712
订阅者
无数据24 小时
-57 天
-930 天
帖子存档
712
...
خائنانهترین سکوت
#جعفر_بخشی_بینیاز
نویسنده و روزنامه نگار
در سکانسی ماندگار از فیلم تاریخی #ستارخان تصویری تلخ از سرنوشت ایران ترسیم شده است. مملکتی که از چند سو غارت میشود. از سوی بیگانگان. از سوی خودیها و از سوی #ساکتها و #بیتفاوتها که مهمترین است.
این تصویر، فارغ از جزئیات تاریخی و سینمایی آن یک حقیقت تلخ را به یادمان میآورد:
برای ویران کردن یک کشور ؛ همیشه به دشمنی که از روبرو حمله کند نیاز نیست. بلکه کافیست آنان که باید اعتراض کنند و تصمیم بگیرند به ناگاه سکوت کنند و لال شوند.
دشمن اگر غارت کند دشمنیاش آشکار است. فرصت طلب ؛ اگر منابع کشور را به یغما ببرد ؛ دست کم در برابر وجدان تاریخ مسئول است. اما آنکه همه چیز را میبیند ؛ از رنج مردم خبر دارد ؛ فرو ریختن امیدها را تماشا میکند و باز هم ترجیح میدهد هیچ نگوید یک بی شرف تمام عیار است و به راستی چنین انسانی چگونه میتواند خود را از مسئولیت مبرا بداند؟
سهم ساکت ها در ویرانی یک سرزمین گاهی از سهم ویرانگران هم سنگینتر است. زیرا ویرانگر به پشتوانه سکوت آنان جسورتر میشود. سخن از کسانی ست که میبینند سفره های مردم هر روز دارد کوچکتر میشود ؛ فقر گستردهتر شده و امید جوانان رنگ میبازد ؛ شایستگان به حاشیه رانده شده اند و سرمایههای انسانی از کشور میروند و فاصله میان مردم و صاحبان قدرت عمیقتر شده است. اما انگار نه انگار که این سرزمین خانه خودشان است. گویی ایران تنها نامی بر نقشه است ؛ نه خانهای که آجرهایش یکی یکی فرو میریزند و سقفش بر سر ساکنانش آوار میشود. اینها همان کسانیاند که برای هر مسئلهای توجیهی آماده دارند. یکی میترسد ؛ دیگری مصلحت اندیشی میکند ؛ آن یکی منافعش را در سکوت میبیند و دیگری با این جمله که به من چه از کنار مصیبت ها عبور میکند. هر کس هم برای خودش بهانهای دارد.
ایران ملک شخصی هیچ فرد ؛ گروه یا جناحی نیست که ویرانیاش را تماشا کنیم و بگوییم به ما مربوط نیست. این سرزمین حاصل رنج نسلهاست. حاصل جانهایی که برای ماندنش هزینه دادهاند. مردمی که در سختترین روزها آن را حفظ کردهاند و نسلی که حق دارد آیندهای روشنتر از امروز داشته باشد. مملکت را تنها غارتگران ویران نمیکنند ؛ مملکت زمانی به سراشیبی سقوط میافتد که غارتگر از پاسخ گویی نترسد ؛ فرصت طلب از رسوایی نهراسد و انسان آگاه ؛ سکوت را به مسئولیت ترجیح دهد. و در نهایت این حقیقت را نباید فراموش کرد که کشور فقط با دستهای ویرانگر آسیب نمیبیند ؛ با وجدانهای خاموش نیز فرو میریزد.
@simar50
#سکوت_آگاهان
712
...
هیچ ؛ ۲۸۰ میلیارد تومان !
#جعفر_بخشی_بینیاز
نویسنده و روزنامه نگار
🌐 هیچ بود اما در خراجی کلی ارج و قرب پیدا کرد و در میان پولدارهای سالن ؛ یکی بلند شد و گفت من می خرم. همان سرمایه داری که فقط برای یک تابلوی ناقابل ۲۸۰ میلیارد تومان حواله ی بانکی زد. بپذیریم که گاهی یک خبر ؛ فقط خبر نیست. سیلی محکمی ست بر صورت جامعهای که زیر بار تورم ؛ فقر ؛ ناامنی اقتصادی و اضطراب فردا زخم برداشته است. مثل همین فروش تندیس برنزی هیچ اثر پرویز تناولی به قیمت ۲۸۰ میلیارد تومان در حراجی تهران. با این پرسش تلخ که در جامعهای که بسیاری برای زنده ماندن دارند شبانه روز میجنگند ؛ ثروت تا کجا میتواند از رنج انسان بیخبر بماند؟
البته که هنر حق دارد گران باشد و فخر بفروشد. هنرمند هم مختار است اثرش را به ارزش واقعی آن به حراج بگذارد و از همه حق دارتر همان خریدار است که حق انتخاب دارد تا بخرد. اما هیچ کدام از این حق ها ؛ ما را از پرسیدن در باره مسئولیت اجتماعی ثروت معاف نمیکند. وقتی یک مجسمه با عنوان هیچ در یک حراجی آن هم در تهران ۲۸۰ میلیارد تومان معامله میشود ؛ آیا نباید از خود بپرسیم در همین سرزمین ؛ چند بیمار به دلیل ناتوانی در تأمین هزینه درمان ؛ روزهایشان را با ترس از مرگ سپری میکنند؟ چند خانواده برای پرداخت اجاره خانه درماندهاند؟ چند کودک به خاطر فقر از فرصتهای ابتدایی زندگی محروم شده اند؟ چند خانواده برای آزادی عزیز زندانی خود ؛ چشم انتظار چند میلیون تومان کمکاند؟
این همان شکاف هولناکی ست که باید در باره آن فریاد زد. شکاف میان ثروتی که میتواند در یک معامله ؛ رکورد تاریخی ثبت کند و فقر مردمی که برای تأمین ابتدایی ترین نیازهای زندگی ؛ هر روز بیشتر به انتهای خط نزدیک میشوند. در چنین شرایطی آیا نمیتوان از صاحبان ثروت پرسید که در کنار لذت تملک یک اثر هنری پس چه زمانی نوبت به لذت نجات یک انسان میرسد؟ آیا نمیتوان بخشی از این توان مالی را به بنیادهای معتبر درمانی ؛ حمایت از کودکان محروم ؛ آزادی زندانیان واجد شرایط و کمک به خانوادههای گرفتار اختصاص داد؟ عجب روزگار بدی شده است. وسط جنگ و نگرانی از گسترش درگیریها ؛ زیر فشار تورم و تحریم و محاصره اقتصادی ؛ در روزگاری که مردم با اضطراب اخبار لحظهای را می خوانند ؛ چه روایت های تلخی که مخ انسان را منفجر نمی کند. شاید او که هیچ را خریده چیزی میداند که ما نمیدانیم و قطعاً او در خانه چیزی دارد که ما نداریم.
@simar50
712
Repost from 3imar سیمار
گلریز
هایده
اشکالی در کار دنیاست، که گریه رفعش نمیکند... #بهرامبیضایی@simar50 #ریمیکس #دیجی_ورسی
