725
订阅者
-124 小时
-17 天
-130 天
帖子存档
725
✨شاهکار فردوسی دقیقاً همینجاست؛ با کمترین واژهها، عمیقترین مفاهیم را به تصویر میکشد.
او تنها با چند واژه، تمام نسخهی رسیدن به آرامش و راه بهتر زیستن را برای ما پیچیده است:
میاز و متاز و مناز و مرنج
چه یازی به کین و چه نازی به گنج!
که بهر تو اینست ازین تیرهگوی
هنر جوی و راز جهان را مجوی!
میاز: زیادهخواه نباش(از مصدر یازیدن به معنای قصد و آهنگ چیزی کردن است)
متاز: برای دنیا به هر دری نزن؛ بیمحابا نتاز و ستم نکن
مناز: دست از غرور و تکبر بردار
مرنج: غم و رنج روزگار را به دل نگذران
سپس با یک سوالِ تکاندهنده یادآوری میکند که چرا باید عمر را در آتش کینهتوزی و دشمنی بسوزانیم، یا به ثروت و گنج گذرای دنیا بفروشیم و بپنداریم ماندگاریم؟
در نهایت چه زیبا نهیب میزند که سهم ما از این تیرهگوی (زمین خاکی) همین فرصت اندک است؛ پس بهجای سرک کشیدن در رازهای دستنیافتنی عالم و هدر دادن عمر، به دنبال کسب هنر، دانایی و توانمندی باش.
زندگی در همین سادگی٫ بیهوده دست و پا نزدنها و رشد وجودی معنا پیدا میکند.✨
در نشر این آگاهی بکوشیم🙏🏻
خرد یارتان🌺
@sali_rr
725
✨اریک ارنست مان، چهرهای محترم و شناختهشده در استرالیاست که به دلیل روحیهی مثبت، مهربانی و نگاه الهامبخشش به زندگی شهرت دارد.
اریک که متولد سال ۱۹۲۳ است، در جنگ جهانی دوم به عنوان مهندس ارتش خدمت کرد و پس از آن، ضمن تشکیل خانواده در کنار همسرش «فریدا»، دوران کاری طولانی و موفقی را در صنعت مخابرات سپری نمود.
او به عنوان چهرهای آشنا، به خاطر تعاملات اجتماعی و خردمندی، حتی پس از عبور از مرز صد سالگی، مورد تحسین همگان قرار گرفت.
@sali_rr
725
✨«اردشیر رستمی؛ شاعر، نویسنده، بازیگر و مردی که سالهاست با واژهها زندگی میکند.
او فقط شعر نمیخواند؛ هر بیت را از جانش عبور میدهد و همین است که شعرخوانیاش حالوهوایی متفاوت دارد.
وقتی شروع به خواندن میکند، انگار زمان آرامتر میشود؛ صدایی نرم، نگاهی دور و سکوتی که پیش از هر واژه شکل میگیرد. اما هرچه شعر پیش میرود، حالش تغییر میکند؛ گاهی لبخندی کوتاه، گاهی بغضی پنهان، گاهی شور و گاهی دلتنگی. انگار شعر در همان لحظه دوباره متولد میشود و او همراه با شعر دگرگون میشود.
@sali_rr
725
آگاه باشیم و آگاهی رو نشر بدیم✌🏻
✨بیت مشهور «چو ایران نباشد تن من مباد/ بدین بوم و بر زنده یک تن مباد» نه تنها به گفته بسیاری شاهنامهپژوهان از جمله ملکالشعرای بهار، دکتر خالقی مطلق،مجتبی مینوی و ابوالفضل خطیبی شعری نوسروده و الحاق شده به شاهنامه است، که از جان و روان و اندیشه فردوسی به دور است.
شادروان خطیبی احتمال دادهاند که این بیت از حبیبالله نوبخت شیرازی، نمایندۀ ملیگرای مجلس باشد.اما فارغ از اینکه این بیت یا سایر بیتهای الحاقی و جعلی دقیقا سرودهٔ چه کسی است، وظیفهٔ امروز ما پاسداری از این گنجینهٔ بزرگ بشری است؛ اینکه اجازه ندهیم هر بیتی، فارغ از عیار معنایی و فنی آن، به بزرگان ادب نسبت داده شود.
سپاس از اینکه آگاهی را نشر میدهید🙏🏻
خرد یارتان🌱
@sali_rr
725
✨هیچکس نمیتواند ادعا کند همه چیز را میداند و خیلی از اطلاعاتی که ما تصور میکنیم که دانایی است؛ در واقع جزو اطلاعات محسوب میشود. دانایی به شخص کمک میکند تا اطلاعات درست را از نادرست تشخیص دهد و از ورود اطلاعات غلط به عقل جلوگیری کند. دانایی مؤثر؛ یعنی فرد بتواند از دانایی خود بهدرستی استفاده کند و در زندگی آنها را کاربردی کند. انتقال تجربیات و حسها از طریق ارتباط با دیگران میتواند در ارتقای دانایی، مؤثر باشد. دانایی مؤثر زمانی حاصل میشود که هر سه ضلع مثلث دانایی؛ یعنی آموزش، تجربه و تفکر به تعادل برسند و در یک راستا قرار بگیرند.
@sali_rr
725
✨رقص بابا کرم بازمانده از دهه ۱۳۲۰ و از رقصهای به اصطلاح کوچه بازاری و تخته حوضی است که بسیار مورد محبوبیت قرار گرفتهاست. (برگرفته از کتاب موحد)
در میان رقصهای فولکلور ایرانی، رقص ” باباکرم ” ویژگیهای خاصی دارد و منحصراً توسط مردان اجرا میشود. در بابا کرم از رقص شانه و کمر استفاده میشود و رقاص لباس سیاه و سفید جاهلی بر تن میکند و معمولاً لنگی را بر گردن آویزان کرده و از آن در طول اجرای رقص استفاده میکند.این آهنگ برای اولین بار با صدای حسین همدانیان اجرا شد که از آهنگهای فولکلور ایرانی به حساب میآید.
@sali_rr
725
متن #شعر #قلب_مادر #ایرج_میرزا
داد معشوقه به عاشق پیغام
که کند مادر تو با من جنگ
هر کجا بیندم از دور کند
چهره پُرچین و جبین پر آژَنگ
با نگاه غضبآلود زند
بر دل نازک من تیر خَدَنگ
از در خانه مرا طرد کند
همچو سنگ از دهن قَلماسنگ
مادر سنگدلت تا زندهست
شهد در کام من و توست شَرَنگ
نشوم یکدل و یکرنگ تو را
تا نسازی دل او از خون رنگ
گر تو خواهی به وصالم برسی
باید این ساعت، بیخوف و دِرَنگ
رَوی و سینهٔ تنگش بدری
دل برون آری از آن سینۀ تنگ
گرم و خونین به مَنَش باز آری
تا برد ز آینهٔ قلبم زنگ
عاشق بیخرد ناهنجار
نه بل آن فاسق بیعصمت و نَنگ
حرمت مادری از یاد ببرد
خیره از باده و دیوانه ز بَنگ
رفت و مادر را افکند به خاک
سینه بدْرید و دل آورد به چَنگ
قصدِ سرمنزل معشوق نمود
دل مادر به کفش چون نارَنگ
از قضا خورد دم در به زمین
و اندکی سوده شد او را آرَنگ
وان دل گرم که جان داشت هنوز
اوفتاد از کف آن بیفرهنگ
از زمین باز چو برخاست نمود
پی برداشتن آن آهنگ
دید کز آن دل آغشته به خون
آید آهسته برون این آهنگ:
«آه دست پسرم یافت خراش
آخ پای پسرم خورد به سنگ»
#ایرج_میرزا
725
✒️ متن #شعر #حدیث_آرزومندی
به مژگان سیَه کردی هزاران رِخنه در دینم
بیا کز چَشمِ بیمارت هزاران دَرد برچینم
الا ای همنشینِ دل که یارانت بِرَفت از یاد
مرا روزی مباد آن دَم که بی یادِ تو بنشینم
جهان پیر است و بیبنیاد از این فرهادکُش فریاد
که کرد افسون و نیرنگش ملول از جانِ شیرینم
ز تابِ آتش دوری، شدم غرقِ عرق چون گُل
بیار ای بادِ شبگیری نسیمی زان عرقچینم
جهانِ فانی و باقی فدایِ شاهد و ساقی
که سلطانیِّ عالَم را طُفیلِ عشق میبینم
اگر بر جایِ من غیری گزیند دوست، حاکم اوست
حرامم باد اگر من جان به جایِ دوست بُگزینم
صَباحَ الخیر زد بلبل، کجایی ساقیا؟ برخیز
که غوغا میکند در سر خیالِ خوابِ دوشینم
شبِ رحلت هم از بستر رَوَم در قصرِ حورُالعین
اگر در وقتِ جان دادن تو باشی شمعِ بالینم
حدیثِ آرزومندی که در این نامه ثبت افتاد
همانا بیغلط باشد، که حافظ داد تلقینم
#حافظ
