Book_tips
前往频道在 Telegram
📈 Telegram 频道 Book_tips 的分析概览
频道 Book_tips (@book_tips) 波斯语 语言赛道中的 是活跃参与者。目前社区聚集了 21 384 名订阅者,在 书籍 类别中位列第 1 585,并在 伊朗 地区排名第 15 681 位。
📊 受众指标与增长动态
自 невідомо 创建以来,项目保持高速增长,吸引了 21 384 名订阅者。
根据 24 六月, 2026 的最新数据,频道保持稳定运转。过去 30 天订阅人数变化为 -44,过去 24 小时变化为 -11,整体触达仍然可观。
- 认证状态: 未认证
- 互动率 (ER): 平均受众互动率为 4.47%。内容发布后 24 小时内通常能获得 2.16% 的反应,占订阅者总量。
- 帖子覆盖: 每篇帖子平均可获得 957 次浏览,首日通常累积 461 次浏览。
- 互动与反馈: 受众积极参与,单帖平均反应数为 13。
- 主题关注点: 内容集中在 کتابخانه, کتاب, کانال, روانشناسی, شعر 等核心主题上。
📝 描述与内容策略
作者将该频道定位为表达主观观点的平台:
“ارتباط با ادمین:
@Zarnegar503
❤️ تاریخ تاسیس کانال❤️
26, March, 2016”
凭借高频更新(最新数据采集于 25 六月, 2026),频道始终保持新鲜度与高覆盖。分析显示受众积极互动,使其成为 书籍 类别中的关键影响点。
21 384
订阅者
-1124 小时
+727 天
-4430 天
帖子存档
21 380
Repost from کانال تبادلات علمی فرهنگیان
معرفی بهترین کانالهای علمی_فرهنگی
✍✍✍✍✍✍✍✍✍✍✍✍
✅معجزه درمان با مجربات بانواکبری
@banoooakbari
دانلود کتابهای نایاب ممنوعه وتاریخی
@yortci_bosjin_pdf
شبی چند دقیقه کتاب بخوانیم !!!
@book_tips
کتابخانه طبی، درمان با داروهای خانگی
@danyalshafa
کتابخانه انجمن نویسندگان ایران
@anjomanenevisandegan_ir
کتابخانه ویژه
@katabkhana_1
کتابهای ممنوعه که مجدد چاپ نشد
@FA_TI_MI
دوره های رایگان هوش مصنوعی
@ai_pack
پارسی سخن بگوییم و زیبا بنویسیم
@FARZANDAN_PARSI
مدرسه اطلاعات
@INFORMATIONINSTITUTE
نوستالژی" زیرخاکی کمتر شنیده شده
@nuostalzhi
دکتر خود باشیم" معلومات پزشکی
@kalemnab
کلیپهای آموزشی جدید
@sonatimahalli
هاله ی محافظتی بساز
@Cleanup_inward
آموزشگاه طبی سید
@samsadeghitebeslami
شگفتیهای مطالعه در توسعه
@Alefbaietousee
دروس تخصصی دبیری عربی
@arabi_mahya
شگفتیهای طبیعت و حس آرامش
@afarinshokoh
جفت روحی(هاله بینی)
@nosehalo666
کافه شعر
@Kafee_sheerr
خسروی آواز استاد شجریان
@stad_shajariyan
نحو کاربردی
@nahvekarbordi
برسد بدست دلبر ( تک بیت )
@paieznsher
عربی بصورت رایگان با ما یاد بگیرید
@Arabic378
آموزش تخصصی کامپیوتر و موبایل
@Fararaiane
گروه پرسش وپاسخ صرف ونحو
@aT80sa60sa
تست تخصصی مبادی
@banketestmabadi
میخوای عربی یاد بگیری؟
@learn_arabiic
کانال طبی عیون الحکمه
@oyoon_hekmat
آموزش ماساژ رایگان
@banojamaliakbari
مولانای جان
@molanay_gan
مناسبتی " استوری " انگیزشی
@yefenjanaramsh
آگاهی و پرواز
@agahie_parvaz
آموزش زبان عربی با متون داستانی
@taaribedastani
دنیای انگیزشی و آموزشی
@romanceword
لینکدونی فرهنگی آموزشی و علمی
@linkdoni_hozavi
شکوه ثروت
@shokoh_servat
مدرسهی نویسندگی آناهل
@anahelanjoman
آموزش دقیق ماوراء
@beyondmeta666
اخبار افغانستان
@afghanistan_Timess
آموزش مراقبه" پاڪسازی" تقویت انرژے چاڪراها
@tabnahayteshgh
تاروت روزانه
@maryami137189
دل واژه های تنهایی
@gandomzaran
انگلیسی واقعی با سریالهای کمدی
@Englishwithmima
طب سینوی، درمان های خانگی
@teb_sinawi
اخبار استخدامی بانک و آموزش پرورش
@publicteest
کتب صوتی نایاب / زندگینامۀ مشاهیر و...
@feqdanedel
کتابهای نایاب و ممنوعه
@Darkhoste_Book
عجایب دنیای نویسندگان
@nevisandbdonya
معلومات کمیاب طبی و درمانی
@internationalmedicaluseful
کتابخانه صوتی و پی دی اف تاپ بوک
@Top_books7
دنیای ناشناخته ها
@yortchi_bosjin
✅زبان عربی را همراه استادانِ متخصص بیاموزید
@aradsalam1
✍✍✍✍✍✍✍✍✍✍✍✍
تاریخ 24 \ 5 \ 1403
جهت هماهنگی و رزرو تبلیغات 👇👇
@HHo_bb
21 380
در رمان «کلیدر» محمود دولت آبادی شخصیت های اصلی رمان مذکور در کدام دوره تاریخی به سر میبرند؟
21 380
در انتهای کدام مسیر به انتظار نشسته ای که اسب خیالم شیهه می کشد و میتازد درجاده ای که فانوس چشمانت راهنمای اوست ومرا دراین بیراهه ها به دنبال خود می کشاند...!
#گیتی_حسینی
@book_tips 🐞
21 380
🍃🌺🍃
#داستانک
#زندگی_نامه( ادامه قسمت ۱۸)
راه کدام کاریز ویران، به سر چشمه کودکی باز گردم؟ ای آسمان به که شِکوه کنم؟
سکوتِ منجمدِ تو، رگهای خاطرم را میخراشد. گنگی غریب تو، گیاه امیدم را میپژمرد؛ تو چه بدی ای آسمان!
آیا تویی که صفحهی عمر مرا ورق میزنی؟ آیا تو خطوطِ سرنوشت مرا مینویسی؟ آیا تویی که بر تباهی من نظاره میکنی؟
دستت بریده باد! چشمت دریده باد! نگاه خیره تو بر زمین مباد!
بگذار عشق بماند، جوانی بخواند. کودکیام را آرزو میکنم. نوجوانیام را میخواهم. کجایند عشقهای من؟ لحظههای پرطراوات جوانیام چه شدند؟
وقتی که به دختر همسایه عشق میورزیدم. در حیاط پر درخت خانهمان برایش آواز میخواندم. او صدای مرا میشنید. من صدای لبخند او را احساس میکردم. به بام مینگریستم و چشمم از چهره او پر میشد.
زندگی، خورشیدی میشد که ازمشرق بام طلوع میکرد و درون من میتابید. من عشق میشدم، خورشید میشدم. معشوق میشدم. من عاشقتر میشدم. او نگاهم میکرد. چشم بر لبهایم میدوخت و بوسه از میان لبهای سرخش، پروانهای بود که به شاخه لبِ من میپرید.
من شمع او میشدم. محو او میشدم و میسوختم. سوختنی رخوتناک و سُکرآور. شراب چهره او در جام چشم من میچکید و گلوی احساسم را میسوزاند و مرا مست و مدهوش میکرد.
اکنون:
شرابی تلخ میخواهم که مردافکن بود زورَش،
که تا یک دم بیاسایم ز دنیا و شر و شورش.
(حافظ)
اما جام زندگیام پر از تلخی است. نه تلخی شراب، تلخی سراب؛ سراب آرزوها؛ سراب امیدها، سراب هستی. کودکیام را میخواهم.
وقتی که برای رفتن به سینما پول نداشتم، به زیرزمین نمور خانهمان میرفتم. صندوقچه مخملی قرمز رنگ مادرم قفل بود. با چاقو، میخهای پشت آن را در میآوردم. لولایش باز میشد و دست من در خنکای لباسها چیزی میجست. ناگهان در اوج تپش دلم، کیسهی کوچک کتانی، دست مرا به سوی خود میکشید. گنجی یافتهبودم. گنج جستجو. گنج امید. دو سکه یک تومانی برمیداشتم. لولا را درست میکردم. به سینما میرفتم. مادرم میفهمید. به رویم نمیآورد. انگار کیسه را برای من مینهاد. شاید میدانست یافتن آن گنج برای من چه لذتی دارد.
در تاریکی سینما، قهرمانانم را باخود مییافتم. من آنان میشدم. در یک اتحاد یا وحدت روحی، با آنها یکی میشدم. دختر همسایه در فیلم میآمد و من در یک ماجرای مهیج دوباره عاشق او میشدم.
به جنگِ بدیها میرفتم. دوستی راعرضه میکردم. فیلم، مدینه فاضله من بود. همه عشق بود. شهر آرمانی من، آرمانشهر من، کشور خیالی من، ناکجاآبادِ خرّم، فیلم بود. بوی سینما همیشه مرا مست میکند. در آنجا همه با هم مهربان میشوند. غریبهها آشنا درمیآیند. با بازگویی صحنههای فیلم، صمیمانه با هم سخن میگویند. ترانهها را زمزمه میکنند و فضای تاریک سینما، ظلماتی میشود که آب حیاتِ فیلم، در آن زمزمهای دلنواز دارد.
وقتی فردین میخواند، وقتی فروزان ناله سر میداد، من هم میخواندم و ناله سر میدادم. صدای آنان، صدای عشق بود. آوایشان در تاریکی، آوای فرشتگان در ظلمتِ عدمِ پیش از آفرینش بود. مِهرشان مِهر من بود. قهرشان، قهر من بود. من در سینما به زندگی راستین خود میرسیدم. دوباره آفریده میشدم. در قالبی تازه پا به هستی میگذاشتم. بارها زندگی میکردم. بارها میمردم. برای همین، بوی زندگی را دوست دارم و از سکوت هولناک مرگ میهراسم. هر قصه فیلمی، داستان تازه من بود که تا فیلم بعدی ادامه داشت.
ادامه دارد ...
#دکتر_احمد_عزتیپرور
#حافظشناس_و_مدرس_دانشگاه
@book_tips 🐞
21 380
🍃🌺🍃
#داستانک
#زندگی_نامه قسمت ۱۸
در ستایشِ سینما و دلشکستگانش
ایننَفَس، جان دامنم برتافتهست؛
بوی پیراهانِ یوسف یافتهست.
(دفتر اول مثنوی، بیت125)
انسان روی این کره خاکی چقدر گریستهاست؟چقدر دل شکستهاست؟ چقدر آدم آرزو بر دل، در دل خاک خفتهاست؟ اینها را چه کسی میداند؟
مهتاب چند قرن بر گورستانها پرتو افشانده و سکوت سنگها را نگریستهاست؟
نسیم در فضای ساکت گورستان، همهمهای آرام دارد. انگار ارواح با هم پچ پچ میکنند. انگار صدای خفه آنهاست که از لای درزها و شکافهای قبرها بیرون میوزد. جوانیهای ناکام، در خاک خفتهاند. آرزوهای بربادرفته، اسیر خاک شدهاند. عشقها و دوست داشتنها در حال پوسیدنند. صدای تجزیه آنها با صدای نسیم میآمیزد و تا دوردستها میرود. چه کسی راز این صداها را درمییابد؟
تکههای روشن ابر، در اطراف ماه پراکندهاند، به تکههای جدا شده جانها میمانند که به آسمان صعود کرده باشند، آیا نیستند؟ من آنها را میبینم. صدای آنها را میشنوم. بوی آنها را احساس میکنم و میگریم. بر تباهی آدمیان، دریغها دارم. بر استحاله انسانها در خاک و باد افسوس میخورم. چرا آدمی جاوید نماند؟
ای شب! به که بگویم من کودکیام را میخواهم؟ ای ماه! خاطراتم را از کلبههای متروک کدام دیار از یاد رفته بجویم؟
ادامه دارد
#دکتر_احمد_عزتیپرور
#حافظشناس_و_مدرس_دانشگاه
@book_tips 🐞
21 380
🍃🌺🍃
#داستانک
#زندگی_نامه قسمت ۱۷
در بیست و دوم شهریور همین سال، خواهرم گلندام حدود چهارده سال داشت که ازدواج کرد. همسرش آقای اکبر نصیری مُهذّب از خویشاوندانِ پدرم بود. جوانی بسیار باادب و با شرم و حیا و کمحرف بود. ازدواج گلندام به سادگی تمام صورت گرفت. جشنی کوتاه در خانه برگزار شد و همان روز او را به تهران بردند. در تهران، دامادِ ما در خانهی داییاش، یک اتاق کرایه کرده بود و خواهرم را به همان اتاق بُرد. نزدیک میدان بروجردی تهران، در خیابان باغچهبیدی ساکن بودند.
خواهرم در تهران احساس تنهایی میکرد. برادرم مرا نزد گلندام برد تا چند روزی پیش او بمانم و به پانسمان گوشم هم برسم. خواهرم برایم یک پیراهن زیبا خرید. رادیو داشتند. با هم مینشستیم و به ترانهها و داستانهای رادیو گوش میدادیم. دو بار هم مرا به سینما بُرد. داییِ دامادمان چند پسر داشت. یکی از آنها به نام اسماعیل با من دوست شد و به من خیلی میرسید. یکبار هم او و دامادمان به خاطر من با یکی از بچههای محل سخت دعوا کردند.
در تهران به من خیلی خوش گذشت. گاهی تنهایی از باغچهبیدی تا میدان«ژاله» (شهدا) پیاده میرفتم و برمیگشتم. در میدان بروجردی میگشتم و به اتوبوسهای دوطبقه نگاه میکردم. گاهی نیز به تصویرهای فیلمی که در ویترینهای سینما در کنج میدان بود خیره میشدم. از بوی سینما خوشم میآمد.
یک هفته پیش خواهرم ماندم. با بازگشایی دبستان به قم برگشتم و به کلاس سوم رفتم. دوستان خوبی یافتم. مهدی گایینی از بهترینها بود که نیروی بدنی زیاد داشت و حامی من بود. جعفر عبدالملکی بود که به دلیل نزدیکی به دبستان، معمولا از بامِ خانهشان به حیاط مدرسه میپرید و همیشه ما را میخنداند.
اما یک دوستیابیِ من هم جالب بود. یک روز از سنگکی سرکوچه سیداصغر خیابان شاه (امام) نان گرفته بودم و به خانه برمیگشتم. یک پسر کمی از من بزرگتر هم نزدیک من بود. خودم را به او رساندم و برای شوخی، کمی از نانش را چنگ زدم. او با ناراحتی به من نگاه کرد و به سوی خانهشان دوید. چندی گذشت. یکروز همراه پدرم به خانهای رفتیم که روضه داشتند. در زدیم. همان پسر نان به دست، در را باز کرد. پدرم وارد شد. تا خواستم من هم تو بروم، یقه مرا گرفت و گفت:
ـ کجا؟
گفتم:
ـ روضهخوان پدر من است.
باور نمیکرد. اما باورش که شد گفت:
ـ برم بهش بگم تو منو اذیت کردی.
گفتم:
ـ بابا خواستم با تو شوخی کنم و رفیق بشویم. از تو خوشم میاد.
گفت:
ـ راست میگی! خب منم از تو خوشم میاد.
دست دادیم و به حیاط رفتیم و تا پایان روضه، بازی کردیم. اسمش«اسماعیل» بود. هر دو شیفته سینما بودیم. هردو مجلههای سینمایی را میخواندیم و عکسِ هنرپیشهها را جمع میکردیم و هردو عاشقپیشه بودیم. الان هم با هم دوست هستیم. اسماعیل به شکلی غیرمستقیم در یافتنِ همسرِ آینده به من یاری کرد. به وقتش خواهم گفت.
اما سینما! و تو چه میدانی که سینما برای من چه بود؟
سینمای دروازه طلایی قم در روز جمعه 28 آذر 1348با ظرفیت 1200 صندلی و نمایش فیلم «خانه خدا» از جلال مقدم، افتتاح و در 31 اردیبهشت 1354 دچار انفجار و آتشسوزی شد و از بین رفت. شش سال، بهترین روزهای من (جمعهها و دوشنبهها) در این جای مقدس گذشت. زیباترین خاطرههایم در آنجا شکل گرفت. هر چه از اندیشه و احساس و ادراک دارم مربوط به این شش سال و این سینماست. هرگز از یادم نخواهد رفت. یادِ سازندهاش آقای بشارتی، آن مردِ با فرهنگ و شیکپوش، گرامی باد.
ادامه دارد...
#دکتر_احمد_عزتیپرور
#حافظشناس_و_مدرس_دانشگاه
@book_tips 🐞
21 380
🍃🌺🍃
سوره العاديات آیه 6 :
إِنَّ الْإِنْسَانَ لِرَبِّهِ لَكَنُودٌ
ترجمه :
که انسان در برابر نعمتهای پروردگارش بسیار ناسپاس و بخیل است؛
#کلام_پروردگار
@book_tips 🐞
21 380
Repost from N/a
☕️🥧 انتخاب کن، تکیه بده و لذت ببر
🍎 بانک دورههای اساتید متافیزیک
@MetaCenterX
🍏 خلاصه کتابهای روانشناسی
@booklove_blog
🐿 آموزش سواد مالی و اقتصادی به زبان ساده
@ECONVIEWS
🐿 کتابخانه صوتی و پیدیاف تاپبوک
@Top_books7
🐿 آرا حقوقی قضایی و نظریات مشورتی
@ARA_HOGHOOGHI_GHAZAIE
🐿 بهترین کتابهای جهان 𝗕𝗢𝗢𝗞
@SBOOKSS
🐿 تفسیر آسان و آیه به آیه قران کریم
@Pious114
🐿 مولانا و عاشقانه شمس (زهراغریبیان لواسانی )
@baghesabzeshgh
🐿 عجایب دنیای نویسندگان
@nevisandbdonya
🐿 کتابخانه انجمن نویسندگان ایران
@anjomanenevisandegan_ir
🐿 موسسه وکالت و مشاوره حقوقی
@mehdihemmati59
🐿 طب سینوی، درمان های خانگی
@teb_sinawi
🐿 انگلیسی مبتدی تا پیشرفته کودک و بزرگسال
@MusicOwallpaper
🐿 دانستنیهای زنان موفق
@successfulwomen1
🐿 دل واژههای تنهایی
@gandomzaran
🐿 آموزش مراقبه"پاڪسازی" تقویت چاڪراها
@tabnahayteshgh
🐿 مجموعه یک رمان
@yek_roman
🐿 پزشک خود باشیم معلومات مفید
@kalemnab
🐿 آموزشگاه طبی سید
@samsadeghitebeslami
🐿 کانال طب ایرانی
@iranian_teb
🐿 کانال دانشجویان علوم سیاسی
@politicalsciencce
🐿 متن دلنشین
@aram380
🐿 توییت و شوخیهای پزشکی
@TweeTfun403
🐿 شگفتیهای مطالعه در توسعه
@Alefbaietousee
🐿 مطلبهای معنوی و ثروت ساز !!
@ghanonebawar
🐿 آموزش دکوراسیون منزل🏡
@ZibaManzel
🐿 منبع ویدئوهای انگلیسی اینستا
@English_Video_EV
🐿 گالری تصاویر و مطالب ناب ادبی
@GaleryeTasavireAdabi
🐿 پژوهشکده علوم سیاسی
@Policyresearcherr
🐿 خسروی آواز استاد شجریان
@stad_shajariyan
🐿 بزم هنر و اندیشه. تذهیب و نگارگری
@honar_andishan
🐿 مناسبتی"استوری"انگیزشی
@yefenjanaramsh
🐿 انگلیسی آسان و اصولی
@Englishcollege98
🐿 جملاتی از جنس سیاست
@POLITICAI_THINKERS
🐿 در سکوت نظاره گر باش
@kateb_bashi
🐿 صفرتاصد انگلیسی رایگان با ما!!
@Englishity
🐿 فیلمها و انیمیشنهای فاخر
@kateb_bashimovie
🐿 نوازش روح، دنیایی از همه رنگ...
@Navazesh_e_rooh
🐿 خانه ی دوست
@khanehy_doost
🐿 اشعار و کتابهای ممنوعه!!!
@mahtitill
🐿 جملات تاکیدی، مراقبه، یوگا، تغذیه
@lifemanage
🐿 کتابخانه حقوقدانان ایران
@LAW_BOOKIRAN
🐿 هوش مصنوعی و آینده
@MediaMedial
🐿 زیباترین اشعار
@aftabmahtabi
🐿 موزه دیجیتال آستان قدس رضوی
@digimuseum_aqr
🐿 پژوهشگران علوم انسانی
@New_reesearch
🐿 سخنان موزون
@kateb_bashishear
🐿 محفل شعر و آوا
@mahfelshearvaava
🐿 اسپانیایی فووول صحبت کن
@SpanishLg
🐿 لایف استایلتو عوض کن
@MaryamTeam
🐿 ترنم احساس
@EHSAS_TRANNOM
🐿 مجله نورولنسر(نوروساینس)
@neurolancer
🐿 کلیپهای انگیزشی
@kelephayeangizeshi
🐿 زیباترین اشعار ممنوعه
@Mahfelshaeraneh
🐿 باغبون خودت باش
@Maryamgarden
🐿 بهترین کتابهای صوتی موفقیت و بیداری
@ganonjjazb
🐿 کلاسهای آنلاین خصوصی انگلیسی
@EN_Classes
🐿 خودشناسی
@khodshnasi
🐿 کتاب گویای ژیگ
@zhig_story
🐿 آفرینش؛ جستجو در ادبیات و فلسفه
@afarineshdastan
🐿 دنیای صوتی کتاب های موفقیت
@Audio_Books_24
🐿 کاملترین کتابخانه مجازی
@Mabadbook
🐿 تغییر درون با ساختن اندیشههای مثبت
@reiki4444
🐿 زیباترین تصاویر و کلیپهای طبیعت
@afarinshokoh
🐿 از مولانا تا دلبری شاملو و آیدا
@unfinished_dreams
🐿 لینکدونی فرهنگی آموزشی و علمی
@linkdoni_hozavi
🐿 ترکیاستانبولی بسیار کاربردی
@Turkish_Nazli
🐿 زبانشناسی و علوم شناختی
@Cognitive_Linguistics_Institute
🐿 یادگیری لغات انگلیسی با اخبار
@english_ielts_garden
🐿 مدرسه نویسندگی آناهل
@anahelanjoman
🐿 آموزش دقیق ماوراء
@beyondmeta666
🐿 نوستالژی" زیرخاکی کمتر شنیده شده
@nuostalzhi
🐿 كتابخانه
@farsieandbagdade788
🐿 پارسی سخن بگوییم و زیبا بنویسیم
@FARZANDAN_PARSI
🐿 کتاب صوتی پَرشَنْگْ بوڪ
@parshangbook
🐿 نگارش دهم تا دوازدهم
@negareshe10
🐿 اخبار استخدامی بانک و آموزش پرورش
@publicteest
🐿 رمانسرای مجازی
@Salam_Roman
🐿 کتابخانه طبی، درمان با داروهای خانگی
@danyalshafa
🐿 اصولِ نویسندگی
@ErnestMillerHemingway
🐿 زبانشناسی و آموزش زبان انگلیسی
@Linguistics_TEFL
🐿 زیباترین متنهای جهان
@BeautyText1
🐿 جذب جنس مخالف با شگردهای روانشناسی
@moshavereh_shoma
🐿 حقوق برای همه
@jenab_vakill
🐿 شبی چند دقیقه کتاب بخوانیم !!!
@book_tips
🍎 خلاصه کتاب و موسیقی خوب
@happy_private_life
🧿🎋هماهنگی برای تبادل
@mrgp_1
21 380
در رمان «کلیدر» نوشته محمود دولتآبادی، شخصیت اصلی در کدام دوره تاریخی به سر میبرد؟
21 380
🍃🌺🍃
کودک درون، کودک خردسالی است که در درون همه ماست. بخشي از خودمان كه به ما انرژی و شادي می دهد
بخشی که اکثر ما گمش کرده ایم، بخشی که زندگی ما را سرشار از خلاقيت و احساسات و طراوت می کند
وقتی به كوچولو درونمان و خواسته هايش توجه نكنيم
كم كم در جایی، در عمیق ترین سطح روان پنهان می شود و ما دچار مشکلات روحي از جمله افسردگی و اضطراب ها خواهيم شد. زندگی یکنواخت و کسل کننده، روحیه غمگین و افسرده نتيجه بي توجهي به كودك درونمان است.
أما با توجه و محبت به او ، در کنارمان قرار مي گیرد، ما را لطیف تر و خلاق تر مي کند ،کمک مي کند تا بر ترس هايمان غلبه کنيم و انعطاف پذیر تر شويم.
#پارت_يك_آشتي_با_كودك_درون
#روانشناسي
@book_tips 🐞
21 380
وقتی روز جدیدی شروع شد،
شجاعت این را داشته باش که با
سپاسگزاری
لبخند بزنی.
#استیو_مارابولی
@book_tips 🐞
21 380
🍃🌺🍃
سوره النازعات آیه 27 :
أَأَنْتُمْ أَشَدُّ خَلْقًا أَمِ السَّمَاءُ ۚ بَنَاهَا
ترجمه :
آیا آفرینش شما (بعد از مرگ) مشکلتر است یا آفرینش آسمان که خداوند آن را بنا نهاد؟!
#کلام_پروردگار
@book_tips 🐞
21 380
Repost from تبادلات علوم انسانی 💯
📂یک فولدر تخصصی و گلچین از کانالهای #علوم انسانی زبان و...
🌟فقط کافیه دکمه ADD را بزنید و این فولدر تخصصی را در تلگرام خود ذخیره کنید 👇👇👇👇👇👇
https://t.me/addlist/g7r1E2H9b89iZmNh
کانال #ویژه امشب 👇
اگه میخوای 0 تا 100 انگلیسی رو اصولی و از پایه در کمترین زمان تضمینی با روش ما یاد بگیری..
عدد 7️⃣ رو به آیدی زیر بفرست👇👇
🌐 http://T.me/Reza_Arashnia_admin
21 380
نویسنده کتاب «سیذارتا » که به داستان زندگی یک روحانی هندی پرداخته است، چه کسی است؟
21 380
🍃🌺🍃
#داستانک
#زندگی_نامه قسمت ۱۶
جمعهای دیگر رسید و پدر و خواهرم خدیجه به ملاقاتم آمدند. روز بعد، شنبه مرا مرخص کردند. اما باید هفتهای یک بار برای تعویض پانسمان تهران میآمدیم. یکهفته بعد، برادرم آقانقی مرا به تهران بُرد. پس از پانسمان، به سینما رفتیم و من نخستین فیلم را تماشا کردم. اسم فیلم «پهلوان پهلوانان» بود که بازیگری به نام «ایلوش» در آن ایفای نقش میکرد. اسم هنرمند زنِ فیلم «سهیلا» بود. از همان روز، عاشق سینما شدم. دیگر هر وقت برای پانسمان به تهران میآمدیم، سینما را در برنامه داشتیم. فیلم دیگری را که برادرم «آقاجعفر» مرا به دیدنش بُرد «ببرِ مازندران» نام داشت که بازیگرش، کشتیگیرِ معروف «امامقلی حبیبی» بود.
یکبار پدرم مرا به تهران آورد و باید در مطب دکتر «بهمن کابلی» پانسمان میشدم. مطب، در خیابان پهلوی (ولیعصر) بود. وقتی رسیدیم، مطب شلوغ بود. پدرم وقتی دکتر را دید، شکایت کرد که:
ـ خیلی دور شدهاید. به سختی آمدیم.
دکترکابلی گفت:
ـ حق با شماست. بگذارید حقیقتی را به شما بگویم: وقتی دانشجوی پزشکی بودم با خودم پیمان بستم هنگامی که پزشک شدم، برای بینوایان درمان باشم و نزدِ فقیران بمانم. برای همین در نزدیکی میدان شوش مطب باز کردم. سال اول خوب بود. سال دوم، بیماران کاهش یافتند و سال سوم به ندرت پیش من میآمدند. به تزریقاتچی خود گفتم:
ـ موضوع چیست؟ چرا بیماران پیش من نمیآیند؟
پاسخ داد:
ـ راستش بیماران میگویند: اگر دکتر کابلی طبیبِ خوبی بود، در اینجا مطب باز نمیکرد و پولِ ویزیتش اینقدر کم نبود.
دانستم موضوع چیست. فوری آن مطب را تعطیل کردم و به اینجا آمدم. ویزیت هم مانند دیگر پزشکان گرفتم. ببینید چقدر بیمار اینجاست! اما باز هم به پیمانم وفادارم. از بینوایان پول نمیگیرم. اما عقلِ مردم در چشمشان است.
مفهومها در ذهنِ آدمی با رفتارها و گفتارهای خود یا دیگران پدید میآیند. ما از تأثیری که از گفتار و رفتارِ خودمان یا دیگران میپذیریم، به نتیجهگیریهای ذهنی میپردازیم و آنها را معیار و ملاکِ رفتار و گفتارِ خود میسازیم. مجموعهای از تجربههای نیک و بَد، به پیدایش مفهومهای ذهنی ما منجر میشود و در نتیجه، برخی چیزها را زیبا و گوارا و نیک میدانیم و بعضی رفتارها و سخنان را زشت و ناگوار و بَد میشماریم. هیچ قانون و قاعده اخلاقی، بدون استناد به تجربههای شخصی، شناخته و احساس و ادراک نمیشود. حتی طرزِ سخن گفتن ما نیز مُبتنی و مُستند بر تجربه یا تجربههای خاصی است که ممکن است آنها را فراموش کردهباشیم اما اثرشان تا پایانِ زندگی با ما خواهد ماند.
تجربههای کودکی و نوجوانیِ من، پایه شخصیت و نگرشِ مرا به انسان و هستی ساخت. مطالعه، چندان دگرگونی مبنایی و اصولی در من پدید نیاورد. من بختِ خوشی داشتم که بیشترِ آدمهایی که سرِ راهم قرار گرفتند، لطیف و مهربان و نیکخواه بودند. از مجموعِ این تجربهها اصلی اخلاقی در من استوار شد که: مردمان، همه نیک و مهربان و شریف هستند.
در کوچه ما، پسر کم بود. یکی دو تا بودند که چون وضعِ اقتصادیشان خوب بود، لوس و مغرور و نَچَسب بودند. همسایه دستِ راستی ما ۴ دختر داشت که دوتاشان با من همبازی بودند. در سمتِ چپ، هنوز خانهای نبود و زمین خالی، میدانی برای تخمگذاری مرغان و میدانداری خروسها بود. با دخترها گاهی در همین زمین خالی، بازی میکردیم.
توجهِ مدامِ مادر به من، همنشینی با دختران و مِهر زنان، اصلِ دیگری در ذهنِ من کاشت: زن، وجودی مقدس و دوست داشتنی است. هرگونه خشونت و آزار به او، برایم جنایتی نابخشودنی شد.
ادامه دارد...
#دکتر_احمد_عزتیپرور
#حافظشناس_و_مدرس_دانشگاه
@book_tips 🐞
21 380
هنگامی که توانستیم از تنهایی و انزوا به بینش و رستگاری برسیم، احساس تنهایی ناپدید میشود.
نه به این علت که حفره تنهایی پر شده بلکه به این علت که از همان آغاز خیال و پنداری بیش نبوده و نمیتوانسته پر شود،
بلکه ناپدید شدن احساس تنهایی به دلیل نوع جدیدی از آگاهی است که پذیرش و درک خدا را به صورت شعر درون بشر امکان پذیر میسازد.
#رابرت_الکس_جانسون
@book_tips 🐞
现已上线!2025 年 Telegram 研究 — 年度关键洞察 
