Book_tips
前往频道在 Telegram
📈 Telegram 频道 Book_tips 的分析概览
频道 Book_tips (@book_tips) 波斯语 语言赛道中的 是活跃参与者。目前社区聚集了 21 391 名订阅者,在 书籍 类别中位列第 1 580,并在 伊朗 地区排名第 15 638 位。
📊 受众指标与增长动态
自 невідомо 创建以来,项目保持高速增长,吸引了 21 391 名订阅者。
根据 26 六月, 2026 的最新数据,频道保持稳定运转。过去 30 天订阅人数变化为 24,过去 24 小时变化为 19,整体触达仍然可观。
- 认证状态: 未认证
- 互动率 (ER): 平均受众互动率为 4.53%。内容发布后 24 小时内通常能获得 2.15% 的反应,占订阅者总量。
- 帖子覆盖: 每篇帖子平均可获得 970 次浏览,首日通常累积 460 次浏览。
- 互动与反馈: 受众积极参与,单帖平均反应数为 13。
- 主题关注点: 内容集中在 کتابخانه, کتاب, کانال, روانشناسی, شعر 等核心主题上。
📝 描述与内容策略
作者将该频道定位为表达主观观点的平台:
“ارتباط با ادمین:
@Zarnegar503
❤️ تاریخ تاسیس کانال❤️
26, March, 2016”
凭借高频更新(最新数据采集于 27 六月, 2026),频道始终保持新鲜度与高覆盖。分析显示受众积极互动,使其成为 书籍 类别中的关键影响点。
21 391
订阅者
+1924 小时
+1287 天
+2430 天
帖子存档
21 391
🔻🔻🔻
بی مقدمه پرسید:"تو ازدواج نکردی؟"
_نه متاسفانه.
پرده ی اشک جلوی چشم هایش را گرفت:"چرا متاسفانه؟خیلی خوشبختی که گرفتار هیچ مردی نشدی.خوش به حالت که همیشه عاشق کتاب بودی و بس."
📚بخشی از کتاب آینه های کاغذی به قلم بهاره حسن پور
🔴برای تهیه اثر و یا ارتباط با نویسنده به آیدی تلگرامی زیر رجوع کنید.
🔻🔻🔻
@Bookworm_1995
@Bookworm_1995
21 391
بدون عشق، موسیقی وجود ندارد.
بدون موسیقی، رویایی در کار نخواهد بود.
بدون رویا، افسانهای در کار نیست.
بدون افسانهها، از شجاعت خبری نیست،
و بدون شجاعت، هیچکس قادر نیست بار غم را به دوش بکشد...
#فردریک_بکمن
@book_tips 🐞
21 391
Repost from Daily English practice
9 حقیقت دردناک زندگی:
۱. هیچکس در این دنیا واقعی خودش نیست، هرکسی دوچهره دارد.
۲. اغلب آدمها، به پول احترام میگذارند نه به شخص.
۳. شخصی که از همه بیشتر دوستش دارین، بیشترین آسیب را به شما میزند.
۴. وقتی شاد هستین از موسیقی لذت میبرین، ولی وقتی غمگین هستین مفهوم شعر آن را درک میکنین.
۵. در زندگی دوچیز شما را تعریف میکند: صبر شما زمانیکه چیزی ندارید، و طرز برخورد شما زمانیکه همهچی دارین.
۶. مقایسهها سرقت لذت است، به مسیر زندگی و دستاوردهای خودتان تمرکز کنید.
۷. شکستها در انظار عمومی به شما ضربه میزند و موفقیت در تنهایی شما را به آغوش میکشد.
۸. زمان همه چیز را درمان نمیکند، فقط به ما یاد میدهد چطور با درد کنار بیاییم.
۹. اعتماد به معنای همه چیز است، ولی بمحض اینکه ترک برداشت، هیچ مفهومی ندارد.
@dailyenglish2024
21 391
🍃🌺🍃
#داستان
#آق_ولی قسمت ۲۵
صداش پشت تلفن گرفته بود، چندبار هم سرفه کرد، اول فکر کردم که سرما خورده، ولی معلوم شد که شرم گفتنه که صدای حاجی رو تُو هَم کرده.
گفت: "سرت رو درد نیارم آق ولی، این پسره رو هیچ صراطی نیست. هر چی گفتم و نصیحتش کردم که از خر شیطون بیاد پایین، مثل این بود که بلانسبت یاسین به گوش درازگوش میخونم. اینقدر هوا ورش داشته که منتظره بری محضرو سند رو بزنی بنامش. گفتم: امیر! من ناسلومتی فامیل مادرتم، با اون خدابیامرز تو بچگی تو یک خونه بزرگ شدیم، بد تو رو که نمیخوام. این ماجرا رو کشش نده. این بابا خوبی در حق مادرتون کرده، بار مادرت رو که تو باید از زمين وَر میداشتی اون ورداشته و از این حرفا ولی بیفایده بود. میگه حقمه؛ میخوام برم دادسرا عارض بشم. خلاصه که آق ولی خودت رو آماده کن برای یومالبدتر. پای دادسرا و قانون بیاد وسط گرفتاریت بیشتر میشه".
گفتم: هر چی میخواد بشه، بشه حاجی؛ آب که از سَر گُذشت چه یک کله چه صد کله. خوبیش اینه که همه در و همسایه و محل هم من رو میشناسند و هم امیر رو.
تلفن حاجی کارم رو سختتر و حالم رو بدتر کرد. حوصله دادگاه پاسگاه نداشتم، تو عمرم سعی کرده بودم که پام به این جاها وا نشه ولی وقتی تقدیر یقه آدم رو ول نمیکنه باید پا به پای اونچه میرسه جلو بری. گفتم علی الله، اگه قانون گفت من باید چیزی بدم بسم الله، دستی که قاضی میبُره خون ازش نمیاد.
به کار و زندگیم مشغول شدم و هر وقت ننم سوال میکرد که داستان به کجا رسید، جواب میدادم که خبری ندارم و خیالش رو راحت میکردم. خیالم از جانب مریم راحت بود، اون حرفش رو زده بود منم تو این فکر بودم که نباید دست خالی ردش کنم ولی اون پسره نابکار جنس دیگهای داشت. هنوز یکی دو ماه از دعوای من با امیر نگذشته بود که یک ورقه از دادگاه رسید.
خیلی هم مفصل بود. مثل این که مثنوی نوشته باشند، هفتاد مَن کاغذ شده بود. امیر شکایت کرده بود. وکیل هم گرفته بود و معلوم بود که آش پر روغنی برام پخته. دیدم وقت دادگاه برای چند ماه دیگس. خواستم صداشو در نیارم تا ننم بویی از قضیه نَبَره که بیانصاف یک اخطار هم برا اون پیرزن فرستاد. اخطاریه که رسید، حال اون پیرزن از اینور به اونور شد. خیلی به ننم برخورد، گفت: "ببین آقات این آخر عمریه چه بساطی برا ما جور کرد. آخه من گیسسفید برم تو دادگاه چی بگم؟ مردم چی میگند؟ رباب که خودش رفت اون دنیا، خیری از وصیتنومه ندید، حالا این پسره جُعَلَق چی میگه؟"
گفتم: ننه؛ دزدی که نکردیم که از رفتن به دادگاه هراسونی، نگرون نباش، بالاتر از سیاهی هم مگه رنگی هست؟ تو رو خدا نفرین و ناله در حق آقام یا ربابه خانوم نکنیها. بگذار مُردهها راحت باشند. فعلا که ما داریم از دست زندهها میکشیم".
دیدم جواب دادن به این همه حرف و نقل که تو این کاغذا نوشته بود کار من نیست، من گوشت راسته و دنده و کبابی میشناسم و ذغال و ریحون؛ حتما باید به آدمش رجوع کنم، این بود که به فکر افتادم وکیل بگیرم...
(ادامه دارد)
#دکتر_علی_رادان
#حقوقدان_و_استاد_دانشگاه_اصفهان
@book_tips 🐞
21 391
🍃🌺🍃
آی آدمها که بر ساحلْ نشسته شاد و خندانید!
یک نفر در آب دارد میسپارد جان.
یک نفر دارد که دست و پایِ دائم میزند
رویِ این دریایِ تند و تیره و سنگین که میدانید.
آن زمان که مست هستید از خیالِ دستْ یابیدن به دشمن،
آن زمان که پیشِ خودْ بیهوده پندارید
که گِرِفْتَسْتیدْ دستِ ناتوانی را
تا تواناییِّ بهتر را پدید آرید،
آن زمان که تنگْ میبندید
بر کمرهاتان کمربند.
در چه هنگامی بگویم من؟
یک نفر در آب دارد میکند بیهوده جانْ، قربان!
آی آدمها که بر ساحلْ بساطِ دِلْگُشا دارید!
نان به سفره، جامهتان برتن؛
یک نفر در آب میخوانَد شما را.
موجِ سنگین را به دستِ خسته میکوبد
باز میدارد دهان با چشمِ از وحشتْ دریده
سایههاتان را زِ راهِ دورْ دیده
آب را بلعیده در گودِ کبود و هر زمانْ بیتابیَشْ افزون
میکُند زین آبها بیرون
گاه سر، گه پا.
آی آدمها!
او زِ راهِ دورْ این کهنهْ جهان را باز میپاید،
میزند فریاد و امّیدِ کمک دارد.
آی آدمها که رویِ ساحلِ آرام در کارِ تماشایید!
موج میکوبد به رویِ ساحلِ خاموش
پخش میگردد چنان مستی به جایْ افتاده، بس مَدْهوش.
میرود نعره زنان وین بانگْ باز از دور میآید:
₍₍آی آدم ها₎₎ …
و صدایِ بادْ هر دمْ دِلْگَزاتَر،
در صدایِ بادْ بانگِ او رساتر
از میانِ آبهای دور و نزدیک
باز در گوش این نداها:
₍₍آی آدم ها₎₎ …
#نیما_یوشیج
@book_tips 🐞
21 391
🍃🌺🍃
سوره طه آیه 46 :
قَالَ لَا تَخَافَا ۖ إِنَّنِي مَعَكُمَا أَسْمَعُ وَأَرَىٰ
ترجمه :
فرمود: «نترسید! من با شما هستم؛ (همه چیز را) میشنوم و میبینم!
#کلام_پروردگار
@book_tips 🐞
21 391
Repost from N/a
🌿رازها و نمادها و آموزههای شاهنامه
@ShahnamehToosi
🌿اسرار ترسناک ماوراءالطبیعه! چشم سوم!
@LOSTWORLDSS
🌿پاکسازی بدن از انرژیهای منفی و بیماری
@Asrar_Daroun
🌿تاریخ بدون سانسور را اینجا بخوانید !!!
@TARIKHEMAMNOOE
🌿رادیو توسعه،توسعه فردی و سازمانی
@drashourii
🌿کتابخانه اجتماعی
@Libraryinternational
🌿آموزش رانندگی از صفر تا 100 !!!
@Car_BESTM
🌿یادگیری فرانسه مثل آب خوردن !!!
@ZABANEFARANSAVI
🌿دانلود کتابهای نایاب ممنوعه وتاریخی
@yortci_bosjin_pdf
🌿کتاب های صوتی و PDF ممنوعه !!
@nazaninenshaei
🌿مطالب مفیدی که به سواد شما کمک میکند
@atelaateomom
🌿پاسخ به سوالات روانشناسی شما
@NEORAVANKAVI
🌿کیهان شناسی و نجوم
@keyhan_n1
🌿تفسیر آسان و آیه به آیه قران
@Pious114
🌿شبی چند دقیقه کتاب بخوانیم !!!
@book_tips
🌿آموزش مدیریت واردات و صادرات
@modirtamin
🌿اطلاعات عمومی که باید در زندگی بدانیم!
@BEDANIMS
🌿مولانا و عاشقانه های شمس
@baghesabzeshgh
🌿زیباترین شعر و متن ڪوتاه
@kahkeshan_eshge
🌿گنجینۀ کتابهای ممــنوعه PDF
@kayhanlibrary999
🌿مجله فرازمینی ها
@arzamin
🌿دانستنی های کوتاه اما جذاب
@shogo_jaleb
🌿 * دانستنیهای حیوانات *
@JANEVARANF
🌿انگلیسی را اصولی و آسون بیاموز
@novinenglish_new
🌿سفر کجا بریم ؟؟؟
@IRANGARDIN
🌿همه چیز درباره ایالات متحده آمریکا
@hamechiamerica
🌿جملاتی که شما رو میخکوب میکنه !
@its_anak
🌿گلچین کتابهای صوتی وPDf
@ketabegoia
🌿اندیشه و تفکر سیاسی
@Taraneh_t6
🌿سرزمین آریایی
@royayemehr
🌿زبانهای خارجی بدون معلم بدون کلاس
@alllanguagescartoons
🌿یافتههای مهم روانشناسی
@Hrman11
🌿دلبــری هـای حضرت مــولانا
@molavi_molavi
🌿«« کتابهای کمیاب و تیکه کتاب »»
@KETAB_MAMNUE
🌿راه بالا بردن ارتعاش
@aramesh_ba_meditation
🌿* دانستنیهایی که باید بدانیم * !!!
@QUIZ400
🌿« کتـاب، خوانش، برترینها »
@KETAB_SALAM_CAFE
🌿بهترین اشعار ناب
@seda_tanha
🌿طـــــــراحی و نقاشـــی
@Painting_Honar
🌿نگارگری؛ هنر و ادبیات
@tabrizschoolofpersianpainting
🌿کتاب PDF، اشعار ناب !!!
@Hamidrezaabravan
🌿مدیتیشن" تقویت انرژی چاکراها '
@tabnahayteshgh
🌿کتابخانه انجمن نویسندگان ایران
@anjomanenevisandegan_ir
🌿متن دلنشین
@aram380
🌿یونگ ، روانکـاوی ، خانواده درمانی
@hamsafarbamah
🌿گلچینی از بهترین اشعار و حکایت
@Kafeh_sher
🌿بهترین کتابهای جهان 𝗕𝗢𝗢𝗞
@SBOOKSS
🌿"موسسه وکالت و مشاوره حقوقی"
@mehdihemmati59
🌿صدای درون
@sedaye_daron
🌿برترین اجراهای(پیانوی کلاسیک) و...
@pianoland123
🌿آرا حقوقی قضایی و نظریات مشورتی
@ARA_HOGHOOGHI_GHAZAIE
🌿* مدیتیشن ، موسیقی *
@meditation14
🌿عجیب ولی واقعیهای ایران و جهان
@Ajayibat_j
🌿شعر و دل نوشته عاشقانه
@Lahzelove
🌿زیباترین متن های جهان
@Beautytext1
🌿فرانسه رو قورت بده
@FrenchAvecMoi
🌿بيشتر بدانيم بهتر زندگى كنيم
@matlabravanshenasi
🌿شعر و شیدایی
@SHEROSHEYDAi1
🌿روانشناسی با طعم هیجان
@ravantahlilgar
🌿افزایش اطلاعات عمومی !!!
@DAANESTA
🌿اشعار ناب و ڪمیاب
@moshere
🌿کتابخانه صوتی و پی دی اف تاپ بوک
@Top_books7
🌿زبانشناسی
@linguiran
🌿50 فیلم و سریال برتر روانشناسی+دانلود
@FILMRAVANKAVI
🌿گردشگری طبیعت | ایران رو بگردیم' !
@IRANDIDANIHA
🌿حقوق برای همه
@jenab_vakill
🌿احکام نجوم، کد کیهانی، چارت تولد
@yortchi_bosjin
🌿کتابهای ممنوعه که چاپ مجدد نشدند!!!
@jadidtarinha3
🌿برترین کتابها
@bartarinbookk
🌿تدریس مکاتب فلسفی و روانی
@anbar100
🌿درست بنویسیم، غلت ننویسیم !
@PARSIDO
🌿فرازمینی ها
@FARZAMINIHA
🌿حرفهای دل نشین باخدا
@harfibakhoda
🌿آموزش نویسندگی خلاق♡
@benevis_s
🌿کانال کتاب های تاریخی
@ketabtarikhim
🌿رمـان عــاشـ❥ــقانه چــی بخونــم• 𝗣•𝗗•𝗙
@ROMANchii
🌿علوم غریبه و اسرار ماوراء الطبیعه
@WonderfuLlLlLl
🌿کانال "تب تفکر "
@Tabetafakor
🔹هماهنگی جهت تبادل:
@mrsmafd
21 391
🍃🌺🍃
#داستان
#آق_ولی قسمت ۲۴
چیزی از ماجرای امیر و اون دعوا و مرافعه تو مغازه به ننم و زنم نگفتم، همینجوریش داغ بودند، دیگه من نباید بدترش میکردم. خدا لعنت کنه حرص آدمیزاد رو که ته نداره، مثل چاه وَیله هر چی توش بریزی تمومی نداره و پُر نمیشه.
شال و کلاه کردم و رفتم سراغ حاج حسن بلورفروش که به حساب یک فاميلی با امیر و اینا داشت، فکر کنم پسر عموی ربابه خانوم بود. پیرمرد عاقل و محترمی بود، با آقام سلوم علیک داشت، تو بازار بزرگ مغازه داشت، از قديمیها بود و همه قبولش داشتند. گفتم شاید وساطت کرد و ماجرا یکجوری فیصله پیدا کنه.
وقتی داستان رو شنید، گفت: "بدجور گرفتار شدی آق ولی، حالا میخوای چیکار کنی؟" گفتم:"میخوام شما قدم پیش بگذارید و ریشی بجنبونید تا قضیه فیصله پیدا کنه". خندید که: ما ریشو میجنبنیم ولی بیمایه فطیره. اون امیری که من میشناسم فقط پوله که آرومش میکنه، با حرف و موعظه به راه نمیاد. ما همه شنیدیم که تو این چند سال خیلی در حق ربابه خوبی کرده بودی ولی پسرش آدمی نیس که این حرفا تو کَتِش بره. گفتم: "حاج حسن! شما بیفت جلو؛ من یه مایهای از اینور و اونور جور میکنم، هنوز به اعتبار آقای خدابیامرزم خیلیا قبولم دارند، بدیم بره غائله بخوابه، شرش دومنم رو نگیره".
حاج حسن دستی به ریش سفیدش کشید و گفت: "والله نقلی نیست، باشه؛ خدا کنه شیطون از جلد این پسره بیاد بیرون". از مغازه حاجی که بیرون اومدم رفتم تو فکر که هر طور شده امیر رو راضیش کنم بره دنبال کارش.
رفتم سراغ چند نفر که روشون میشد حساب وا کرد، از رفیقای قدیم، بچه محلا، اونایی که باهاشون سلوم علیکی داشتم ولی دیدم زمونه خیلی عوض شده و ما بیخبریم. هی چاکرم و نوکرم راه انداختند ولی بیانصافا حاضر نشدند نم پس بدند، هی به هم بافتند که: کاسبی خرابه، خودت که دست تو کاره... به جون بچههام خودمم لنگم... جنسام رو بردند و چکاشون بیشترش برگشت خورده... حرفایی میزنی آق ولی، پول الانه برات رو شاخ آهوس ... اگه پول رو دیدی سلوم ما رو هم بهش برسون. بعضیهام که انصافشون بیشتر بود میگفتند: حالا با چقدر کارت راه میاُفته... نه! اینقدرا که راستیاتش ندارم ... خودم ندارم ولی یک کاری برات میکنم، طرف سودی میده. خیلی دندون گرده، صدی سه جورش کنم واست؟...
والله هرکی پول داره کرده دلار و سکه، کی پول نیگه میداره تو این دور و زمونه، مگه مغز درازگوش خوردند مَردُم... خلاصه که فهمیدم باید با رفاقت و همسفرگی قدیم و بچه محلی و این حرفا خداحافظی کرد و یک فاتحه هم روش خوند.
بانک بد مروتم که هزار تا شرط و شروط داشت که راسته کار من نبود، تازه میخواست به اندازه خون پدر مدیراشون سود از آدم بگیره که باید خونه رو میفروختم و سر میگذاشتم به بیابون خدا. خلاصه که عجیب درمونده و از همه جا رونده شده بودم که حاج حسن زنگ زد...
(ادامه دارد)
#دکتر_علی_رادان
#حقوقدان_و_استاد_دانشگاه_اصفهان
@book_tips 🐞
21 391
Repost from Daily English practice
روزی،
توماس ادیسون خانه آمد، و کاغذی به مادرش داد و گفت: معلمم این کاغذ را داد و گفت: "این کاغذ را فقط به مادرت بده".
با خواندن نامه با صدای بلند اشک چشمان مادرش را گرفت،
" پسر شما یک نابغه است، این مدرسه برای او خیلی کوچک است، اینجا به اندازه کافی معلم خوب برای آموزش او نداریم، لطفا خودتان به او آموزش بدین".
سالها بعد، بعد از فوت مادرش، ادیسون یکی از بزرگترین مخترعین قرن، هنگامی که در وسایل قدیمی خانواده میگشت، ناگهان چشمش به تکه کاغذِ تا شده در گوشه کشو افتاد، کاغذ را برداشت و باز کرد. روی کاغذ نوشته بود:
"پسر شما کودن است، دیگه اجازه حضور در مدرسه نمیدهیم"
ادیسون ساعتها گریست و در دفتر خاطراتش نوشت:
"توماس آلوا ادیسون، بچه کودنی بود که توسط یک مادر قهرمان به باهوشترین فرد قرن تبدیل شد".
نکته اخلاقی:
"عشق و تربیت مادر، میتواند سرنوشت یک کودک را تغییر دهد".
@dailyenglish2024
21 391
🍃🌺🍃
وقتی زنی تغییر می کند، شفا می یابد و در جهتِ بهبود قدم برمیدارد. صرفاً به خود کمک نمی کند، در حقیقت چنین زنی همۀ عزیزان و اطرافیان خود را به طور ناخودآگاه بهرهمند خواهد کرد و یا لااقل پایههای بهبود و رشد آنها را پی ریزی خواهد کرد.
حالا تصور کنید زنان زخمی، زنان افسرده و زنان رنجور بدون اینکه بدانند و یا بخواهند، چقدر می توانند برای خود و عزیزانشان منشاء درد باشند! اینجاست که باید از خود سئوال کنیم چقدر برای خوشحالی و سلامت جسم و جان زنان اهمیت قائل میشویم؟... به جرات میگویم در جامعهای که زنان خوشحال و سلامت نیستند دیگر نمیتوان تمایزی مابین مظلوم و ظالم قائل شد، چرا که در چنین وضعیتی همه بازنده هستند.
اما جای خوشحالی و امید و خرسندی آنجایی است که خود زنان مسئولیت رشد فردی خویش را بر دوش بگیرند و در جهت سلامتی جسم و جانشان و خوشحالی خود گام های محکم و قوی بردارند. این گام ها هر چقدر هم کوچک باشند می توانند دامنۀ نفوذ بالایی داشته باشند.
قدرت سلامت هر زن آنچنان عظیم است که می توان ادعا کرد: با یک گل بهار می شود!
#کریستین_نورتراپ
کتاب: #جسم_زن_جان_زن
@book_tips 🐞
21 391
🍃🌺🍃
سوره طه آیه 114 :
وَقُلْ رَبِّ زِدْنِي عِلْمًا
ترجمه :
و بگو: «پروردگارا! بر علم من بیافزا!»
#کلام_پروردگار
@book_tips 🐞
21 391
Repost from N/a
١٠١ فیلم برتری که باید دید...
⛵️. @honar7modiran
انگلیسی برای((بیحوصلهها ))
⛵️. @english1388
"-آگاهی-"
⛵️. @Libraryinternational
آموزش سواد مالی و اقتصادی به زبان ساده
⛵️. @ECONVIEWS
برنامهها - سایتها - رباتها همه رایگان
⛵️. @APPZ_KAMYAB
شبی چند دقیقه کتاب بخوانیم !!!
⛵️. @book_tips
انگلیسی عالی بدون معلم بدون کلاس
⛵️. @EverydayEnglishTalk
صفر تا صد زبان با رضا آرش نیا
⛵️. @Englishgrammar606
تدریس مکاتب فلسفی و روانی
⛵️. @anbar100
کتابخانه صوتی و پیدیاف تاپ بوک
⛵️. @Top_books7
حقوق برای همه
⛵️. @jenab_vakill
سواد رابطه / ازدواج موفق
⛵️. @ghasemi8483
آموزش ترکی استانبولی در کوتاهترین زمان
⛵️. @turkce_ogretmenimiz
جملاتی که شما رو میخکوب میکنه!
⛵️. @its_anak
گلچین کتابهای صوتیPDF
⛵️. @ketabegoia
مولانا و عاشقانههای شمس
⛵️. @baghesabzeshgh
یافتههای مهم روانشناسی
⛵️. @Hrman11
آرا حقوقی قضایی و نظریات مشورتی
⛵️. @ARA_HOGHOOGHI_GHAZAIE
آرشیو مقالاتِ سیاسی-اجتماعی
⛵️. @v_social_problems_of_iran
《زیباترین" اشعار "..." متنهای "کمیاب》
⛵️. @av_baroon
میخوای توی رایتینگ اشتباه نداشته باشی؟
⛵️. @formalwriting_eng
عواقب فریاد زدن بر سر نوجوان
⛵️. @ghasemi8484
تکنیکهایِ نویسندگی
⛵️. @ErnestMillerHemingway
زیباترین متنهای جهان
⛵️. @BeautyText1
انگلیسی را اصولی و حرفه ای بیاموز
⛵️. @novinenglish_new
رمانسرای مجازی
⛵️. @Salam_Roman
طراحی و نقاشی
⛵️. @Painting_Honar
"موسسه وکالت و مشاوره حقوقی"
⛵️. @mehdihemmati59
گلچین پرطرفدارترین آهنگهای نوستالژیک
⛵️. @nostalgia_musicc
تیم "حقوقی وکلا (مشاوره تخصصی)
⛵️. @edalatsazanfarda
انگلیسی کاربردی با فیلم
⛵️. @englishlearningvideo
اندیشه و تفکر سیاسی
⛵️. @Taraneh_t6
نگارگری؛ هنر و ادبیات
⛵️. @tabrizschoolofpersianpainting
شعرخوب بخوانیم
⛵️. @seda_tanha
آموزش انگلیسی۴ مهارت در آیلتس۱ساله
⛵️. @Englishteacher563
یونگ ، روانکاوی ، خانواده درمانی
⛵️. @hamsafarbamah
راحت عربی یاد بگیر
⛵️. @atranslation90
《مست عشق 》
⛵️. @Delaviz_20
کانال خشت و خیال
⛵️. @kheshtbekhesht
آموزش حرفهای آشپزی
⛵️. @telefoodgram
چسبی به نام زخم
⛵️. @naabn
شعر ناب و کوتاه
⛵️. @sher_moshaer
کلبه زیبای من
⛵️. @stiiiiicker
زرنگاری و طراحی سنتی
⛵️. @vida_dabir
"رادیو نبض"، صدای عشق و خاطره
⛵️. @Radioo_Nabz
دنیای انگیزشی و آموزشی (کتاب بخوانیم)
⛵️. @romanceword
یادگیری لغات با اخبار انگلیسی
⛵️. @english_ielts_garden
آرشیو ۱۵سال موسیقی بیکلام عاشقانه
⛵️. @lightmusicturkish
متن دلنشین
⛵️. @aram380
《اشعار ناب و ماندگار 》
⛵️. @Oshaagh_sher
دانلود یکجا فایل فشرده رمانهای صوتی
⛵️. @colberoman
اقتصاد و بازار
⛵️. @AghaeBazar
آرامش و لحظات ناب با رنگیرنگی
⛵️. @RangiRangitel
شیمی رو قورت بده
⛵️. @chemistry99
قطعاتی از معروفترین کتابهای دنیا !!
⛵️. @mybookstan
خبرهای ورزشی جهان
⛵️. @KhebarhaVarzeshiJahan
کارگاههای تخصصی و رایگان روانشناسی
⛵️. @Clinical_Psychology_ir
پایش سیاسی ایران
⛵️. @ir_REVIEW
کارتونهای دیدنی !!!
⛵️. @CARTOONSIT
[ حافظ + خیام ] صوتی …
⛵️. @GHAZALAK1
{پروکسی} {پروکسی} {پروکسی} !
⛵️. @BESTPROXYSS
برترین اجراهای (( پیانوی کلاسیک )) و ...
⛵️. @pianoland123
[ رمان + داستانکوتاه ] …
⛵️. @FICTION_12
اشعار بزرگان و سخنان حکیمانه بزرگان
⛵️. @asharsokhanan
کتاب سرای صوتی
⛵️. @sedayehdastan
اختلالات روانی را با فیلم بیاموز
⛵️. @FILMRAVANKAVI
معرفی رباتهای تلگرام
⛵️. @ROBOT_TELE
پرسش و مشاوره رایگان روانشناسی
⛵️. @NEORAVANKAVI
لطفا گوسفند نباشید...
⛵️. @zehnpooya
آموزش رایتینگ، گرامر و اسپیکینگ
⛵️. @WritingandGrammar
«گراف آرت» نقاشی - شعر - متنِ ادبی
⛵️. @Geraf_art
هماهنگکنندۀ لیست: @qpiliqp
21 391
هر نژادی، هر هنری
ریاکاری خاص خود را دارد...!
خوراک این جهان
اندکی حقیقت و بسیاری
دروغ است....
رومن رولان
@KetaboqianosAramishanji
21 391
🍃🌺🍃
#داستان
#آق_ولی قسمت۲۳
خیلی ناراحت بودم، زنگ زدم به مریم، گفتم بیاد دکون، خوش نداشتم جلوی زنم بعضی حرفا زده بشه. مریم عصر همون روز اومد. ما بیشتر ظهرا مشتری داریم، شبا کمتر. برا همین گفتم وقتی بیاد که کارم کمتر باشه.
من تو کار و کاسبی خیلی جدیم. با اینکه ورق چرخیده و خیلی از کاسبا جنس خوب دست خلقالله نمیدند، من سعی کردم که تا میتونم تو کار کم نگذارم، برا همین هم کارم گشته و دخلم هنوز جون داره. به شاگردم گفتم تا غروب پیداش نشه.
مریم اومد، گرفته و ناراحت. ماجرای دعوا با امیر را پشت تلفن سربسته بهش گفته بودم. خیلی معذرتخواهی کرد. مریم بزرگتر از امیره، برعکس اون که سبکسره، زن فهميدیه. هی از محبتهایی که در حق مادرش کرده بودم گفت و آخرش دراومد: "ما هر چی داریم از شماست آقولی. برادری را در حق ما تموم کردید، اگه نبودید کی جنازه اون خدابیامرز رو با این همه احترام و عزت از زمین برمیداشت و از این حرفا."
گفتم: مریم! این امیر چی میگه؟ حرف حسابش چیه؟ گفت: "روم سیاهه، من ماجرای وصیتنومه رو بهش گفتم، نمیتونستم نگم. بالاخره اگه حقی داره درست نبود که بیخبر باشه. چی بگم؟ مثل گرگ گشنه دنبال پوله. همه عمرشو دنبال گنج و زیرخاکی سگ دو زده و به هیچجا نرسیده و حالا این وصیتنومه رو یک گنج میبینه، گنجی که بیدردسر از آسمون افتاده تو دومنش و به جای زیر زمین روی زمینه. من همینجا و به این وقت عزیز قسم میخورم که چشمم دنبال خونه پدرتون نیس.
گفتم: من تکلیف خودمو نمیدونم. به خدا تا به این سن رسیدم مالی از کسی نخوردم ولی نمیدونم باید چیکار کنم". مریم سرش پایین بود و کمتر به من نیگا میکرد، همونجور گفت: "من یکی دو ماه پیش رفتم دادسرا. فرستادنم تو یک جایی که بهش میگفتند سرپرستی. خانومی اون جا به من گفت که تقاضای محجوریت مادرم را بکنم، یعنی که دادگاه حکم کنه که عقلش سالم نیست. این کار رو کردم. یک بار از پزشکی قانونی اومدند و مادرم را دیدند و یک چیزایی پرسیدند و رفتند. یک هفته قبل از مردن اون خدابیامرز حکم اومد که اون محجوره و منم قیمش هستم".
مریم کاغذی درآورد و داد به من. حکم دادگاه بود. نوشته بود که ربابه جنون داره و... درست نخوندم. پرسیدم که: "حالا میخوای چیکار کنی؟ رودرواستی نکن حرفت رو راحت بزن. تو عاقلی، باشعوری، خدایی از چشام بدی دیدم که از تو ندیدم". سرش رو بالا آورد و تو چشام نیگا کرد و گفت: "هر چی شما بگی من نه نمیگم. من ریش و قیچی رو میدم دست خودتون. اگه حقی داریم و خواستی بده، نخواستی هم نه. شما اینقدر خوبی در حق ما کردی که من خجالت میکشم چیزی بخوام".
مریم رفت و من دیدم که این رشته هی داره بیشتر پیچ و تاب میخوره. کلافه شده بودم و راه به جایی نمیبردم...
(ادامه دارد)
#دکتر_علی_رادان
#حقوقدان_و_استاد_دانشگاه_اصفهان
@book_tips 🐞
21 391
🍃🌺🍃
و گفت:
بیزارم از آن خدای، که به طاعت من، از من خشنود شود و به معصیت من، از من خشم گیرد؛ پس او خود، در بندِ من است تا من چه کنم...
#تذکرة_الاوليا
#عطار
@book_tips 🐞
21 391
🍃🌺🍃
سوره يونس آیه 100 :
وَمَا كَانَ لِنَفْسٍ أَنْ تُؤْمِنَ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ ۚ وَيَجْعَلُ الرِّجْسَ عَلَى الَّذِينَ لَا يَعْقِلُونَ
ترجمه :
(اما) هیچ کس نمیتواند ایمان بیاورد، جز به فرمان خدا (و توفیق و یاری و هدایت او)! و پلیدی (کفر و گناه) را بر کسانی قرارمیدهد که نمیاندیشند.
#کلام_پروردگار
@book_tips 🐞
现已上线!2025 年 Telegram 研究 — 年度关键洞察 
