جمع مدیران نامدار ایران
前往频道在 Telegram
با بزرگترین جمع مدیران خصوصی و نامدار ایرانی در داخل و خارج از کشور همراه شوید حامد پاک طینت @Hamedpaktinat
显示更多📈 Telegram 频道 جمع مدیران نامدار ایران 的分析概览
频道 جمع مدیران نامدار ایران (@excellentmanagers) 波斯语 语言赛道中的 是活跃参与者。目前社区聚集了 27 375 名订阅者,在 商业 类别中位列第 2 230,并在 伊朗 地区排名第 12 569 位。
📊 受众指标与增长动态
自 невідомо 创建以来,项目保持高速增长,吸引了 27 375 名订阅者。
根据 01 十月, 2026 的最新数据,频道保持稳定运转。过去 30 天订阅人数变化为 -60,过去 24 小时变化为 -3,整体触达仍然可观。
- 认证状态: 未认证
- 互动率 (ER): 平均受众互动率为 33.91%。内容发布后 24 小时内通常能获得 9.69% 的反应,占订阅者总量。
- 帖子覆盖: 每篇帖子平均可获得 9 285 次浏览,首日通常累积 2 654 次浏览。
- 互动与反馈: 受众积极参与,单帖平均反应数为 0。
- 主题关注点: 内容集中在 مدیر, جا, آقا, وقت, کس 等核心主题上。
📝 描述与内容策略
作者将该频道定位为表达主观观点的平台:
“با بزرگترین جمع مدیران خصوصی و نامدار ایرانی در داخل و خارج از کشور همراه شوید
حامد پاک طینت
@Hamedpaktinat”
凭借高频更新(最新数据采集于 02 十月, 2026),频道始终保持新鲜度与高覆盖。分析显示受众积极互动,使其成为 商业 类别中的关键影响点。
27 375
订阅者
-324 小时
-207 天
-6030 天
帖子存档
27 375
🔹خدمات سازمانی دیجیپی🔹
دیجیپی برای سازمانتون برنامه داره!
👈🏽 ثبت درخواست 👉🏽
با ثبتنام در دیجیپی کارکنان شما میتونن از خدمات زیر بهرهمند بشن:
🔹 وام سازمانی بلندمدت
🔹 خرید ۴ قسطه از دیجیکالا و فروشگاههای
معتبر
🔹 پیشنهادهای ویژه برای بن خرید رفاهیات
🔹 کارت هدیه مناسبتی با شرایط ویژه برای خرید بیش از ۱۴ میلیون قلم کالا و خدمت
برای ثبت درخواست از لینک زیر استفاده کنید:
👈🏽 ثبت درخواست 👉🏽
#دیجیپی
#خدمات_سازمانی
27 375
🔺توکیو و ساختمانِ چوبى ٣٥٠ مترى!!
چند روز پيش خبرى منتشر شد كه بازتاب چندانى در رسانه هاى داخلى كشور ما نيافت.
خبر كوتاه است:
پروژه احداث ساختمان چوبى هفتاد طبقه (!) بزودى در توكيو آغاز مى شود.
در ذهن شنونده، ساختمان چوبى ٢ يا ٣ طبقه امرى قابل تجسم است.
در كشورهايي مثل كانادا و آمريكا نيز، ساختمان چوبى ٥ يا ٦ طبقه به كرات ساخته مى شود. اما ساختمان چوبى ٧٠ طبقه آنهم در شهرى زلزله خيز مانند توكيو؟!
🔹 اين خبر در دل خود، يك پيام اوليه دارد: «تكنولوژى» (بخوانيم اعتماد به نفس مهندسى) ساختمانهاي چوبى در ژاپن، به سطحي رسيده كه جسارتِ احداث چنين سازه اى را بر زمين لرزان توكيو پديد آورده.
در حال حاضر رکوردِ بلندترين ساختمان چوبى دنیا، در دانشگاه بريتيش كلومبياى كانادا (UBC) با 18 طبقه است.
🔹 اما اين پيام، لايه اول، يا سطحى ترين دريافت، از خبر مذكور مى تواند باشد. بياييد خبربالا را جور ديگرى بخوانيم:
هميشه پشتِ كارهاى بزرگ، مردانِ بزرگى قرار دارند. به تعبير سعدى:
«كين كارهاىِ مشكل، دادند به كاردانها »
ببينيم پشتِ سرِ اين پروژه عظيم، چه كسانى هستند؟!
سوالِ مشخص تر اینکه: «پولِ» چنین پروژه ای را چه کسی می دهد؟ چنین سازه ای را، چه کسی «طراحی» می کند؟ «دانش فنیِ» چنین جسارتی ، از کجا آمده؟!
🔴اما پاسخ سوالات مذکور:
✔️پولِ این پروژه عظیم، بالغ بر 600میلیارد ین، یا 5.6 میلیارد دلار (بیش از یک ونیم برابرِ کلِ بودجه وزارت راه و مسکن ایران در سال 97) را «صنایع چوب سومی تومو» تامین می کند.
خُب این آقای سومی تومو چه کسی است که فقط یکی از شرکتهایش، (صنایع چوبش) چنین پول هنگفتی دارد؟!
خلاصه اینکه، صنایع چوب وجنگل سومی تومو (Sumitomo Forestry) قرار است درسال 2041 جشن 350 اُمین سالگرد ثبت شرکتش را بگیرد. برای این جشن، یک ساختمان چوبی 350 متری را به عنوان کادوی این جشن تولد، احداث می کند!
سِیرِ اعداد و ارقام را ببینیم! همیشه اعداد و ارقام حرف می زنند.
یک پرانتز باید باز کرد در وسط این بحث: مگر می شود شرکتی 350سال عمر داشته باشد؟ مگر می شود «ورّاث» در یک خانواده، چند نسل با هم دعوا و جنگ جدال نکرده باشند، و یک شرکت در یک خانواده باقی مانده باشد؟ چرا به چنین خانوادۀ خفنی در ژاپن «مافیا» نمی گویند؟ چرا اموالشان مصادره نشده؟
اما برویم سراغ سوال دوم:
✔️چه کسی این سازه را طراحی می کند؟
🔹طراح این سازه شرکت نیکّن سِکّی است(Nikken Sekkei). نیکن سکی یک شرکت ساختمانی است که 118سال پیش تاسیس شده است. در مدت این 118 سال، 20هزار پروژه در 40کشور دنیا طراحی کرده است. باز همان سوال مطرح می شود که: چطور می شود بین اعضای هیات مدیره یک شرکت، 118 سال دعوا و مرافعه به سطحی نرسد که منجر به "متلاشی" شدن شرکت بشود؟ ویا این شرکت توسط انقلابیون مصادره نشده است؟رمز و رازِ این حرکتِ مستدام، چیست؟
نیکن سکی، با چنین عقبه ای، صاحب برترین مغزها و مهندسان طراح ژاپنی است. و دستِ برتر در حوزه طراحی. و کسی هم او را «مافیا» خطاب نمی کند.
✔️ اما سوال سوم: دانش فنی چنین کاری از کجا می آید؟
مثالی در این باب باید ذکر شود که می تواند گویای جواب این سوال باشد. نُه سال پیش در میز زلزله کوبه، در آزمایشی شرکت کردم که حاصل همکاری دانشگاه کولرادو آمریکا با دانشگاههای توکیو، کیوتو و کوبه بود. در آن تست، یک ساختمان چوبی 8 طبقه با مقیاس واقعی، روی میز زلزله آزمایش شد. در آن زمان، صَرف چنین پول هنگفتی برای «یک آزمایش»، برای بسیاری باعث تعجب بود. حاصل آن گونه مطالعاتِ جدى و عميق آزمایشگاهی و آکادمیک، می شود این گونه تجلی در بخش صنعت.
🔷چیزی که در مورد این پروژه چوبی 350متری باید گفت اینکه، این دست پروژه ها در ژاپن، نماد هستند. نماد هایی که ما، عمدتا در آنها «دانش فنی» را متجلی می بینیم، ولی، اینها «میوه» و «محصول» یک سلسله حرکتهای "تدریجی"، "پیوسته" و "مستدام" هستند در کشوری که ذهن ها، بیش از آنکه به فکر انقلاب و دگرگونی باشد، به فکر ادامۀ کارِ نسلِ قبلی است. در کشوری که شرکت ها، عمرهای بیش از صدسال دارند. در کشوری که بین اعضای هیات مدیره، بعد از پانزده/بیست سال، دعوا و دادگاه کشی و نفرت رخ نمی دهد.
ماجرا، بیش از آنکه فنی باشد، اخلاقی است.
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
و اینجا در اینستاگرام با من باش
📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o
27 375
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
و اینجا در اینستاگرام با من باش
📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o
27 375
♦️ چرا شاگرد آخرهای کلاس، شاگرد اولهای زندگیاند؟
➕قول مشهوری است از ارنست همینگوی که میگوید، کمیابترین چیزها افراد باهوشی هستند که احساس خوشبختی میکنند! شواهدی دال بر همصدایی یا پدر ادبیات نوین و برنده جایزه نوبل وجود دارد. به گذشته که بر میگردیم، میبینیم خیلی از همکلاسیهای درسخوان و شاگرد اولهای کلاس پیشرفت اجتماعی متوسطتری دارند؛ زیست اقتصادی پایینتری دارند؛ بعضا اجتماع گریزند؛ زندگی عاطفی پرچالشتری دارند. احساس خوشبختی کمتری میکنند! در مقابل، همکلاسیهای درسنخوان و مدرسهگریز دوران مدرسه زیست اجتماعی بهتری دارند؛ وضعیت اقتصادی پررونقتری دارند. اغلب شادترند؛ زیست عاطفی رضایتبخشتری دارند؛ و بیشتر ابراز خوشبختی میکنند.
➕بهراستی چرا اینگونه است؟ علتها و عوامل مختلفی در این رابطه میتوانند دخیل باشند!
🔻علت اول اینکه، در دنیای بیرون از مدرسه، برای شاگرد اول شدن، هوش شناختی در حد «معمول» و «متوسط» کفایت میکند! پیشرفت تحصیلی و رشد علمی حاصل پیوند هوش شناختی برتر و هوش جسمانی بهتر (آگاهی از توانمندی و پشتکار در تمرین و تکرار) است. اما در جامعه اینگونه نیست! هوش شناختی، هوش عقلانی ماست؛ و به ظرفیتهای یادگیری افراد اشاره دارد که به ضریب هوشی علمی و محاسباتی افراد اطلاق میگردد. هوش شناختی معمولا ارثی است؛ اگرچه محیط در باروری و بهرهوری آن موثر است. به عبارتی، ترکیب متعالی هوش شناختی و هوش جسمانی میتواند متضمن شاگرد اول شدن در کلاس درس باشد اما برای شاگرد اولی در جامعه و زیست اجتماعی کافی نیست.
🔻علت دوم اینکه، برای شاگرد اول شدن در جامعه به هوش اجتماعی بالاتری نیاز است. هوش اجتماعی هوش بازتابی ماست؛ بیانگر توانمندی ما در کنار آمدن با واقعیتها و دیگرانی است که الزاما از ما و یا مثل ما نیستند. هوش اجتماعی به مهارتهای ارتباطی ما اشاره دارد که اکتسابی است و در محیط ساخته میشود. برای شاگرد زرنگ بودن در کلاس درس نیاز نیست هوش اجتماعی بالایی داشته باشیم! اما متقاعد کردن معلم برای نمره خوب دادن به هوش اجتماعی نیاز دارد! جسارت در مکتبگریزی و فرار از قفس تنگ و دلگیر مدرسه نیز به هوش اجتماعی بالایی نیاز دارد! در جامعه هم همینطور است؛ برای کسب سود بیشتر در بازار، پیشرفت اداری در سازمان، و رشد عمودی در قدرت به هوش اجتماعی بالاتری نیاز است!
🔻علت سوم اینکه، برای پیشرفت اجتماعی و رشد اقتصادی به هوش هیجانی بالاتری نیاز داریم. امروزه هوش هیجانی به عنوان مهمترین فاکتور موفقیت حرفهای و شغلی افراد در تجارت و کسبوکار شناخته میشود؛ هوش هیجانی بیانگر توان مدیریت احساسات خود و دیگری است. با انرژی حاصل از هوش هیجانی شناخت و حل مسائل واقعی و تمییز آنها از مسائل غیرواقعی میسر میشود. هوش هیجانی، هوش تصمیمگیری ما در شرایط بحرانی است! چیزیکه که در دوران مدرسه اصولا تمرین و تجربه نمیشود! به همین دلیل، در سازمانهای امروزی مدیرانی توان رهبری و حکمرانی اثربخشتر دارند که هوش هیجانی بالاتری داشته باشند.
🔻علت چهارم اینکه، جامعه و زیست اجتماعی با مدرسه و زیست علمی فاصله و تفاوت دارد! مدرسه برای درسخوانها و شاگرد اولهای کلاس درس طراحی شده است! اما جامعه برای مردمان «معمولی» مهندسی شده است. مردمان معمولی همانهایی هستند که هوش شناختی و عقلانی «معمولی» دارند؛ زندگی نرمال دارند؛ اما در عوض هوش اجتماعی و هیجانی متناسب با نیازهای محیط دارند. افزون برآن، یک رابطه معناداری میان مدرسهگریزی و اجتماعطلبی افراد وجود دارد. یک تیپ شخصیتی اجتماعطلب چون خود را متعلق به جامعه بزرگتری میبیند، از محیط محدود و دیوار بلند مدرسه گریزان است. عکس آن هم غالبا درست است. اینکه خیلی از شاگرد اولهای کلاس اجتماعگریزند، بیدلیل نیست! مشکل از اینجا ناشی میشود که مدرسه نسخه اصلی جامعه نیست. یا به قول جان دیویی، مدرسه خود زندگی نیست!
➕گاردنر میگفت باهوش بودن، بسیار فراتر از پیشرفت تحصیلی و مهارت حل مساله است. ما آدمها از توانمندیهای ذهنی و انواع هوشها برخورداریم؛ لیکن همگی از مهارتهای برابر در کاربرد انواع هوشها برخوردار نیستیم! اگر مدرسه واقعا پابلیک اسکول است، نمیتواند تکساحتی عمل کند؛ و یا تکبعدی آموزش دهد. فعالیتهای آموزشی و غیرآموزشی مدارس امروزی نمیتوانند با ابتنای صرف بر هوش عقلانی و هوش محاسباتی دانشآموزان برنامهریزی شوند. مشکل مدرسه ایرانی افراط در تاکید بر هوش شناختی و منطقی دانشآموزان است! انواع هوشهای ذاتی و اکتسابی به حاشیه رفتهاند! برنامههای درسی و آموزشی یک مدرسه سالم روی انواع هوشها، بطور ویژه هوشهای اجتماعی و هیجانی دانشآموزان متمرکز است.
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
و اینجا در اینستاگرام با من باش
📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o
27 375
قیمت لحظهای طلا، سکه، دلار، یورو و …
@NerkhOnlive
@NerkhOnlive
@NerkhOnlive
@NerkhOnlive
@NerkhOnlive
@NerkhOnlive
درج قیمتها از منابع معتبر 👆👆👆👆
27 375
طنز تعلیق عضویت ابن سینا در هیأت علمی دانشگاه
سهند ایرانمهر
➕امروز صبح متن ابلاغیه محرمانهای به دستم رسید که با دلایل و مدارک متقن، ثابت میکند، ابوعلیسینا نیز واجد صلاحیت تدریس در دانشگاه نیست، لذا ناگزیرم متن این ابلاغیه را منتشر کنم:
➕ باسمهتعالی
«آنچه ملتها را میسازد دانشگاه سالم و استاد بیغرض مثل اساتید جدید شریف است»
جناب آقای ابوعلی حسینبنعبداللهبن حسنبن علیبنسینا مشهور به ابنسینا به موجب این ابلاغیه به اطلاع میرساند:
➕عضویت جنابعالی در هیات علمی آن دانشگاه به دلایلی که در ذیل خواهد آمد، تعلیق خواهد شد و طبیعتا اجازه تدریس نیز نخواهید داشت، این دلایل کاملا قانونی عبارتند از:
🔖۱- سوء رفتار و ترویج مطالب الحادی در کلاس و ایراد شبهه در اینکه :«خداوند لایتغیر چگونه بر علوم ناظر بر امور متغیر احاطه دارد».
🔖۲- بنابر گزارشها، جنابعالی در نمط چهارم اشارات و تنبیهات سخنان سخیفی را در مورد عشق مرقوم کردهاید که در تقابل با طرح تفیکجنسیتی است بدیهی است قضاوت در مورد برخی سخنان شما در باب معجزه ، قیامت و یکسانی قوانین زیستی میان انسان(اشرف مخلوقات) و موجوداتی مثل موش(که حکیم بابصیرت ابنرشد هم بر ناصواب بودن آن تاکید داشتهاند) برعهده علمای اعلام است.
🔖۳-ترویج نگاه الحادی در قالب نظریه«انسان معلق» که احتمالا نام آن را هم ازیک فیلم مبتذل هالیوودی (bird man) اخذ نمودهاید.
🔖۴- موارد گزارش شدهای از انحراف جنسی که ظاهرا مشمول عقابالهی و درد قولنج جنابعالی شده است و میتواند توضیح دهد که چرا همچنان عَزَباوغلی باقی مانده و ازدواج نکردهاید.
🔖۵-شانتاژ خبری رسانههای استکباری همسو با جنابعالی علیه دانشمند با بصیرت اماممحمد غزالی و متهم کردن ایشان به اینکه کتاب «دانشنامه علایی» را کپی کرده و به اسم :«مقاصد فلاسفه»مقدمه «تهافت الفلاسفه»کردهاند.
🔖۶-نشخوار القائات آتهئیستها مبنی بر تفوق منطق ریاضی بر اراده خالق و ناتوانی خداوند بر اینکه بتواند از جمع بین عدد دو و دو، عدد پنج را بدست بیاورد.
🔖۷-ترویج نگاه الحادی و قابل توجیه ندانستن حدوث زماني جهان و دفاع از قدیم بودن جهان.
🔖۸- گزارش اداره گزینش ثابت کرده است که جنابعالی متولد ازبکستان از پدری اهل افغانستان هستید و بدیهی است که علیرغم تعلق به فرهنگ ایرانشهری با قواعد موجود و مرزهای جغرافیای کنونی عنصری غیرایرانی هستید و اشتغال جنابعالی فاقد وجه قانونی است.(خوشبختانه پیشتر برادران سازمان تامین اجتماعی این نکته را بر حذف تصویر جنابعالی بر دفترچههای بیمه در نظر داشتهاند).
🔖۹- تشویش اذهان عمومی و تبلیغات سوء علیه مسئولین خدمتگزار طبق گزارشها که در جایی فرمودهاید:
بُلینا بقوم یظنون
ان الله لم یهد سِواهم!
به قومی مبتلا شدیم که فکر میکنند
خدا جز آنها کسی دیگر را هدایت نکرده است.
🔖۱۰- عدم رعایت اخلاق و مراتب سنی چنانکه سمت «ابنمسکویه» گردو پرتاب کردهاید و گفتهاید:«مساحتش را حساب کن!» گزارشها میگوید که جنابعالی توصیه ایشان به اینکه:«اول برو کتاب طهاره الاعراق رو بخون و بعد بیا» را به تختکفش خود گرفتهاید.
➕در پایان، هرچند با انتصاب یکی از نیروهای خادم عرصه عمومی و متخصص در برانگیختن شور مردمی ونیز برخی مجریان سیما، به جای جنابعالی، جلوی خلل و فرج نفوذ امثالکم در سنگر دانشگاه گرفته میشود و دیگر کسی نیست که در اعیاد و مراسم مختلف آیینی به ذبح قربانی جلوی در دانشگاه «گیر بهداشتی» بدهد اما انتظار میرود با نجابت رفتار کرده و در رسانهها حاشیه نسازید و اجازه بدهید متخصصان طب سنتی در عطاریها ، نسخ مدنظر خود را به اسم شما به خلقالله عرضه کنند و مسوولان در تریبونها پُز شما را به فرنگیهایی بدهند که هرچه دارند از ما کپی کردهاند.
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
و اینجا در اینستاگرام با من باش
📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o
27 375
Repost from مجمع فعالان اقتصادی
✅ آمریکا ستیزی به روش چینی؟
✍️ حامد پاک طینت
دیپ سیک، خبرسازترین اتفاق ۲۴ ساعت گذشته، کاری که هوش مصنوعی چینی با بزرگترین شرکتهای فناوری جهان کرد.
دود شدن بیش از ۲۵۰۰ میلیارد دلار ارزش شرکتهای فناوری در بورس آمریکا در یک روز - روزی که در تاریخ خواهد ماند. عددی معادل ۲۰ برابر کل ارزش بورس ایران!
چین نه مشتهایش را گره کرد،نه شعار مرگ بر این و آن داد،نه نیمی از جهان را دشمن خطاب کرد،نه در مجلس اش عربده کشی کرد،نه روابطش را با جایی محدود کرد، نه از روی پرچم کشوری راه رفت یا آنرا آتش زد.
چین با کمک تکنولوژی آمریکایی، اما با سرمایه و هوش چینی به جنگ فناوری آمریکایی رفت و کاری که کرد کوتاه کردن الگوریتم جستجو، و بنابراین سرمایه و زمان عملکرد هوش مصنوعی بود. چینی ها آنرا به ۰.۲% کاهش دادند!
هوش مصنوعی چینی بجای آنکه همه چیز دان باشد اطلاعات مورد نیازش را در زمان استفاده احضار می کند.فقط همین . این روش، هزینه های سنگین سخت افزاری، نرم افزاری و تحلیلی را به شکل مضحکی کم میکند. از این جالبتر اینکه تمام کدها برای استفاده عمومی و توسعه فردی باز گذاشته شده است به این معنا که دیگر محدودیت و انحصاری برای توسعه هوش مصنوعی در دنیا وجود ندارد
آمریکا ستیزی از دید چینی ها مفهومی غیر از مفهوم ما دارد، آنها، ستیز را در رقابت می بینند، رقابتی که منجر به رفاه و توسعه برای مردم کشورشان شود. رقابت در توسعه اقتصادی از طریق فناوری، سرمایه گذاری و با اهرم خلاقیت جوانانی که با دنیا در ارتباطند و در نهایت رفاه و ثروتی که برای مملکت و جامعه به دست می آید
پرسش بزرگ این است که حتی اگر امروز به فرض محال بینش ما به آمریکاستیزی از مدل ایدئولوژیک به مدل اقتصادی تغییر کند، برای کشور ما امکان پذیر است؟
در شرایطی که سایز اقتصاد ما کوچکترین نسبتی با اقتصاد آمریکا ندارد، سرمایه های کشور ترجیح می دهند به خارج از ایران حرکت کنند یا اگر در خارج از کشور هستند به ایران بازنگردند، جوانان خلاق و نخبه ایرانی هر روز کشور را ترک می کنند، امکان استفاده از فناوری روز بدلیل تحریم ها غیرممکن است، استفاده از دانش روز بدلیل انزوا نازل است، پرمنفعت ترین فعالیت های اقتصادی منتسب به دولت است و معضلات این کشور در سطح فیلتر کردن یا نکردن است عملا ایران از سرمایه انسانی، اقتصادی و انگیزه ای تهی شده است و اساسا چنین نگاهی محال است
بنابراین بسیاری از زمانهایی که شاید در خلوت خود، از خود می پرسیم چرا با تغییر هر دولت تغییری در این مسیر ایجاد نمی شود پاسخ در اینجاست که ایران با نگاه قبل، اکنون تهی از امکان تحول شده است و حتی به فرض نگاه جدید سالها طول خواهد کشید تا به مسیر تحول بازگردد.
تاریخ اما به ما می گوید روزی فرا خواهد رسید که چاره ای جز تغییر نگاه نیست و آن روز، روزی است که منابع دیگری برای استمرار نگاه قبل در مملکت نمانده است!
به مجمع فعالان اقتصادی بپیوندید
📌@Iran_economy_online
و اینجا در اینستاگرام
📌Paktinat.Hamed
27 375
تورم سبب ساز دیکتاتوری
تاکنون ۵۷ ابرتورم در دنیا ثبت شده است. آخرین آن مربوط به ونزوئلا بود که هنوز هم در جریان است.تجربه شوروی، آلمان و چین از جمله مثالهای کلاسیکی هستند که اگر به خوبی مورد بررسی و مطالعه قرار گیرند به خوبی این فهم را به محقق میدهند که چاپ بی حد و مرز پول نهایتاً به جز بحران و فروپاشی چیزی را به دنبال نخواهد داشت. یکی از بزرگترین ابرتورمهای دنیا که در نتیجه مستقیم چاپ بی حد و اندازه پول رخ داد و تاثیر بسزائی در قدرت گرفتن یکی از بزرگترین دیکتاتورهای تاریخ«هیتلر» داشت در دهه ۱۹۲۰ به وجود آمد. «فریدمن» نوبلیست سال ۱۹۷۶که به عنوان یکی از تأثیرگذارترین اقتصاددانان قرن بیستم از او یاد میشود در یکی از بخشهای کتاب «آزادی انتخاب» خود اذعان میدارد که تورم میتواند اقتدار گرائی و نظامی گری را با خود به همراه داشته باشد.
🔹او مینویسد: «تورم یک بیماری است،یک بیماری خطرناک و گاه نابودکننده است،یک نوع بیماری است که اگر به موقع به آن رسیدگی نشود میتواند یک جامعه را نابود کند.برای مثال، ابرتورم در روسیه و آلمان بعد از جنگ جهانی اول، یعنی زمانی که قیمتها از یک روز به روز دیگر در بعضی مواقع حتی بیشتر از دو برابر میشدند، زمینههای کمونیسم را در یک کشور و زمینههای نازیسم را در کشور دیگر به وجود آوردند.ابرتورم در چین بعد از جنگ جهانی دوم،کار «مائو» را در شکست «چیانگ کایشک» تسهیل کرد. تورم در برزیل زمانی که در سال ۱۹۵۴ به حدود صد درصد رسید باعث روی کار آمدن یک دولت نظامی شد.
🔸تورمهای بسیار شدیدتر در دیگر کشورهای آمریکای جنوبی باعث سرنگونی «آلنده» در شیلی در سال ۱۹۷۳و «خوآن پرون» در آرژانتین در سال ۱۹۷۶ شد که در هر دو کشور شیلی و آرژانتین گروههای نظامی بعد از سرنگونی«آلنده و پرون» تصمیم به در دست گیری قدرت گرفتند.گفته میشود که «لنین» اذعان داشته است بهترین راه برای نابودی سیستم سرمایهداری بی ارزش شدن پول آن سیستم است.«کینز»اینگونه ادامه میدهد که قطعاً حق با لنین است. هیچ وسیله بهتری از پائین آوردن ارزش پول برای نابودی پایههای یک جامعه وجود ندارد. چاپ بی حد و مرز پول یعنی کاهش ارزش آن تا زمانیکه دیگر به هیچ دردی جز سوزاندن و درست کردن بادبادک و روزنامه دیواری مانند آنچه در آلمان در دهه ۱۹۲۰رخ داد نخورد.
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
و اینجا در اینستاگرام با من باش
📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o
27 375
⭕️ نابودي خاندان خسروشاهي به اتهام « «تغییر ذائقه مردم از طریق تولید پفک و شیرخشک»!
♻️ از نسل عجايب صنعت اين سرزمين كه طي دو دهه 40 و 50 شمسي، چهره اقتصاد ايران را عوض كردند، يك و دو نفري بيشتر زنده نمانده اند؛ يكي از آنها حسن خسروشاهي مدیرعامل صنايع غذايي «مينو» است كه با حدود 85 سال سن، هم اكنون در كانادا زندگي مي كند. او را بايد آخرين بازمانده نسل اول كارآفرينان بزرگ در ايران دانست. نخستوزیر بریتیش کلمبیا در سال ۲۰۰۳ او را سخاوتمندترین خیر و حامی مردم معرفی کرد.
♻️ نام خسروشاهي ها، اينروزها با «دارا خسروشاهي» مدير عامل «اوبر» به عنوان بزرگترين شركت تاكسي هاي اينترنتي در جهان بر سر زبان ها افتاده است كه اسنپ و تپ سي و غيره از روي كار آن الگو برداري كرده اند. اما خانواده خسروشاهي، از دوره قاجاريه در حوزه اقتصاد و تجارت ايران فعال بودند و جد آنها يعني حسن خسروشاهي بزرگ از پايه گذاران اتاق بازرگاني تبريز بود.
♻️ حسن خسروشاهي 6 پسر داشت. علي خسروشاهي در اواخر دهه 30 شمسي گروه صنعتي مينو را راه اندازي كرد و كاظم خسروشاهي در زمينه صنايع دارويي و بهداشتي فعال بود و شركت هاي «توليد دارو» و «تولي پرس» را تاسيس كرد و در دولت جمشيد آموزگار مدتي وزير بازرگاني شد.
♻️ علي خسروشاهي، به مرور امورات كارخانه مينو را به فرزند جوانش حسن خسروشاهي ( هم نام پدرش) سپرد و حسن شركت مينو را تبديل به بزرگترين و مشهورترين شركت توليد صنايع خوراكي در ايران مثل بيسكويت، ويفر، شكلات، تافي، پفك و غيره كرد. مردم ايران براي نخستين بار شكلات را با مينو شناختند و هنوز هم براي بسياري ازمردم، شكلات مترادف با مينو است.
♻️ با وقوع انقلاب اسلامي، اموال خسروشاهي ها مصادره شد. در كيفرخواست مصادره اموال علي و حسن خسروشاهي كه سر و سري در سياست نداشتند، آمده بود « «تغییر ذائقه مردم و ترویج فرهنگ آرایشی غرب از طریق تولید پفک، شیرخشک و لوازم آرایشی بهداشتی»!
♻️اين پدر و پسر بعد از مدتي دوندگي برای بازپس گیری اموال، نهايتا با نا اميدي كشور را ترك كردند و به كانادا رفتند. علي خسروشاهي در دهه 70 درگذشت و حسن در كانادا فروشگاهي با عنوان «فيوچر شاپ» را تاسيس كرد كه در زمينه فروش قطعات الكترونيكي فعاليت داشت.
♻️ خسروشاهي با هوش و كوشش خود، بزودي اين فروشگاه را به بزرگترين فروشگاه زنجيره اي كانادا با 90 شعبه و حدود 8000 كارمند تبديل كرد و تبديل به يكي از بزرگترين سرمايه داران آن كشور شد.
♻️ در عوض، شركت مصادره شده و دولتی شده مينو، هر روز عقب تر رفت تا از رونق افتاد و ساختمان آن در جاده شهريار تبديل به انبار خودروهاي اسقاطي شد. طنز تاریخ اینجاست که همان کسانی که از اداره امور جاری شرکت بزرگ مینو ناتوان ماندند، خسرو شاهی را سرمایه دار وابسته و رانتی می دانستند که بی هیچ صلاحیتی و صرفا در زد و بند با حکومت، پولی انباشته و کارخانه ای راه انداخته است!
♻️ خسرو شاهی ثابت کرد که در بیرون از ایران هم کارآفرین بزرگی است و استعدادی که اكنون در خدمت جامعه مرفه کاناداست چه بسا می توانست، مشکلی از جامعه گرفتار ایران حل کند. اين خاندان نه تنها ضديتي با انقلاب نداشتند بلكه در ابتداي سال 58 در تكاپوي توسعه و افتتاح فاز جديدي از كارخانه خود بودند! حتي كاظم خسروشاهي در هنگام مصادره اموال، براي عقد قرارداد تجاري جديد در خارج از كشور به سر مي برد.
♻️ تعدادی از نوادگان خسرو شاهی ها مثل علی و هادی پرتو در فیسبوک، دراپ باکس، زاپوش، ایر بی آن بی و دیگر استارتاپ ها سرمایه گذاری کرده و غولی در این صنعت شدند. امیر و کاوه خسروشاهی در حوزه بانکی در آمریکا فعالیت می کنند و از منتقدین جدی سیاست های ترامپ به حساب می آیند
♻️ حسن خسروشاهي به عنوان نابغه كارآفريني مدتي است كه نابينا شده و مسلما دیگر به ثروت مصادره شده و اسقاط شده خود در ایران، نیازی ندارد ولی ای کاش تا زنده است از او که تمام داشته هایش ناشی از نبوغ و کار و شرافت بود، اعاده حیثیت شود
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
و اینجا در اینستاگرام با من باش
📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o
27 375
♈️ بخشی از نطق مهندس مهدی بازرگان؛۱۵ مهر ۱۳۶۰ در مجلس شورا
آنچه خواهید شنید، نه سخنی است سیاستمدارانه و نه لایحهای دفاعیه. درد دلی است از قلبهای سوخته و استغاثه از جانب کسی که قبول دارید سالهای طولانی از عمر پر فراز و نشیب خود را در آرزوی آزادی و استقلال ملت عزیز ایران و عدالت و اسلام به جای اختناق اسارت و جور و کفر به سر برده. تلاشها و توفیقها داشته، محرومیتها کشیده،...حالا هم که به آخرین روزهای زندگی رسیده و در اشتیاق لقاءالله است…
آتشی هولناک در کشور عزیزمان شعلهور گشتهاست. خرمن امت و دولت و دین را مورد تهدید قرار داده. کمتر کسی است که درصدد خاموش کردن آن برآید و بعضی میکوشند آتش را افروختهتر ساخته و بر خرمن طرف مقابل بیندازند. همه بلعیده میشوند... افرادی بی گناه در معابر و منازل بی جهت کشته و معلول میشوند و همچنین نونهالان دختر و پسر کسان وابسته و هوادار که در درگیریهای خیابانی و دادگاههای انقلابی، قربانی التقاط و انحراف یا انتقام میگردند. نونهالانی که هر چه باشد جگر گوشگان و پرورش یافتگان امید این مملکتند. عاشقوار یا دیوانهوار، فداکار یا گناهکار، در طاس لغزنده افتادهاند. در حالیکه هر طرف گروه مقابل را منافق یا مرتجع و ضداسلام و عامل امپریالیسم میخواند، نه روحانیون ارجمند و مکتبیهای غیرتمندمان از آمریکا وارد شدهاند و نه جوانان جانباز در خانوادههای آمریکایی زائیده و بزرگ گشتهاند که بتوان مزدورشان خواند. پس چرا اینسان ریختن خون یکدیگر را مباح و بلکه واجب میشمارند؟...
🔰 رفسنجانی: آقای بازرگان الان جای این حرفها نیست...
🔰یکی از نمایندگان خطاب به بازرگان: [برو مسخره...] چَرت نگو
🔰احمد توکلی: اصلاً نشستن در این جلسه خلاف شرع است، بیائید بیرون. بیائید بیرون...
🔰 یکی دیگر از نمایندگان: تمام کن مرتیکه. (عده ای از نمایندگان جلسه را ترک میکنند).
🔰عبدالرضا اسدی نیا (معروف به عادل): (با داد و قال) مرگ بر بازرگان که شعار مردم است، مرگ بر بازرگان، مرگ بر بازرگان. مرگ بر بازرگان...این شعار ملت است .(همهمه نمایندگان).
🔰هاشمی رفسنجانی: آقای اسدی نیا …شلوغ نکنید.
🔰 یکی از نمایندگان: بازرگان از مرگ انور سادات ناراحت است. برو گمشو مرتیکه، برو گمشو
🔰صادق خلخالی (با فریاد بلند): بازرگان باید محاکمه بشود. این آقا جزو ملت ایران نیست، آمریکائی است.
🔰 (خلخالی در حالی که میکروفون را از جلوی مهندس بازرگان میکِشد داد میزند بیا برو کنار، برو کنار، برو کنار...
🔰بعد رو به رفسنجانی میگوید: چرا میگذارید ایشان صحبت کند این بلندگو مال مردم است نه کسی که در مقابل ملت ایران ایستادگی کند.
🔰عابدین زاده: (خطاب به بازرگان) مُردنی، قالتاق، آمریکائی....
🔰 احمد توکلی: قرآن میگوید در قصاص حیات است آقای بازرگان میگوید نه...
🔰خلخالی دوباره داد میزند: بازرگان میگه این بچهها آمریکائی نیستند و از خارج نیامده اند. اینها همان بچههای ساواکیها هستند که تو بر ما مسلط کردی آقا (همهمه نمایندگان)
🔰 یکی از نمایندگان: (خطاب به بازرگان) تو تمام احکام دادگاههای انقلاب را باطل شمردی.
🔰 احمد توکلی: مگر مردم نمیگفتند مرگ بر بازرگان؟ چرا نشستهاید... بازرگان مرگ بر تو، ننگ بر تو...
♈️مهندس بازرگان: آتشی هولناک در کشور عزیزمان شعلهور گشتهاست...
🔰 آری ، این چنین بود برادر !
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
و اینجا در اینستاگرام با من باش
📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o
27 375
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
و اینجا در اینستاگرام با من باش
📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o
27 375
✍️ ادارات بدون آبدارچی و امنیت ملی با دلار ایکسهزار تومانی
محمدرضا اسلامی
ماجرای آبدارچی دیوان عالی کشور هنوز در دست بررسی است(شاید هم مشابه برخی اتفاقات امنیتی هرگز مشخص نشود) اما این اتفاق را باید از منظری بزرگتر باید دید.
پیش از پرداختن به این بحث مروری کنیم روی بودجه رسمی کشور سوریه در سال ۲۰۲۴:
🔵 بودجه مصوب مجلس کشور سوریه در سال گذشته ۳۵،۵۰۰ میلیارد پوند سوری
معادل ۳.۱ میلیارد دلار بوده است.
این جمله چه معنی ای می دهد؟ بگذارید این جمله را اینگونه با هم بخوانیم:
با بودجه کشور سوریه کلا ۲ تا برج خلیفه می شود ساخت.
(هزینه احداث برج خلیفه حدودا ۱.۵ میلیارد دلار بوده است).
این یعنی که یک تاجر عرب یا یک تاجر آمریکایی می توانند کل بودجه کشور سوریه را تامین کنند.
بودجه کشور سوریه در سال قبل یعنی در ۲۰۲۳ چقدر بوده است؟
۵.۴ میلیارد دلار
چنین وضعیتی منجر به چه می شود؟ نگاهی به مصاحبه اخیر نخست وزیر سابق سوریه بسیار تکان دهنده است.
محمد جلالی نخست وزیر سوریه (در زمان بشار اسد) مصاحبهای کرده و گفته: حقوق منِ نخست وزیر ۱۴۰ دلار در ماه بوده است.
این یعنی که قطعا «آبدارچی نخست وزیر» یا راننده نخست وزیر یا حتی مسئول دفتر او رقمی بسیار کمتر از ۱۴۰ دلار در ماه دریافت میکردهاند.
این یعنی که یک مهندس آمریکایی با پول خرد هزینه بنزین ماشینش میتواند حقوق نخست وزیر سوریه را بدهد. این یعنی یک تاجر اماراتی میتواند با پول خردی که برای خشکشویی لباس و پارکینگ ماشیناش می دهد حقوق نخست وزیر سوریه را پرداخت کند.
و آیا «مقاومت» وقتی که آبدارچی و سرباز حقوقش اینگونه است و نخست وزیر حقوقش آنگونه است معنی دارد؟ (جالب اینکه بدانیم او پیش از آنکه نخستوزیر بشار بشود رئیس دانشگاه بوده).
این یک جلوه وحشتناک از فقر است. اما ماجرا در همین جا متوقف نیست. فقر جلوههای بدتری هم دارد.
🔵 بازگردیم به مسئله آبدارچی دیوان عالی کشور و ببینیم ارتباط این اتفاق با اتفاقات چند ماه اخیر در منطقه چیست؟
طی ماههای گذشته موساد اسرائیل جلوه های عجیب و جدیدی از توان اطلاعاتی خود را نشان داد. مسئله پیجرها یک شوک برای جهان عرب بود و مسئله ترور سیدحسن نصراله نمونه دیگری از اشراف اطلاعاتی اسرائیل بر محرمانهترین امور تشکیلاتی حزباله بود. در تمام این اقدامات اخیرِ اسرائیل رد پای آبدارچیها و یا افرادی را می توان دید که با حقوق ۱۴۰ دلار در ماه زیسته اند و حاضر به فروش اطلاعات محرمانه به نیروهای اسرائیلی در ازای چندهزار دلار بوده اند. Credit اصلی از آنِ سیستم اطلاعاتی اسرائیل و موساد نیست بلکه Credit اصلی از آن فقر است. وقتی که موساد از لحظه (ساعت، دقیقه، ثانیه) موقعیت سیدحسن نصراله اطلاعات دارد یعنی در همان تشکیلات حزباله افرادی هستند که تا این حد نشتی اطلاعات محرمانه و فوق محرمانه دارند.
در تمام اجزای افراد پیرامون فرماندهان حماس، افرادی هستند که سالهاست خسته از درآمدهای ۱۰۰دلار در ماه زندگی کرده اند. همین افراد عامل نشت اطلاعات حماس و خبردادن لحظه/موقعیت فرماندهان بوده اند.
جلوه فقر فقط نخستوزیر سوریه نیست. جلوه فقر فقط «نجنگیدنِ ارتش» سوریه نیست. جلوه فقر جایی است که آبدارچی تو را می فروشد. جایی است که معتمدین سیدحسن نصراله نیز موقعیتِ لحظهای فرمانده حزباله را در ازای چندهزار دلار (یا چندصدهزار دلار) میفروشند.
مقاومت، با فقر بی معناست. چون تو میتوانی مقاومت کنی(و ممکن است بخواهی به مقاومت ادامه بدهی) ولی پیرامونِ تو افراد به مرز جاریشدگی Yeilding رسیده اند. ممکن است سردار حاجی زاده فرمانده نیروی هوا فضا بخواهد مقاومت کند ولی وقتی که آبدارچیِ حاجی زاده از درون بریده باشد، و یا راننده حاجی زاده به مرز Yeilding رسیده باشد، مقاومت چگونه ممکن است؟
🔵 آقای پورمحمدی (که در انتخابات ریاست جمهوری آنطور هوشمندانه سخن میگفت) دیروز آمده مقابل دوربین و گفته:
ضارب «در هنگام ترور از منافقین صحبت کرده و شعار میداده که نشان میدهد هدفدار آمده بود.»
آقای پورمحمدی آدم کم هوشی نیست ولی چطور مسئله را به سازمان مجاهدین تقلیل می دهد. آیا او ندیده که این چندماه اخیر در منطقه چه مسائلی رخ داده است؟ ترور اسماعیل هنیه را ندیده؟
🔵صورت مساله کشور ایران امروز یک چیز است: اقتصاد.
فقط همین. روند کشور با مسیر فعلی و با دلار صد یا دویست هزار تومانی به نقطهای خواهد رسید که نه کوچکزاده به آبدارچی اش اعتماد خواهد داشت و نه پورمحمدی به برادرِ راننده اش.
ویروس فقر بیش از ویروس کرونا به انسانها نزدیک میشود.
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
و اینجا در اینستاگرام با من باش
📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o
27 375
🔳♦️كسي كه به نام «بازرگان » بود و نه به پيشه و حرفه
✍️قاسم خرمي
30 دي، مصادف است با سالروز درگذشت مهندس مهدي بازرگان، نخستين نخست وزير سالهاي بعد از پيروزي انقلاب اسلامي.
از پيروزي انقلاب 57، نزديك به نيم قرن گذشته و وقت آن است كه دست از غيريت سازي هاي ايدئولوژيك برداريم و «خودِ» آدم هاي آن روزها را صرفا از زاويه «ديگري» نبينيم و نسنجيم؛ بازرگان سالهاست كه درگذشته و دوره دولت موقت او هم ديگر، يك پديده تاريخي و يك موضوع پژوهشي به حساب مي آيد.
اينكه بگوئيم او چند دهه از زمانه خودش جلو بود؛ شايد حرف اغراق آميزي باشد؛ او حتي فرزند زمانه خودش هم بود اما در زمان درستي در مستند قدرت قرار نگرفت؛ مرد زمانه كشمكش و هياهو نبود
بازرگان، اگر چه از منتقدين و مخالفين موقر رژيم پهلوي و از همراهان صديق آيت الله خميني بود اما نسبتي با تندي ها و تيزي ها و تلخي هاي سالهاي نخست پيروزي انقلاب نداشت. او بيشتر يك اصلاح طلب حلم انديش بود تا انقلابي بنيان كن. نمونه هايي مثل او شايد اين روزها، بيشتر به درد جامعه ايران مي خورد.
شايد يكي از بدترين دوران زندگي سياسي و مبارزاتي او، همان چند ماهي بود كه با همه مسالمت جويي هاي ذاتي، قرار بود به عنوان نخست وزير انقلاب، مجري شعارهاي تند افشا كن و الغاء كن و اعدام كن و نماينده شور و هيجانات جامعه توده وار آن سالها باشد.
مهدي بازرگان 30 سال قبل از پيروزي انقلاب اسلامي در مراسم مرگ و سوگواري دوستش خليل ارجمند بنيانگذار صنايع «ارج » عبارتي عميق و دقيق عنوان كرد كه هنوز هيچ كارآفرين ايراني به اين زيبايي توصيف نشده است.
او گفت: « خلیل ارجمند 30 سال عمر کرد اما به اندازه 300 سال کار کرد و به این مملکت خدمت کرد».
بازي روزگار چنان تناقض آميز شد كه در آغاز نخست وزيري بازرگان، صنايع ارج از نخستين كارخانه هاي صنعتي و خصوصي كشور بود كه به مصادره دولت او در آمد و نابود شد!
با خط مشي سياسي بازرگان، مي توان مخالف بود اما تاكنون هيچكس در صداقت، باورمندي، اعتدال، وطن خواهي و سلامت نفس او ترديد نكرده است. به همين دليل، عبدالكريم سروش، در باره اش نوشت كه «بازرگان، فقط به اسم بازرگان بود، نه به پيشه و حرفه »! و حتي آيت الله مصباح يزدي هم يكبار خطاب به رحيم مشايي كه باد تلفيق اسلام و باستان در سر انداخته بود، گفت كه بي خود اداي بازرگان را در نياوريد كه او آدم سالم و صادقي بود!
دردهه 40 و 50 با اينكه با چريك بازي و مبارزه مسلحانه نسبتي نداشت و حتي سالها قبل در دادگاه حكومت پهلوي هشدار داده بود كه ما آخرين نسلي هستيم كه بدون تفنگ با شما سخن مي گوييم! با اين حال، زماني كه مجاهدين خلق براي دريافت كمك مالي به سراغ او رفته بودند، گفت من مشي شما را قبول ندارم اما اگر نيازتان شديد است حاضرم منزل مسكوني ام را بفروشم و پولش را به شما بدهم.
در سالهاي كه بازرگان معزول و مغضوب شده بود، همان مجاهدين به سراغ او رفتند تا با استفاده از دلشكستگي و گوشه نشيني اش، او را دعوت به عضويت و پيوستن به سازمان متبوعشان موسوم به « شورای ملی مقاومت ایران» كنند. بازرگان با همان طنز كلامي هميشگي اش، خطاب به آنها گفته بود به آقاي رجوي بگوييد « من همسر جوان ندارم و به درد شما نمي خورم! ». اشاره كنايه آميز او به جنبش طلاق هاي اجباري و ايدئولوژيك اين سازمان درسال 63 و تصرف مریم عضدانلو همسر مهدي ابريشم چي، توسط مسعود رجوي بود.
با همه اینها، مهدی بازرگان را باید همانند نام كتابش، نماینده «سازگاری روح ایرانی» به حساب آورد. از معدود ایرانی هایی بود که ظرفیتش فراتر از مقامش بود و هيچ وقت حقيقت را به مسلخ مصلحت نبرد
🌺يادش گرامي
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
و اینجا در اینستاگرام با من باش
📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o
27 375
سال ۸۶، همین آقای #کوچکاف به خبرنگار روزنامه شرق تهمت «زنازادگی» زد و #ابراهیم_نبوی در یادداشتی که نثار کوچکزاده کرد، از طرف او از خبرنگار عذرخواهی کرده بود.
یکی دو روزی بود که میخواستم بازنشرش کنم و دودل بودم. حالا که خبر آسمانی شدنش آمد، بدی نیست بخوانید:
«مهدی کوچکزاده، بچه پرروی هیز دانشکده ما»
منِ سیدابراهیم نبوی نادان در سال ۱۳۵۶ یکی از کارهایم که حالا مثل سگ از آن پشیمانم، این بود که بچه سوسولهای بیتفاوت به سیاست را نصیحت کنم و بکشانم به فعالیت انقلابی و سیاسی و کتاب های دکتر شریعتی را بدهم بخوانند؛ دستم بشکند الهی!
این مهدی کوچکزاده از آن بچه پولدارهای سوسول دختر باز دانشکده کشاورزی بود که یک روز در حال خراب کشفاش کردم. احساس نجات بشر فاسد به من دست داد و مخش را حسابی زدم. یواش یواش از آن کارهای بد دست برداشت و گاهی کتاب میخواند و به تدریج انقلابی و نسبت به مسائل سیاسی فعال شد. اما تا بعد از انقلاب هم به سختی میشد از فضای سوسولی دانشکده درش آورد.
بعد از انقلاب شجاعتش گل کرد و همراه شد با بقیه بچه های دانشگاه و دست از خوردن زهرماری هم برداشت. بشکند این دست که نمک ندارد. ای داور نبوی! آبت نبود، نانت نبود، چی بود که یک موجودی را که میشد یک معلم دبستان خوب شود، کاری کردی که به چنین جانوری تبدیل شد؟
بعد از انقلاب مهدی کوچک زاده که در رشته خاکشناسی دانشکده کشاورزی درس میخواند، مدتی رفت جهاد سازندگی. همیشه تلپ بود در سازمان دانشجویان مسلمان و همیشه هم در هر جلسهای وقت میگرفت تا حرف بزند. بچهها هم چون میدانستند چه درفشانی میخواهد بکند، معمولا به او وقت نمی دادند. این اصطلاح جا افتاده بود که «باز کوچکزاده میخواد حرف بزنه»، و این آغاز فاجعه بود.
در همان جهاد سازندگی بود که اینقدر خنگ بازی در آورد که بچهها برای اینکه از سر بازش کنند فرستادندش برای پشتیبانی جنگ. رفت و در همانجا از بخت بد مجروح شد و برگشت. یک پایش را از دست داد. آن روزها دو فرزند داشت و تازه زندگی را شروع کرده بود.
بالاخره یک روز آمد به خانه ما، بدجور بریده بود. احساس میکرد سرش را در جنگ کلاه گذاشتهاند و الکی الکی پایش را از دست داده است. بچهها تلاش کردند تا از این حال درش بیاورند، بدجور بریده بود. تا بالاخره بورس گرفت و رفت هلند و در همان رشته خاکشناسی درسش را با پول وزارت جهاد به عنوان جانباز جنگ خواند و برگشت.
وقتی برگشت زندگی در هلند عقلش را سرجا آورده بود. بچه پرروی دانشکده، راه ورود به قدرت را پیدا کرد. رفت به جهاد دانشگاهی و از آنجا وارد فرمول اللهکرم و احمدینژاد شد. مطابق این فرمول شما اگر پررو باشید و یک مدرک دانشگاهی هم داشته باشید و یک چفیه هم روی دوشتان بیندازید، میتوانید تمام مشکلات زندگیتان را حل کنید.
اوایل دهه هفتاد بود، من مسوول غرفه گل آقا در نمایشگاه بین المللی کتاب بودم که یک باره دیدم این بچه پررو با آن چشم های زاغول هیزش که همیشه خدا در دانشکده باید کنترلش می کردی، دارد به من نگاه میکند. آمد نزدیک و گفت: «توی ضدانقلاب هم در گل آقا علیه نظام هنوز فعالیت می کنی؟»
من هم مثل امروز کمی عصبانی بودم، گفتم: «هر کی گفت نون و پنیر، تو یکی سرتو بذار و بمیر! بشکنه این دست که نمک نداره! خوبه من بالا و پائین تو رو دیدم. خوبه من عرق خوری و دختر بازیات رو دیدم» (در اینجا از همه عرق خورهای عزیز و دختر بازهای محترم عذر میخواهم، علت اینکه این حرفها را به او زدم این بود که خیلی جانماز آب میکشید) او هم رفت و به راهی که داشت ادامه داد.
می گوید: هر که گریزد ز خراجات شهر، جورکش غول بیابان شود.
من خیلی آدم احمقی بودم که این بچه پرروی نادان را از یک زندگی معمولی که در آن میتوانست حداقل یک معلم ریاضی خوب در دبستان یا مدرسه راهنمایی شود، به طرف سیاست کشیدم! من از خبرنگار شرق هم از طرف این بچه پررو عذر میخواهم. واقعا عذر میخواهم.
امروز خواندم که بچه پرروی دانشکده ما یعنی مهدی کوچکزاده با یک خبرنگار روزنامه شرق درگیر شده، من از آن خبرنگار عذر میخواهم، این تازه روز خوبش است، قبلا گاز هم می گرفت.
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
و اینجا در اینستاگرام با من باش
📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o
27 375
Repost from مرکز آموزش مدیران شریف
🎓 دانشکده مدیریت و اقتصاد دانشگاه صنعتی شریف
«رهبران موفق بهجای تمرکز بر مشکلات، بر فرصتها تمرکز میکنند.»
John C. Maxwell
با افتخار اعلام میکند پیشثبتنام دوره آتی Executive Master of Business Administration (EMBA) آغاز شده است!
دوره EMBA با هدف ارتقای توانمندیهای مدیریتی و رهبری، ارائه بینش عمیق و کاربردی در حوزه مدیریت و ایجاد بستری برای توسعه شبکههای حرفهای طراحی شده است.
📌 ویژه مدیران ارشد، رهبران سازمانی و کارآفرینان
دوره در ۲۴۰ ساعت به مدت یکسال با همکاری اساتید برتر، برگزار خواهد شد و شامل ۱۰ درس خواهد بود.
▪️ پنج درس اصلی
۱. مدیریت مالی (Financial Management)
۲. استراتژی (Strategy)
۳. اقتصاد برای مدیران (Economics for Managers)
۴. بازاریابی (Marketing)
۵. رفتار سازمانی (Organizational Behavior)
🔗 اطلاعات بیشتر و پیشثبتنام:
📞 فرم تماس و درخواست مشاوره
درصورت نیاز به ارتباط با کارشناسان مجموعه لطفا با شماره زیر تماس برقرار فرمایید.
02182804071
📱 Sharif_Executive_Education
27 375
✅تحلیل سیاست در هفتهای که گذشت
از شوخی خرکی تلویزیون تا پرکاری دولت
🔸مهمانان تلویزیون بدبخت شدند
هادی عامل، گزارشگر عزیز کشتی، به پخش برنامهای در تلویزیون که در آن به او کفن و اعلامیه فوتش را هدیه داده بودند اعتراض کرد و باعث شد همه، حتی خود رئیس صدا و سیما بفهمند که چنین برنامهای هم در صدا و سیما ساخته شده است و از آن انتقاد کردند!
حق آقای عامل بود که چنین کند؛ اما به نظرم با این کارش مهمانهای بعدی همه برنامههای تلویزیون را بدبخت کرد! حالا مدیران و برنامهسازان تلویزیون فهمیدهاند که با این روش میتوانند باعث دیده شدن برنامهای شوند که ۶ بار پخش شده و هیچکس ندیده است. بنابر این از این به بعد انواع «شوخی خرکی» را با مهمانهای خود میکنند...
مهمانهای عزیز صدا و سیما! از ما گفتن بود، حواستان را جمع کنید.
🔸 میرسلیم در لندکروز
این هفته عکسی از مصطفی میرسلیم صاحب نظریهی جهانی «۲۰۶ با لندکروز فرق نمیکند» منتشر شد که نشان میداد وی در لندکروز نشسته است.
درستش هم همین است. اصلا این نظریه برای همین آفریده شده که مسئولان ما بتوانند سادهزیستی را با تجمل جمع کنند! اما غیر از میرسلیم کسی چنین نبوغی نداشته که چنین حرفی بزند. مثلا آن کسی که در گرانی گوشت و مرغ، مردم را دعوت به خوردن اشکنه میکرد، به مخش نمیرسید بگوید «اشکنه با چلوکباب فرق نمیکند»؛ که اگر میگفت، میتواتست هر بار که گوشت مفصلی میخورد ادعا کند که کاملا سادهزیست و همراه مردم است و غیر از اشکنه به چیزی لب نمیزند.
بیخود نیست میرسلیم این همه شغل دارد: در بین مسئولان ایرانی، نابغهشان میرسلیم است!
🔸 آتش در لوسآنجلس، دستاورد در تهران
آتشسوزی در لوسآنجلس، اتفاق دیگر هفته گذشته بود که دنیا را تکان داد، اما در ایران نتایج دیگری از آن گرفته شد؛ از جمله اینکه مردم آمریکا تقاص عدم حمایت از غزه را میدهند. معلوم نیست اگر این تقاص است چرا فقط در لوسآنجلس؟! و مهمتر اینکه چرا خود اسرائیل آتش نمیگیرد؟!
البته این تازه آغاز داستان است. این آتشسوزی میتواند باعث دستاوردسازی در ایران هم شود. مثلا اگر چندماه بعد شهرداری تهران اعلام کرد که موفق شده در سال جاری چندین میلیون هکتار به فضای سبز و فضای مسکونی تهران افزوده تعجب نکنید. آنها حساب میکنند که میشد اینجا هم مثل لوسآنجلس آتش بگیرد و همه چیز بسوزد؛ اما حالا که نسوخته یعنی دستاورد دیگر!
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
و اینجا در اینستاگرام با من باش
📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o
27 375
◀️ یک خاطره واقعی از دادگاه من و قاضی مرتضوی
✍️ابراهیم نبوی- یادش امروز گرامی
من در کل دوره روزنامهنگاری عصر اصلاحات، یک نوشته جدی چاپ کردم که در آن از انقلاب دفاع کردم و نوشتم که ما نباید کشور را علیه انقلابی که ملت بزرگ ایران کردند و حاصل آن جمهوری اسلامی بود، به اغتشاش بکشیم!
این نوشته را که مثلا خیلی محافظهکارانه با عنوان "پاسخ چماق سنگ نیست" و با اشاره به جمله مشابه این تیتر از مرحوم عزتالله سحابی نوشته بودم.
از قضا مورد بیشترین شکایت قرار گرفت و دادستان کلی در موردش توضیح داد که من چقدر ضدانقلاب هستم.
من برای دفاع به مرتضوی گفتم که: آیا دادگاه اجازه میدهد من برای توضیح این اتهام داستانی را تعریف کنم؟
مرتضوی گفت: این داستان واقعیت داره یا خودت ساختی؟
گفتم: واقعیت داره
فکری کرد و گفت: بگو
گفتم: در اوایل انقلاب آقای ناصر ملکمطیعی به دادگاه انقلاب احضار شد. نمیدانست چرا؟ با خودش فکر کرد، حتما خواهند گفت: تو در فیلم ها بیحرمتی کردی، عرق خوردی، کافه به هم ریختی، چاقوکشی کردی، به زن نامحرم نگاه کردی...
همه اینها را فکر کرد و غصه خورد و نیمه شب یادش آمد که نه! همه اینها به کنار، ولی من نقش امیرکبیر را هم در سلطانصاحبقران بازی کردم.
با خودش گفت: اگر به دادگاه رفتم و از من پرسیدند چرا نقش کسی را بازی کردی که در فیلمها بیحرمتی کرد و عرق خورد و چاقو کشید، خواهم گفت: من که فقط آن نقش را بازی نکردم، نقش امیرکبیر را هم بازی کردم، مردی که اقتصاد ایران را نجات داد، دارالفنون را افتتاح کرد و با استعمار مبارزه کرد.
با این فکر با خیال راحت صبح به دادگاه رفت و به محض باز شدن در با یک قاضی مواجه شد.
قاضی گفت: "آقای ملکمطیعی! شما متهم هستید که نقش امیرکبیر رو بازی کردید، کسی که اقتصاد ایران را نابود کرد، کسی که با ایجاد دارالفنون پای تهاجم فرهنگی غرب را به ایران باز کرد و کسی که عامل استمرار استبداد و دیکتاتوری ستمشاهی ناصرالدین شاه بود."
ناصر ملکمطیعی در حالی که دستپاچه شده بود، گفت: "نه قربان، من که فقط نقش امیرکبیر را بازی نکردم، من چاقو کشی کردم، عرق خوردم، کافه به هم ریختم، بیحرمتی کردم، به زن نامحرم نگاه کردم و ..."
بعد گفتم: آقای مرتضوی من که فقط در این مقاله از انقلاب دفاع نکردم، من اِشاعه اکاذیب کردم، به مسوولان نظام اهانت کردم، من تشویش اذهان عمومی کردم و ...
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
و اینجا در اینستاگرام با من باش
📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o
