Book_tips
前往频道在 Telegram
📈 Telegram 频道 Book_tips 的分析概览
频道 Book_tips (@book_tips) 波斯语 语言赛道中的 是活跃参与者。目前社区聚集了 21 291 名订阅者,在 书籍 类别中位列第 1 595,并在 伊朗 地区排名第 15 778 位。
📊 受众指标与增长动态
自 невідомо 创建以来,项目保持高速增长,吸引了 21 291 名订阅者。
根据 18 六月, 2026 的最新数据,频道保持稳定运转。过去 30 天订阅人数变化为 -163,过去 24 小时变化为 -22,整体触达仍然可观。
- 认证状态: 未认证
- 互动率 (ER): 平均受众互动率为 4.81%。内容发布后 24 小时内通常能获得 2.19% 的反应,占订阅者总量。
- 帖子覆盖: 每篇帖子平均可获得 1 025 次浏览,首日通常累积 466 次浏览。
- 互动与反馈: 受众积极参与,单帖平均反应数为 15。
- 主题关注点: 内容集中在 کتابخانه, کتاب, کانال, روانشناسی, شعر 等核心主题上。
📝 描述与内容策略
作者将该频道定位为表达主观观点的平台:
“ارتباط با ادمین:
@Zarnegar503
❤️ تاریخ تاسیس کانال❤️
26, March, 2016”
凭借高频更新(最新数据采集于 19 六月, 2026),频道始终保持新鲜度与高覆盖。分析显示受众积极互动,使其成为 书籍 类别中的关键影响点。
21 291
订阅者
-2224 小时
-77 天
-16330 天
帖子存档
21 276
🍃🌺🍃
#نغمه_های_سعدی
#باب_پنجم (در عشق و جوانی)
🍃حکایت ۶
✨ شبی ياد دارم كه ياری عزيز از در درآمد. چنان بی خود از جای برخواستم كه چراغم به آستين كشته شد.
سرى طَيفُ مَن يَجلو بطلعته الدُجى
شگفت آمد از بختم كه اين دولت از كجا
بنشست و عتاب آغاز كرد كه مرا در حال بديدی چراغ بكشتی به چه معنی گفتم به دو معنی يكی آنكه گمان بردم كه آفتاب برآمد و ديگر آنكه اين بيتم به خاطر بود.
🔸چون گرانى به پيش شمع آيد
🔹خيزش اندر ميان جمع بكش
🔸ور شكر خنده اى است شيرين لب
🔹آستينش بگير و شمع بكش
@book_tips 🐞
21 276
🍃🌺🍃
سوره حجر - ۹۹
وَ اعْبُدْ رَبَّكَ حَتَّى يَأْتِيَكَ الْيَقِينُ
و تا زمانی که مرگ سراغت بیاید، پروردگارت را پرستش کن.
#کلام_پروردگار
@book_tips 🐞
21 276
📢همراه باشید با برترین کانال های تلگرام📢
🔵رایگان ممبراتو افزایش بده
@tabadole_jetmember
☘استخدام محقق و پژوهشگر
@on_24_24
☘آموزشگاه طبی سید
@samsadeghitebeslami
☘کانال طب ایرانی
@iranian_teb
☘ خودشناسی ، درمانگری
@reiki4444
☘معجزه شمع تراپی
@donyaooojoon
☘واردات و فروش
@amir_gudarzi
☘مشاور کنکور دهه هشتادی ها
@bahar_konkour
☘کتابخانه صوتی
@omidearasbaran1
☘تکست کلیپ انگیزشی
@FullAndrewP4K
☘جذب فراوانی با شکرگزاری
@fatemesadatmousavi3
☘دوره و رازهای پولسازی
@Maya_Mind
☘آموزش زبان انگلیسی همه رایگان
@English_points_New
☘سوالات تست کامپیوتر ICDL
@Azsefr_beyek_test
☘کانال طبی عیون الحکمه
@oyoon_hekmat
☘آموزش کسب و کار
@Azsefr_beyek
☘دنیای واپیپر و پروفایل
@wallsprofile
☘نسخه های درمانی با گیاهان دارویی
@banoooakbari
☘کتابخانه صوتی و پی دی اف تاپ بوک
@Top_books7
☘شبی چند دقیقه کتاب بخوانیم
@book_tips
🔴رایگان ممبراتو افزایش بده
@tabadole_jetmember
____
جهت شرکت در تبادلات و رزرو تبلیغات 👇
🆔@jetmember_admin
21 276
🍃🌺🍃
#داستان_کوتاه
#فلک قسمت هفدهم
از رأی تجدیدنظر کردم. میخواستم زمان بخرم. من اعتقام رو به عدالت از دست داده بودم. حالا که قانون و دادگاه و قاضی دست به دست هم داده بودن تا خونهام رو خراب کنند، چرا من باید نقش آدم معتقد به قانون رو بازی میکردم. منم شده بودم مثل اونا؛ خشک و بیروح؛ منجمد و سرد مثل یک تیکه یخ. درست شده بودم مثل قایق شکستهای که داشتم فرو میرفتم به اعماق دریا، تو شیکم کوسه، نهنگ ولی دیگه میخواستم تا اون وقتی که برام ممکنه روی آب بمونم و دست و پا بزنم.
اینقدر دادگاه رفته بودم که شده بودم یک نیمچه وکیل. وکیلی که برا خودش وکالت میکرد. میدونستم که دیر یا زود یک کاغذ دیگه برام ابلاغ میشه و رأی اول رو تایید میکنه. چند ماهی گذشت و خبری نشد. سری به دادگاه تجدیدنظر زدم. خندهدار نیست؟ من رفته بودم که بپرسم چرا زودتر تیر خلاص رو بهم نمیزنند.
فهمیدم که چند ماهی است دو تا قاضی اون شعبه بازنشسته شدهاند و پروندهها هی داره روی هم تلنبار میشه. بازم ماجرای من داشت کش میاومد. دوست نداشتم زود کَلَک قصه کنده بشه. همه رو ظالم میدیدم. دیگه از اخبار بد و رنج دیگرون مثل سابق متأثر نمیشدم. عاقبت چشمم روشن شد به جمال حکم قطعی. رأی تایید شد و کارم به آخر رسید.
حالا هشت سال بود که از خریدن اون خونه گذشته بود، خونهای که در اون آرامش از من گرفته شده بود. باز رفتم سراغ خانوم اعتباری. زنم رو هم بردم؛ چون چارهای نداشتم. پول من دست اون بود. باز حرفای تکرای؛ از من خواهش و تمنا که لااقل پول من رو جوری بدهد که بتونم با اون سر پناهی تهیه کنم و از اون انکار که ندارم.
زنم شروع کرد به التماس کردن و این بیشتر اعصاب من رو خورد کرد. مثل اینکه اومده بودم گدایی؛ گدایی پولی که حقم بود. من تو تاری گرفتار شده بودم که همین خانوم برام بافته بود. عنکبوت زندگی من این زن بود. میگفت که از ماجرای سر راهی بودنش بیاطلاعه. دروغ میگفت. مگه میشه که با اون همه نشونه و علامت، با اون پدر و مادری که هیچ شباهتی بهش نداشتند و تک بچه بودن و فراری بودن همیشگی از فامیل نفهمه که از بدن اون زنی که مادر خطابش میکرده پا به این دنیا نگذاشته؟
من باید بار نداری و دست خالی شوهرش رو به دوش میکشیدم؟ خودم رو یک نادون فریب خورده احساس میکردم که اعتباری و ناصریان تونستند ازم خوب سواری بگیرند. آخرین باری که رفتم خونه اون خانوم مثل یک بمب در حال انفجار بودم. میخواستم فریاد بزنم و هوار بکشم. دیدم جز آبروریزی فایدهای نداره. به بنبست بدی خورده بودم. اون زن میخواست خونه خود را بر روی خرابی خونه من آباد کنه که کرد.
دیگه کاری نداشت که چه بر سر من میاد. میدونید! تو این دنیا هر کی به فکر خودشه. کمتر آدمی رو دیدم که به نتیجه آتشی که روشن میکنه فکر کنه. اون میخواد خودش رو گرم کنه؛یا میخواد از تاریکی در بیاد، دیگه کاری نداره که چوبی که با اون شعله آتیش درست کرده تیر سقف چه بیچارهایه.
من چکار می تونستم بکنم وقتی قیمت زمین و ساختمون تو این هشت سال هفت برابر شده بود. من خونه رو خریدم به نه میلیون تومن و حالا شده بود دور و بر هفتاد میلیون تومن. اگه همون پول رو که داده بودم پس میگرفتم، دیگه جز این که برم مستاجری چارهای برام نمیموند. شده بودم یک فلک زده واقعی...
ادامه دارد...
#دکتر_علی_رادان
#حقوقدان_و_استاد_دانشگاه_اصفهان
@book_tips 🐞
21 276
سلام عزیزانِ همراه ❤️
بیایید با هم کتابی که میخوانیم را ورق بزنیم و برداشتهایمان را، هرچند کوچک، با هم به اشتراک بگذاریم. مشتاق شنیدن دیدگاههای متفاوت شما درباره این کتاب هستم.
https://t.me/httpymFwLUyCrDIyNDY0
21 276
🍃🌺🍃
#گزیده_ای_از_کتاب
دکتر به سخن ادامه داد :
جنایات خود را به دریا افکنیم این جنایات بردوش ما سنگـینی میکند و در اثر سنگینی آن کشتی در آب فرو می رود. دیگر اندیشه رهائی از غرق شدن را از خود دور سازیم به فکر نجات ابدی باشیم. ای تیره بختانی که صدای مرا میشنوید آخرین جنایت ما، جنایتی که یک ساعت بیش مرتکب شده ایم ما را هلاک میسازد. بیشرمی محض است که با ارتکاب جنایت امید رهائی از ورطهٔ هلاک داشته باشیم. ظلم بركودكان ظلم برخداست.
البته من هم اذعان دارم که لازم بود برکشتی نشسته و راه فرار را در پیش گیریم ولی هلاکت ما نیز قطعی بود نتیجه اعمال ما به صورت طوفان و ظلمات دامنگیرمان شد .
#مردی_که_می_خندد
#ویکتور_هوگو
ص.۱۱۲
@book_tips 🐞
21 276
🌿🦋🌿🕊📚🕊🌿🦋🌿
📌#یادآوری_مطالعه_گروهی
✅ هشتمین روز مطالعه
📕 #مردی_که_می_خندد
✍ #ویکتور_هوگو
🔁 #جواد_محیی
#تعداد_صفحات_کتاب : ۶۴۶
#تعداد_صفحات_فایل: ۵۱۳
سهم مطالعه هر روز کتاب: ۱۵صفحه
مطالعه فایل هر روز: ۱۲ صفحه
شروع: ۱۴۰۳/۱۰/۲۶
پایان: ۱۴۰۳/۱۲/۱۰
🗓 امروز دوم بهمن ماه
🗒 صفحات کتاب : ۱۰۰ تا ۱۱۵
📁صفحات فایل الکترونیکی : ۸۳ تا ۹۵
دانلود فایل pdf
🔻🔻🔻
https://t.me/booktipsgroup
@book_tips 🐞📚
🕊🌿🦋🌿📚🌿🦋🌿🕊
21 276
🍃🌺🍃
#نغمه_های_سعدی
#باب_پنجم (در عشق و جوانی)
🍃حکایت ۵
✨ يكی را از متعلمان كمال بهجتی بود و تیب لهجتی و معلم از آنجا كه حس بشريت است با حسن بشری او معاملتی داشت. زجر و توبیخی که بر کودکان کردی در حق وی روا نداشتی و وقتی که به خلوتش دريافتی گفتی
🔸نه آنچنان به تو مشغولم اى بهشتى روى
🔹كه ياد خويشتنم در ضمير مى آيد
🔸ز ديدنت نتوانم كه ديده در بندم
🔹و گر معاینه بينم كه تير مى آيد
🔹 و گر مقابله بینم که تیر می آید
باری پسر گفت چنان كه در آداب درس من نظری می فرمايی در آداب نفسم نيز تامل فرمای تا اگر در اخلاق من ناپسندی بينی كه مرا آن پسند همی نمايد بر آنم مطلع فرمايی تا به تبديل آن سعی كنم. گفت ای پسر اين سخن از ديگری پرس كه آن نظر كه مرا با تو است جز هنر نمی بينم.
🔸چشم بد انديش كه بر كنده باد
🔹عيب نمايد هنرش در نظر
🔸ور هنرى دارى و هفتاد عيب
🔹دوست نبيند بجز آن يک هنر
@book_tips 🐞
21 276
🍃🌺🍃
#گزیده_ای_از_کتاب
موقعی که بدبختم ، فکر می کنم خوشم نمی آمد که به دنیا نیایم ،زیرا هیچ چیز از نیستی بدتر نیست. برایت تکرار می کنم من از درد نمی ترسم.درد با ما دنیا می آید و رشد می کند و همچنان که به داشتن دو بازو و دو پا عادت داریم به درد خو می کنیم.
#نامه_به_کودکی_که_هرگز_زاده_نشد
#اوریانا_فالاچی
ص.۷
@book_tips 🐞
21 276
🍃🌺🍃
نبأ -آیه ۳
يَوْمَ يَقُومُ الرُّوحُ وَ الْمَلائِكَةُ صَفًّا لا يَتَكَلَّمُونَ إِلاَّ مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمنُ وَ قالَ صَواباً
در آن روز که روح و فرشتگان بهصف میایستند، (هیچیک) سخن نمیگویند؛ مگر کسی که (خدای) رحمان به او اجازه دهد، و (اگر اجازه دهد،) سخنی درست و بهحق میگوید.
#کلام_پروردگار
@book_tips 🐞
21 276
🏛🎨 تبادلاتِ فرهنگ و هنر
💎 فولدری از کانالهای مرجع در حوزۀ فلسفه، هنر و ساینس
🔻تنها کافیست لینک را لمس کنید و دکمۀ Add را بزنید و این فولدر ارزشمند را در تلگرام خود ذخیره کنید:
🔗 t.me/addlist/byVdD8pfgbU5Mzg0
🔻آیدی هماهنگی برای پیوستن به جمع ما:
@hume1711
21 276
🍃🌺🍃
#نغمه_های_سعدی
#باب_پنجم (در عشق و جوانی)
حکایت ۹
✨ دانشمندی را ديدم به كسی مبتلا شده و رازش از پرده برملا افتاده. جور فراوان بردی و تحمل بی كران كردی. باری به لطافتش گفتم دانم كه تو را در مودت اين منظور علتی و بنای محبت بـر زلتی نيست. با وجود چنين معنی لايق قدر علما نباشد خود را متهم گردانيدن و جور بی ادبان بردن. گفت ای يار دست عتاب از دامن روزگارم بدار بارها درين مصلحت كه تو بينی انديشه كردم و صبر بر جفای او سهل تر آيد همی كه صبر از ديدن او و حكما گويند دل بـر مجاهده نهادن آسانتر است كه چشم از مشاهده برگرفتن.
🔸هر كه بى او به سر نشايد برد
🔹گر جفايى كند ببايد برد
🔸روزى از دست گفتمش زنهار
🔹چند از آن روز گفتم استغفار
🔸نكند دوست زينهار از دوست
🔹دل نهادم بر آنچه خاطر اوست
🔸گر بلطفم به نزد خود خواند
🔹ور به قهرم براند او داند
@book_tips 🐞
21 276
🪻📚🪻📚🪻📚
سلام دوستان گروه کتابخوانی ما به خانهی جدیدی با همین نام "ورق به ورق کتاب" نقل مکان کرد. در این گروه کتابهامون رو به صورت تاپیکهای جداگانه دسته بندی کردیم تا بتونی راحت هر کتابی رو که دوست داری پیدا کنی. فایلها و گزیدهها هم آنجا هست. به ما بپیوندید تا با هم دنیای کتاب رو بهتر از همیشه ورق بزنیم.🥰❤️
https://t.me/httpymFwLUyCrDIyNDY0
21 276
🌿🦋🌿🕊📚🕊🌿🦋🌿
📌#یادآوری_مطالعه_گروهی
✅ هفتمین روز مطالعه
📕 #مردی_که_می_خندد
✍ #ویکتور_هوگو
🔁 #جواد_محیی
#تعداد_صفحات_کتاب : ۶۴۶
#تعداد_صفحات_فایل: ۵۱۳
سهم مطالعه هر روز کتاب: ۱۵صفحه
مطالعه فایل هر روز: ۱۲ صفحه
شروع: ۱۴۰۳/۱۰/۲۶
پایان: ۱۴۰۳/۱۲/۱۰
🗓 امروز یکم بهمن ماه
🗒 صفحات کتاب : ۸۵ تا ۱۰۰
📁صفحات فایل الکترونیکی : ۷۱ تا ۸۳
دانلود فایل pdf
🔻🔻🔻
https://t.me/booktipsgroup
@book_tips 🐞📚
🕊🌿🦋🌿📚🌿🦋🌿🕊
现已上线!2025 年 Telegram 研究 — 年度关键洞察 
