گەشە(توسعه): سید هاشم هدایتی
前往频道在 Telegram
در این کانال یادداشت های شخصی اینجانب حول مباحث توسعە, با تمرکز بر کردستان و گاهی هم اشعار و دلنوشتەها و ...درج می شود. منتظر نظر و پیشنهادهای شما هستم. t.me/KDproblems لینک کانال
显示更多603
订阅者
无数据24 小时
+37 天
+430 天
帖子存档
کولبری: سرنوشت محتوم یا فقدان تدبیر
گفتگو با سید هاشم هدایتی*
(مصاحبه گر یاری چاپ در هفته نامه سیروان و روزنامه شهروند)
@KDproblems
کانال تخصصی کلینیک مدیریت
دکتر سید هاشم هدایتی
اجرای استراتژیک. مدل BSC
@managementcl
کنترل استراتژیک(ق54)
کانال تخصصی کلینیک مدیریت
دکتر سید هاشم هدایتی
اجرای استراتژیک. مدل BSC
@managementcl
ساختارمندکردن اجرای استراتژیک( قسمت 53)
یا قصد تباهی کند.
کرد
کی التفات کند بر بتان یغمایی
چون سگ درنده گوشت یافت نپرسد
کین شتر صالحست یا خر دجّال
با گرسنگی قوّت پرهیز نماند
افلاس عنان از کف تقوی بستاند
که براندی به دفع آن بکوشیدمی و هر شاهی ک بخواندی به فرزین بپوشیدمی تا نقد کیسه همت در باخت و تیر جعبه حجت همه بیانداخت
دین ورز و معرفت که سخندان سجع گوی
بر در سلاح دارد و کس در حصار نیست
تا عاقبت الامر دلیلش نماند، ذلیلش کردم. دست تعدی دراز کرد و بیهده گفتن آغاز و سنت جاهلان است که چون به دلیل از خصم فرومانند سلسله خصومت بجنبانند. چون آزر بت تراش که به حجت با پسر بر نیامد به جنگش برخاست که لئنَ لَم تَنتهِ لاَرْجُمنَّکَ. دشنامم داد سقطش گفتم گریبانم درید زنخدانش گرفتم.
انگشت تعجب جهانی
از گفت و شنید ما به دندان
القصه مرافعه این سخن پیش قاضی بردیم و به حکومت عدل راضی شدیم تا حاکم مسلمانان مصلحتی جوید. قاضی چو حیلت ما بدید و منطق ما بشنید سر به جیب تفکر فرو برد و پس از تأمل بسیار بر آورد و گفت ای آنکه توانگران را ثنا گفتی و بر درویشان جفا روا داشتی بدان که هر جا که گلست خارست و با خمر خمارست و بر سرگنج مارست و آنجا که درّ شاهوار است نهنگ مردم خوار است. لذت عیش دنیا را لدغه اجل در پس است و نعیم بهشت را دیوار مکاره در پیش.
نظر نکنی در بوستان که بید مشکست و چوب خشک همچنین در زمره توانگران شاکرند و کفور و در حلقه درویشان صابرند و ضجورمقرّبان حق جل و علا توانگرانند درویش سیرت و درویشانند توانگر همت و مهین توانگران آنست که غم درویش خورد و بهین درویشان آنست که کم توانگر گیرد و من یَتوکل علی اللهِ فهوَ حَسبُهُ.
پس روی عتاب از من به جانب درویش آورد و گفت ای که گفتی توانگران مشتغلند و ساهی و مست ملاهی نَعَم طایفهای هستند برین صفت که بیان کردی قاصر همت کافر نعمت که ببرند و بنهند و نخورند و ندهند و گر به مثل باران نبارد یا طوفان جهان بر دارد به اعتماد مکنت خویش از محنت درویش نپرسند و از خدای عزّوجل نترسند و گویند
ار از نیستى دیگرى شد هلاک
مرا هست، بط را ز طوفان چه باک
قومی برین نمط که شنیدی و طایفهای خوان نعمت نهاده و دست کرم گشاده طالب نامند و معرفت و صاحب دنیا و آخرت چون بندگان حضرت پادشاه عالم عادل مؤید مظفر منصور مالک ازّمه انام حامی ثغوراسلام وارث ملک سلیمان اعدل ملوک زمن مظفر الدنیا و الدین اتابک ابی بکر سعد ادام الله ایامه و نصر اعلامه
خدای خواست که بر عالمی ببخشاید
ترا به رحمت خود پادشاه عال کرد
قاضی چون سخن بدین غایت رسید وز حد قیاس ما اسب مبالغه گذرانید بمقتضای حکم قضاوت رضا دادیم و از مامضی در گذشتیم و بعد از مجارا طریق مدارا گرفتیم و سر به تدارک بر قدم یکدگر نهادیم و بوسه بر سر و روی هم دادیم و ختم سخن برین بود
مکن ز گردش گیتى شکایت، اى درویش
که تیره بختى اگر هم برین نسق مردى
توانگرا چو دل و دست کامرانت هست
بخور ببخش که دنیا و آخرت بردی
کانال اختصاصی سیدهاشم هدایتی
@KDproblems
جایگاە ثروت وسرمایە در نگاە سعدی
📗📕📒📔📓📘📘📗📕📒📔📓
جدال سعدی با مدعی در بیان توانگری و درویشی
یکی در صورت درویشان نه بر صفت ایشان در محفلی دیدم نشسته و شنعتی در پیوسته و دفتر شکایتی باز کرده و ذم توانگران آغاز کرده سخن بدین جا رسانیده که درویش را دست قدرت بسته است و توانگر را پای ارادت شکسته. مرا که پرورده نعمت بزرگانم این سخن سخت آمد گفتم ای یار توانگران دخل مسکینان اند و ذخیره گوشه نشینان و مقصد زائران و کهف مسافران و محتمل بار گران بهر راحت دگران.
دست تناول آنگه به طعام برند که متعلقان و زیر دستان بخورند و فضله مکارم ایشان به ارامل و پیران و اقارب و جیران رسیده
توانگران را وقف است و نذر و مهمانى
زکات و فطره و اعتاق و هدی و قربانی
خداوند مکنت به حق مشتغل
پراکنده روزى پراکنده دل
اگر قدرت جودست و گر قوت سجود توانگران را به میسر شود که مال مزکّا دارند و جامه پاک و عرض مصون و دل فارغ و قوت طاعت در لقمه لطیف است و صحت عبادت در کسوت نظیف پیداست که از معده خالی چه قوّت آید وز دست تهی چه مروّت وز پای تشنه چه سیر آید و از دست گرسنه چه خیر
مور گرد آورد به تابستان
تا فراغت بود زمستانش
عشا بسته و یکی منتظر عشا نشسته هرگز این بدان کی ماند
پس عبادت اینان به قبول اولیتر که جمعند و حاضر نه پریشان و پراکنده خاطر اسباب معیشت ساخته و به اوراد عبادت پرداخته عرب گوید اَعوذ بالله مِنَ الفقر المُکِّبِ و جوارِ من لا یُحَبّ وَ در خبرست الفقرُ سوادُ الوجهِ فی الدّارین. گفتا نشنیدی که پیغمبر علیه السلام گفت الفقرُ فخری. گفتم خاموش که اشارت خواجه علیه السلام به فقر طایفهای است که مرد میدان رضا اند و تسلیم تیر قضا نه اینان که خرقه ابرارپوشند و لقمه ادرار فروشند.
اى طبل بلند بانگ در باطن هیچ
بى توشته چه تدبیر کنى دقت بسیج
روى طمع از خلق بپیچ از مردى
تسبیح هزار دانه بر دست مپیچ
درویش بی معرفت نیارامد تا فقرش به کفر انجامد کادَ الفقرُ اَنْ یَکونَ کفراً که نشاید جز به وجود نعمت برهنهای پوشیدن یا در استخلاص گرفتاری کوشیدن و ابنای جنس ما را به مرتبه ایشان که رساند و ید علیابه ید سفلی چه ماند نبینی که حق جلّ و علا در محکم تنزیل از نعیم اهل بهشت خبر میدهد که اولئکَ لَهم رزقٌ معلومٌ تا بدانی که مشغول کفاف از دولت عفاف محرومست و ملک فراغت زیر نگین رزق معلوم.
حالی که من این سخن بگفتم عنان طاقت درویش از دست تحمل برفت تیغ زبان بر کشید و اسب فصاحت در میدان وقاحت جهانید و بر من دوانید و گفت چندان مبالغه در وصف ایشان بکردی و سخنهای پریشان بگفتی که وهم تصور کند که تریاق اند یا کلید خزانه ارزاق مشتی متکبر مغرور معجب نفور مشتغل مال و نعمت مفتتن جاه و ثروت که سخن نگویند الاّ به سفاهت و نظر نکنند الاّ به کراهت. علما را به گدایی منسوب کنند و فقرا را به بی سر و پایی معیوب گردانند و به عزت مالی که دارند و عزّت جاهی که پندارند برتر از همه نشینند و خود را به از همه بینند و نه آن در سر دارند که سر به کسی بردارند بی خبر از قول حکما که گفته اند هر که به طاعت از دیگران کمست و به نعمت بیش به صورت توانگرست و به معنی درویش.
گر بى هنر به مال کند کبر بر حکیم
کون خرش شمار، و گرگا و عنبرست
به رنج و سعی کسی نعمتی به چنگ آرد
دگر کس آید و بی سعی و رنج بر دارد
شدید بر گمارند تا بار عزیزان ندهند و دست بر سینه صاحب تمیزان نهند و گویند کس اینجا در نیست و راست گفته باشند
گفتم به عذر آن که از دست متوقعان به جان آمدهاند و از رقعه گدایان به فغان و محال عقلست اگر ریگ بیابان در شود که چشم گدایان پر شود هر کجا سختی کشیدهای تلخی دیدهای را بینی خود را بشره در کارهای مخوف اندازد و از توابع آن نپرهیزد وز عقوبت ایزد نهراسد و حلال از حرام نشناسد
وگر نعشی دو کس بر دوش گیرند
لئیم الطبع پندارد که خوانیست
بریده الا به علّت درویشی شیرمردان را به حکم ضرورت در نقبهای گرفتهاند و کعبها سفته و محتمل است آن که یکی را از درویشان نفس امّاره طلب کند چو قوّت احسانش نباشد به عصیان مبتلا گردد که بطن و فرج توام اند یعنی فرزند یک شکم اند مادام که این یکی بر جایست آن دگر بر پاست.
شنیدم که درویشی را با حدثی بر خبثی گرفتند با آنکه شرمساری برد بیم سنگساری بود گفت ای مسلمانان قوّت ندارم که زن کنم و طاقت نه که صبر کنم چه کنم لا رهبانیة فی الاِسلام وز جمله مواجب سکون و جمعیت درون که مر توانگر را میسر میشود یکی آنکه هر شب صنمی در برگیرد که هر روز بدو جوانی از سر گیرد صبح تابان را دست از صباحت او بر دل و سر و خرامان را پای از خجالت او در گلمحالست که با حسن طلعت او گرد مناهی گردد
کتاب دولت وجامعە در ایران گرچە دودهە از چاپ آن می گذرد اما مطالعه آن برای هر کنشگر اجتماعی وسیاسی هم میهن بسیار مفید بوده و می تواند چارچوب و شاخص های ارزشمندی را برای تحلیل وارزیابی تحولات سیاسی ـ اجتماعی جامعه بزرگ ایران و زیرسیستم های متعددش دراختیار خواننده قرار دهد.
@KDproblems
کانال تخصصی کلینیک مدیریت
دکتر سید هاشم هدایتی
اجرای استراتژیک. مدل BSC
@managementcl
راهکارهای عملیاتی
✅دانلود فایل متنی سخنرانی «مبانی فرهنگی دموکراسی» استاد مصطفی ملکیان
🔻انجمن اسلامی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران، خرداد1384
@mostafamalekian
کانال تخصصی کلینیک مدیریت
دکتر سید هاشم هدایتی
اجرای استراتژیک. مدل BSC
@managementcl
نتایج مورد انتظار
☑️فایل صوتی سخنرانی استاد مصطفی ملکیان در خیریه دارالاکرام با عنوان : «عوامل شش گانه ای که باعث می شوند نیک خواهی به نیکوکاری تبدیل نشوند.»
21 آذر 98
@mostafamalekian
مطالعه کتاب ارزشمند تئوری انتخاب تالیف پرفسور ویلیام گلاسر را بە همە دوستان عزیزم توصیه می کنم
کانال اختصاصی سید هاشم هدایتی
@KDproblems
کانال تخصصی کلینیک مدیریت
دکتر سید هاشم هدایتی
اجرای استراتژیک. مدل BSC
@managementcl
شناخت وضعیت کنونی
* فعالیت های خیریه و وقفگرایی غیرمولد: امروزه دردنیای مترقی نقش سرمایه دارانی که بخش عمده ثروت خود را به موسسات خیریه مولد واثربخش واگذار می کنند در پیشرفت چنین جوامعی کاملا هویداست. موسسات خیریه ما به ویژه شبکه عظیم وقف سرمایه های هنگفت واقفان پاکدل خوش نیت را به صورت غیراثربخش اداره کرده و آن ها را به یک عامل غیرمولد تبدیل کرده اند. موسسات خیریه نیز خیرات مردم را با روشی غیراثربخش به منبع تامین نیازهای روزانه مستحق ها تبدیل کرده وبه تعبیر ضرب المثل معروف "به جای ماهی دادن ماهیگیری یادم بده" نیاز نیازمندان را روزانه خود تامین می کنند وبه جای توانمند سازی اقشار آسیب پذیر برای ورود به بازار کار وکسب ثروت، مستمری ناچیز بخور ونمیرشان می دهند.
* اشتغال ناقص پول. هنوز دربخش زیادی از جامعه کردی فرهنگ نادرست قایم کردن پول درکنج خانه ها و ذخیره کردنش درصندوقچه ها و یا تبدیل به طلاجات و عتیقه و در نتیجه به کار نینداختن پول و جدا کردن آن از بازار کار وفعالیت حاکم است. در دنیای جدید برای پول نیز اشتغال کامل قائلند. اشتغال کامل پول وثروت به معنای اثربخشی و کارآمدی کامل این منبع عظیم و مهم ومعطل نگذاشتن آن است.
درپایان این یادداشت کوتاه ذکر این نکته را لازم می دانم که توسعه نایافتگی کردستان صرفا به دلیل عوامل فرهنگی مورد اشاره نیست بلکه ده ها عامل و مانع دیگر نیز وجود دارد که ذکر آن ها دراین مقال نمی گنجد. برخی از این عوامل غیرفرهنگی مربوط به ساختار حقوقی حاکم بر مدیریت توسعه و اقتصاد جامعه و برخی نیز مربوط به عملکرد مدیران وسیاست گذاران کشور است. در یک کلام می توان گفت درکنار فرهنگ ضد سرمایه گذاری، سیستم اقتصادی کشور و حتی سیستم حقوقی کشور حامی توسعه و نگهبان سرمایه وسرمایه گذاری نیستند.
.......
**سهرمایهدار خوێن مژه - قاتڵه فهقیر کوژه
*** ئهوکهسهی خاون ماڵ و سامانه
له ئاسمانهوه بۆی نهباریوه
یاخۆی به دزی کۆیکردۆتهوه
یا باوکی پارهی بۆ ئهو دزیوه
6. متون ادبی داستانی و فرهنگ روزنامه نگاری کردی و فضای فرهنگ وهنر و نمایش وفیلم در نیم قرن اخیر نشان می دهد که فضای روشنفکری و نخبه گی کردستان نیز به تاسی از فرهنگ سنتی کردها میانه خوبی با سرمایه وسرمایه داری نداشته و هنوز هم ندارد. نگاهی اجمالی به رمان ها، فیلم نامه ها و نمایشنامه ها نیز گویای این ضدیت است. مختصر باید گفت فرهنگ کردستان نه تنها حامی سرمایه داری نیست بلکه در ضدیت با سرمایه داران سنگ تمام گذاشته است. سرمایه دردنیای مدرن یک عامل منفی و سودجویی شخصی تلقی نمی شودگرچه برای یک سرمایه داری که در صدد سرمایه گذاری در یک حوزه خاص است هدف گذاری سود شخصی یک شرط لازم است وبدون چنین انگیزه ای سرمایه گذاری معنا نخواهد داشت. سرمایه وسرمایه دار رکن بی بدیل توسعه جوامع به شمار می روند. بدون ثروت وسرمایه نه فرهنگ رشد می کند و نه جامعه روی سرفرازی و آقایی خواهد دید. تجربه و مطالعات حقیر به ما می گوید با صدای رسا فریاد برآوریم که کردستان توسعه نخواهد یافت مگر اینکه جامعه کردی شفاف وصریح نقش و جایگاه سرمایه داران سرمایه گذار را تکریم وبا دیداحترام به ثروتمندانی بنگرد که درسایه پول و اعتبار آنان هزاران نفر شاغل شده و نیازهای جامعه دراثر تولید و خدمات آنان برآورد می شود.
7. درکنار این موانع جدی، موارد متعدد فرهنگی دیگری نیز در فرهنگ کردها به چشم می خورد که مادام دچار تحول و تغییر نشوند امیدی به توسعه یافتگی کردستان وجود نخواهد داشت. ازجمله:
* تنبلی و تن نسپردن به کار: سختکوشی یکی از دلایل مهم جوامعی است که مسیر رشد وترقی را طی کرده اند. متاسفانه فضای تنبل پروری بر جامعه مصرفی کردستان حاکم شده. در طول تاریخ هم هرگز مردم ما – به جز منطقه محدود اورامان – به سختکوشی معروف نبوده است.
* قناعت پیشگی منفی: از قدیم الایام بخش زیادی از مردم ما به نان بخور ونمیر قانع بوده وزندگی خود را با یک درآمد اندک منطبق ساخته اند. عدم انگیزه برای پولدارشدن از جمله موانع جدی توسعه کردستان است
*گرایش به کاردولتی. وجود سیستم طولانی تاریخی کارفرمای دولتی درکشور که بیشتر درسایه استبداد و با بهره گیری از مخازن عظیم نفت شکل گرفته است از یک قرن پیش زمینه دولتی شدن تمام ارکان جامعه را پی ریزی کرده است تاجایی که باوجود ارتقای نسبی سطح فرهنگ گرایش به بخش خصوصی هنوز هم اکثریت جوانان و تحصیلکردگان جامعه یک شغل دولتی – حتی کم درآمد – را به یک کسب وکار خصوصی پردرآمد اما ریسک پذیر ترجیح می دهند. غالب خانوارهای کرد به محض بزرگ شدن فرزندان شان درآرزوی استخدام دولتی آنان درادارات ویا موسسات و شرکت های تحت امر دولت هستند. بیراهه نیست اگر بگوئیم این نگاه مخرب از مهمترین موانع توسعه کردستان به شمار می روند.
* ریسک ناپدیری. جامعه کردی اساسا یک جامعه ریسک ناپذیر است درحالیکه ریسک پذیری یکی از راه های اثربخش شدن ثروت و سرمایه است. فرهنگ کم بخور اما بی دردسر بلای جان سرمایه گذاری وتلاش برای پولدارشدن شده است.
* تکیه بر راه میانبر و اندیشه غلط پی گیری ثروت بادآورده از جمله تکیه برفعالیت هایی نظیر قاچاق و گنج یابی و یا حتی تمایل به راههای نامشروع اما پول زا یکی دیگر از ویژگی های فرهنگ ضد توسعه درکردستان است. این فرهنگ مخرب حتی بر انسان های درستکاری که تمایل به خلاف ندارند تاثیرگذاشته و این حس را در غالب شان بوجود آورده است که در سال اول کاری خودرا با سطح زندگی ورفاه کسانی مقایسه می کنند که سال های زیادی زحمت کشیده وبدانجا رسیده اند.
* خطای هاله ای تعمیم عملکرد معدودی سرمایه دار رانتخوار سودجوی غیرمفید درمسیرتوسعه موجب تشدید بدبینی غالب مردم به سرمایه وسرمایه داران می شود. درحالیکه مشاهده چند نفرسودجو هرگز نباید موجب شود این خصلت به همه کسانی که ممکن است ثروت و مکنتی بدست آورده اند بشود. همین نگاه بدبینانه وتحقیرآمیز مانعی سرراه ثروت جویی افراد دیگر می شود.
* نگاه منفی به سیستم بانکداری. متاسفانه هنوز بسیاری از مروجان فرهنگی جامعه کردستان بانگاه منفی به سیستم بانکداری و بهره گیری صاحبان متدین ثروت از این سیستم نگریسته وبا فتوای حرام بودن وام گرفتن و سپرده گذاری در بانک ها، مانع تجمیع ثروت های کوچک تر و درنتیجه اثربخش شدن آن ها از طریق سیستم بانکی می شوند.
توسعه کردستان و چالش های فرهنکی
دکترسید هاشم هدایتی
1. در بخش های اولیه سلسله یادداشت های مسئله شناسی توسعه کردستان گفته شد مایکل تودارو از صاحب نظران برجسته توسعه درجهان برای مفهوم درونی توسعه، سه ارزش اساسی را نام می برد که عبارتند از " 1) معاش زندگی ، به معنای رفاه و قدرت تامین نیازهای اساسی چون غذا، مسکن، بهداشت، امنی،... ، 2) اعتماد به نفس، به معنای احساس شخصیت، عزت نفس داشتن، آلت دست دیگران قرار نگرفتن و... و 3) آزادی ، به معنای توانایی انتخاب، رهایی از روابط مادی از خود بیگانه کننده زندگی و آزادی از قیود اجتماعی انسان نسبت به طبیعت، جهل، بدبختی ونیز انسان های دیگر، نهادها و باورهای جزمی"
2. اگر تامین معاش و رفاه اقتصادی را محور اصلی توسعه بدانیم که قرین صحت است، دو ارزش دیگر توسعه ی مدنظر مایکل تودارو دارای ماهیتی اجتماعی و فرهنگی هستند. فرهنگ علاوه براینکه خود یکی از شاخه های توسعه است و بدون آن رفاه کامل نمی شود، می تواند به عنوان مُقوِّم یا مانع توسعه اقتصادی نیز مطرح شود. آنچه دراین یادداشت مورد اشاره قرار می گیرد برخی چالش های فرهنگی است که در مسیرتوسعه کردستان قرار می گیرند.
3. جامعه کردستان جامعه ای است که هنوز در بند فرهنگ سنتی قرار دارد و از این بابت تمام چالش های یک جامعه سنتی درمرحله گذار به مدرنیته را باخود دارد که شاید مهمترین آن چالش های فرهنگی از قبیل عدم پیوند ذهنی و ریشه ای با قانونمداری و تاسی به قراردادهای اجتماعی و توافقات جمعی است. تاریخ مدرنیته گواه این حقیقت است که پیشرفت جوامع رشدیافته در سایه پایبندی به قوانین موضوعه مورد نیازی است که در یک فرایند طبیعی و متناسب با نیازهای هرمرحله از تحول و دگرگونی از سنت به مدرنیته، وجودشان ضرورت یافته است. منظور من از قوانین وقانونمندی همه آن قواعدی است که برای پیمودن مسیر رشدوترقی لازم بوده و هست. نقش فرهنگ در راستای تغییرات رفتاری متناسب با نیازهای روز، پیش نیاز رشد وترقی چنین جوامعی بوده است. میزان پایبندی مردم کردستان به چنین قواعدی یا اندک است ویا هنوز نتوانسته ایم خود را با آن ها هماهنگ سازیم.
4. تجربه جوامع پیشرفته نشانگر آن است که رشد و توسعه، سرمایه محور است. اینکه جامعه ای بتواند بدون سرمایه، مسیرتوسعه را طی کند یک خیال باطل است. خواه سرمایه داخلی باشد یا خارجی. لیبرالیسم اقتصادی و حاکمیت قانون عرضه وتقاضا از ارکان مدرنیته و جوامع پیشرفته است. سرمایه هایی که در آغاز بر ریل تولید و صنعت سوارشده وبعدها سایر عرصه هارا دربرگرفت. از این نگاه بدون انباشت سرمایه در درون یک جامعه ویا سرازیرشدن سرمایه های خارجی به درون آن، گام نهادن در مسیرتوسعه تقریبا امکان پذیر نیست.
5. واقعیت های موجود کردستان نشان می دهد که ثروت وسرمایه زیادی در این منطقه انباشت نشده است. فقیربودن صرفا علت ظاهری و روئین این ضعف است. یکی از دلایل مهم و انکارناپذیرآن را می توان فرهنگ ضد ثروت وضد سرمایه حاکم بر مناطق کردنشین دانست. نگاه منفی کردها به ثروت وثروت اندوزی پیشینه تاریخی دارد. ضرب المثل هایی نظیر: "پول چرک دست است"، وشعرهای مّثّل گونه یی چون "آن کس که صاحب ثروت و مال است از آسمان برایش پائین نیامده، یاخود آن را دزدیده است یا پدرش مال دزدی را برایش به ارث گذاشته است**" گویای نگاه منفی کردها به ثروت و سرمایه و نیز ضدیت غالب مردم با سرمایه داران و ثروتمندان است. در دهه های اخیر نیز مزید برعلت نگاه چپ روانه و کمونیستی به سرمایه و سرمایه داری با شعارهایی همچون:"سرمایدار خونخوار است. قاتل فقراست***" حرمتی برای سرمایه دارانی که می بایست دردوران گذار به رشدو ترقی نقش موتورمحرکه را بازی کنند باقی نماند.
