ch
Feedback
Book_tips

Book_tips

前往频道在 Telegram

ارتباط با ادمین: @Zarnegar503 ❤️ تاریخ تاسیس کانال❤️ 26, March, 2016

显示更多

📈 Telegram 频道 Book_tips 的分析概览

频道 Book_tips (@book_tips) 波斯语 语言赛道中的 是活跃参与者。目前社区聚集了 21 699 名订阅者,在 书籍 类别中位列第 1 566,并在 伊朗 地区排名第 15 477

📊 受众指标与增长动态

невідомо 创建以来,项目保持高速增长,吸引了 21 699 名订阅者。

根据 13 七月, 2026 的最新数据,频道保持稳定运转。过去 30 天订阅人数变化为 339,过去 24 小时变化为 -12,整体触达仍然可观。

  • 认证状态: 未认证
  • 互动率 (ER): 平均受众互动率为 3.93%。内容发布后 24 小时内通常能获得 2.19% 的反应,占订阅者总量。
  • 帖子覆盖: 每篇帖子平均可获得 852 次浏览,首日通常累积 474 次浏览。
  • 互动与反馈: 受众积极参与,单帖平均反应数为 14
  • 主题关注点: 内容集中在 کتابخانه, کتاب, کانال, روانشناسی, شعر 等核心主题上。

📝 描述与内容策略

作者将该频道定位为表达主观观点的平台:
ارتباط با ادمین: @Zarnegar503 ❤️ تاریخ تاسیس کانال❤️ 26, March, 2016

凭借高频更新(最新数据采集于 14 七月, 2026),频道始终保持新鲜度与高覆盖。分析显示受众积极互动,使其成为 书籍 类别中的关键影响点。

21 699
订阅者
-1224 小时
+2127
+33930
帖子存档
Book_tips
21 707
به نام خداوند رنگین کمان ...🖤🌈💔 🍃🌺🍃 📌همراهان عزیز ✅منتظر پیشنهاد و انتقادات شما برای داشتن کانالی بهتر هستیم . #جمعه ۱۴۰۱/۸/۲۷ با سپاس @book_tips 🐞

Book_tips
21 707
🍃🌺🍃 سوره الانشراح آیه 6 : إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرًا ترجمه : (آری) مسلّماً با (هر) سختی آسانی است، #کلام_پروردگار @godqurantips 🤲

Book_tips
21 707
sticker.webp0.88 KB

Book_tips
21 707
سعدیا از روی تحقیق این سخن نشنیده‌ای هر نشیبی را فراز و هر فرازی را نشیب #سعدی @book_tips 🐞

Book_tips
21 707
باز هم بانی یخ کردن چایم تو شدی! #علیرضا_آذر @book_tips 🐞
باز هم بانی یخ کردن چایم تو شدی! #علیرضا_آذر @book_tips 🐞

Book_tips
21 707
Repost from N/a
💎کانال کتاب(pdf)،مستند،معرفی کتاب ‌‏@farin_ebook 💎‌اسرار ترسناک ماوراءالطبیعه! چشم سوم! ‌‏@LOSTWORLDSS 💎هر کتاب pdf میخوای داریم ‌‏@ASLEOMID 💎رمان های جدید ‌‏@mmmmsssaam 💎《خودشناسی عرفانی انگیزشی 》 ‌‏@Roohe_bartar 💎فرازمینی ها ‌‏@FARZAMINIHA 💎آموزش انگلیسی۲ساله مبتدی تا آیلتس ‌‏@teacheruniversity 💎معرفی ، گفتگو، بررسی کتابها ‌‏@LibraryInternational 💎آموزش گویندگی رادیو و فن بیان ‌‏@goyande_radio 💎شبی ده دقیقه کتاب بخوانیم ‌‏@book_tips 💎مفتی زبان انگلیسی شووو ‌‏@grobP1 💎کیهان شناسی و نجوم ‌‏@keyhan_n1 💎نقشه های تاریخی و سیاسی ‌‏@jaynegareh 💎کتابخانه اقتصاد و مدیریت ‌‏@economic786 💎معلومات مفید ‌‏@atelaateomom 💎کتاب های صوتی دوست داشتنی من !!! ‌‏@nazaninenshaei 💎انگلیسی رو اصولی و آسون یادبگیر ‌‏@novinenglish_new 💎با تست زدن انگلیسی بیاموز- کوئیز ‏@QuizWorld310 💎اسرار ناگفته الهی ‌‏@asraarehasti 💎زیباترین متن های جهان ‌‏@Beautytext1 💎گنجــینۀ کتاب‌هــای مــمـنوعه ‌‏@kayhanlibrary999 💎عجیب ولی واقعی ‌‏@Ajayibat_j 💎اشعار ناب و ڪمیاب ‌‏@moshere 💎اطلاعات عمومی از همه جای دنیا ‌‏@shogo_jaleb 💎دنیای شگفت انگیز ❞ حیوانات ❝ ‌‏@JANEVARANF 💎کانال" تب تفکر " ‌‏@Tabetafakor 💎کتاب، شعر، آگاهی ‌‏@DeyrBook 💎دین و علم ‌‏@din_va_elm 💎اندکی شعر ‌‏@Andakei_sheer 💎کتاب های مهندسی را فول شووو ‌‏@civil101 💎حکایت‌های جذاب و خواندنی ‌‏@kafeh_sher 💎حــڪــومــت هاے اســاطــیــرے ایــرانــ ‌‏@iran_sarzamin_tamadon 💎اورژانس +حقوقی+(مشاوره) ‌‏@edalatsazanfarda 💎کتابخانه انجمن نویسندگان ایران! ‌‏@anjomanenevisandegan_ir 💎مطالب ناب هاوار ‌‏@matalbjalebhavar 💎انبار فلسفه (𝐏𝐃𝐅,mp4,mp3) ‌‏@BOOK_PHI 💎تمرکز روی خودم!!! ‌‏@shine41 💎فلسفه /روانکاوی/جامعه شناسی ‌‏@Kajhnegaristan 💎کتابخانه نایاب باستان شناسی و تاریخ ‌‏@bastans 💎""آموزش صفر تا صد زبان انگلیسی"" ‌‏@English_foreveryone12 💎اشعار زیبا ‌‏@sherkadeymanoto1 💎ترکی فول صحبت کن ‌‏@TurkishDilli 💎برترین اجراهای (( پیانوی کلاسیک )) و ... ‌‏@pianoland123 💎کتاب سرایی pdf رایگان ‌‏@kabuluniversitybooks 💎آرشیو فایل های تاریخ،باستان شناسی و... ‌‏@Vir_Library 💎"موسسه وکالت و مشاوره حقوقی" ‌‏@mehdihemmati59 💎کتابخانه باستان شناسی و تاریخ ‌‏@Surena_Library 💎صدای درون ‌‏@sedaye_daron 💎دانستنی ها و شگفتی ها ‌‏@donyatanawo 💎وکیل پایه (1) (سراسر کشور) ‏@ADLIEH_TEAM 💎آموزشی، انگیزشی، سابلیمینال ‌‏@SUB_JADOEI 💎جملاتی که افکار شما را《 تغییر می‌دهد》 ‌‏@ghalbeziba 💎زیباترین شعر و متن ڪوتاه ‌‏@kahkeshan_eshge 💎ـ𝐏ْ𝐃ْ𝐅 صدهزار جلد کتاب کمیاب ‌‏@LIBRARYMANAWI 💎پرورش اعتماد به نفس وعزت نفس ‌‏@Etemadbenafse_fogholade 💎متن ممنوعه و بدون سانسور ‌‏@OnlySookoot 💎لحظه عشق ‏@Lahzelove 💎انگلیسی حرفه ای با فیلم و کارتون ‏@RealEnConversations 💎مطالب تاریخی ‌‏@matalebtarikhim 💎حقوق برای همه ‌‏@jenab_vakill 💎مجله فرازمینی ها ‌‏@arzamin 💎آموزش ترکی استانبولی ‌‏@turkce_ogretmenimiz 💎تدریس مکاتب فلسفی و روانی ‌‏@anbar100 💎عجایب جهان ‌‏@Land_Of_Wonders 💎من کتاب میخوانم تو گوش کن ‌‏@sound_lib 💎کتابخانه صوتی و pdf تاپ بوک ‌‏@Top_books7 💎کتاب های نایاب و ممنوعه ‌‏@YR_liB 💎کتاب های ممنوعه که چاپ مجدد نشدند!!! ‌‏@jadidtarinha3 💎مستند های علمی ‌‏@Documentary20 💎کانال کتاب های تاریخی ‌‏@ketabtarikhim 💎رماان•رماان•رماان•𝗥𝙊𝙈𝗔𝗡𝙘𝙝𝙞𝙞 ‌‏@ROMANchii 💎45000هزار کتاب pdf ‌‏@ketabZahra1369 💎جهان های موازی ~ سفر در زمان ‌‏‌‏@WonderfuLlLlLl 💎با من باش ‌‏‌‏@me_chanelme ‌🔹هماهنگی جهت تبادل: ‌‏@Mdefy

Book_tips
21 707
Repost from N/a
"زن، عشق، سیاست" 🔶دعوتتان میکنیم به خاص ترین "مجله زن" Join 🔜 👇🏿👇🏽 https://t.me/joinchat/AAAAAE4r_adp_ktXiD_Hhw 🔶با مت
"زن، عشق، سیاست" 🔶دعوتتان میکنیم به خاص ترین "مجله زن" Join 🔜 👇🏿👇🏽 https://t.me/joinchat/AAAAAE4r_adp_ktXiD_Hhw 🔶با متنوع ترین موضوعات روز و کاربردی ترین مطالب 🔶رابطه تو از نو بساز...👌

Book_tips
21 707
🍃🌺🍃 #داستان‌کوتاه #بالا_شهر (قسمت چهارم ) بعد رو کرد به بابام و گفت :"پسرتان را دعوا نکنید، تقصیری نداشت. من داشتم از روی تراس می‌دیدم، کامی شروع کرد". باورم نمی‌شد. انگار مادرم بود که به حمایت من برخاسته بود. همیشه وقتی تو کوچه دعوامون می‌شد، مادرها به طرفداری بچه‌هاشون بیرون می‌آمدند و گاهی هم با هم یکی بدو می‌کردند. این‌بار نگاهی متفاوت به مادر کامران انداختم. همیشه فکر می‌کردم زن‌های بالا شهری فقط بلدند به دک و پزشان برسند؛ با آن سر و صورت آرایش کرده و قر و فرهای عجیبشان. اما صورت مهربان مادر کامران و آن حرف‌هایی که زد و بوی صداقت و یکرنگی می‌داد، نظر من را تغییر داد. مادر کامران متوجه نگاه من که روی او خیره مانده بود شد، لبخندی زد و با اشاره به من، پسرش را خطاب قرار داد که : "آدم برا دعواکردن باید جون داشته باشد، حالا با پسر اوستا برید تو تا من بیام یک چیز خوشمزه بهتون بدم". بابام که دید دعوا ختم به خیر شده رفت سرکارش و من مثل یک بره دنبال کامران راه افتادم.کفش‌هایم را در آوردم، اما با شگفتی دیدم که کامران و مادرش بی‌آن‌که کفش‌ها را از پا در آورند، وارد شدند. این شروع شناخت تفاوت‌هایی بود که من و آن‌ها رااحاطه کرده بود. در داخل خانه، آن‌چه که می‌دیدم به خواب و خیال شبیه بود. لوسترهای زیبا، فرش‌ها و پرده‌های رنگارنگ، مبل‌های حجیم و راحت و از همه عجیب‌تر تابلوهایی با مناظری از طبیعت کشورهای مختلف مرا مسحور خود کرده بود. در گوشه سالن پیانوی بزرگی قرار داشت، اما هیچکدام از آن اشیاء زیبا به اندازه تلویزیون مبله‌ای که خاموش در گوشه دیگر سالن قرارگرفته بود، مرا مجذوب خود نساخت. داشتن تلویزیون آرزوی من بود، اما هر بار بابام می‌گفت: "حالا ندارم. بگذار پول و پَله‌ای جور کنم، می‌خرم. آخه تو این جعبه جادو چی هست مگه؟". هرچی بود که ما بچه‌ها آرزوی داشتن آن جعبه جادو را داشتیم.  این بار به روشنی داشتم معنای تفاوت را در می‌یافتم. اول چیزی که  ذهنم را به خود مشغول کرد، مقایسه بود. آن نوع از زندگی که در مقابل خود می‌دیدم، هیچ‌کجا ندیده بودم. خانه خیلی از همسایه‌ها رفته بودم،اما چنین زرق و برقی در خانه هیچ‌یک پیدا نمی‌شد. با آن‌که هنوز باید خیلی چیزها از زندگی می‌آموختم، اما می‌فهمیدم که از این نوع اختلاف‌ها فراوان هست. در آن سالن دو مفهوم متضاد و جمع نشدنی بالا و پایین شهر مانند دو لشکری که برخلاف هم در حرکت بودند در ذهنم رژه می‌رفتند. کامران به دنبال مادرش به اشپزخانه رفته بود و من با چشمانی حریص به در و دیوار می‌نگریستم. از دیدن قفسه‌هایی که تعداد زیادی کتاب را در خود جای داده بود، تعجب کردم. هیچ‌وقت این همه کتاب را یکجا ندیده بودم. آن زمان  به راحتی می‌خواندم و می‌نوشتم . به نزدیک قفسه چوبی و خوشرنگ کتاب‌ها رفتم. علاوه بر کتاب‌های فارسی، کتاب‌هایی به زبان خارجی در آن جا وجود داشت که قادر به خواندن روی جلد آن‌ها نبودم. ما در خانه جز یک جلد قرآن که بالای تاقچه گذاشته بودیم و گاه و بی گاه برای قسم خوردن به آن اشاره می‌کردیم تا اگر دروغ گفته باشیم به کمرمان بزند و دو شقه‌امان کند ، یا هنگام خواب بالای سر نوزاد می‌گذاشتیم تا طایفه از ما بهتران سراغش نیایند و اذیتش نکنند، یا بر سر مسافر می‌گرفتیم که در زیر سایه آن سفرش بی‌خطر باشد، هیچ کتاب دیگری نداشتیم. برای من که جهت خریدن یک مجله هفتگی ویژه نوجوانان و تهیه پول آن به جنگ و جهاد با مادرم مشغول می‌شدم و آخر کار با تعاون بچه‌های دیگر و پول روی هم گذاشتن قادر به خرید و دیدن عکس‌های جالب و مهیج آن می‌شدیم، دیدن آن همه کتاب مرا به شگفتی آورده بود. صدای مادر کامران مرا به خود آورد :"این کتاب‌ها برای آدم بزرگ‌هاست. هنوز خواندن آن.ها برای تو زود است. می‌گم کامی کتاب‌هاش را بهت نشون بده". نمی‌دونم چرا با من مادرانه حرف می‌زد؟ چرا کلامش از تکبری که معمولا در آدم‌های طبقه بالای جامعه وجود داشت تهی بود........ (ادامه دارد) #دکتر_علی_رادان #حقوقدان (استاد_دانشگاه_اصفهان) @book_tips 🐞

Book_tips
21 707
می پرسی کلمه وطن به چه معناست؟ خواهند گفت : خانه است و درخت توت ، لانهء مرغ و کندوی زنبور عسل ، بوی نان و آسمان نخست ! و می پ
می پرسی کلمه وطن به چه معناست؟ خواهند گفت : خانه است و درخت توت ، لانهء مرغ و کندوی زنبور عسل ، بوی نان و آسمان نخست ! و می پرسی : چه طور کلمه ای سه حرفی ، بر تمامی این ها فراخ است و بر ما تنگ !؟ #محمود_درویش @book_tips 🐞

Book_tips
21 707
اين پرنده‌ی بی‌قرار با نُت زنگ زده در گلو دنباله‌ی آوازش را چگونه بخواند! #شمس_لنگرودی ۲۶ آبان ، زاد روز @book_tips 🐞
اين پرنده‌ی بی‌قرار با نُت زنگ زده در گلو دنباله‌ی آوازش را چگونه بخواند! #شمس_لنگرودی ۲۶ آبان ، زاد روز @book_tips 🐞

Book_tips
21 707
صبح که می‌شود یادم باشد در آینه آسمان بنگرم به دریاهایِ اطراف سری بزنم نگاهِ بیشه هایِ زیبا را به کلبه‌یِ خورشید راهی کنم و د
صبح که می‌شود یادم باشد در آینه آسمان بنگرم به دریاهایِ اطراف سری بزنم نگاهِ بیشه هایِ زیبا را به کلبه‌یِ خورشید راهی کنم و دستِ آفتاب را بگیرم برویم با هم کوچه به کوچه پنجره‌ها را بیدار کنیم مبادا زندگی خواب بماند @book_tips 🐞

Book_tips
21 707
🍃🌺🍃 سوره الاعراف آیه 87 : وَإِنْ كَانَ طَائِفَةٌ مِنْكُمْ آمَنُوا بِالَّذِي أُرْسِلْتُ بِهِ وَطَائِفَةٌ لَمْ يُؤْمِنُوا فَاصْبِرُوا حَتَّىٰ يَحْكُمَ اللَّهُ بَيْنَنَا ۚ وَهُوَ خَيْرُ الْحَاكِمِينَ ترجمه : و اگر گروهی از شما به آنچه من به آن فرستاده شده‌ام ایمان آورده‌اند، و گروهی ایمان نیاورده‌اند، صبر کنید تا خداوند میان ما داوری کند، که او بهترین داوران است! #کلام_پروردگار @godqurantips 🤲

Book_tips
21 707
sticker.webp0.55 KB

Book_tips
21 707
sticker.webp0.89 KB

Book_tips
21 707
Repost from N/a
⬜⬛ 💚گلچینی از بهترین مطالب 🔻مفهومی 🔶روانشناسی 🔻انگیزشی 🌐خواندنی 💟کانالی برای همه... @ghalbeziba @ghalbeziba 🦋🌱 https:
⬜⬛ 💚گلچینی از بهترین مطالب 🔻مفهومی 🔶روانشناسی 🔻انگیزشی 🌐خواندنی 💟کانالی برای همه... @ghalbeziba @ghalbeziba 🦋🌱 https://t.me/+6tmA3UeJtH85NjJk https://t.me/+6tmA3UeJtH85NjJk ☝️☝️☝️☝️ ♻️ تغییر همیشه زیباست♥️

Book_tips
21 707
#با_هم_بشنویم من آفتابی دارم شمشیر نابی دارم روز حسابی دارم خشم و عذابی دارم شیر ژیانی دارم گرز گرانی دارم راز نهانی دارم شوریده جانی دارم @book_tips 🐞🎶

Book_tips
21 707
🍃🌺🍃 #داستان_کوتاه #بالای_شهر (قسمت سوم) از ظاهر مرتب پسرک و صورت برافروخته و شاداب وی می‌شد فهمید که روزگارش خوب و دماغش چاق است. من را که دید مکث کوتاهی کرد، اما بی‌آن که حرفی بزند سراغ سگ سیاه رفت و بنای بازی‌کردن با او را گذاشت. سگ که پسرک را خوب می‌شناخت با شادی دم تکان می‌داد و به دنبال او از این طرف به آن طرف می‌دوید. برای من دیدن این صحنه تازگی داشت، چون سگ‌هایی که من در کوچه و محل زندگی خود می‌دیدم، دائم به دنبال غذا، ولگردی می‌کردند. ما بچه‌ها هیچ‌وقت از اذیت و آزار سگ‌های ولگردی که معمولا از جلوی ما می‌گریختند دریغ نمی‌کردیم. ما همیشه با دیدن آن حیوانات بخت برگشته دست به سنگ و چوب برده و فاتحانه تا مسافتی که گاه طولانی می‌شد به تعقیب سگ فراری ادامه می‌دادیم. حالا پسرک در مقابل چشمان خیره من سگ را بغل می‌کرد و دست بر سر و پشت وی می‌کشید.: "کامی... کامی... مامان بیا صبحانه آماده است". صدایی زنانه پسرک را که حالا نامش برای من معلوم شده بود به درون خانه فرا می‌خواند. کامران بار دیگر بی‌اعتنا به من از جلویم رد شد. به نظرم مغرور بود یا این‌طور رفتار می‌کرد. از بی‌کاری سراغ سگ رفتم. تا مرا دید بلند شد و خیره در من نگاه کرد. نترسیدم و جلو رفتم. سگ خصمانه رفتار می‌کرد؛ دندان‌هایش را نشان داد  و بعد پارس کرد. صدای بلند سگ مرا ترساند و عقب نشستم. پسرک روی تراس خانه پیدایش شد : "بلک.. آرام باش. آرام باش". بعد رو به من کرد و گفت: "چی کارش داری؟ چرا اذیتش می‌کنی؟". از پسره لجم گرفت. من با کنجکاوی کودکانه به سگ نزدیک شده بودم و قصد آزار حیوان را نداشتم. چند دقیقه بعد کامران در حیاط پیدایش شد، مدتی را با سگ بازی کرد و بعد سراغ دوچرخه رفت و شروع به دوچرخه سواری کرد. حیاط خانه یا بهتر بگویم باغ، آن قدر وسیع بود که نیازی نبود تا پسرک به کوچه برود. من محو دوچرخه خارجی و پر شتابی بودم که هر چند لحظه یک بار از جلویم رد می‌شد. من هم دوچرخه داشتم، اما کهنه بود و مثل فولکس بابام همیشه یک جایش خراب؛ یا طوقه‌اش لنگ می‌زد و صدا می‌کرد و یا زنجیرش در می‌آمد و از همه بدتر وقتی که لاستیک فرسوده آن پنچر می‌شد و من عزا‌می‌گرفتم . آرزوی دوچرخه‌ای مثل کامران دور از دسترس من بود. با آن‌که سن و سالی نداشتم، اما تفاوت را خوب درک می‌کردم. از همان اول صبح و دیدن خانه و زندگی مهندس و حالا نوع تفریحات پسر مغرورش این احساس را در من زنده کرد که" بالای شهر "دنیای دیگری است.  کامران بعد از ظهر آن روز یک ساعتی را هم در استخر شنا کرد، خوش گذرانید و لذت برد و من فقط به این صحنه‌ها می‌نگریستم. نمی‌دانم احساس محرومیت بود یا عصبانیت از غرور پسرک که آرزو می‌کردم دیگر پایم را به آن خانه نگذارم. برای همین، فردای آن روز با ناله و زاری خواستم از رفتن به جایی که در آن پسرکی خودخواه مرا به حساب نمی‌آورد، خودداری کنم؛ اما نشد و مجبور به رفتن شدم. باز داستان بازی با سگ و دوچرخه و شنای در آن استخر مدور پر آب تکرار شد. یک‌بار که از سر کنجکاوی برای دیدن  دوچرخه به آن نزدیک شدم، کامران بر سرم فریاد زد: " آهای دست نزن. دوست ندارم چرخم کثیف بشه". تحمل نکردم :"برو بابا؛ چرخم چرخم. من هم چرخ دارم، بهترش را هم دارم." دروغ می‌گفتم. چرخم لکنته بود. دائم یک جاش خراب بود؛ به خصوص زنجیرش که تا چرخ سرعت می‌گرفت، می‌افتاد و جا انداختن آن مصیبت بود. کامران جلو آمد و زد توی تخت سینه‌ام. من که همیشه یقه‌ام تو دست بچه‌های محل بود یا یقه آن‌ها تو دست من، جا نزدم و با دست صورت کامران را به عقب هل دادم. کامران این بار ضربه.ای به سرم زد و پیچیدیم به هم. کامران پسر صاحب خانه بود و در خانه خود شاخ و شانه می‌کشید و من دور از محل و در جایی غریب به جدال برخاسته بودم. صدای قیل و قال ما که بلند شد، سرو کله مادر کامران پیدا شد :"کامی کامی؛ چی‌کار داری می‌کنی؟ ول کن بچه مردم را... اوستا اوستا". بابام را صدا می‌زد. بابام که ماله‌ای آغشته به گچ دستش بود با لباس و صورتی که تکه‌های خشک شده گچ بر آن ها به وضوح دیده می‌شد پیدایش شد. اخمی کرد و به من گفت: "اینجا هم دست‌ ور نمی‌داری؟ بچه مگه تو خروس جنگی هستی؟ بی خود نیست که مادرت از دست شماها ذله شده است....... ". زود قضاوت کرد، گز نکرده بُرید. مادر کامران هم رسید. انتظار داشتم که به پشت پسر یکی یه دونش در آید و من بی‌حامی که حتی پدرم هم حاضر به پشتیبانی‌ام نشده بود، سرزنش‌ها ببینم : " کامی! پسر اوستا میهمان ماست. به‌جای این‌که باهاش بازی کنی و دوست باشید، می‌پری بهش؟". #دکتر_علی_رادان #حقوقدان (استاد دانشگاه اصفهان) @book_tips 🐞

Book_tips
21 707
Repost from N/a
🟧🔶 همین الان عضو شو و کتابی که دنبالشی رو درخواست بده! « رایگان » 🔻🔻🔻 https://t.me/+Ms5OkgZ8S7s0NDBk https://t.me/+Ms5OkgZ8S7s0NDBk 〽️〽️

Book_tips
21 707
Repost from N/a
سلام و درود 🎊ضمن عرض تبریک هفته کتاب و کتابخوانی برای مطالعه آذر ماه کتاب جدید را انتخاب کنیم. 📚
Anonymous voting