ch
Feedback
دیده‌بان

دیده‌بان

前往频道在 Telegram

درکوی نیک‌نامان، مارا گذر ندادند گر تو نمی‌پسندی، تغییرده قضا را... ماشااله ذراتی @andishgar

显示更多
348
订阅者
无数据24 小时
+17
-130
帖子存档
دقیقاً در همین نقطه است که روانشناسی اجتماعی و جامعه‌شناسی سیاسی به هم می‌رسند، زیرا پایداری اجتماعی زمانی تقویت می‌شود که مردم احساس کنند در امتداد یک سنت معنادار و ریشه‌دار قرار دارند و نظام رهبری، بر مدار اصل ولایت و سنت‌های الهی و تداوم هویت دینی استوار است، نه خلأ، بحران یا گسست قدرت. از این زاویه، مجلس خبرگان رهبری در ساختار جمهوری اسلامی، کارکردی مشابه «امتِ شاهد» یا «جمعِ تاییدکننده» دارد. این تمهید نهادی، در سطح روانی نیز مهم است، زیرا وقتی مردم ببینند جانشینی بر پایه ضابطه و شایستگی و نه هیجان است، اضطراب جمعی کاهش می‌یابد و حس آرامش و سکینه بالا می‌رود. در جامعه‌ای که در معرض فشار خارجی، جنگ روانی و رقابت‌های تمدنی است، چنین آرامش و دلگرمی‌ای، بخشی از امنیت ملی محسوب می‌شود. قانون اساسی جمهوری اسلامی دقیقاً برای همین وضعیت، سازوکار «انتخاب رهبر در کوتاه‌ترین زمان» نیز شورای موقت در صورت فقدان رهبر را پیش‌بینی کرده است. از منظر فرهنگی، غدیر زمانی معنا می‌یابد که به میدان عمومی جامعه بیاید؛ در جشن‌ها، راهپیمایی‌ها، آیین‌های محله‌ای و مناسک جمعی. این حضور جمعی فقط نمایش احساسات نیست، نوعی بازتولید سرمایه اجتماعی است. آیین‌های دسته‌جمعی به افراد یادآوری می‌کند تعلق، یک تجربه فردی خاموش نیست، بلکه واقعیتی زیسته و مشترک است. به همین دلیل، در سنت شیعی، غدیر همیشه با دعوت به شادی، اطعام، بیعت، دیدار و هم‌افزایی اجتماعی همراه است. این الگو، جامعه را از اتمیزه‌ شدن و فردگرایی حفظ می‌کند و در برابر تبلیغات تفرقه‌ساز، سپری نمادین می‌سازد. در سطح کلان‌تر، تجربه انقلاب اسلامی نیز نشان داد جهان معاصر - برخلاف تصور ایدئولوژی‌های مسلط قرن بیستم - هنوز تشنه معنویت، عدالت و پیوند اخلاقی است. مدل‌هایی که فقط بر قدرت مادی یا فردگرایی افراطی تکیه می‌کنند، در لحظه بحران با کمبود معنا روبه‌رو می‌شوند. در مقابل، فرهنگ غدیر با ترکیب وحی، عقلانیت، تعهد، شایستگی و عاطفه جمعی، الگویی از «حکمرانی دل و عقل» می‌سازد؛ الگویی که در آن، رهبری صرفاً ابزار اداره نیست، بلکه زبان حفظ هویت و استمرار تاریخی است. از این منظر، هر انتقال موفق در رأس هرم رهبری، آزمونی برای سنجش بلوغ نهادی جامعه است. نتیجه آنکه، غدیر خم را باید بیش از هر چیز، مدرسه‌ای برای فهم «پیوستگی» دانست؛ پیوستگی میان پیام و نهاد، میان ایمان و نظم سیاسی، میان عاطفه و قانون و میان گذشته و آینده. اگر جامعه‌ای بتواند این پیوستگی را حفظ کند، حتی در سخت‌ترین لحظه‌ها نیز از معنا تهی نمی‌شود. در زبان شیعه، ولایت همان رشته‌ای است که این پیوستگی را نگاه می‌دارد؛ رشته‌ای که از غدیر آغاز می‌شود، در فقه سیاسی صورت نهادی می‌گیرد، در آیین‌های جمعی زنده می‌ماند و در حافظه تاریخی امت، به ‌مثابه عهدی برای ادامه مسیر ثبت می‌شود. فقدان پیشوای شهیدمان در عید غدیر امسال، فقط از دست دادن یک شخصیت سیاسی یا یک مرجع دینی نبود، گویی ستون عاطفی یک نسل و پناه معنوی یک امت از برابر دیدگان ما پر کشید. هنوز اندوه آن سحر سنگین بر دل‌های مردم جاری است؛ اندوه مردی که سال‌ها در میانه توفان‌ها برای این ملت نقش پدر، راهنما و تکیه‌گاه را ایفا کرد اما مهم آن است که همین عبور شگفت‌انگیز آرام و مقتدرانه جامعه از لحظه فقدان به مرحله استقرار رهبر جدید، خود بزرگ‌ترین نشانه موفقیت مکتب تربیتی آن امام شهید و کارآمدی نظام ولایت فقیه برآمده از مکتب غدیر است. ایشان ملتی تربیت کردند که در سخت‌ترین لحظه‌ها دچار فروپاشی و سرگردانی نمی‌شود؛ امتی که آموخته ولایت، وابسته به جسم اشخاص نیست، بلکه حقیقتی جاری در ایمان، آگاهی و هویت جمعی جامعه است. این تاب‌آوری تاریخی، در حقیقت آخرین و ماندگارترین میراث رهبر شهید انقلاب اسلامی برای ایران و جهان اسلام بود؛ اینکه حتی شهادتش نیز نتوانست چراغ راه ولایت را خاموش کند، بلکه آن را در دل میلیون‌ها انسان روشن‌تر کرد. vtn.ir/001kxN @dideh_baan

نسبت غدیر، رهبری و پایداری اجتماعی ولایت؛ ستون پایداری جامعه ماشاءالله ذراتی: گاهی تاریخ، حقیقت‌های بزرگ را از زبان دشمنان روایت می‌کند. 12 خرداد، در آستانه عید غدیر، آنگاه که مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا از «زنده بودن» و «فعال‌تر شدن» آیت‌الله سیدمجتبی حسینی‌خامنه‌ای حفظه‌الله تعالی سخن گفت، ناخواسته پرده از حقیقتی عمیق‌تر برداشت؛ حقیقتِ زنده و جاری بودن «ولایت». گویی جهان سیاست بار دیگر به زبان اعتراف رسید که در منطق شیعه، مفهوم ولایت صرفاً یک شخص یا یک ساختار سیاسی نیست، بلکه رشته‌ای ممتد از هدایت، هویت و تداوم تاریخی است؛ همان نوری که از غدیر آغاز شد و در هر عصر، خود را در قامت «ولی/ رهبر» و پیوند امت اسلام با آرمان‌های الهی بازتولید می‌کند. این شاید همان اقرار ناخودآگاه زمانه باشد که «ولایت» را نمی‌توان با ترور، جنگ یا هیاهوی رسانه‌ای متوقف کرد، زیرا پیش از آنکه یک قدرت سیاسی باشد، یک حقیقت زنده در حافظه تاریخی و عاطفی امت اسلام است. غدیر خم در حافظه شیعه فقط یک رخداد تاریخی نیست، بلکه لحظه‌ای است که در آن «هدایت» از سطح پیام به سطح «نهاد» ارتقا می‌یابد. در منطق کلامی و اجتماعی تشیع، غدیر نشان می‌دهد جامعه دینی برای بقا، نیازمند پیوندی همزمان با مشروعیت الهی، شایستگی انسانی و پذیرش جمعی است. از منظر جامعه‌شناسی سیاسی شیعه، غدیر لحظه‌ای است که ولایت به صورت یک سازوکار پایدارِ بازتولید نظم اجتماعی فهم می‌شود. توقف کاروان در گرمای سخت، اعلام عمومی جانشینی و سپس اخذ بیعت، همه در سطح روان‌شناختی نوعی «برجستگی شناختی» ایجاد می‌کند؛ یعنی جامعه را وامی‌دارد یک تصمیم بنیادین را نه در حاشیه، بلکه در مرکز هویت جمعی خود ثبت کند. در چنین وضعی، تعهد فردی به یک رفتار علنی تبدیل می‌شود و همین آشکار شدن وفاداری، از تردیدهای بعد و شکاف‌های پسین جلوگیری می‌کند. این منطق با الگوهای شناخته‌شده در روانشناسی اجتماعی درباره «التزام و پایبندی» سازگار است؛ یعنی انسان‌ها پس از اعلام یک موضع، تمایل دارند رفتار خود را با آن هماهنگ نگه دارند. در سطح عمیق‌تر، غدیر را می‌توان پاسخ اسلام به نیاز انسان به «دلبستگی امن» دانست. در نظریه دلبستگی، انسان در وضعیت نااطمینانی و تهدید، به یک مرجع قابل اعتماد برای تنظیم هیجان و جهت‌یابی نیاز دارد. در خوانش شیعی، اعلام ولایت امیرالمومنین حضرت علی علیه‌السلام در غدیر فقط انتصاب سیاسی نیست، بلکه پاسخ به اضطراب امت در آستانه فقدان پیامبر اعظم صلی‌الله علیه و آله است. گویی جامعه دینی می‌آموزد مسیر هدایت نباید با فقدان بنیان‌گذار متوقف شود. اینجا ولایت به ‌مثابه یک پناهگاه معنایی عمل می‌کند؛ پناهگاهی که به مؤمنان می‌گوید آینده، بی‌صاحب و بی‌جهت رها نخواهد شد. این معنا در جمهوری اسلامی ایران نیز در قالب قانون اساسی بازتولید شد. در متن قانون اساسی، اصل پنجم استمرار رهبری در دوران غیبت را بر عهده فقیه عادل، باتقوا، شجاع، آگاه به زمان و دارای توان مدیریت می‌گذارد. اصل ۱۰۷ نیز انتخاب رهبر را به مجلس خبرگان واگذار و اصول ۱۰۹ و ۱۱۰ شرایط و اختیارات رهبری را روشن می‌کند. از این منظر، ساختار سیاسی جمهوری اسلامی خود را وارث یک منطق غدیری می‌داند: رهبری نه صرفاً امری شخصی و لحظه‌ای، بلکه نهادی مبتنی بر صلاحیت، نظارت و استمرار است. در چارچوب این منطق، هرگونه انتقال رهبری در جامعه شیعه را باید نه فقط به‌ عنوان جابه‌جایی فرد، بلکه به ‌مثابه آزمون تاب‌آوری اجتماعی فهم کرد. نظریه هویت اجتماعی توضیح می‌دهد افراد خود را از خلال عضویت در گروه‌ها تعریف می‌کنند و در لحظه‌ بحران، مرز میان «ما» و «دیگران» پررنگ‌تر می‌شود. به همین دلیل، اگر جامعه‌ای بتواند در شرایط بحران، روایت مرکزی هویت خود را حفظ کند، از فروپاشی نمادین عبور می‌کند. در سنت شیعی، غدیر دقیقاً چنین نقشی دارد؛ یک نقطه کانونی برای بازتعریف «ما»ی جمعی که هم دینی است و هم سیاسی، هم عاطفی است و هم نهادی. اگر رهبری جدیدی مطرح شود، مهم‌ترین پرسش جامعه‌شناختی این نیست: چه کسی آمده است؟ بلکه این است: جامعه چگونه این انتقال را معنا و هضم می‌کند؟ در نظریه ولایت فقیه، مشروعیت رهبری صرفاً محصول روایت‌سازی سیاسی نیست، بلکه ریشه در امتداد ولایت الهی در عصر غیبت کبرا و احراز شرایط شرعی رهبری دارد. نقش تبیین و روایت، نه در ایجاد مشروعیت، بلکه در فهم و درونی‌سازی این حقیقت از سوی جامعه است. از این منظر، اگر انتقال رهبری در چارچوب فرهنگ غدیر و استمرار خط ولایت باشد، جامعه آن را نه یک جابه‌جایی صرف سیاسی، بلکه تداوم یک عهد الهی و تاریخی تلقی می‌کند.

غدیر فقط یک جشن نیست؛ غدیر، نجوای بی‌صدای فریاد «هل من ناصر» در نبض تاریخ است. عهدی که بر دوش ماست، سنگین‌تر از آسمان و سبزتر
غدیر فقط یک جشن نیست؛ غدیر، نجوای بی‌صدای فریاد «هل من ناصر» در نبض تاریخ است. عهدی که بر دوش ماست، سنگین‌تر از آسمان و سبزتر از همیشه. اگر لحظه‌ای دست از دامان حق برداریم، گرگ‌های زمان جرئت می‌کنند؛ اگر سکوت کنیم، فریاد باطل بازار گرمی می‌کند؛ و اگر بنشینیم، دیگر کسی برای برپایی محمل «اشهد ان علی ولی الله» به پا نخواهد خاست. تا آخرین نفس، با ولایت می‌مانیم... چون غدیر، خط پایان ندارد؛ غدیر، آغاز راه است؛ راهی که امروز پرچمش به دست توست، آقا... #لبیک_یا_خامنه_ای نصرت و برکات خداوند بر رزمندگان اسلام 🤲 .

📍 تغییر بازی آمریکا در منطقه؛ یک فرستاده، ۲ جبهه؛ راهبرد تازه واشنگتن در عراق و سوریه 📝 چکیده ماشاءالله ذراتی: تحول اخیر در
📍 تغییر بازی آمریکا در منطقه؛ یک فرستاده، ۲ جبهه؛ راهبرد تازه واشنگتن در عراق و سوریه 📝 چکیده ماشاءالله ذراتی: تحول اخیر در سیاست آمریکا نسبت به سوریه و عراق، با ادغام پرونده‌های این دو کشور تحت فرستاده واحد «توماس باراک» در چارچوب «اول آمریکا»، صرفاً یک جابه‌جایی اداری نیست، بلکه نشانه بازتعریف میدان عمل واشنگتن در شامات و بین‌النهرین است. آمریکا این دو کشور را در قالب پازلی ژئوپلیتیک، پیوسته و به‌هم‌وابسته می‌بیند. از منظر ایران، این تغییر بخشی از بازآرایی فشار و مهار در همسایگی غربی است. اولویت آمریکا از «مهندسی سیاسی» به «مهندسی امنیتی» منتقل شده: نه کیفیت مردم‌سالاری، بلکه توان دولت‌های محلی برای کنترل امنیت و تضمین منافع آمریکا بدون حضور پرهزینه نظامی اهمیت دارد. عراق برای آمریکا حلقه‌ای در زنجیره توازن قوا میان ایران، سوریه، ترکیه، کشورهای عرب و رژیم صهیونیستی است. اهمیت این تحول برای ایران آن است که عراق و سوریه دو عمق راهبردی امنیت ملی ایران هستند. فروپاشی ساختار قسد در سوریه، پایان همکاری واشنگتن با کردها و تغییر مسیر آمریکا به سمت تعامل با دولت دمشق بود؛ نه از سر همدلی، بلکه ناشی از فروپاشی ابزار واسط. آمریکا در سوریه با منطقی کاملاً ابزاری عمل می‌کند و این الگو برای عراق هشدار است. عراق همچنان مهم‌ترین عرصه رقابت ژئوپلیتیک است. آمریکا می‌کوشد از طریق تقویت نهادهای مرکزی و بازتعریف روابط بغداد با همسایگان، جایگاه آن را در نظم منطقه‌ای جدید بازسازی کند. اما تجربه دو دهه گذشته نشان داده طرح‌های واشنگتن در مواجهه با واقعیت‌های میدانی دچار تعدیل یا شکست شده‌اند. برای ایران نیز شرایط جدید نیازمند بازتعریف رویکردها و تمرکز بر ابزارهای اقتصادی، دیپلماتیک، فرهنگی و نظامی است. انتصاب باراک بخشی از تلاش آمریکا برای شکل‌دهی به نظم جدید منطقه‌ای است، اما آینده منطقه در تعامل پیچیده میان بازیگران منطقه‌ای تعیین می‌شود. ایران همچنان از ظرفیت‌های مهمی برای حفظ نقش منطقه‌ای خود برخوردار است. متن کامل را در سایت وطن امروز بخوانید: 🔗 vatanemrooz.ir/fa/news/418761 ✉️ @vatanemrooz

📍 سفر بدون فتح؛ تئاتر قدرت و تحقیر نمادین ترامپ در پکن ماشاءالله ذراتی: سفر ترامپ به چین، بیش از آنکه یک سفر دیپلماتیک برای گشودن گره‌های واقعی رابطه ۲ کشور باشد، به صحنه‌ای از نمایش قدرت، رمزگذاری سیاسی و کنایه‌پردازی حساب‌شده بدل شد؛ نمایشی که در آن ترامپ کوشید خود را در قامت یک معامله‌گر موفق و رئیس جمهور مقتدر نشان دهد اما شی جین‌‌پینگ با خونسردی، صبر تاریخی و طراحی دقیق صحنه، او را در موقعیتی قرار داد که بیش از هر چیز، بی‌دستاوردی این سفر را آشکار می‌کرد. … متن کامل را در سایت وطن امروز بخوانید: 🔗 vatanemrooz.ir/fa/news/418473 ✉️ @vatanemrooz

📍 پنتاگون هم نگران است؛ گزارش «وطن امروز» از هشدار اخیر نیروی دریایی آمریکا درباره هزینه های جنگ با ایران 📃 چکیده ماشاءالله
📍 پنتاگون هم نگران است؛ گزارش «وطن امروز» از هشدار اخیر نیروی دریایی آمریکا درباره هزینه های جنگ با ایران 📃 چکیده ماشاءالله ذراتی: در جنگ‌های مدرن، نتیجه را نه تعداد جنگنده‌ها و بودجه، بلکه «توان دوام»، «ظرفیت جذب ضربه» و «قابلیت ادامه نبرد در فشار بلندمدت» تعیین می‌کند. گزارش‌های اخیر از بحران نیروی دریایی آمریکا در عملیات پیرامون ایران، نشانه تغییر موازنه قدرت و فرسایش توان هژمونیک آمریکاست که در مرکز آن، قدرت دوام ایران قرار دارد. دریادار کادل اعتراف کرده بودجه ۲۰۲۶ آمریکا برای جنگ با ایران طراحی نشده و نیروی دریایی مجبور به کاهش آموزش، نگهداری و نیروی انسانی شده است. این سخنان اعتراف به بحران پایداری آمریکا در برابر جنگ فرسایشی با ایران است، با وجود داشتن بزرگ‌ترین ماشین نظامی جهان. آمریکا آغازگر درگیری بود و انتظار پیروزی سریع داشت، اما پس از ۴۰ روز نبرد شدید، اکنون واشنگتن از فرسودگی تجهیزات و کاهش توان عملیاتی سخن می‌گوید. در مقابل، ایران ۷۰ درصد زرادخانه موشکی و ۹۱ درصد تأسیسات خود در تنگه هرمز را حفظ کرده و ساختار دفاعی خود را برای بقا در جنگ بلندمدت طراحی نموده است. آمریکا برای حفظ برتری، ناچار به مصرف انبوه موشک‌های پرهزینه مانند پاتریوت و تاد شده و در ۱۰ روز نخست، بیش از ۶ هزار هدف را با تسلیحات دورایستا هدف قرار داده و ۲ هزار موشک پدافندی شلیک کرده است. در مقابل، ایران با جغرافیا، شبکه زیرزمینی و تولید بومی، هزینه ماندن در جنگ را برای آمریکا بسیار بیشتر از هزینه مقاومت برای تهران کرده است. تمدید مأموریت ناوها، کمبود غذا و افت روحیه نیروهای آمریکا نشانه فرسایش تدریجی است. ایران با تحمیل هزینه نامتقارن و انجام حملات عمقی، تصور مصونیت زیرساخت‌های آمریکایی را فرو ریخته است. در نهایت، ایران نشان داد قدرت فقط توان آغاز جنگ نیست، بلکه توان ادامه دادن و فرسوده کردن حریف نیز بخشی از قدرت است. متن کامل را در سایت وطن امروز بخوانید: 🔗 vatanemrooz.ir/fa/news/418447 ✉️ @vatanemrooz

📍 افول بازدارندگی آمریکا در عصر قدرت موشکی ایران؛ وقتی دفاع موشکی فرومی‌ریزد؛ اعتراف آمریکایی‌ها به قدرت جنگ نامتقارن ایران ماشاءالله ذراتی: در حالی که محافل راهبردی غرب طی دهه‌های گذشته سامانه‌های دفاع موشکی را نماد «برتری فناورانه آمریکا» معرفی می‌کردند، مقاله تازه «فرانک رز» با عنوان «دفاع موشکی به لحظه سرنوشت‌ساز خود رسیده است» عملاً اعترافی صریح به شکنندگی ساختار دفاعی آمریکا در برابر نسل جدید جنگ‌های موشکی و پهپادی است. … متن کامل را در سایت وطن امروز بخوانید: 🔗 vatanemrooz.ir/fa/news/418331 ✉️ @vatanemrooz

📍 ائتلاف فرسوده؛ چگونه آمریکا و انگلیس از امپراتوری به بحران مشروعیت رسیدند 📝 چکیده ماشاءالله ذراتی: رابطه امروز آمریکا و ا
📍 ائتلاف فرسوده؛ چگونه آمریکا و انگلیس از امپراتوری به بحران مشروعیت رسیدند 📝 چکیده ماشاءالله ذراتی: رابطه امروز آمریکا و انگلیس نه نشانه «اقتدار» که نمایش فرسایش قدرت دو امپراتوری سابق است؛ یکی امپراتوری از‌دست‌رفته در خیال شکوه گذشته و دیگری امپراتوری زامبی‌واری با درونی ازهم‌گسیخته، بدهکار و گرفتار بحران مشروعیت. سفر شاه چارلز به واشنگتن با تشریفات و لبخندهای رسمی پنهان نکرد که اتحاد آتلانتیکی، اکنون بر پایه همدستی، اضطرار و افول مشترک سرپا مانده است. در سطح رسمی، لندن و واشنگتن از «رابطه ویژه» می‌گویند اما در واقعیت این پیوند به ائتلافی برای مدیریت زوال تبدیل شده است. بریتانیا اقتصادی ضعیف، ظرفیت صنعتی محدود و وزن ژئوپلیتیکی کاهش‌یافته دارد. آمریکا با بحران‌های عمیق اجتماعی، قطبی‌سازی سیاسی و کاهش اعتبار بین‌المللی دست‌وپنجه نرم می‌کند. نتیجه آنکه دو بازیگر فرسوده، یکدیگر را به‌عنوان عصاهای موقت بقای سیاسی حمل می‌کنند. از لحاظ تاریخی، انگلیس پس از افول امپراتوری‌اش برای حفظ نفوذ جهانی خود را به آمریکا متصل کرد و به بازوی کمکی واشنگتن تبدیل شد. اکنون اما این الگو به بحران رسیده است. آمریکا دیگر نمی‌تواند روایت «رهبری اخلاقی» را تحمیل کند و بریتانیا نیز نه‌تنها سودی نمی‌برد، بلکه به دنباله‌روی تحقیرشده تبدیل می‌شود که می‌خواهد مستقل باشد ولی از وابستگی تاریخی رها نمی‌شود. سفر چارلز برای ترمیم شکاف‌های ناشی از بی‌اعتمادی و تحقیر متقابل در دوره ترامپ بود. نخست‌وزیر انگلیس ناچار است از «منافع ملی» بگوید اما وزن واقعی بریتانیا بسیار کمتر از ادعای رسمی است. حمایت بی‌قید و شرط از رژیم صهیونیستی، یکی از نقاط همپوشانی و رسوایی مشترک است که بر لابی‌ها و همدستی‌های اخلاقاً فاسد استوار بوده و اعتبار دو کشور را تضعیف کرده است. بنابراین اتحاد آمریکا و انگلیس را باید به‌مثابه رابطه دو نظام فرسوده تحلیل کرد که نیرویی مولد ندارد و شبیه همپیمانی دو بدنه رو به زوال است. «رابطه ویژه» اکنون بوی فساد، تناقض و زوال می‌دهد؛ رابطه‌ای که از فرسودگی دو سیستمی خبر می‌دهد که خود را مرکز جهان می‌پندارند، در حالی که جهان در حال عبور از آنهاست. متن کامل را در سایت وطن امروز بخوانید: 🔗 vtn.ir/001km5 ✉️ @vatanemrooz

📍 از افول برتری تا الهام مقاومت؛ جنگ ایران و آمریکا و بازتعریف نگاه پکن به رقابت با واشنگتن 📝 چکیده ماشاءالله ذراتی: تحلیل
📍 از افول برتری تا الهام مقاومت؛ جنگ ایران و آمریکا و بازتعریف نگاه پکن به رقابت با واشنگتن 📝 چکیده ماشاءالله ذراتی: تحلیل «جنیفر کاواناگ» پژوهشگر ارشد اندیشکده اولویت‌های دفاعی، درباره تجاوز آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران و جنگ رمضان، فراتر از یک ارزیابی تاکتیکی، پیامدهای راهبردی این جنگ برای رقابت چین و آمریکا را روشن می‌کند. او تأکید می‌کند این جنگ «توهم برتری نظامی آمریکا» را به چالش کشیده است؛ گزاره‌ای که مخاطب اصلی آن در سطح راهبردی، پکن است. برای چین، این جنگ یک «آزمایش میدانی واقعی» از توانایی‌های آمریکا در شرایط جنگی بود که نتایج آن در محاسبات آینده درباره سناریوهایی مانند تایوان نقش تعیین‌کننده دارد. نخستین نشانه، فرسایش ذخایر تسلیحاتی آمریکاست. تنها پس از ۴۰ روز درگیری، ذخایر موشکی آمریکا به‌شدت کاهش یافت که برای چین پیامی روشن دارد: آمریکا حتی در یک جنگ کوتاه با محدودیت جدی در تأمین و جایگزینی تسلیحات مواجه است. دومین محور، آسیب‌پذیری پایگاه‌های نظامی آمریکاست. تجربه جنگ ایران نشان داد این پایگاه‌ها نه نقطه قوت، بلکه «اهداف آسان» و «نقاط آسیب‌پذیر بزرگ» بودند؛ موضوعی که ستون اصلی راهبرد آمریکا در شرق آسیا را زیر سؤال می‌برد. سومین نکته، ناکارآمدی نسبی سامانه‌های دفاع هوایی آمریکاست. ایران توانست سامانه‌های پدافندی و شبکه‌های راداری آمریکا را به‌طور مؤثر مختل کند که برای چین با فناوری موشکی پیشرفته، اهمیت دوچندان دارد. همچنین در رویکرد موشک‌های دورایستا، آمریکا تنها حدود ۵۰ درصد موشک‌ها و پرتابگرهای ایران را نابود کرد و در برابر چین با ظرفیت صنعتی بسیار گسترده‌تر، چنین رویکردی ناکافی خواهد بود. در حوزه دریایی، ناوهای آمریکایی مجبور شدند از سواحل ایران فاصله بگیرند و در جنگ با چین ممکن است ناچار به عقب‌نشینی فراتر از «زنجیره دوم جزایر» شوند. در حوزه پهپادها نیز ایران «برتری آشکار» داشت و آمریکا فاصله زیادی با رقابت در این عرصه دارد، در حالی که چین یکی از پیشگامان جهانی فناوری پهپاد است. کاواناگ تأکید می‌کند فرض‌های دیرینه آمریکا از جمله قابلیت دفاع از پایگاه‌ها و تسلط بر دریا و هوا دیگر قابل اتکا نیستند. این جنگ برای چین یک نقطه عطف تحلیلی بود و نشان داد آمریکا قدرتی بی‌چالش و شکست‌ناپذیر نیست. نظم جهانی در حال حرکت به سمت چندقطبی شدن است و تجربه ایران به عنوان نمونه‌ای از «مقاومت مؤثر»، می‌تواند منبع الهام برای کشورهای تحت فشار قدرت‌های بزرگ قرار گیرد. برای پکن، این به معنای افزایش اعتماد به نفس در رقابت راهبردی با واشنگتن است. متن کامل را در سایت وطن امروز بخوانید: 🔗 vtn.ir/001klk ✉️ @vatanemrooz

📍 آمریکای خوار‌جهان؛ چگونه «مسأله ایران» به بحرانی تمام‌عیار برای ترامپ تبدیل شد؟ 📝 چکیده ماشاءالله ذراتی: مقطع کنونی یکی ا
📍 آمریکای خوار‌جهان؛ چگونه «مسأله ایران» به بحرانی تمام‌عیار برای ترامپ تبدیل شد؟ 📝 چکیده ماشاءالله ذراتی: مقطع کنونی یکی از حساس‌ترین ادوار روابط خارجی آمریکا با ایران است و «مساله ایران» به بخش جدایی‌ناپذیر دستور کار سیاسی داخلی آمریکا بدل شده. جامعه آمریکا در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای نوامبر ۲۰۲۶ دچار دوقطبی و تنش است. ضدیت با جنگ به گفتمان غالب تبدیل شده و بر اساس تازه‌ترین نظرسنجی‌ها، تنها ۳۸ درصد آمریکایی‌ها از جنگ با ایران حمایت می‌کنند. رئیس‌جمهور آمریکا با انتقادات گسترده‌ای از سوی دموکرات‌ها و حتی هم‌حزبی‌هایش مواجه شده. دموکرات‌ها خواستار استیضاح وزیر جنگ به اتهام «نالایقی حرفه‌ای» هستند. جمهوری‌خواهان تلاش می‌کنند جنگ را با مؤلفه‌های دینی توجیه کنند، اما این رویکرد به رویارویی ترامپ با پاپ لئو چهاردهم انجامیده و حدود ۲۰ درصد کاتولیک‌های حامی ترامپ در انتخابات ۲۰۲۴، اکنون از او سرخورده شده‌اند. تشدید مناقشه پیامدهای اقتصادی سنگینی برای آمریکا دارد. قیمت بنزین هم‌اکنون بین ۴ تا ۵ دلار در هر گالن نوسان دارد و طولانی شدن جنگ، آن را از آستانه بحرانی عبور می‌دهد. در صورت تداوم وضعیت، حزب جمهوری‌خواه حتی ممکن است کرسی‌های سنا در تگزاس را به رقیب دموکرات واگذار کند که می‌تواند نقطه شروع یک «اثر دومینووار» باشد. انتخابات میان‌دوره‌ای ۲۰۲۶ که برای تمام کرسی‌های مجلس نمایندگان و ۳۵ کرسی سنا برگزار می‌شود، یک همه‌پرسی درباره عملکرد ترامپ خواهد بود. چهره‌های سرشناس ترامپیسم مانند بنن و کارلسون به سیاست ایران ترامپ اعتراض کرده‌اند. تنها در اواخر مارس بیش از ۳ هزار تجمع ضدجنگ با حضور ۹ میلیون نفر برگزار شد و میزان اعتراضات در دوره دوم ترامپ نسبت به دوره اول بیش از ۱۳۰ درصد افزایش یافته است. قانون ۱۹۷۳ به ترامپ تنها ۹۰ روز اجازه جنگ بدون مجوز کنگره را می‌دهد. «مساله ایران» دیگر یک موضوع سیاست خارجی نیست، بلکه به تهدیدی برای آینده سیاسی ترامپ و حیات حزب جمهوری‌خواه تبدیل شده است. اگر ترامپ راهی برای خروج از این بن‌بست نیابد، ممکن است شاهد تغییر ژئوپلیتیک عظیمی در معادلات قدرت واشنگتن باشیم. متن کامل را در سایت وطن امروز بخوانید: 🔗 vtn.ir/001kjZ ✉️ @vatanemrooz

📍 شوک تنگه هرمز و پایان چرخه برتری پترودلار؛ روایتی از فروپاشی نظم پترودلار در سایه جنگ ایران ماشاءالله ذراتی: تنگه هرمز همواره در معادلات ژئوپلیتیک جهان به مثابه یک شاهرگ حیاتی و در عین حال یک نقطه آسیب‌پذیر شناخته شده اما در جنگ سوم تحمیلی، این آبراه باریک نه‌تنها جریان نفت، بلکه جریان سرمایه و اساس معماری مالی ۵۰ ساله جهان را نیز مسدود کرد. … متن کامل را در سایت وطن امروز بخوانید: 🔗 vtn.ir/001kgE ✉️ @vatanemrooz

📍 ایران خیابان عربی نیست؛ اشتباه محاسباتی آمریکا و رژیم صهیونیستی در حمله به ایران به روایت استاد دانشگاه ردینگ ماشاءالله ذراتی: دکتر طاهر محمودآزاد، دکترا در مطالعات راهبردی و هسته‌ای از دانشگاه دفاع ملی پاکستان است و در حال حاضر پژوهشگر دانشکده سیاست و روابط بین‌الملل دانشگاه ردینگ انگلیس است. وی که پیش از این به‌عنوان پژوهشگر وابسته در کالج کینگ لندن فعالیت داشته است، در مطلبی با عنوان «پیروزی در جنگی نامحبوب؟ … متن کامل را در سایت وطن امروز بخوانید: 🔗 vtn.ir/001kcs ✉️ @vatanemrooz

📍 جنگ پرهزینه، سود نامعلوم؛ پایان یک کلیشه: چرا جنگ ایران موتور سودسازی شرکت‌های اسلحه‌سازی نشد؟ ماشاءالله ذراتی: یادداشت حاضر با تکیه بر گزارش تحلیلی خبرگزاری رویترز در ۱۳ فروردین جاری، در پی نقد و رد یک گزاره رایج اما ساده‌انگارانه است: این ادعا که هر جنگی از جمله جنگ اخیر علیه ایران به‌طور خودکار به فرصتی برای سودآوری شرکت‌های تسلیحاتی آمریکا تبدیل می‌شود. … متن کامل را در سایت وطن امروز بخوانید: 🔗 vtn.ir/001kcd ✉️ @vatanemrooz

📍 تنگه هرمز،‌ تنگنای امپراتوری آمریکا؛ اعتراف مهم «هوور»، اندیشکده امنیت‌ملی جمهوری‌خواهان آمریکا درباره شکست نیروی دریایی ت
📍 تنگه هرمز،‌ تنگنای امپراتوری آمریکا؛ اعتراف مهم «هوور»، اندیشکده امنیت‌ملی جمهوری‌خواهان آمریکا درباره شکست نیروی دریایی ترامپ از ایران چکیده ماشاالله ذراتی: اندیشکده راستگرای «هوور» در تحلیلی صریح اذعان کرده است که با وجود برترین نیروی دریایی جهان، ایالات متحده در عمل قادر به مقابله با قدرت دریایی ایران در تنگه هرمز نیست. این گزارش با عنوان «بحران قدرت دریایی آمریکا در تنگه هرمز» به این تناقض می‌پردازد که چرا ایران موفق به بستن عملی این آبراه حیاتی شده است. پاسخ این اندیشکده به ضعف ساختاری «افول قدرت دریایی» در مقابل «نیروی دریایی» بازمی‌گردد. بر اساس نظریه آلفرد ماهان، قدرت دریایی فراتر از ناوهای جنگی است و ستون فقرات آن «کشتیرانی تجاری ملی» می‌باشد، در حالی که آمریکا از نیمه دوم قرن بیستم به تدریج ناوگان تجاری خود را از دست داده است. آمارها نشان می‌دهد ناوگان تجاری آمریکا از ۱۰۷۵ کشتی در سال ۱۹۵۵ به تنها ۱۸۸ کشتی در سال ۲۰۲۵ کاهش یافته و سهم این کشور از ظرفیت حمل‌ونقل دریایی جهان به ۰.۵۵ درصد سقوط کرده است. این افول نتیجه انتخاب آگاهانه شرکت‌های آمریکایی برای کاهش هزینه‌ها از طریق استفاده از پرچم‌های مصلحتی و خدمه خارجی بوده است. هوور با اشاره به تجربه جنگ ۱۹۷۳ و «محاصره کاغذی» مصریان در تنگه باب‌المندب، اذعان می‌کند اعلام بسته بودن تنگه هرمز از سوی ایران، حتی بدون پشتوانه نظامی مستقیم، می‌تواند برای ملوانان تجاری کافی باشد تا از عبور خودداری کنند. همچنین تلاش ترامپ برای جایگزینی بازار بیمه لندن با نهادهای مالی آمریکایی، یک شکست کامل بوده است. این اندیشکده نتیجه‌گیری می‌کند ایالات متحده برای ماندن در معادلات خاورمیانه چاره‌ای جز بازگشت به مفهوم جامع «قدرت دریایی» و احیای کشتیرانی ملی ندارد و در شرایط فعلی، آمریکا صرفاً یک «نیروی دریایی» است، نه یک «قدرت دریایی». این تحلیل نشان می‌دهد حتی نهادهای راهبردی نزدیک به راست آمریکا نیز به بن‌بست سیاست‌های مبتنی بر صرف قدرت نظامی در برابر ایران اذعان دارند. متن کامل را در سایت وطن امروز بخوانید: 🔗 vtn.ir/001kbi ✉️ @vatanemrooz

📍 روایت حقیقت در امتداد نهضت جاودانه ماشاالله ذراتی: سلام بر امام شهید ایران؛ حضرت آیت‌الله‌العظمی سیدعلی خامنه‌ای رضوان‌الله‌ علیه. در میانه‌ تلاطم شدید تحولات نظامی و اوج‌گیری روایت‌های گوناگون که حتی متخصصان جنگ و تحلیلگران رسانه‌ای را در خود غرق می‌کند، روایت حقیقت، آن‌گونه که واقعیت دارد نه آن‌گونه که دشمن بازنمایی می‌کند، ضرورتی حیاتی است. تحلیل صرف وقایع کافی نیست؛ باید ارتباط منطقی میان پدیده‌ها تشریح شود و توجه مخاطب به سویی هدایت گردد که در حالت عادی کمتر مدنظر قرار می‌گیرد: درک ساختار قدرت و استمرار مقاومت. … متن کامل را در سایت وطن امروز بخوانید: 🔗 vtn.ir/001kVN ✉️ @vatanemrooz

«دیده‌بان » 🆔 شناسه: https://ble.ir/dideh_baan .

JUST IN: 🇺🇸 US home sellers now outnumber buyers by 44%, near-record gap. .

مطلب دو سال نیم پیش ما، موید مطلب بالاست. .

برخی از مقامات پنتاگون معتقدند که پدیده بشقاب پرنده‌ها ممکن است نه به موجودات فرازمینی، بلکه به موجودات «بین ابعادی» مرتبط با
برخی از مقامات پنتاگون معتقدند که پدیده بشقاب پرنده‌ها ممکن است نه به موجودات فرازمینی، بلکه به موجودات «بین ابعادی» مرتبط باشد. برای برخی از مقامات مذهبی، این تفسیر معانی تاریک‌تری را در بر دارد و این ترس را ایجاد می‌کند که این پدیده می‌تواند شیطانی تلقی شود.

آخرین وضعیت محبوبیت ترامپ .
آخرین وضعیت محبوبیت ترامپ .