ch
Feedback
3imar سیمار

3imar سیمار

前往频道在 Telegram
546
订阅者
+224 小时
+27
-230
帖子存档
Mohammad Eslamlou-Ghorboonet (1).mp36.35 MB

یک نفر @mohammadeslamlou

شَرِّ «شِرّ و وِر» محمد فاضلی٭ گفته‌ها و سخنانی که مردم به آن‌ها «شِرّ و وِر» می‌گویند، اگرچه مهمل و پوچ هستند، اما می‌توانند شَر به پا کنند. «شِرّ و وِر» سخن بی‌اثر نیست، می‌تواند نابودگر باشد. یک نمونه از آن‌را مختصر تحلیل می‌کنم. نماینده مجلسی که عضو کمیسیون امنیت ملی هم هست گفته «هواپیماهای B2 آمریکا قارقارک هستند، این هواپیماها ساخت ۳۵ سال پیش هستند، فرسوده‌اند و آمریکا در حال فروپاشی است.» بدیهی است این عبارت به معنای اخص «شِرّ و وِر» است. آدم از استدلال برای اثبات «شِرّ و وِر» بودن این سخن هم خجالت می‌کشد. دقت کنید که عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس نمی‌داند، نمی‌فهمد یا تجاهل می‌کند که: یک. هواپیمای B2 بمب‌افکن استراتژیک است، و یکی از ستون‌های قدرت متعارف و اتمی نیروی هوایی آمریکاست. دو. گذشت سی‌وپنج سال از اولین ساخت و عملیاتی شدن این هواپیما تأثیری بر کارکرد آن ندارد. سه. بمب‌افکن B52 از سال ۱۹۵۵ تا به امروز در خدمت ارتش آمریکاست (۷۰ سال) و کسی از قدیمی و فرسوده بودن آن نمی‌گوید. ظاهراً قرار است تا ۲۰۴۰ هم در خدمت باشد. چهار. هواپیماها با توجه به فناوری‌های روز بهسازی می‌شوند؛ بهینه‌سازی و نوسازی هواپیماهای نظامی متداول‌تر و رویه ارتش‌هاست. بدیهی است که بلاهت موجود در «شِرّ و وِر»گویی زود آشکار می‌شود. اما کارکرد شرارت‌آمیز این گونه «شِرّ و وِر»گویی است که باید تحلیل کرد. شَرِّ «شِرّ و وِر»گویی این است که: یک. روان شهروند عاقل را به سُخره می‌گیرد و عصبانی‌اش می‌کند. شَرِّ «شِرّ و وِر» در آسیب رساندن به روان شهروندان است. دو. درست در میانه بحرانی بزرگ برای کشور که ایران به اعتماد نیاز دارد، شَرِّ «شِرّ و وِر»گویی این است که اندک اعتمادها را هم نابود می‌کند. شهروند می‌گوید این که نماینده کمیسیون امنیت ملی مجلس باشد، ولی به حال امنیت ملی، وای به حال کشور، وای به حال منِ شهروند. سه. شهروند منتظر است نشانه‌های هر چند کوچکی از تغییر گفتار، بروز عقلانیت، سخن بخردانه و واقع‌بینی مشاهده کند. اما شَرِّ «شِرّ و وِر» این است که نشان می‌دهد در بر همان پاشنه می‌چرخد، کماکان برخی سخن‌گویان و تریبون‌داران، در هپروت توهم غوطه‌ورند. چهار. شَرِّ «شِرّ و وِر» این است که شهروند را در دوراهی دشواری قرار می‌دهد که از خود می‌پرسد این‌گونه سخن گفتن از سر خُل‌بازی است یا منافعی پشت این نهفته است، یا گوینده واقعاً خُل است؟ هر کدام باشد، فاجعه است. پنج. شَرِّ «شِرّ و وِر» این است که عین علف هرز در مزرعه رشد می‌کند و فراگیر می‌شود، و همان اندک رویش‌های عقلانیت و اعتماد به عقلانیت و سخن/عمل عقلانی را از ریشه می‌سوزاند. شهروند وقتی گوشش از «شِرّ و وِر» پر شد و اعتمادش فروریخت، مستأصل و عصبانی می‌شود، و ظرفیت گرایش و عمل عقلانی در او هم کم می‌شود. این‌ها بخشی از شَر و شرارتی است که در «شِرّ و وِر»گویی مردان و زنان سیاست نهفته است. سخن «شِرّ و وِر» از زبان افراد منتسب به حکومت، علف هرزی است که عقلانیت را می‌سوزاند، سازه‌های اعتماد را در هم می‌شکند، شهروند را با عقل سیاسی بیگانه می‌کند، و امید نجات از مسیر عقلانیت را به فنا می‌دهد. واقعاً نمی‌دانم از «شِرّ و وِر»گویی دنبال چه می‌گردند! و کدام منفعت را دنبال می‌کنند. ٭جامعه‌شناس

شَرِّ «شِرّ و وِر» محمد فاضلی٭ گفته‌ها و سخنانی که مردم به آن‌ها «شِرّ و وِر» می‌گویند، اگرچه مهمل و پوچ هستند، اما می‌توانند شَر به پا کنند. «شِرّ و وِر» سخن بی‌اثر نیست، می‌تواند نابودگر باشد. یک نمونه از آن‌را مختصر تحلیل می‌کنم. نماینده مجلسی که عضو کمیسیون امنیت ملی هم هست گفته «هواپیماهای B2 آمریکا قارقارک هستند، این هواپیماها ساخت ۳۵ سال پیش هستند، فرسوده‌اند و آمریکا در حال فروپاشی است.» بدیهی است این عبارت به معنای اخص «شِرّ و وِر» است. آدم از استدلال برای اثبات «شِرّ و وِر» بودن این سخن هم خجالت می‌کشد. دقت کنید که عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس نمی‌داند، نمی‌فهمد یا تجاهل می‌کند که: یک. هواپیمای B2 بمب‌افکن استراتژیک است، و یکی از ستون‌های قدرت متعارف و اتمی نیروی هوایی آمریکاست. دو. گذشت سی‌وپنج سال از اولین ساخت و عملیاتی شدن این هواپیما تأثیری بر کارکرد آن ندارد. سه. بمب‌افکن B52 از سال ۱۹۵۵ تا به امروز در خدمت ارتش آمریکاست (۷۰ سال) و کسی از قدیمی و فرسوده بودن آن نمی‌گوید. ظاهراً قرار است تا ۲۰۴۰ هم در خدمت باشد. چهار. هواپیماها با توجه به فناوری‌های روز بهسازی می‌شوند؛ بهینه‌سازی و نوسازی هواپیماهای نظامی متداول‌تر و رویه ارتش‌هاست. بدیهی است که بلاهت موجود در «شِرّ و وِر»گویی زود آشکار می‌شود. اما کارکرد شرارت‌آمیز این گونه «شِرّ و وِر»گویی است که باید تحلیل کرد. شَرِّ «شِرّ و وِر»گویی این است که: یک. روان شهروند عاقل را به سُخره می‌گیرد و عصبانی‌اش می‌کند. شَرِّ «شِرّ و وِر» در آسیب رساندن به روان شهروندان است. دو. درست در میانه بحرانی بزرگ برای کشور که ایران به اعتماد نیاز دارد، شَرِّ «شِرّ و وِر»گویی این است که اندک اعتمادها را هم نابود می‌کند. شهروند می‌گوید این که نماینده کمیسیون امنیت ملی مجلس باشد، ولی به حال امنیت ملی، وای به حال کشور، وای به حال منِ شهروند. سه. شهروند منتظر است نشانه‌های هر چند کوچکی از تغییر گفتار، بروز عقلانیت، سخن بخردانه و واقع‌بینی مشاهده کند. اما شَرِّ «شِرّ و وِر» این است که نشان می‌دهد در بر همان پاشنه می‌چرخد، کماکان برخی سخن‌گویان و تریبون‌داران، در هپروت توهم غوطه‌ورند. چهار. شَرِّ «شِرّ و وِر» این است که شهروند را در دوراهی دشواری قرار می‌دهد که از خود می‌پرسد این‌گونه سخن گفتن از سر خُل‌بازی است یا منافعی پشت این نهفته است، یا گوینده واقعاً خُل است؟ هر کدام باشد، فاجعه است. پنج. شَرِّ «شِرّ و وِر» این است که عین علف هرز در مزرعه رشد می‌کند و فراگیر می‌شود، و همان اندک رویش‌های عقلانیت و اعتماد به عقلانیت و سخن/عمل عقلانی را از ریشه می‌سوزاند. شهروند وقتی گوشش از «شِرّ و وِر» پر شد و اعتمادش فروریخت، مستأصل و عصبانی می‌شود، و ظرفیت گرایش و عمل عقلانی در او هم کم می‌شود. این‌ها بخشی از شَر و شرارتی است که در «شِرّ و وِر»گویی مردان و زنان سیاست نهفته است. سخن «شِرّ و وِر» از زبان افراد منتسب به حکومت، علف هرزی است که عقلانیت را می‌سوزاند، سازه‌های اعتماد را در هم می‌شکند، شهروند را با عقل سیاسی بیگانه می‌کند، و امید نجات از مسیر عقلانیت را به فنا می‌دهد. واقعاً نمی‌دانم از «شِرّ و وِر»گویی دنبال چه می‌گردند! و کدام منفعت را دنبال می‌کنند. ٭جامعه‌شناس

باور نمیکنم تقدیم به شما آهنگ و تنظیم واجرای بنده شاعر:رضاجمشیدی @moho_eslamlou

photo content

Moein - Panjereh.mp3

رهایم نکن محمدرضا شجریان @simar50 تنظیم: The Whale #یوسف_عزیزم_کو

Alireza Pourostad - Azizam.mp37.71 MB

‌‌... اینترنت ملی؛ پیش‌درآمد یک فاجعه! #محمد_پارسی ‌‌ می‌گویند چیزی در راه است؛ شبکه‌ای «ملی»، اطلاعاتی «مطمئن»، و اینترنتی «ایرانی»... اما ما که سال‌هاست واژه‌ها را زندگی کرده‌ایم، می‌دانیم پشت این ترکیب‌های محترمانه، اغلب حقیقتی خشن خوابیده است. ‌‌ اینترنت ملی؟ یا قفس نامرئی دیجیتال؟ ایده این است: از جهان جدا شو، برای خودت باش، امن باش، مستقل باش. اما کسی نمی‌پرسد: آیا می‌شود از  جهان جدا شد و ادای توسعه را درآورد؟ ‌‌ اینترنت ملی اگر روزی به‌ تمامی اجرا شود، یعنی: قطع دسترسی آزاد، زنده‌ به‌ گور کردن کسب‌‌‌ و کارها، سانسور در ابعاد کره شمالی و حذف مردم از گفتگوی جهانی ‌‌ فقط زیرساخت نیست؛ سرنوشت است موضوع فقط کابل و دیتاسِنتر نیست؛ حرف از آینده است. حرف از نسل‌هایی‌ست که دیگر نخواهند توانست بی‌اجازه ببینند، بخوانند، بفهمند، و فکر کنند. و در این مسیر، ما نه مستقل، که منزوی خواهیم شد. مراقب واژه‌ها باشید؛ دروغ‌ها با اسم‌های شیک می‌آیند «ملی» همیشه نشانه‌ی خیر نیست وقتی آزادی فشرده می‌شود تا در سِروِر داخلی جا بگیرد، اسمش را می‌گذارند شبکه‌ی ملی اطلاعات اما این همان داستان قدیمی‌ست: زندان با پنجره، سانسور با لبخند، و خاموشی با واژه‌هایی که برق می‌زنند. آینده را قطع نکنید کاش تصمیم‌گیران بدانند: آنچه در اینترنت جهانی جریان دارد، صرفاً ویدیو و پیام نیست؛ بلکه حیات است. نفس اقتصاد، آموزش، پژوهش، هنر، مشارکت و زیست مدرن است. و قطع آن، نه پیشرفت، که پس‌رفت تاریخی‌ست ‌‌ این یک هشدار است! ما هنوز آنجا نرفته‌ایم، اما نشانه‌ها پیداست فیلتر پشت فیلتر، اختلال‌ پشت اختلال، و وعده‌های خنده‌دار برای «جایگزین‌های داخلی» راهی که پیش‌روست، خطرناک است. و اگر ادامه یابد، ما شاهد مرگ تدریجی ارتباط خواهیم بود در سکوتی از نوع دیجیتال ‌‌و اگر گام بردارید، راه بازگشتی نخواهد بود ما در آستانه‌ یک تصمیم تاریخی ایستاده‌ایم و تاریخ، با هیچ‌کس شوخی ندارد. اگر شبکه‌ای بسازید که مردم را از جهان جدا کند، اگر ارتباط را کنترل کنید به جای اینکه قدرش را بدانید اگر آزادی را در نام‌های فریبنده دفن کنید، آنگاه چیزی که خواهد ماند، نه امنیت است، نه استقلال؛ بلکه جامعه‌ای است خشمگین‌تر  و فردایی تاریکتر ! و در یک جمله؛ اینترنت ملی، چیزی غیر از فاجعه ملی نیست @simar50 #انتقادات #سیاسی #اجتماعی