جمع مدیران نامدار ایران
前往频道在 Telegram
با بزرگترین جمع مدیران خصوصی و نامدار ایرانی در داخل و خارج از کشور همراه شوید حامد پاک طینت @Hamedpaktinat
显示更多📈 Telegram 频道 جمع مدیران نامدار ایران 的分析概览
频道 جمع مدیران نامدار ایران (@excellentmanagers) 波斯语 语言赛道中的 是活跃参与者。目前社区聚集了 27 566 名订阅者,在 商业 类别中位列第 2 268,并在 伊朗 地区排名第 12 290 位。
📊 受众指标与增长动态
自 невідомо 创建以来,项目保持高速增长,吸引了 27 566 名订阅者。
根据 08 七月, 2026 的最新数据,频道保持稳定运转。过去 30 天订阅人数变化为 -128,过去 24 小时变化为 -2,整体触达仍然可观。
- 认证状态: 未认证
- 互动率 (ER): 平均受众互动率为 23.36%。内容发布后 24 小时内通常能获得 5.69% 的反应,占订阅者总量。
- 帖子覆盖: 每篇帖子平均可获得 6 441 次浏览,首日通常累积 1 569 次浏览。
- 互动与反馈: 受众积极参与,单帖平均反应数为 0。
- 主题关注点: 内容集中在 مدیر, جا, آقا, وقت, کس 等核心主题上。
📝 描述与内容策略
作者将该频道定位为表达主观观点的平台:
“با بزرگترین جمع مدیران خصوصی و نامدار ایرانی در داخل و خارج از کشور همراه شوید
حامد پاک طینت
@Hamedpaktinat”
凭借高频更新(最新数据采集于 09 七月, 2026),频道始终保持新鲜度与高覆盖。分析显示受众积极互动,使其成为 商业 类别中的关键影响点。
27 566
订阅者
-224 小时
-277 天
-12830 天
帖子存档
27 561
🔴 ساعتهای کاری !
امريكا: ۸ ساعت كار، ۸ ساعت استراحت،
۲ ساعت ماندن در ترافيك، ۲ ساعت
تفريح ناسالم، ۲ ساعت تماشاي تلويزيون،
۲ ساعت كار با اينترنت
فرانسه: ۸ ساعت كار، ۶ ساعت استراحت،
۲ ساعت قدم زدن در خيابان، ۴ ساعت كتاب خواندن، ۲ ساعت حرف زدن عليه تلويزيون،
۲ ساعت خنديدن
ايتاليا: ۴ ساعت كار، ۸ ساعت خواب، ۴
ساعت غذا خوردن، ۶ ساعت حرف زدن،
۲ ساعت خيابان گردي
آلمان: ۸ ساعت كار، ۸ ساعت خواب، ۲
ساعت اضافه كار، ۲ ساعت تماشاي
مسابقات تلويزِيوني، ۲ ساعت مطالعه، ۲
ساعت فكر كردن به خودكشي
عربستان سعودي: ۸ ساعت تفريح همراه
با كار، ۶ ساعت تفريح همراه با خريد در
خيابان، ۱۰ ساعت خواب
هندوستان: ۸ ساعت جستجوي كار، ۶
ساعت خواب، ۶ ساعت تماشاي فيلم، ۲
ساعت جستجو براي محل خواب، ۲ ساعت
براي رد شدن از خيابان
ايران: ۸ ساعت خواب، ۸ ساعت استراحت،
۲ ساعت حركت در ترافيك، ۱ ساعت كار،
۳ ساعت بحث در مورد گذران اوقات
تعطيلات و بين التعطيلين، ۲ ساعت
بحث در مورد دلار و کار خودشونه
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
27 561
دوره کاربردی-مهارتی MBA
🔺#تغییر_نگرش_مدیریت
🔺به سبک #مدرسه_عالی_کسب_و_کار_ماهان
📱جهت کسب اطلاعات بیشتر ارسال عدد 120 به سامانه 02188401313
🖋سالی که یک عمر برای شما
باقی خواهد ماند...
www.mahanbs.com
@mahanbs
27 561
🔴 ساعتهای کاری !
امريكا: ۸ ساعت كار، ۸ ساعت استراحت،
۲ ساعت ماندن در ترافيك، ۲ ساعت
تفريح ناسالم، ۲ ساعت تماشاي تلويزيون،
۲ ساعت كار با اينترنت
فرانسه: ۸ ساعت كار، ۶ ساعت استراحت،
۲ ساعت قدم زدن در خيابان، ۴ ساعت كتاب خواندن، ۲ ساعت حرف زدن عليه تلويزيون،
۲ ساعت خنديدن
ايتاليا: ۴ ساعت كار، ۸ ساعت خواب، ۴
ساعت غذا خوردن، ۶ ساعت حرف زدن،
۲ ساعت خيابان گردي
آلمان: ۸ ساعت كار، ۸ ساعت خواب، ۲
ساعت اضافه كار، ۲ ساعت تماشاي
مسابقات تلويزِيوني، ۲ ساعت مطالعه، ۲
ساعت فكر كردن به خودكشي
عربستان سعودي: ۸ ساعت تفريح همراه
با كار، ۶ ساعت تفريح همراه با خريد در
خيابان، ۱۰ ساعت خواب
هندوستان: ۸ ساعت جستجوي كار، ۶
ساعت خواب، ۶ ساعت تماشاي فيلم، ۲
ساعت جستجو براي محل خواب، ۲ ساعت
براي رد شدن از خيابان
ايران: ۸ ساعت خواب، ۸ ساعت استراحت،
۲ ساعت حركت در ترافيك، ۱ ساعت كار،
۳ ساعت بحث در مورد گذران اوقات
تعطيلات و بين التعطيلين، ۲ ساعت
بحث در مورد دلار و کار خودشونه
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
27 561
🔴پرواز ستاره اقتصادی دهه ۴۰
📌اصغر قندچی، ستاره اقتصادی دهه چهل و قهرمان خودروسازی ایران ساعاتی پیش درگذشت. نام «احمد قندچی» را خیلی از سیاسیون شنیدهاند؛ یکی از سه شهید ۱۶ آذر در سال ۱۳۳۲ که این روز را به نام روز دانشجو در تاریخ ثبت کردند. اما «اصغر قندچی» قهرمان بزرگ خودروسازی ایران را که برادر این شهید تاریخساز است نه تنها سیاسیون معاصر بلکه اهل اقتصاد نیز نمیشناسند. مردی بزرگ که تا آخرین لحظات زندگی در سن ۹۱سالگی همچنان به کار خود متعهد ماند و اگر نبود اندیشههای نادرست چپزدگی چه بسا امروز یک ستاره جهانی بود.
▫️بخشهایی از آخرین گفتوگوی اصغر قندچی با «جمعهنامه دنیای اقتصاد» در سال گذشته
✅رضا نیازمند معاون وزیر وقت اقتصاد (علینقی عالیخانی) در اوایل دهه ۴۰، یک روز آمدند گاراژ من و گفتند که دنبال کسی میگردند که کمکشان کند تا ماشین بسازد و من را پیدا کردند. داستاناش هم از این قرار بود که یک روز یک فرد آلمانی نزد ایشان رفت و گفت که میخواهد پروانه بگیرد تا اتومبیل مرسدس بنز بسازد.
✅رضا نیازمند از وی برنامه ساخت خودرو را میخواهد، اینکه چه چیزهایی را سال اول در ایران میسازند و در ادامه سالهای بعد چند درصد این خودرو در ایران ساخته میشود. نماینده آلمانی که عصبانی شده در پاسخ میگوید شما میخواهید ما در ایران مرسدس بسازیم؟ شما ستاره مرسدس را هم نمیتوانید تا ۱۵ سال آینده در ایران بسازید.
✅در واقع او به ایران آمده بود که پروانه مونتاژ خودرو را در زمینه قطعه بدنه، شاسی و چرخ بگیرد و در ایران آنها را سر هم کند. این فرد پیش از این یک خودرو مرسدس لوکس در دیدار با شاه تقدیم ولیعهد کرده بود که تمام وسایل اتومبیل بزرگ را داشت و در آن دیدار به شاه میگوید که ما میخواهیم این اتومبیل را در ایران بسازیم و شاه استقبال میکند، اما بعد از اینکه از دریافت پروانه از سوی وزارت اقتصاد ناامید میشود، مجددا نزد شاه رفته و شکایت میکند. شاه هم عصبانی میشود و در دیدار با وزیر اقتصاد وقت (عالیخانی) اولتیماتوم میدهد که باید ظرف ۶ ماه یک اتومبیل بسازند.
✅در آن زمان معاون وزیر (نیازمند) به اتفاق مدیر کل خود، (مهندس شیرزاد)، به دروازه قزوین میآیند و دنبال کسی میگشتند که کار را بلد باشد و آنها هم از او حمایت کنند تا ماشین بسازد؛ معتقد بودند بچههای دروازه قزوین مشکلشان را حل میکنند. من اصلا تا قبل از آن روز آقای نیازمند را ندیده بودم. در آن زمان من ماکهایی را که از آمریکا وارد ایران میشد متناسب با جادههای ایران تغییر میدادم.
✅در آن دیدار قطعاتی را که ساخته بودم نشانشان دادم و آنها هیجانزده شدند؛ حتی آنها را داخل سوله گاراژ بردم و بدنه اسبی کامیون را که با دست ساخته بودم، نشان دادم. آقای نیازمند خوشحال شد و به من گفت یکی دو روز دیگر به وزارت اقتصاد بروم. در آن دیدار پیشنهاد راهاندازی کارخانه تولید کامیون را به من دادند و بدین ترتیب زمینه تاسیس کارخانه ایران کاوه و ایجاد خط تولید کامیونهای ماک فراهم شد.
✅«ایران کاوه» کار خود را با تولید چند کامیون در هفته شروع کرد و پس از مدتی تولید آن به ۷ کامیون در روز رسید. با راهاندازی کارخانه، آمریکاییها اول میگفتند ماشین آمریکایی برای جاده آمریکایی؛ اما بعدا که دیدند ما ماک سر هم میکنیم با موتور کومنز، قلقلکشان آمد. بنابراین تصمیم گرفتند به ما کمک کنند تا در ایران، ماک تولید کنیم. از این به بعد موتور ماک هم وارد شد و روی کامیونها سوار شد.
✅قیمت ماک تولیدی ما کمتر از قیمت ماک خارجی بود. قیمت کامیون ماکهای ما در اندازههای کوچک و بزرگ ۱۰۰ تا ۱۵۰ هزار تومان بود و با تریلر و تمام قطعات جانبی، ماک ایرانکاوه ۳۰۰ هزار تومان تمام میشد. درحالیکه ماک آمریکایی بدون تریلر ۲۰۰ هزار تومان به فروش میرسید. مشتریان هم بیشتر محصول ایرانی میخواستند، هم بهدلیل قیمت و هم بهدلیل خدمات پس از فروش و تامین قطعات. برخی اوقات حواله ماک تولید ایران کاوه، ۱۰۰ هزار تومان خرید و فروش میشد که خیلی بیشتر از قیمت واقعی آن بود؛ به این ترتیب بازار ما خیلی خوب بود و هرچه تولید میکردیم فروش میرفت و هیچ کمکی از دولت و هیچ تشکیلاتی نگرفتیم. من عارم میآمد که از دولت پول بگیرم.
✅مشکل اصلی از وقتی شروع شد که اوایل دهه ۶۰ چند نفری از وزارت صنایع آمدند و گفتند تولید مشکلی ندارد، اما مدیریت را فراموش کنید، مالکیت را هم فراموش کنید، مدیر را هم خودمان انتخاب و منصوب میکنیم. کارخانه ایران کاوه مثل فرزندم بود که از من گرفتند...
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
27 561
✅ مهارتهای دهگانه ضروری برای داشتن زندگی فردی و اجتماعی موفق:
۱- مهارت خودآگاهی
۲- مهارت همدلی
۳- مهارت روابط بین فردی
۴- مهارت ارتباط موثر
۵- مهارت مقابله با استرس
۶- مهارت مدیریت هیجان
۷- مهارت حل مسئله
۸- مهارتت تصمیم گیری
۹- مهارت تفکر خلاق
۱۰- مهارت تفکر نقادانه
🔸مهارت خودآگاهی:
توانایی شناخت نقاط ضعف و قوت و یافتن تصویری واقعبینانه از خود. شناخت نیازها و تمایلات فردی برای آشنایی با حقوق و مسئولیت های فردی و اجتماعی.
🔸مهارت همدلی:
درک کردن دیگران و مشکلاتشان در هر شرایطی. این مهارت به دوست داشتن و دوست داشته شدن و در نتیجه روابط اجتماعی بهترِ افراد با یکدیگر میانجامد.
🔸مهارت روابط بین فردی:
مشارکت و همکاری با دیگران، همراه با اعتماد واقع بینانه، که در کنار تقویت دوستیها، دوستیهای ناسالم را خاتمه میدهد تا کسی از چنین روابطی آسیب نبیند.
🔸مهارت ارتباط موثر:
درک بهتر نیازها و احساسات دیگران، به شیوهای که فرد بتواند نیازها و احساسات خودش را نیز در میان بگذارد. تا ارتباطی رضایت بخش شکل گیرد.
🔸مهارت مقابله با فشار عصبی:
با آموختن این مهارت افراد هیجانهای مثبت و منفی را در خود و دیگران میشناسند و سعی میکنند واکنشی نشان دهند که این عوامل مشکلی برای آنها ایجاد نکنند.
🔸مهارت مدیریت هیجان:
هر انسانی که در زندگی خود با هیجانات گوناگونی از جمله غم، خشم، ترس، خوشحالی، لذت و موارد دیگر مواجه است که همه این هیجانات بر زندگی او تاثیر میگذارد. شناخت و مهار این هیجانات، همان مدیریت هیجان است. برای کسب این مهارت فرد به طور کامل باید بتواند احساسات و هیجانات دیگران را نیز درک و به نوعی این هیجانات را مهار کند.
🔸مهارت حل مسئله:
زندگی سرشار از مسائل ساده و پیچیده است. با کسب این مهارت بهتر میتوانیم مشکلات و مسائلی را که هر روز در زندگی برایمان رخ میدهند، از سر راه زندگیمان برداریم.
🔸مهارت تصمیمگیری:
برای برداشتن هر قدمی در زندگی باید تصمیمگیری کنیم، مسیر زندگی انسان را تصمیمگیریهای او مشخص میکند. با آموختن این مهارت اهداف خود را واقع بینانه تعیین و از میان راهحلهای موجود، بهترین را انتخاب میکنیم و مسئولیت عواقب آن را نیز به عهده میگیریم.
🔸مهارت تفکر خلاق:
تفکر یکی از مهمترین مهارتهای زندگی است. مهارت تفکر خلاق، همان قدرت کشف، نوآوری و خلق ایدهای جدید است تا در موارد گوناگون بتوانیم راهی جدید و موثر بیابیم. با آموختن تفکر خلاق، هنگام مواجهه با مشکلات و دشواریها احساسات منفی را به احساسات مثبت تبدیل میکنیم. هنگامی که تفکر خلاق را میآموزیم دیگر مشکلات زندگی مزاحم ما نیستند، بلکه هر کدام فرصتی هستند تا راهحلهای جدید بیابیم و مشکلات را به گونهای حل کنیم که کسی تاکنون این کار را نکرده باشد.
🔸مهارت تفکر نقادانه:
این مهارت موجب میشود هر چیزی را به سادگی قبول یا رد نکنیم و پیش از آن، موضوع مورد نظر را به خوبی مورد بررسی قرار دهیم و پس از آن، در مورد رد یا پذیرش آن تصمیم گیری کنیم. با آموختن تفکر نقادانه فریب دیگران را نمیخوریم و به عاقبت امور به خوبی فکر میکنیم و دقیق و درست تصمیم میگیریم و ارتباطات درستی برقرار می کنی.
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
27 561
🔴 ذهن کهن
اگر به آنچه دوست مى داريد، گوش فرا دهيد، مطابق ذهن كهنه خود عمل مى كنيد.
اگر خلاف ذهن كهنه خود عمل كنيد، رشد خواهيد كرد.
رشد كردن به سادگى آنچه مردم تصور مى كنند، نيست. رشد كردن با درد همراه است... و بيشترين درد را هنگامي متحمل مى شويد كه بايد خلاف علايقتان عمل كنيد.
آنكه در شما مى گويد: « من اين را دوست دارم و آنرا دوست ندارم »، كيست؟ اين ذهن كهنه شماست، نه خود شما. ذهن به شما مي گويد، در عادات قديمى ات باقى بمان. زيرا من آن را دوست دارم.
گاهى لازم است خلاف آنچه دوست داريد، عمل كنيد. هرگاه شيوه هاى قديمى خود را تغيير مي دهيد، دچار ناراحتي مى شويد.
درست مثل آموختن شيوه اى جديد براي انجام كارى. شيوه قديمي را خوب مى دانيد و با آن راحتيد.
آموختن شيوه جديد، معادل رفتار براساس نوعى بودن جديد است. آنچه قديمى است، بايد بميرد و از ميان برود تا جديد و تازه جايگزين شود.
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
27 561
🔴 مدیریت منابع انسانیِ (چگونگی رفتار با انسان در محیط کار) ایران کجای جهان ایستاده است؟
گزارش سال 2018-2017 مجمع جهانی اقتصاد پیرامون شاخص رقابتپذیری جهانی، نکات قابل تأملی را پیرامون وضعیت مدیریت منابع انسانی در ایران به همراه دارد.
شاخص هفتم از یازده شاخص این گزارش، «کارایی بازار کار» است که وضعیت ده متغیر اصلی در حوزه مدیریت منابع انسانی در کشور را اندازهگیری و رتبه اخذ شده را در میان 137 کشور گزارش میکند.
بر اساس این گزارش، رتبه ایران در شاخص کارایی بازار کار بر حسب هر یک از معیارهای شاخص مذکور به شرح ذیل است از:
1- رتبه 121 در همکاری در روابط کارفرما و کارگری
2- رتبه 120 در انعطافپذیری در تعیین دستمزد
3- رتبه 72 در اقدامات مرتبط با استخدام و اخراج
4- رتبه 100 در هزینههای تعدیل نیروی کار
5- رتبه 79 در تأثیرات مالیات بر مشوقهای مرتبط با کار
6- رتبه 100 در پرداخت و بهرهوری
7- رتبه 120 در اتکای به مدیریت حرفهای
8- رتبه 104 در ظرفیت کشور در نگهداری استعدادها
9- رتبه 108 در ظرفیت کشور برای جذب استعدادها
10- رتبه 136 در نسبت مشارکت زنان در بازار کار به مشارکت مردان
آمارهای این گزارش مفصل حاکی از آن است که وضعیت عملِ مدیریت منابع انسانی در کشور وضعیت مناسبی نیست. بنابراین پر واضح است که نظریه و عمل مدیریت منابع انسانی در ایران تا چه اندازه نیازمند تلاش و کار مداوم، علمی و با اتکای بر بومزیست کسب و کار کشور است. هر یک از اندیشمندان و دستاندرکاران مدیریت منابع انسانی کشور در ارتقای رتبه مدیریت منابع انسانی نقش داریم.
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
27 561
🔴 به زندگی خود معنا ببخشیم
ویکتورفرانکل روانشناس معناگرا برای معنا بخشیدن به زندگی سه راه پیشنهاد می کند:
1️⃣ چیزی خلق کنید.
من برای چه زنده هستم؟
2️⃣ چیزی یا کسی را دوست بدارید.
من برای چه کسی زنده هستم؟
3️⃣ معنا را در رنج و در بحبوحهٔ مشکلات سنگین دریابید.
چرا نگرش مثبت در برابر سرنوشت غیر قابل تغییر و اجتناب ناپذیر نداشته باشم؟
ویکتور فرانکل معتقد است در چنین موقعیتی که نمی توانیم آن را تغییر دهیم از ما انتظار می رود که خود را تغییر دهیم، رشد کنیم، بالغ شویم و از خود فراتر رویم.
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
27 561
🔴 هشت نوع از انواع ترس
1️⃣وحشت: ترس ناشی از تنهایی یا تنها بودن.
2️⃣خشیت: ترس ناشی از احساس عظمت. مثلا وقتی که پیش شخصیتی نظیر اینشتین بروید. در زبان فارسی تعبیر خوبی ندارد.
3️⃣هراس (Horror): ترس ناشی از ناامنی
4️⃣بیم: ترس از واقعهی آینده، مجهول بودن آینده در ما ترس ایجاد میکند. اینکه من نمیدانم درآینده چه رخ خواهد داد.
5️⃣هول: ترس ناشی از اینکه نمیدانیم نتیجه معارضه و مبارزه ی دو طرف امور چه خواهد شد. برای وقتی است که امور در نظر شما تعليق بخورد یعنی نمیدانید که کدام طرف غلبه دارد و کدام طرف الاكلنگ پایین می رود.
6️⃣ فوبیا (Phobia): ترسی که علت نامعقول دارد؛ ترسی که انسان به هنجار على القاعده نباید از آن بترسد. مثل ترس از فضای بسته.
🔻دو ترس داریم که اگزیستانسیالیست ها خیلی به آنها توجه دارند، اما خودشان هم در باب تفسیرش اختلاف نظر دارند؛ یکی دلهره و دیگری خوف.
7️⃣ دلهره: تعریف مورد اجماعی برایش وجود ندارد، گاهی دلهره را به «ترس وجودی» تعبیر می کنند.و می گویند دلهره ناشی از محدودیت های وجودی است (محدودیت در دانایی یا توانایی یا هردو). بعضی ها مثل یاسپرس می گویند دلهره، ترس در موقعیت مرزی است، مثل خطر مرگ در جبهه یا از دست دادن معشوق. خودم هم نظر قاطعی راجع به دلهره ندارم، فقط می توانم نقل قول کنم.
8️⃣خوف (Dread): معادل فارسی خوبی ندارد، بعضی ها می گویند سراسیمگی، اما من هیچ معادلی برایش در فارسی نمیشناسم. خودم به نظرم می آید که Dread، ترس ناشی از استیصال یا درماندگی و بیچارگی است. ترس ناشی از اینکه دستم دیگر به هیچ جایی نمی رسد. ترس ناشی از بیچارگی کامل.
🔻البته استرس اصلا از مقوله ی ترس نیست، یک نوع فشار روانی است. افسردگی (Depression) و اضطراب (Anxiety) هم از مقوله ی ترس نیستند.
گفتگوی شفاهی با مصطفی ملکیان(مصاحبهکننده:حسام شوشتری)
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
27 561
🔴 نظر جک ما، ثروتمندترین فرد چین و مالک مجموعه علی بابا دات کام درباره الگوی فکری فقرا
ترجمه و تفسیر ویدیوی فوق
"بدترین مردم برای خدمت کردن، مردم فقیر هستند!
به آنها چیزی رایگان بدهی، فکر میکنند دام و تله است.
به آنها بگو یک سرمایهگذاری کوچک انجام بده، میگویند پس نمیتواند پول زیادی ایجاد کند.
به آنها بگو سرمایهگذاری بزرگ انجام بده، میگویند پول نداریم.
به آنها بگو چیزهای جدید را امتحان کن، میگویند تجربهای نداریم.
به آنها بگو این یک کسبوکار سنتی است، میگویند پس انجام آن خیلی سخت است.
به آنها بگو این یک کسبوکار جدید است، میگویند پس MLM (بازاریابی چندسطحی – نتورک مارکتینگ) است.
به آنها بگو یک فروشگاه را اداره کن، میگویند آزادی در آن وجود ندارد.
به آنها بگو یک تجارت جدید ایجاد کن، میگویند تبحر و تخصصش را ندارند.
آنها برخی موارد مشترک دارند:
عاشق سئوال کردن از گوگل هستند.
عاشق گوش کردن به دوستانشان که به اندازهی خودشان ناامید هستند.
آنها بیشتر از یک استاد دانشگاه فکر میکنند و کمتر از یک نابینا عمل میکنند.
فقط از آنها سئوال کن که چه کاری میتوانند انجام دهند، آنها نمیتوانند به شما پاسخ دهند.
💡 نتیجهگیری جک ما:
به جای اینکه ضربان قبلت تندتر بزند، چرا فقط مقداری تندتر عمل نمیکنی؟
به جای اینکه فقط در مورد چیزی فکر کنی، چرا کاری در موردش انجام نمیدهی؟
مردم فقیر شکست میخورند، چون یک رفتار مشترک دارند:
آنها در کل زندگی، فقط منتظر هستند".
تفسیر این سخنرانی کوتاه:
با توجه به اینکه "جک ما" بنیانگذار و مالک شرکت Alibaba Group و مالک بزرگترین سایتهای عمده فروشی و خرده فروشی چین (نفر 23 دنیا از نظر ثروت طبق گفتهی forbes) دوران کودکی خوبی و همچنین وضع مالی خوبی نداشته، فکر نمیکنم منظورش از فقیر، فردی باشه که پولی نداره.
اکثر تحلیلها گفته بودن که نباید اینجوری صحبت کنه و همه فقرا رو ببره داخل این دسته بندی و...،
کلا ربط داده بودن به فقر مادی.
تحلیلهای مختلف این سخنرانی رو خوندم اما به نتیجهای نرسیدم و هر کس از دید خودش نگاه میکرد و از تجربیات خودش میگفت. اما به نظرم منظور "جک ما" از آدم فقیر، افرادیست که مشمول تعاریف فوق بشن🤔
برخی ها هم تحلیل کردن که این سخنرانی میگه که چرا نباید کسب وکاری ایجاد کنی که مخاطبینش مردم فقیر از نظر مالی باشن.
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
27 561
📌همایش بزرگ فروش مستمر و جذب سرمایه
📆پنج شنبه ۲۴ مرداد ۹۸
⏰ساعت ۸ الی ۱۷
🏢مکان تهران مرکز همایش های بین المللی صدا وسیما
🔺اطلاعات بیشتر ارسال کد 403رابه سامانه 10001333444555
👨🏻🏫 سخنران:
امیر حسین سوری (مدیر توسعه بین الملل شرکت فیوچر اسکای امارات)
♦️محورهای همایش:
🔺آشنایی با راههای کسب مهارتهای ارتباطی و شخصیت شناسی در فروش
🔺روش ایجاد اعتبار و اعتماد فروشنده در ذهن مشتری
🔺آشنایی عملی با روشهای مذاکرات و فروش حضوری ، تلفنی و ایمیلی
نحوه مدیریت کل فرایند فروش
🔺آشنایی با روشهای تامین سرمایه جسورانه در داخل و خارج از کشور
🔺پنل پرسش و پاسخ به تمامی سوالات دوستان حاضر در همایش
@Futureskyllc
27 561
🔴 از خودگذشتگی کارمندان ژاپنی و کارمندان ایرانی
✍️دکتر حسین تهرانی
چند وقت قبل آقای روحانی مطالبی از فداکاری و کار رایگان کارمندان ژاپنی برای توسعه و پیشرفت کشور ژاپن بعد از جنگ جهانی دوم بیان کردند. کار کردن رایگان کارمندان ژاپنی نه تنها آنزمان بلکه هنوز هم در بسیاری از شرکتهای ژاپنی امری معمول و متداول است و خود من نیز در شرکت کنونی شاهد آن هستم. صحبتهای آقای روحانی از این جهت صحیح و درست بود ولی دو نکته مهم دیگر در این میان وجود دارد که آقای روحانی در سخنرانی خود به آن نپرداخت.
۱. کارمندان ژاپنی که حاضر میشوند بصورت رایگان در گذشته و زمان کنونی کار کنند، هیچ مشکل و دغدغه ای در تامین نیازهای اولیه زندگی خود نظیر تغذیه مناسب، مسکن، درمان،.... ندارند. حتی در سطحی فراتر، در تامین نیازهایی از قبیل تفریحات، سفر و فعالیتهای جانبی و سرگرمی هم مشکل چندانی ندارند و این وضعیت کم و بیش برای همه کسانی که کار میکنند جدا از رده شغلی و نوع شغل ( معلم، راننده، کارمند ساده، کارگر ساده، نظافتچی.... ) برقرار است. در حالیکه کارمند و کارگر ایرانی با فرض دریافت کامل حقوق خود، هنوز چندین ده متر زیر خط فقر قرار دارد و در تامین نیازهای اولیه و سرپناه خود نیز عاجز و درمانده است !! کارمند و کارگر بینوای ایرانی باید چند جای مختلف از صبح تا شب جان بکند تا بتواند نیازهای حداقلی خود را تامین کند!! با این نگاه کارمندان و کارگران ایرانی از خودگذشتگی بیشتری نسبت به همتایان ژاپنی خود دارند که حاضر میشوند با این حقوق تحقیرآمیز که چندین برابر زیر خط فقر قرار دارد بر سرکار خود حاضر شوند!!
۲. اگر کارمندان ژاپنی به این میزان حاضر به فداکاری میشوند ، مدیران ژاپنی جلوتر از آنها و در خط مقدم گذشت و ایثار قرار دارند ! بیاد دارم که در بحران جهانی سال ۲۰۰۸، بخاطر کاهش فروش شدید خودرو در دنیا، بسیاری از خطوط تولیدی شرکت تویوتا تعطیل شدند و کارگران هر روز تنها برای نظافت و تمیزکاری در سرکار خود حاضر میشدند و عملا کار چندانی برای انجام نداشتند. در این زمان برای بقا و دوام شرکت، باید هزینه ها کاهش پیدا میکرد و مدیران شرکت در این زمینه پیشتازتر از کارمندان بودند.
در طول مدت بحران، پاداش مدیران کاملا قطع شد ولی پاداش کارمندان تغییر چندانی نکرد !! حقوق مدیران بین ۱۰ تا سی درصد کاهش یافت ولی حقوق کارمندان تغییری نکرد و تنها اضافه کاری ها قطع شد. در طول این مدت کارمندان فشاری بر روی خود احساس نکردند و مدیران شرکت از حقوق و مزایای خود گذشتند و با کار و تلاش و برنامه ریزی بیشتر توانستند کشتی شرکت را آن شرایط بحرانی بخوبی مدیریت کنند!
کافی است که آقای روحانی به نزدیکان و مدیران خود نگاهی بیاندازد تا ببیند این مدیران چگونه زندگی بسیار اشرافی برای خود تدارک دیده اند که حتی آوازه جهانی هم پیدا کرده است!! ( انصافا ندیده و نشنیده ام که مدیران شرکتهای عظیم ژاپنی مانند تویوتا، سونی، پاناسونیک،... یک دهم این زندگی اشرافی و ثروت افسانه ای را داشته باشند !!). برای این مدیران زندگی و سرنوشت زیردستان و کارمندان کوچکترین اهمیتی ندارد و تنها به فکر افزودن ثروت خود با گذشت و فداکاری کارمندان و کارگران بینوا هستند !!
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
27 561
✅ آغاز ثبت نام ۵۱مین دوره DBA مدرسه عالی کسب و کار ماهان
💎در کسب و کار خود، رهبری صاحب سبک شوید
☎️جهت کسب اطلاعات بیشتر ارسال عدد 2 به سامانه 02188401313
www.mahanbs.com
@mahanbs
27 561
🔴ببخشید دماغ شما چند متر است؟
✍️مجتبی لشکربلوکی
لحظه ای با خود خلوت کنید و به این سوال صادقانه (تاکید میکنم صادقانه) پاسخ دهید: کدامیک از ما در زندگی مان مانند یک قدیس معصوم بوده ایم و کاملا پاک، بدون خطا و اشتباه بوده ایم؟ همه ما در برهه هایی از زندگی کارهایی کردهایم که بعدها آرزو کردهایم کاش هیچوقت آن ها را انجام نداده بودیم. تلاش می کنیم که آن ها را از حافظه خود نیز پاک کنیم. یکی در بخشی از زندگی اش سیگاری بوده، یا شیشه می کشیده. فرد دیگری در زندگی اش چند باری تقلب کرده. بخشی دیگر روابطی داشته که به خانواده اش منتقل نکرده. فرد دیگری یک بیماری دارد که هیچکس جز اعضای خانواده اش نمی دانند. اما شبکههای اجتماعی به جایزالخطا بودن انسانها احترامی نمیگذارند. کافی است اشتباه کوچکی از شما سر بزند، دیگر باید منتظر باشید که روزی کسی آن را منتشر کند و شما را به نابودی بکشاند. اگر فرد مشهوری باشید که اوضاع خیلی خیلی بدتر می شود. همه ما به خودمان حق می دهیم که دماغ مان تا هر جا که می توانیم در زندگی فرد مشهور فرو کنیم و از آن بدتر به خودمان حق می دهیم که هر چه فهمیدیم را سخاوتمندانه و پیروزمندانه با دیگران به اشتراک بگذاریم. اما آیا این «هتاکیِ جمعیِ هنجار-شده» به نفع من و شما و نسل آینده است؟ جامعه ای با دهان های گشاد و دماغ های بزرگ، جامعه کامیاب و شادی نخواهد بود. امروز پرده از زندگی من برداشته می شود و فردا قطعا نوبت شماست.
تکنولوژی و رسانه ها دسترسی ما را به اطلاعات به شدت گسترش داده اند اما انگار که دکمه بمب اتم را گذاشته باشی زیر دست یک انسان نخستین. خاصیت تکنولوژی برطرف کردن محدودیت هاست. در ازای هر تکنولوژی ای که خلق می شود و به کار گرفته می شود حداقل یک محدودیت از پیش روی آدمی کم می شود و دقیقا همین جاست که ما محتاج آنیم که چیزی این مساله را مهار کند و متوازن کند؛ یعنی هر چقدر این محدودیت ها کمتر و کمتر می شود باید چیزی وجود داشته باشد که این انسان آزادتر شده را مهار و محدود کند: دیسیپلین شخصی.
برای تمرین دیسیپلین شخصی در حوزه رسانه (کاهش میزان فرو کردن دماغ در زندگی شخصی سایرین) تکنیک سه پرسش سقراطی بسیار مفید است..
هر زمان که تیتری دیدید در مورد رسوایی زندگی شخصی فلان آدم معروف یا غیرمعروف از «سه پرسش سقراطی» استفاده کنید. هر زمان که کسی خواست مطلبی را بگوید یا شما مطلبی را بگویید این تکنیک را به کار ببرید.
یک روز فرد بزرگي که از آشنايان سقراط بود، با هيجان آمد پیش او و گفت: ميداني راجع به يکي از شاگردانت چه شنيده ام؟
سقراط پاسخ داد: قبل از آن سه سوال از تو می پرسم. اولين سوال این است که کاملا مطمئني که آنچه را که مي خواهي به من بگويي حقيقت دارد؟ مرد جواب داد: نه. فقط در موردش شنيده ام. حالا سوال دوم؛ آنچه را که در مورد شاگردم مي خواهي به من بگويي خبرخوبي است؟ مرد جواب داد: نه! سقراط گفت: پس مي خواهي خبري بد در مورد شاگردم که حتي درمورد آن مطمئن هم نيستي بگويي؟ و اما سوال سوم؛ آن چه را که مي خواهي در مورد شاگردم به من بگويي براي من فایده ای هم دارد؟ مرد کمی فکر کرد و پاسخ داد راستش نه! سقراط گفت: اگرمي خواهي به من چيزي را بگويي که نه حقيقت دارد و نه خوب است و نه حتي سودمند است پس چرا اصلا آن رابه من مي گويي؟!!
این سه سوال به ترتیب پرسش حقیقت، پرسش خوبی، پرسش سودمندی نام دارند و دیسیپلین شخصی در عرصه رسانه ای یعنی اینکه من با این سه پرسش، دماغ خودم را کوتاه کنم.
درست آن است که آموزش و پرورش، آموزش عالی و صدا و سیما با بودجه های هزار میلیاردی در من و شما این دیسیپلین شخصی را ایجاد کنند. ادبستان که بعدها شد دبستان، در اصل هدف اصلی اش همین آموزش دیسیپلین شخصی یعنی حد نگهداشتن و مودب شدن بود که متاسفانه فروکاسته شد به خواندن و نوشتن.
وظیفه جمعی ما این است که نقصانهای اساسی سیستم آموزشی و رسانه ای (شامل آموزش و پرورش، آموزش عالی و صدا و سیما) را جبران کنیم. حال که این سیستم ها در خلق یک فرهنگ درست درمانده اند، باید خودمان دست به کار شویم و دیسیپلین شخصی را ابتدا در خودمان و سپس در نسل بعدی تمرین کنیم و پایدار کنیم.
«هتاکیِ جمعیِ هنجار-شده» را باید تبدیل کنیم به «جامعه ای با دهان ها و دماغهای با دیسیپلین». مقدمات کامیابی را تمرین جمعی کنیم.
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
27 561
✅ آخر بازی کشور با غرب کجاست؟
✍️ دکتر محمود سریع القلم
📌تلخیص:مجمع فعالان اقتصادی
پهلوی اول با تصورِ اینکه آلمان نازی در جنگ جهانی دوم، فاتح نهایی خواهد بود فعالیتِ گستردۀ آلمانها در ایران را تسهیل کرد. پهلوی اول تصور نمیکرد که انگلستان و شوروی علیه آلمان متحد شوند و با همراهی آمریکا، آلمانِ نازی را شکست دهند. این تحلیل بدانجا انجامید که لندن و مسکو در عرض چهار ساعت ایران را اشغال کردند و به پهلوی اول خاتمه دادند. طی سال های ۱۳۳۲-۱۳۳۰، براساس این تحلیل که نظام بین الملل بر عدالت و انصاف بنا شده رویارویی دیگری میان ایران از یک طرف و انگلستان و آمریکا از طرف دیگر بدانجا انجامید که لندن و واشنگتن در مدت چند روز، سرنوشت دیگری بر ایران رقم زدند. از ۱۳۹۰ مواجهۀ دیگری در حال تکامل است. دستگاه دیپلماسی کشور بر این پایۀ تئوریک پیش میرود که حقوق بین الملل بر سیاست و اقتصاد ارجحیت دارد و بنابراین، قدرت های بزرگ را به انسانیت، اخلاق، برابری و انصاف دعوت کرده و آنها را نصیحت میکند.
متأسفانه مناسبات جهانی صرفاً بر محور سودِ اقتصادی و زورِ نظامی میچرخند. هیچ ملتی و حکومتی دوست ندارد به او زور بگویند و بر او مسلط شوند. هیچ ملتی. حتی زیمبابوه. اما برای اینکه زور و نفوذ و سلطۀ خارجی زمینه پیدا نکنند، توجه به دو نکته، جهتگیری و سرنوشت را روشنتر میکند. اول، فهم واقعی از اینکه اقتصاد و سیاست بین الملل چگونه عمل میکنند و دوم، اهتمام جهت بارورسازی نظام داخلی به منظور کسب مصونیتِ و حاکمیت ملی. چه فردی از ضررهای محتملِ محیطی در امان است؟ فردی که با فکر تصمیم بگیرد؛ در تصمیم گیری مشورت کند؛ در هزینه ها مراقبت کند؛ مواظب زبان خود باشد؛ تا میتواند توانایی کسب کند تا در بازار کار و تخصص ارجحیت داشته باشد؛ هر کاری انجام میدهد به فکر ده، بیست، سی سال و پیری خود باشد.
مطالعۀ علمی، مقایسه ای و دور از تعصبِ تاریخ ۱۵۰ سالۀ کشور به وضوح نشان میدهد که شناخت از بازیگران جهانی و محیط بین المللی بسیار ناقص و مبتنی بر آرزو بوده است تا واقعیت.اسناد تاریخی نشان میدهد که روی آوردن پهلوی اول به آلمانها از ۱۳۱۰ به بعد بیشتر براساس تنفر نسبت به انگلیسی ها و روس ها بوده نه فهمِ دقیق از ماهیتِ نظم اروپایی و مناسبت هایِ میان قدرت های بزرگ. اگر ژاپنی ها حکمرانی خود را بعد از ۱۹۴۵ براساسِ عصبانیت و انتقام، تنظیم کرده بودند نمی توانستند برای ۵۵ سال اقتصادِ دوم جهان بشوند. ژاپنی ها برخود،توانمندی های خود و شناخت عینی از واقعیات متمرکز شدند و به یک کشور پیشرفته و محترم جهانی تبدیل شدند.
در حالی که در سال ۱۳۵۴، ۵۵ درصد زنانِ ایرانی بیسواد بودند، پهلوی دوم، کشور را در زمرۀ پنج قدرت صنعتی جهان میشمارد! شاید اگر کشور برنامه ریزی میکرد ، درون را بارور میکرد، سیستم میساخت، مشارکت مدنی ایجاد میکرد، از جهان می آموخت، طبعاً طی چندین دهه، جایگاهی کمتر از ژاپن در صحنۀ جهانی پیدا نمیکرد.
پهلوی اول و دوم با غرب درگیر شدند تا امتیازات نفتی وغیرنفتی بگیرند، آیا باعث تضعیف و افول غرب شدند؟ غرب یک واقعیت و جریان تاریخی است که از قرن شانزدهم آغاز شده و احتمالاً تا آخر قرن بیست و یکم، سلطۀ جهانی خود را حفظ خواهد کرد. حتی کمونیسم و ظهور مشترک دو قدرت جهانی مانند شوروی و چین، باعث افول غرب نشدند.
نزدیک به یک و نیم قرن است که اندیشمندان و سیاستمداران ما با جغرافیا و فکر غربی درگیر هستند و به نوعی “مشغولیت” تبدیل شده است. اصولاً آخر این تقابل چیست؟ با مطالعۀ دقیق اندیشه در غرب نسبتاً روشن است که افول تدریجی غرب از درون خودش خواهد بود و نه از بیرون.اگر ما ثروت تولید نکنیم، حتی درحفظ نظم داخلی مشکل خواهیم داشت.امروز غرب میتواند با هند همکاری کند ولی نمیتواند بر آن سلطۀ سیاسی پیدا کند چون هندی ها در درون خود به اجماع رسیده اند درحدّی که این اجماعِ نخبگان به قرارداد اجتماعی تبدیل شده است. آمریکایی ها لابلای این هیاهویِ روزانه، ۵/۸ میلیارد دلار به اضافۀ حدود ۴ میلیارد دلار هزینه های نگهداری و مدیریت، اسلحه فروختند و حدود ۲ میلیون شغلِ موقت در اقتصاد خود ایجاد کردند چون تمرکز آنها بر تولیدِ ثروت و سلطه بر جزیره العرب است.اگر به عملکرد بدون هیاهوی خانم مرکل در یک دهۀ گذشته توجه کنیم متوجه میشویم که او از هر سخن و بحثی که توجهش را از اهداف درازمدت آلمان منحرف کند، پرهیز کرده است.او برخلافِ میلِ آمریکایی ها،ائتلافِ اقتصادی آرامی را با چین شکل داد و با ضعیف شدن اتحادیه اروپا،ضمن حفظ روابطِ استراتژیک با آمریکا، آیندۀ دو دهۀ آلمان را با شرق آسیا و مخزنِ عظیمِ مالی و فنآوری آن منطقه قفل کرد.آنها حتی با مسکو مدارا میکنند چون فقط یک هدف مهم است: آلمان و آیندۀ مردم آلمان.
به مجمع فعالان اقتصادی بپیوندید
https://t.me/joinchat/AAAAAD-0rkJfxbjPxic4xg
27 561
✅ آخر بازی کشور با غرب چیست؟
✍️ دکتر محمود سریع القلم
📌تلخیص:مجمع فعالان اقتصادی
پهلوی اول با تصورِ اینکه آلمان نازی در جنگ جهانی دوم، فاتح نهایی خواهد بود فعالیتِ گستردۀ آلمانها در ایران را تسهیل کرد. پهلوی اول تصور نمیکرد که انگلستان و شوروی علیه آلمان متحد شوند و با همراهی آمریکا، آلمانِ نازی را شکست دهند. این تحلیل بدانجا انجامید که لندن و مسکو در عرض چهار ساعت ایران را اشغال کردند و به پهلوی اول خاتمه دادند. طی سال های ۱۳۳۲-۱۳۳۰، براساس این تحلیل که نظام بین الملل بر عدالت و انصاف بنا شده رویارویی دیگری میان ایران از یک طرف و انگلستان و آمریکا از طرف دیگر بدانجا انجامید که لندن و واشنگتن در مدت چند روز، سرنوشت دیگری بر ایران رقم زدند. از ۱۳۹۰ مواجهۀ دیگری در حال تکامل است. دستگاه دیپلماسی کشور بر این پایۀ تئوریک پیش میرود که حقوق بین الملل بر سیاست و اقتصاد بین الملل ارجحیت دارد و بنابراین، قدرت های بزرگ را به انسانیت، اخلاق، برابری و انصاف دعوت کرده و آنها را نصیحت میکند.
متأسفانه مناسبات جهانی صرفاً بر محور سودِ اقتصادی و زورِ نظامی میچرخند. هیچ ملتی و حکومتی دوست ندارد به او زور بگویند و بر او مسلط شوند. هیچ ملتی. حتی زیمبابوه. اما برای اینکه زور و نفوذ و سلطۀ خارجی زمینه پیدا نکنند، توجه به دو نکته، جهتگیری و سرنوشت را روشنتر میکند. اول، فهم واقعی از اینکه اقتصاد و سیاست بین الملل چگونه عمل میکنند و دوم، اهتمام جهت بارورسازی نظام داخلی به منظور کسب مصونیتِ و حاکمیت ملی. چه فردی از ضررهای محتملِ محیطی در امان است؟ فردی که با فکر تصمیم بگیرد؛ در تصمیم گیری مشورت کند؛ در هزینه ها مراقبت کند؛ مواظب زبان خود باشد؛ تا میتواند توانایی کسب کند تا در بازار کار و تخصص ارجحیت داشته باشد؛ هر کاری انجام میدهد به فکر ده، بیست، سی سال و پیری خود باشد.
مطالعۀ علمی، مقایسه ای و دور از تعصبِ تاریخ ۱۵۰ سالۀ کشور به وضوح نشان میدهد که شناخت از بازیگران جهانی و محیط بین المللی بسیار ناقص و مبتنی بر آرزو بوده است تا واقعیت.اسناد تاریخی نشان میدهد که روی آوردن پهلوی اول به آلمانها از ۱۳۱۰ به بعد بیشتر براساس تنفر نسبت به انگلیسی ها و روس ها بوده نه فهمِ دقیق از ماهیتِ نظم اروپایی و مناسبت هایِ میان قدرت های بزرگ. اگر ژاپنی ها حکمرانی خود را بعد از ۱۹۴۵ براساسِ عصبانیت و انتقام، تنظیم کرده بودند نمی توانستند برای ۵۵ سال اقتصادِ دوم جهان بشوند. ژاپنی ها برخود،توانمندی های خود و شناخت عینی از واقعیات متمرکز شدند و به یک کشور پیشرفته و محترم جهانی تبدیل شدند.
در حالی که در سال ۱۳۵۴، ۵۵ درصد زنانِ ایرانی بیسواد بودند، پهلوی دوم، کشور را در زمرۀ پنج قدرت صنعتی جهان میشمارد! شاید اگر کشور برنامه ریزی میکرد ، درون را بارور میکرد، سیستم میساخت، مشارکت مدنی ایجاد میکرد، از جهان می آموخت، طبعاً طی چندین دهه، جایگاهی کمتر از ژاپن در صحنۀ جهانی پیدا نمیکرد.
پهلوی اول و دوم با غرب درگیر شدند تا امتیازات نفتی وغیرنفتی بگیرند، آیا باعث تضعیف و افول غرب شدند؟ غرب یک واقعیت و جریان تاریخی است که از قرن شانزدهم آغاز شده و احتمالاً تا آخر قرن بیست و یکم، سلطۀ جهانی خود را حفظ خواهد کرد. حتی کمونیسم و ظهور مشترک دو قدرت جهانی مانند شوروی و چین، باعث افول غرب نشدند.
نزدیک به یک و نیم قرن است که اندیشمندان و سیاستمداران ما با جغرافیا و فکر غربی درگیر هستند و به نوعی “مشغولیت” تبدیل شده است. اصولاً آخر این تقابل چیست؟ با مطالعۀ دقیق اندیشه در غرب نسبتاً روشن است که افول تدریجی غرب از درون خودش خواهد بود و نه از بیرون.اگر ما ثروت تولید نکنیم، حتی درحفظ نظم داخلی مشکل خواهیم داشت.امروز غرب میتواند با هند همکاری کند ولی نمیتواند بر آن سلطۀ سیاسی پیدا کند چون هندی ها در درون خود به اجماع رسیده اند درحدّی که این اجماعِ نخبگان به قرارداد اجتماعی تبدیل شده است. آمریکایی ها لابلای این هیاهویِ روزانه، ۵/۸ میلیارد دلار به اضافۀ حدود ۴ میلیارد دلار هزینه های نگهداری و مدیریت، اسلحه فروختند و حدود ۲ میلیون شغلِ موقت در اقتصاد خود ایجاد کردند چون تمرکز آنها بر تولیدِ ثروت و سلطه بر جزیره العرب است.اگر به عملکرد بدون هیاهوی خانم مرکل در یک دهۀ گذشته توجه کنیم متوجه میشویم که او از هر سخن و بحثی که توجهش را از اهداف درازمدت آلمان منحرف کند، پرهیز کرده است.او برخلافِ میلِ آمریکایی ها،ائتلافِ اقتصادی آرامی را با چین شکل داد و با ضعیف شدن اتحادیه اروپا،ضمن حفظ روابطِ استراتژیک با آمریکا، آیندۀ دو دهۀ آلمان را با شرق آسیا و مخزنِ عظیمِ مالی و فنآوری آن منطقه قفل کرد.آنها حتی با مسکو مدارا میکنند چون فقط یک هدف مهم است: آلمان و آیندۀ مردم آلمان.
به مجمع فعالان اقتصادی بپیوندید
https://t.me/joinchat/AAAAAD-0rkJfxbjPxic4xg
