ch
Feedback
جمع مدیران نامدار ایران

جمع مدیران نامدار ایران

前往频道在 Telegram

با بزرگترین جمع مدیران خصوصی و نامدار ایرانی در داخل و خارج از کشور همراه شوید حامد پاک طینت @Hamedpaktinat

显示更多

📈 Telegram 频道 جمع مدیران نامدار ایران 的分析概览

频道 جمع مدیران نامدار ایران (@excellentmanagers) 波斯语 语言赛道中的 是活跃参与者。目前社区聚集了 27 544 名订阅者,在 商业 类别中位列第 2 257,并在 伊朗 地区排名第 12 333

📊 受众指标与增长动态

невідомо 创建以来,项目保持高速增长,吸引了 27 544 名订阅者。

根据 13 七月, 2026 的最新数据,频道保持稳定运转。过去 30 天订阅人数变化为 -132,过去 24 小时变化为 -5,整体触达仍然可观。

  • 认证状态: 未认证
  • 互动率 (ER): 平均受众互动率为 26.20%。内容发布后 24 小时内通常能获得 9.67% 的反应,占订阅者总量。
  • 帖子覆盖: 每篇帖子平均可获得 7 217 次浏览,首日通常累积 2 663 次浏览。
  • 互动与反馈: 受众积极参与,单帖平均反应数为 0
  • 主题关注点: 内容集中在 مدیر, جا, آقا, وقت, کس 等核心主题上。

📝 描述与内容策略

作者将该频道定位为表达主观观点的平台:
با بزرگترین جمع مدیران خصوصی و نامدار ایرانی در داخل و خارج از کشور همراه شوید حامد پاک طینت @Hamedpaktinat

凭借高频更新(最新数据采集于 14 七月, 2026),频道始终保持新鲜度与高覆盖。分析显示受众积极互动,使其成为 商业 类别中的关键影响点。

27 544
订阅者
-524 小时
-327
-13230
帖子存档
فایل صوتی مصاحبه زنده روز گذشته رادیو اقتصاد با دکتر حامد پاک طینت با موضوع "شرایط فضای کسب و کار در ایران" مجمع فعالان اقتصادی @esfahaneconomy

بررسی ابعاد سیاسی، اجتماعی و اقصادی ناآرامی های دی ماه 96 سخنران: دکتر محمد فاضلی با مدیران نامدار ایران همراه شوید @excellentmanagers

چرا مردم کارهای خود را نیمه کاره رها می کنند؟ با مدیران نامدار ایران همراه شوید @excellentmanagers
چرا مردم کارهای خود را نیمه کاره رها می کنند؟ با مدیران نامدار ایران همراه شوید @excellentmanagers

🔴 سقوط ریال با "تنش"! ✍️ امیر ناظمی ⭕️بازاریابی ترس! در سال ۱۹۷۵ شرکت IBM در بازاریابی خود از شیوه‌ای نوآورانه و شاید کلاهبردارانه استفاده کرد. آن‌ها بر اساس ایده‌ی کارآفرین برجسته جین امدال (Amdahl) تکنیک ساده‌ای به کار بردند: "مشتریان بالقوه‌شان باید از محصولات رقباء می‌ترسیدند، نسبت به عملکرد آن‌ها اطمینان نداشته باشند و نهایتا نسبتا به آینده‌ی آن تردید داشته باشند". این راهبرد شرکت IBM با نام "ترس، نااطمینانی و شک" به اختصار تکنیک "تنش" (FUD) شناخته می‌شود. راهبردی که مشتریان را به سمت خرید از IBM سوق می‌داد! در دهه‌ی ۱۹۹۰ شرکت مایکروسافت نیز دقیقا از همین راهبرد بهره برد تا رقباء خود را از میدان خارج کند؛ اما کارآمدی این شیوه به مرور وارد سایر حوزه‌ها شد. تکنیک "تنش" همان چیزی است که ما را فلج می‌کند و از شدت فلج شدن، تصمیمی را می‌گیریم که او می‌خواهد! هر یک از این سه مورد ترس، نااطمینانی و شک برای فلج کردن اجتماعی یک جامعه کافی هستند؛ یعنی هر کدام می‌توانند با افزایش استرس، تصمیم‌گیری صحیح را مختل کرده و در نهایت ما را از رفتار درست دور نمایند؛ و این آغاز فلج شدن و نهایتا از بین رفتن است. ⭕️بازار ارز و تکنیک "تنش" دنیای ما این روزها پر شده است از ترس، نااطمینانی و شک نسبت به آینده! انگار یک نقشه دارد یواش یواش ما را فلج می‌کند! با این سطح از "تنش" آینده به سادگی قابل پیش‌بینی نیست و در فقدان پیش‌بینی‌پذیری، توسعه هم بی‌معناست. پیش‌بینی‌ناپذیری برابر است با فاصله‌ی میانِ "آن‌چه باید اتفاق می‌افتاد" با "آن‌چه واقعا اتفاق افتاد". هر چه این فاصله بیشتر باشد، یعنی کمتر پیش‌بینی‌پذیر هستیم؛ یعنی نمی‌شود برای آینده برنامه‌ریزی کرد؛ یعنی تکیه کلام ما می‌شود: "حالا صبر کن ببینیم چه می‌شود!" "فردا قیمت ارز چقدر است؟" هرچه پاسخ شما (یعنی آنچه باید اتفاق بیافتد) با قیمت واقعی (یعنی آن‌چه واقعا اتفاق می‌افتد)، فاصله‌ی بیشتری داشته باشد؛ یعنی ما پیش‌بینی‌ناپذیرتریم! اما برای توسعه یافتن باید پیش‌بینی‌پذیر شویم. تنها آن کشورهایی که برای مردم خود و جهان پیش‌بینی‌پذیر هستند؛ می‌توانند سرمایه‌گذاری داخلی و خارجی را جذب نمایند؛ همانطور که تنها افراد پیش‌بینی‌پذیر برای دیگران قابل اعتماد. "تنش"، به وضوح در کشور ما در حال پیشروی است! می‌توانیم انکارش کنیم یا نادیده‌اش بگیریم یا توهم بزنیم؛ اما آنچه این سال‌ها در فضای جهانی رخ داده، چیزی جز تشدید «تنش» نبوده است! به صورت هم‌زمان شرکت‌های خارجی از سرمایه‌گذاری در ایران می‌ترسند، در خصوص موفقیت کسب‌وکار و سرمایه‌گذاری در ایران نااطمینانی شدید است و نهایتا تقریبا همه (داخلی و خارجی) در خصوص آینده تردید دارند! این تصویر ایران در ذهن منطقه و جهان است و البته سیاست‌های ترامپ آن را تقویت کرده است. مطالعاتی مانند پژوهش ناتو در مرکز استونی، نشان می‌دهد که استفاده از تکنیک «تنش» در سطح ملی در اوکراین و به طور خاص بخش شرقی استفاده شد. اوکراینی‌ها در خصوص آینده‌ی کشورشان و خودشان دچار سه‌گانه‌ی ترس، نااطمینانی و تردید شده بودند. این سه‌گانه را گاه ترس، تنفر و ناامیدی نیز می‌نامند؛ و نتیجه‌ی «تنش» جدایی کریمه بود! «تنش» ادامه‌ی همان فلسفه‌ی ثورو (Thoreau) است که می‌گوید: «هیچ‌چیز ترسناک‌تر از ترس نیست!» و ما اکنون می‌توانیم یک قید به آن اضافه کنیم: هیچ‌چیز ترسناک‌تر از یک ترس عمومی نیست! ⭕️راه حل از کجا می‌آید؟ یک راه حل همیشگی این بوده است: مساله ناتوانی عمیق در مدیریت اقتصادی است، رییس بانک مرکزی را تغییر دهید یا وزیر اقتصاد را، آن‌وقت مساله حل می‌شود! اگر این برداشت شما نیست، و اگر شما هم گران‌شدن‌های دوره‌ای ارز را به یاد می‌آورید، پس مشکل این رییس و آن رییس نیست! مشکل این حزب و آن حزب هم نیست! افزایش قیمت ارز حاصل این واقعیت است که آینده در این کشور مدت‌ها مبهم و غیر قابل اعتماد بوده و حالا با "تنش" افزایشی شدید یافته؛ پس تنها به دنبال راه‌حل‌های اقتصادی و بانکی نگردید! این مساله‌ای فراتر از اقتصاد (و البته شامل اقتصاد)؛ همانطور که پاسخش نیز فراتر از اقتصاد؛ و پیامدهایش نیز شاید فراتر از اقتصاد! با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers

✅چرا همدیگر را قبول نداریم؟ ✍️دکتر محمود سریع القلم 📌 تلخیص:مجمع فعالان اقتصادی دلیل یک. به نظر می ­رسد افراد از طریق تجربه، یاد می ­گیرند که برای بسیاری از کارهای مثبتی که انجام می­ دهند،مثل خوبی کردن، رعایت کردن،جبران کردن، احترام گذاشتن،انجام وظیفه نسبت به دیگران، نوبت را رعایت کردن،با ادب بودن،سرموقع رسیدن،پول قرض دادن، حمایت کردن...جواب مناسبی دریافت نمی­ کنند و خیلی فایده و عاقبتی ندارند وقتی افراد از دوست و همکار یا دستگاه های اجرایی در برابر کارهای مثبتی که انجام می ­دهند، جواب شایسته نمی­ گیرند راه خود را می­روند.وقتی به شخصی که اتومبیل خود را نه دوبله بلکه در ردیف سوم در خیابان پارک کرده می ­گویید: لطفاً قدری جلوتر پارک کنید تا مزاحم رفت و آمد مردم نشوید و پاسخ می­ شنوید: من هر جا دوست داشتم پارک می­کنم، خودبخود و اتوماتیک می ­آموزید، رعایت کردن معنا ندارد. دلیل دو. ساختارهای بسیار قدیمی، دو خصلت نسبتاً پایداری را در افراد شکل داده ­اند: حذف و انحصار. چون افراد رعایت یکدیگر را نمی ­کنند دو خصلتِ، حذف دیگران و ایجاد انحصار جایگزین رفتار معقول می­ شوند. افراد نسبت به همه شهروندان، احساس وظیفه نمی ­کنند بلکه در گروه های بسیار کوچک، هوای همدیگر را دارند.افراد در ناخودآگاه به خود می­گویند: شخصی را قبول کنم که برای "من" فایده ­ای داشته باشد. حذف و انحصار باعث می­شود تا "ما" شکل نگیرد و ارتباطات اجتماعی خلاصه شود در: من و دوستان من. وقتی فرد الویت داشته باشد، قهرمان شدن و خودنمایی نیز رشد می ­کنند.چرا در کشورهای جهان سوم علم و دانش رشد نمی ­کند؟ چون افراد حاضر نیستند بر آنچه دیگری انجام داده صحه بگذارند و آجری بر روی آجرهای گذشته بگذارند. چرا رنسانس علمی در اروپا صورت گرفت چون هر اندیشمندی و مخترعی، کار قبلی را گرفت و بر روی آن بنا کرد. او را نقد کرد ولی حذف نکرد. نظر قبلی را گرفت و آن را بهتر کرد.در کشورهایی که "جمع" شکل نگرفته، تجربیات منقطع هستند، مرتب اشتباهات گذشتگان تکرار می­ شوند، هر فردی به دنبال دُکّان خودش است،محمدرضا شاه از پدرش نیاموخت که مدیریت یک کشور نمی ­تواند یک نفره باشد. جمعی فکر و عمل نکرد. آنقدر حذف کرد و انحصار ایجاد کرد که در نهایت نتوانست انبوهی از مسایل غفلت شده را حل کند؛ دلیل سه. افراد اگر یکدیگر را قبول کنند، مجبور می­شوند در کار و پیشبرد کار شریک پیدا کنند.این از ابهت و شوکت این از ابهت و شوکت افراد می­کاهد. نمی­توانند قهرمان شوند و خودنمایی و خودبزرگ پنداری را به نمایش بگذارند.کار، حل موضوع، سازمان، جامعه و کشور خیلی اهمیت ندارند؛ فرد و عظمت فرد مهم است. این فرهنگ به مریدپروری منجر می­شود.افرادی که اهل Share کردن هستند دو ویژگی را در خود به صورت غیرمستقیم ایجاد می­کنند: اول خودخواهی­های آنها کاهش پیدا می­کند و دوم، بیشتر یاد می­گیرند چون با صدای بلند اعلام می­کنند: من خیلی مسایل را نمی­دانم. به من بیاموزید دلیل چهار. در جاهایی افراد یکدیگر را قبول ندارند که تفاوت میان نظر و تخصص را نمی­دانند. همه انسانها حق دارند نظر بدهند و از مطالعات و تجربیات خود استفاده کنند. ولی تصمیم­گیری صرفاً در دایره افراد متخصص انجام می­پذیرد از افراد باید پرسید: شما کدام دانشگاه درس خوانده­اید؟ اساتید شما چه کسانی بوده­اند؟جامعه­ای که تفاوت میان مدرک­دارها و تحصیل­کرده­ها را بداند، به معنای تخصص هم پی می­برد. وقتی فردی در لابلای ده­ها کار و سمت اجرایی از دانشگاهی که رتبه جهانی ۹۰۰۰ دارد دکتری می­گیرد طبعاً ادعا پیدا می­کند و دیگران را هم قبول ندارد آیا این چهار دلیل، تقدم و تأخر دارند؟دو راه­حل قابل طرح است: یکی خروج از مریدپروری و دوم، تشخیص، اجرا و پرورش فرهنگ مدنی.تحقق این امور، سهل نیستند. صرفاً با سخنرانی هم بوجود نمی­آیند. دهه­ها طول کشید تا اروپایی­ها به سرمایه اجتماعیِ همکاری و اعتماد متقابل دست یابند. اصل در این چهار دلیل، دستیابی به جمع است.آلمان، ژاپن و اخیراً کره جنوبی نمونه­های بارز این واقعیت هستند. هیچ کشوری نمی­تواند بدون تئوری پیشرفت کند. مبنای این تئوری، ایجاد سرمایه­های اجتماعی- فرهنگی هستند: تعامل، اعتماد، همکاری، برای یکدیگر جا باز کردن و رعایت حدود یکدیگر. سپس با این زیربنا می­توان به شاخص­های رشد و توسعه اقتصادی و سپس آزادی دست یافت. مسئولیت این تشخیص و تغییر نزد نخبگان سیاسی است به مجمع فعالان اقتصادی بپیوندید telegram.me/esfahaneconomy

🔴 فیش حقوقی مهندس بازرگان و باقی قضایا ☑️ مهندس هاشم صباغیان وزیر کشور دولت موقت در خاطره‌ای از مهندس بازرگان می‌نویسد: «چند ماه از نخست‌وزیری مهندس مهدی بازرگان گذشته بود که فیش حقوقی ایشان از حسابداری نخست‌وزیری رسید. بازرگان نگاهی به آن افکند و گفت: مگر این مردم چند بار باید به من حقوق بدهند. من حقوق بازنشستگی را از دانشگاه دریافت می‌کنم و آن نتیجه سی سال خدمت فرهنگی اینجانب بوده است. 🔘 بنابراین این مبلغ را به خزانه برگردانید و از ماه بعد دیگر فیش حقوقی به نام من صادر نکنید. پس از ترورهای گروه فرقان آقای مهندس بازرگان آمادگی پیدا کردند که حفاظت مختصری از ایشان و محل کار و خانه‌شان به عمل آید لذا آقای بازرگان و همسرش مدتی از دوران نخست‌وزیری را در یکی از آپارتمان‌های دولتی که قبلاً محل زندگی نگهبانان کاخ شاپور غلامرضا در دوران طاغوت بود زندگی می‌کرد چون در آغاز انقلاب شب و روز به کارهای مردم و امور مملکت می‌رسید و نمی‌توانست به خانه خود برود. 🔹غذای ایشان و همسرش مانند همه کارمندان نخست‌وزیری هنگام ناهار و شام در منزل و یا دفتر کار ایشان داده می‌شد. یک روز از من (هاشم صباغیان) پرسیدند که هر پرس غذا چقدر برای دولت تمام می‌شود جواب دادم باید سئوال کنم. پس از آنکه از مسئول سئوال نمودم، ‌ایشان گفتند ۱۴۰ تومان هزینه می‌شود. 🔸چندماه بعد مهندس بازرگان چکی در حدود سی هزار تومان از حساب شخصی خود امضا کرد و دستور داد که به حساب خزانه دولت بریزند من با حیرت گفتم این چک را برای چه نوشته‌اید؟ 🔚جواب داد: در مورد غذای خود حرفی ندارم، ‌اما پول غذای همسرم را باید به بیت‌المال بپردازم. با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers

گوگل چه اطلاعاتی راجع به شما دارد؟ با مدیران نامدار ایران همراه شوید @excellentmanagers

10 اشتباهی که اکثراً انجام می دهیم! با مدیران نامدار ایران همراه شوید @excellentmanagers

رفتار متفاوت کارمندان فرودگاه‌های ژاپن با چمدان‌های مسافران جمع مدیران نامدار ایران @excellentmanagers

🔴 کره جنوبی چگونه به ثروت و قدرت رسید؟ ☑️ الگوی توسعه کره جنوبی 🔹کرهٔ جنوبی دومین رشد سریع اقتصادی دنیا در ۴ دههٔ اخیر را دارا می‌باشد. این پیشرفت قابل توجه که کرهٔ جنوبی را در کمتر از نیم قرن بدل به کشوری پیشرفته وثروتمند نمود ، اغلب معجزهٔ رودخانهٔ هان نامیده می‌شود و در مجامع بین المللی صفت "ببر آسیاً را برای این کشور به ارمغان آورده‌است. امروزه اقتصاد موفق کرهٔ جنوبی الگویی برای بسیاری از کشورهای در حال توسعه‌است. 🔸کرهٔ جنوبی اکنون دارای اقتصاد توسعه یافتهٔ چندین هزار میلیارد دلاری است و یکی از اعضای OECD می‌باشد و توسط بانک جهانی جزءاقتصادهای با در آمد بالا و از دیدگاه IMF و CIA به عنوان یکی اقتصادهای پیشرفته طبقه بندی شده‌است و در همین راستا سئول، پایتخت این کشور یکی از ده شهر برجستهٔ اقتصاد ی و مالی جهان است. کرهٔ جنوبی علی رغم کمبود منابع طبیعی و دارابودن کمترین مساحت در میان کشورهای گروه G ۲۰ به عنوان یکی از اقتصادهای نیرومند دنیا تلقی می‌شود. 🔹اقتصاد کرهٔ جنوبی، چهارمین اقتصاد بزرگ آسیا و سیزدهمین در دنیاست. همانند آلمان غربی و ژاپن ، صنعتی سازی سریع از دههٔ ۱۹۶۰ کرهٔ جنوبی را به یکی از بزرگترین کشورهای صادر کننده در جهان تبدیل نمود. این کشور هفتمین شریک بزرگ تجاری آمریکاست. کرهٔ جنوبی دومین میزان ذخایر را درمیان کشورهای توسعه یافته داراست و همچنین ششمین ذخایر ارزهای خارجی را در جهان داراست. با وجود دارا بودن وضعیت توسعه یافته ، کرهٔ جنوبی حرکت خودرا به سوی رشد اقتصادی سریع همراه با بالاترین میزان تولید ناخالص ملی، صادرات و تولیدات صنعتی در جهان توسعه یافته را ادامه می‌دهد. 🔸در اکتبر سال ۲۰۰۸ ،IMF پیش بینی کرد که اقتصاد کره جنوبی در سال ۲۰۰۹ از کانادا و در سال ۲۰۱۱ از اسپانیا پیشی خواهد گرفت و سرانهٔ تولید ناخالص این کشور در سال ۲۰۰۹ از نیوزلند، در سال ۲۰۱۲ از ایتالیا و در سال ۲۰۱۳ از اسپانیا بیشتر خواهد شد. 🔹در سال ۱۹۹۶ کرهٔ جنوبی یکی از اعضای OECD پیمانی برای رشد اقتصادی بیشتر گشت. کرهٔ جنوبی همانند بسیاری دیگر از همسایه‌های آسیایی خود، متحمل بحران اقتصادی سال ۱۹۹۷ آسیا شد. اما این کشور قادر گشت که دوباره برخیزد و پس از یک ترمیم سریع به رشد خود به سوی یکی از قدرت‌های عمدهٔ اقتصادی ادامه دهد. 🔸بسیاری توسعه اقتصادی کره را مدیون کمک های مالی وسرمایه گذاری های خارجی بویژه از سوی کشور آمریکا می دانند.در این راستا اقتصاددانان کره اعلام می دارند که الگوی توسعه اقتصادی این کشور بر اساس برون نگری تنظیم شده و همواره در پی جذب سرمایه های خارجی و توسعه صادرات بوده است به نحوی که در آغاز اجرای برنامه های توسعه ای برای صادر کنندگان جوایز صادراتی و معافیت مالیاتی در نظر گرفته شد. 🔹نکنه جالب توجه آنکه بر اساس یکی از تحقیقات صورت گرفته در سال اولیه اجرای برنامه های توسعه ای, این کشور و ایران دارای مشابهت های فراوانی بودند و در برخی حوزه ها ایران دارای مزیت های بیشتری بود از جمله درآمد های نفتی و تعداد تحصیل کرده ها. 🔚 اما کره درسایه جذب سرمایه گذاران خارجی و تمایلات شدید مردمانش به کسب مهارت های فنی به توسعه و پیشرفت دست یافت. الگوی توسعه این کشور می تواند در جهت ابداع الگوی توسعه ایران مفید باشد. با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers

آنتونی رابینز و توصیه هایش برای موفقیت شما با مدیران نامدار ایران همراه شوید @excellentmanagers

🔴 "غربزدگی الزاما بد نیست" ۱- یک غربى معمولا بطرى آبش را از خودش جدا نمی کند. استاد هم با بطرى آب درس می دهد و آب تنها چیزى است که غربی ها به شدت می خورند و ما نه! ۲- هر چقدر ما ایرانی ها شلنگ قلیون به دست داریم، این غربی ها کتاب در دست دارند کتاب جزء لاینفک زندگى این مردم است. ۳- در جواب پرسیدن حال شان به جاى قربان شما و نوکرتم جواب روشن می دهند و شما در جریان حال شان قرار می گیرید مثلا می گویند: خوبم، کمى مریضم، خسته ام، بد نیستم، عالى ام، .... ۴- وقتى لطفى می کنید مثلا از غذای تان به کسى تعارف می کنید به جاى گفتن الهى فدات بشم و دورت بگردم خیلى واضح می گویند: تو مهربانى و ... . و شما روزى را تصور کنید که به خاطر کارهاى معمولى چند بار به شما گفته شده مهربان هستید، آیا به سمت مهربان تر شدن نمى روید؟! ۵- بین مشاغل مختلف تفاوت جایگاهى نیست. پزشک از اتاقش بیرون می آید و هر مریض را شخصا صدا می کند، استاد، روز اول می گوید من نه پرفسورم، نه sir، نه مسیو، من فقط "مت"(اسم کوچکش) هستم. ۶- مردم ورزش می کنند ... به معناى واقعى کلمه نه آمپول و تزریق هورمون... نه به شرایط خاصى احتیاج دارند نه باشگاه نه وقت کافى.... با دوچرخه سر کار می روند... بارها کسانى را دیده ام که کالسکه به دست، می دویدند.... دوستى در باشگاه، کارمندان جایى را دیده بود که وقت ناهارشان را به باشگاه مى آیند و ورزش می کنند. ۷- وقتى نگاه تان به کسى می افتاد سریع لبخند می زند و احتمالا روز خوش می گوید، ما چرا انقدر با نگاه همدیگر مشکل داریم و چرا انقدر به هم زل می زنیم؟! ۸- از چه زمانى ما کمتر در مترو و اتوبوس براى مسن ها، صندلى خالى کردیم؟ اینجا اگر براى مسن ها و باردارها و بچه ها صندلى خالى نکنید علنا دیگران به شما تذکر می دهند. ۹- با بچه ها، حیوانات و طبیعت مهربان تر بودن نشان از انسان تر بودن شما دارد. ۱۰- بدون ترحم و تحقیر به ضعیف ترها کمک می کنند. کسى احساس برتر بودن به شما نمی دهد. ۱۱- در رفتارشان خود را درگیر قید و بندهای حاصل از آداب و تشریفات نمی کنند، خودشان هستند و فکرشان را صرف ارائه ی ماسک اجتماعی نمی کنند چون از این که خودشان باشند هراسی ندارند. و... ما اما از غرب زدگی فقط فرو مایه ترین مدهای گروه های افراطی رو یاد گرفتیم. چرا این ۱۱ مورد رو یاد نگرفتیم؟! "گاهی باید خودمان را بتکانیم" با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers

🔴 سخنرانی تاریخی و فراموش نشدنی ویکتور هوگو در مجلس فرانسه در مورد فقر ☑️ برای پی ریزی جامعه ای بکوشیم که در آن حکومت بیشتر از یک قاتل عادی حق قاتل شدن نداشته باشد، و وقتیکه بصورت حیوانی درنده حمل کند، با خودش نیز چون با حیوانی درنده عمل شود. 🔘 برای پی ریزی جامعه ای بکوشیم که در آن جای کشیش در کلیسای خودش باشد و جای دولت در مراکز کار خودش، نه حکومت در موعظه مذهبی کشیشان دخالت کند و نه مذهب به بودجه و سیاست دولت کاری داشته باشد. 🔹برای پی ریزی جامعه ای بکوشیم که در آن، همچنانکه قرن گذشته ما قرن اعلام تساوی حقوق مردان بود، قرن حاضر ما قرن اعلام برابری کامل حقوقی زنان با مردان باشد. 🔸برای پی ریزی جامعه ای بکوشیم که در آن آموزش عمومی و رایگان، از دبستان گرفته تا کلژدوفرانس، همه جا راه را به یکسان بر استعدادها و آمادگی ها بگشاید. هرجا که فکری باشد کتابی نیز باشد. نه یک روستایی بی دبستان باشد، نه یک شهر بی دبیرستان، نه یک شهرستان بی دبیرستان،و همه اینها زیر نظر و مسئولیت حکومتی. 🔹برای پی ریزی جامعه ای بکوشیم که در آن بلای ویرانگری بنام گرسنگی جایی نداشته باشد. شما قانونگزاران، از من بشنوید که فقر آفت یک طبقه نیست، بلای همه جامعه است. 🔚 رنج فقر تنها رنج یک فقیر نیست، ویرانی یک اجتماع است. احتضار طولانی فقیر است که مرگ حاد توانگر را به دنبال میاورد. فقر بدترین دشمن نظم و قانون است. فقر نیز، همانند جهل، شبی تاریک است که الزاما میباید سپسده ای بامدادی در پی داشته باشد. 👤 ویکتور هوگو، سخنرانی در مجمع قانون گزاری فرانسه، پانزده ژانویه ۱۸۵۰ با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers

جناب آقای مهندس عرفانیان مدیر ارجمند و نامدار ایران با نهایت تاسف و تاثر درگذشت "مادر گرامیتان" را تسلیت عرض می نمائیم دبیرخا
جناب آقای مهندس عرفانیان مدیر ارجمند و نامدار ایران با نهایت تاسف و تاثر درگذشت "مادر گرامیتان" را تسلیت عرض می نمائیم دبیرخانه جمع مدیران نامدار ایران @excellentmanagers

🔴 کوچک گرفته ای یا بزرگ؟ سال 1341 در شهر ژنو، در رشته تعليم و تربيت دكترا گرفتم و برگشتم تهران. رفتم اداره فرهنگ، بخش شهرستان ها. گفتند: رديف حقوقي نداريم. بايد برگردي بيرجند، گفتم: من بيرجند بودم، دبير خوبي هم بودم. اين همه براي من خرج كرديد كه برگردم بيرجند در دبيرستان درس بدهم؟... نپذيرفتند. رفتم پيش دكتر صديق اعلم. آن موقع سناتور بود. پرسيد كجا تحصيل كردي، گفتم ژنو. تعجب كرد. مثل اينكه خودش هم ليسانسش را از آنجا گرفته بود. بعد پرسيد، چه خوانده اي، گفتم: تعليم و تربيت. دكتر صديق كمي سرد شد و گفت: ☑️ "چقدر كوچك گرفتي" منظورش اين بود كه رشته تعليم و تربيت كوچك است. ياد ژنو افتادم. يكي از دانشجويان كه از كشور يونان آمده بود، چهار عمل اصلي [جمع و تفريق و ضرب و تقسيم] را به عنوان تز دكترا مطالعه كرده بود. در جلسه يي كه دفاع مي كرد، من هم بودم. دكتر دپارتمان گفت: تو خيلي زحمت كشيده يي، ☑️ ولي "خيلي بزرگ گرفته اي", چه كسي مي تواند، چهار عمل اصلي را در چهار سال ابتدايي يكجا مطالعه كند! او مي گفت چهار عمل اصلي در دوره ابتدايي زياد است و دكتر صديق اعلم مي گفت اينكه تو گرفته اي [دكتراي تعليم و تربيت] كوچك است. اين فرق ما و آنهاست. اين خاطره دكتر غلامحسين شكوهي سال هاست ذهن مرا درگير كرده است و گمان مي كنم: مشكل اصلي ما، در همه حوزه ها، رفتن دنبال پروژه هاي سنگين و بزرگ است. ☑️ در سياست به چيزي كمتر از مديريت دنيا راضي نيستيم، اما در عمل دولت از حل مشكل ترافيك و آلودگي هوا عاجز است. ☑️ در آموزش و پرورش به كمتر از تحول بنيادين رضايت نمي دهيم اما در عمل به تعطيلي پنجشنبه ها و كوتاه و بلندكردن طول دوره هاي آموزشي مي رسيم. ☑️ در حوزه فرهنگ دنبال انقلاب پي در پي هستيم، اما باز هم از همه چيز اظهار نارضايتي مي كنيم. ☑️ تشكل هاي صنفي در همه جاي جهان دنبال بهبود شرايط آب و نان و كار و بيمه اعضا هستند و در اينجا، با تئوري پردازي هاي شبه ماليخوليايي تمام وظايف سياسي و انقلابي و قومي و... را بار تشكل معلمي مي كنيم و همه چيز را يكجا برباد مي دهيم. ☑️ در حوزه ملي مدال بهترين، باهوش ترين و متمدن ترين ملت را به سينه خود مي آويزيم، اما در صف مرغ و ترافيك و استاديوم فوتبال و... رفتارهاي ناهنجار از خود بروز مي دهيم. ☑️ مخالفان و منتقدان سياسي هم هرچه ضعيف تر باشند، پروژه هاي سياسي آنها سنگين تر مي شود. 📚 يك چيز ساده را ما در مدرسه و در خانواده نياموخته ايم: 💡 «كوچك بردار، يا متناسب با توانايي ات بردار»... شیرزاد عبدالهی، روزنامه اعتماد با ذكر اين خاطره خواستیم يادي كنیم از معلم بزرگ, پروفسور غلامحسین شکوهی، پدر علم تعلیم و تربیت در ایران روحش شاد با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers

توئیت دکتر حامد پاک طینت در خصوص مهمترین چالش دولت در سال پیش رو مجمع فعالان اقتصادی @esfahaneconomy
توئیت دکتر حامد پاک طینت در خصوص مهمترین چالش دولت در سال پیش رو مجمع فعالان اقتصادی @esfahaneconomy

بيشتر مدارس در ژاپن سرايدار استخدام نمى كنند! كليپى فوق العاده از نظام آموزشى ژاپن با مدیران نامدار ایران همراه شوید @excellentmanagers

🔴 داستان معجزه اقتصادی آلمان 🌀بعد از جنگ جهانی دوم اقتصاد آلمان مخروبه‌ای کامل بود بخش عمده‌ای از مردان آلمانی که در سنین مناسب کار کردن ‌بودند در جنگ تلف شده بودند و.... 🌀تنها کم‌تر از ده سال پس از جنگ مردم را می‌‌شد دید که از معجزه‌ی اقتصاد آلمان حرف می‌زنند معجزه سه عامل اصلی داشت: اصلاح پول رایج، آزادسازی قیمت‌هاو کاهش نرخ نهایی مالیات 🌀سال ۱۹۴۸ دوازده سال می‌شد که مردم آلمان تحت کنترل قیمت‌ها زندگی می‌کردند و نُه سال بود که جیره‌بندی جریان داشت کنترل قیمت‌ها بر مواد غذایی، کمبود‌ها را چنان دشوار کرد که بعضی مردم شروع کردند به کاشتن مواد غذایی خودشان و دیگرانی آخر هفته‌ها به مناطق روستایی سفر می‌کردند تا برای مواد غذایی معامله‌ی پایاپای بکنند بسیاری از بنگاه‌ها «مأمور تهاتر» استخدام کردند معاملات پایاپای در قیاس با خرید مستقیم خدمات و کالا در ازای پول، شیوه‌ای بود بسیار ناکارآمد و نظام اقتصادی به وضعیت بدوی فروکاسته شده بود. 🌀لودویگ ارهارد به اصلاح واحد پول جاری، و متناسب کردن حجم نقدینگی با حجم کالای موجود کمر بست و از ژوئن تا اوت ۱۹۴۸ «بخش‌نامه از پی بخش‌نامه بود که صادر می کرد و قوانین قیمت و مقرری و جیره‌بندی را ملغی می‌کرد». در اندیشه‌ی او این هر دو به یک میزان برای پایان دادن به تورم سرکوب‌شده اهمیت داشتند. اصلاح واحد پول تورم را پایان می‌داد و آزادسازی قیمت‌ها کسادی را خاتمه می‌بخشید 🌀سرهنگ آمریکایی: چطور جرأت کردید وقتی کمبود غذایی این‌قدر وخیم است، گره از ‌نظام جیره‌بندی ما شل کنید؟ ارهارد: حالا این‌طوری است که تنها کوپن جیره‌ای که مردم لازم دارند مارک آلمان است. و برای به دست آوردن این مارک‌های آلمانی خیلی سخت کار خواهند کرد. صبر کنید و ببینید. 🌀در کنار اصلاح واحد پول و آزادسازی قیمت‌ها، دولت از نرخ مالیات‌ها هم کاست. تاثیری که این اصلاحات بر اقتصاد آلمان غربی گذاشت برق‌آسا بود. والیچ می‌نویسد: «روحیه‌ی کشور یک‌شبه تغییر کرد». آن کالبدهای خاکستری و گرسنه و مرده‌آسا که خیابان‌ها را در جستجوی ابدی برای غذا گز می‌کردند، ناگهان زنده شدند فروشگاه‌ها در روز دوشنبه ۲۱ ژوئن از کالاها مملو بودند. اصلاحات «به سرعت، بار دیگر پول را به وسیله‌ی مرجح معاملات تبدیل کرد، و انگیزه‌های مالی اصلی‌ترین محرک فعالیت اقتصادی شد». 🌀ظرف شش ماه تولیدات صنعتی بیش از ۵۰ درصد فزونی گرفته بودند.در این میان، اقتصاد کمونیستی آلمان شرقی در مقابل همچنان در رکود ‌بود. 🌀 در واقع اعجازی در کار نبود. همه‌چیز طبق انتظار لودویگ ارهارد اتفاق افتاد او زیانی را که از در‌هم‌آمیزی تورم، کنترل قیمت‌ها و نرخ بالای مالیات پدیدار می‌شد درک می‌کرد و افزایش در بهره‌وری تولید را که از پی خاتمه دادن به تورم، آزادسازی قیمت‌ها و پایین آوردن نرخ مالیات‌ها حاصل می‌شد، می‌فهمید. با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers

زندگی چیست ؟! با مدیران نامدار ایران همراه شوید @excellentmanagers

قانون سه چیز ! با مدیران نامدار ایران همراه شوید @excellentmanagers