جمع مدیران نامدار ایران
前往频道在 Telegram
با بزرگترین جمع مدیران خصوصی و نامدار ایرانی در داخل و خارج از کشور همراه شوید حامد پاک طینت @Hamedpaktinat
显示更多📈 Telegram 频道 جمع مدیران نامدار ایران 的分析概览
频道 جمع مدیران نامدار ایران (@excellentmanagers) 波斯语 语言赛道中的 是活跃参与者。目前社区聚集了 27 545 名订阅者,在 商业 类别中位列第 2 268,并在 伊朗 地区排名第 12 298 位。
📊 受众指标与增长动态
自 невідомо 创建以来,项目保持高速增长,吸引了 27 545 名订阅者。
根据 10 七月, 2026 的最新数据,频道保持稳定运转。过去 30 天订阅人数变化为 -136,过去 24 小时变化为 -7,整体触达仍然可观。
- 认证状态: 未认证
- 互动率 (ER): 平均受众互动率为 27.09%。内容发布后 24 小时内通常能获得 5.69% 的反应,占订阅者总量。
- 帖子覆盖: 每篇帖子平均可获得 7 465 次浏览,首日通常累积 1 569 次浏览。
- 互动与反馈: 受众积极参与,单帖平均反应数为 0。
- 主题关注点: 内容集中在 مدیر, جا, آقا, وقت, کس 等核心主题上。
📝 描述与内容策略
作者将该频道定位为表达主观观点的平台:
“با بزرگترین جمع مدیران خصوصی و نامدار ایرانی در داخل و خارج از کشور همراه شوید
حامد پاک طینت
@Hamedpaktinat”
凭借高频更新(最新数据采集于 11 七月, 2026),频道始终保持新鲜度与高覆盖。分析显示受众积极互动,使其成为 商业 类别中的关键影响点。
27 545
订阅者
-724 小时
-337 天
-13630 天
帖子存档
27 545
🔴 نحوه سؤال کردن مدیران باهوش و کارآمد در محل کار
🔸خیلی از ما در زندگیمان با پرسشهایی مواجه می شویم که پاسخ آنها را می دانیم، اما با این حال دوست داریم نظر دیگران را هم جویا شویم. گاهی بعد از پرسیدن این سؤالات احساس کم هوشی کردهایم، در بیشتر مواقع واکنش دیگران سبب ایجاد چنین احساسی در ما شده است. مهم این است چطور از دیگران سؤال بپرسیم.
🔸افراد باهوش از دیگران سؤالاتی می پرسند که پاسخهای خوب و متنوعی دارد و می توانند چیزهای خوبی از آنها یاد بگیرند.
مشکل اینجاست که ما سؤالات محدودکنندهای داریم. بگونهای سؤال می کنیم که پاسخ آن از قبل مشخص است. حتی در خیلی موارد اصلاً به پاسخ طرف مقابلمان توجه نداریم. چون طوری سؤال میپرسیم که پاسخ آن واضح و روشن است.
◀️ سؤالات اشتباه در محیط کار و بهترین جایگزین برای آنها:
▪️سؤالاتی که برای دریافت تائید دیگران پرسیده می شود
این سؤالات تنها ذهن طرف مقابل را محدود می کند. پس او به جای فکر کردن و ارائه بهترین راه حل، تنها پاسخ دلخواهتان را به شما می دهد. مانند اینکه بپرسیم: "بهتر نیست آن سفارش را همین طور که هست تحویل دهیم؟ به نظر شما باز هم باید منتظر بمانیم؟"
خیلی از این سؤالات تنها یک پاسخ دارند و پاسختان کاملاً واضح و روشن است.
می توانید این سؤالات را بدین صورت مطرح کنید:
"به نظر شما درباره این سفارشها چه کاری می توانیم انجام بدهیم؟ فکر می کنید بهتر است چه کار کنیم؟"
این سؤالات پاسخ اصلی را در بر ندارد و هر یک از آنها به طرف مقابل امکان می دهد درباره پاسخ خوب فکر کنند. برای این سؤالات پاسخهای زیادی هم وجود دارد.
▪️سؤالاتی که تنها دو گزینه پیش روی طرف مقابل قرار می دهد
تصور کنید می خواهید یک سفارش به دست مشتری برسانید اما در بین راه متوجه می شوید کیفیت مطلوبی ندارد. درباره آن چاره اندیشی می کنید و فقط دو راه حل برای آن دارید که هر دو جوانب مثبت و منفی دارند. اکنون از اعضای گروهتان سؤال می کنید و دو راه حل مقابلشان می گذارید. "به نظر شما باید تمام کار را از اول شروع کنیم؟ یا باید ادامه دهیم و امیدوار باشیم مشتری متوجه نقصان سفارش نمی شود؟"
اعضای تیم یکی از این دو راه حل را انتخاب می کنند؛ زیرا تنها دو راه حل محدود وجود دارد و ذهنشان به همین دو راه معطوف است. قطعاً راه حل بهتری هم وجود دارد که شما به آن توجه نکردهاید.
پس با پرسش اشتباه و محدودتان، قدرت تفکر درباره راه سوم را از اعضای تیم گرفتهاید. نباید ذهن اعضای گروهتان را تنها با چند راه حل محدود کنید.
▪️سؤالاتی که واقعاً برای دانستن پرسیده نشدهاند
فکر می کنید اگر درباره چیزی سؤال کنید ضعف خود را نشان دادهاید؟ آیا بهعنوان یک مدیر ضعیف و آسیب پذیر جلوه می کنید؟ شاید حق با شما باشد. بهترین راه این است به جای سؤال پرسیدن، توضیح بخواهید. سؤال خود را به این صورت مطرح کنید:
"راه حل شما مرا تحت تأثیر قرار داد. تصور کنید من هیچ اطلاعی در این باره ندارم، چطور می توانید آن را برایم توضیح دهید؟"
◀️ نکاتی درباره نحوه بیان سؤال:
▪️سؤال خود را در قالب یک جمله بیان کنید
باید سؤالاتتان را واضح و با جزئیات بپرسید، اما تنها به یک جمله محدود شوند. برای مثال: "چطور می توان کیفیت محصول را بهبود داد؟"
▪️تنها وقتی برای سؤالاتتان گزینهای مطرح کنید که هیچ گزینه دیگری ممکن نیست
البته این موضوع در بیشتر مواقع صادق نیست؛ زیرا معمولاً برای هر مشکلی راه حلهای زیادی وجود دارد.
▪️پاسخ را در سؤالات خود نگنجانید
اگر پاسخ را می دانید، نیاز نیست آن را در سؤالتان بگنجانید. پس سؤالاتی که می پرسید، نباید پاسخهای احتمالی داشته باشد.
▪️تا جای ممکن کمتر حرف بزنید
وقتی از دیگران سؤال می کنید به معنای آن است که می خواهید چیزی که درباره این موضوع می دانند یا حدس می زنند را بدانید. پس ساکت بمانید و تنها گوش دهید. وقتی از فردی به روش درست سؤال می پرسید، باید انتظار داشته باشید چیزهای زیادی از پاسخهای او یاد بگیرید.
منبع: inc
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
27 545
🔴 جیره بندی !
در دهۀ ۱۹۶۰ تعدادی از روان شناسان اجتماعی فرانسوی با همكاری یك مؤسسۀ تحقیقاتی بزرگ، در اروپا یك مركز شبانه روزی تأسیس كردند.
در این مركز، نوجوانان ۱۲ تا ۱۹ سال آموزش میدیدند و زندگی میكردند. مدّت یك سال همه چیز به صورت عادی جریان داشت و آزمایشهای مختلف كمی و كیفی بر روی آنان انجام گرفت.
در طول این یك سال، هر نوجوان سه وعدۀ غذایی روزانه با احتساب میان وعده ها، ۸۰۰ گرم غذا میخورد.
پس از یك سال به تدریج و آگاهانه شایعه كردند به علت وضعیت اقتصادی نابسامان شبانهروزی، ممكن است غذا به لحاظ كمی و كیفی جیرهبندی شود.
شش ماه بعد از این شایعه، میزان غذای مصرفی روزانه هر فرد از ۸۰۰ گرم به ۱۲۰۰ گرم افزایش یافت.
هنگامی كه عملاً جیرهبندی را آغاز كردند، مصرف غذا از ۱۲۰۰گرم به 1500گرم رسید و حتی در اواخر این دورۀ چهارساله، نوجوانانی بودند كه در شبانه روز بیش از ۵ كیلوگرم غذا میخوردند.
دلیل افزایش مصرف این بود كه نوجوانان آیندۀ خود را مبهم میدیدند.
هنگامی كه مركز شبانهروزی در وضع عادی قرار داشت، افراد غذای خود را به یكدیگر تعارف میكردند و نسبت به یكدیگر رابطهای مبتنی بر نیكوكاری، شفقت و نوعی از خودگذشتگی داشتند. امّا هنگامی كه شایعۀ كمبود غذا مطرح شد، تعارفات، رعایت ادب و رفتارهای مهربانانه، نسبت به یكدیگر كمتر شد.
در واقع به دلیل مبهم بودن آینده، اخلاقی زیستن بر پایۀ عدالت، احسان، رعایت ادب و... به مرور زمان كمرنگ گشت.
آینده ی مبهم و نامعلوم افراد از نظر مالی، شغلی و... آستانۀ اخلاق و تحمل را در هر جامعه ای كاهش میدهد.
به طور مثال، در جامعهای كه همۀ افراد با هر تخصصی میتوانند شغلی داشته باشند، كارشكنی، حسادت، تهمت، سخنچینی، چاپلوسی و.. كمتر است.
به طور كلی در جامعهای كه نیازهای اساسی انسانها در آن تأمین میشود، افراد بر پایۀ موازین اخلاقی زندگی میكنند.
پس اخلاقی زیستن ارتباطی به نصیحت های اخلاقی و ازدیاد مجالس دینی ندارد، اخلاقی زیستن نیاز به آرامش ذهنی و ثبات اقتصادی دارد./ترفند مدیریت
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
27 545
🔴 بشکه، برنج، مشروب الکلی
✍️ دکتر محمد فاضلی
✅ من از سال 1381 که ارتباطم با مازندران بیشتر شد و بعدها که ساکن آنجا شدم، شانزده سال است که هر وقت نیاز به برنج داشته باشیم، از یک شالیکوبی منصف درستکار، برنج میخرم. دو بشکه که معمولاً از آنها برای ترشی، خیارشور و حبوبات استفاده میشود، برای نگهداری برنج هم همان سالها تهیه کردم و تا همین پارسال سالم بودند. بشکهها بر اثر تعدد اسبابکشی و جابهجایی، شکستند. برنج امسال باید در بشکه جدید ریخته میشد.
✅ وارد مغازه پلاستیکفروشی شدم و پرسیدم بشکه صدلیتری دارید؟ فروشنده ابتدا درباره بالا رفتن قیمت دلار، کم شدن مواد اولیه و نایاب شدن بشکه حرف زد. گفتم با همه این احوال، بشکه صدلیتری چه زمانی دستتان میرسد. گفت باید سفارش بدهم، و ادامه داد کارت با بشکه چهل لیتری راه نمیافتد، از این چهل لیتریها هم میشود برای انداختن مشروب استفاده کرد. تعجب کردم، اما بدون واکنش خاصی گفتم آقا من همان صدلیتری را نیاز دارم، بشکه چهل لیتری برای برنج کم است. داخل خودرو که نشستم به همسرم گفتم ظاهراً از این بشکههای برنج برای تولید مشروب الکلی خانگی استفاده میشود.
✅ دو هفته بعد در یکی از دانشگاهها از سخنران که متخصص محیطزیست بود شنیدم که نباید در بطریهای خالی آب معدنی مایعاتی نظیر آب لیمو نگهداری کرد و اساساً استفاده مجدد از این بطریها برای سلامتی مضر است. شب که به خانه رسیدم به همسرم گفتم نگهداری آب لیمو و آب نارنج در این بطریها بهداشتی نیست و بهتر است ظرفهای شیشهای را جایگزین کنیم. ایشان هم فردا راهی همان مغازه شده و از همان فروشنده شیشهای با ارتفاع کم (که در طبقات یخچال جا بگیرد) و توأم با حساسیت به زیبایی شیشه مطالبه کرده بود. فروشنده که شیشهای با آن مشخصات نداشته، یک شیشه بلندقد نشان داده و گفته بود «از این شیشهها هم برای مشروب میبرند.» همسرم که سابقه پیشنهاد فروشنده درباره بشکه را در ذهن داشت، پرسیده بود آقا میشود بفرمایید در ما چه دیدهاید که دائم ذهنتان به سمت مشروبات الکلی میرود و درخصوص ظروف مشروب پیشنهاد میدهید؟ تلخ و تند مغازه را ترک کرده بود.
✅ داستان اما برای من غیرشخصی و جامعهشناختی بود. فروشنده نظر به ویژگی خاصی در ما، بشکه و شیشه را عطف به تولید و مصرف مشروبات الکلی تفسیر نکرده بود. فروشنده احتمالاً بشکهها و شیشههای زیادی برای این منظور فروخته بود و شماری از مشتریان خودشان به صراحت بشکه و شیشه را برای همین منظور مطالبه کرده بودند؛ فروشنده تقصیر نداشت، مثل همه فروشندهها تلاش میکرد راهنمایی کند.
✅ دو سه ماه از این داستان میگذرد و برخی که آنرا شنیدهاند، تأیید کردهاند که استفاده از این بشکهها و شیشهها زیاد شده است. سؤالات زیادی از تأمل در این داستان برمیخیزد. آیا تولید بشکهای مشروبات الکلی در جامعهای اسلامی طبیعی است؟ آیا تولیدکنندگان بشکههای مشروبات الکلی فقط برای مصرف شخصی تولید میکنند یا این بخشی از اقتصادی غیررسمی و به تبع آن بدون کنترل است که گردش مالی بالایی دارد؟ این اقتصاد غیررسمی تا چه اندازه تهدید سلامت عمومی است؟
✅ پول و درآمد حاصل از این اقتصاد غیررسمی چگونه در کشور صرف شده و اثرش در کلیت اقتصادی و اجتماعی جامعه ایرانی چیست؟ آیا رانندگانی که نیمههای شب در بزرگراهها دیوانهوار میرانند، مصرفکنندگان همین مشروبات خودساخته نیستند که جان دیگران را به خطر میاندازند؟ شمار نسبتاً زیاد قربانیان مسمومیت با مشروبات الکلی که چندی پیش در کشور مردند یا بیناییشان را از دست دادند، قربانیان همین تولید خانگی نبودند؟ خانگیشدن تولید مشروبات الکلی، چه تأثیری بر نوجوانان و جوانان خانوادهها دارد؟ سیاست اجتماعی درست مواجهه با این وضعیت چیست؟ پاسخ هر چه باشد، تصورم این است که حکمرانی و سیاست اجتماعی ایران امروز پاسخ دقیق و اندیشیدهشدهای برای این سؤالات ندارد.
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
27 545
🔴 قلعه خودت را بساز!
سه سناریو: کدامیک بیشتر آزارت می دهد؟
۱- حقوق دوستانت افزایش پیدا کند و حقوق تو ثابت بماند. ۲- حقوق تو و دوستانت ثابت بماند. ۳- میانگین حقوق دوستانت کاهش بیابد، حقوق تو هم همینطور.
اگر پاسختان گزینه ۱ است،نگران نباشید، کاملا نرمال است: شما هم یکی دیگر از قربانیان حسادت هستید.
این یک قصه روسی است: کشاورزی یک چراغ جادو پیدا می کند و لمسش می کند. از بین ابرها یک جن ظاهر می شود و وعده می دهد که یک آرزوی او را برآورده می کند کشاورز می گوید: همسایه من یک گاو دارد و من ندارم. دوست دارم گاوش بمیرد.
مشابه چنین تفکری حتما در مقطعی از زمان برایمان پیش آمده است.
این مساله زنجیره ای از رفتارهای غیرمنطقی را به همراه دارد. دیگر به او کمک نمی کنید، در برنامه هایش سنگ میندازید و حتی ممکن است لاستیک ماشینش را پنچر کنید! چه بسا زمانی که موقع اسکی پایش می شکند مخفیانه شادی کنید.
بالزاک می گوید: حسادت احمقانه ترین عادت بد است چون حتی یک مزیت هم ندارد.
با حسادت نسبت به کسانی که به لحاظ سن، شغل و محل سکونت با ما یکسان اند ابراز نفرت می کنیم. ارسطو این را می دانست و می گفت: " کوزه گران به کوزه گران حسادت می کنند."
چگونه حسادت را مهار کنیم؟
اول از همه خودتان را با دیگران مقایسه نکنید. دوم دایره توانایی تان را پیدا کنید و خودتان را از آن پر کنید. موقعیتی را برای خودتان خلق کنید که در آن بهترین هستید. مهم نیست حوزه مهارتتان چقدر کوچک باشد، مهم اینست که پادشاه قلعه خودت هستی.
هنر شفاف اندیشیدن
رولف دوبلی
/کارخونه
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
27 545
🔴ماسابومی هوسونو کارمند وزارت حمل و نقل ژاپن تنها مسافر ژاپنی کشتی تایتانیک بود
📌که در شب حادثه به طرز معجزه آسایی
از قسمت درجه دو کشتی ،
خود را به عرشه کشتی رساند
و در تاریکی شب و دور از چشم مامورین
به داخل قایق نجات شماره 10
که تنها یک جای خالی داشت پرید
و نجات یافت...!
📌وی به محض ورود به ژاپن مورد حمله
مردم و رسانه ها قرار گرفت ،
📌مردم ژاپن بخاطر اینکه او نتوانسته بود
روح از خود گذشتگی و ایثار را
آنگونه که در وجود ژاپنی ها هست
را نشان دهد،به او پشت کردند
و او را ترسویی نامیدند که با نادیده
گرفتن زنان و کودکان توانسته بود
جان خود را نجات دهد!
📌دولت به دلیل رفتار دور از شأن یک کارمند
دولت ژاپن او را از کار اخراج کرد !
از جامعه طرد شد ،
و حتی داستان بزدل بودن و ترسو بودنش
را در کتابهای درسی ژاپن گنجاندند ...
📌و از او به عنوان کسی که نتوانسته بود
روح مردم ژاپن را نشان دهد انتقاد شده بود!
تا سرانجام در فقر و تنهایی
و سرافکندگی بدرود حیات گفت...!
📌ما در فرهنگ خود
اینگونه افراد را ✨تیز یا زرنگ می نامیم!
📌در هر جامعه ایی این تفاوت
فرهنگهای غنی است که باعث
پیشرفت و تمدن ملتها میشود!
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
27 545
بنگاههای اقتصادی چگونه می توانند با کاهش هزینه های خود ، از ورشکستگی نجات یابند ؟!
موضوع مصاحبه امروز روزنامه اصفهان زیبا را با دکتر حامد پاک طینت بخوانید ...
http://www.isfahanziba.ir/node/90502
مجمع فعالان اقتصادی
https://t.me/joinchat/AAAAAD-0rkJfxbjPxic4xg
27 545
🔴 همه ما یک جوجه اردک زشت هستیم!
جوجه اردک زشت ،” قو ” یِ زیبایی بود
او زشت به نظر می آمد برای آنکه از بد حادثه قاطی یک دسته اردک شده بود.
بر خلاف آنچه به نظر می رسید او زیبا بود ولی تنها در پایان داستان این را می فهمد، آن هم وقتی که دیگر جوجه نیست( بلوغ ) و در دریاچه ای شنا می کند و مردم او را با انگشت به هم نشان می دهند و او برای اولین بار در انعکاس آب زیبایی اش را در می یابد.
من این داستان را خیلی دوست دارم.
داستان عجیب جوجه اردکی که اصلا اردک نبود .
گاهی فکر می کنم که داستان همه ی ما شبیه آن جوجه اردک زشت است و درون هرکدام از ما قوی زیبای منحصر به فردی است که در تقابل با جامعه ای خشن فردیتش را از دست می دهد و قاطی اردک ها به فراموش سپرده می شود.
او بارها و بارها زمین می خورد، له می شود و تحقیر می شود و مردم او را با انگشت نشان می دهند و ریشخندش می کنند .
آنها از او انتظار دارند که شکل اردکی باشد که نیست.
دردناک تر آن که خودش هم تصویر خود را در آب ندیده است و نمی داند کیست.
او سردرگم و تحقیر شده و بیهوده تلاش می کند که اردک خوبی باشد ، اما نتیجه نمی گیرد برای اینکه اردک نیست.او یک قوست!.
دنیا پر است از جوجه اردک های زشتی که هرگز نمی فهمند که اردک نبوده اند: کارمند های معمولی ای که می توانستند کارگردان موفقی باشند ، کارگرانی که می توانستند کارشناس باشند، مدیران ناخوشنودی که باید نقاش یا شاعر می شدند ، زنان و شوهرانی که در نارضایتی در کنار هم پیر می شوند و هرگز نمی فهمند که شاید در کنار دیگری خوشبخت بودند، حسابدارانی که از ریاضیات متنفرند و می توانستند طراح لباس باشند، زن های خانه داری که می توانستند خلبان هواپیما باشند. دنیا پر است از کسانی که قهرمان زندگی خود نبوده اند، نشده اند، نتوانسته اند، نفهمیده اند و به هر دلیلی آن چیزی که باید باشند نشده
دنیا پر است از جوجه اردک هایی که عمری را در ناخشنودی و تکرار زندگی می کنند و می میرند بدون آنکه تصویر واقعی خود را ببینند . .. .
اما دنیا را اردک های زشت نمی سازند .
دنیا را قوهای زیبایی می سازند که زیر بار کلیشه ها و باید ها ونباید ها ،آرزوهایشان را فراموش نکرده اند و تاوانش را هم داده اند.
اردک های زشت آنها را طرد کرده اند ولی آنها راه خودشان را دنبال کرده اند .
مثال ها فراوانند ،آلبرت انشتین از دانشگاه اخراج شد ولی فیزیک را با فرضیه هایش دگرگون کرد.
ونگوک در سراسر زندگی اش حتی یک تابلو هم نفروخت اما امروز آثارش میلیون ها دلار ارزش دارد،
گابریل گارسیا مارکز برای نوشتن رمان صد سال تنهایی سه سال در را بر روی خودش بست . در این سه سال همسرش برای آنکه از گرسنگی نمیرند حتی پلوپز خانه را هم فروخت اما در نهایت اثری بی مانند خلق شد و برای نویسنده اش جایزه ی نوبل ادبیات را به ارمغان آورد.
این آدمها هیچ نبوغ خاصی نداشته اند، نبوغ آنها در شناخت خود و فریاد کردن خویشتن خویش بوده است. نبوغ آنها در دنبال کردن راه منحصر به فرد خودشان بوده است.
نبوغ آنها در تواناییشان در جور دیگری فکر کردن و نپذیرفتن قوانین دنیای اردک ها بوده است.
نبوغ آنها در شهامت رو برو شدن با مصایبی که وقتی از گله جدا می شوی در پیش رو داری بوده است .
همه ی ما می توانیم قوی زیبایی باشیم.
اما تا وقتی نخواهیم قوی درون مان را به رسمیت بشناسیم، جوجه اردک های مفلوک زشتی خواهیم بود.
جوجه اردک هایی که زندگی ای را زندگی می کنیم که متعلق به ما نیست .
جوجه اردک هایی ترسیده و بی خاصیت و بی بال و پر. جوجه اردک هایی زشت.
(مقدمه ی یکی از کتاب های مدیریتی )
ترجمه : محمد مسعود نخستین
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
27 545
چگونه بی حوصلگی میتواند تبدیل به بهترین ایده های کاری برای شما شود؟
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
@excellentmanagers
27 545
🔴چرا به سیاستمداران، جعبهها و گونیها اعتماد نداریم؟
✍️ مصطفی داننده
🔸مرد میخواست، یک گونی سیبزمینی بخرد. زن مخالف بود. او میگفت حتما تمام سیب زمینیها مثل اینها که رو چیدهاند خوب نیستند و ته گونی پر از سیب زمینی های ریز و خراب است. مرد قانع شد. پلاستیکی برداشت و شروع به سوا کردن سیب زمینیکرد.
🔹شبیه این اتفاق برای بسیاری از ما افتاده است؛ به گونیها و جعبهها اعتماد نداریم. تجربه با ما گفته بود ردیف اول، همیشه خوب است و در ردیفهای بعدی کم کم میوههای گندیده، خود را نشان میدهند.
🔸این یک نمونه ساده از بیاعتمادی در جامعه است. بیاعتمادی، از آسمان به زمین نیفتاده است. این که اعتماد تبدیل به دُر نایاب شده است، به خاطر عملکرد کرد و رفتار ماست.
🔹آنقدر تلاش کردیم بهم دروغ بگوییم و یا سرهم را کلاه بگذاریم که دیگر مردم سعی میکنند، آفتاب در آسمان را هم به سادگی باور نکنند.
🔸فروشنده میداند، ماشیناش تصادفی است اما به راحتی آب خوردن، میگوید، این ماشین تا الان تصادف نداشته است. میداند، خانهاش خوب نیست، آفتابگیر نیست، نم میدهد اما سرش را بالا میگیرد و میگوید بهترین خانهای است که به عمرش دیده و در آن زندگی کرده است.
🔹میداند نمیتواند جاده بکشد و یا فرودگاه بسازد اما در ایام انتخابات، شعارش را میدهد چون رای میخواهد. با داد و فریاد میگوید من حتی آسمان شهر شما را هم آسفالت میکنم.
🔸آری، همین رفتارها باعث میشود که دیگر به هم اعتماد نداشته باشیم. دیگر گویی حرف راست، خریدار ندارد. چندان دور نیست زمانی که مردمان به راحتی به هم اطمینان میکردند و حرف بیاعتمادی بین آنها خنده دار بود.
🔹این حس بیاعتمادی مثل یک علف هرز در حال رشد در جامعه است. علفهای هرز اجازه نمیدهند گیاهان دیگر خوب رشد کنند و اگر آنها هرس نکنید در یک چشم بر هم زدنی تمام باغچه را فتح میکنند.
🔸الان هم بیاعتمادی، در حال قربانی کردن اعتماد است.
🔹فکر نکنیم، وسیلهای را فروختیم، حرفی را زدیم و کاری را کردیم، سود بردیم و تمام. نه، تمام این کارها و رفتارها مانند بومرنگ، به سمت ما باز خواهد گشت.
🔸بیاعتمادی باعث میشود همیشه با ترس زندگی کنیم. ترس اینکه ممکن است کلاه سرمان برود. ممکن است ضرر کنیم. ممکن است مالمان را از دست بدهیم.
🔹اعتماد از اصلیترین ارکان یک جامعه است و باید از جامعهای که اعتماد در آن در حال کمرنگ شدن است ترسید.
🔸باید کاری کنیم تا دوباره اعتماد پررنگ شود. احتیاج به شقالقمر هم نیست. با همین کارهای کوچک میشود اعتماد را دوباره به جامعه هدیه کرد.
🔹میخواهیم، سبد میوه بچینیم همه را یکدست بگذاریم. میخواهیم ماشین و خانه بفروشیم، هر آنچه هست بگوییم. چند هزار تومان سود کردن آنقدر ارزش ندارد که اعتماد جامعه را از دست بدهیم.
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
27 545
🔴 چگونه از اخراج شدن پیشگیری کنم؟
این روزها بسیاری از محیط های کاری به دنبال تعدیل نیرو هستند و متاسفانه این اتفاق در روزهای پایانی سال بیشتر رخ می دهد. بنابراین اگر شما هم از افرادی هستید که نگران از دست دادن شغل خودهستید به برخی نکات مهم توجه کنید.
پیشگیری از اخراج شدن چندان دشوار نیست، اما شاید بسیاری از ما نسبت به برخی از مسائل در محیط کار بی توجه هستیم. بهتر است به این نکات در محیط کار توجه کنیم:
_سعی کنید منظم و وقت شناس باشید، اگر تا کنون به ساعات ورود و خروج خود بی توجه بودید از این پس به این موضوع بیشتر دقت کنید.
_با افراد مختلف در محیط کار درگیری ایجاد نکنید. درواقع سعی کنید با افراد مختلف روابطی صمیمانه داشته باشید.
_در برابر مسئولیت های مختلف شانه خالی نکنید. درواقع سعی کنید آمادگی خود را در برابر مسائل و مشکلات مختلف حفظ کنید.
_خلاقیت داشته باشید و در برابر وظایف شغلی مختلف ایده های جدید ارائه دهید.
_همکاران دیگر خود را خراب نکنیدو درواقع سعی نکنید با تحقیر دیگر کارمندان ثابت کنید که شما فرد لایق تری هستید.
_اگر دستمزدتان منطقی است به بهانه افزایش دستمزد کارتان را فدا نکنید.
_مرتب شکایت نکنید. درست است که شکایت کردن در مورد مسائل مختلف کاری می تواند موضوعی رایج باشد اما بهتر است در این خصوص زیاده روی نکنید تا به فردی شاکی تبدیل نشوید.
_در برابر تغییرات سازمانی منعطف باشید و سعی کنید در پذیرش مسئولیت های جدید فردی صبور باشید.
__خودتان را دست کم نگیرید و سعی کنید در مورد توانایی های خود صداقت داشته باشید.
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
27 545
#مارک_کیوبن و #رابرت_کیوساکی در این ویدیو از رازهای رسیدن به موفقیت میگویند.
زمانی که من میبینم افرادی چیزی ندارند، برایم به این معنی است که آنها بخشنده نیستند!
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
@excellentmanagers
27 545
🔴 تکنیک 10-10-10-10 برای تصمیم گیری هوشمندانه
برای اینکه تصمیم بهتری بگیریم بهتر است چارچوب زمانی خود را تغییر دهیم. در این صورت ما می توانیم نیازها، ترس ها، تمایلات و موضوعاتی که بدان آگاهی نداریم را در مقاطع گوناگون ببینیم. این تکنیک کمک می کند تا اهداف و ارزش های عمیق تر خود را شناسایی و اولویت بندی کنید.
برای استفاده از این تکنیک 4 سوال ساده از خود بپرسید:
سوال اول : پیامد این تصمیم بعد از 10 دقیقه چیست؟
سوال دوم : پیامد این تصمیم بعد از 10 روز چیست؟
سوال سوم : پیامد این تصمیم بعد از 10 ماه چیست؟
سوال چهارم: پیامد این تصمیم بعد از 10 سال چیست؟
آنچه که در مورد این تکنیک جالب است اینکه ساده و بر اساس پرسش است. ما باید به طور پیوسته نتیجه تصمیم هایمان را در برابر تاثیراتی که در آینده خواهند داشت بررسی کنیم. اگر شما اهداف بلند مدتی را در سر می پرورانید، باید از عملکرد مقطعی اجتناب کرده و به دنبال نتایج پایدار در آینده باشید. این بدان معنی است که ارزش ها، موانع، تمایلات و تاثیرات انتخاب ها را باید در طول زمان مشاهده کنید.
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
27 545
🔴 تکنیک آیزنهاور در مدیریت زمان
eisenhower-matrix
🔹تكنيك «فوری/مهم» آيزنهاور به شما كمك خواهد كرد تا در خصوص اولويتهای کارياتان فكر كنيد و مشخص كنيد كه چه كارهايی "مهم" و چه كارهايی "فوری" هستند!
✍️ در يك سخنرانی كه توسط دوايت آيزنهاور-رئيسجمهور سابق آمريكا- در سال ۱۹۵۴ میلادی صورت گرفت؛ او گفت : «من غالبا با دو مسئله مواجه هستم: مسائل فوري و مسائل مهم. مسائل "فوری"، "مهم" نيستند و مسائل "مهم"، فوری نيستند»
🔻اين گفته آيزنهاور به عنوان راه حل سازماندهی حجم كاری زياد و اولويت بندی آنها مشخص گرديد.
كارها را مى توان بر اساس اين قاعده در ماتريس چهار خانه دسته بندی كرد:
1️⃣ فوری و مهم (اولویت A)
2️⃣ مهم و غیرفوری (اولویت B)
3️⃣ فوری و غیرمهم (اولویت C)
4️⃣ نه مهم و نه فوری (اولویت D)
🗣 آيزنهاور، اين گونه رفتار مي كرد:
🔻كارهای A را سريعا انجام مي داد.
🔻كارهای گروه B را شخصا و با آرامش خيال انجام می داد.
🔻كارهای گروه C را به ديگران تفويض می كرد.
🔻كارهای گروه D را در صورت امكان حذف می كرد.
1️⃣ این دسته، وظائف و کارهای بحرانی و حیاتی هستند. آنها را همین امروز انجام دهید.
2️⃣ برای انجام این دسته از کارها باید زمان بندی درست و دقیقی داشته باشید.
3️⃣ این دسته از کارها جزو "مسائل روزانه" هستند. آنها را تفويض اختيار كنيد يا "حداقل زمان" را صرف آنها کنید.
4️⃣ آنها را انجام ندهید یا بعدا و درآخر و در حداقل زمان ممکن انجام دهید.
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
27 545
🔴 اسب زیبای من !
✍️ مرتضی عباد
چند سال پیش یه رفیقی اومد پیش من یه چند تا عکس از یه اسب نشونم داد گفت فلانی این مال یه بنده خداست می فروشه خیلی اسب خوبیه پول ندارم بخرم حیفه بیا اینو شراکتی بخریم، گفتم کجا نگهش داریم؟ گفت نگهداری با من، بیا نصف نصف بخریم. منم جوگیر شدم نصف پول رو دادم گفتم بخر ...
هر جایی هم رفتم گفتم یه اسب خریدم فلان و بهمان و کلی پز دادم، یه ماه گذشت اسب خبری نشد، دوماه گذشت اسب خبری نشد، هی می پرسیدم اسب کجاست؟ میگفت آق قلا، میاد می رسه، تا اینکه یه روز گفت اسب اومد. منم خوشحال پا شدم رفتم اسب رو ببینم. رسیدم باغ طرف، دیدم بلی اسب اومده، اسب خوبی هم بود خداییش، محو اسب بودم این رفیقم گفت فلان تومن بده، گفتم چرا؟ گفت سهمت از هزینه حمل اسب از آق قلا تا اینجا!!! دادم . گفتم میشه سوار شد، گفت الان خسته است ایشالا دفعه بعد. اومدم رفتم با ذوق و شوق یه چند تا وسیله هم برا خودم خریدم و چند تا تزیین هم برا اسب تا اسب خستگی اش رفع شه برم سوار شم، یه هفته بعد یه صورتحساب دیگه آورد گفت سهمت رو بده گفتم چی هست، گفت اصطبل و کاه و فلان و بهمان، دادم !!! آخر هفته با بچه ها رفتم که مثلا اسب رو سوار شیم، دیدم زن و بچه رفیقم سوار شدن، اونها تموم شدن خواستیم سوار شیم اسبه رم کرد، گفتم چرا اینجوری میکنه، گفت هم خسته است هم تو رو نمی شناسه باید عادت کنه. برگشتیم، یه ماه بعد باز یه صورتحساب آورد گفتم چیه؟ گفت هزینه دارو درمانه، سهمت رو بده، دادم!!! آخر هفته رفتیم گفتم میشه سوار شد گفت نه والله فعلا مریضه، برگشتیم، دوباره دو هفته بعد سهمم رو برا کاه و یونجه دادم، یه ماه بعد برا سقف اصطبل دادم، هی من سهمم رو می دادم اسب رو اون سوار میشد، یه بار نشد این اسب رو یه دل سیر سوار شیم، یه روز هم اومد گفت دیگه خسته شدم زحمت زیاد داره، گفتم خب چی کار کنیم، گفت نمی دونم بیا ببر نگه دار، گفتم می دونی من جا ندارم کجا نگه دارم؟ گفت نمی دونم منم دیگه خسته ام اسب خودته سهم داری، اسب رو بردیم گذاشتیم یه باشگاه اسب سواری سپردیم بفروشن، یه ماه دو ماه سه ماه، اسب فروش نرفت که هیچ یه سهمی هم هر ماه می دادم برا پانسیون ... داستانی شده بود خلاصه این اسب برام.
تو آستانه چهل سالگی انقلاب خودمم نمی دونم چرا باز یاد سهمم از اون اسب افتادم.
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
27 545
🔴 استراتژی اقیانوس آبی
استراتژی اقیانوس آبی توسط استادان بزرگی همچون دبلیو چان کیم و رِنِه مابورن مطرح شد.
بر اساس آن، اغلب شرکتها در بخشی از اقیانوس نبرد میکنند که مملوو از رقبا است و این رقابت خونین آن بخش اقیانوس را قرمز کرده است.
همه صنایع عصر حاضر اقیانوسهای قرمز هستند.
استراتژی بهتر از مبارزه با رقبا این است که بازار خودتان را خلق کنید: اقیانوسی آبی پیدا کنید که هیچ رقیبی در آن وجود ندارد.
به این منظور، کیم و مابورن ابزار و مفاهیم مختلفی را در کتاب معروف «استراتژی اقیانوس آبی» ارائه میکنند.
قلب این استراتژی «نوآوری در ارزش» و به معنی «توجه همزمان به ایجاد تمایز و کاهش هزینه» است. تمایز چیزی است که مشتری دنبال آن است.
ارزش از نظر مشتری، سودمندی محصول منهای قیمت آن است.
اما شرکتها به دنبال هزینه کم هستند.
از نظر آنها ارزش برابر با قیمت منهای هزینه تولید است.
نوآوری در ارزش به معنی کاهش هزینهها با حذف عوامل معمول رقابت و خلق ارزش با ایجاد عوامل غیرمعمول در رقابت است.
برای مثال، رقبای سنتی شرکت canon, دستگاههای فتوکپی بزرگ و بادوامی به شرکتهای خریدار میفروختند.
آنها می خواستند خریداران خود را تغییر دهند.
پس تصمیم گرفتند به جای تمرکز بر خریداران شرکتی به افرادی که از این دستگاههای کپی استفاده میکردند یعنی کارمندان اداری توجه کنند.
ناگهان، عوامل کلیدی رقابت تغییر کردند و صنعت دستگاههای کپی رومیزی یا همان اقیانوس آبی درخشان متولد شد و توانستند با ساده سازی کار با دستگاهها, استفاده کنندگان اصلی, یعنی کارمندان را به سمت خود بکشند.
به عنوان یه مدیر بهتر است دستگاه کپی بخرید که کارمندانتان بتوانند بسیار آسان و سریع با آن کار کنند.
بی شک این کار راندمان کار سازمان شما در آن بخش را بالا خواهد برد.
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
27 545
پنجاه شغل برتر در آمریکا - رشته های پزشکی-مهندسی در صدر لیست
🔹 با درآمد سالانه 80 الی 200 هزار دلار
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
@excellentmanagers
27 545
🔴چرا شرکتها شکست میخورند؟
⁉️چرا ارج شکست خورد؟
✍️دکتر مهرداد مظفری
🔰بهار چند سال پیش به فیلبند روستایی ییلاقی و زیبا در استان مازندران برای سفر رفته بودم در ارتفاعات سرد، مه آلود و سرسبز آنجا، دو شب با بخاری نفتی ارج گرم شدیم، در صورتیکه بخاری هنوز خوب کار میکرد که انگیزه بررسی دلایل شکست ارج شد.
✴️ الگوی شکست:
🔸مرحله تولد تا ترحیم ارج را در هفت گام قابل تقسیم (تاسیس، تکثیر، توسعه، تحدید، تضعیف، توقف و ترحیم) است.
🔸این بنگاه هشتاد ساله در عمر خود دو جنگ(جهانی دوم و جنگ تحمیلی) و انقلاب57 را تجربه کرد:
🔺در جنگ جهانی دوم با اشغال ایران و نیاز به محصولات صنعتی، تولید سیم نازک عایق دار و ساخت لاستیک اقدام کرد.
🔺 در سالهای اول انقلاب همزمان با جنگ، شرکت ارج توانست کمبود محصولات خانگی را با تولید یخچال و ماشین لباسشویی جبران کند.
🔹 اما سلب مالکیت، بحران بدهی و نبود تحقیق و توسعه فاز تحدیدارج آغاز شد. انتقال مدیریت ارج به بانک ملی، سرآغازش کاهش شدید تولید، کهنگی خط تولید و تجهیزات، نبود برنامه نوسازی و بهسازی است که تغییرات متعدد هیات مدیره و نبود چشم انداز روشن واگذاری یا فروش یا نوسازی این برند خوشنام توسط سهامدار اصلی-که توسط استاد دانشگاه فنی تهران سیروس ارجمند تاسیس شده بود- در فاز ترحیم قرار دهد.
✅بر اساس اعلام حسابرس قانونی شرکت ارج، زیان انباشته در 6 ماهه اول سال 1394متجاوز از 6 برابر سرمایه و بدهی های جاری شرکت بیش از 4 برابر داراییهای جاری آن است لذا شرکت ارج چندین ساله، مشمول ماده 141 قانون تجارت است.
🔰بهدلیل اینکه شرکت ارج دچارچالش بلندمدت ساب (سندرم_انباشت_بحران) شده است راههای پیش رو برای خرج از ساب میتواند:
1️⃣ واگذاری برند(هرچند برند جوانی نیست و فقط نوستالوژیکه)
2️⃣ فروش زمین، مستغلات و تجهیزات،برای کاهش بدهی
3️⃣ اجاره برخی سولهها و کارگاهها
4️⃣ انتقال شرکت به منطقهایی با معافیت
5️⃣ تسریع در تصمیم سهام دار اصلی برای خروج از ماده 141 قانون تجارت.
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
27 545
🔴 مدیریت منابع آبی در کالیفرنیا
در کالیفرنیا که یکی از سرسبزترین و زیباترین ایالت های امریکاست، دانشمندان از 5 سال پیش خطر خشکسالی را پیش بینی کرده اند. همه نهادها احساس خطر کردند، کارواش ها و استخر ها دستور داده شده اند که از دستگاه های تصفیه آب استفاده کنند تا از همان آب مصرفی دوباره استفاده کنند.
شهرداری استاندارد شیرهای دستشویی ها و حمام ها را عوض کرد و همه ساختمان ها موظف شدند از شیرآلاتی استفاده کنند که حجم کمتری از آب را از خود بیرون می کنند. آب آپارتمان ها محاسبه هزینه اش بر اساس تعداد نفر شد، خانه هایی که اتومبیل یا چمن زیاد آب می دهند جریمه های سنگین می شدند.
همه دانشگاه ها و ادارات دولتی موظف شدند تا سه سال اینده از چشم های الکترونیک برای شیر دستشویی های خود استفاده کنند و حتی استانداردهای حجم سیفون توالت ها هم تغییر کرد. شرکت های تحقیقاتی روی شیوه جدید آبیاری کشاورزی کار کردند و میزان آب مصرفی کشاورزی 41 درصد کمتر شد. خلاصه همه چیز در جهت صرفه جویی آب. امروز گفته می شود خطر کم آبی در کالیفرنیا نسبت به دیگر ایالت ها 7 سال عقب تر می افتد.
اما اصل ماجرا، شاهکار کالیفرنیایی ها روی پدیده ای بود به اسم Embodied water ، یا آبی که به چشم نمی آید. داستان چه هست؟
شما حجم زیادی برگه در پرینترتان دارید یا چرک نویس های روزانه. آیا می دانید برای تولید هر برگه A4 تا رسیدن به شما،1 لیتر آب مصرف می شود؟ آیا می دانید برای تولید هر کفش چرم زنانه یا مردانه تان 811 لیتر آب مصرف شده؟ آیا می دانید برای تولید یک عدد نان سنگگ که هر روز خانواده می خورند 201 لیتر آب صرف شده؟ و آیا می دانید هر شلوار لی )دنیم( که هر یک از ما می پوشیم برای تولیدش 1000 هزار لیتر آب صرف شده است؟
این ها آب پنهان در زندگی ما هستند. مصرف آب پنهان ما انسان ها، 91 درصد مصرف آبی است که هر روز مصرف می کنیم. و بخش زیادی از آن مربوط به محصولات خوراکی و پوشش و لوازم زندگی می شوند.
وقتی یک کشور می گوید با خطر خشکسالی روبروست، معنی اش این است که تاثیرش پشت همه این خوراکی ها و لباس ها و حتی مانیتور و کتاب و یک لیوان شیر روی میز شماست اگر تمام شود، این محصولات هم کم کم دیگر تولید نمی شوند. این یک بحران است. به آن توجه کنید.
💡 دفعه بعد که یک کیلو سیب زمینی خریدید، حواس تان باشد در مصرف اش دقت کنید، برای تولید آن یک کیلو 111 لیتر آب از آب ایران کم شده است و آن 111 لیتر به سختی جایگزین می شود!
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
27 545
"راز بقای کسبوکارها در سالی پرریسک"
عنوان سخنرانی دکتر حامد پاک طینت
برای جوانان کارآفرین اتاق بازرگانی ایران
بخشی از اهم این گفته ها را امروز در خبرگزاری "ایرنا" دنبال کنید ...
http://www.irna.ir/fa/News/83200119
مجمع فعالان اقتصادی
https://t.me/joinchat/AAAAAD-0rkJfxbjPxic4xg
