ch
Feedback

不要被骗子欺骗!Telemetrio 会找到并标记这些频道 👉 如果想查看标记,请订阅

Ancient Caravan(کاروان باستان)

Ancient Caravan(کاروان باستان)

前往频道在 Telegram

تیم #کاروان_باستان سعی در مصور کردن تاریخ ایران دارد ارتباط: @DanielMurrPhy یوتوب: https://www.youtube.com/channel/UCsXFcvmmWB58M_opYIULzHg?sub_confirmation=1

显示更多
未指定国家未指定类别
812
订阅者
无数据24 小时
-57 天
+430 天
帖子存档
منبع روایت #۱ | «وجود ایشان را خار گلزار دولت می‌دانست» در قسمت نخست «زندگانی شاه عباس بزرگ» گفتیم که شاه اسماعیل دوم پس از رسیدن به قدرت، بخش بزرگی از شاهزادگان ذکور خاندان صفوی را از میان برداشت. اسکندربیک منشی ترکمان، در تاریخ عالم‌آرای عباسی، هنگام شرح رفتار اسماعیل با برادران، بنی‌اعمام و برادرزادگانش، تعبیر قابل‌توجهی به کار می‌برد: «وجود ایشان را خار گلزار دولت خود می‌دانست.» این جمله نقل‌قولی از زبان خود اسماعیل دوم نیست؛ توصیف اسکندربیک از نگرش شاه به شاهزادگانی است که حضورشان را خطری برای حکومت خود می‌دید. 📖 منبع: اسکندربیک منشی ترکمان، تاریخ عالم‌آرای عباسی، جلد اول، ص ۲۰۸ بخش «ذکر شهادت شاهزادگان نامدار و از پای درآمدن نهال شمر ایشان از صرصر قهر زمان غدار ناپایدار» کاروان باستان | تاریخ، رد پای روایت از دل منابع

درود به هم‌کاروانی‌های عزیز. از این پس در بخش تازه‌ای با عنوان «منبع روایت»، هر بار سراغ یکی از روایت‌ها، نقل‌قول‌ها یا جزئیاتی می‌رویم که در ویدیوهای کاروان باستان دیده‌اید و منبع اصلی آن را نشان می‌دهیم؛ از متون تاریخی گرفته تا اسناد و پژوهش‌های معتبر. هدف این است که بتوانیم رد هر روایت را تا جایی که منابع اجازه می‌دهند دنبال کنیم و ببینیم آنچه در ویدیو شنیده‌ایم، دقیقاً از کجا آمده است.

لطفاً جهت ارتباط با تیم کاروان باستان به آیدی زیر پیام دهید. @DanielMurrPhy

هم‌کاروانی‌های عزیز، درود بر شما ❤️ بیش از هفت ساله که با هم در دل تاریخ سفر می‌کنیم و امروز کاروان ما بیش از ۵۰ هزار همسفر داره؛ جمعی از علاقه‌مندان به تاریخ که فارغ از حاشیه‌ها و تعصبات، برای شناخت بهتر گذشته کنار هم جمع شدن. همون‌طور که می‌دونید، شرایط سخت اقتصادی، تحریم‌ها، فیلترینگ و قطعی اینترنت و برق در کنار افت شدید بازدید و درآمد یوتیوب، ادامه این مسیر رو برامون دشوار کرده. از طرفی، فضای یوتیوب بیش از گذشته به سمت محتوای جنجالی، ریکشن و موضوعات وایرال رفته؛ مسیری که هیچ‌وقت نخواستیم برای جذب بازدید بیشتر واردش بشیم. ما همیشه تلاش کردیم با بررسی منابع متعدد و تازه‌ترین پژوهش‌های تاریخی، در کنار تدوین حرفه‌ای، طراحی، موشن‌گرافی و ساخت انیمیشن، محتوایی فراتر از یک روایت ساده تاریخی تولید کنیم. طبیعتاً این کیفیت به زمان، انرژی و هزینه زیادی نیاز داره؛ هزینه‌هایی که تا امروز بخش بزرگی از اون‌ها رو با عشق به تاریخ، خودمون تأمین کردیم اما واقعیت اینه که با شرایط فعلی، آینده کاروان چندان روشن نیست. در حقیقا سال گذشته برای جبران بخشی از این مشکلات مالی، کانال انگلیسی کاروان باستان با نام The Veteran رو راه‌اندازی کردیم که با وجود شروع امیدوارکننده، رشد اون هم تحت تأثیر قطعی اینترنت آسیب دید و امروز حتی اینده اون کانال نامعلوم هست. همچنین امروزه که حتی کانال‌های تاریخی بزرگی مثل Kings and Generals هم برای ادامه فعالیت از مخاطبانشون درخواست حمایت می‌کنن، ما نیز برای ادامه این سفر، بیش از گذشته به همراهی شما نیاز داریم. به همین خاطر تصمیم گرفتیم امکان حمایت مالی از کاروان رو در پنج جایگاه نمادین فراهم کنیم: 🐪 ساربان: ۵۰ هزار تومان 🔭 دیده‌بان: ۱۰۰ هزار تومان 🛡 پاسبان: ۲۰۰ هزار تومان 🚩 پیش‌آهنگ: ۵۰۰ هزار تومان 👑 کاروان‌سالار: ۱ میلیون تومان این جایگاه‌ها فقط نمادی از همراهی شما در این سفر هستن، نه معیاری برای ارزش‌گذاری حمایت‌ها. برای قدردانی، نام یا نام مستعار حامیان، در صورت تمایل خودشون، یک‌بار در پایان یکی از قسمت‌های آینده و در جایگاه انتخابی‌شون ثبت می‌شه. حمایت می‌تونه یک‌باره یا به‌صورت ماهانه باشه. حتی اگر تنها ۵۰۰ نفر از همسفران به شکل مستمر کنارمون باشن، می‌تونیم با اطمینان بیشتری برای تحقیقات، پروژه‌های تازه و ارتقای کیفیت ویدئوها برنامه‌ریزی کنیم. البته می‌دونیم که شرایط برای همه سخته. هیچ انتظار یا اجباری برای حمایت مالی وجود نداره و محتوای کاروان همچنان برای همه رایگان خواهد بود. ما هم تا جایی که بتونیم به مسیرمون ادامه می‌دیم. چه با حمایت مالی، چه با تماشای ویدئوها و معرفی کاروان به دیگران، شما بخشی از این سفر هستید. ممنونیم که در تمام این سال‌ها همسفرمون بودید. امیدواریم این کاروان با همراهی شما همچنان به راهش ادامه بده. ❤️ 📌 لینک‌های حمایت در توضیحات پست و استوری‌ها قرار دارن.

کاروان سالار: رئیس و صاحب فرمان کاروان https://variza.ir/pay/W3JkzY6w3LI0Hbkq1Sm1z پیشاهنگ: پیشرو و راهگشای کاروان https://va
کاروان سالار: رئیس و صاحب فرمان کاروان https://variza.ir/pay/W3JkzY6w3LI0Hbkq1Sm1z پیشاهنگ: پیشرو و راهگشای کاروان https://variza.ir/pay/RiKGkWidlq0RhNsYcvV8p پاسبان: نگهبان و مسیول حفاظت از کاروان https://variza.ir/pay/39wVBJdXHBx7k3cBySKFy دیده‌بان: مراقب راه و خطرات احتمالی https://variza.ir/pay/ZCGIWJjlerK0YpUynUU01 ساربان: مسئول شتران و بارها https://variza.ir/pay/PG8J7zlGcgHVgJTDadVXN

دوستان امشب میریم برای پخش قسمت اول، حمایت کنید که ویدیو خوب بیاد بالا خستگی این دو ماهی رو ببره

پیش از آنکه شاه عباس بزرگ بر تخت پادشاهی ایران بنشیند، دولت صفوی روزگار پرآشوبی را پشت سر می‌گذاشت؛ رقابت شاهزادگان، توطئه‌های درباری و جنگ‌های خارجی، آینده این حکومت را به چالش کشیده بودند. در این قسمت از مجموعه تاریخ ایران و تاریخ صفویه، به سال‌های کودکی عباس‌میرزا و حوادث سرنوشت‌سازی می‌پردازیم که پیش از رسیدن او به سلطنت رخ دادند: بحران جانشینی صفویان: واپسین سال‌های سلطنت شاه طهماسب یکم و رقابت بر سر تاج‌وتخت. سلطنت شاه اسماعیل دوم: تصفیه‌های خونین دربار و فرمان قتل عباس‌میرزا؛ شاهزاده‌ای که با رسیدن خبر مرگ شاه از سرنوشتی مرگبار گریخت. آغاز پادشاهی شاه محمد خدابنده: کشمکش‌های سیاسی دربار و دشواری‌های حکومت صفوی در دورانی پرتنش. جنگ ایران و عثمانی: نبرد چلدر در نهم وات سال ۱۵۷۸ میلادی، شکست سپاه صفوی و پیشروی عثمانیان به تفلیس و شروان؛ رخدادهایی که موازنه قدرت را در قفقاز تغییر دادند. این روایت تاریخی نشان می‌دهد که زندگی شاه عباس بزرگ، مدت‌ها پیش از پادشاهی او، با بحران‌های سیاسی و نظامی گره خورده بود. برای شناخت دوران اقتدار صفویان، باید از همین سال‌های پرآشوب آغاز کرد. پرسش از شما: به نظر شما چه چیزی بیش از همه صفویان را در این دوره تضعیف کرد؛ اختلافات و رقابت‌های درباری یا فشار نظامی عثمانی‌ها؟ دیدگاهتان را در بخش نظرات بنویسید. اگر به تاریخ ایران، تاریخ صفویه، زندگی شاهان ایرانی و روایت مستند نبردهای تاریخی علاقه دارید، این قسمت را تا پایان تماشا کنید و برای دنبال‌کردن قسمت‌های بعدی مجموعه، کانال را دنبال کنید. حمایت از کاروان باستان با: پنل های داخلی https://variza.ir/pay/PG8J7zlGcgHVgJTDadVXN ساربان https://variza.ir/pay/ZCGIWJjlerK0YpUynUU01 دیده بان https://variza.ir/pay/39wVBJdXHBx7k3cBySKFy پاسبان https://variza.ir/pay/RiKGkWidlq0RhNsYcvV8p پیشاهنگ https://variza.ir/pay/W3JkzY6w3LI0Hbkq1Sm1z کاوران سالار پنل بین‌المللی https://www.patreon.com/ancient_caravan #شاه_عباس_بزرگ #تاریخ_ایران #تاریخ_صفویه #نبرد_چلدر

زندگانی شاه عباس بزرگ | قسمت اول: از بحران جانشینی تا نبرد چلدر و سقوط گرجستان.

شاه عباس بزرگ، به زودی از کاروان باستان
شاه عباس بزرگ، به زودی از کاروان باستان

درود و شب بخیر خدمت هم کاروانی های عزیزمون. این مدت که از «کاروان باستان» خبری نبود، مشغول کار فشرده روی بازسازی و آماده‌سازی
درود و شب بخیر خدمت هم کاروانی های عزیزمون. این مدت که از «کاروان باستان» خبری نبود، مشغول کار فشرده روی بازسازی و آماده‌سازی پروژه «شاه عباس بزرگ» بودیم؛ پروژه‌ای که برای رسیدن به کیفیتی که مدنظرمان است، زمان و جزئیات زیادی می‌طلبد. خوشبختانه حالا بیش از نیمی از کار قسمت اول انجام شده و همچنان با جدیت در حال تکمیل آن هستیم. کمی بیشتر صبور باشید؛ به‌زودی با خبرهای تازه، تصاویر جدید و ویدیوهای بیشتری از روند ساخت این مجموعه به سراغتان خواهیم آمد. ممنون که همچنان همراه کاروان باستان هستید.

پاسخ نهایی شش مطلب قبلی پرسش اصلی این پژوهش آن است که چرا حکومت صفوی، با وجود آنکه در دوره‌ای یکی از مقتدرترین دولت‌های ایران پس از اسلام بود، نتوانست به یک قدرت جهانی تبدیل شود؟ بررسی شواهد نشان می‌دهد که پاسخ را نمی‌توان در ضعف یک حوزه خاص جست‌وجو کرد؛ بلکه این ناکامی حاصل هم‌زمانی و تأثیر متقابل چند مشکل جغرافیایی، نظامی، اقتصادی و سیاسی بود. از نظر جغرافیایی و راهبردی، صفویان در میان رقبای قدرتمندی مانند عثمانی و ازبکان قرار داشتند و بخش مهمی از منابع نظامی و اقتصادی آنان صرف مقابله با تهدیدهای زمینی می‌شد. از سوی دیگر، نداشتن ناوگان دریایی مستقل موجب شد صفویان از رقابت مؤثر در تجارت اقیانوسی عقب بمانند و حتی در فتح هرمز به ناوگان انگلیسی وابسته باشند. بنابراین، در زمانی که بخش مهمی از قدرت اقتصادی و سیاسی جهان به سمت دریاها و تجارت اقیانوسی منتقل می‌شد، صفویان امکان حضور مستقل و پایدار در این عرصه را نداشتند. در حوزه اقتصادی نیز وابستگی شدید به صادرات ابریشم، اقتصاد صفوی را در برابر اختلال در مسیرهای تجاری آسیب‌پذیر می‌کرد. تلاش شاه عباس برای ایجاد شبکه تجاری مستقل و تقویت نقش ارامنه جلفا تا حدی این مشکل را کاهش داد، اما به دلیل نبود نهادهای حقوقی و اقتصادی مستقل و ترس از مصادره، نتوانست به شکل‌گیری یک طبقه اقتصادی کاملاً مستقل از دولت منجر شود. با این حال، پاسخ اساسی‌تر به پرسش پژوهش در ضعف نهادسازی صفویان نهفته است. رقابت‌های قزلباشان، وابستگی ساختار قدرت به شخص شاه، شیوه تربیت و جانشینی شاهزادگان و وابستگی نهادهای نظامی و اداری به شخص پادشاه باعث شد اصلاحات و موفقیت‌های دوره شاه عباس به ساختارهایی پایدار و مستقل تبدیل نشود. به همین دلیل، با ضعیف شدن پادشاهان بعدی، بخش مهمی از توان سیاسی و نظامی دولت نیز تضعیف شد. بنابراین، پاسخ نهایی به پرسش اصلی این است که صفویان بیش از آنکه از کمبود قدرت در مقطعی خاص رنج ببرند، از ناتوانی در تبدیل قدرت شخصی و مقطعی به نهادهای پایدار رنج می‌بردند. محاصره جغرافیایی، ضعف دریایی، وابستگی اقتصادی و بحران‌های داخلی زمانی به یک مانع تعیین‌کننده تبدیل شدند که دولت صفوی نتوانست برای مقابله با آنها نهادهای سیاسی، اقتصادی و نظامی مستقل و ماندگار ایجاد کند. در نتیجه، صفویان توانستند یک دولت قدرتمند منطقه‌ای بسازند، اما نتوانستند زیرساخت‌های لازم برای تبدیل آن به یک قدرت جهانی را فراهم کنند. پایان

فقدان نهادسازی؛ تفاوت با رقبای جهانی بنیادی ترین تفاوت صفویان با رقبای جهانی، در سطح نهادها بود، نه در سطح منابع یا استعداد.شاردن در تحلیل ساختاری خود درباره «حکومت ایران» می نویسد که در ایران، دولت همان شاه است: هیچ شورا، هیچ نهاد مستقل و هیچ سازوکار بازدارنده ای وجود ندارد که تصمیم پادشاه را محدود کند یا پس از مرگ او ادامه یابد؛ اگر شاه کاردان باشد کشور شکوفا می شود و اگر بی تجربه باشد، درباریان و حرم به جای او حکم می رانند. این توصیف دقیقا الگوی موروثی قدرت در صفوی را به تصویر می کشد.در همان دوره، عثمانی ها بوروکراسی مدون دیوان سالاری داشتند که مستقل از شخص سلطان کارمی کرد، و در اروپا نهادهایی چون کمپانی هند شرقی هلند (۱۶۰۲ م.) و منشورهای حقوقی نوپدید آمده بودند که سرمایه ملی، نه سرمایه شخصی شاه، را پشت توسعه می نهادند. صفویان در همین چارچوب قدیمی و شخصی باقی ماندند؛ نتیجه این شد که هر بحران جانشینی به بحران کل کشور تبدیل می شدو هیچ انباشت نهادی — حقوقی، مالی یا اداری — برای گذار به قدرت جهانی شکل نمی گرفت. بخش ششم

بحران های ساختاری داخلی و ایدئولوژیکدر سوی داخلی، نخستین مشکل، ساختار نظام قزلباش بود. اسکندر بیگ منشی درعالم آرای عباسیدرباره «ارادت ورزی های ساده لوحان طوایف قزلباش» به شاه اسماعیل می نویسد و به تضادهای درونقبایل قزلباش (شاملو، روملو، استاجلو، تکلو) که بارها به آشوب داخلی انجامید اشاره می کند؛ دورانیکه پس از مرگ شاه اسماعیل اول، دولت عمالًدر دست سرداران قزلباش افتاد. شاه عباس برای مهارًاین تهدید، سپاه «غالمان» را ساخت — ساختاری که مستقیمابه شخص شاه وابسته بود، نه به نهادیپایدار؛ چون شاه قوی بود کار می کرد و با ضعف جانشینانش به شکار باندهای درباری فروپاشید.سیاست شاه عباس در انزوای شاهزادگان در حرم، این شکنندگی را مؤثرتر کرد؛ جانشینانی پرورشیافتند که از کار پادشاهی بی خبر بودند — نکته ای که شاهد عینی درباری (عالم آرای عباسی) خود با نگرانیاز آن یاد کرده است. در سوی بیرونی، رقابت مشروعیت با خالفت عثمانی صفویان را به «دولت شیعی»محصور کرده بود؛ در جهان سنی مذهب آن روز، صفویان از حمایت فراگیر محروم بودند و تالش هایدیپلماتیک برای اتحاد نظامی با اروپا نیز ناکام ماند، زیرا قدرت های مسیحی ایران را نه به عنوان هم پیماناستراتژیک، بلکه به عنوان ابزار فشار بر عثمانی می دیدند (توصیف وضعیت دربار و تحلیل سیاسی آندرسفرنامه شاردنبازتاب یافته است). بخش پنجم

ساختار اقتصادی و وابستگی به ابریشم اقتصاد صفوی بر تک‌محصول ابریشم استوار بود و همین، آسیب‌پذیری راهبردی جدی ایجاد می‌کرد: هر بار عثمانی‌ها مسیرهای تجاری به شام و آناتولی را می‌بستند، درآمد اصلی دولت مختل می‌شد و بازرگانان ایرانی عملاً راهی برای فروش کالای خود نداشتند. تلاش شاه عباس برای کاهش این وابستگی، انتقال جامعه بازرگان ارمنی جلفا به اصفهان (۱۰۱۳–۱۰۱۴ ق./۱۶۰۴–۱۶۰۵ م.) بود؛ اقدامی که طبق مقاله «جلفا» در دانشنامه ایرانیکا، جامعه‌ای تجاری ساخت که تجارت ابریشم خام میان ایران، مدیترانه و اروپا را در دست گرفت. اما همین نهاد نوپا دو ضعف بنیادین داشت. نخست آنکه جلفای نو روی زمین خالصه (املاک شاهی) بنا شد و مستقیماً به خزانه شاه وابسته بود؛ ارمنیان در برابر مصادره و مطالبات فزاینده دربار هیچ حمایتی نداشتند. دوم آنکه، چنان‌که تاورنیه هم در همان مقاله ایرانیکا نقل شده تأیید می‌کند، با آنکه ارمنیان جلفای نو در مقایسه با دیگر جوامع مسیحی تحت فرمان مسلمانان امتیازاتی داشتند، ناتوان از آن بودند که سرمایه خود را در چارچوبی نهادی و بلندمدت به کار گیرند. در همان سال‌ها که اروپا کمپانی‌های سهامی با تضمین حقوقی مالکیت می‌ساخت، بازرگان ایرانی نمی‌توانست اطمینان داشته باشد که ثروتش فردا پابرجا می‌ماند؛ بنابراین سرمایه همیشه فردی، کوتاه‌مدت و شکننده باقی ماند. بخش چهارم

ضعف نیروی دریایی و تجارت اقیانوسی دومین عامل، نبود ناوگان دریایی بومی بود. صفویان قدرتی سواره و زمین‌محور بودند و هرگز نیروی دریایی مستقلی نساختند. شکاف میان توان زمینی و ناتوانی دریایی در فتح هرمز (۱۰۳۱ ق./۱۶۲۲ م.) آشکار شد: عالم‌آرای عباسی به‌روشنی گزارش می‌دهد که این فتح به «سعی امام‌قلی‌خان امیرالامرای فارس» و با کمک ناوگان انگلیسی که «بر حسب وعده آماده خدمت شدند» رخ داد؛ یعنی بزرگ‌ترین دستاورد دریایی صفویان تنها با قرض گرفتن قدرت دریایی انگلستان ممکن شد. نکته تلخ‌تر آن است که صفویان پس از فتح نیز ناوگانی برای نگهداشت بنادر فراهم نکردند و اداره تجارت خلیج فارس را به بازرگانان اروپایی واگذار کردند. شاردن که ده سال نزدیک به دربار صفوی زیست، در سفرنامه خود نتیجه می‌گیرد که ایرانیان تجارت دریایی را به هلندیان و انگلیسیان سپرده بودند و تنها از عوارض گمرکی بنادر بهره می‌بردند. این وضعیت یعنی حذف کامل از انقلاب تجاری اقیانوسی سده شانزدهم و هفدهم — همان جریانی که اروپا را به ثروت و توازن قوا در جهان رهنمون شد. کشوری که از ثروت اقیانوس محروم بود، عملاً از بازی قدرت جهانی حذف شده بود. بخش سوم

محاصره استراتژیک و جغرافیای سیاسی نخستین و پایدارترین محدودیت صفویان، موقعیت جغرافیایی تحت محاصره آنان بود. اسکندر بیگ منشی،
محاصره استراتژیک و جغرافیای سیاسی نخستین و پایدارترین محدودیت صفویان، موقعیت جغرافیایی تحت محاصره آنان بود. اسکندر بیگ منشی، مورخ رسمی دربار، در عالم‌آرای عباسی بارها شرح می‌دهد که دولت صفوی هم‌زمان در جبهه غربی با عثمانی‌ها و در جبهه شرقی با ازبکان درگیر بود؛ جنگ‌های یازده‌گانه صفوی و عثمانی از چالدران (۱۵۱۴ م.) تا صلح قصر شیرین (۱۶۳۹ م.)، و حمله‌های مکرر ازبکان به خراسان، ارتش را به‌طور دائمی میان دو جبهه تقسیم می‌کرد. شاه عباس اول در اوج قدرت خود نیز ناگزیر بود پیوسته میان مرزهای غربی و شرقی جابه‌جا شود؛ الگویی که ظرفیت نظامی موجود را چنان بسیج می‌کرد که مجالی برای توسعه‌طلبی فراقاره‌ای باقی نمی‌ماند. در سوی جنوب، حضور پرتغالیان در هرمز و خلیج فارس، دسترسی ایران به آب‌های آزاد را در گرو رضایت بیگانگان قرار داده بود. شاردن در توصیف بازرگانی ایران می‌نویسد که راه‌های تجاری کشور در اختیار دیگران بود و بازرگانان ایرانی برای رسیدن به بازارهای مدیترانه باید از مسیرهای پرخرج و پرعوارض عثمانی می‌گذشتند. چنین جغرافیای سیاسی‌ای، پیش از هر تصمیم راهبردی، صفویان را به وضعیت واکنشی و دفاعی محدود کرده بود. بخش دوم

چرا حکومت صفوی به قدرت جهانی تبدیل نشد؟ مقدمه حکومت صفوی (۱۵۰۱–۱۷۳۶ م.) در اوج خود یکی از مقتدرترین دولت‌های جهان اسلام بود، اما هرگز از سطح یک قدرت منطقه‌ای فراتر نرفت؛ در حالی که در همان سده‌ها اسپانیا، پرتغال، هلند و انگلستان شبکه‌های تجاری و نظامی فراقاره‌ای می‌ساختند. این مقاله با تکیه بر منابع هم‌عصر — از جمله تاریخ عالم‌آرای عباسی اسکندر بیگ منشی (دست‌نوشته‌ای که خود منشی شاه عباس اول و شاهد عینی بسیاری از رویدادهاست) و سفرنامه ژان شاردن — می‌کوشد توضیح دهد چه عواملی مانع تبدیل صفویان به یک قدرت جهانی شد. استدلال اصلی آن است که هیچ‌یک از این عوامل به‌تنهایی تعیین‌کننده نبود؛ تلاقی هم‌زمان آن‌ها است که توضیح می‌دهد چرا صفویان در چارچوب فلات ایران باقی ماندند. بخش اول

۵. سیاست خارجی روابط با عثمانی یکی از محورهای اصلی سیاست خارجی نادرشاه، حل مسئله عثمانی و بازگرداندن سرزمین‌هایی بود که در دوره ضعف صفویه از دست رفته بودند. روابط ایران و عثمانی در دوره نادر چند مرحله مهم را پشت سر گذاشت. مرحله اول ـ جنگ: نادرشاه در سال‌های نخست حکومت خود با عثمانی وارد جنگ شد تا سرزمین‌های اشغال‌شده در دوره فروپاشی صفوی را بازپس گیرد. بخش مهمی از این درگیری‌ها در مناطق عراق، آذربایجان و قفقاز رخ داد. مرحله دوم ـ دیپلماسی مذهبی: نادرشاه طرحی کم‌سابقه برای حل اختلاف مذهبی میان ایران و عثمانی مطرح کرد. او پیشنهاد داد مذهب جعفری به‌عنوان یک مذهب پنجم در کنار چهار مذهب فقهی اهل سنت به رسمیت شناخته شود. هدف این طرح، ایجاد نوعی سازش مذهبی و کاهش زمینه‌های دینی اختلاف میان ایران شیعه و امپراتوری عثمانی سنی بود. نادر می‌خواست با کاهش این اختلافات، یکی از عوامل مهم درگیری‌های طولانی‌مدت ایران و عثمانی را از میان بردارد. عثمانیان این پیشنهاد را نپذیرفتند، اما مذاکرات دو طرف در نهایت به توافقی در سال ۱۷۴۴ میلادی انجامید که به تثبیت نسبی مرزها و کاهش درگیری‌ها کمک کرد. اهمیت تحلیلی: نویسندگان شوروی این سیاست مذهبی را عمدتاً به‌عنوان ابزاری سیاسی برای تأمین منافع دولت و کاهش تعارض با عثمانی تفسیر می‌کنند، نه صرفاً نتیجه یک باور مذهبی. بااین‌حال، مقاومت برخی علما در برابر سیاست‌های مذهبی نادر نشان می‌دهد که مسئله را نمی‌توان کاملاً به محاسبات سیاسی تقلیل داد و باید ابعاد مذهبی و اجتماعی آن را نیز در نظر گرفت. لشکرکشی به هند لشکرکشی نادرشاه به هند در سال‌های ۱۷۳۸ تا ۱۷۳۹ میلادی، یکی از بزرگ‌ترین و مهم‌ترین عملیات‌های نظامی او بود و با تصرف دهلی به اوج رسید. کتاب این لشکرکشی را عمدتاً بر اساس دو انگیزه تحلیل می‌کند: انگیزه مالی: امپراتوری گورکانی هند که طی دهه‌های پیشین با ضعف سیاسی و نظامی مواجه شده بود، همچنان از منابع مالی و ثروت عظیمی برخوردار بود. نادرشاه برای تأمین هزینه‌های دولت و ارتش خود به این منابع نیاز داشت. انگیزه استراتژیک: تضعیف قدرت گورکانیان در هند و پایان دادن به نفوذ آنان در افغانستان نیز یکی از اهداف مهم نادر بود. موقعیت افغانستان برای امنیت مرزهای شرقی ایران اهمیت زیادی داشت و نادر نمی‌خواست قدرتی رقیب در این منطقه باقی بماند. نویسندگان مستندات قابل‌توجهی درباره حجم غنائم و ثروت منتقل‌شده از هند ارائه می‌کنند؛ بااین‌حال، تحلیل آنها از پیامدهای بلندمدت این لشکرکشی برای ایران اهمیت بیشتری دارد. هزینه‌های انسانی جنگ، فشار بر منابع کشور و وابستگی بیشتر دولت به درآمدهای جنگی، در نهایت آثار منفی نیز بر ساختار اقتصادی و اجتماعی ایران گذاشت. لشکرکشی به ماوراءالنهر لشکرکشی نادرشاه به بخارا و خیوه در سال‌های ۱۷۴۰ تا ۱۷۴۱ میلادی، یکی از فصل‌های مهم اما کمتر مورد توجه سیاست خارجی او بود. ازبکان در این مناطق قدرت قابل‌توجهی داشتند و نادرشاه تلاش می‌کرد با شکست دادن آنان، مرزهای شمال‌شرقی ایران را تثبیت و امنیت خراسان را تقویت کند. نویسندگان شوروی با تکیه بر منابع و اسناد روسی، اطلاعات ارزشمندی درباره روابط سیاسی و نظامی ایران با خان‌نشین‌های آسیای مرکزی ارائه می‌کنند؛ اطلاعاتی که در برخی منابع فارسی کمتر مورد توجه قرار گرفته است. روابط با روسیه روسیه در دوره پتر کبیر، هم‌زمان با ضعف دولت صفوی، بخش‌هایی از سواحل دریای خزر را اشغال کرده بود. نادرشاه پس از تثبیت قدرت خود تلاش کرد این مناطق را از روسیه بازپس گیرد. در نتیجه مذاکرات میان ایران و روسیه، روس‌ها از بخش عمده سرزمین‌های اشغال‌شده عقب‌نشینی کردند و این مناطق دوباره به ایران بازگشتند. این موفقیت را می‌توان یکی از دستاوردهای مهم دیپلماتیک نادرشاه دانست؛ دستاوردی که در مقایسه با فتوحات نظامی او کمتر مورد توجه قرار گرفته است. دسترسی نویسندگان به آرشیوهای روسی نیز در این بخش اهمیت ویژه‌ای دارد. این اسناد جزئیات بیشتری درباره مذاکرات و روابط سیاسی دو دولت ارائه می‌کنند. مراسلات میان دربار نادرشاه و سن‌پترزبورگ نشان می‌دهد که سیاست خارجی نادر صرفاً بر قدرت نظامی متکی نبود و او در کنار لشکرکشی، از مذاکره و دیپلماسی برای تأمین اهداف سیاسی خود نیز استفاده می‌کرد. قسمت پایانی