Book_tips
前往频道在 Telegram
📈 Telegram 频道 Book_tips 的分析概览
频道 Book_tips (@book_tips) 波斯语 语言赛道中的 是活跃参与者。目前社区聚集了 21 350 名订阅者,在 书籍 类别中位列第 1 587,并在 伊朗 地区排名第 15 735 位。
📊 受众指标与增长动态
自 невідомо 创建以来,项目保持高速增长,吸引了 21 350 名订阅者。
根据 14 六月, 2026 的最新数据,频道保持稳定运转。过去 30 天订阅人数变化为 -137,过去 24 小时变化为 5,整体触达仍然可观。
- 认证状态: 未认证
- 互动率 (ER): 平均受众互动率为 4.96%。内容发布后 24 小时内通常能获得 2.20% 的反应,占订阅者总量。
- 帖子覆盖: 每篇帖子平均可获得 1 059 次浏览,首日通常累积 469 次浏览。
- 互动与反馈: 受众积极参与,单帖平均反应数为 16。
- 主题关注点: 内容集中在 کتابخانه, کتاب, کانال, روانشناسی, شعر 等核心主题上。
📝 描述与内容策略
作者将该频道定位为表达主观观点的平台:
“ارتباط با ادمین:
@Zarnegar503
❤️ تاریخ تاسیس کانال❤️
26, March, 2016”
凭借高频更新(最新数据采集于 15 六月, 2026),频道始终保持新鲜度与高覆盖。分析显示受众积极互动,使其成为 书籍 类别中的关键影响点。
21 350
订阅者
+524 小时
+537 天
-13730 天
帖子存档
21 350
📒🍃📕🍃📗🍃📘🍃📙
📌 #یادآوری_مطالعه_گروهی
🗓 امروز: بیست و ششم آبان ماه
📚 کتاب: #روان_درمانی_اگزیستانسیال
✍ نویسنده: #اروین_د_یالوم
🔁 مترجم: #سپیده_حبیب
📖 تعداد صفحات کل: ۷۱۰
📄 تعداد صفحات قابل مطالعه: ۶۷۰
📚 سهم مطالعهی روزانه: ۸ صفحه
📃 برای امروز صفحات: ۱۹۸ تا ۲۰۶
📅 یادآوری: جمعهها کتابخوانی نداریم 🌿
🔗 دانلود کتاب 🔻🔻🔻
https://t.me/httpymFwLUyCrDIyNDY0
@book_tips 🐞
21 350
کاش بر بنیادِ موهومی نمیکردم نظر
فهمِ خود بيش از خرابیها خرابم میکند
#بیدل_دهلوی
@book_tips 🐞
21 350
📒🍃📕🍃📗🍃📘🍃📙
📌 #یادآوری_مطالعه_گروهی
🗓 امروز: بیست و پنجم آبان ماه
📚 کتاب: #روان_درمانی_اگزیستانسیال
✍ نویسنده: #اروین_د_یالوم
🔁 مترجم: #سپیده_حبیب
📖 تعداد صفحات کل: ۷۱۰
📄 تعداد صفحات قابل مطالعه: ۶۷۰
📚 سهم مطالعهی روزانه: ۸ صفحه
📃 برای امروز صفحات: ۱۸۹ تا ۱۹۷
📅 یادآوری: جمعهها کتابخوانی نداریم 🌿
🔗 دانلود کتاب 🔻🔻🔻
https://t.me/httpymFwLUyCrDIyNDY0
@book_tips 🐞
21 350
🍃🌺🍃
#رسوایی قسمت چهل و چهارم
توجه دادم به شهادت نگین، تنها ناظر کشمکش خونین که موکل نه تنها از جان خودش که از جان نامزدش نیز دفاع کرده است. مجبور بودم که بیافزایم مقتول سابقه حمل و استفاده از مواد مخدر داشته و این احتمال وجود دارد که در هنگام نزاع تحت تاثیر مواد افیونی بوده است.
وکیل مادر حامد به میانه سخنانم دوید و با مخاطب ساختن رئیس دادگاه گفت: "حاج آقا!همکار من متوسل به شک و گمان شده و سعی دارد مسیر یک پرونده که در آن خونی به ناحق بر زمین ریخته شده را منحرف کند. شما...". رئیس دادگاه یا همان که وکیل حاج آقا خطابش کرده بود با اشاره دست از وکیل خواست که بر جای بنشیند و به من گفت: "ادامه دهید".
معلوم بود که قاضی خواستار شنیدن بیشتر راجع به شخصیت مقتول میباشد.خودم را جمع و جور کردم و باز با لحن آرام گفتم: "موکل یک آدم بیآزار است و تحقیقات صورت گرفته به روشنی معلوم ساخته که وی هیچ شرارتی نداشته و خانواده او به خوشنامی و اعتبار شهره منطقه هستند.
بنابراین و در حالی که موکل قصد داشته در پایان ماه صفر خانم نگین صفایی را به عقد خود درآورد و مقتول نیز کم و بیش از ماجرای ازدواج مجدد همسر سابقش آگاه بوده به قصد جلوگیری از این خواست مشروع موکل و نامزدش، راه را بر آنها بسته تا با کشتن هر دو یا یکی از آنها مانع از این وصلت شود، پس...
"قاضی که در حال یادداشت مطالب بود، با خودکاری که در دست داشت شروع کرد به خاراندن سر تقریبا بیمویش. سپس با صدایی بلند گفت: "چه دلیلی دارید که او قصد قتل آنها را داشته است؟" سوال مهمی بود؛ یک پرسش کلیدی.
جواب دادم که استفاده از چاقو مهمترین قرینه در این باره است. تاکید کردم که مقتول قبلا به کرات افرادی را با چاقو مجروح کرده بود. وکیل مادر حامد دوباره بیتابانه گفت: "بله...زخمی کرده ولی هیچوقت آدم نکشته بود...". درست میگفت، مجبور بودم که پای نگین را به میان بکشم....
(ادامه دارد)
#دکتر_علی_رادان
#حقوقدان_و_استاد_دانشگاه_اصفهان
@book_tips 🐞
21 350
🍃🌺🍃
#رسوایی قسمت چهل و سوم
نوبت من شد. باید دفاع خود را عرضه میکردم. تا به حال چنین خودم را در مقابل وجدانم عاجز و شرمگین نیافته بودم. من باید از کسی دفاع میکردم که قاتل نبود، خونی بر گردنش نبود ولی متهم بود. قاتل واقعی مستور بود در چادری سیاه و در سیاهی چادری که بر حقیقت کشیده شده بود.
رامین از من خواسته بود که مُهر بر دهان داشته باشم. او طناب دار را پذیرفته بود ولی اتهام به نگین را نه. محبوبهاش برای نجات او کوشیده بود و اگر لحظهای آن زن درنگ کرده بود خونش جاری و جانش تباه شده بود. چقدر در این چند روز با خودم جنگیده بودم ولی این نبرد سخت بیپایان و بینتیجه بود. در خودم فرو رفته بودم که قاضی ارشد مرا خواند تا آن چه در دفاع از موکل لازم است به زبان جاری کنم.
ایستادم به احترام دادگاه و همه حاضران. لایحه مفصلی تنظیم و تحویل دادگاه داده بودم. ترجیح دادم که به آن عبارات لایحه جانی دوباره دهم؛ در گفتار. خطابه نمیدانستم و همیشه سعی داشتم از خودنمایی در بیان، ان هم با کلمات هیجانی دوری کنم.
وکیل باید قانونی سخن گوید و متین؛ شلاق بر جان کلمات نزند و گزافه نگوید. نیک میدانستم که من وکیل فیلمهای هالیودی نیستم تا در مقابل اعضای هیات منصفه نطق کنم و روان انان را مسخر کلمات خود سازم.
در آغاز سخن به مادر و دیگر اعضای خانواده مقتول تسلیت گفتم و آرزو کردم که سخنان من منجر به رنجش آنان نشود؛ گرچه میدانستم که این آرزو محال است. من مجبور بودم برای رهانیدن جان موکل، جان دادن مقتول را مباح جلوه دهم. زود رفتم سراغ روز قتل؛ این که حامد راه را بر آن دو دلداه بسته؛ این واقعیت که چاقو متعلق به حامد بوده؛ این حقیقت که او شرور بوده و چند نوبت سابقه کیفری موثر داشته است.
نیم نگاهی به خانواده حامد انداختم، خیره و با ناراحتی به من نگاه میکردند و میدانستم آن چه گفتهام و بدتر از آن را خواهم گفت، آتش بر جان آنان خواهد افکند؛ ولی آیا چاره دیگری داشتم؟
آنان از موکل خون میخواستند و تا سر او را آونگ دار نمیدیدند قرار نمیگرفتند. مادر حامد میدانست که او شرور بود و ستمها بر زن بینوا و بیپناهش کرده بود، اما مهر مادری او را در مقابل بدیهای پسر نابینا کرده بود، او حامد را به جان پروریده بود و حالا نمیتوانست آن را که جان فرزند او را گرفته ببخشد یا رها کند....
#دکتر_علی_رادان
#حقوقدان_و_استاد_دانشگاه_اصفهان
@book_tips 🐞
21 350
Repost from N/a
🍀💐🌼 از بهترین و دلنشینترین کانالهای تلگرام لذت ببریم
🍎 مجله فرهنگی-هنری هفترنگ
@Haftrangmagazine
🍏یه مرد امیدوار
@happy_private_life
🍊 معجزه سابلیمینال _ قانون جذب 🏆
@subliminal2222
🍎 شبی چند دقیقه کتاب بخوانیم !!!
@book_tips
🍁 سفرهای کم هزینه
@JournalTourism
🍊 حقوق برای همه
@jenab_vakill
🍎 آرا حقوقی قضایی و نظریات مشورتی
@ARA_HOGHOOGHI_GHAZAIE
🍁 گنجینه گرانبهای کتاب صوتی
@GANGINEH
🍊 جادوی گیاهان دارویی طب سینوی
@teb_sinawi
🍎 جذب جنس مخالف با تکنیک روانشناسی
@moshavereh_shoma
🍁 کتابها مثل ریشههای یک درختاند
@nevisandbdonya
🍊 کتابخانه کودک و نوجوان
@childrenbook
🍎 آموزش هنر و دکوراسیون🏡
@TazeineManzel
🍁 تاریخ و ادبیات جهان
@Historyliteratureworld
🍊 آموزش رایگان نویسندگی
@anahelanjoman
🍎 دوره فن ترجمه متون سیاسی و مطبوعاتی
@policyinact
🍁 در مسیر دانایی
@romanceword
🍊 دین و علم
@din_va_elm
🍎 مدار رشد
@buissness_womann
🍁 دل واژه های تنهایی
@gandomzaran
🍊 دانستنی های زنان موفق
@successfulwomen1
🍎 ماورا ، پاکسازی
@beyondmeta666
🍁 درسگفتار علوم سیاسی و روابط بینالملل
@ecopolitist
🍊 دروازه دانایی 𝝗𝝤𝝤𝝟𝝛
@Audio_Books_24
🍎 الفبای توسعه
@Alefbaietousee
🍁 کانال ارغوان
@moshaerah_arghavan
🍊 انگلیسی کامل Complete English
@englishteaching1398
🍎 کتابفروشی ارزان کتاب
@KotobeArzan
🍁 گلستانسعدی با معنی
@kidsbook7
🍊 اخبار ویژه ایران
@ir_REVIEW
🍎 آموزش نویسندگی
@daldastan
🍁 خانه ی دوست
@khanehy_doost
🍊 کتاب سل
@Ketabsel
🍎 معنای زندگی چیست؟🦋
@manaye_zendegi_chist
🍁 خوشگلترین شعرها و دلنوشتهها
@negahshear
🍊 جامعه شناس و هنر
@r_kordbacheh
🍎 آسترولوژی و هوروسکوپ
@Astrologyfars
🍁 حافظ صوتی جدید
@hafez_soty
🍊 آموزش رایگان شکسته نستعلیق
@maktabe_asile_shekaste_nevisy
🍎 لغات انگلیسی GRE 3500
@gre3500book
🍁 آموزش انگلیسی سپیکینگ let's talk
@talk2_talk
🍊 حال خووب بایک فنجان" قهوه☕️"
@Ghahvee_Ghajar
🍎 آموزشهای رایگان طراحی و نقاشی
@sv_artistic
🍁 کلبه نورآ یوگا و مراقبه
@KolbeyeNoorAa
🍊 اشعـارنااب مولانایجان موسیقی کلاسیـک
@molaanayJaan
🍎 رَوانشِـنـاسـی رابِـطـه💟
@ravanshenasivaerfan
🍁 دورهها و کتابهای رایگان آکو آکادمی
@AcooAcademydoreh
🍊 شاهنامه صوتی
@shahname_soti
🍎 آموزش خوشنویسی شکسته نستعلیق
@mahmoud_rahimi_ahd
🍁 محفل شعر و آوا
@mahfelshearvaava
🍋 آسمان نیلی
@mehrrrnilllooo
🍊 انگلیسی آسان با 🎬 و 🎵
@Englishtub
🍎 جامعه مدنی(فلسفه. تاریخ. اجتماع)
@civilizers
🍁 مدیریت زندگی✔️
@LifeManage
🍊 کانال طبی عیون الحکمه
@oyoon_hekmat
🍎 ده دقیقه رمان و روانشناسی🎙
@peyke_pouyesh
🍁 شعرو متن معاصر جهان
@sheradabemoaser
🍊 کتابصوتی دزیـره معشوقه یناپلئونبناپارت
@dessEre
🍎 آموزش گام به گام زبان انگلیسی
@English_Points_New
🍁 روانشناسی موفقیت
@ravanshenasi_movafagh
🍊 پرورش گل و گیاه به طور حرفه ای
@Maryamgarden
🍎 هُنر شَراب زِندگیست 🍷
@Geraf_art
🍁 داستانهای بینظیر
@zhig_story
🍊 آموزش (فنّ بیان+گویندگی)
@amoozeshegooyandegi
🍎 پازل تمرکز
@Cleanup_inward
🍁 آموزش رایگان مشاغل خانگی
@honarkadeh_aftab96
🍊 بهترین کتابهای صوتی موفقیت و بیداری
@ganonjjazb
🍎 کسب درآمد در خانه برای بانوان
@banovanehonarmandvakarafarin
🍁 کتاب (رایگان) 𝐏𝐃𝐅
@PARSHANGBOOK_PDF
☘️کتابخانه جادویی
@kolbe_danaee
🍊 پارسی سخن بگوییم و زیبا بنویسیم
@FARZANDAN_PARSI
🍎 دنیای غذا در تلگرام
@telefoodgram
🍁 انگلیسی حرفهای کودک و بزرگسال
@MusicOwallpaper
🍊 کتاب رایگان AudioBook
@PARSHANGBOOK
🍎 از خودم تا عشق ♥️
@eshg_servat
🍁 آموزشگاه طبی سید
@samsadeghitebeslami
🍊 مجلهی زندگی"جذب"موفقیت
@Pareparvaz63
🍎 آموزش ترکی استانبولی
@turkce_ogretmenimiz
🍊 کتابخانه طبی، درمان با داروهای خانگی
@danyalshafa
🍎 کافه کتاب صوتی
@CafeBookAudio
🍁 آموزش سواد مالی و اقتصادی به زبان ساده
@ECONVIEWS
🍊 کتابخانه صوتی و پی دی اف تاپ بوک
@Top_books7
📘 کتابخانه صوتی من
@ketabegooya_man
🍏 خلاصه کتابهای روانشناسی
@booklove_blog
🍎 دل تراپی
@Del_Therapy
🧿🌺 هماهنگی برای تبادل
@mrgp_1
21 350
۲۴ آبان آغاز هفته #کتاب_و_کتابخوانی بر دوستداران و عاشقان کتاب فرخنده باد
@book_tips 🐞
21 350
Repost from کانال تبادلات ژرف
🔥🧨بمناسبت بلک فرایدی☄🔥
🎁تصمیم داریم یک هدیه #میلیاردی و #ارزشمند را رایگان
به اختیار شما بگذاریم؛
💎مجموعه خاص و پر از #اطلاعات و دوره های #رایگان
📌فقط امشب رایگان است و تمدید نمیشود❌
🤑👇👇👇
https://t.me/addlist/jOky3naXQW0xM2M0
🎯🤩#پیشنهاد_جذاب_ما
👈ماساژ یادبگیر ،سلامتی هدیه کن
@yougasozok
21 350
دوستان عزیز!
اگر علاقهمند یادگیری زبان انگلیسی به شکل ساده، روان و روزمره هستید، کانال زبانستان میتونه برایتان بسیار مفید باشد.
در زبانستان هر روز واژهها، جملات کاربردی، نکات آموزشی و محتواهای آموزندهی انگلیسی بهگونهای جذاب و قابل فهم نشر میشود.
پیشنهاد میکنم عضو شوید و با یادگیری پیوسته، زبان انگلیسی را به بخشی از مهارتهای روزمرهتان تبدیل کنید.
https://t.me/Homayoun742
21 350
🍃🌺🍃
#رسوایی چهل و دوم
آن اشکهای جمع شده در حدقه چشم متهم جوان نریخت ولی توانست جو یک طرفه دادگاه را که سخنان وکیل به وجود آورده بود تغییر دهد. نگاهی به پدر موکل انداختم؛ از حرفهای فرزندش سخت غمگین شده بود. این رو میشد از صورت درهم و گرفته او تشخیص داد. نگین سرش پایین بود و صورت او را نمیدیدم.
رئیس دادگاه با دست اشاره کرد و رامین نشست. سربازی که همراه او بود و تا آن موقع مجبور بود همراه متهم ایستاده باشد نیز برجای خود قرار گرفت. مادر حامد که تا آن موقع چیزی نگفته بود و فقط به گفتگوها نگاه میکرد، یک دفعه برخاست.
قاضی از او خواست که بنشیند ولی او توجه نکرد. تذکر دوباره رئیس و مستشار هم فایدهای نداشت. سعی و اصرار یکی از زنان همراهش هم برای نشاندن او بر صندلی بینتیجه بود. او بیآنکه اجازه بگیرد با حالتی که در آن اندوه و خشم و هیجان درآمیخته بود میخواست چیزی بگوید. حدس زدم که به طور غریزی دریافته بود که صحبتهای رامین بیتاثیر نبوده و حالا تلاش میکرد اجازه ندهد اوضاع به ضرر او و خواستهاش جلو برود.
درست از نقطه قوتی که رامین استفاده کرده بود شروع کرد؛ تحریک احساسات؛ ظلمی که به پسرش شده و او در مقام یک مادر داغدار قصد دادخواهی دارد: "...آقای قاضی من تا پنج کلاس بيشتر سواد ندارم، از کار دادگاه هم هیچ اطلاعی ندارم، یعنی همیشه سرم گرم به کار خودم بوده و پاسگاه و دادگاه ندیده هستم...پسر من هرکی بوده و هرکاری کرده نباید جونش را از دست میداد....
اون و بچههای دیگم یتیم بزرگ شدند، بیپدر ...با بدبختی با فلاکت...من مثل گربه بچههام رو به دهن میگرفتم و از این خونه به اون خونه میرفتم ...خونه به دوش بودم، دست به دهن، یک روز خونه این، یک روز خونه اون برای کارگری و در آوردن یه لقمه نون...بدبختی کشیدم تا بچههام بزرگ شدند.
حامد اهل نبود، از بچگی شرارت داشت ولی حقش مرگ نبود، حقش نبود که الان زیر خاک سرد خوانده باشه ...این آقا که الان دستبند به دست و پاشه با همدستی این خانوم که یه روز عروس من بود حامد رو کشتند ....چون حامد نمی گذاشت زنش رو کسی تصاحب کنه ...
این خانوم وقتی پسرم زندان بود رفت طلاق گرفت، بیاجازه شوهر...حکم دادگاه یه چیزه، حکم دل یه چیز دیگه ....دادگاه حکم طلاق داده بود ولی حامد هنوز اون رو زن خودش میدونست ...پسرم غیرت داشت، جونش را برا ناموس داد...اون مظلوم کشته شد ...تو رو خدا نگذارید خونش پایمال بشه.
"گدازه عصبانیت پیرزن از لابلای کلماتش بیرون میریخت و شاید برای همین هم بود که به عادت زنان گریه و لابه نکرد. دادگاه شده بود صحنه رینگ بوکس؛ یکی این میزد و یکی آن. چقدر قضاوت کردن در این گونه پروندهها دشوار است. وقتی پای خون در میان باشد و دو طرف، یکی خواستار جان ستاندن و دیگری اعلام برائت از جرم قتل هستند، داوری سخت و شاق خواهد شد...
(ادامه دارد)
#دکتر_علی_رادان
#حقوقدان_و_استاد_دانشگاه_اصفهان
@book_tips 🐞
21 350
🍃🌺🍃
#رسوایی قسمت چهل و یکم
وکیل داستان قتل را از رابطه عشقی موکل با نگین شروع کرد و رفت سراغ غیرت مقتول و مقوله ناموس؛ در ماجرای قتل روضهای خواند که اگر حامد زنده میشد خودش هم بر بیکسی و غریب مردنش اشک ماتم میریخت. رامین را مباشر قتل عمد و نگین را مشوق و معاون در وقوع آن معرفی کرد. وکیل ولی دم از این که دستگاه قضایی نگین را تعقیب نکرده انتقاد کرد و خواستار صدور حکم به قصاص رامین و محکومیت شایسته برای نگین شد.
تنها انصافی که به خرج داد، اخرین خواسته بود. با ان لحن عتاب و خطاب انتظار داشتم که یک حکم سنگین هم برای نگین در خواست کند ولی به حکم شایسته اکتفا کرد. داشتم فکر میکردم که آیا لازم بود که اینقدر بر تن کلمات شلاق بزند و جو جلسه را ملتهب کند؟
نوبت رامین بود تا در مقابل اتهامی که به او وارد شده بود توضیح دهد. ایستاد؛ دست و پایش همچنان بسته بود. رییس دادگاه از او پرسید: "اتهام شما قتل عمد مرحوم حامد طاهری نسب است، قبول دارید؟". رامین تا حدی مضطرب نشان میداد. در آغاز سخن صدایش گرفته بود و یکی دوبار به پدرش و نگین نگاه کرد.
عمدا به او نگاه نمیکردم تا راحتتر حرف بزند. در آن جلسه، تنها او، نگین و من از علت مرگ حامد مطلع بودیم. گفت: "نه؛ من عمدا حامد را نکشتم، او میخواست من و نگین را بکشد و برای همین هم سراغ ما اومده بود". قاضی از متهم خواست تا ماجرای روز واقعه را دقیق توضیح دهد.
رامین نفس عمیقی کشید که نشان از فشار سنگینی بود که در ان لحظه بر وی وارد میشد. همه چیز را همانطور که در مراحل تحقیقات گفته بود دوباره بیان کرد؛ از راه بستن مقتول بر او و نگین و چاقو کشیدن و گلاویز شدن و قتل حامد.
نکته جدیدی نگفت. در آخر با لحنی که حزن و اندوه در آن کاملا آشکار بود گفت: "حاج آقا ....من تا حالا هیچ آزاری به کسی نرسوندم، پرونده من پاک پاکه ...برید تو ده و شهرمون از مردم سوال کنید، هیچکس از دست من ناراحتی ندیده، من سرم به کار خودم مشغول بود، هیچوقت یه داد سر کارگرا نزدم، اون وقت بیام آدم بکشم ...
من این خانوم را که اینجا نشسته دوست داشتم و قرار بود که ازدواج کنیم ... جرم من فقط همین بود، این دزدی ناموسه؟....آیا من برای دوست داشتن یک زنی که طلاق گرفته بود باید کشته میشدم ؟ ... اون خدا بیامرز برای این که زن سابقش دیگه اونو نمیخواست داشت خون من رو میریخت و اگه من از خودم دفاع نمیکردم الان به جای من شما داشتید اون را محاکمه میکردید.....
نه برا یک قتل، چون اون حتما نگین را هم میکشت...". قدری سکوت کرد. اشک در چشمهایش جمع شده بود و من منتظر بودم تا ان پسر بزند به گریه .گریه کردن مرد جوان صحنه رقتاوری است ....
(ادامه دارد)
#دکتر_علی_رادان
#حقوقدان_و_استاد_دانشگاه_اصفهان
@book_tips 🐞
21 350
درمان فراموش کردن درد نیست ...
ما با فراموشی خوب نمیشویم…
با روبرو شدن خوب میشویم.
رشد همیشه از دلِ همان دردهایی میجوشد که فکر میکردیم ما را متوقف میکنند.
@book_tips 🐞
21 350
Repost from N/a
💎واج های عشق
@vaj_hay_eshgh
💎دانلود کتابهای نایاب ممنوعه وتاریخی
@yortci_bosjin_pdf
💎جملات *ناب* انگلیسـی
@jomalatnab_ENGLISH
💎افزایش معلومات عمومی
@atelaateomom
💎شبی چند دقیقه کتاب بخوانیم!!!
@book_tips
💎کتابهای pdf و صوتی ممنوعه !!!
@nazaninenshaei
💎رایگان pdf دانلود کن
@Mser_12
💎آموزش مدیریت واردات و صادرات
@modirtamin
💎گلچین کتابهای صوتیPDF
@ketabegoia
💎زیباترین شعر و متن ڪوتاه
@kahkeshan_eshge
💎آموزش ترکی استانبولی
@turkce_ogretmenimiz
💎هنر ایده خلاقیت
@Upcyclingidea
💎فیلم و سریال روانشناسی
@FILMRAVANKAVI
💎من و کتاب، |𝐏𝐃𝐅|
@aramesh13577
💎به وقت کتاب
@DeyrBook
💎نجوم و کیهان شناسی
@keyhan_n1
💎روانشناسی با طعم هیجان
@ravantahlilgar
💎نسخه های درمانی با گیاهان دارویی
@banoooakbari
💎شعر و قلم
@Sheryoghalam
💎وحشی بافقی شاعر عشق و تنهایی
@Wahshi_Bafghi
💎کتابهای کمیاب و نایاب
@freeforbiddenbooks
💎آموزش زبان عربی به روش آسان وشیرین
@aradsalam1
💎بَرایِ حألِ دِلَمْ کَمْی غَزَلْ لٌطفاََ
@SAGYSHER
💎معلومات کمیاب طبی و درمانی
@internationalmedicaluseful
💎کتابهای اقتصادی را فول شو
@economic786
💎هنر ارتباط با دیگران
@Adab_Moasheratt
💎کتابخانه دانشجویی
@ketabedanshjo
💎جادوی گیاهان دارویی طب سینوی
@teb_sinawi
💎فلسفه سیاسی
@falsafesiasi
💎آرا حقوقی قضایی و نظریات مشورتی
@ARA_HOGHOOGHI_GHAZAIE
💎مجله فرازمینی ها
@arzamin
💎کـــافـــه زبــان|English Cafe|
@English_cafe8
💎عربی رو قورت بده
@ArabicWithVideoes
💎داستانهای انگلیسی + معنی فارسی
@ES_Story
💎دهکده تلگرامی
@pace2pace
💎مدرسه دانش و اطلاعات
@INFORMATIONINSTITUTE
💎طب سینوی، درمان های خانگی
@teb_sinawi
💎صدای درون
@sedaye_daron
💎هر کتاب بگی داریم
@kabuluniversitybooks
💎مکالمههای روزمره انگلیسی
@EnglishWithMima
💎سرزمین آریایی
@royayemehr
💎کتابخانه انجمن نویسندگان ایران
@anjomanenevisandegan_ir
💎اشعار نـاب و زیبا
@seda_tanha
💎اندیشه /آگاهی
@hasty_be_kooshesh
💎کلبه دانایی
@kolbe_danaee
💎موسیقی بی کلام آتن تا سمرقند
@LoveSilentMelodies
💎به نام دوست
@benamedostt
💎"مجلهی زندگی"جذب"موفقیت"
@pareparvaz63
💎کانال شعر و ادب
@shero_adab2
💎متن دلنشین
@aram380
💎آموزش پاڪسازیوتقویت انرژے چاڪراها
@tabnahayteshgh
💎《 کتابهای شما، فقط با ما، باورنکردنی 》
@KETAB_SALAM_CAFE
💎هفت شهر ؏شق
@Haftshahreeshghh
💎شعرناب و ڪوتاه
@sher_moshaer
💎یه مهندس تمام عیار شووو
@civil101
💎تقویت 100% Listening شما با ما!
@ENG_PODCAST
💎مجله تلگرامی
@post2post
💎کتابخانه بزرگ ادیان و فرهنگ باستان
@Zardoshti_book
💎افشاگری و پشت پردههای سیاسی
@ir_paradigm
💎یک میلیون کتاب "PDF و صوتی"
@PDF_and_audio_library
💎کتابخانه طبی، درمان با داروهای خانگی
@danyalshafa
💎کتابهای نایاب تاریخی و طبی
@FA_TI_MI
💎انگلیسی حرفه ای کودک و بزرگسال
@alllanguagescartoons
💎موسیقی گلهای جاویدان ایران
@golhayejavidaneiran
💎آموزش ماساژ ویوگا
@yougasozok
💎کانال فیلم و سریال و مستند
@freeforbiddendocumentaries
💎دنیای کتاب صوتی و pdf
@AudioBook4710
💎انگلیسی را اصولی و حرفه ای بیاموز
@novinenglish_new
💎استوریخام، اشعار "فراق"،پروفایلفیک
@Fahraq_yar
💎"رد پای خدا"_"مسیر سعادت"
@radepaikhoda
💎کتابخانه ممنوعه✓
@KETAB_MAMNUE
💎"بهترین ابیات در کلبه شعر "
@kolbeh_sheerr
💎مجموعه شعرهای دلنشین
@sher_O_deltangee
💎داستان های افسانه ای صوتی جهان
@mehrandousti
💎کتب صوتی نایاب/زندگینامۀ مشاهیر و...
@feqdanedel
💎کتابخانه صوتی و پی دی اف تاپ بوک
@Top_books7
💎آموزش زبان عربی
@amuzesharabi
💎کوتاه ولی به شدّت مفهومی!
@its_anak
💎نکات کاربردی TOEFL و IELTS
@WritingandGrammar1
💎ترانہ ھاے (( درخواستے))
@Muzic3000
💎حقوق برای همه
@jenab_vakill
💎از صفر تا صد(گرامر اسپیکنگ....)
@grobP1
💎اشعـار نــاب و ڪمیاب
@moshere
💎کتابهایی که چاپ مجدد نشدند!
@jadidtarinha3
💎راهنمایی و مشاوره رایگان روانکاوی
@NEORAVANKAVI
💎زندگی همسرانه و زناشویی من
@harimezendgi
💎صوتی کتابهای پولی را ازینجا دانلود کن
@sound_lib
💎فرازمینی ها
@FARZAMINIHA
💎آموزش علم نجوم و کیهان شناسی
@yortchi_bosjin
💎45000هزار کتاب pdf
@ketabZahra1369
💎کانال کتاب(pdf)،مستند،معرفی کتاب
@farin_ebook
🔹هماهنگی تبادل:
@mrsmafd
21 350
🍃🌺🍃
#رسوایی قسمت چهلم
روز محاکمه مثل روز زایمان است. روز درد کشیدن است برای زایش یک موجود زنده. موجودی که اگر سالم باشد شادی و اگر ناقص باشد رنج را به تو هدیه خواهد داد.
اتاق دادگاه نسبتا بزرگ بود با صندلیهای کافی. دو قاضی در جلسه زودتر از دیگران در جاهای خود جلوس کرده بودند؛ یکی رئیس و دیگری مستشار. رئیس سالمندتر بود و عینکی بر چشم داشت؛ با قیافهای جدی و مستشار جوانتر و پر جنب و جوشتر.
در بیرون در رامین در لباس زندان با پاها و دستهایی در زنجیرایستاده بود. دستی دادم و خوش و بشی. پدرش آمده بود ونیز زنی باچادر؛نگین بود. چند مرد و زن نیز دور یک پیر زن حلقه زده بودند؛ حتما مادر حامد بود. داخل شدیم. در کنار رامین نشستم و ماموری هم در سمت دیگر او. پدرش و نگین پشت سر ما جا گرفتند و اندکی دورتر زن مسن با دو زن چادری و دو مرد میانسال.
بعدا معلوم شد که آن زنان، دختران او هستند و آن دو مرد پسر و دامادش. انان هم وکیلی داشتند که او را تا ان موقع ندیده بودم. یک زن و مرد جوان هم که مدام با هم حرف میزدند و میخندیدند همراه ما امدند داخل اتاق. آنها بلافاصله رفتند سراغ قضات وچند جملهای میانشان رد و بدل شد و برگشتند و در گوشهای نشستند.
بعدا متوجه شدم که خبرنگار هستند. جلسه شلوغ نبود و این به نفع ما بود. در جلسات شلوغ من به نوعی خود را در مقابل چشمان کنجکاو و گوشهای حریص مییابم و تا حدی در قالب رسمی فرو میروم. بعضی وکلا در این گونه جلسات رو به خطابه خوانی و خودنمایی میآورند؛ غرا و کوبنده سخن میگویند و از فراز قانون، دلها را نشانه میروند.
این کار اگر برای موکل آنان آبی نداشته باشد، شاید برای آنها نان شهرت داشته باشد. رئيس دادگاه شروع کرد؛ ارام و متین. مشخص بود که بر کار خودش مسلط است. اجازه داد تا نماینده دادستان کیفر خواست را قرائت کند. برای من تکراری بود و تا اندازهای ملالآور.
نوبت به طرح شکایت رسید که وکیل ولی دم یا همان مادر حامد به طرح آن پرداخت. منتظر بودم که لحن بیان او راببینم؛ آیا آرام و متین صحبت میکند یا هیجانی و طوفانی. وکیل راه دوم را برگزید و با نطق آتشین، آتش به جان رامین، نگین و مادر پیر مقتول انداخت.
شاید او خود را سیسرون خطیب رومی و یا دانته انقلابی دو آتشه فرانسوی میدید که میخواست با سخنانش جو جلسه را به نفع موکلش بر هم زند....
(ادامه دارد)
#دکتر_علی_رادان
#حقوقدان_و_استاد_دانشگاه_اصفهان
@book_tips 🐞
21 350
🍃🌺🍃
#رسوایی قسمت سی و نهم
برای آخرین بار قبل از شروع دادرسی برای مطالعه پرونده رفتم دادگاه. ورثه مقتول منحصر بود در یک مادر. به گواهی حصر وراثت او نگاهی انداختم. مادرش پیر بود. امیدوار بودم که آن پیرزن فرزندان دیگری هم داشته باشد تا شاید بتوان با آنها رابطهای برقرار کرد از سر منطق و تدبیر. در پرونده مدرک جدیدی اضافه نشده بود و همه چیز برای یک دادرسی نفسگیر آماده بود.
هنوز نمیدانستم که چه کار کنم؟ آیا آنطور که قلب موکل میخواهد عمل کنم و یا با منطق ساده حقوقی جلو بروم. اگر پای نگین به میان کشیده میشد، جرم موکل تنها یک زد و خورد بود که چون طرف کشته شده بود، اتهام موکل تحتالشعاع قتل قرار میگرفت ولی اگر اسمی از نگین به عنوان مباشر قتل به میان نمیآمد باید از موکل در مقابل اتهام قتل عمد دفاع میکردم.
شب قبل از محاکمه از دفتر وکالت تا خانه را پیاده طی کردم و مدام به جوانب ماجرا و نتیجه آن میاندیشیدم. نزدیک منزل نوازنده دوره گردی را دیدم که با ویلون خود قطعهای را مینواخت و می خواند.
شعر گل کرده فیلم قدیمی سلطان قلبها. قدمها را آهسته کردم "یه دلم میگه برم برم ...یه دلم میگه نَرَم نرم ...طاقت نداره دلم". دور و برش خلوت بود. صدای چندان خوبی نداشت ولی بر نواختن ویلون مسلط بود. دیدم که از تردیدها و دودلیها میخواند؛ آنچه من هم گرفتارش بودم.
اسکناسی در جیب او گذشتم و دور شدم. شب درست نخوابیدم، یکی دوبار بیدار شدم. فکر و خیال رهایم نمیکرد. بالشت نرم خشت سخت شده بود و قرار از من گرفته بود.
صبح زود برخاستم اما شاداب و سرزنده نبودم. وقتی از خانه بیرون میآمدم شعر حافظ شیرازی در ذهنم چرخ میخورد:
"دردم از یار است و درمان نیز هم
دل فدای او شد و جان نیز هم
اعتمادی نیست بر کار جهان
بلکه بر گردون گردان نیز هم..."
#دکتر_علی_رادان
#حقوقدان_و_استاد_دانشگاه_اصفهان
@book_tips 🐞
21 350
📒🍃📕🍃📗🍃📘🍃📙
📌 #یادآوری_مطالعه_گروهی
🗓 امروز: بیست و یکم آبان ماه
📚 کتاب: #روان_درمانی_اگزیستانسیال
✍ نویسنده: #اروین_د_یالوم
🔁 مترجم: #سپیده_حبیب
📖 تعداد صفحات کل: ۷۱۰
📄 تعداد صفحات قابل مطالعه: ۶۷۰
📚 سهم مطالعهی روزانه: ۸ صفحه
📃 برای امروز صفحات: ۱۷۱ تا ۱۷۹
📅 یادآوری: جمعهها کتابخوانی نداریم 🌿
🔗 دانلود کتاب 🔻🔻🔻
https://t.me/httpymFwLUyCrDIyNDY0
@book_tips 🐞
21 350
🌿سایه ای به نام افسردگی
این سایه، فقط غم نیست،
خستگیه... بیمعناییه... سکوتیه که تمومی نداره.
افسردگی اون روزی هست که از خواب بیدار میشی
ولی انگار هنوز بیدار نشدی…
وقتی همه چیز هست،
اما هیچ چیز، “معنا” نداره.
گاهی خودش رو پشت لبخند پنهان میکنه،
پشت کار زیاد، یا پشت “من خوبم”هایی که هر روز تکرار میکنی.
اما در درون، یه صدای خسته زمزمه میکنه:
"دیگه نمیتونم…"
افسردگی،
یه فریاد خاموشه از درونِ زخمیِ انسان.
درست همون لحظه که شنیده بشه،
نور از لای پردهی تاریکی رد میشه…
و یادت میافته که فقط خودت میتونی این سایه رو کنار بزنی،
و نور رو جایگزینش کنی.⚡️✨☀️
@book_tips 🐞
现已上线!2025 年 Telegram 研究 — 年度关键洞察 
