🍂coding TOEFL | کدینگ تافل 🍂
前往频道在 Telegram
برای شرکت در دوره آموزش لغات تافل👇 ▪️ارتباط با @O2021 ▫️جهت تهیه مجموعه کامل آموزشی و شرکت در دوره ها وبسته های آموزشی ما👇 @Yekta_504 @Friends_en @extra_en ▫️نظرات شما عزیزان در مورد کانال👇 @coding_comments ️▪️ ابتدای کانال 👈 t.me/coding_toefl/5
显示更多6 210
订阅者
+224 小时
-87 天
-2230 天
帖子存档
12) #energetic /ˌenərˈdʒetɪk◂/
(adj.) full of life, action, or power
(syn.) vigorous /ˈvɪɡərəs/
(n.) energy
(adv.) energetically /-kli/
مثال👇👇
a. Sam hasn't been as energetic as he usually is.
b. There's a lot of energy in these batteries.
🔸 @codin_toefl 🔸
برای ثبت نام لغات ضروری تافل به آیدی زیر پیام بدین.👇
@O2021
کانال دوره ها و نمونه تدریسها👇
@en_courses
#encourage
معنی : تشویق کردن
کدینگ: این کالج دانشجویان رو به درس تشویق می کنه.
🔸 @coding_toefl 🔸
11) #encourage /ɪnˈkʌrɪdʒ $ ɪnˈkɜːr-/
(v.) to give courage or hope to someone
(syn.) inspire
تشویق کردن، جرأت بخشیدن
(n.) encouragement
(adj.) encouraging
(adv.) encouragingly
مثال👇👇
a. Even though the runner finished second, he was encouraged by his performance.
b. His teacher gave him the encouragement that he needed to learn the material.
🔶 @coding_toefl 🔶
برای ثبت نام لغات ضروری تافل به آیدی زیر پیام بدین.👇
@O2021
کانال دوره ها و نمونه تدریسها👇
@en_courses
#distribute
معنی : توزیع کردن ، پخش کردن
کدینگ: دست رو بلیط من نذار که خبرشو همه جا پخش میکنم.
@coding_toefl
10) #distribute (v.) : /dɪˈstrɪbjuːt/
to divide among people or to give out
(syn.) dispense /dɪˈspens/
توزیع کردن، پخش کردن
(n.) distribution /ˌdɪstrəˈbjuːʃən, ˌdɪstrɪˈbjuːʃən/
distribute something among/to somebody
مثال👇👇
a. Many publishers distribute their newspapers directly to homes in their area.
b. The distribution of seeds is very quick with this new machine.
🔶 @coding_toefl 🔶
آیدی ثبت نام لغات ضروری تافل:
برای شرکت در 504و تافل استاد یکتا در تلگرام به ایدی زیر پیام بدین.👇
@O2021
#contemporary
معنی: معاصر
کدینگ: اینم رییس جمهور معاصر ما، کُنت تِرامپ پشت فِراری!!
🔸 @coding_toefl 🔸
9) #contemporary (adj.) : kənˈtempəˌreri
modern, up-to-date; also a person living at the same time as another person
معاصر ، همزمان ، هم دوره
(n.) contemporary
(Syn.) current
مثال👇👇
a. Contemporary architecture makes very good use of space.
b. Cervantes was a contemporary of Shakespeare
🔶 @coding_toefl 🔶
بعد از مدت ها انتظار تخفیف ویژه شروع شد🎺
✅از همین الان میتونید کل ۳ تا دوره ( لغات ضروری ۵۰۴ واژه، لغات تافل و سریال فرندز) بهمراه ۳ تا کانال خصوصی رو
✅با عضویت دائمی
✅و پشتیبانی
بجای ۶۶۹۰/۰۰۰ تومن فقط با ۲۹۹/۰۰۰ تومن تهیه کنید
⚠️فقط بمدت ۲ روز
برای خرید مبلغ فوق را به شماره کارت زیر واریز کنید
💳 5892-1011-0051-9459
بانک سپه
عسکری
عکس فیش واریزی را به ایدی زیر بفرستید
@O2021
قدیمیا میدونن که من سالی ۱ الی ۲ بار تخفیف کلی میزنم. پس این فرصت طلایی رو از دست ندین.
⚠️بعد ارسال فیش پیامی ندین تا سریع چک بشه. اخرین پیام شما فیش واریزی باشه
#collide
تصادف کردن/بهم خوردن
کدینگ: توی تصادف کلید رو ازم دزدیدند.
🔸 @coding_toefl 🔸
