جمع مدیران نامدار ایران
前往频道在 Telegram
با بزرگترین جمع مدیران خصوصی و نامدار ایرانی در داخل و خارج از کشور همراه شوید حامد پاک طینت @Hamedpaktinat
显示更多📈 Telegram 频道 جمع مدیران نامدار ایران 的分析概览
频道 جمع مدیران نامدار ایران (@excellentmanagers) 波斯语 语言赛道中的 是活跃参与者。目前社区聚集了 27 298 名订阅者,在 商业 类别中位列第 2 265,并在 伊朗 地区排名第 12 902 位。
📊 受众指标与增长动态
自 невідомо 创建以来,项目保持高速增长,吸引了 27 298 名订阅者。
根据 17 十月, 2026 的最新数据,频道保持稳定运转。过去 30 天订阅人数变化为 -99,过去 24 小时变化为 -7,整体触达仍然可观。
- 认证状态: 未认证
- 互动率 (ER): 平均受众互动率为 23.09%。内容发布后 24 小时内通常能获得 11.31% 的反应,占订阅者总量。
- 帖子覆盖: 每篇帖子平均可获得 6 303 次浏览,首日通常累积 3 087 次浏览。
- 互动与反馈: 受众积极参与,单帖平均反应数为 0。
- 主题关注点: 内容集中在 مدیر, جا, آقا, وقت, کس 等核心主题上。
📝 描述与内容策略
作者将该频道定位为表达主观观点的平台:
“با بزرگترین جمع مدیران خصوصی و نامدار ایرانی در داخل و خارج از کشور همراه شوید
حامد پاک طینت
@Hamedpaktinat”
凭借高频更新(最新数据采集于 18 十月, 2026),频道始终保持新鲜度与高覆盖。分析显示受众积极互动,使其成为 商业 类别中的关键影响点。
27 298
订阅者
-724 小时
-507 天
-9930 天
帖子存档
27 299
🔰 تنها با یک تماس از هر جای ایران "باسکول" بخرید!
✅ باسکول پند را آویزهی کارتان کنید تا سرمایهتان از بین نرود.
📞 تماس با کارشناسان فروش پند برای دریافت مشاورهی رایگان:
📱 09120455262
☎️ 02183802000
📌 اینستاگرام باسکول پند:
https://instagram.com/pandcaspian
📌 سایت باسکول پند:
PandCaspian.com
🔰 "باسکول پند، دوام و دقتی که میخواهید"
27 299
✍️ ایرج شهبازی
🖊 داستانی شگفتآور درباره تعصب
فضیلتِ یقین همسایۀ دیواربهدیوار رذیلتِ تعصب است. یقین به آسانی قابلیت تبدیل شدن به تعصب را دارد. تعصب درواقع یقینی است ایستا، منجمدکننده، متوقفسازنده و انعطافناپذیر. بر اثر تعصب، چه خونها که ریخته نشده، چه خانهها که ویران نشده و چه استعدادها که هدر نرفته است. تعصب درهای وجود انسان را به روی همۀ خیرها میبندد و شخص را به وضعیت خطرناکی میرساند که حاضر است بکُشد و کُشته شود، ولی فکر نکند و نفهمد. اولین قربانیِ تعصب همانا شخصِ متعصب است. شخص متعصب، بر اثر تعصب خود، به نوعی درخودماندگیِ روحی دچار میشود و فکر او به تدریج رسوب میکند، بو میگیرد و میگندد. به قول مولانا:
سختگیری و تعصب خامی است
تا جنینی، کار خونآشامی است
(مثنوی، دفتر 3، بیت 1297)
تعصب اشخاص و اشیا را به مقام خدایی میرساند؛ به همین جهت است که تعصب و شرک از هم جداییناپذیرند. تعصب حقانیت آیین و دینِ شخصِ متعصب را هم از بین میبرد و ناخواسته و ناآگاهانه کار او را به انکار اصول بنیادینِ آن میکشاند. داستانی زیبا از کتاب بدایع الوقایع، این حقیقت را به بهترین شکل نشان میدهد. دربارۀ این داستان میتوان کتابی نوشت، اما من بدون هیچ توضیحی داستان را به شما، دوستان عزیزم، تقدیم میکنم و تأمل در آن را به خود شما وامیگذارم. بااینکه نثر کتاب که در آغاز سده دهم نوشته شده، آسان و روان است، آن را به نثر امروزی بازنویسی کردم. داستان را بخوانید و ببینید وقتی جهل و تعصب دست به دست هم میدهند، انسان را تا کجاها پیش میبرند.
مردی سیستانی، روز عاشورا، در مشهد، در جمع شیعیان حاضر شد. او بزرگِ شیعیان را دید که بر منبری نشسته بود و پیروانش پیرامون او حلقه زده بودند. وقتی همگی غذا خوردند و از لعنتهایی که داشتند، فارغ شدند، بزرگِ آنها گفت: «آن گستاخِ ظالم را که خاک بر دهانش باد، بیاورید». پیروان او تندیسی چوبین آوردند و در برابرِ مهترِ خود نگاه داشتند. او خطاب به آن پیرمردِ چوبی گفت: «تو شرم نداشتی حکومت را که حق علی مرتضی بود، غصب کردی و به زور بر او چیره شدی»؟ مردی که مجسمۀ پیرمرد را در دست داشت، سر او را فرود آورد؛ یعنی که من بد کردم و پشیمانم. آنگاه بزرگ شیعیان دستور داد او را به ضرب چوب، قطعهقطعه کردند.
پس از آن بزرگ شیعیان دستور داد تندیس خلیفۀ دوم را حاضر کردند و با خطابهای عتابآلود به او گفت: «ابوبکر پیر بود و تا حدی خلافت به او میآمد. باری بهانۀ تو برای قبول خلافت چه بود؟ شرم نداشتی که حقّ مرتضی علی را غصب کردی»؟ پس دستور داد او را نیز در هم شکستند. بعد از آن دستور داد تندیس خلیفۀ سوم را آوردند و با آن را هم خرد و خمیر کردند.
آنگاه مجسمهای بسیار زیبا و بزرگ آوردند که معلوم شد از آنِ علی مرتضی است! بزرگ شیعیان رو به او کرد و گفت: «خدا تو را شیر خود خوانده و به تو ذوالفقار عطا کرده است. تو چرا زبونِ آن جماعت شدی و اجازه دادی حقّ تو را غصب کنند»؟ پس با نهایت خشم دستور داد که او را نیز به ضرب چوب در هم شکستند.
بعد تندیسی دیگر آوردند در نهایت جمال و درخشش که به پیامبر اسلام تعلق داشت. مجسمه را در برابر بزرگِ شیعیان قرار دادند و او سرزنشکنان به پیامبر گفت: «خدای تعالی از میان همۀ انسانها تو را برگزیده و همۀ هستی را به طفیل وجود تو آفریده است و تو پسر عمو و دامادی داشتی که در حق او فرمودی: «گوشت تو گوشت من و خون تو خون من است»، چرا هنگام مرگ، با صراحت و قاطعیت تمام، دستور ندادی که خلافت به کسی غیر از او نرسد»؟ پس دستور داد که او را نیز در هم شکستند.
سرانجام تندیسی آوردند ازآنِ خدا و بزرگ شیعیان به او رو کرد و گفت: «تو خدایی و بر جهان و جهانیان قدرت مطلق داری؛ چرا مقدّر نکردی که کسی جز علی مرتضی به خلافت دست نیابد»؟
مرد سیستانی دید عن قریب است که با این تندیس نیز مانند قبلیها رفتار کنند، از ترس و خشم، سنگی برداشت و بر پیشانی بزرگِ شیعیان کوبید و تندیس چوبی خدا را برداشته، زیر بغل گذاشت و به سرعت از آنجا گریخت.
شیعیان او را تعقیب کردند و او بهناچار وارد خانهای شد و درِ آن را محکم بست. قضا را جمعی از سیستانیها در آن خانه بودند. آنها از او شرح ماجرا را پرسیدند و او داستان را از آغاز تا پایان برایشان تعریف کرد. همشهریهای او شگفتزده گفتند: «عجب کار خطرناکی کردی. خدا تو را از آن قوم ناهموار نجات داد».
مرد سیستانی گفت: «درست میگویید؛ چراکه من نیز خدا را نجات دادم» و مجسمۀ خدا را از زیر بغل خود بیرون آورد و به آنها نشان داد.
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
27 299
📣آکادمی پرورش ارزیاب حرفهای کانون ارزیابی و توسعه مدیران
🔹با حضور اساتید مجرب، ارزیابان باسابقه و منتورهای حرفهای، امکان کار عملی در حوزه خدمات کانونهای ارزیابی مدیران و فرصت جذب و حضور در پروژههای مشاورهای سازمان، ضمن کسب مدرک صلاحیت حرفهای در سطوح مختلف.
🖥️ اطلاعات تکمیلی در مورد جزییات برگزاری، زمان برگزاری، هزینه برگزاری و لینک ثبت نام از طریق لینک زیر موجود است.
👇🏻
https://b2n.ir/g72094
◀️ اطلاعات تكميلی در کانال تلگرام و اینستاگرام
Join: @imiconsulting
Follow: Instagram.com/imiconsulting
27 299
#حامد_پاک_طینت
مجمع فعالان اقتصادی
📌@Iran_economy_online
صفحه رسمی اینستاگرام
📌https://instagram.com/iran_economy_online
27 299
🔴 بينيد از كجا شروع كرد تا به ال جي رسيد!
✅ «کو این هویی»صنعتگری که کره جنوبی را متحول کرد
✍🏻 مونا رجبي
💢 او کارش را در دنیا مطبوعات آن روز کره جنوبی شروع کند.
💢در سال ۱۹۳۱ او تصمیم گرفت تا با راه اندازی فروشگاهی، محصولاتی که به کشور وارد می کرد را شخصا به مردم عرضه کند و برای اجرای این پروژه از کمک برادرش هم استفاده کرد ولی طرح او موفقیتی نداشت و بعد از تجربه زیان اقتصادی بالا، این فروشگاه تعطیل شد.
💢اما این شکست او را از ادامه کار باز نداشت و تصمیم گرفت اقدام به دریافت وام از بانک کند تا فروشگاهی بزرگتر در منطقه ای بهتر را راه اندازی کند. او از دارایی های اعضای خانواده به عنوان وثیقه برای دریافت وام استفاده کرد و این بار توانست سود زیادی کسب کند.
💢 كو اين هويي از سال ۱۹۴۱ او برای توسعه تجارتش تلاش زیادی کرد و بعد از استقلال کره به عنوان واردکننده زغال به فعالیت پرداخت. شرکت او اولین شرکت کره ای بود که توانست تاییدیه واردات زغال را از دولت کره و ارتش امریکا دریافت کند و این هم دلیل دیگری برای ثبت نام او در صنعت کره جنوبی شد.
💢 در سال ۱۹۴۷ و بعد از تجربه موفق او در سالهای قبل ، شرکت تولید مواد شیمیای صنعتی را راه اندازی کرد و هدف اصلی اش ورود به بازار محصولات بهداشتی و آرایشی بود. او فروش یک کرم مرطوب کننده پوست با نام «لاکی یا خوشبخت» را شروع کرد.با وجود اینکه قیمت در نظر گرفته شده برای این محصول آرایشی بسیار بالا بود ولی با استقبال زیادی روبرو شد و به سرعت به فروش رسید
💢 در سال ۱۹۵۲ میلادی بود که او کارخانه تولید پلاستیک را در شهر بوسان کره جنوبی راه اندازی کرد و به تولید بورس های موی پلاستیکی روی آورد. این محصول هم در دوران خود یکی از محصولات نوآورانه بود و با استقبال زیادی روبرو شد.
💢استقبال از بورس های پلاستیکی به اندازه ای بود که ظرف دو ماه ماشین آلات تازه ای به کارخانه اضافه شد تا تولید افزایش یابد و به نیاز موجود در بازار پاسخ داده شود. در همین زمان تولید مسواک هم در کره جنوبی آغاز شد. اما رویاهای این صنعتگر برجسته تمامی نداشت و تمامی تجربیاتی که تا این زمان کسب کرده بود زمینه را برای راه اندازی شرکت گلد استار فراهم کرد، شرکتی که نه تنها کره جنوبی را متحول کرد بلکه امروزه در اقتصاد دنیا هم تاثیر زیادی دارد.
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
27 299
💼 دوره آموزش جامع مدیریت محصول (آنلاین)
⏱ 80 ساعت آموزش + 30 ساعت تمرین و پروژه
🚦مناسب کلیه رشتههای مهندسی و مدیریت
🛫 مناسب برای مهاجرت شغلی به #آمریکا، #اروپا و #استرالیا
🌟 با گواهینامه مورد تایید وزارت علوم، تحقیقات و فناوری
🔗 مشاهده جزئیات دوره و مشاوره رایگان:
https://tihe.ac.ir/product-management-course/
27 299
🔴 چند تفاوت مدیر کارآمد با مدیر پر مدعا
✍️ امیرحسین کاوه
1️⃣ مدیر کارآمد؛ از ابتدا به دنبال کار است و بعد از موفقیتها احساس افتخار می کند و اگر قدر کارهای مثبت او را بدانیم خوشحال می شود.
ولی مدیر پر مدعا؛ از ابتدای ورود به شرکت توقع دارد همه قدر او را بدانند که افتخار داده و این مدیریت را قبول کرده و خوشحال می شود اگر همه او را بالاتر و بهتر از بقیه ببینند؛ حتی اگر هیچ کار مثبتی در سازمانش انجام نداده باشد.
2️⃣ مدیر کارآمد؛ شرایط موجود را در ابتدای ورود به سازمان در کوتاهترین زمان میبیند و شروع به شناسایی فرصتهای موجود و همچنین شناسایی و همفکری با نیروهای خوب و با انگیزه سازمان میکند. او به تحول میاندیشد؛ ارتقا سازماندهی را توام و با کار جاری و تلاش در شرکت انجام میدهد.
ولی مدیر پر مدعا؛ ابتدا حتی کارهای جاری را با مشکل روبه رو کرده، سپس کارها را تعطیل و تغییر ساختار و چارت سازمانی را اولویت اول اعلام میکند، برای تغییرات پیدرپی بیش از کارِ شرکت وقت میگذارد و بعد از چند ماه (گاهی بعد از چند سال) میگوید: سازمان ضعیف و دارای نقاط ضعف بسیار است و سپس تیر آخر را میزند و میگوید: نمی گذارند کارم را انجام دهم! و بعد با بیان اینکه قدر من را ندانستند با تهدید به استعفا همچنان سازمان را فشل نگه میدارد و اگر کسی نازش را نکشد، با استعفا شرکت را ترک میکند.
3️⃣ مدیر کارآمد؛ درآمد خلق میکند و درآمد حاصله را در سازمان برای کارهای جاری و توسعهای هزینه میکند. مدیر کارآمد؛ خودش کارآفرین است و از نقاط قوت سازمانش برای خلق پول و سود بیشتر استفاده میکند.
ولی مدیر پر توقع و مدعی؛ انتظار دارد از خزانه دولت یا سهامداران خصوصی، پول به شرکت بیاورند تا او خوب خرج کند و هنگام اعتراض به عدم کسب درآمد، میگوید: اگر من قرار بود پول خلق کنم که خودم برای خودم یک شرکت تاسیس میکردم و مدیر شما نمیشدم.
4️⃣ مدیر کارآمد؛ برای پرسنلِ شرکت عاقلانه خرج میکند، ریخت و پاش نمیکند و حق همه را به میزان استحقاق بلافاصله میدهد؛ و پرسنل خوب را تشویق و پرسنل نالایق یا تنبل را تنبیه میکند.
اما مدیر پر مدعا؛ همیشه فقط برای کسانی که می بیند و نزدیکش و دور برش هستند تشویقی می نویسند و کار مثبت افراد دورتر را نمی تواند ببیند ؛ از تنبیه خاطیان میترسد. او گاهی اوقات بسیار بخشنده است. (البته از کیسه خلیفه! از جیب خودش خسیس ترین نفر است)خیلی راحت پاداشِ به کار انجام نشده یا کاری که وظیفهات بوده را بیش از استحقاق میدهد و دلش میخواهد به همه باج سیبیل دهد تا کسی موی دماغش نشود.
5️⃣ مدیر کارآمد؛ خودش را وقف سازمانش میکند ولی مدیر پر مدعا؛ سازمان را وقف خودش میکند.
6️⃣ مدیر کارآمد؛ وقت و آبرو و علم و توان و اعصاب و ذهن و جان خودش را در شرکتی که مدیریت میکند هزینه میکند تا موفقیت ها بیشتر شود.
اما مدیر پر مدعا؛ میگوید نباید کوپن خودم را خرج کنم شاید جای دیگر بتوانم امتیاز بیشتری برای خودم بگیرم و موفقیت و شکست شرکت زیاد برایش فرقی نداره چون خودش را برای موفقیت ها به آب و آتش نزده و در صورت شکست حقوق و دستمزد و پاداش خودش را حتی پیش پیش گرفته است!
7️⃣ مدیر کارآمد؛ چشم به راه کسی نمیماند، دل به دریا میزند و با همت و توکل و اعتماد به تخصص همکاران پیش میرود. به مجموعه و پرسنل تحت مدیریش سرکشی میکند و با پرسنل ارتباط سازنده دارد!.
ولی مدیر پر مدعا؛ درِ اتاقش به روی همه بسته و خود را در پیلهی شأنیت مدیر ارشد پیچیده و در دسترس نیست و تا سیاه لشکری، پشت و پناهش نباشد؛ از صندلی خود تکان نمیخورد و مرتب میگوید: نمیشود؛ بس است و چرا و چگونه..بهانه زیاد دارد و آخرالامر کار را با تعلل و تاخیر، نیمه کاره انجام میدهد و در انتها میگوید: دیدید که گفته بودم!
شایان ذکر است این ۷ تفاوت؛ تفاوتهای عمومی است که برای طولانی نشدن مطلب از ذکر مابقی موارد که کم هم نیست خودداری میکنم.
مدیر کارآمد؛ نیاز امروز کشور ایران ،،، و کاش مدیران پر مدعا کمی به دیگران فرصت می دادند!...
با مدیارن نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
27 299
در مشاوره مدیریت سازمان مدیریت صنعتی همکار ما باشید!
🔹معاونت مشاوره و تحقیق imi از نیروهای شایسته و پر انرژی جهت تکمیل کادر کارشناسی خود دعوت به عمل میآورد.
اطلاعات بیشتر و تکمیل فرم رزومه در لینک زیر:
consulting.imi.ir/estekhdam
27 299
#حامد_پاک_طینت
مجمع فعالان اقتصادی
📌@Iran_economy_online
صفحه رسمی اینستاگرام
📌https://instagram.com/iran_economy_online
27 299
🔴چرا افراد خردمند، متفکر و باهوش شاد نیستند؟
♈️آیا تابهحال متوجه شدهاید که اغلب افراد باهوش و متفکر در یافتن شادمانی ناکام هستند؟ این افراد ممکن است یک شریک زندگی دوستداشتنی داشته باشند و در شغل خود هم موفق باشند؛ با اینحال، چیزی وجود داشته باشد که باعث شود آنها احساس تنهایی، عدم رضایت و خوشحالی کنند. همانطور که ارنست همینگوی میگوید: «خوشحالی افراد باهوش نایابترین چیزی است که من میشناسم.»
🔰در اینجا به ۶ دلیل عمده نادر بودن شادی و خوشحالی در افراد بسیار باهوش و متفکر اشاره می کنیم:
1️⃣ افراد باهوش شاد نیستند چون همهچیز را بیش از حد بررسی میکنند
اغلب افراد باهوش که دارای IQ بالایی هستند، بیش از حد به تفکر میپردازند. به این معنی که بهصورت مداوم تمام اتفاقاتی را که در زندگی شخصی خود و خارج از آن میافتد، آنالیز میکنند. این ویژگی بهخصوص زمانی که فرآیند تفکر آنها را به نتایج نامطلوب و ناامیدکننده میرساند، باعث میشود انرژیشان کاملا تخلیه شود و نتوانند خوشحال باشند.
آیا این جمله حکمتآمیز را شنیدهاید که میگوید «جهالت نعمت است!». واقعا همینطور است، هر چه کمتر بدانید و بیشتر بیخیال باشید به همان میزان خوشحالتر خواهید بود.
♈️داشتن توانایی شناخت افراد و انگیزههای پنهان آنها در اغلب موارد کافی است تا باعث شود که گاهی اوقات از تمام جهان مایوس شوید؛ بماند که احساسات ناشی از تفکر در مورد مسائل فلسفی، معضلات جهانی و محیط زیست و مشکلات معماگونه بیانتهای زندگی، هیچ راهحلی ندارند.
2️⃣ شاد نیستند چون دارای استانداردهای بالایی هستند
افراد متفکر فارغ از اینکه در مورد چه حوزهای از زندگانی صحبت میکنیم، میدانند که چه چیزی میخواهند و به کمتر از آن رضایت نمیدهند. این بدان معنی است که برای آنها خوشحالی و رضایتمندی از دستاوردها، روابط و به معنای واقعی کلمه هر چیزی که در زندگی آنها وجود دارد، بسیار دشوار است.
♈️علاوه بر این، بسیاری از افرادی که داری ذهنیت نظری درخشان هستند، دارای فراست کاربردی ضعیفی هستند و بهنوعی دیدگاههای ایدهآل گرایانهای نسبت به جهان دارند. بنابراین، زمانی که انتظارات آنها با واقعیت سرد زندگی و دیگران روبرو میشود، ناگزیر به ناامیدی میانجامد.
3️⃣ شاد نیستند چون به خودشان هم بسیار سخت میگیرند
یکی از دلایل عدم خوشحالی افراد متفکر و باهوش این است که آنها در مورد خودشان خیلی سختگیری میکنند. در اینجا، منظور از سختگیری صرفا درباره دستاوردها و یا شکستها نیست. افراد باهوش و متفکر اغلب خود و رفتار خودشان را به طرز دقیقی تحلیل میکنند، گویی عمدا به دنبال موضوعاتی برای سرزنش خود باشند.
♈️گاهی اوقات صرفا در رختخواب خود دراز میکشند و ناگهان یاد موقعیتی میافتند که بهگونهای که لازم بوده عمل نکردهاند. همین یادآوری کافی است تا خوابشان را به هم بزند.
♈️افراد باهوش اغلب چنین بازگشت به اشتباهات گذشته را تجربه میکنند. همه اینها سبب پرورش احساس گناه، نارضایتی میشود که میتواند برای حس خوشحالی در حکم سم باشد.
4️⃣ واقعیت برای آنها ارضا کننده نیست
این افراد هرگز دست از جستجو برای یافتن چیزی بزرگتر برنمیدارند. ذهن و تخیل بیقرار آنها اجازه نمیدهد که آرام بگیرند و از چیزهای خوب در زندگی خود لذت ببرند. به نظر میرسد که واقعیت و مسائل پیش پا افتاده آن برای ایشان صرفا یک موضوع خستهکننده محسوب میشود.
5️⃣ فقدان ارتباطات عمیق و درک نشدن توسط دیگران
یکی از بزرگترین تجربههایی که هر انسانی میتواند داشته باشد این است که حس کند توسط فرد دیگری واقعا درک میشود. اینکه با یک فرد همفکر در جایی ساکت بنشینید و مکالمهای معنیدار داشته باشید، بسیار آرامشبخش است. اینکه متوجه شوید که این فرد نظرات شما را درک میکند و در مورد جهانبینی شما درباره جهان، عقاید مشترک دارد یکی از نیازهای اساسی انسانی است.
متاسفانه افراد متفکر بهندرت از این لذت بهرهمند میشوند. بسیاری از آنها احساس تنهایی و عدم درک شدن میکنند، گویی هیچکس قادر به دیدن و درک کردن و بها دادن به عمق ذهن آنها نیست.
♈️آنها صرفا ترجیح میدهند در مورد چیزهای جذاب و معنیدار صحبت کنند تا اینکه درباره غذا، آبوهوا و برنامههای خود برای تعطیلات آخر هفته بحث کنند.
6️⃣ شیوع مشکلات روحی روانشناختی
اختلالات روان پزشکی ازجمله اضطراب اجتماعی و اختلال دوقطبی در میان افراد متفکر و باهوش شایع است در عین حال، افراد باهوشی که از اختلالات روانی رنج نمیبرند، هنوز هم در معرض ابتلا به افسردگی وجودی هستند که اغلب ناشی از تفکر و تعمق بیش از حد است. این طرز تفکر باعث میشود که بخواهید زندگی خود را مجددا ارزیابی کنید و در نتیجه بدون دلیل خاصی اندوهگین شوید.
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
27 299
🔴 چرا افراد خردمند، متفکر و باهوش شاد نیستند؟
♈️آیا تابهحال متوجه شدهاید که اغلب افراد باهوش و متفکر در یافتن شادمانی ناکام هستند؟ این افراد ممکن است یک شریک زندگی دوستداشتنی داشته باشند و در شغل خود هم موفق باشند؛ با اینحال، چیزی وجود داشته باشد که باعث شود آنها احساس تنهایی، عدم رضایت و خوشحالی کنند. همانطور که ارنست همینگوی میگوید: «خوشحالی افراد باهوش نایابترین چیزی است که من میشناسم.»
🔰در اینجا به ۶ دلیل عمده نادر بودن شادی و خوشحالی در افراد بسیار باهوش و متفکر اشاره می کنیم:
1️⃣ افراد باهوش شاد نیستند چون همهچیز را بیش از حد بررسی میکنند
اغلب افراد باهوش که دارای IQ بالایی هستند، بیش از حد به تفکر میپردازند. به این معنی که بهصورت مداوم تمام اتفاقاتی را که در زندگی شخصی خود و خارج از آن میافتد، آنالیز میکنند. این ویژگی بهخصوص زمانی که فرآیند تفکر آنها را به نتایج نامطلوب و ناامیدکننده میرساند، باعث میشود انرژیشان کاملا تخلیه شود و نتوانند خوشحال باشند.
آیا این جمله حکمتآمیز را شنیدهاید که میگوید «جهالت نعمت است!». واقعا همینطور است، هر چه کمتر بدانید و بیشتر بیخیال باشید به همان میزان خوشحالتر خواهید بود.
♈️داشتن توانایی شناخت افراد و انگیزههای پنهان آنها در اغلب موارد کافی است تا باعث شود که گاهی اوقات از تمام جهان مایوس شوید؛ بماند که احساسات ناشی از تفکر در مورد مسائل فلسفی، معضلات جهانی و محیط زیست و مشکلات معماگونه بیانتهای زندگی، هیچ راهحلی ندارند.
2️⃣ شاد نیستند چون دارای استانداردهای بالایی هستند
افراد متفکر فارغ از اینکه در مورد چه حوزهای از زندگانی صحبت میکنیم، میدانند که چه چیزی میخواهند و به کمتر از آن رضایت نمیدهند. این بدان معنی است که برای آنها خوشحالی و رضایتمندی از دستاوردها، روابط و به معنای واقعی کلمه هر چیزی که در زندگی آنها وجود دارد، بسیار دشوار است.
♈️علاوه بر این، بسیاری از افرادی که داری ذهنیت نظری درخشان هستند، دارای فراست کاربردی ضعیفی هستند و بهنوعی دیدگاههای ایدهآل گرایانهای نسبت به جهان دارند. بنابراین، زمانی که انتظارات آنها با واقعیت سرد زندگی و دیگران روبرو میشود، ناگزیر به ناامیدی میانجامد.
3️⃣ شاد نیستند چون به خودشان هم بسیار سخت میگیرند
یکی از دلایل عدم خوشحالی افراد متفکر و باهوش این است که آنها در مورد خودشان خیلی سختگیری میکنند. در اینجا، منظور از سختگیری صرفا درباره دستاوردها و یا شکستها نیست. افراد باهوش و متفکر اغلب خود و رفتار خودشان را به طرز دقیقی تحلیل میکنند، گویی عمدا به دنبال موضوعاتی برای سرزنش خود باشند.
♈️گاهی اوقات صرفا در رختخواب خود دراز میکشند و ناگهان یاد موقعیتی میافتند که بهگونهای که لازم بوده عمل نکردهاند. همین یادآوری کافی است تا خوابشان را به هم بزند.
♈️افراد باهوش اغلب چنین بازگشت (فلاشبک) به اشتباهات گذشته را تجربه میکنند. همه اینها سبب پرورش احساس گناه، نارضایتی میشود که میتواند برای حس خوشحالی در حکم سم باشد.
4️⃣ واقعیت برای آنها ارضا کننده نیست
این افراد هرگز دست از جستجو برای یافتن چیزی بزرگتر برنمیدارند. ذهن و تخیل بیقرار آنها اجازه نمیدهد که آرام بگیرند و از چیزهای خوب در زندگی خود لذت ببرند. به نظر میرسد که واقعیت و مسائل پیش پا افتاده آن برای ایشان صرفا یک موضوع خستهکننده محسوب میشود.
5️⃣ فقدان ارتباطات عمیق و درک نشدن توسط دیگران
یکی از بزرگترین تجربههایی که هر انسانی میتواند داشته باشد این است که حس کند توسط فرد دیگری واقعا درک میشود. اینکه با یک فرد همفکر در جایی ساکت بنشینید و مکالمهای معنیدار داشته باشید، بسیار آرامشبخش است. اینکه متوجه شوید که این فرد نظرات شما را درک میکند و در مورد جهانبینی شما درباره جهان، عقاید مشترک دارد یکی از نیازهای اساسی انسانی است.
متاسفانه افراد متفکر بهندرت از این لذت بهرهمند میشوند. بسیاری از آنها احساس تنهایی و عدم درک شدن میکنند، گویی هیچکس قادر به دیدن و درک کردن و بها دادن به عمق ذهن آنها نیست.
♈️آنها صرفا ترجیح میدهند در مورد چیزهای جذاب و معنیدار صحبت کنند تا اینکه درباره غذا، آبوهوا و برنامههای خود برای تعطیلات آخر هفته بحث کنند.
6️⃣ شیوع مشکلات روحی روانشناختی
اختلالات روان پزشکی ازجمله اضطراب اجتماعی و اختلال دوقطبی در میان افراد متفکر و باهوش شایع است در عین حال، افراد باهوشی که از اختلالات روانی رنج نمیبرند، هنوز هم در معرض ابتلا به افسردگی وجودی (existential depression) هستند که اغلب ناشی از تفکر و تعمق بیش از حد است. این طرز تفکر باعث میشود که بخواهید زندگی خود را مجددا ارزیابی کنید و در نتیجه بدون دلیل خاصی اندوهگین شوید./mindway
27 299
#حامد_پاک_طینت
مجمع فعالان اقتصادی
📌@Iran_economy_online
صفحه رسمی اینستاگرام
📌https://instagram.com/iran_economy_online
