جمع مدیران نامدار ایران
前往频道在 Telegram
با بزرگترین جمع مدیران خصوصی و نامدار ایرانی در داخل و خارج از کشور همراه شوید حامد پاک طینت @Hamedpaktinat
显示更多📈 Telegram 频道 جمع مدیران نامدار ایران 的分析概览
频道 جمع مدیران نامدار ایران (@excellentmanagers) 波斯语 语言赛道中的 是活跃参与者。目前社区聚集了 27 362 名订阅者,在 商业 类别中位列第 2 227,并在 伊朗 地区排名第 12 589 位。
📊 受众指标与增长动态
自 невідомо 创建以来,项目保持高速增长,吸引了 27 362 名订阅者。
根据 06 十月, 2026 的最新数据,频道保持稳定运转。过去 30 天订阅人数变化为 -44,过去 24 小时变化为 -6,整体触达仍然可观。
- 认证状态: 未认证
- 互动率 (ER): 平均受众互动率为 25.51%。内容发布后 24 小时内通常能获得 10.41% 的反应,占订阅者总量。
- 帖子覆盖: 每篇帖子平均可获得 6 981 次浏览,首日通常累积 2 849 次浏览。
- 互动与反馈: 受众积极参与,单帖平均反应数为 0。
- 主题关注点: 内容集中在 مدیر, جا, آقا, وقت, کس 等核心主题上。
📝 描述与内容策略
作者将该频道定位为表达主观观点的平台:
“با بزرگترین جمع مدیران خصوصی و نامدار ایرانی در داخل و خارج از کشور همراه شوید
حامد پاک طینت
@Hamedpaktinat”
凭借高频更新(最新数据采集于 07 十月, 2026),频道始终保持新鲜度与高覆盖。分析显示受众积极互动,使其成为 商业 类别中的关键影响点。
27 362
订阅者
-624 小时
-157 天
-4430 天
帖子存档
27 362
🔴پرواز ستاره اقتصادی دهه ۴۰
به مناسبت سالگرد تولد اصغر قندچی
📌اصغر قندچی، ستاره اقتصادی دهه چهل و قهرمان خودروسازی ایران ساعاتی پیش درگذشت. نام «احمد قندچی» را خیلی از سیاسیون شنیدهاند؛ یکی از سه شهید ۱۶ آذر در سال ۱۳۳۲ که این روز را به نام روز دانشجو در تاریخ ثبت کردند. اما «اصغر قندچی» قهرمان بزرگ خودروسازی ایران را که برادر این شهید تاریخساز است نه تنها سیاسیون معاصر بلکه اهل اقتصاد نیز نمیشناسند. مردی بزرگ که تا آخرین لحظات زندگی در سن ۹۱سالگی همچنان به کار خود متعهد ماند و اگر نبود اندیشههای نادرست چپزدگی چه بسا امروز یک ستاره جهانی بود.
▫️بخشهایی از آخرین گفتوگوی اصغر قندچی در سال گذشته
✅رضا نیازمند معاون وزیر وقت اقتصاد (علینقی عالیخانی) در اوایل دهه ۴۰، یک روز آمدند گاراژ من و گفتند که دنبال کسی میگردند که کمکشان کند تا ماشین بسازد و من را پیدا کردند. داستاناش هم از این قرار بود که یک روز یک فرد آلمانی نزد ایشان رفت و گفت که میخواهد پروانه بگیرد تا اتومبیل مرسدس بنز بسازد.
✅رضا نیازمند از وی برنامه ساخت خودرو را میخواهد، اینکه چه چیزهایی را سال اول در ایران میسازند و در ادامه سالهای بعد چند درصد این خودرو در ایران ساخته میشود. نماینده آلمانی که عصبانی شده در پاسخ میگوید شما میخواهید ما در ایران مرسدس بسازیم؟ شما ستاره مرسدس را هم نمیتوانید تا ۱۵ سال آینده در ایران بسازید.
✅در واقع او به ایران آمده بود که پروانه مونتاژ خودرو را در زمینه قطعه بدنه، شاسی و چرخ بگیرد و در ایران آنها را سر هم کند. این فرد پیش از این یک خودرو مرسدس لوکس در دیدار با شاه تقدیم ولیعهد کرده بود که تمام وسایل اتومبیل بزرگ را داشت و در آن دیدار به شاه میگوید که ما میخواهیم این اتومبیل را در ایران بسازیم و شاه استقبال میکند، اما بعد از اینکه از دریافت پروانه از سوی وزارت اقتصاد ناامید میشود، مجددا نزد شاه رفته و شکایت میکند. شاه هم عصبانی میشود و در دیدار با وزیر اقتصاد وقت (عالیخانی) اولتیماتوم میدهد که باید ظرف ۶ ماه یک اتومبیل بسازند.
✅در آن زمان معاون وزیر (نیازمند) به اتفاق مدیر کل خود، (مهندس شیرزاد)، به دروازه قزوین میآیند و دنبال کسی میگشتند که کار را بلد باشد و آنها هم از او حمایت کنند تا ماشین بسازد؛ معتقد بودند بچههای دروازه قزوین مشکلشان را حل میکنند. من اصلا تا قبل از آن روز آقای نیازمند را ندیده بودم. در آن زمان من ماکهایی را که از آمریکا وارد ایران میشد متناسب با جادههای ایران تغییر میدادم.
✅در آن دیدار قطعاتی را که ساخته بودم نشانشان دادم و آنها هیجانزده شدند؛ حتی آنها را داخل سوله گاراژ بردم و بدنه اسبی کامیون را که با دست ساخته بودم، نشان دادم. آقای نیازمند خوشحال شد و به من گفت یکی دو روز دیگر به وزارت اقتصاد بروم. در آن دیدار پیشنهاد راهاندازی کارخانه تولید کامیون را به من دادند و بدین ترتیب زمینه تاسیس کارخانه ایران کاوه و ایجاد خط تولید کامیونهای ماک فراهم شد.
✅«ایران کاوه» کار خود را با تولید چند کامیون در هفته شروع کرد و پس از مدتی تولید آن به ۷ کامیون در روز رسید. با راهاندازی کارخانه، آمریکاییها اول میگفتند ماشین آمریکایی برای جاده آمریکایی؛ اما بعدا که دیدند ما ماک سر هم میکنیم با موتور کومنز، قلقلکشان آمد. بنابراین تصمیم گرفتند به ما کمک کنند تا در ایران، ماک تولید کنیم. از این به بعد موتور ماک هم وارد شد و روی کامیونها سوار شد.
✅قیمت ماک تولیدی ما کمتر از قیمت ماک خارجی بود. قیمت کامیون ماکهای ما در اندازههای کوچک و بزرگ ۱۰۰ تا ۱۵۰ هزار تومان بود و با تریلر و تمام قطعات جانبی، ماک ایرانکاوه ۳۰۰ هزار تومان تمام میشد. درحالیکه ماک آمریکایی بدون تریلر ۲۰۰ هزار تومان به فروش میرسید. مشتریان هم بیشتر محصول ایرانی میخواستند، هم بهدلیل قیمت و هم بهدلیل خدمات پس از فروش و تامین قطعات. برخی اوقات حواله ماک تولید ایران کاوه، ۱۰۰ هزار تومان خرید و فروش میشد که خیلی بیشتر از قیمت واقعی آن بود؛ به این ترتیب بازار ما خیلی خوب بود و هرچه تولید میکردیم فروش میرفت و هیچ کمکی از دولت و هیچ تشکیلاتی نگرفتیم. من عارم میآمد که از دولت پول بگیرم.
✅مشکل اصلی از وقتی شروع شد که اوایل دهه ۶۰ چند نفری از وزارت صنایع آمدند و گفتند تولید مشکلی ندارد، اما مدیریت را فراموش کنید، مالکیت را هم فراموش کنید، مدیر را هم خودمان انتخاب و منصوب میکنیم. کارخانه ایران کاوه مثل فرزندم بود که از من گرفتند...
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
و اینجا در اینستاگرام خبری در راه است
📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o
27 362
🔴 چه کردند و چه میکنند با این سرزمین!
✍️حسین معززینیا
♈️در خبرها دیدم از وزیر ارشاد نقل شده ۴۰۰ نیروی «جوان حزباللهی» بعد از ۲ سال «کار جدی» تا پایان تابستان وارد این وزارتخانه میشوند تا تغییر در بدنه به وجود آید.
♈️من البته باید بهسختی با خودم کلنجار بروم تا انگیزه پیدا کنم برای حرکت دادن انگشتهایم روی کیبرد و نوشتن جملاتی دربارهی وزارتخانهای با این حال و وضع در دولتی با این حال و وضع در مملکتی با این حال و وضع. بعید است در این لحظه کاری عبثتر از این بشود مرتکب شد. به مرحمت بزرگان، چنان همه چیزمان به همه چیزمان میآید که دیگر هیچ خبری نمیتواند آدم را حیرتزده کند.
♈️اما هنوز هم خبرهایی از این دست باعث میشود چند دقیقه به خلأ خیره شوم و با خودم بگویم بیچاره فرهنگ و هنر ایران زمین، بیچاره مفاخر تاریخ این سرزمین که آثارشان قرار است از فیلتر این وزارتخانه بگذرد، بیچاره جوانهایی که ناچارند منتظر مجوزهای این وزارتخانه بمانند، بیچاره ما که عمرمان را صرف کردیم تا...
♈️دو سال کار جدی کردهاید تا ۴۰۰ نیرو تربیت کنید؟ مگر قرار است در منطقهای اشغالشده چترباز پیاده کنید؟ مگر اردوی صحرایی است که عدهای را ببرید بدوند تا بدنشان آمادهی کار سخت شود؟ برای کار در وزارت فرهنگ هم همان مدل مدیریت جهادی و اردویی و...؟ به آن «جوان حزباللهی» احیاناً یاد دادهاید یک پاراگراف فارسی را درست بنویسد و بخواند؟
♈️معلمهای این «کار جدی» چه کسانی بودهاند؟ رحیمپور ازغدی، رائفیپور، یامینپور و پنج شش پور دیگر؟
وزارتخانهای که به برکت حضور باصلابت شما از تویش دیگر هیچ محصول متوسطی هم بیرون نمیآید قرار است «تغییر در بدنه»اش اتفاق بیفتد که کدام بخش باقیماندهاش ویران شود؟ از نفس انداختن همهی بخشهای تولیدی که پیشاپیش انجام شده، میخواهید آرشیوها را شخم بزنید؟ مدیران زیرمجموعه را بازنشسته کنید و بهجایشان «جوان حزباللهی» بگذارید تا باقیماندهها و دستاوردهای گذشتهی وزارتخانهی «فرهنگ» را «ارشاد» کنند؟
♈️چه کردند و چه میکنند با این سرزمین.
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
و اینجا در اینستاگرام خبری در راه است
📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o
27 362
🟣کتاب Oxford word skills یک بار جایزه بهترین کتاب آموزش زبان انگلیسی سال را دریافت کرده.
🟢استاد حمیدرضا ستوده که کانالشون را در زیر براتون قرار میدم این کتاب قدرتمند را بصورت ۱۰۰ درصد رایگان در کانالشون تدریس میکنند.
🟡علاوه بر تدریس این کتاب ،آموزش زبان از طریق آهنگ و همچنین آموزش زبان از طریق فیلم هم در کانالشون دارند و کلی آموزش رایگان دیگه
که کانالشون را در زیر قرار میدم👇👇👇
https://t.me/hamidrezasotoudeh98/269
27 362
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
و اینجا در اینستاگرام خبری در راه است
📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o
27 362
🔴 من خطا کردم، معذرت میخواهم
✍️ دکتر سرگلزایی
چندوقت پیش سهیل از من پرسید:
"شما واقعا اون زمان نمیدونستین این اتفاقها داره میافته؟!"
ما واقعا نمیدانستیم!
ما دنیای کوچک و بستهای داشتیم.
سوم دبستان بودم که انقلاب شد.جدا از این که اسم دبستانم از پهلوی به امام تغییر کرد،ملموسترین تجلی تغییر رژیم برای من در شهر کوچک قاین،تغییر در محتوای تلویزیون سیاه و سفیدمان بود.ما تلویزیونی داشتیم که روزی ۳تا۴ساعت برنامه داشت،یک ساعتش اخبار و بقیهاش هم پروپاگاندا بود،حتی برنامهی کودک.شاید از معدود استثناءهای تلویزیون که از تبلیغات حکومتی مصون ماند برنامه "راز بقاء" بود!
ما به قصد بیخبرنبودن از دنیا،مشترک روزنامه خراسان بودیم که اخبار کشور و استان خراسان را داشت،به روایت مقامات رسمی و صفحه حوادث و صفحه ترحیم و تسلیت و یک جدول کلمات متقاطع که پرکردن آن سرگرمی مشترک من و پدرم بود!
ما ساعتها در مدرسه،در مراسم صبحگاهی، مراسم دهه فجر، مراسم محرم و صفر، در اردوهای مدرسه، سر کلاسهای دینی، عربی، تاریخ، ادبیات و حتی علوم(!) از معلمانمان همان حرفهای صداوسیمای حکومت را میشنیدیم!
بهعنوان جایزه شاگرد اولشدن، به اردوهای امور تربیتی فرستاده میشدیم که یک هفته شبانه روز [درباره] اسلام و امام و انقلاب اسلامی در گوش ما صحبت میکردند!
کتابخانه مدرسه ما پر از کتابهای مذهبی بود و نیز قفسهی کتاب در خانهی ما!
در خانه ما طبق روال هفتگی یا ماهیانه، دوره قرآن و روضه امامحسین و افطاری برگزار میشد و پدر من از پیش از انقلاب ۵۷، مشترک مجله مکتب اسلام ناصر مکارم بود.
از نوجوانی تصمیم گرفتم دینم را با تحقیق انتخاب کنم. کلی کتاب [درباره] ادیان و مذاهب تهیه کردم و خواندم و گمان کردم که محققانه اسلام و تشیع را انتخاب کردهام و دینم فقط میراث نیاکانم نیست، بیخبر از این که [همه] کتابهای [درباره] ادیان که در دسترس من بودند توسط مسلمانان متعصب نوشته شده بودند. بنابراین این روزها وقتی میشنوم که برخی دختران متدین میگویند من خودم حجاب را "انتخاب" کردهام، به آنچه آنان "انتخاب" میدانند پوزخند میزنم.
نسل ما اینترنت و ماهواره نداشت.
من تا سال ۲۰۰۰ اینترنت را نمیشناختم و تا سال ۲۰۰۲ [دو سال بعد از گرفتن بورد تخصصی روانپزشکی!] عملا با اینترنت کار نکردم. تا ۳۰سالگی سفر خارج از کشور نداشتم(!) تا زمان اصلاحات که روزنامههای جامعه و شرق و توس و نشاط در آمدند و سپس یکی یکی تعطیل شدند، من فقط "یک روایت" از جامعهام داشتم! تا وقتی وزارت اطلاعات دولت خاتمی بیانیه داد و قتلهای زنجیرهای را به گردن گرفت. من اصلا خبردار نشده بودم که حکومتیها به شکل سیستماتیزه، نویسندهها و دگراندیشان را به قتل رساندهاند!
ما از سال ۱۳۸۸ صاحب ماهواره شدیم و تازه آنموقع، از فاجعه اعدامهای دهه شصت با خبر شدیم!
ما از دبستان فکر میکردیم باید شبانهروز درس بخوانیم تا شاگرد اول بشویم و نمره انضباط بیست بیاوریم تا پدرمادرمان به ما افتخار کنند. بعد هم بهعنوان یک پزشک باسواد ایثارگر به مردم خدمت کنیم. این همه دنیای من بود.
[همه] عصیان و ساختارشکنی نوجوانی من این بود که فکر میکردم اینها کافی نیستند، من باید مثل یاران امام حسین شهید بشوم!
مشکل اینجا بود که اولا فرق اسطوره و تاریخ را نمیدانستم و ثانیا گمان میکردم بازی جنگ نفتی خاورمیانه، صحنه کربلاست و اکنون یوم عاشوراست؛ بنابراین در نوجوانی به جبهه رفتم و دعا میکردم که "توفیق شهادت" نصیبم شود!
تصور این که ما چقدر دنیای کوچک و بستهای داشتیم برای بچههای من سخت است!
من حتی از گوش کردن به موسیقی سنتی هم احساس گناه میکردم و فقط قرآن و نوحه گوش میکردم. ما راه سختی را طی کردیم برای فهمیدن حداقلهایی از زندگی و بار سنگینی را بهدوش کشیدیم برای این که فرزندانمان را در زندان عقاید و عادتهای نیاکانمان اسیر نکنیم.
تفکر نقاد، تفکر علمی، کار گروهی و خلاقیت را نه در خانواده یادمان میدادند، نه در مدرسه، نه در تلویزیون، نه حتی در دانشگاه! ما با آزمون و خطا یاد میگرفتیم، همهچيز را! فکرش را بکنید که در هفتسال دانشکده پزشکی کمترین چیزی [درباره] سکس به ما یاد ندادند و من از دیدن رویای جنسی در خواب، احساس گناه و شرم میکردم و در بیستسالگی ازدواج کردم با این هدف که در محیط مختلط دانشگاه به گناه نیفتم! وقتی هم که من عضو هیأت علمی گروه روانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی مشهد شدم اختلالات جنسی به دانشجویان پزشکی تدریس نمیشد!
اما همه اینها دلیل نمیشود که نگویم "من چنددهه از زندگیام غلط کردم".
من از هرکس که در آن دوره از زندگیام تحت تأثیر آن باورها با او تعامل داشتهام معذرت میخواهم و بسیار متأسفم از اینکه آن نظام فکری بسته را به کسانی انتقال دادهام
27 362
🔴اعلیحضرت! مقنع نیست، مقنعه است!
...شاهنشاه فرمودند: مثل آدم روسری سر کردن نه در دانشگاه ها و نه در مدارس اشکالی ندارد، ولی مقنع و چادر و غیره غلط است، عرض کردم مقنع نیست، مقنعه است...
سطور بالا بخشی از گفتگوی بهار 56 شاه و علم درباره موج رو به گسترش پوشش اسلامی در دانشگاه ها و فضاهای عمومی است. خشم و هراس حکومت از تغییر پوشش زنان که از ابتدای دهه 50 بە تدریج آغاز شد، در نیمه این دهه در یادداشت های روزانه علم بازتاب یافته است.
مطابق این یادداشت ها، شاه " مارکسیست های اسلامی " و در مواردی روس ها و انگلیسی ها را در ردیف متهم می نشاند. مارکسیست اسلامی، ناسزایی سیاسی بود که حکومت برای نامیدن شریعتی و جریان حسینیه ارشاد، مجاهدین خلق و در مواردی فدائیان خلق از آن بهره می گرفت و در این قضیه هم معتقد بود صحنه گردان موج رو به گسترش حجاب اسلامی هستند. دوربرگردانی که پس از جریان کشف حجاب و نخستین مداخله دولت مدرن در امر پوشش زنان و مردان، بی سابقه و خلاف عادت بود.
در این اتهام زنی البته مایه هایی از حقیقت وجود داشت. با وجود آن که در شفاهیات و مکتوبات شریعتی، تاکید زیادی روی حجاب نمی شد، اما موج اسلام گرایی دهه 50 بویژە در مدارس و دانشگاه ها و فضاهای عمومی، تا اندازه زیادی محصول کار او بود.
به تبع آن، مقلدان و مبلغان اسلام شریعتی، آزادانه پیرو حجاب می شدند و کار به جایی رسید که برای نخستین بار پس از چند دهه، توازن میان چپ ها و اسلام گراها در دانشگاه ها به نفع دومی دگرگون شد.
حضور زنان در جریان انقلاب هم که نیروهای ملی، اسلامی و چپ دوشادوش هم حضور داشتند، تابعی از منطق فوق بود: هرچه می گذشت حضور زنان محجبه و چادری بیشتر می شد، تا این که در راه پیمایی های تاسوعا و عاشورا در آذر 57، توازن سابق کاملا به نفع آن ها دگرگون گردید.
حضور سنگین روسری، چادر و مقنعه در تظاهرات پیشگفته، زنان چپ و متعلق به گروه های متوسط جامعه را مرعوب کرد و بخشی از آن ها را وادار نمود تا با با پیروی از اصولی چون حفظ همبستگی و یا ترس، در حضورهای آتی، روسری به سر کنند.
با این وصف حکومت برآمده از انقلاب برای تثبیت تحولی که از پیش رخ داده بود، کار چندان سختی در پیش ندلشت. ذهنیت عمومی موافق حجاب بود و فرمت اصلی آنهم به نوعی تعیین شده بود
چه پوشش مانتو/پیراهن و شلوار و روسری که به نوعی حجاب ابداعی شریعتی - مجاهدین و محصول گفتمان آن ها بود و تقریبا همه عناصر آن وارداتی و حاصل تجربه زیسته زن شهری غربی بود، نه تنها میان اسلام گرایان، بلکه هواداران برخی گروه های چپ هم بکار می رفت
حتی در راه پیمایی هایی که در اسفند 57 در اعتراض به حجاب اجباری انجام گرفت، اپوزیسیون چپ سکولار حضوری موثر نداشت و آن را به زیان اتحاد و انسجام نیروهای انقلابی می دانست
طرفه آن که معترضان به حجاب اجباری و لغو قانون حمایت از خانواده رژیم قبلی، از سوی حکومت انقلابی و اپوزیسیون، انگ " هواداران قانون اساسی " را می خوردند: اشاره به تجمع هواداران بختیار در آخرین روزهای رژیم پهلوی و کنایه ای عمیق تر به کلیشه ی برابری بی بند و باری و آزادی زنان که به طور وسیع درباره حکومت پهلوی بکار می رفت.
وضعیت مساعد فوق، حکومت را به این صرافت انداخت تا چادر مشکی را در برابر مانتو و شلوار به عنوان برند ایدئولوژیک و حجاب برتر تبلیغ و پوشش زنان را درجه بندی نماید
اما از ابتدای دهه هفتاد، رفته رفته هژمونی ایدئولوژیک پیش گفته از کف رفت و قدرت انحصار و تک گویی اش را در عرصه فرهنگ از دست داد. تحول در پوشش زنان اصلی ترین نمود این تحول بود که با وجود حفظ وجوه "حجابی"، عرصه ی خلاقیت های صنعت مد و ایستارهای زیباشناختی و عمل گرایی های معطوف به فرار از ابعاد محدود کننده آن گردید. کلید واژه آشنای تهاجم فرهنگی که در دهه هفتاد ورد زبان تریبون های رسمی بود، طنینی از این جنگ مغلوبه فرهنگی به شمار می رود
ورود نسل های جدید و متولدین دهه های 70 و 80 این معادله را بیش از پیش دگرگون کرد. این ها نه پرورده صدا و سیما و تریبون های فرهنگی رسمی، بلکه نسل اینترنت و شبکه های اجتماعی بوده و بسیار بیشتر از والدین خود و نسل های پیشین، جهان وطن و چند فرهنگی محسوب می شوند
با آغاز دهه نود و انفجار شبکه های اجتماعی و مهیا شدن زمینه برای بروز فردگرایی هایی که به لحاظ هستی شناختی و انسان شناختی، درست در نقطه مقابل جماعت گرایی های آرمانی دهه 50 قرار داشت، روشن شد که حجاب برای کثیری از نسل جوان و طبقه متوسط، موضوعیت گذشته را ندارد. فضای مجازی هم به آزادسازی آن کمک کرد.
در واقع حس مشترکی که در دهه 50 حول اهمیت حجاب شکل گرفت، در دهه نود زمینه و زمانه خود را از کف داد
✍️صلاح الدین خدیو
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
و اینجا در اینستاگرام خبری در راه است
📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o
27 362
Repost from شرکت گردشگری اسپیلت البرز
اطلاعیه مهم تور ونزوئلا تابستان ۱۴۰۲
📌مهلت ثبتنام و برخورداری از تخفیف ویژه رو به اتمام است.
💎 فقط تا پایان وقت روز اداری یکشنبه ۱۵ مردادماه ۱۴۰۲ فرصت دارید تا از تخفیف ویژه این تور برخوردار شوید و به همسفران این تور بپیوندید.
📅 تاریخ حرکت: ۱۶ شهریورماه ۱۴۰۲
⏳ مدت زمان سفر: ۱۲.۵ روزه
👤 راهنمای تور: سهند عقدایی
صفحهی سفربه ونزوئلا
تماس با مشاوران فروش ما:
☎️ 021-66902680
📲 09108666902
برای ارسال پیام در تلگرام کلیک نمایید.
برای ارسال پیام در واتساپ کلیک نمایید.
🌎سفر با اسپیلتالبرز، تجربه یک سبکِ زندگی ناب است.
@spiletalborz
27 362
🔰در معیشت واگراییهای وحشتناکی ایجاد شده/ مردم میخواهند نجیبانه زندگی کنند؛ از مصارف حیاتی خود صرف نظر کردهاند
👤فرشاد مومنی، اقتصاددان هشدار داد:
♈️با پدیده پرکاری یا چند شغلگی حتی در سنین بالای ۶۵ سال روبهرو هستیم.
♈️در دوره احمدینژاد (قله درآمد ارزی تاریخ اقتصادی ایران)، کسری بودجه خانوارهای ایرانی چهار و نیم برابر شد!
♈️در آمریکای لاتین و آفریقا، ۶ تا ۷ درصد تولید ناخالص ملی صرف سرکوب اعتراضات شد!
♈️در ۱۰ سال گذشته، همواره حداقل دستمزد رسما اعلام شده بین یک، دوم تا یک، چهارم خط فقر رسما اعلام شده است! این مساله، پیامدهای متعددی ایجاد میکند.
♈️برای اینکه دل نازک عزیزان شکسته نشود، از آمریکای لاتین و آفریقا مثال میزنم که در دهههای ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰، که آنها برنامههای فقرزا و نابرابر ساز اجرا میکردند، مردم مرتبا تحمل کردند تا اینکه در نهایت اعتراض کردند.
♈️این اعتراضات به سمتی رفت که حکومتها در این مناطق، معادل ۶ تا ۷ درصد تولید ناخالص ملیشان را صرف سرکوب این اعتراضات کردند.
27 362
🔰افشای نام پزشکان سهمیهای
♈️اطلاعات پذیرفتهشدگان ۵دوره دستیاری، آزمون تخصص پزشکان، افشا شده و حالا میدانیم کدام پزشکانِ متخصص، سهمیهای هستند.
♈️مهمتر از اسامی، شدت سهمیههاست؛ در اکثر رشتهها تنها حدود ۳۰درصد پذیرفتهشدگان بدون سهمیهاند!
♈️مثلا از ۱۵۵ پذیرفتهشده رشته ارتوپدی دوره ۴۶، تنها ۵۹ نفر سهمیه ندارند.
♈️یا درباره رشته قلب و عروق از ۲۲۹ نفر پذیرفتهشده تنها ۸۹ نفر بدون سهمیه قبول شدند.
♈️یعنی ۶۲درصد قبولشدگان تخصص قلب کشور، پزشکان سهمیهای هستند!
✍️محمد باقرزاده خبرنگار
جمع مدیران نامدار ایران
27 362
🔴برچسب زنی به مخالفان با عنوان بیمار روانی در دوران تاریک شوروی کمونیستی
✅حکومت اتحاد جماهیر شوروی از سال 1922 تا 1991 به سرکوب و کنترل سیاسی مشهور بود. یکی از آزاردهنده ترین جنبه های این رژیم، برچسب زدن سیستماتیک به مخالفان سیاسی با عنوان بیمار روانی بود. این تاکتیک برای بی اعتبار سازی، خاموش کردن و سرکوب هر نوع مخالفت به کار گرفته شد. در این پست، تاریخ دلهره آور چگونگی استفاده اتحاد جماهیر شوروی از تشخیص گذاری اختلالات روانی به عنوان ابزاری برای سرکوب و پیامدهای آن بر جامعه را بررسی خواهیم کرد.
✅مقامات شوروی از روانپزشکی به عنوان سلاحی برای حفظ قدرت و سرکوب مخالفان استفاده کردند. مخالفان، منتقدان و فعالان با عنوان «از لحاظ روانی ناپایدار»، «آشفته ذهنی» یا مبتلا به «اسکیزوفرنی سیاسی» برچسب خوردند. این افراد تهدیدی برای دولت تلقی می شدند و رژیم با تشخیص بیماری های روانی در آنها عملاً می توانست نظراتشان را بی اعتبار و برخلاف میلشان آنها را بستری کند.
✅روشنفکران، نویسندگان و هنرمندان برجسته به طور ویژه مورد هدف رژیم شوروی قرار گرفتند. کسانی که جرأت ابراز افکار مستقل یا انتقاد از سیاست های دولت را داشتند اغلب مورد ارزیابی روانپزشکی قرار می گرفتند و در مراکز روانی حبس می شدند. این اقدامات تأثیر وحشتناکی بر آزادی بیان داشت و فضایی از ترس ایجاد می کرد که باعث خفه شدن خلاقیت فکری می شد.
✅بیمارستان های روانی به ابزار سرکوب سیاسی در اتحاد جماهیر شوروی تبدیل شدند. هزاران نفر از مردم بی گناه در این مؤسسات حبس و با رفتارهای ظالمانه و غیرانسانی مواجه می شدند. مخالفان تحت دارو درمانی اجباری، درمان با شوک الکتریکی، و سایر اشکال آزار روانی و فیزیکی برای سرکوب عقاید خود قرار گرفتند.
✅حتی پس از سقوط اتحاد جماهیر شوروی، زخم های این فصل تاریک پابرجا ماند. استفاده نادرست از روانپزشکی برای خاموش کردن مخالفان تأثیری ماندگار بر متخصصان بهداشت روان آن مناطق گذاشت. همچنین اهمیت حمایت از حقوق بشر، آزادی بیان و استقلال حرفه پزشکی از مداخلات سیاسی را تقویت کرد.
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
و اینجا در اینستاگرام خبری در راه است
📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o
27 362
کارآفرینی از طریق سرمایه گذاری در انتاریو، کانادا
شرایط اصلی:
- داشتن پنج سال سابقه مدیریت در شرکت خود یا دیگران (با حداقل دو کارمند برای دو سال یا بیشتر)
- داشتن اموال به ارزش حداقل یک میلیون دلار کانادا (شامل املاک، سهام، پس انداز، حساب بانکی و غیره)
- سرمایه گذاری در انتاریو به مبلغ حداقل دویست هزار دلار کانادا (این مبلغ، در حساب بانکی شرکت خودتان در کانادا و تحت کنترل خود شما خواهد بود و ان را به دولت نمی دهید)
- داشتن حداقل دیپلم دبیرستان
- دانستن زبان انگلیسی (الزامی نیست اما امتیازآور است)
تماس با ما:
حامد شفیعا
تلفن، واتساپ و تلگرام: 16477824838 +
ایمیل: piocanada@ymail.com
وبسایت: https://hamedshafia.com
برای پاسخ به پرسش های خود در این زمینه، با ما تماس بگیرید.
در باره تیم ما، به بخش "در باره ما" در وبسایت بالا مراجعه فرمائید.
با سپاس
✌️
27 362
🔴 محرم و عاشورای خونین تبریز در سال 1290 شمسی
♈️سال 1288 شمسی حکومت محمد علی شاه قاجار سقوط کرد و تهران توسط مشروطه خواهان فتح شد.
ستارخان و باقرخان که راهی تهران شده بودند توسط دولت و مجلس مشروطه در تهران خلع سلاح و خانه نشین شدند .
♈️در آن زمان در پی استخدام مستثار آمریکایی (مورگان شوستر) توسط دولت ایران
حکومت تزار روسیه ایران را تهدید و اولتیماتوم داد که ایران حق استخدام هیچ مستثار خارجی بدون اجازه روسیه و انگلیس ندارد .
تهران مورگان شوستر را اخراج کرد با این حال روسها لشگرکشی خود را به شمال ایران و تبریز آغاز کرده بودند ، رشت ، انزلی و تبریز در محاصره روسها بود.
👤کسروی در تاریخ هجده ساله آذربایجان و ماجرای مشروطه چنین نقل می کند...
♈️28 آذرماه 1290 شمسی
پاسی از شب گذشته بود .
چند سرباز روس به بهانه اینکه سیم تلفن بین باغ شمال و کنسولگری روسیه را تعمیر کنند جلوی درب شهربانی تبریز آمدند و خواستار ورود به پشت بام شهربانی شدند.
♈️ولی پاسبان جوانی به نام حسین به آنها اجازه ورود به شهربانی نداد و گفت باید از مافوق خود اجازه بگیرد.
سربازان روس منتظر نماندند از محل رفتند و بعد دقایقی با افسر خود برگشتند.
افسر روس از سربازان خود پرسید کدام پاسبان مانع ورود شما به شهربانی شد؟
آنها حسین را نشان دادند .
افسر روس بلافاصله تپانچه خود را کشید و به حسین و یک سرباز دیگر شلیک کرد و هر دو را به قتل رسانید.
روسها قبل از طلوع خورشید به شهربانی و شمس العماره و دیگر ادارات دولتی تبریز حمله کردند.
♈️ اما با یوروش مجاهدین تبریزی دهها نفر از نیروهای تزار و افسران روسی کشته شدند .
غروب دومین روز درگیری بود که دو طرف توافق آتش بس کردند .
اما روسها ارتباطات تلگراف تبریز با دیگر نقاط را قطع کردند و قوای کمکی از مرز جلفا به سمت تبریز ارسال کردند.
در تبریز که ارتباط تلگراف قطع بود ، از ورود قوای کمکی 5 هزار نفره روسیه از مرز جلفا بی اطلاع بودند.
♈️ماه محرم 1290 ورود قوای کمکی روسها و اشغال تبریز
♈️با ورود قوای کمکی روسیه ، تبریز به توپ بسته شد .
خانه های زیادی ویران شد و کودکان و زنان بی شماری کشته شد.
♈️مجاهدین تبریز برای اینکه آسیبی به مردم نرسد با کنسول روسیه به توافق رسیدند که دست از مقاومت و جنگ بکشند و آتش بس برقرار شود و مجاهدان مشروطه خواه تبریز شهر را ترک کنند .
♈️با خروج مجاهدین از تبریز
روسها دوباره شهر را به توپ بستند و برای یافتن جوانان مبارز و مشروطه خواه به خانه های مردم حمله کردند و تعدادی از زنان و کودکان را به شنیع ترین روش به قتل رساندند.
♈️عاشورای خونین 1290
در حالی که گروهی از مردم در کوچه ها و شهر مشغول عزاداری و سینه زنی بودند و چوبه های عزا برپا کرده بودند
که در باغ شمال و دیگر کوچه های تبریز چوبه های دار روسها برپا شده بود..
و جوانان مبارز تبریزی غریبانه در خاک خود به دارآویخته می شدند.
در این روز حدود نه نفر از مشروطه خواهان از جمله دو جوان 16 و 18 ساله تبریزی به همراه ثقه الاسلام و تعدادی دیگر به چوبه دار سپرده شدند.
♈️دو برادر زاده ستارخان به نامهای محمدخان و کریمخان و همچنین مدیر مدرسه سعادت تبریز و تعدادی دیگر نیز به دار آویخته شدند.
روسها مدرسه سعادت تبریز را تخریب کردند و گماشته خود صمدخان را در تبریز نشاندند.
حدود 1500 نفر از مردم تبریز در محرم 1290 کشته شدند.
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
و اینجا در اینستاگرام خبری در راه است
📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o
27 362
Repost from تبلیغات سراسری استارتآپ 🚀
🎓 مدیرعاملی تنها یک جایگاه نیست، بلکه یک تخصص حرفهای است
✔️ دورۀ «مدیرعامل حرفهای» مدرسۀ عالی کسبوکار ماهان
📚 دورۀ مدیرعامل حرفهای مدرسۀ کسبوکار ماهان، بهعنوان اولین دوره شخصیسازیشده برای مدیران عامل در ایران، تمامی نیازهای مدیران سازمانهای امروزی را بهصورت تخصصی مدنظر قرار داده است.
شما با شرکت در این دوره از خدمات ذیل بهرهمند خواهید شد:
🟣۹۰ ساعت آموزش کاربردی توسط اساتید تراز اول
🟣برگزاری جلسات منتورینگ گروهی با مدیران عامل الهامبخش
🟣فرصت شبکهسازی حرفهای با مدیران عامل
🟣امکان حضور در رویدادهای هفتگی کافهنتورک (باشگاه کسبوکار ماهان)
☎️ جهت دریافت مشاوره تخصصی و ثبت نام، عدد 177 را به شماره 02188401313 بفرستید.
27 362
🔴 آقای وزیر ارشاد! 400 نیروی حزباللهی که هیچ، 400هزار نفر هم درد شما را دوا نمیکند
جناب آقای اسماعیلی، وزیر محترم
با سلام
🔸گفتهاید ۴۰۰ نیروی جوان حزبالله تا پایان تابستان وارد این وزارتخانه میشوند تا تغییر در بدنه به وجود آید.
احسنت به شما و مدیریت انقلابیتان. لابد از اول پاییز وزارت ارشاد چنان تحولی پیدا خواهد کرد که در تاریخ این سرزمین خواهند نوشت.
🔸اما برادر بزرگوار
در دوره آقای احمدینژاد هزاران نیروی به تعبیر شما جوان حزباللهی را وارد دولت و از جمله همین وزارت ارشاد کردند. اگر حوصله دارید بروید پروندههایشان را از کارگزینی وزارتخانهتان بگیرید تا از سرنوشت آنها مطلع شوید. خیلیهایشان مایه عبرتاند.
🔸در جاهای دیگر دولت هم از این نیروها آورده بودند. خندهدار است که بدانید بعضی از آنها فقط استخدام شده بودند تا در سفرهای استانی، پشت سر رئیس جمهور وقت، هروله کنند!
🔸واقعاً این تشکیلات دولت قدرقدرت! نمیتوانست از داخل همین وزارت ارشاد 400 نیروی حزباللهی که بتوانند در بدنه دولت تغییر ایجاد کنند، تربیت کند؟ با خودتان فکر نکردید وزارتخانهای که باید برای تحولش از بیرون نیرو آورد، انحلالش بهتر از ادامه کارش است؟
🔸آقای وزیر! جسارتاً فکر نمیکنید آن 400 نفر اگر آدمهای باهوشی باشند، میآیند تا خود شما را هم جارو کنند؟ چه دلیلی دارد آنها وزارتخانه را متحول کنند و پزش را شما بدهید؟ درواقع آنها کار کنند و نانش را شما بخورید؟ مگر بیل توی کمرشان خورده که وزیر و معاون و مدیرکل را از بین خودشان انتخاب نکنند و شما و همه مدیرانتان را نفرستند استراحت؟
🔸لابد میگویید آنها تجربه ندارند و مدیریت بلد نیستند. پاسخش روشن است. مگر شما بلدید؟ اگر بلد بودید که وضع وزارتخانهتان این نبود! شما حتی جرأت حمایت از چند هنرمند مملکتتان را ندارید. شما حتی جربزه ندارید در قضیه پلتفرمهای نمایش خانگی، از حق قانونی وزارت ارشاد دفاع کنید و آن را به صداوسیمای ورشکسته نسپارید.
🔸آقای وزیر! کار وزارت ارشاد با 400 نیروی حزباللهی که نه، با 400هزارتا هم حل نمیشود. مشکل خود شمایید. صادقانه در دو سطر، استعفایتان را به رئیس جمهوری بنویسید و تشریف ببرید. دستکم 10 نفر در همین جریان اصولگرا وجود دارند که بدون 400 نیروی حزباللهی هم میتوانند وزارتخانه را اداره کنند و به آن آبرو ببخشند.
ایام به کام
محمد مهاجری
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
و اینجا در اینستاگرام خبری در راه است
📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o
27 362
🔴 یک مصاحبه جالب
۱. خبرنگار: در این مدت حقالتولیهای برای شما واریز نشده؟
آقای علم الهدی ابتدا میگوید «اصلا بههیچوجه» بعد احتیاط میکند. «اگر چیزی واریز شده خود سازمان اوقاف این کار را کرده است. من از اینکه در این مدت چیزی بهحساب من واریز شده خبر ندارم.»
خندهام گرفت.
آقا شوخی نفرمایید!
۲. مگر میشود کسی شماره حساب شخصی خودش را بدهد بعد نداند ماه به ماه دارند پول واریز میکنند یا نه؟
حالا گیرم آنروز نمیدانستید بعد ۷ سال که قضیه رسانهای شده هم کنجکاو نشدید بروید یک پرینت حساب بگیرید ببینید دقیقا از چه ماهی و چقدر ماهانه واریز به حسابتان شروع شد؟
۳. فیش واریز ماهانه به حساب شما که الآن داخل مستندات این موقوفه است و هر ماه به خودتان ارائه شده است.
مگر نمیفرمایید مسئولیت پذیرفتهاید و گزارش ماهانه دخل و خرج را دقیق به شما گزارش میدهند؟
«من در جریان نیستم اگر واریز شده کار سازمان اوقاف است» دیگر چه صیغهای است؟
۴. برای کسانیکه در جریان تخلفات رخ داده در موضوع #موقوفه_گوهرشاد نیستند عرض کنم تولیت طبق قانون به دو شکل میتواند واگذار شود.
یکی حکم دادگاه و دیگری رای اداره تحقیق اوقاف.
آقای علم الهدی یک مشکلی که دارد اینست که با هیچکدام از اینها به تولیت گوهرشاد نرسیده است.
۵. به عبارت دقیقتر حکم دادگاه که وجود ندارد.
رای اداره تحقیق هم برای سال ۹۶ است ولی آقای علم الهدی قبل از رای در سال ۹۵ با ابلاغ رئیس اوقاف بعنوان متولی موقوفه منصوب شده که چنین چیزی اصلا قانونی نیست.
حالا در مصاحبه با فرهیختگان این روال غیر قانونی را چجوری توجیه کردهاند؟
۶. خبرنگار میپرسد بالاخره اداره تحقیق باید متولی را مشخص کند ولی شما قبل از آن متولی شدید.
آقای علم الهدی با جواب یک جملهای از روی سوال میپرد «در این مدت موقوفه را تصرف نکردم»
البته بطن این سوال یعنی وقتی قبل از بررسی متولی اعلام شده باشد دیگر آن بررسی فرمالیته بوده است.
۷. ولی خبرنگار یک سوال هوشمندانه دیگر میپرسد.
در این مدت موقوفه را تصرف نکردم یعنی حق تولیت هم نمیگرفتید؟
اینجاست که آقای #علم_الهدی بهترین جوابی که میتواند برای توجیه تخلف دوم بدهد اینست که بگوید اگر واریز شده من در جریان نبودم. رئیس اوقاف در جریان است.
۸. نکته مصاحبه اینست که با اعتراض آقای #علم_الهدی تولیت موقوفه گوهرشاد بصورت مادام العمر به شخص ایشان واگذار شده است.
یعنی اگر فردا روزی از امامت جمعه یا نمایندگی ولی فقیه عزل شوند هم تولیت این موقوفه چندصدمیلیاردی را تا آخر عمر دارند و ربطی به هم ندارند.
۹. نکته جالبتر اینست که وکیل شخصیشان برای اداره موقوفه هم یک نهاد حقوقی یا یک جایگاه حقوقی نیست.
شخص آقای احمد زاده (رئیس اداره اوقاف خراسان) است.
ایشان هم اگر فردا روزی مثل آقای علم الهدی برکنار شود خدشهای به وکالتش وارد نیست و موقوفه را دوتایی با هم میتوانند اداره کنند.
۱۰. حالا با اینهمه تعارض منافع و رفتارهای فراقانونی که فقط در همین مصاحبه عیان است نهادهای نظارتی در کشور کجایند به ما ربطی ندارد.
ولی خبرنگار میپرسد بالاخره رهبری رسما ورود ائمه جمعه و نمایندگان ولی فقیه به فعالیت اقتصادی علی الخصوص موقوفهداری را ممنوع کرده با آن چه میکنید؟
۱۱. آقای علم الهدی یک جمله میگوید اتفاقا چون آقا گفتند به مسائل اقتصادی آلوده نشوید بنده برای اداره موقوفهام یک وکیل گرفتم که خیلی درگیر نشوم و خلاص
۱۲. برای اینکه بفهمید جمهوریت در این مملکت به کجا رسیده و از نهج البلاغه که قرار بود مبنای حکومت دینی باشد بخصوص آنجا که مولا میگفت حاکمان به جز اسرار جنگی و نظامی وظیفه دارند همه امور حکومتی را با مردم شفاف کنند به کجا رسیدهایم چند بند آخر این مصاحبه را حتما بخوانید.
۱۳. آقای علم الهدی یکجا میگوید ما مسئولیتی در برابر افکار عمومی و پرسش نخبگان نداریم ما در برابر شرع مسئولیم و فقط به مقام شرعی پاسخ میدهیم.
یکجا میگوید ما اصلا اگر بخواهیم صورت هزینهها را شفاف کنیم مشرک میشویم.
یکجا هم میگوید بنده در قبال کسی مسئول نیستم که پاسخ بدهم.
۱۴. چند باری نوشتهام بخش زیادی از مشکلات ما در این مملکت به یک فهم از نظام دینی و یک فهم از مردم و یک فهم از نمایندگی خدا روی زمین برمیگردد.
آقای علم الهدی از جمله آدمهایی است که آنچه خیلیها اعتقاد دارند ولی بر زبان نمیآورند را خیلی لخت و عور و راحت میگوید.
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
و اینجا در اینستاگرام خبری در راه است
📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o
