Book_tips
前往频道在 Telegram
📈 Telegram 频道 Book_tips 的分析概览
频道 Book_tips (@book_tips) 波斯语 语言赛道中的 是活跃参与者。目前社区聚集了 21 371 名订阅者,在 书籍 类别中位列第 1 589,并在 伊朗 地区排名第 15 691 位。
📊 受众指标与增长动态
自 невідомо 创建以来,项目保持高速增长,吸引了 21 371 名订阅者。
根据 03 七月, 2026 的最新数据,频道保持稳定运转。过去 30 天订阅人数变化为 72,过去 24 小时变化为 11,整体触达仍然可观。
- 认证状态: 未认证
- 互动率 (ER): 平均受众互动率为 4.26%。内容发布后 24 小时内通常能获得 2.22% 的反应,占订阅者总量。
- 帖子覆盖: 每篇帖子平均可获得 911 次浏览,首日通常累积 474 次浏览。
- 互动与反馈: 受众积极参与,单帖平均反应数为 14。
- 主题关注点: 内容集中在 کتابخانه, کتاب, کانال, روانشناسی, شعر 等核心主题上。
📝 描述与内容策略
作者将该频道定位为表达主观观点的平台:
“ارتباط با ادمین:
@Zarnegar503
❤️ تاریخ تاسیس کانال❤️
26, March, 2016”
凭借高频更新(最新数据采集于 04 七月, 2026),频道始终保持新鲜度与高覆盖。分析显示受众积极互动,使其成为 书籍 类别中的关键影响点。
21 371
订阅者
+1124 小时
-337 天
+7230 天
帖子存档
21 374
Repost from N/a
💎معنای عدد (11:11)✦راز اعداد کیهانی
@kod_keyhani
💎ماوراءالطبیعه، ترسناک! شوکه کننده!
@LOSTWORLDSS
💎کتابخانه نایاب و ممنوعه pdf
@ASLEOMID
💎پاکسازی بدن از انرژیهای منفی و بیماری
@Asrar_Daroun
💎یک میلیون کتاب 𝐏 𝐃 𝐅
@DONYABOOKPDF
💎تاریخ بدون سانسور !
@TARIKHEMAMNOOE
💎فرازمینی ها
@FARZAMINIHA
💎کتابخانه پارس
@parsslibrary
💎آموزش رانندگی از صفر تا 100 !!!
@Car_BESTM
💎وقتت رو تلف نکن...
@LibraryInternational
💎نقشه های تاریخی و سیاسی
@JAYNEGAREH
💎آموزش انگلیسی از مبتدی تا آیلتس۲ساله
@teacheruniversity
💎شبی ده دقیقه کتاب بخوانیم
@book_tips
💎آموزش مدیریت واردات و صادرات
@modirtamin
💎تفسیر آسان و آیه به آیه قران کریم
@Pious114
💎رایگان انگلیسی بیاموز
@grobP1
💎هر آنچه باسواد ها نیاز دارند
@atelaateomom
💎دانلود کتابهای نایاب ممنوعه وتاریخی
@yortci_bosjin_pdf
💎کتابخانه مجازی
@llib7
💎تشخیص شخصیت/اختلالات روانی(روانکاوی)
@Neoravankavi
💎کتابخانه pdf اقتصادی
@economic786
💎کتابخانه جامع صوتی!!
@nazaninenshaei
💎انگلیسی حرفه ای با فیلم و کارتون
@RealEnConversations
💎آموزش((رایگان)) مقالات و پایان نامه
@TaahsilatTakmili
💎زیباترین شعر و متن ڪوتاه
@kahkeshan_eshge
💎گنجینۀ کتابهای ممنوعه PDF
@kayhanlibrary999
💎آموزش صفرتاصد نویسندگی
@mostafabagherzadeh74
💎موزیک بیکلام آرامبخش
@mozikbikalem
💎کانال" تب تفکر "
@Tabetafakor
💎جملاتی که شما رو میخکوب میکنه !
@its_anak
💎موسیقی خوب بشنویم
@polyphonicchannel
💎* جاهای دیدنی جهان *
@IRANGARDIN
💎همه چیز درباره ایالات متحده آمریکا
@hamechiamerica
💎دانستنی های علمی ؛ فرهنگی و تاریخی
@shogo_jaleb
💎اندکی شعر
@Andakei_sheer
💎دلبــری هـای حضرت مــولانا
@molavi_molavi
💎مجموعه نایاب و ممنوعه pdf
@kabuluniversitybooks
💎گلچین کتابهای صوتی وPDF
@ketabegoia
💎اشعار زیبا و ناب
@seda_tanha
💎کتاب های ممنوعهPDF/شعرهای زیبا!
@Hamidrezaabravan
💎«وکیل» خود باشید"مشاوره"
@edalatsazanfarda
💎«هر کتابـی.... بخوای داریم»
@KETAB_SALAM_CAFE
💎نگارگری؛ هنر و ادبیات
@tabrizschoolofpersianpainting
💎کتابخانه انجمن نویسندگان ایران
@anjomanenevisandegan_ir
💎آگاهی،بیداری،زندگی سالم
@aramesh_ba_meditation
💎دین و علم
@din_va_elm
💎حکایتهای جذاب و متنهای آرامبخش
@kafeh_sher
💎داستانهای افسانهای صوتی هزار افسان
@mehrandousti
💎ترکی فول صحبت کن
@TurkishDilli
💎کتابخانه مخصوص مهندسی
@civil101
💎داستان کوتاه و ا𝐏 𝐃 𝐅ا
@aramesh13577
💎خودسازی
@AFKARIISM
💎"موسسه وکالت و مشاوره حقوقی"
@mehdihemmati59
💎الماس درونت رو کشف کن
@SUB_JADOEI
💎برترین اجراهای(پیانوی کلاسیک) و...
@pianoland123
💎برترین اشعار شاعران
@sherkadeymanoto1
💎به وقت آگاهی
@DeyrBook
💎صدای درون
@sedaye_daron
💎اسرار الهی که هرگز نمی گویند
@asraarehasti
💎دانلود رایگان کتاب های ممنوعه
@SaCafeketab
💎از حیوانات بیشتر بدانیم♡...
@JANEVARANF
💎لحظه عشق
@Lahzelove
💎عریضه نویسی آنلاین
@ADLIEH_TEAM
💎این کانال مناسب همه نیست...
@OnlySookoot
💎اشعار ناب و ڪمیاب
@moshere
💎بيشتر بدانيم بهتر زندگى كنيم
@matlabravanshenasi
💎کجاهای ایران را دیدهاید؟! ؟! ؟! ؟
@IRANDIDANIHA
💎مجله فرازمینی ها
@ARZAMIN
💎فیلم/سریال اختلالات روانی/روانکاوی
@Filmravankavi
💎رسانه، فرهنگ - نشانه
@irCDS
💎زبان انگلیسے از صفرِ تا صد
@english_w_rahimi
💎کتابخانه صوتی و پی دی اف تاپ بوک
@Top_books7
💎مطالب تاریخی
@matalebtarikhim
💎کتب،دروس،ناشناختههای کهکشان و نجوم
@yortchi_bosjin
💎حقوق برای همه
@jenab_vakill
💎پارسی سخن بگوییم، زیبا بنویسیم !!!
@PARSIDO
💎کانال علمی ابرنواختر(نجوم، کیهانشناسی)
@abarnoakhtar
💎کافه صادق هدایت
@sadegh_hedayat
💎تدریس مکاتب فلسفی و روانی
@anbar100
💎 کتابخانه صوتی
@sound_lib
💎کتابخانه معاصر
@Mser_12
💎کتابهای ممنوعه که چاپ مجدد نشدند!
@jadidtarinha3
💎برترین کتابها
@bartarinbookk
💎انگلیسی برای《بی حوصله ها》
@English1388
💎مکانیک خودتان باشید !!!
@RANANDEGIQ
💎کانال کتاب های تاریخی
@ketabtarikhim
💎رمـان عــاشـ❥ــقانه چی بخونـم• 𝗣•𝗗•𝗙
@ROMANchii
💎ا𝗣𝗗𝗙ا 500000 هزار جلد کتاب کمیاب
@book_noor
💎45000هزار کتاب pdf
@ketabZahra1369
💎کتاب دلخواه تو رایگان دانلود کن!!!
@StudentLibrary
💎شیفتگان کتاب
@shifteganketab
💎علوم غریبه و اسرار ماوراء الطبیعه
@Wonderfullllll
💎زیباترین متنهای جهان
@nagahanshr
🔹هماهنگی جهت تبادل:
@mrsmafd
21 374
🍃🌺🍃
#داستان_کوتاه
#غرقه(قسمت چهارم)
جمال گفت که فردا تشیع جنازه است و از من خواست که شب برای تسلیتگویی برویم خانه رضا. قبول نکردم: "نه مهندس! من نمیایم.
بیشتر از این که تسلیخاطر باشیم، بار خاطر خواهیم شد.
من چه چیزی بگویم که آرامش فرزند مرده را در پی داشته باشد. جز این که رضا با دیدن ما بر شدت تاثرش افزوده خواهد شد؟". جمال با نظر من موافق نبود و گفت که: "نه! همه باید دور و دبر عزیز از دست داده را شلوغ کنیم تا همدلی ما را به چشم ببیند ".
جمال رفت و من با خاطری آزرده آن شب را به صبح رساندم. صبح جمال آمد دنبالم. به نظرش یک ماشین کافی بود. در راه گفت که رضا خیلی به هم ریخته است و بیتابی زیادی نشان میدهد.جز این هم انتظاری نبود؛ جگر گوشهای غرقه گشته و پدر و مادری دل سوخته را بر جای گذارده بود. در جلوی منزل رضا غوغایی بود. رضا سرشناس بود و بسیاری از اشنایان، همکاران و همسایگانش گرد آمده بودند.
جنازه رسید. درون خانه آشوبی شد. صدای شیون زنان بلند شد. رضا بیرون امد؛ سیاهپوش و پریشان احوال. هیچگاه او را چنین ندیده بودم، حتی وقتی پدرش را ناگهانی از دست داده بود. جلو نرفتم. نمیدانم چرا نوعی واهمه داشتم و یا درماندگی. من را دید. بیتاب شد و زاری کرد: "کجایی تو؟ دیدی چه بر سرم آمد. سعیدم رفت؛خدا...".
جلو رفتم. حال و هوای رضا و حرفهای او حال رقت به من دست داده بود. رضا را دربغل گرفتم و هر دو گریستیم؛ او خونین دل و من با چشم اشک آلوده.
سعید چند ساعت بعد به خاک سپرده شد در میان ناله و افغان نزدیکان و اندوه دوستان. در سر قبر بیشتر به ترکی عزاداری کردند و رضا مدام بر پیشانی خود میکوبید و اشک میریخت.
با جمال گوشه قبرستان ایستاده و به آن صحنه دردناک مینگریستم. ظهر گرم تابستان و در وسط هفته گورستان خوفناک جلوه میکرد. قبرهایی که تازه از مردگان آکنده شده بود و چون دهان باز گرسنهای ، لقمههای چرب را بلعیده بود، گورهای کنده هم آماده فرودادن کسانی بود که بیشترغافلانه چون کبک بیابانی میخرامیدند و سایه شاهین مرگ را بر سر خود نمی دیدند،
صدای تلاوت قرآن و نوحه ماتمگران شرنگ اندوه و غم را به کام ما می ریخت: "اینجا پایان همه چیز است، فرجام دویدن ها، تکاپوها، خوشیها و نا خوشیها و این سنگها....خاتَم ختمی در انگشت زندگی.
زندگان! بر پای ایستادگان! روندگان ! بزایید برای مُردن، بزیید برای مردن ،بخندید برای مُردن، درامیزید برای مردن و بمیرید برای مُردن....".
موقع برگشتن جمال گفت که مرگ سعید عادی نبوده است. با تعجب پرسیدم: یعنی چه؟ مگر بچه در آب خفه نشده است؟". جمال آهی کشید و گفت؛ "تنها که نبوده....یک نفر از دوستانش الان بازداشت است. احتمال قتل سعید میرود". میدانستم که اگر داستان آن جوان مرده شکل قضایی پیدا کند، پای من هم به میان کشیده میشود.
رضا جز من روی وکیل دیگری در این موضوع حساب باز نمیکرد. ناراحتیام دوچندان شد، چون میدانستم که رضا و زنش در غم از دستدادن فرزند در التهاب و انقلاب هستند و فهم آنان از وقایع، تنها از دریچه فقد فرزند صورت میگیرد..........
#دکتر_علی_رادان
@book_tips 🐞
21 374
🍃🌺🍃
ما به کتابهایی نیاز داریم که اثرشان بر ما مثل اثر یک فاجعه باشد؛ کتابهایی که عمیقاً متأثرمان کنند؛ مثل تأثیر مرگ کسی که بیشتر از خودمان دوستش داشتیم؛ مثل تبعید شدن به جنگلهایی دور از همه؛ مثل یک خودکشی.
«کتاب باید همچون تیشهای باشد برای شکستن دریای یخزدهی درونمان.»
#تولستوی_مبل_بنفش
#نینا_سنکویچ
@book_tips 🐞
21 374
🌿🦋🌿🕊📚🕊🌿🦋🌿
📌#یادآوری_مطالعه_گروهی
✅ اولین روز مطالعه
📕 #بهترین_داستانهای_کوتاه
✍ #گابریل_گارسیا_مارکز
🔁 #احمد_گلشیری
#تعداد_صفحات_کتاب : ۵۳۲
سهم مطالعه روزانه کتاب : ۱۶صفحه
شروع: ۱۴۰۲/۰۵/۱۹
پایان: ۱۴۰۲/۰۶/۲۰
🗓 امروز نوزدهم مرداد ماه
🗒 صفحات ۵۲ تا ۶۸
#شروع_کتاب
(داستان بعدازظهر با شکوه بالتاسار)
@book_tips 🐞📚
🕊🌿🦋🌿📚🌿🦋🌿🕊
21 374
🍃🌺🍃
بسیاری از ما زمانی طولانی در پی نور گشتهایم، اما هر بار با تاریکی بیشتری روبرو شدهایم.
یونگ میگوید: شخص با تجسم اشکال نورانی به روشنایی دست نمییابد بلکه با آگاه شدن به تاریکی به روشنایی میرسد.
#نیمهی_تاریک_وجود
#دبی_فورد
@book_tips 🐞
21 374
🍃🌺🍃
سوره القصص آیه 22 :
وَ لَمَّا تَوَجَّهَ تِلْقَاءَ مَدْيَنَ قَالَ عَسَىٰ رَبِّي أَنْ يَهْدِيَنِي سَوَاءَ السَّبِيلِ
ترجمه :
و هنگامی که متوجّه جانب مدین شد گفت: «امیدوارم پروردگارم مرا به راه راست هدایت کند!»
#کلام_پروردگار
@book_tips 🐞
21 374
🍃🌺🍃
#داستان_کوتاه
غرقه (قسمت سوم)
جمال و من هر جا که بودیم روز ۲۸ صفر خودمان را میرسانیدم خانه رضا. پدرش در این روز خانه را سیاه پوش میکرد و عزای پیامبر و امام حسن را بر پا میکرد. روضهخوانی به دو زبان فارسی و ترکی خوانده میشد و ما که ترکی نمیدانستیم با شور گرفتن مجلس و زمزمه ترک زبانان به رقت در میآمدیم.
پدر که مُرد، رضا چراغ روضهخوانی آن روز را روشن و زنده نگاهداشت. من و جمال از نوجوانی همراه رضا کاری در آن مجلس انجام میدادیم؛فرشها رادر حیاط میانداختیم و بر روی آنها جارو میزدیم، قندان را میان عزاداران به گردش در میاوردیم و بزرگتر که شدیم ، چای دادن یا به وقت گرما، آب یا شربت خنک به دست مردم رسانیدن را انجام می دادیم. بعدها وظیفه تقسیم غذا را بر عهده گرفتیم و خلاصه به رضا در تدارک کارها کمک میکردیم.
هرسال ممکن نبود که روضه خانه رضا فراموشمان شود. لازم بود که گاهی ازاسارت هیاهوی داغ زندگی تکراری ملالتآور رها شده و روح و جان رابسپاریم به خنکای هوای آزاد و معطر عالم معنی. روضهخوان همیشگی سید مصطفی بود؛ با صدایی گرم که حزن و اندوه را میهمان جان مستمعان میساخت.
نه پدر و نه رضا سراغ مداح حرفهای نرفتند و سید عطار ادویه فروش را به مداحان اسم و رسمدار ترجیح دادند. من به هر کاری که مشغول بودم با بلندشدن صدای مرد عطار حرارتی را در خود مییافتم و سر تا پا گوش میشدم:
"دختر بدرالدجی امشب عزا دارد سه جا ........" بعد از رفتن مردم و جمعکردن بساط روضه، ما سه نفر حرفها برای گفتن داشتیم.
آن قدر میماندیم تا یک صدای زنانه رضا را فرامی خواند و ما میفهمیدیم که هنگام رفتن است. گذشت زمان هرچه کرد سیم وصل ما سه تن پاره نشد؛ نازک شد ولی نگسست. زن گرفتیم و خانواده تشکیل دادیم و شدیم پدر ولی گذشته جزیی از زندگی ما بود که نمی شد از آن خلاص شد. رضا اگر چک برگشتی داشت یا در معاملهای خود را مغبون مییافت سراغ از من میگرفت و من بازسازی خانه پدری را به جمال سپردم.
سالها گذشت و ما هریک در زیر چرخ کبود سرخود گرفته و گذر عمر میکردیم تا آن ظهر گرم تابستان که جمال آمد دفتر; مغموم و نگران.
از ماجرای رفته بر رضا پرسیدم. جمال گفت که برادر زن رضا زنگ زده و خبر داده که پسر رضا در سد کرج غرق شده است.
آنطور که راوی گفته بود دو روز مدام جستجو طول کشیده تا جنازه توسط غواصان از آب بیرون کشیده شد. رضا دو فرزند داشت، یک پسر که فرزند اول او بود و یک دختر. سعید پسر رضا را از کودکی دیده بودم. قد میکشید و من هرسال او را در روضهخوانی خانهاشان میدیدم. پسر خوبی بود؛ فربگی رضا را نداشت، بلند و چارشانه بود و علاقمند به کاسبی.
چند بار در مغازه پدرش او را مشغول فروش پارچه به زنان دیدم؛ زنانی که چانه میزدند و تا تخفیف نمیگرفتند دست بردار نبودند. اخرین باری که او رادیدم هیبت بازاری به خود گرفته بود و به رسم معمول سوداگران، هنر کالا را در نزد مشتری دو چندان میگفت. مرا که دید در او خیره ماندهام لبخندی زد؛ من هم خندیدم تا شاید خجالت نکشد. رضا ملتفت شد و گفت: "میبینی!خون کاسبی در رگ دارد. امسال دیپلم میگیرد. هر چه میگویم برو دانشگاه یک مدرکی بگیر تا ما هم پزی جلوی فاميل بدهیم، قبول نمیکند. میگوید میخواهم بیایم مغازه. گفتم بیا. هرجور راحتی بابا ".گفتم:" بچه عاقل است. گول شعارعلم بهتر از ثروت است را نمیخورد. البته پدر سوخته هم هست" و بعد با رضا خندیدیم.
حالا او مرده بود و برای همیشه دنیارا ترک کرده بود. گاهی دنیا چقدر زشت و تحمل ناپذیر میشود.جوانی برنا که در قله شادابی و طراوت بود اسیر مکر روزگار شد و ترک قافله زندگان کرد و همسفر قطار مردگان گشته بود. میدانستم که رضا سخت بیتاب است و نمیدانستم چگونه با این واقعه کنار خواهد آمد.
جمال در خود فرو رفته وساکت به بیرون نگاه میکرد. سرم پایین بود. صورت خندان پسرک در نظرم آمد: "چه برسرت آمد عزیزم. گل وجودت به کدام باد صرصر، خزان شد؟
"سرم را بالا آوردم. صورتم خیس شده بود. ...
ادامه دارد...
#دکتر_علی_رادان
@book_tips 🐞
21 374
ما به دنبال رسیدن
به آرامش ابدى در بهشت هستیم ؛
اما با عشق در روى زمین هم به این
آرامش خواهیم رسید !
#پائولو_کوئلیو
@book_tips 🐞
21 374
🍃🌺🍃
سوره القصص آیه 21 :
فَخَرَجَ مِنْهَا خَائِفًا يَتَرَقَّبُ ۖ قَالَ رَبِّ نَجِّنِي مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ
ترجمه :
موسی از شهر خارج شد در حالی که ترسان بود و هر لحظه در انتظار حادثهای؛ عرض کرد: «پروردگارا! مرا از این قوم ظالم رهایی بخش!»
#کلام_پروردگار
@book_tips 🐞
21 374
Repost from تبادلات فرهنگـیادبـی
[🟪]
≣ سکوت ِ ذهن 👇👇
🟣 https://t.me/Royal_silencemind ⩥⩥
عاشقانه هایی از حضرت مولانا
𖤌 @Molanaye_shams
ا𝗣𝗗𝗙ا 500000 هزار جلد کتاب کمیاب
𖤌 @book_noor
چشم سوّم چیست؟ چگونه آنرا فعال کنیم؟
𖤌 @Cheshm3kaenat
ثروتمندان؛ جادوے فڪر + مثبت
𖤌 @JadouyeFekrM
آیا "روح" پس از مرگ * از بین میرود؟
𖤌 @PasAz_Marg
"عطر" و " معنا "
𖤌 @motaeeal
زندگی ات را "تغییر" بده !
𖤌 @MossbatAndishann
ماورای طبیعیشدن/ دکتر جو دیسپنزا
𖤌 @joe_diispenza
شکر گزار خدا باش
𖤌 @khodaya_asheghtam
زخم های دلتنگی
𖤌 @bargrizan_mm
در مسیر نور و روشنایی با قران
𖤌 @Pious114
من یک زنم《درڪم ڪن》
𖤌 @zanan_khoshbakhti
شبی ده دقیقه کتاب بخوانیم
𖤌 @book_tips
آشنایی با مکانهای زیبای جهان
𖤌 @gashtogozardarjahan
"شعر" و "شعور"
𖤌 @shabhaye_niloofari
قدرت درون توست ☆لوییز هی☆
𖤌 @Louise_Haychanel
بیداری معنوی ♡ فرکانس درمانی
𖤌 @payamibarayesolh
غزل" غزل " غزل " غزل "غزل"
𖤌 @ghaz2020
متنهایی که بشدّت آرومت میکنه !
𖤌 @zendegi_ziibaaaast
استوریـجآت و پیـامهای مـاه مـحرَّم
𖤌 @AKHLAGH_ELAHI
با《خدا》باش پادشاهی کن!
𖤌 @kh0daShEnaSi
با احتیاط وارد شوید ...
𖤌 @OnlySookoot
حالتو خوووب کن !
𖤌 @Zenndegiiii
اناالحق
𖤌 @Analhaghhoo
انرژی درمانی. ریکی. آموزش. درمان
𖤌 @reikismylife
آهنگ آهنگ
𖤌 @ahangeeshghh
ارتباط با ♡ خالق هستی ♡
𖤌 @RohShokrgozari
مولانا مولانا مولانا مولانا
𖤌 @MouLanayjan
حضرت مولانا و عاشقانههای شمس
𖤌 @baghesabzeshgh
جملاتیکه افکار شما را《تغییر میدهد》
𖤌 @ghalbeziba
تنهایی و " آرامش "
𖤌 @Tannhaaiii
اسرار ضمیر 《ناخودآگاه》
𖤌 @asrarkontoroLzehn
دنیای درون / شناخت روح برتر
𖤌 @dunyaye_daroon
شروع چالش عادت های سالم
𖤌 @shine41
خودشناسی خداشناسی با آرامشدرون
𖤌 @pluosafkar
بشنو از نی
𖤌 @vasledoost
پاتوق نویسندگان برتردنیا
𖤌 @nevisandbdonya
شناخت سایه های " درون "
𖤌 @ramzkodbavre
با کودک بیشفعالم چه کنم؟
𖤌 @ghasemi8484
سرزمین •• موسیقی ••
𖤌 @musiicLand_ir
چگونه کاریزماتیک♡جذااب باشیم؟؟
𖤌 @zehnearam
سرزمین آریایی
𖤌 @royayemehr
معجزه ی زندگی با یوگا
𖤌 @shaidaizadi
کتابهای ☆ نایاب ☆
𖤌 @Doneaekatad2
گلچین اشعار 《سعدی》
𖤌 @Sadii_jaan
اعتماد بهنفس وعزت نفستو بازسازی کن
𖤌 @Etemadbenafse_fogholade
عاشقان ِ《کتاب》
𖤌 @B00kLifeMe
با سیاست رفتار کن!!!
𖤌 @ghasemi8483
کائنات هوایت را دارد i••!
𖤌 @movafaghiat_jahanii
رسانه، فرهنگ - نشانه
𖤌 @irCDS
وکیل / دادگستری / آنلاین
𖤌 @ADLIEH_TEAM
اسرار متافیزیک/چاکرا درمانی
𖤌 @meta_ajna
ترکی آسان ، تدریس آنلاین
𖤌 @turkce_ogretmenimiz
تقویت هوش کلامی با 7 -7 -7 روش کاربردی
𖤌 @MOTIVATION_BUCH
کتابخانه مجازی
𖤌 @llib7
فن بیان ،زبان فرا کلامی و کاریزماتیک
𖤌 @goyande_radio
اشعار بزرگان و سخنان حکیمانه بزرگان
𖤌 @asharsokhanan
انگیزشی انگیزشی انگیزشی
𖤌 @OMidBeZendgiii
رمان رایگان با 𝗞𝗘𝗧𝗔𝗕𝗭
𖤌 @Ketabz
سخنان زیبا و ماندگار
𖤌 @goftarniek
متافیزیک عرفان《رهایی ازگذشته》
𖤌 @Roohe_bartar
هزار پند مولانا با معانی اشعار
𖤌 @Ashaarkotaa
جارى شو در موسيقى، رقص، انديشه
𖤌 @flowwithmusic
آموزش سواد مالی و اقتصادی به زبان ساده
𖤌 @ECONVIEWS
حـضرت عـشــق مـولانـای جانان
𖤌 @shere_molavi
موزیک بدنسازی زومبا اروبیک
𖤌 @sport_music_world
فن بیان، گویندگی، مذاکره، آداب معاشرت TED
𖤌 @BUSINESSTRICK
مربی آنلاین یوگا ^ مدیتیشن
𖤌 @zhuanyoga0
─═༅ ═༅ ༅═ ༅═─
🔻مجازات فحاشی در تلگرام
🔺 @TakhaL0fat_TeL
21 374
🍃🌺🍃
✅اگه توام جز اون دستهای که بعد بحث و دعوا تازه جواب های خوب یادت میاد این مقاله خیلی کمکت میکنه،
پژوهشگران دانشگاه Rivier University رفتن بررسی کردن ببینن چرا جواب های خوب و دندونشکن بعد یه بحث یادمون میاد....
📌توی یافته هایی که داشتن، متوجه شدن وقتی بحثی بین دو نفر پیش میاد، اونایی که توی جواب دادن دچار مشکل میشن و به قول معروف بعد از بحث جواب های خوب یادشون میاد اضطراب بالاتری رو تجربه می کردن
📌اضطراب تاثیر عجیبی روی سیستم عصبی اونها که مسئول تحلیل و حافظه داشته!
قسمت هایی از مغز که وظیفه تحلیل موقعیت دارن از کار میفتادن و بعد از بحث و بگو مگو که اضطراب پایین میومده تازه جواب های خوب به ذهنشون میرسیده
💭اما چجوری اضطرابمون رو توی بگو مگو ها کاهش بدیم؟!
هرچقدر موقعیتی که تجربه می کنید بیشتر باشه، جواب دادن و حرف زدن براتون راحت تر میشه، پس به جای اجتناب خودت رو بنداز توی دلش، ایرادی نداره اگه اولش صدات بلرزه، کم بیاری، سرخ بشی...
📌کتاب بخون، پادکست گوش کن
خیلی بهت کمک میکنه تا بتونی دایره لغاتت رو بالا ببری، گوش دادن به حرف های توی پادکست باعث میشه ذهنت به مکالمه و بگو و مگو ها عادت کنه و کلمات جدیدی بهت اضافه کنه
بدون اضطراب از حرف زدن و بحث کردن یه چیزیه که اغلب همه دارن
اما میزانش متفاوته، پس خودت رو سرزنش نکن که این خودش باعث میشه بیشتر اضطراب بگیری
خلاصه کلام اینکه
بحث و گفتگو از اون مهارتهاست که خیلی لازمه تقویتش کنی یه جاهایی جواب ابلهان نه تنها خاموشی نیست بلکه باید خوب جوابشرو بدی تا حد و مرزش رو بفهمه.
#روانشناسی
@book_tips 🐞
21 374
🍃🌺🍃
#داستان_کوتاه
#غرقه قسمت دوم
✍ چرخ روزگار چقدر تند میچرخید و ما از تندی گردش آن غافل بودیم. در ورود به دبیرستان ما سه یار دبستانی جدا شدیم؛ جمال به جبر استعداد خدا دادی راه جبر و حساب و مثلثات در رشته ریاضی جست و من در هوای شور شعر و تاریخ رشته ادبیات برگزیدم و رضا در پی آموختن حرفه راه هنرستان فنی در پیش گرفت.
مدارس مختلف، میان ما اختلاف نیاورد و ما همچون گذشته دوستیها را در میدان خاکی فوتبال و دیدار در پارک محل به بهانه درس خواندن یا گذراندن فراغت حفظ کرده بودیم، تا آن که دست تقدیر، سرنوشت دیگری را برای رضا رقم زد. سال اخر درس بود که به ناگاه پدرش در پشت دخل مغازه دچار حمله قلبی شد و جان سپرد. آنطور که رضا بعدا با بغض و اشک چشم برای ما تعریف کرد، حاجی بیچاره صبح سالم و بشاش راهی مغازه میشود تا دخل خالی را پُر سازد، بی آنکه بداند آن چه پُر خواهد شد پیمانه عمر اوست. چند ساعت بعد نعش سرد و بیروح حاجی را آوردند به منزل.
ما هم بودیم؛ من و رضا. مادر و خواهران رضا چه ضجههایی میزدند و او که تک پسر حاجی بود چه شیونهایی میکرد و ما مغموم و دل مرده سعی در تسلای او داشتیم. چندی بعد رضا، رضا به قضا داد و دل از درس برید و رفت پشت دخل پدر و شد یک کاسب تمام عیار.
فوت و فن سوداگری را خیلی زود یاد گرفت، داییهایش هم بازاری بودند و شده بودند مشیر و مشار او در راه کسب سود و احتراز از ضرر.
رضا چسبید به کار؛ گویی از مادر سوداگر زاده شده است.
رضا اما مهر دوستان کودکی را هیچگاه از دل بیرون نکرد. جمعهها وعدهگاه ما زمین خاکی بود تا غم ایام و شر زندگی را در شور هیجان دویدن گم کنیم و رضای فربه تن همچنان در درون دروازه میایستاد تا با آن بدن بزرگ در مهاجم حریف خوف برانگیزد و راه بر او ببندد. ما دویدیم و دویدیم و عقربههای ساعت نیز به دنبال هم دویدند. ما گذر ایام را حس نمیکردیم ولی زمان چون اسب تیزروی بیلگام ما را تعقیب میکرد و نفس گرمش را همیشه پشت سرمان حس میکردیم.
جمال و من راهی دانشگاه شدیم؛ یکی به مشق مهندسی عمران مشغول شد و دیگری به تحصیل حقوق. اولی در میان فرمولهای اسرار امیز ریاضی به دنبال سازهسازی بهینه میگشت و دیگری در میان عقاید فقیهان دیرین وحقوقدانان پسین راه نظم و عدالت میجست. هر کس سرش به مطلوب خود بند شد؛ درس و کسب.
رضا زود جای خود را در بازار پیدا کرد؛ میراث و اعتبار پدر و پشتکار و فطانت رضا از او کاسب معتبری ساخت. مکه که رفت ما دیگر با یک بازاری شش دانگ طرف بودیم؛ حاج رضا. جمال از تحصیل دانشگاه که فراغت یافت، رفت سربازی و بعد در یک شرکت ساختمانی مشغول به کار شد. علم و تجربه از او یک مهندس کارآزموده ساختند.
اول رفت به سراغ دکان بیمشتری پدر. ذغال دیگر مشتری نداشت و روسیاه مانده بود. به مدد وام بانکی مغازه را تخريب کرد و بر فراز آن دیوارهای دودگرفته وسیاه و خانه اجنه، بنایی ساخت با سنگ های سفید. مهندس علم و فن را چون شیر و شکر در هم امیخت و هنر خویش راجلوی چشمان خیره ما به نمايش گذاشت.
پسر مشت رمضان ذغالی حالا برای خودش یک مهندس ماهر بود و من.......از پس فراغت از آموختن حقوق، مدتی را این جا و آن جا کار کردم و با دعاوی حقوقی مانوس گشتم. به اقتضای شغلم به آوردگاه نبرد قضایی میرفتم، با خواهان یا خوانده درمیآمیختم ،گاه غالب و گاه مغلوب میشدم تا رسوم دادرسی آموختم. سپس راه وکالت پیشه کردم و دادگستری شد خانه دوم من.
روزی من از نزاع مردم میرسید و رزق من درسفره ترافع بود.این چنین میگذشت روزگار متفاوت ما سه دوست.......
ادامه دارد...
#دکتر_علی_رادان
@book_tips 🐞
21 374
ما از «عشق» طوری سخن میگوییم که انگار چیزی یگانه و یکپارچه است، اما عشق از دو وجه خیلی متفاوت تشکیل شده: دریافت عشق و عشق ورزیدن.
#سیر_عشق
#آلن_دوباتن
@book_tips 🐞
21 374
آدمبزرگها عاشق عدد و رقم اند. وقتی با اونا از یک دوست تازه حرف بزنی، هیچوقت ازتون در مورد چیزهای اساسی سوال نمیکنن، هیچوقت نمیپرسن آهنگ صداش چطوره؟ چه بازیهایی رو دوست داره؟ پروانه جمع میکنه یا نه؟
میپرسن چندسالشه؟ چندتا برادر داره؟ وزنش چقدره؟ پدرش چقدر حقوق میگیره؟و تازه بعد از این سوالاس که خیال میکنن طرف رو شناختن!
#شازده_کوچولو
#آنتوان_دوسنت_اگزوپری
@book_tips 🐞
21 374
"بزرگتر از احساساتات باش. این را من از تو نمیخواهم، زندگی میخواهد. وگرنه احساسات مثلِ سیل تو را از جا میکَنَد و میبَرَد...احساسات میتواند بزرگترین مسئلهیِ زندگی باشد."
#خشم
#فیلیپ_راث
@book_tips 🐞
现已上线!2025 年 Telegram 研究 — 年度关键洞察 
