ch
Feedback
تفكر در واقعيت

تفكر در واقعيت

前往频道在 Telegram
3 081
订阅者
无数据24 小时
-37
-2730
帖子存档
هرکسی باید بتواند به جایی پناه آورد، چون مواردی پیش می‌آید که حتما لازم است انسان بتواند به یکجا، به هر کجا که باشد، برود. #داستایفسکی کانال تفکر در واقعیت @chagvaa

وقتی احساس من شبیه احساس کسی نیست، مطلقاً هیچ‌کس نمی‌تواند بفهمد درونم چه می‌گذرد و این یعنی تنهایی! #پائولو_کوئلیو کانال تفک
وقتی احساس من شبیه احساس کسی نیست، مطلقاً هیچ‌کس نمی‌تواند بفهمد درونم چه می‌گذرد و این یعنی تنهایی! #پائولو_کوئلیو کانال تفکر در واقعیت @chagvaa

کسی که به خودش دروغ می گوید و به دروغ خودش گوش می دهد، کارش به جایی خواهد رسید که هیچ حقیقتی را نه از خودش و نه از دیگران تشخ
کسی که به خودش دروغ می گوید و به دروغ خودش گوش می دهد، کارش به جایی خواهد رسید که هیچ حقیقتی را نه از خودش و نه از دیگران تشخیص نخواهد داد. #داستایفسکی 📚جنایت و مکافات کانال تفکر در واقعیت @chagvaa

سلام بر كسانی كه در اعماق قلب ما زندگی می كنند، بدون آنكه بدانند. #محمود_درویش کانال تفکر در واقعیت @chagvaa
سلام بر كسانی كه در اعماق قلب ما زندگی می كنند، بدون آنكه بدانند. #محمود_درویش کانال تفکر در واقعیت @chagvaa

دلتنگى اتفاق عجيبى‌ست گويى خواهى مُرد، اما نمى‌ميرى... #جمال‌_ثريا کانال تفکر در واقعیت @chagvaa
دلتنگى اتفاق عجيبى‌ست گويى خواهى مُرد، اما نمى‌ميرى... #جمال‌_ثريا کانال تفکر در واقعیت @chagvaa

پیروزی بر خویشتن، بزرگ‌تر از فتح تمام جهان است. #ویل_دورانت 📚درباره معنی زندگی کانال تفکر در واقعیت @chagvaa
پیروزی بر خویشتن، بزرگ‌تر از فتح تمام جهان است. #ویل_دورانت 📚درباره معنی زندگی کانال تفکر در واقعیت @chagvaa

ما از وحشت فراموش کردن دیگران است که عکس آنها را به دیوار می‌کوبیم، یا روی طاقچه می‌گذاریم؛ یک وفاداری کاذب... خود ما به عکس‌
ما از وحشت فراموش کردن دیگران است که عکس آنها را به دیوار می‌کوبیم، یا روی طاقچه می‌گذاریم؛ یک وفاداری کاذب... خود ما به عکس‌هایی که به دیوارهای اتاقمان می‌کوبیم نگاه نمی‌کنیم، یا خیلی به ندرت و تصادفا نگاه می‌کنیم. ما به حضور دائم آنها عادت می‌کنیم. عکس، فقط برای مهمان است... این را یادتان باشد که ذره‌ای در قلب، بهتر از کوهی بر دیوار است. 🌸#نادر_ابراهيمی 📚رونوشت بدون اصل 🌼کانال تفکر در واقعیت @chagvaa

هر کس که دو سوم از اوقات شبانه روز به خودش تعلق نداشته باشد، برده است. تفاوتی نمی‌کند که دولتمرد، بازرگان یا دانشمند باشد! 📚
هر کس که دو سوم از اوقات شبانه روز به خودش تعلق نداشته باشد، برده است. تفاوتی نمی‌کند که دولتمرد، بازرگان یا دانشمند باشد! 📚 انسانی‌بسیار‌انسانی #نیچه کانال تفکر در واقعیت @chagvaa

می‌دانم، می‌دانم که دیگر هرگز به چیزی یا کسی برخورد نخواهم کرد که احساس تندی را در من به وجود آورد؛ می‌دانی، شروع به دوست داشتن کسی کردن، اقدام مهمی است. لحظه‌ای هست، در آغاز، که باید از پرتگاهی پایین پرید، اگر کسی بهش فکر کند، این کار را نخواهد کرد. می‌دانم که من دیگر هیچ‌وقت نخواهم پرید. 🌨️#ژان_پل_سارتر 📚تهوع ❄️کانال تفکر در واقعیت @chagvaa

▨ قطعه: فروغ در تصادف کشته شد ▨ با صدای: فروغ فرخ‌زاد و ابراهیم گلستان ♬ کارگردان صوتی: شهروز ─────♬ ───── شعر با صدای شاعر | @chagvaa

امروز سالروز درگذشت فروغ فرخ‌زاد است. ۵۷ سال پیش در چنین روزی یعنی در ساعت ۱۶:۳۰ دقیقه بعد از ظهر دوشنبه ۲۴ بهمن ۱۳۴۵ در حالی
امروز سالروز درگذشت فروغ فرخ‌زاد است. ۵۷ سال پیش در چنین روزی یعنی در ساعت ۱۶:۳۰ دقیقه بعد از ظهر دوشنبه ۲۴ بهمن ۱۳۴۵ در حالی که فروغ با جیپ سفیدرنگ ابراهیم گلستان از قلهک به سمت دروس می‌رفت، با یک استیشن متعلق به یک مدرسهٔ خصوصی تصادف کرد و کشته شد. ▨ پی‌نوشت اول: آن‌چه می‌شنوید برش‌هایی است از مصاحبهٔ فروغ فرخ‌زاد، برش‌هایی از شعر «ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد» و نیز برش‌هایی از مصاحبه شاهد عینی آن روز، ابراهیم گلستان. پی‌نوشت دوم: عکس پوستر در واقع عکسی از سری آلبوم عکس‌های آزاده اخلاقی، عکاس معاصر است که صحنه‌ای از لحظات مرگ یا قتل چهره‌های مهم سیاسی-فرهنگی ایران معاصر را بازتولید کرده است. البته ابراهیم گلستان که با چند دقیقه تاخیر، شاهد عینی این تصادف بوده است، جزییات این عکس را منطبق بر واقعیت نمی‌داند. ❄️#فروغ_فرخزاد 🌨️کانال تفکر در واقعیت @chagvaa

امروز سالروز درگذشت فروغ فرخ‌زاد است. ۵۷ سال پیش در چنین روزی یعنی در ساعت ۱۶:۳۰ دقیقه بعد از ظهر دوشنبه ۲۴ بهمن ۱۳۴۵ در حالی که فروغ با جیپ سفیدرنگ ابراهیم گلستان از قلهک به سمت دروس می‌رفت، با یک استیشن متعلق به یک مدرسهٔ خصوصی تصادف کرد و کشته شد. ▨ پی‌نوشت اول: آن‌چه می‌شنوید برش‌هایی است از مصاحبهٔ فروغ فرخ‌زاد، برش‌هایی از شعر «ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد» و نیز برش‌هایی از مصاحبه شاهد عینی آن روز، ابراهیم گلستان. پی‌نوشت دوم: عکس پوستر در واقع عکسی از سری آلبوم عکس‌های آزاده اخلاقی، عکاس معاصر است که صحنه‌ای از لحظات مرگ یا قتل چهره‌های مهم سیاسی-فرهنگی ایران معاصر را بازتولید کرده است. البته ابراهیم گلستان که با چند دقیقه تاخیر، شاهد عینی این تصادف بوده است، جزییات این عکس را منطبق بر واقعیت نمی‌داند. ❄️#فروغ_فرخزاد 🌨️کانال تفکر در واقعیت @chagvaa

🎼 Sleep dealer - Wayfarer دریایی هست که هیچ‌کس نمی‌بیندش و گوری که کسی در آن نمی‌میرد. آفتابی هست که هیچ‌وقت غروب نمی‌کند و در هر جایی ساحلی... صلاح خویش را اگر خواهانی و پس از عبور ابرها اگر می‌خواهی آزاد باشی پس دنیایی بساز دنیایی شایسته‌ی زیستن: این‌جا دیگر سخن بر سر زندگی خودِ توست... دنیایی هست جاودانه نامه‌ای هست ناخوانده نسیمی هست که همه‌چیز را می‌فهمد و آزادیی بدون زخم! ترانه‌ای برای آزادی ❄️#میکیس_تئودراکیس ترجمه: سلیمان قاسمیانی 🌨️کانال تفکر در واقعیت @chagvaa

احساس می‌کنم در هر کنار و گوشه‌ی این شوره‌زار یأس، چندین هزار جنگل شاداب، ناگهان می‌روید از زمین. ❄️#احمد_شاملو 🌨️کانال تفکر
احساس می‌کنم در هر کنار و گوشه‌ی این شوره‌زار یأس، چندین هزار جنگل شاداب، ناگهان می‌روید از زمین. ❄️#احمد_شاملو 🌨️کانال تفکر در واقعیت @chagvaa

‏و ‏باز می‌گردی در خویش ‏و هیچ‌کس نخواهد دانست ‏که در دلت ‏چه گذشته است 🌨️#محمد_مختاری ❄️کانال تفکر در واقعیت @chagvaa
‏و ‏باز می‌گردی در خویش ‏و هیچ‌کس نخواهد دانست ‏که در دلت ‏چه گذشته است 🌨️#محمد_مختاری ❄️کانال تفکر در واقعیت @chagvaa

🔸به مناسبت زادروز فروغ فرخ‌زاد کاش می‌توانستم مثل آدم‌های دیگر خودم را در ابتذال زندگی گم کنم. کاش یا لباس تازه یا یک محیط گ
🔸به مناسبت زادروز فروغ فرخ‌زاد کاش می‌توانستم مثل آدم‌های دیگر خودم را در ابتذال زندگی گم کنم. کاش یا لباس تازه یا یک محیط گرم خانوادگی و یا یک غذای مطبوع می‌توانست شادمانی را در لبخند من زنده کند. کاش رقصیدن دیگران می‌توانست مرا فریب بدهد و به صحنه‌های رقص و بی خبری و عیاشی بکشاند. کاش می‌توانستم برای کلمه موفقیت ارزشی قائل بشوم... من در زندگی دنبال فریب تازه‌ای می‌گردم، ولی افسوس که دیگر نمی توانم خودم را گول بزنم... • از نامه‌های 🌨️#فروغ_فرخزاد به پرویز شاپور ❄️کانال تفکر در واقعیت @chagvaa

در زندان اوین پاسبانی بود آذربایجانی که نصف وقت کار می‌کرد. روزی که غلامحسین را شلاق زده بودند، برای اینکه پاهایش ورم نکند، ا
در زندان اوین پاسبانی بود آذربایجانی که نصف وقت کار می‌کرد. روزی که غلامحسین را شلاق زده بودند، برای اینکه پاهایش ورم نکند، این پاسبان آنها را ماساژ می‌داد. ولی غلامحسین را نمی‌شناخت و فقط می‌دانست که دکتر است. از او می‌پرسد: تو چکار کرده‌ای که اینطور زده‌اند؟ صمد بهرنگی یا ساعدی را خوانده‌ای؟ پرتره‌ی ❄️#غلامحسین_ساعدی، نقاش: #هانیبال_الخاص 🌨️کانال تفکر در واقعیت @chagvaa

روبه‌روی آینه می‌ایستم و آینه سعی می‌کند سعی می‌کند سعی می‌کند از این‌همه خرابه چهره بسازد. 🌨️#گروس_عبدالملکیان ❄️کانال تفکر در واقعیت @chagvaa

شب یلدا و سفره ی خالی زحمتکشان 🍁#شب_یلدا 🍂کانال تفکر در واقعیت @chagvaa
شب یلدا و سفره ی خالی زحمتکشان 🍁#شب_یلدا 🍂کانال تفکر در واقعیت @chagvaa