روانشناسی-احساس خوب
前往频道在 Telegram
ادمین ن.اوحدی روانشناس بالینی سکس تراپ زوجدرمانکر دارای پروانه از سازمان نظام روانشناسی Admin: @OHADIpsychologist
显示更多421
订阅者
-224 小时
-57 天
-930 天
帖子存档
Repost from N/a
خودشناسی یک فرآیند مداوم و پویاست که فرد را به سفری درونی برای کشف و درک بهتر خود میبرد. در این سفر، فرد با لایههای مختلف شخصیت، احساسات، ارزشها، و باورهای خود آشنا میشود. خودشناسی فراتر از یک شناخت سطحی از ویژگیهای ظاهری و رفتاری است و شامل درک عمیقتری از جنبههای روانی، عاطفی، و معنوی انسان میشود.
چرا خودشناسی مهم است؟
1. تصمیمگیری بهتر: با شناخت بهتر خود، فرد میتواند تصمیمهایی بگیرد که با ارزشها و نیازهای واقعیاش همخوانی دارند. این باعث میشود که از انتخابهای اشتباه جلوگیری کند و به مسیری که واقعاً مناسبش است، قدم بگذارد.
2. بهبود روابط: خودشناسی به فرد کمک میکند تا الگوهای رفتاری و هیجانی خود را بهتر درک کند. این امر میتواند باعث بهبود کیفیت روابط بینفردی شود، زیرا فرد با شناخت بهتر خود میتواند تعاملات سالمتر و مؤثرتری با دیگران داشته باشد.
3. افزایش خودآگاهی: خودشناسی به معنای افزایش آگاهی از افکار، احساسات، و رفتارهاست. این آگاهی به فرد کمک میکند تا در موقعیتهای مختلف با آرامش و خرد بیشتری واکنش نشان دهد و به جای واکنشهای ناآگاهانه، با انتخابی هوشمندانه عمل کند.
4. پذیرش خود: یکی از نتایج مهم خودشناسی، رسیدن به پذیرش خود است. این یعنی فرد نقاط قوت و ضعف خود را به شکلی واقعبینانه میبیند و میپذیرد، بدون اینکه به دنبال کمالگرایی یا سرزنش خود باشد.
مراحل خودشناسی
1. تأمل و خوداندیشی: یکی از ابتداییترین مراحل خودشناسی، تأمل درونی است. فرد میتواند از طریق سؤالاتی مانند «من چه کسی هستم؟»، «چه چیزی برای من مهم است؟»، «چه چیزهایی مرا خوشحال یا ناراحت میکند؟» به بررسی خود بپردازد.
2. شناخت باورها و ارزشها: باورها و ارزشها تأثیر عمدهای بر تصمیمها و رفتارهای فرد دارند. شناخت دقیق این باورها و ارزشها میتواند کمک کند تا فرد بهتر بفهمد که چرا به شیوهای خاص فکر و عمل میکند.
3. شناخت الگوهای رفتاری و هیجانی: خودشناسی شامل تحلیل الگوهای رفتاری و هیجانی است که فرد به طور خودکار و ناآگاهانه از آنها پیروی میکند. این تحلیل میتواند به فرد کمک کند تا رفتارهای ناسالم را شناسایی و تغییر دهد.
4. پذیرش گذشته: در فرآیند خودشناسی، فرد باید گذشته خود را بپذیرد، از تجربیات آموخته و به سوی آینده حرکت کند. پذیرش گذشته به معنای تسلیم شدن در برابر آن نیست، بلکه به معنای یادگیری و رها شدن از اثرات منفی آن است.
5. توسعه خود: خودشناسی یک پایان ندارد، بلکه یک فرآیند بیپایان برای توسعه و رشد است. این مرحله شامل تلاش برای بهبود مهارتها، روابط، و زندگی به شکلی هماهنگ با ارزشها و اهداف واقعی فرد است.
ابزارهای خودشناسی
1. نوشتن روزانه و خودنگاری: نوشتن تجربیات، افکار و احساسات در قالب خاطرات یا یادداشتها به فرد کمک میکند تا به درک بهتری از خود برسد.
2. آزمونهای شخصیتی: برخی آزمونها مانند مایرز-بریگز (MBTI)، انیاگرام، و تستهای پنجعاملی شخصیت میتوانند به فرد در شناخت ویژگیهای شخصیتیاش کمک کنند.
3. رواندرمانی و مشاوره: کار با یک روانشناس یا مشاور متخصص میتواند به فرد کمک کند تا به شناخت عمیقتری از خود دست یابد و مسائل حل نشده را شناسایی کند.
4. مدیتیشن و تمرینات ذهنآگاهی: تمرینات ذهنآگاهی و مدیتیشن به فرد کمک میکنند تا به احساسات و افکار خود بدون قضاوت نگاه کند و به آگاهی از حال حاضر برسد.
5. مطالعه کتابها و منابع مرتبط: کتابها و منابعی که به موضوع خودشناسی پرداختهاند، میتوانند الهامبخش و راهنماییکننده در این مسیر باشند.
نتایج و پیامدهای خودشناسی
خودشناسی میتواند منجر به رشد فردی، افزایش اعتماد به نفس، بهبود کیفیت زندگی، و احساس رضایت بیشتر شود. این فرآیند همچنین به فرد کمک میکند تا با آرامش و پذیرش بیشتری با چالشها و مشکلات زندگی روبرو شود، به جای اینکه از آنها فرار کند یا دچار اضطراب و استرس شود.
در نهایت، خودشناسی راهی است برای زندگی در هماهنگی بیشتر با خود واقعی و دستیابی به رضایت و خوشبختی پایدار.
● #کارل_گوستاو_یونگ "روانکاو و فیلسوف" برجسته چنین می گوید:
『 هیچ فردی نمی تواند به طور کامل خود را بشناسد؛ مگر اینکه از سایه والدینش رها شود. 』
💎 #فروید معتقد بود که رشد روانیِ سالمِ آدمی مستلزم رها شدن فرد از پیوندهای عمیق عاطفی و روانی با والدینش و ساخت هویتی مستقل می باشد.
یا به عبارت دیگر که از آن به نام «رها شدن از عقده ادیپ» نام می بریم.
● همانطور که در #فیلم_بیچارگان شاهد روند رشد روانی جسمی سالم هستیم؛ فرد سالم با پذیرش #استقلال، از روابط اولیه ای که به والدین گره خورده است فاصله می گیرد و نهایتاً به یک #هویت_مستقل دست پیدا می کند.
💎 از نگاه #فروید :
«هر فرد برای پیدا کردن و شناخت خود، باید از سایه والدینش عبور کند و بر تضادهای درونی ناشی از وابستگی اولیه فائق آید.»
#فروید #روانشناسی #یونگ #عقده_ادیپ
📺 تلویزیون بین المللی #روانشناسی «I.P.TV» ⇄
╭─ «P.I.S.U» ↯──┈•
🏛 𝚿 ➛@InternationalPsychologyTV
╰──┈•
فرق خودشناسی و دانستن درباره خود:
ممکن است نخواهید خودتان را بشناسید زیرا از آنچه ممکن است متوجه شوید میترسید. بسیاری از مردم این ترس مخفی را دارند که بد هستند. اما هیچ چیز که بتوانید در مورد خودتان پیدا کنید یا بدانید شما نیستید.
در حالی که برخی از افراد به دلیل ترس نمیخواهند بدانند که چه کسی هستند، برخی دیگر کنجکاوی سیریناپذیری در مورد خود دارند و میخواهند بیشتر و بیشتر کشف کنند. ممکن است آنقدر مجذوب خود باشید که سالها روانکاوی کنید، به هر جنبه ای از کودکی خود بپردازید، ترسها و خواستههای مخفی را کشف کنید و لایههای پیچیدگی را در ساختار شخصیت و ویژگیهای خود پیدا کنید. پس از ده سال، ممکن است درمانگر از شما و داستان شما خسته شود و به شما بگوید که روانکاوی شما اکنون کامل شده است. شاید او شما را با یک پرونده پنج هزار صفحهای راهی خانه کند «این همه در مورد شماست. این همان چیزی است که شما هستید." همانطور که پرونده سنگین را به خانه میبرید، رضایت اولیه از اینکه در نهایت خودتان را شناختید، به سرعت جای خود را به احساس ناقص بودن و یک سوء ظن نهفته میدهد که باید چیزهای بیشتری در مورد شما وجود داشته باشد. و در واقع بیشتر وجود دارد - شاید نه از نظر کمی - بلکه در بعد کیفی عمق.
روانکاوی یا کشف گذشته خود ایرادی ندارد تا زمانی که شناختن درباره خود را با شناختن خود اشتباه نگیرید. پرونده پنج هزار صفحهای درباره شماست: محتوای ذهن شما که توسط گذشته شرطی شده است. هر آنچه از طریق روانکاوی یا مشاهده خود می آموزید، دربارهی شماست. این شما نیستید این محتواست نه جوهره.
~جهانی نو اکهارت
KNOWING YOURSELF AND KNOWING ABOUT YOURSELF
You may not want to know yourself because you are afraid of what you may find out. Many people have a secret fear that they are bad. But nothing you can find out about yourself is you. Nothing you can know about you is you.
While some people do not want to know who they are because of fear, others have a insatiable curiosity about themselves and want to find out more and more. You may be so fascinated with yourself that you spend years in psychoanalysis, delve into every aspect of your childhood, uncover secret fears anddesires, and find layers upon layers of complexity in the makeup of your personality and character. After ten years, the therapist may get tired .... ~A new earth by Eckhart Tolle
با ما همراه باشید:
✅مشاوره پیش از ازدواج
✅زوج درمانی
✅سکس تراپی
✅درمان خیانت زناشویی
و
✳️افسردگی
✳️وسواس فکری
✳️ اضطراب
✳️ فوبی های خاص
با تکنیک های:
✅CBT
✅Schema therapy
✅paradoxical
✅DBT
❇️ و به زودی با دستگاه واقعیت مجازی
💢 حضوری
💢تلفنی
💢آنلاین ( ایران و خارج از کشور)
🅰 آدرس
خیابان شریعتی .جنب مترو دکتر شریعتی . ساختمان پزشکان نیکان. طبقه پنجم . کلینیک کوشان
☎️۰۲۱-۲۶۷۰۵۷۳۴
📱۰۹۱۲۴۸۸۷۲۷۸
📱۰۹۱۹۶۰۵۰۶۰۲
@OHADIpsychologist
شماره نظام 4949
| آیا خودشناسی تاثیری در بیداری و آگاهی ما دارد؟ |
حاصل و نتیجه خودشناسی این است که آن من واقعی، خود اصیل، جوهر وجودی، فطرت نخستین، روح، آشکار بشود. در واقع خودشناسی از ذهن غبار روبی میکند و ما آنطور که هستیم متجلی میشویم:
آینهات دانی چرا غماز نیست؟
چونکه خاشاک از رخش ممتاز نیست!
شناخت خود، یعنی شناخت در دو صورت: یک صورت شناخت خودایده آلی، خود پنداری. خودی که در کودکی بر اثر سختگیری و فشار والدين و احیانا جامعه در ذهن ما شکل میگیرد و آن اصالت نخستین را کنار میزند و یا گم و گور میکند و خود جای آن مینشیند. در حقیقت امروز ما میخواهیم که بر اثر آگاهی و شناخت، آن من گم شده و پنهان را بیابیم. برای یافتن این من گم شده، لازم است که لایههای ذهن را بشناسیم. ببینیم که کنش و واکنشهای ما در زندگی تا چه حد تحت تأثیر عوالم کودکی ماست. برای مثال: دختری که میخواهد ازدواج کند، در صورتی که مسایل کودکی خود را حل نکرده باشد، دنبال تکیه گاه میگردد. همین تکیه کردن به یک مرد سبب میشود که مورد سوءاستفاده قرار بگیرد. توجه داشته باشیم که واقعیت غیر از انتظارات ما از خود یا دیگران است. دختری که در خانه سرکوب شده، میخواهد نقش ژاندارک را بازی کند. یا میخواهد نقش مادام ترزا را بازی کند. یا میخواهد نقش یک معلم را ایفاء کند. یا میخواهد که نقش یک قربانی را ایفا کند. براساس این نقشهاست که شوهر آینده خود را انتخاب میکند و یا توسط دیگری انتخاب میشود و در رویاهای خودش، شوهر ایده آل را بدست آورده، ولی چند روزی نمیگذرد که متوجه بطلان تصمیم خود میشود. بنابر این دیدن خود و بازیهایی که خود میکند و از نظر شخص پنهان میماند یعنی خودشناسی.
Repost from دکتر محمدرضا سرگلزایی drsargolzaei
+1
🔴 به تابلویی که به سردرِ ورودی زندگیام زدهام نگاه میکنم، به آنچه در انبار برای فروش دارم فکر میکنم و اگر نیاز دارم مشتری تازهای پا به مغازهام بگذارد اصلاحاتی در تابلوی بیرونیام اعمال میکنم!
آدمها ناچارند از قضاوت ویترینها؛ تا بتوانند برای خرید کالای مورد نظرشان پا به مغازهی درستش بگذارند! حتی اگر فروشنده خیال کند چیزهای بیشتری برای عرضه کردن در انباریاش دارد!
متن و عکسها از سهیل سرگلزایی
@szcafe
علائم اختلال فومو
دائما در حال چک کردن دوستانتان هستید
هر زمان که ببینید یکی از دوستانتان بدون شما در حال خوشگذرانی است، به چک کردن و کنترل او در شبکههای اجتماعی و … میپردازید تا ببینید بدون شما به او خوش میگذرد یا نه. بدترین حالت این است که تمام شبکههای اجتماعی و راههای ارتباطی را بررسی و کنترل میکنید تا چیزی را از دست ندید.
دائما در حال چک کردن گوشیتان هستید و نمیتوانید از آن چشم بردارید
امروزه در قرن ۲۱ میتوان گفت افراد بالای ۷ سال همه تلفن همراه دارند. اما اگر نمیتوانید تلفن همراه را کنار بگذارید و دائما در حال پیگیری شبکههای اجتماعی، دریافت دعوتنامه و پیگیری شایعات موجود هستید پس قطعا به اختلال فومو مبتلا شدهاید.
همه چیز به شما بر میخورد
این نشانه از رایجترین نشانههای اختلال فومو است. شما از دست دوستانتان ناراحت میشوید که چرا کاری را بدون شما انجام دادهاند. حتی اگر به شما پیشنهاد رفتن به جایی را داده باشند اما شما به دلایلی نرفته باشید، اگر به تنهایی به آنجا بروند از آنها دلخور خواهید شد.
از اینکه آخر هفته تنها باشید و برنامه خاصی نداشته باشید میترسید
یکی از عواملی که اکثر افراد جوان از آن میترسند، نداشتن برنامه و سرگرمی با دوستانشان است. اما اگر به یک نگرانی دائم و هفتگی تبدیل شود میتوان گفت که فرد از اختلال فومو رنج میبرد.
ترس از نبودن هنگام وقوع اتفاقات مهم
هنگامی که اتفاقات مهم رخ میدهد و شما در آنجا نیستید احساس اضطراب و استرس شدیدی به شما دست میدهد. این استرس یک حالت مانند پارانویا است که با اختلال فومو همزمان رخ میدهد.
پنج درسی که از #اریک_فروم درباره عشق آموختم
۱:عشق حقیقی به معنای تملک نیست؛ بلکه پرورش رشد دیگری بدون انتظار چیزی در ازای آن است.
۲:عشق به استقلال نیاز دارد. عشق زمانی رخ میدهد که دو انسان کامل یکدیگر را انتخاب کنند، نه زمانی که بخواهند یکدیگر را تکمیل کنند.
۳:عشق ریشه در احترام دارد. یعنی کسی را همانگونه که هست ببینیم، نه آنگونه که ما میخواهیم باشد. این به معنای ارج نهادن به فردیت اوست، نه کنترل یا محدود کردنش.
۴:عشق به شجاعت نیاز دارد. عشق ورزیدن عمیق یعنی به خطر انداختن خود در برابر آسیبپذیری و از دست دادن. (به عبارتی، عشق برای ترسوها نیست.)
۵:عشق ورزیدن به کسی مهارتی است که نیازمند تمرین است.
Repost from روانشناسی-احساس خوب
✅مشاوره پیش از ازدواج
✅زوج درمانی
✅سکس تراپی
✅درمان خیانت زناشویی
و
✳️افسردگی
✳️وسواس فکری
✳️ اضطراب
با تکنیک های
✅CBT
✅Schema therapy
✅paradoxical
✅DBT
💢 حضوری
💢تلفنی
💢آنلاین ( ایران و خارج از کشور)
🅰 آدرس
خیابان شریعتی .جنب مترو دکتر شریعتی . ساختمان پزشکان نیکان. طبقه پنجم . کلینیک کوشان
☎️۰۲۱-۲۶۷۰۵۷۳۴
📱۰۹۱۲۴۸۸۷۲۷۸
📱۰۹۱۹۶۰۵۰۶۰۲
@OHADIpsychologist
شماره نظام 4949
📕افراد آسیبدیده، همواره احساس ناامنی عمیقی را در وجود خود تجربه میکنند. گذشته، در قالب ناراحتیهای درونی و آزاردهنده، در وجودشان زنده است. بدن آنها پیوسته با هشدارهای درونی مواجه است و برای کنترل این احساسات، در نادیده گرفتن و سرکوب آنها مهارت پیدا میکنند. آنها میآموزند که از خود واقعیشان گریزان باشند.
📚#بدن_زخمها_را_به_خاطر_میسپارد
✍️#بسل_ون_در_کلک
آگاهی وقتی تغییر میکنه که ما از بعد سوم یا همون وضعیت فیزیکی خارج بشیم یعنی بتونیم توجه مون رو به بعد جهانهای بالات به عبارتی بعد ۴ یا بعد ۵ ببریم یکی از راههاش اینه که نشخوار ذهنی نداشته باشیم.سلولهای ما و جهان هستی بسیار هوشمندانه رفتار میکنند پس نباید کلمه ای که فضای ذهن مون رو آلوده میکنه وارد کنیم
یعنی روزه ی ذهنی .
مواظب کلاممون و افکارمون باشیم و قلباخودمون رو دوست داشته باشیم .اگر اشتباهی کرده بودیم خودمون رو ببخشیم چون براساس آگاهی اون زمانمون بوده🌷
ﺷﺎﻳﺪ ﺧﻨﺪه ﺑﺮﮔﺸﺖ
ﺧﺪا رو ﭼﻪ دﻳﺪی
🎼
💚🩵
شما از همسرت یه رفتاری می بینی که برات خوشایند نیست و از دیدن این رفتار رنجیده خاطر میشی
و یک حسی از خشم و یا نادیده گرفته شدن رو تجربه می کنی
دائم در ذهن ات به این فکر می کنی که چرا این رفتار انجام داد یا چرا این حرف زد ؟؟؟
اما هیج وقت درباره این احساسی که تجربه کردی و حس بدی که از رفتار او که در اون لحظه برای شما ناخوشایند بوده حرفی نمی زنی و بیانش نمی کنی
چه اتفاقی می افته ؟؟
احساسات تجربه شده ما از بین نمیرن
احساس همچنان در روان ما زنده هست
و به شکل دیگری مدتی بعد خودش رو نشون میده
مثل نادیده گرفتن تاریخ تولدش
مثل بی محلی و بی تفاوتی در جایی که باید اتفاقا توجه و اهمیت نشون بدی
مثل دیر انجام دادن خواسته هاش
مثل اینکه بهت میگه بیا بریم باهم دیدن فلانی ، میگی من حوصله ندارم خودت تنها برو
به این اتفاق پرخاشگری منفعلانه گفته میشه
یعنی خشم و رنجشی که در زمان خودش به شکل درست ابراز نشده و دربارش در رابطه صحبت نشده جای دیگه به این شکل خودش رو با رفتارهای مخرب و ناکارامد که به رابطه آسیب زده نشون میده
وقتی معمولا از این افراد سوال کنیم که چرا درباره این احساست با همسرت صحبت نکردی ؟ معمولا پاسخشون اینه که فکر کردم چیزی نیست یا مگه بچه بازی و اتفاقی نیفتاده یا اینکه میگن خودم نمی خواستم کوچیک کنم ، اون اگر شعور داشت می فهمید که نباید این کار انجام بده یا این حرف بزنه ، من خودم کوچیک نمی کنم بخوام بهش بگم !!!
در واقع ، پشت این توجیه ها که من خودم کوچک نمی کنم ، یا حالا که چیزی نشده ، یا مگه بچه بازی که سر همچین مسائل کوچکی گلایه کنم این موضوع عمیق در وجود فرد نشسته که من و احساسات من و نیازهای من چندان ارزش و اهمیتی ندارند ؟؟؟
اصلا من اهمیتی ندارم پس اینکه جایی دچار رنجش و ناراحتی شدم هم اهمیتی نداره
احساسات من مهم نیست
نیاز من به حرف زدن درباره مسئله ایی که بابتش ناراحت شدم اصلا مهم نیست
و با این رویه ، من اتفاقا آسیب بزرگتری هم به رابطه و هم به خودم می زنم.....
پ . ن : وقتی از ابراز خشم به شکل سالم صحبت می کنیم ، یعنی من تاب تحمل این را دارم که در زمان واقعه رخ داده ، خویشتن دار باشم و در لحظه خشم ام رو برون ریزی نکنم ، صبر می کنم و در وقتش و زمان مناسبش درباره خشم ام با فرد مقابل صحبت می کنم
مثلا در میهمانی خانوادگی ، همسرم به من متلک می اندازه ، ابراز خشم درست یعنی صبر کنم در لحظه و خشم و اضطراب لحظه رو تاب بیارم و وقتی میهمان ها رفتند گلایه ام مطرح کنم و احساسم رو بیان کنم
در غیر اینصورت پرتاب لحظه ایی خشم با متلک دقیقا تکرار رفتار اشتباه همسرم و ورود به یک سیکل آسیب زا و مخرب در رابطه
این خاصیت ارتباط درمانی هست که درمانجو ، در ذهن اش درمانگرش رو آرمانی سازی کنه
اما نکته اینجاست که درمانگر نباید خودش در این مسیر بیافته که برای درمانجویان و مخاطبان خودش وجهه ایده ال شده تصویرش رو تقویت کنه
به همین خاطر یک پیشنهاد هست که البته نه قانون و نه اجبار بلکه یک پیشنهاد و اون اینه که پیج شخصی و پیج کاری درمانگر از هم جدا باشه
مسائل شخصی درمانگر مثل لایف استایل و پوشش و برند ساعت و ماشین و منطقه زندگی و سفرهای داخلی و خارجی و پارتی و جشن تولد و رفاقت و همسر و پارتنر و.....در پیج شخصی و به دوستان نزدیک و آشنایان ارائه بشه و در پیج کاری هیچ اشاره ایی به این مسائل صورت نگیره
اساسا این ابهام برای درمانجو به پذیرش جایگاه و حدود درمانگر هم کمک میکنه
ولی ما در فضای شبکه های اجتماعی می بینیم که مثلا فردی زوج درمانگر و دائم مثال خودش و همسرش مطرح می کنه
اشکال یا ایرادی نمیشه گرفت اما سوال اینجاست چرا بعنوان یک درمانگر مسائل شخصی و زندگی خصوصی خودت رو و مراودات با همسرت آشکارا و علنی در فضای شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذاری ؟؟!!!
ما در این فضای اینستاگرام با فجایعی هم طرف هستیم :
زوج هایی که به اسم روانشناس ، کارگاه های مشترک به اسم ازدواج موفق و عشق و....برگزار می کنند و خودشون رو نمایش میدن بعنوان الگوی ازدواج موفق !!!! ( یک تصویر کاذب از خودشیفتگی که نگاه کنید اگر ما کارگاه عشق و رابطه و ازدواج می گذاریم خودمون دو تا هم خیلی رابطه خوبی داریم !!!!)
و درمانگران مرد یا زنی که خودشون رو یا با دستاوردها یا با نمایش سفرها یا تیپ و استایل و آرایش های غلیظ یا لوکیشن محل زندگی و ....آن چنان در چشم مخاطب فرو می کنند که ملاک انتخابشون بعنوان درمانگر دقیقا همین مسائل بشه
و دسته سوم درمانگرانی رو می بینیم که از محتوای پیج اونها و مطالبی که نشر میدن متوجه میشیم فردی با دانش و عمیق پشت این صفحه است که ارزش داره با او جلسه درمانی برداریم
اگر ملاکتون برای انتخاب درمانگر گزینه سوم بود احتمالا راه درست رفتید
اگر خیره بودن زیبایی و خوشکلی طرف یا استایل و تیپ و قیافه اش یا سبک زندگی اش یا روابط عاشقانه اش با همسرش که دائم میخواد فریاد بزنه که زندگی مشترک ما رو ببینید !!! ملاک ما شد
بهتر کمی تامل کنیم
Repost from N/a
🔴 حرفهایی که گوگل بهت نمیگه! اما باید بدونی...
✅ حرفها قدرت دارن! شاید فکر کنیم یه جمله ساده، یه شوخی یا یه طعنه، چیز مهمی نیست. اما حقیقت اینه که بعضی کلمات میتونن زندگی یه نفر رو تغییر بدن... یا حتی نابود کنن!
❌ گوگل هیچوقت بهت نمیگه که یه حرف ساده چطور میتونه دل کسی رو بشکنه، اعتمادبهنفسشو از بین ببره یا باعث بشه که احساس کنه هیچ ارزشی نداره. اما ما اینجا هستیم تا بهت بگیم!
🔥 پس قبل از اینکه چیزی بگی، قبل از اینکه یه کامنت بزاری، قبل از اینکه یه طعنه بزنی... فکر کن!
📢 این ویدیو رو با دوستات به اشتراک بذار و به بقیه هم یاد بده که مسئولانهتر حرف بزنن.
"هیچوقت تو گوگل نمیبینی که نوشته باشه یه شوخی کوچیک میتونه زندگی یه نفر رو نابود کنه...
هیچوقت تو گوگل نمیبینی که طعنهها میتونن باعث افسردگی بشن...
هیچوقت تو گوگل نمیبینی که یه جمله ساده، شاید آخرین ضربه به قلب یه آدم باشه!"
"اما تو دنیای واقعی، اینا اتفاق میافتن... روزانه هزاران نفر بهخاطر همین کلمات، روحیهشونو از دست میدن، آسیب میبینن یا حتی دست به کارای جبرانناپذیر میزنن!"
این تمرین مناسب افرادی است که از رابطه عاطفی خود شکایت دارند.
یک قلم و کاغذ بردارید و پاسخ این سوالات را یادداشت کنید:
سوال اول: چند ویژگی منفی افرادی که شما را بزرگ کرده اند و در دوران کودکی روی اعصاب شما بود را نام ببرید. بطور مثال: مادرم مشغول کارهای خودش بود و توجه خاصی به من نداشت، پدرم پرتوقع و کنترلگر بود و مدام من را با دیگران مقایسه می کرد.
سوال دوم: حالا چند ویژگی مثبت آنها را فهرست کنید. بطور مثال : مادرم کارهای شخصی من را انجام می داد و اجازه نمی داد من دست به سیاه و سفید بزنم. پدرم به ندرت به خواسته های من نه می گفت و هرچه می خواستم برایم فراهم بود.
سوال سوم: در دوران کودکی مهمترین خواسته شما چه بود و از نظر عاطفی برایتان چه معنایی داشت؟ مثلا دوست داشتم پدرم به من افتخار کند. یا مهمترین خواسته من داشتن دوچرخه بود و معنایش برایم این بود که بین همسالانم محبوب می شدم .
سوال چهارم: وقتی بچه بودید و اوضاع مطابق خواسته تان پیش نمی رفت چه رفتاری نشان می دادید؟ بطور مثال قهر می کردم، لج می کردم یا در تنهایی خودم گریه می کردم.
حالا برگردیم به زمان حال ...
آیا شما جذب افرادی می شوید که ویژگی های منفی سوال یک را دارا هستند؟ مثلا با آدم های سرد و بی توجه وارد رابطه می شوم (شبیه مادرم).
آیا ویژگی های مثبتی که در جواب سوال دوم نوشتید را وظیفه همسر یا نامزد خود می دانید؟ مثلا باید تمام خواسته های من را فراهم کند چون در خانه پدرم اینطور بود.
آیا توقعات شما از همسر یا پارتنرتان در واقع تلاش شماست تا همان نیاز عاطفی ارضاء نشده کودکی خود را برآورده کنید؟ مثلا انتظار دارم از هیچکسی جلوی من تعریف نکند تا احساس کنم به من افتخار می کند.
آیا هنوز هم وقتی اوضاع برخلاف میلتان پیش می رود شبیه دوران کودکیتان رفتار می کنید ؟ مثلا قهر می کنم یا به طرف مقابل بی محلی می کنم.بعضی زوجین با شکایت از بی توجهی، سردمهری و خودخواهی طرف مقابلشان به مشاور مراجعه می کنند. می توان درک کرد شما در چنین روابطی چقدر تحت فشار هستید و مستاصل می شوید اما اگر پاسختان به یک یا چندتا از سوالات بالا مثبت باشد نشان می دهد که انتخاب این فرد و روش هایی که شما برای حل مسائلتان با او در پیش گرفته اید چندان تحت تاثیر عقل و منطق شما نیست و فرآیندهای ناخودآگاه شما در این میان نقش قابل توجهی بازی می کنند که می تواند به مشکلات شما دامن زده و مانع برآورده شدن نیازهای عاطفی شما شوند..
🟩محیطی سرشار از بازخورد را حول خودتان ایجاد کنید:
هر چه بیشتر بازخورد را هم مثبت و هم منفی و هم ارائه آن و هم دریافت آن را عادیتر کنید؛ احتمال کمتری دارد که افراد به دنبال ابزار جایگزین برای بیان ناامیدیها و نگرانیهایشان باشند.
------
*۳. توافق تکمیلی چیست؟*
🔴لیگ تامپسون در کتاب خود به نام «۵۳ اصل مذاکره» مینویسد:
خیلیها از من میپرسندن کدام مذاکرهکننده از بقیه بهتر است؟ این افراد انتظار دارند از افرادی مثل هِنری کیسینجر یا دونالد ترامپ نام ببرم اما در پاسخ میگویم: به نظرم پروفسور هوارد رایفا، بهترین مذاکرهکننده است!
🟢این استاد دانشگاه هاروارد، نظرات بسیار جالبی درباره مذاکره دارد که یکی از آنها مفهوم توافق تکمیلی است.
🔵رایفا مفهوم توافق تکمیلی را این گونه توضیح میدهد: فرض کنید باب و سوزان از مربیان مطرح بدنسازی هستند اما این موضوع دلیل نمیشود که در جابهجایی وسایل ورزشیشان و از پله بالا بردن آنها تنبلی نکنند.
🟤برای همین، وقتی وسایل جدیدی از یک فروشگاه میخرند، از صاحب آن میپرسند: آیا امکان حمل این وسایل تا منزل آنها وجود دارد؟
🟠صاحب فروشگاه هم پاسخ مثبت میدهد ولی رانندهای که باید وسایل را حمل کند، وقتی به خانه باب و سوزان میرسد و پلهها را میبیند به آنها میگوید: وسایل را فقط تا دم پلهها میآورد نه تا بالای پلهها!
🟡در این حالت، مهمترین هنر باب و سوزان، توافق با راننده برای بالا بردن وسایل از پلههاست. ما به این توافق، اصطلاحا توافق بعد از توافق یا توافق تکمیلی میگوییم.
🟣مثلا باب و سوزان اگر به راننده پیشنهاد کنند که حاضرند بابت بالا بردن وسایل از پلهها به او ۲۰ دلار بدهند، تلاش میکنند به یک توافق تکمیلی برسند.
⚫در حقیقت، مفهوم توافق تکمیلی به ما تاکید میکند نباید تمام شرایط مطلوبمان را در یک توافق قرار بدهیم بلکه باید تلاش کنیم ابتدا بخش مهمی از خواستههایمان را در یک توافق به دست بیاوریم و سپس باقیمانده خواستههایمان را در یک توافق تکمیلی مطرح کنیم.
⚪به همین دلیل است که مذاکرهکنندگان حرفهای معمولا از شیوه توافق تکمیلی استفاده میکنند و معمولا ۷۵ درصد از خواستههایشان را در توافق اصلی میگنجانند و بقیه را به توافق تکمیلی منتقل میکنند.
🔴مهمترین مزیت توافق تکمیلی این است که بعد از توافق اولیه، طرفین با انگیزه بیشتری سر میز مذاکره برای رسیدن به توافق تکمیلی حاضر میشوند.
-
------
*۱. اصل قدرت در متقاعدسازی*
🔴کوین هوگان در کتاب ارزشمند خود به نام «۵۳ اصل متقاعدسازی» مینویسد:
فرض کنید در حال ورود به خیابانی هستید که مامور پلیس جلویتان را میگیرد و میگوید قرار است در این خیابان یک مانور نظامی برگزار شود و کسی اجازه ورود ندارد. آیا از دستور پلیس اطاعت میکنید؟ قطعا
🟢واقعیت این است که اکثر مردم از دستورات فردی که شبیه به مامور پلیس است اطاعت میکنند، بدون این که از او بخواهند کارت شناسایی و یا توضیح بیشتری ارائه کند.
🔵به بیان دیگر، افراد وقتی یونیفورم پلیس را میبینند، فقط یک راه جلوی خود تصور میکنند: اطاعت بیچون و چرا. دلیل این رفتار انسانها این است که از کودکی یاد گرفتهایم نه تنها باید از مراجع قدرت تبعیت کنیم، بلکه حتی اجازه چون و چرا هم نداریم.
🟤به همین خاطر است که استفاده از قدرت یکی از موثرترین اصول متقاعدسازی محسوب میشود. بر اساس این اصل، اگر میخواهیم طرف مقابلمان را متقاعد کنیم از ما اطاعت کند، باید خودمان را با کمک روشهای زیر قدرتمند نشان بدهیم:
🟧لباس فُرم
لباسهای فُرم، مثل لباسهای پلیس، پزشکان و غیره یکی از شاخصههای آشکار قدرت محسوب میشوند. به همین دلیل، اگر بتوانیم لباس فُرم مخصوصی را برای شرکتمان و به ویژه بازاریابها و فروشندگانمان طراحی کنیم، ناخودآگاه در مقابل مشتری قدرتمندتر به نظر میرسند.
🟨ثروت
معمولا انسانها فکر میکنند افراد ثروتمند، قدرتمند هم هستند بنابراین از آنها تبعیت میکنند. بر همین اساس، باید با اقداماتی مثل دعوت مشتری به یک ضیافت نهار، ارسال یک هدیه گران و غیره به او نشان بدهیم یک شرکت ثروتمند هستیم.
🟪استفاده از سمبلهای قدرت.
داشتن دفتر کاری شیک، ساعت گران قیمت، گوشی موبایل آخرین مدل و غیره، سمبلهای قدرت هستند و ناخودآگاه روی طرف مقابل تاثیر میگذارند. به همین دلیل باید بازاریابها و فروشندگانمان را با ابزارهایی مجهز کنیم که سمبل قدرت به حساب میآیند. مثلا نباید یک لپتاپ ارزان به آنها بدهیم چون سمبل قدرت به حساب نمیآید.
⬛قد و قامت
بشر در طول تاریخ فرا گرفته که افراد قویتر، معمولا بلندقدترند. به همین دلیل باید تلاش کنیم بازاریابها و فروشندگانمان را ترجیحا از افراد بلند قامت انتخاب کنیم و از آنها بخواهیم با انجام ورزشهایی مثل بدنسازی، هیکل مناسبی داشته باشند. (البته نه هیکل خیلی ترسناک)
⬜نگرش
اگر طوری رفتار کنیم که انگار در موضع قدرت هستیم، اکثر اشخاص آن را میپذیرند و ما را به چالش نمیکشند. پس در مواجهه با افراد دیگر، به خصوص مشتریان باید از موضع قدرت برخورد کنیم و به قول معروف از خودمان ضعف نشان ندهیم.
------
*۲. پشت سر همکارانتان بدگویی نکنید!*
🔴نانسی کورلند و لیزا پلد در تحقیقاتشان بدگویی را چنین تعریف کردهاند: «صحبت غیررسمی و ارزشگذارانه در یک سازمان، که معمولا بین تعداد کمی از افراد اتفاق میافتد و در مورد عضو دیگری از آن سازمان است که در آن جمع حضور ندارد.»
🟢وقتی فکر میکنید چند وقت یک بار مکالمات محیط کار شما:
🟦غیر رسمی است؛
🟫ارزشگذارانه است؛
🟧بین تنها چند نفر از افراد صورت میگیرد؛
🟨در مورد عضو دیگر آن سازمان است که در جمع حضور ندارد؛
ممکن است دریابید که چندبار پشت سر همکارانتان حرف زدهاید و در اثرات سوء سخنپراکنی شرکت داشتهاید.
🟣بدگویی همچنین ابزاری برای تخلیه احساسات نزد افرادی است که نسبت به ارائه بازخورد مستقیم بیمیل هستند یا مکالمات دشواری با همکارانشان دارند. ما از بدگویی بهعنوان راهی برای جمعآوری شواهدی استفاده میکنیم که باورهای ما را تایید کند.
⚫هرچند شکستن عادت شرکت در بدگویی- چه محرک آن و چه دریافتکننده آن- میتواند دشوار باشد، با وجود این، چندین استراتژی برای کمک به شما و تیمتان وجود دارد تا از درگیر شدن در چیزی که به شدت اشتباه است اما احساس درستی را منتقل میکند، دست بردارید:
⬜آن را نامگذاری کنید، سپس هدایتش کنید:
اول اینکه بدگویی را همان «بدگویی» بنامید تا بتوانید سریعا آن را متوقف کنید. اگر شما در «گفتوگوی غیررسمی و ارزشگذارانه در یک سازمان و معمولا بین تعداد کمی از افراد و در مورد عضو دیگری از سازمان که در آن جمع حضور ندارد شرکت میکنید» بهخصوص اگر هدف شما بهجای دریافت راهحلهای سازنده، تایید تجربه شما باشد؛ آنگاه شما در یک بدگویی شرکت کردهاید.
🟥اجازه دهید تا افراد بدانند که شما این سیاست را دارید که «اگر مشکلی با من دارید، لطفا اول به خودم بگویید.»:
سیاست «اول به آنها بگویید» را با همکارانتان بپذیرید و زمانی که کسی به بدگویی در مورد فرد دیگر نزد شما آمد از او بپرسید «آیا قبلا به او گفتهاید؟» تا این سیاست را به آنها یادآوری کنید.
