‌اید با دو سرنشین، یکی با لباس مشکی، یکی با لباس نظامی پلنگی، همه ریشو، بدون حکم، وابسته به نهادی، حال که نیروی انتظامی زیر بار ماموریت شما نرفته، آنها را مثل سگ هار به جان دختران انداخته‌اید! چرا اسرائیل هزینه کند!؟ بورس‌تان آنچنان سقوط کرده که بسیاری نمادها را بسته‌اید. مراکز حساس از ترس حمله نیمه‌کاره شده‌اند. باز هم مدعی هستید هیچ غلطی نمی‌توانند بکنند! لطفا غلط را تعریف کنید تا بدانیم دقیقا آن چیست؟ وقتی برخی نظامیان نگاهشان به جنگ هنوز تیغ شمشیر است و بمب، طبیعی است که نتوانند هیچ تحلیلی از شرایط ارائه کنند. بلیط پرواز به کشورهای همسایه از ۳۰ میلیون به هشتاد میلیون رسیده. بسیاری خطوط پرواز ایران را از لیست‌شان حذف کرده‌اند. فروشندگان کالاها را ناموجود کرده‌اند. شما هنوز منتظر موشکید! اقتصاد بیمار، تهدیدهای حجاب، آلودگی هوا، ترافیک‌های طاقت‌فرسا، بی‌سامانی حمل و نقل عمومی، انتظار بنزین هشت هزار تومانی، حقوق دویست دلاری ماهانه، که کم‌کم می‌شود ۱۵۰ دلاری! آخر اسرائیل به کجا حمله کند؟ مگر جز شما کسی می‌تواند ایران را به این ذلت و ویرانی در بیاورد؟ لطفا کشتی آماده کنید. از هر استان یک گروهان. نه یک لشکر، ده لشکر شوید. و حمله کنید به اسرائیل مرگ یک‌بار، شیون هم یک‌بار ما بی‌صبرانه منتظریم اگر دروغگو نیستید. شاید با رفتن شما کمی بتوانیم زندگی کنیم شاید اینطور اقتصاد ما نجات پیدا کند! @simar50

- سیمای دو زن داستان‌های عاشقانه‌ٔ «خسرو و شیرین» و «لیلی و مجنون»، هردو سرودهٔ «نظامی گنجوی» سرایندههٔ توانمند ایرانی هستند. منظومه‌ٔ «خسرو و شیرین» داستان عاشقانه‌ای است در ایران باستان و یادی است از معشوقه‌ٔ در جوانی از کف‌رفته‌ٔ نظامی به نام «آفاق». به نحوی که در این هشتصد سال کسی نتوانسته مانندش را بسراید. و «لیلی و مجنون» داستان دلدادگی دو جوان است در دیار عرب. نظامی در آغاز هر دو داستان مدعی است که در اصل داستان تصرفی نکرده است. نظامی نا‌خوداگاه در «لیلی و مجنون» به ترسیم چهره‌ٔ زن در دیار عرب و در «خسرو و شیرین» به نمایاندن چهرهٔ زن در ایران باستان پرداخته است. لیلی، پرورده‌ٔ جامعه‌ای است که دلبستگی را مقدمه‌ٔ انحرافی می‌پندارد که نتیجه‌اش سقوط حتمی در جهنم وحشت‌انگیز فحشاست. در این سرزمین پاکی و تقوا، بدا به حال دختر و پسر جوانی که نگاه علاقه‌ای رد و بدل کنند. اما در دیار شیرین، منعی بر مصاحبت و معاشرت بی‌آلایش مرد و زن نیست و عجبا که در عین آزادی معاشرت، شخصیت دختران، پاسدار عفاف ایشان است. دختری سرشناس، یکه و تنها، بر پشت اسب می‌نشیند و از ناف ارمنستان تا قلب تیسفون می‌تازد و کسی متعرض او نمی‌شود. اما وضع لیلی چنین نیست و جرایمش بسیار. نخست این که زن به دنیا آمده و از هر اختیار و انتخابی محروم. گناه دیگرش زیبایی‌ست. در نظام قبیله‌ای، مرگ و زندگی او در قبضه‌ٔ استبداد مردان است. پدر لیلی مرد مقتدری است که چون از تعلق خاطر قیس (مجنون) و دخترش با خبر می‌شود، در حصار خانه زندانی‌اش می‌کند و زندانبانش‌، زن فلک‌زده‌ای است به نام مادر که به فرمان شفاعت‌ناپذیر شوهر مجبور است رابطه‌ٔ دخترش را با جهان خارج قطع کند. اما فضای داستان «خسرو و شیرین» متفاوت است. دنیای شیرین، دنیای بی‌پروایی‌هاست. شیرین، دست‌پرورده‌ٔ زنی است که به گفتهٔ نظامی: «ز مردان بیشتر دارد سترگی». شیرین، دختر ورزشکار نشاط‌طلب طبیعت‌دوستی است که بر اسبی زمانه‌گرد برمی‌نشیند و با جماعتی از دختران هم‌سن‌وسال خود که: «ز برقع نیست‌شان بر روی بندی» و هر یک با فنون سوارکاری و دفاع از خویش آشنایی دارند، به چوگان بازی می‌رود. دختری که در چنین محیطی بالیده در مورد طبیعی‌ترین حق مشروع خویش، یعنی انتخاب شوهر، گرفتار هیچ مانعی نیست. شیرین در کنار عاشق خود خسرو، اسب می‌تازد، به گردش و تفریح می‌پردازد، مذاکره می‌کند، شرط و شروط می‌گذارد و امتیاز می‌گیرد و در همه‌حال پاکدامنی خود را پاس می‌دارد. و آن طرف زندگی سراسر تسلیم لیلی است. خالی از هر تلاشی. از مکتب‌خانه‌اش باز می‌گیرند و در خانه  زندانی‌اش می‌کنند و به شوهر نادیده‌ٔ نامطبوعی می‌دهندش، بی‌آنکه اعتراضی بکند. این تصویری است از موقعیت زن در نظام قبیله‌ای عرب و جایگاه زن در ایران. سیمای دو زن، علی‌اکبر سعیدی سیرجانی

اعتراف میکنم که عمیقأ غمگینم! نه دنبال شادیم نه دنبال تغییر نه دنبال آرامش و بهبودی فقط کاش منو به حال خودم رها کنین! #دلنوشته #مجتبی_دری @modopix_plus

photo content

Soheil Mehrzadegan - Doorit (320).mp38.49 MB