ch
Feedback

不要被骗子欺骗!Telemetrio 会找到并标记这些频道 👉 如果想查看标记,请订阅

کانال رحمان مرادی

کانال رحمان مرادی

前往频道在 Telegram

ارایه خدمات روان شناسی و مشاوره خانواده ،ازدواج ، مشکلات روانی و رفتاری آدرس :بوکان خیابان پیام (مخابرات)اپارتمان مسجد قبله تلفن ۰۴۴۴۶۲۶۰۲۰۲ @moradiravan55⬅️ ارتباط با ادمین

显示更多
481
订阅者
-124 小时
无数据7 天
无数据30 天
吸引订阅者
10月 '26
十月 '26
+1
在0个频道中
九月 '260
在0个频道中
Get PRO
八月 '260
在1个频道中
Get PRO
七月 '260
在0个频道中
Get PRO
六月 '260
在0个频道中
Get PRO
五月 '260
在0个频道中
Get PRO
四月 '260
在0个频道中
Get PRO
三月 '260
在0个频道中
Get PRO
二月 '26
+2
在1个频道中
Get PRO
一月 '26
+1
在0个频道中
Get PRO
十二月 '25
+2
在0个频道中
Get PRO
十一月 '25
+2
在0个频道中
Get PRO
十月 '25
+1
在0个频道中
Get PRO
九月 '25
+5
在0个频道中
Get PRO
八月 '25
+3
在0个频道中
Get PRO
七月 '25
+7
在1个频道中
Get PRO
六月 '25
+5
在1个频道中
Get PRO
五月 '25
+3
在0个频道中
Get PRO
四月 '25
+1
在0个频道中
Get PRO
三月 '25
+10
在0个频道中
Get PRO
二月 '25
+2
在0个频道中
Get PRO
一月 '25
+5
在1个频道中
Get PRO
十二月 '24
+6
在0个频道中
Get PRO
十一月 '24
+1
在0个频道中
Get PRO
十月 '24
+4
在0个频道中
Get PRO
九月 '24
+3
在0个频道中
Get PRO
八月 '24
+6
在0个频道中
Get PRO
七月 '24
+12
在1个频道中
Get PRO
六月 '24
+14
在1个频道中
Get PRO
五月 '24
+21
在0个频道中
Get PRO
四月 '24
+13
在0个频道中
Get PRO
三月 '24
+8
在1个频道中
Get PRO
二月 '24
+11
在2个频道中
Get PRO
一月 '24
+12
在0个频道中
Get PRO
十二月 '23
+19
在1个频道中
Get PRO
十一月 '23
+14
在2个频道中
Get PRO
十月 '23
+34
在2个频道中
Get PRO
九月 '23
+25
在0个频道中
Get PRO
八月 '23
+21
在0个频道中
Get PRO
七月 '23
+13
在0个频道中
Get PRO
六月 '23
+3
在0个频道中
Get PRO
五月 '23
+8
在0个频道中
Get PRO
四月 '23
+16
在0个频道中
Get PRO
三月 '23
+17
在0个频道中
Get PRO
二月 '23
+11
在0个频道中
Get PRO
一月 '23
+10
在0个频道中
Get PRO
十二月 '22
+18
在0个频道中
Get PRO
十一月 '22
+10
在0个频道中
Get PRO
十月 '22
+4
在0个频道中
Get PRO
九月 '22
+11
在0个频道中
Get PRO
八月 '22
+20
在0个频道中
Get PRO
七月 '22
+12
在0个频道中
Get PRO
六月 '22
+13
在0个频道中
Get PRO
五月 '22
+16
在0个频道中
Get PRO
四月 '22
+17
在0个频道中
Get PRO
三月 '22
+25
在0个频道中
Get PRO
二月 '22
+15
在0个频道中
Get PRO
一月 '22
+15
在0个频道中
Get PRO
十二月 '21
+16
在0个频道中
Get PRO
十一月 '21
+24
在0个频道中
Get PRO
十月 '21
+19
在0个频道中
Get PRO
九月 '21
+8
在0个频道中
Get PRO
八月 '21
+28
在0个频道中
Get PRO
七月 '21
+21
在0个频道中
Get PRO
六月 '21
+14
在0个频道中
Get PRO
五月 '21
+24
在0个频道中
Get PRO
四月 '21
+18
在0个频道中
Get PRO
三月 '21
+35
在0个频道中
Get PRO
二月 '21
+19
在0个频道中
Get PRO
一月 '21
+43
在0个频道中
Get PRO
十二月 '20
+814
在0个频道中
日期
订阅者增长
提及
频道
20 十月0
19 十月0
18 十月0
17 十月0
16 十月0
15 十月+1
14 十月0
13 十月0
频道帖子
🔊فایل صوتی مصطفی ملکیان . 🆔 @sokhanranihaa 🆔 @ 🆑 #کانال‌سخنرانی‌ها 🌹

2
یک روز خانم بینوایی همراه دخترش به خانه‌ی ما آمده‌بودند تا چیزی بگیرند. دقیقاً یادم نیست ولی فکر کنم پیراهنی به او داده‌شد. د
یک روز خانم بینوایی همراه دخترش به خانه‌ی ما آمده‌بودند تا چیزی بگیرند. دقیقاً یادم نیست ولی فکر کنم پیراهنی به او داده‌شد. دختر بچه‌ هم گفت: این که نو(تازه) است!! خیلی ناراحت شدم. چون معلوم بود که همیشه کهنه‌ها را به او داده بودند و باورش نمی‌شد چیزهای تازه‌ و نو،حقش باشد. ناراحتی‌ام بیشتر از این باب بود که جامعه‌ی ما به بینوایان ‌و مستمندان این فکر را القا نموده که کهنه‌ها و بلااستفاده‌ها مال آن‌هاست. استاد علامه: ناصر سبحانی(رح) https://t.me/zhiyaneve
46
3
این پنج توصیه را جدی بگیرید و پیامدهای آن را در تأمین سلامت روان خود ببینید!👇 ۱. قرار نیست همه از شما راضی باشند؛ گاهی برای حفظ آرامش خودتان، باید به خواسته‌هایی «نه بگویید»! مخصوصاً خواسته‌هایی که با ارزش‌ها و نیازهای شما سازگار نیستند. ۲. با خودتان همان‌قدر مهربان باشید که با یک دوست عزیز رفتار می‌کنید؛ اشتباه کردن از ارزشمندی شما کم نمی‌کند، بلکه فرصتی برای یادگیری و رشد است. ۳. گذشته را نمی‌توانید تغییر دهید، اما می‌توانید از تجربه‌های آن بیاموزید. پس اجازه ندهید حسرت دیروز، فرصتهای امروز را از شما بگیرد. ۴. تغییر همیشه آسان نیست، ولی گاهی برای رسیدن به زندگی بهتر، باید از منطقه امن خود بیرون بیایید و قدمی کوچک به سوی تجربه‌های تازه بردارید. ۵. فکر کردن تا جایی مفید است که به تصمیم و اقدام برسد؛ وقتی مدام در چرخه نگرانی و احتمالات می‌چرخید، به‌جای حل مسئله، انرژی خود را هدر می‌دهید. https://t.me/zhiyaneve
80
4
خس و خاشاک جایزه ‌نوبل پزشکی ۲۰۲۶به سه نفر یا در واقع به پروتئین جلبک لزجی رسید که گرچه شعبده بازی اش را میتوان در چند خط خلاصه کرد ولی ممکنست موفق شود صفحات علم اعصاب را چندفصل جلو ببرد. برندگان نوبل امسال اول در یک جلبک پروتئینی یه نام channelrhodopsin پیدا کردند که وقتی نور به آن میخورد یک کانال یونی را در غشا سلول جلبک باز میکرد کانالی که پتانسیل‌های غشا سلول را تغیبر میداد و جلبک را به سمت نور هدایت میکرد. آنهاسپس ژن این پروتئین را از ژنهای جلبک استخراج کرده و آن را داخل هسته سلولهای عصبی جاسازی کردند و در نتیجه نورونهایی ساختند که روی سطحشان پوشیده از این پروتئین جلبکی بود،پروتئینی که میتواند در واکنش به نور، کانال یونی نورون را باز و با تغییر پتانسیل غشا سلول عصبی آن را روشن کند. با کمک این ابزار که اپتوژنتیک نامیده می‌شود میتوان هر بخش از نورونهای مغز را نشانه گذاری و با تابندن نور تحریک کرد و شاید نه تنها بتوان با آن کورها را شفا داد بلکه ممکن است بتوان با کمک‌آن هرجایی از مغز را دستکاری و خاموش و روشن کرد. تا قبل از اوپتوژنتیک وقتی میخواستیم مثلا درباره ترس تحقیق کنیم باید موشی را در دستگاه fmri قرار می‌دادیم و او را می‌ ترساندیم و بعد به عکس مغزش نگاه می کردیم و روشن شدن آمیگدالش را تماشا می کردیم ولی حالا با اوپتوژنتیک میتوانیم دستمان را داخل مغز موش کنیم و هر قسمت از امیگدالش را با یک کلید پروتیینی _ نوری روشن کنیم و بعد ببینیم چه اتفاقی برای موش می افتد آیا بدون اینکه بترسانیمش با روشن کردن کلید فلان قسمت آمیگدال میترسد یا نه؟ اگر fmri فقط نشان میداد در ترس یا عشق یا به یادآوردن فلان خاطره کجای مغز روشن میشود( همبستگی) حالا اوپتوژنتیک نشان میدهد با تحریک کدام نورنها میترسیم،عاشق میشویم یا به یاد می آوریم(علت و معلول)در واقع اوپتوژنتیک چند قدم جلوتر از fmriمی‌رود و به ما میگوید دستکاری فلان جای مغز چه تغییری در تجربه و رفتار ما ایجاد کند و این یعنی حالا ما به جای تماشاچی مغز ، کلیددار مدارهای مغز هستیم و البته پیامدهای این ابزار خیلی فراتر از علم پزشکی‌ست و همانطور که fmri باعث جنب و جوش در فلسفه ذهن شد احتمالا اوپتوژنتیک هم بحث های زیادی را در این مقوله به پا خواهد کرد. اخیرا *کتاب ایدئالیسم تحلیلی کاستروپ* را با ترجمه عالی دکتر نورالهی از نشر کرگدن تمام کردم کتابی که گرچه نتوانست قانعم کند ولی ذهنم را قلقلک داد کتابی که این پروتئین جلبکی میتواند استدلالهایش را به چالش بکشد. کاستروپ می‌گوید آنچه به عنوان جهان میبینیم همان چیزی نیست که در واقعیت وجود دارد و نه تنها خود ما حتی کل جهان تنها از جنس ذهن است نه ماده. از نظر او ادراکات ما از جهان خارج نشانه هاییست رمزگذاری شده که تنها به کار بقای ما می آیند نه ادراک واقعیت هستی. از نظر نویسنده درک ما از دنیا مانند درک کسی از رنگ قرمزست بدون اینکه درکی از نور واقعی و طیف های آن داشته باشو از نظر او ما درجهان چون خلبانانی هستیم که در کابین هواپیمایی بدون پنجره به دنیا آمده اند بدون اینکه به جز داشبورد هواپیما که ارتفاع و سرعت و بنزین را نشان میدهد درکی از بیرون هواپیما و دنیای واقعی خارج از کابین داشته باشند. او معتقدست درک ما از عالم مثل کسی ست که میخواهد فقط با دیدن نقشه کره زمین،زمین واقعی را بفهمد یا کسی که در خواب است ولی مطمئن است که هرچه میبیند و می‌شنود عین واقعیت است. به نظر او عالم نه فقط تنها در ذهن ماست بلکه خودش هم از جنس ذهن است. کاستروپ میگوید مغز ما نه خود ذهن ما بلکه فقط داشبورد کابین ذهن ماست او برای توجیه دنیای ذهنی که البته به نظر من چفت و بست محکمی ندارد مجبورست چیزهایی که در fmri دیده می‌شود را هم توضیح دهد و البته به درستی و البته با زرنگی دست روی نقطه ضعف این ابزار می گذارد و میگوید همبستگی یی که در fmri بین مغز و ذهن میبینیم نمیتواند ثابت کند مغز علت ذهن است. ولی حالا که پروتئین این جلبک ناچیز توانسته عقربه های داشبورد کابین مغز مارا نه فقط قابل مشاهده بلکه روشن و خاموش کند احتمالا کار کاستروپ برای توجیه ایدئالیسم تحلیلی اش مشکل تر خواهد شد. و چه کسی باور می کرد یک جلبک پا در کفش ایدئالیسم تحلیلی کند؟ آیا می‌شود با این ابزار جادویی، مغزها را عاشق ، مهربان یا خشمگین کرد؟آیا میشود خاطرات را روشن و خاموش کرد؟آیا ممکنست کسی بخواهد با کمک این ابزار جدید ذهن ما را کنترل کند؟ نمی‌خواهم ازین ابزار برای خیالپردازی استفاده کنم مثل همان کاری که گلدبرگ خبرنگار یهودی با fmri واحمدی نژاد کرد و بعد از اینکه هسته vs مغزش در fmriبعد از دیدن عکس احمدی نژاد روشن شد نتیجه گرفت مغز یهودی از دیدن احمدی نژاد لذت می‌برد همان احمدی نژادی که سالها پیش گفته بود از خس و خاشاک کاری بر نمی آید ولی حالا یک جلبک خلافش را ثابت کرده است. https://t.me/draboutorab
138
5
没有文字...
124
6
‏خلاصه ۱۳سال مطالعه و ویزیت در مورد  اضطراب رو اگه بخوایم بگیم؛ وابستگی؛ مادر اضطرابه و کمالگرایی هم پدر آن - و از عواملی نیز مثل؛ غیرواقع بینی، تهدیدهای بیرونی، تاکید زیاد خانواده بر موفقیت، مقایسه، و پیش‌بینی آینده هم متاثره! افراد مضطرب عموماً یک پدر یا مادر کمالگرا دارند @roozbeh_school
181
7
نامهٔ یک پدر به مدیر مدرسه👇👇 با سلام از ما خواسته‌اید تا پیش از شروع سال تحصیلی توقعات‌مان را از مدرسه‌ بیان کنیم. دوست‌تر داشتم به‌جای پرکردن آن فرم، خواسته‌هایم را در نامه‌ای برای‌تان بنویسم: ✅ از پسرم کار بخواهید. چون او را به هتل نمی‌آورم، به اولین سال دبیرستان می‌فرستم. اجازه دهید بریده‌های کاغذ و تراشه‌های چوب را زمین بریزد اما خودش هم جمع کند. به بابای مدرسه بگویید مدیون من است اگر به‌جای پسرم چیزی را جارو کند. کاش ماهی یک‌بار از بچه‌ها بخواهید شیشه‌ها را تمیز کنند، خاک‌ نیم‌کت‌های کلاس‌شان را بگیرند. به پسرم نوبت دهید تا درخت‌ها و گلدان‌های مدرسه را آب دهد و برگ‌های زردشان را بگیرد. ✅ کاش صبحانه را در مدرسه بخورند و از پسرم بخواهید سفره پهن کند، چای دم کند، نان‌ خرد کند و آخرش هم به‌همراه بچه‌های دیگر جمع کنند و بشویند. ✅ همین اول سال قلم‌مو و رنگ و اسپری دهید تا کلاس‌شان را خودشان رنگ‌آمیزی کنند. روی دیوارهایش به سلیقه روزآمدشان چیزهایی بنویسند، خط‌ بیندازند. شاید نشانی از فیلم‌ها، انیمیشن‌ها، فوتبالیست‌ها و ترانه‌هایی که دوست دارند بر دیوار بیفتد و دیوار کلاس، پنجره رهایی‌ باشد. ✅ بیشتر سرویس‌های بهداشتی عمومی کشورمان بهداشتی نیستند! هر کاری لازم است بکنید تا پسرم و همه بچه‌ها سرویس‌های مدرسه را مثل سرویس خانه‌های‌شان نگه دارند. ✅ از پسرم بخواهید شما را نقد کند، رفتار و برنامه‌های دبیران و مشاوران و معاونان را نقد کند. از گفتن نترسد. توبیخ نشود به‌خاطر متفاوت فکر کردن. از او بخواهید برای حرف‌هایش دلیل بیاورد و تا قانع نشود دست نکشد. ✅ از شما توقع دارم گفت‌وگو سکه رایج در مدرسه باشد. رفتارهای پسرم را ارزیابی کنید و بخواهید در فضایی امن گفت‌وگو با هم‌کلاسی‌ها شکل بگیرد و از دوستانش راه‌حل‌های کارآمد بگیرد. این کار موثرتر از تذکر و توبیخ دبیران است. ✅ لطفا به دبیران مدرسه بگویید جواب سوال‌های پسرم را ندهند. هر وقت سوال پرسید، کمکش کنند تا خودش دنبال پاسخ بگردد. ✅ بعد از صبحگاه و قبل از شروع اولین زنگ، پنج دقیقه را اختصاص دهید تا هر کسی در مدرسه است کتاب بخواند. از خود شما گرفته تا تک به تک عوامل اجرایی و دبیران و دانش‌آموزان، کسی با کسی صحبت نکند و هرکس کتابی که دوست دارد بخواند. مدرسه بشود یک کتاب‌خانه بزرگ. کتاب‌های درسی نشوند همه دنیایش. دنیایش را بزرگ کنید. ✅ از پسرم بخواهید داستان بنویسد، شعر بگوید، مقاله بنویسد. از او بخواهید برای پژوهش فیلم بسازد، عکس بیندازد. برود در آزمایشگاه خطر کند. به او بگویید پژوهش فقط در کتاب‌خانه نیست. برود وسط شهر جستجو کند، سؤال بتراشد. از پسرم بخواهید در کارگاه با چوب و فلز و چکش و اره وسیله بسازد، اختراع کند. از او بخواهید اپلیکیشن بازی طراحی، و انیمیشن تولید کند. ✅ در بوفهٔ مدرسه پسرم را دخالت دهید تا در کنار یک بزرگسال شیوه کاسبی را یاد بگیرد، حساب و کتاب و طرز برخورد با مشتری را یادبگیرد. بگذارید خوراکی‌ها را در قفسه بچیند. بار خالی کند و بعد کارتون‌ها و مقواها را در سطل مخصوص بازیافتی‌ها بیندازد. ✅ خواهش می‌کنم کاری نکنید که پسر ۱۳ ساله‌ام به زور و با خواب‌آلودگی با خدا مناجات کند. لحظاتی را شکل دهید که وقتی پسرم با خدا خلوت می‌کند بداند که خدا نزدیک‌ترین است و ارتباط قلبی او با خدا برای خودش تعالی می‌آورد نه اینکه دل مدیر و مربی پرورشی را راضی کند و کارت امتیاز بگیرد. به او و بچه‌های دیگر اجازه دهید نیایش‌هایی را که به زبان خودشان نوشته‌اند بخوانند. نیایش‌های ساده که خواسته‌های واقعی خودشا‌ن‌اند و با صداقت هستند. ✅ آقای مدیر! از معلم‌هایتان بخواهید قوانین کلاس‌ها را تنهایی وضع نکنند. از بچه‌ها هم کمک بگیرند و با هم قانون بگذارند. چون این قوانین را بچه‌ها باید اجرا کنند. ✅ به پسرم حالی کنید به‌جای آن‌که از ضعف و نمره کم هم‌کلاسی‌هایش خوشحال شود، احساس بد کند. کاری کنید تا به‌جای احساس کمبود از نمره پایین خودش از کمک‌نکردن به دوستانش شرمنده باشد. ✅ از پسرم نخواهید در همه درس‌ها و مهارت‌ها نفر اول باشد. راستش او هم مثل بقیه بچه‌ها در خیلی کارها کم‌‌استعداد است. به او بگویید همه آدم‌ها برای همه کارها ساخته نشده‌اند، راه خودت را پیدا کن. ✅ مدیر محترم! به پسرم اجازه دهید اشتباه کند، خراب کند، گند بزند. بگذارید بارها ویران کند و بسازد. اشتباه‌کردن را امتیاز بدهید. بگویید فقط یک اشتباه نابخشودنی وجود دارد و آن هم هیچ کاری نکردن و بالتبع اشتباه نکردن است. |علی‌‌اکبر زین‌‌العابدین| https://t.me/zhiyaneve
210
8
没有文字...
269
9
همه می‌گویند: هر رخدادی چه خوب چه بد، می‌گذرد، اما من بر این باورم که (هیچ چیزی نمی‌گذرد!!!) اگر روزی برای خودم انگشتری سفارش دهم، این نوشته را روی آن حک خواهم کرد"هیچ چیزی نمی‌گذرد!" من معتقدم که هیچ چیزی نمی‌گذرد مگر این که اثری از خود بجای خواهد گذاشت، لذا هر قدم کوچکی که بر می‌داریم، بر حال و آینده ما بسیار تأثیر گذار است. کانال مسجد سراج👇 @masjedseraj1
171
10
(فيل‌هاى سفيد زندگى) در حكايتى از گذشته، معروف است كه پادشاه يک كشور به پادشاه كشورى ديگر «فيل سفيد» هديه مى‌دهد. كسى كه هديه را مى‌پذيرفت، هزينه‌هاى زيادى را صرف نگهدارى و خوراک اين فيل سفيد مى‌كرد. نسل‌های مختلف هم بدون آنكه بدانند اين فيل سفيد به چه درد مى‌خورد، هزينه‌هاى زيادى را براى آن متحمل مى‌شدند و دلشان هم نمى‌آمد كه آن را كنار بگذارند يا رها كنند، زيرا مى‌گفتند: «حيف است! تاكنون هزينه زيادى براى آن شده است و نمى‌توان آن را رها كرد!» «فيل سفيد» در مديريت، استعاره از موضوعى‌ست كه هزينه زيادى براى آن شده و هيچ خاصيت مفيدى هم ندارد! و از آن جهت كنار گذاشته نمى‌شود كه صرفاً براى آن هزينه شده است! در نظر بگيريد كسى وارد دانشگاه مى‌شود و متوجه مى‌شود استعدادى در آن رشته ندارد، اما آن را رها نمى‌كند به خاطر هزينه‌هايى كه براى قبولى آن داده است و زمانى كه صرف كرده؛ و مى‌داند در آينده نيز آن رشته منبع درآمد او نخواهد شد! به آن رشته دانشگاهى و آن مدرک هم مى‌توان فيل سفيد آن فرد گفت. در زندگى، فيل‌هاى سفيد زيادى داريم كه بدون آنكه خاصيتى داشته باشند، براى آنها هزينه مى‌كنيم! جرأت کنید و فيل‌هاى سفيد زندگى‌تان را رها كنيد... @masjedseraj1
153
11
اعتراف بسیار تلخ و ناراحت‌کننده از خانمی که میخواست مستقل باشه ... تفسیر عینی آیه « اَلرِّ‌جَالُ قَوَّامُونَ عَلَی النِّسَاءِ
اعتراف بسیار تلخ و ناراحت‌کننده از خانمی که میخواست مستقل باشه ... تفسیر عینی آیه « اَلرِّ‌جَالُ قَوَّامُونَ عَلَی النِّسَاءِ » مردان سرپرست زنان هستن .
120
12
♦️معلمان عزیز و تلاشگر و والدین دلسوز و دغدغه‌مند لطفاً درس زندگی را قربانی درس مدرسه نکنید. شاگرد اول بودم، پدرم یادم داده‌بود که من همیشه درس بخوانم، وقتی مهمان می‌آمد زود بیایم سلام کنم و بروم! آرام آرام مهمانهای ما کم شدند. چون مادرم غیرمستقیم گفته‌بود حواس مرا پرت می‌کنند! عیدها همه‌اش خانه بودیم و من نمی‌دانستم «سیزده» بدر یعنی چه؟ وقتی مدرسه می‌رفتم، پدرم خودش مرا می‌رساند. آخه مادرم گفته‌بود نکنه توی سرویس مدرسه حرف بد یاد بگیرم. پدرم مرا خیلی دوست داشت! حتی می‌گفت زنگ تفریح به‌حیاط نروم! چون ممکن است بچه‌ها دعوایم کنند! و من نه‌تنها زنگ تفریح مدرسه که تمام زنگهای تفریح عمرم را در اتاقی درس خواندم! مایه افتخار پدر بودم! شاگرد اول! وقتی پدر مرا به مدرسه می‌رساند شیشه‌ی اتومبیل را بالا می‌زد که مبادا حرفی بشنوم و من تا مسیر مدرسه ریاضی کار می‌کردم! وقتی سر سفره می‌آمدم باید به فیزیک فکر می‌کردم چون پدرم می‌گفت نباید لحظه‌ها را از دست بدهم! چقدر دلم می‌خواست یکبار برف بازی کنم ، اما مادر پنجره را بسته بود و می‌گفت پنجره بازشود من مریض می‌شوم! من حتی باریدن برف را هم ندیده‌ام! من همیشه کفشهایم نو بود، چون با آنها فقط از درب مدرسه تا کلاس می‌رفتم!! من حتی یک جفت کفش در زندگی‌ام پاره نکردم و مایه افتخار پدرم بودم! من شاگرد اول تیزهوشان بودم! تمام فرمول‌های ریاضی و فیزیک را بلد بودم ولی نمی‌توانستم یک لطیفه تعریف کنم! و حالا یک پزشکم! چه فرقی دارد تو بگو یک مهندس! پزشکی که تا الان نخندیده است، مهندسی که شوخی بلد نیست! من نمی‌دانم چطور باید نان بخرم ! من نمی‌دانم چطور باید کوهنوردی بروم! با اینکه بزرگ شده‌ام اما می‌ترسم باکسی حرف بزنم! چون ممکن است حرف بد یاد بگیرم! من شاگرد اول کلاس بودم! اما الان نمی‌دانم اگر مثلا مراسم عروسی دعوت شوم چگونه بنشینم، اگر مراسم عزاداری بروم چه‌بگویم! همسایه مان برای ما آش آورده بود نمی‌دانستم چه اصطلاحی به‌کار ببرم. یک‌روز باید بنشینم برای خودم جوک تعریف کنم ! یک‌روز باید یک پفک نمکی را تا آخر بخورم! یک‌روز می‌خواهم زیر برف بروم! یک‌روز می‌خواهم داد بکشم، جیغ بزنم! من شاگرد اول کلاسم اما از قورباغه می‌ترسم، از گوسفند می‌ترسم، مایه‌ی افتخار پدر حتی از خودش هم می‌ترسد! راستی پدرها ومادرهای خوب و مهربان به فکر شاگرد اول های کلاس باشید و اگر مادرم را دیدید بگویید پسرش شاگرد اول کلاس درس و شاگرد آخر کلاس زندگی است. https://t.me/zhiyaneve
146
13
باز هم بوی مدرسه... پاییز که آرام‌آرام از راه می‌رسد، پیش از آن‌که برگ‌های زرد کوچه‌ها را فرش کنند، بوی جان‌بخش مدرسه در شهر می‌پیچد؛ بوی دفترهای سفید و نو، مدادهای تازه تراشیده، و صبح‌هایی که با شوق رسیدن به فردا آغاز می‌شوند. هنوز چند روزی تا اول مهر باقی است، اما خاطرات سال‌های دور دوباره در دل‌ها زنده شده‌اند؛ صف‌های منظم صبحگاهی، صدای پرطنین زنگ، نیمکت‌های چوبیِ یادگارمانده، و آموزگارانی که شمع وجودشان را در مسیر روشن‌گری سوختند تا مسیر یک زندگی را تغییر دهند. برای کسی که عمر در این راه نهاده، اول مهر فقط گشوده شدن درِ یک ساختمان نیست؛ گشایش پنجره‌ای رو به جانِ آینده است. همزمان با مدرسه، دانشگاه‌ها نیز دوباره جان می‌گیرند؛ استادان بازمی‌گردند، دانشجویان قدم در راهروهای اندیشه می‌گذارند و نسلی دیگر برای آموختن، خردورزی و ساختن مهیا می‌شود. اما نمی‌توان چشم بر واقعیت‌های تلخ بست؛ در روزگاری که سایهٔ جنگ، تحریم‌ و فشارهای طاقت‌فرسای اقتصادی رمق را از خانواده‌ها گرفته، موجی از یاس، بی‌تفاوتی و حتی تخطئه نسبت به نهاد مدرسه در جامعه پیچیده است. گاه می‌شنویم که بودن و نبودن مدرسه را مساوی می‌دانند و کارکردش را زیر سؤال می‌برند. اما باید دانست که اگر مدرسه‌ای آسیب دیده یا زیر بار دغدغه‌های معیشتی و ساختاری فرسوده شده، علاجش تخریب و ناامیدی نیست؛ بلکه بازآفرینی و تزریق جان تازه به آن است. مدرسه فقط محل حفظ کردن فرمول‌ها نیست؛ تنها سنگری است که فرزندان ما در آن، در میان تمام بحران‌ها، «زیستِ اجتماعی»، «امید»، «هم‌زیستی» و «کرامت انسانی» را فرامی‌گیرند. تسلیمِ بی‌تفاوتی شدن نسبت به مدرسه، یعنی واگذار کردن آینده به تاریکی و رها کردنِ تنها پناهگاه تربیت نسلی آگاه. در این سنگر پایداری و فرهنگ، سه ضلعِ ماندگار دست در دست هم می‌گذارند: معلم دلسوز، استاد خلاق، و والدین کوشا. معلمی، صرفاً انتقال واژه‌ها نیست؛ جان‌بخشی به باور یک کودک، کشف استعدادهای پنهان و ساختن شخصیت اوست. استاد نیز تنها راوی دانش نیست؛ او روح پرسشگری را می‌پروَرد و اندیشه را بالندگی می‌بخشد. و در ضلع سوم، والدینی ایستاده‌اند که با وجود تمام مضایق مالی و نبردهای روزمره با مشکلات زندگی، همچنان از سهم خود می‌پوشانند تا فردا روزِ فرزندانشان روشن باشد. این سه ضلع، «مثلث شکوفایی» را می‌سازند و کلاس درس را از چارچوبی سنگی، به زیستگاهی برای رشدِ انسانِ آگاه بدل می‌کنند. جامعه‌ای که در سخت‌ترین روزهای جنگ و تحریم نیز مقام معمارانِ اندیشه را پاس بدارد، استادِ خلاق را ارج بنهد و خانواده را در راه تربیت تنها نگذارد، آیندهٔ خود را بیمه کرده است. شاید نتوانیم تمام گره‌های اقتصادی و سیاسی را یک‌شبه باز کنیم، اما وظیفه داریم نگذاریم این نسل، امیدش را در غبار سختی‌ها گم کند. امید یعنی باور به این‌که هنوز می‌توان آموخت، ساخت و تغییر داد. در آستانهٔ این فصل نو، خوب است به دفترهای سفید فکر کنیم؛ صفحاتی که هنوز هیچ خطی بر آن‌ها نقش نبسته است. آیندهٔ فرزندان ما دقیقاً همین دفتر سفید است. بیایید نگذاریم قلمِ ترس، تحریم و ناامیدی، نخستین سطرش را بنویسد؛ بگذاریم نخستین واژه‌ها دانش، باور، خلاقیت و انسانیت باشند. زنگ‌ها به صدا درمی‌آیند، کتاب‌ها گشوده می‌شوند و دوباره فصل شکفتن آغاز می‌شود. باز هم بوی مدرسه؛ بوی کودکی، بوی خاطره، بوی ایستادگی و امید. و در میان تمام نگرانی‌های امروز، همین صدای زنگ مدرسه نجوا می‌کند: فردا هنوز زنده است. با همین شور و باور، آغاز سال تحصیلی جدید را به همهٔ دانش‌آموزان، دانشجویان، معلمان، استادان، پیشکسوتان صبور عرصهٔ تعلیم و تربیت، و پدران و مادرانی که در سخت‌ترین شرایط برای فردای این سرزمین می‌رزمند، صمیمانه تبریک می‌گویم. اول مهر مبارک؛ بر آنان که می‌آموزند، آنان که جانانه می‌آموزانند، و آنان که در برابر طوفان ناامیدی تسلیم نمی‌شوند. 🍂📚🌱 محمدعلی سوره @KhatNegaar
156
14
没有文字...
194
15
کتاب انقلاب روزه‌داری متناوب: علم بهینه‌سازی سلامت و افزایش عملکرد 👤مارک پی. متسون The Intermittent Fasting Revolution: The
کتاب انقلاب روزه‌داری متناوب: علم بهینه‌سازی سلامت و افزایش عملکرد 👤مارک پی. متسون The Intermittent Fasting Revolution: The Science of Optimizing Health and Enhancing Performance 👤Mark p. Mattson «انقلاب روزه‌داری متناوب» نوشته‌ی مارک پی. متسون، عصب‌شناس و پژوهشگر شناخته‌شده، به بررسی علمی این پرسش می‌پردازد که چرا فاصله‌انداختن میان وعده‌های غذایی ممکن است فراتر از کاهش وزن، روی سلامت بدن و مغز اثر بگذارد. متسون با تکیه بر پژوهش‌های علوم اعصاب، زیست‌شناسی و تکامل توضیح می‌دهد که دوره‌های کوتاهِ کمبود غذا چگونه می‌توانند سازوکارهای سازگاری سلول‌ها با استرس را فعال کنند و با فرایندهایی مانند تنظیم متابولیسم، سلامت مغز و مقاومت سلولی ارتباط داشته باشند. کتاب همچنین رابطه‌ی روزه‌داری متناوب با پیری، چاقی و برخی بیماری‌های مزمن را بررسی می‌کند و در کنار مباحث علمی، توصیه‌هایی برای به‌کارگیری این الگوی غذایی ارائه می‌دهد. ‌ #صوتی #خلاصه 🔸Created by AI مدرسه زندگی ‌‌
163
16
فصل ۸ روزه‌داری شورشی علیه تجارت بیماری‌ ‌
152
17
بۆ پێکە نین
158
18
没有文字...
198
19
اگر منتظرید طوفان آرام شود و شما نیز زندگی آرامی داشته باشید، اشتباه می‌کنید و دارید زندگی را هدر می‌دهید. زندگی هنر بودن و رقصیدن در طوفان است؛ یعنی تاب‌آوری و انعطاف. پس به‌جای انتظار آرامش، برخیزید و آموزش ببینید و با همراهی با انسان‌های تاب‌آور و صبور، از زندگی لذت ببرید و از آن‌چه دارید به دیگران نیز ببخشید. https://t.me/zhiyaneve
162
20
۱۰ سپتامبر، روز جهانی پیشگیری از خودکشی است. به‌قول دورکایم جامعه‌شناس، از پدیده‌های زشت و آسیب‌زای جهان مدرن است که متأسفانه سالانه در سراسر جهان هزاران هزار خانواده را داغدار و به سوگ می‌نشاند. پیشگیری از خودکشی تنها نجات یک انسان نیست؛ حفاظت از خانواده و پاسداری از سلامت و سرمایه اجتماعی جامعه است. https://t.me/zhiyaneve
140