ch
Feedback
احسان‌نامه

احسان‌نامه

前往频道在 Telegram

برگزیده‌ها، خوانده‌ها و نوشته‌های یک احسان رضایی. اینجا یادداشت‌ها، مقالات و داستان‌هایم را در معرض دل و دیده شما می‌گذارم، خبر کتاب‌ها و کارهایم را می‌دهم و از کتابهایی که خوانده‌ام می‌گویم، شاید قبول طبع مردم صاحب‌نظر شود

显示更多
7 805
订阅者
无数据24 小时
-117
-1030
帖子存档
«ترا من چشم در راهم شباهنگام» شعر نیما با صدای خسرو شکیبایی و آهنگسازی هوشنگ کامکار از آلبوم «شباهنگام» (۱۳۷۸) @ehsanname

«ترا من چشم در راهم شباهنگام» شعر نیما با صدای اسماعیل جنتی و آهنگسازی بهرام دهقانیار از آلبوم «او را صدا بزن» (۱۳۷۴) @ehsanname

«ترا من چشم در راهم شباهنگام» شعر نیما با صدای غزاله علیزاده. از این داستان‌نویس دکلمه شعر «داروگ» نیما هم به جا مانده @ehsanname

«ترا من چشم در راهم شباهنگام» شعر نیما با صدای #احمد_شاملو و آهنگسازی فرهاد فخرالدینی از آلبوم «شعرهای نیما» (۱۳۷۳) @ehsanname

«ترا من چشم در راهم شباهنگام» شعر نیما با صدای #احمدرضا_احمدی و آهنگسازی فریبرز لاچینی از آلبوم «در شب سرد زمستانی» (۱۳۶۸) @ehsanname

«ترا من چشم در راهم شباهنگام» شعر نیما با آواز شهرام ناظری و آهنگسازی عطا جنگوک از آلبوم «چشم به راه» (۱۳۷۰) @ehsanname

«ترا من چشم در راهم شباهنگام» شعر نیما با آواز حسین قوامی و آهنگسازی عماد رام از آلبوم «نغمه فاخته» (۱۳۶۶) @ehsanname

🔊 ترا من چشم در راهم شباهنگام كه می‌گيرند بر شاخِ تُلاجَن سايه‌ها رنگِ سياهی وزآن دلخستگانت راست اندوهی فراهم، ترا من چشم در راهم. شباهنگام، در آن دم كه بر جا دره‌ها چون مرده‌ماران خفتگانند، در آن نوبت كه بندد دستِ نيلوفر به پای سروِ كوهی دام، گرَم ياد آوری يا نه، من از يادت نمی‌كاهم ترا من چشم در راهم @ehsanname در سالروز درگذشت نیما (۱۳ دی) شعر معروفِ نیما را با خوانش‌ها و صداهای مختلف بشنوید 👇

🖋 به مناسبت ۱۳ دی سالروز درگذشت نیما: اینفوگرافیِ زندگی و زمانه نیما یوشیج، نوشته احسان رضایی، از شماره ۱۴۹ «همشهری جوان» @e
🖋 به مناسبت ۱۳ دی سالروز درگذشت نیما: اینفوگرافیِ زندگی و زمانه نیما یوشیج، نوشته احسان رضایی، از شماره ۱۴۹ «همشهری جوان» @ehsanname

🔸"شما با خواجه حافظ شیرازی درددل می‌کنید. قسمش می‌دهید به شاخ نباتش. همدم تنهایی‌های شماست. اما با او چه کردید؟ حافظ می‌سراید «بهار می‌گذرد دادگسترا دریاب/ که رفت موسم و حافظ هنوز می‌ نچشید». این دادگسترا را دارد به کسی می‌‌گوید که گردن چندهزار نفر را زده است. خب چه‌ کسی قرار است این رنج حافظ را جواب بدهد؟ حکیم ابوالقاسم فردوسی یک نسخه از شاهنامه را زیر بغل گرفت و از طوس فرار کرد. امروز ما یادمان رفته با فردوسی چه کردیم. هی از این می‌گوییم که فردوسی فرهنگ ما را نجات داد و چنین کرد و چنان. این‌هایی که این کار را با فردوسی کردند، پدران و اجداد ما بودند. این خط را بگیرید و بیایید تا امروز." ➖از مصاحبه هوشنگ ابتهاج #سایه با شماره ۷۲۴ هفته‌نامه «چلچراغ» @ehsanname نسخه کامل مصاحبه در اینجا: 📌 http://40cheragh.org/زمان-بیکرانه/

... همه آلودگی است این ایام راه شومی است می‌زند مطرب تلخ‌واری است می‌چکد در جام اشک‌واری است می‌کشد لبخند ننگ‌واری است می‌تراشد نام @ehsanname 🎧 شعر «برف» #احمد_شاملو با صدای شاعر و موسیقی مرتضی حنانه

📙نامزدهای دهمین دوره جایزه جلال آل‌آحمد در حوزه مجموعه داستان کوتاه @ehsanname
📙نامزدهای دهمین دوره جایزه جلال آل‌آحمد در حوزه مجموعه داستان کوتاه @ehsanname

📙نامزدهای دهمین دوره جایزه جلال آل‌آحمد در حوزه رمان و داستان بلند @ehsanname
📙نامزدهای دهمین دوره جایزه جلال آل‌آحمد در حوزه رمان و داستان بلند @ehsanname

📚قصه‌هایی که در ۲۰۱۷ جا ماند @ehsanname سال میلادی به پایان رسید و مطبوعات و رسانه‌ها، طبق سنت این سال را از جهات مختلف مرور می‌کنند. چیزهایی مثل درگذشتگان سال. ما هم مروری داریم بر قصه‌گوهایی که در این سال خاموش شدند: 🔸۱۲ ژانویه: ویلیام پیتر بِلَتی (نویسنده آمریکایی که معروفترین کارش رمان و فیلمنامه «جن‌گیر» است) 🔹۱ مارس: پائولا فاکس (نویسنده آمریکایی رمان‌های کودک، معروفترین کارش «برده رقصان» است) 🔸۲۱ مارس: کالین دکستر (خالق انگلیسی داستان‌های بازرس مورس) 🔹۲۴ آوریل: رابرت پیرسیگ (نویسنده آمریکایی رمان فلسفیِ «ذن و فن نگهداشت موتورسیکلت») 🔸۲۴ می: دنیس جانسون (داستان‌نویس آمریکایی که از او مجموعه «پسر عیسی» را خواندیم) 🔹۲۷ ژوئن: مایکل باند (خالق انگلیسی «خرس پدینگتون» و «باغچه سبزیجات») 🔸۳ جولای: اسپنسر جانسون (نویسنده آمریکایی داستان روانشناسانۀ «چه کسی پنیر مرا جابجا کرد؟») 🔹۲۷ جولای: سام شپارد (بازیگر و داستان‌‌نویس آمریکایی) 🔸۱۹ آگوست: برایان آلدیس (نویسنده علمی ـ تخیلی انگلیسی) @ehsanname ♦️بجز داستان‌نویس‌ها، معروفترین نویسندگانی که در این سال میلادی درگذشتند تِزوتان تودوروف (فیلسوف و نشانه‌شناس بلغاری-فرانسوی)، جان برجر (نویسنده و منتقد انگلیسی)، چاک بری (ترانه‌سرا و گیتاریست آمریکایی)، درِک والکوت (شاعر برنده نوبل ادبیات ۱۹۹۲ اهل سنت‌لوسیا) بودند. goo.gl/F8suar 📸 معروفترین شخصیت‌های داستانی هم که در این سال میلادی مردند، اولنا تایرل و ویسریون، اژدهای دنریز در سریال «بازی تاج و تخت»، شیوا، ببرِ شاه ازکیل در سریال «مردگان متحرک» و بالاخره مری واتسون در سریال «شرلوک» 👇

✍ معرفی کتاب «باغ وحش اساطیر» در شماره ۷۳ هفته‌نامه «کرگدن» به قلم رامبد خانلری @ehsanname
✍ معرفی کتاب «باغ وحش اساطیر» در شماره ۷۳ هفته‌نامه «کرگدن» به قلم رامبد خانلری @ehsanname

🔹نمایشگاه کتاب تهران به مصلی برمی‌گردد. این خبر را امروز، همایون امیرزاده، سخنگوی شورای سیاست‌گذاری نمایشگاه کتاب تهران داد
🔹نمایشگاه کتاب تهران به مصلی برمی‌گردد. این خبر را امروز، همایون امیرزاده، سخنگوی شورای سیاست‌گذاری نمایشگاه کتاب تهران داد @ehsanname

🎯 اومبرتو اکو هیولای کتاب‌خوانی بود. این عشق بی‌مرز به کتاب حتی در رمان‌هایش هم کاملاً مشهود است. معلوم نیست اگر برای چنین آدمی توضیح بدهید که چرا نباید کتاب خواند، چه عواقبی منتظرتان خواهد بود. بااین‌حال، گویا پی‌یر بایار چنین کاری کرده است. و جالب اینجاست که اکو استدلال او را کمابیش قانع‌کننده می‌بیند: هیچکس نمی‌تواند همۀ کتاب‌ها را بخواند، پس باید راه‌های دیگری برای مواجهه با کتاب‌ها پیدا کرد. 🔖 ۱۰۰۰ کلمه ⏰ زمان مطالعه: ۶ دقيقه 📌 ادامۀ مطلب را در لینک زیر بخوانید: http://tarjomaan.com/vdcb.5bwurhbwa-kp.huri3er8e6.html 🔗 @tarjomaanweb

🗓 ۱۲۷ سال پیش (۲۹ دسامبر ۱۸۹۰) آخرین نبرد بزرگ سرخپوستها و ارتش ایالات متحده در داکوتای جنوبی و جایی به اسم واندد نی (Wounded Knee) اتفاق افتاد که به یک کشتار گسترده تبدیل شد: ۳۰۰ تن از سرخ‌پوستان شامل ۲۰۰ زن و کودک کشته شدند و ۲۵ نظامی آمریکایی که ظاهرا اغلبشان با شلیک اشتباهی همقطاران خود از پا درآمدند. با کشتار واندد نی، سرخپوستهای باقیمانده دیگر مقاومتی در مورد زمین‌هایشان نشان ندادند و ایالات متحده این‌چنین وارد قرن جدید شد. @ehsanname 📚درباره تاریخ سرخپوست‌های آمریکای شمالی و تلاش آنها برای حفظ زمین‌هایشان، کتابهای زیادی نوشته شده که بعضی از آنها به فارسی هم ترجمه شده. از معروفترین‌هایش، کتابی است به اسم «فاجعه سرخپوستان آمريکا»، نوشته دی براون که مرحوم محمد قاضی آن را ترجمه کرده است (انتشارات خوارزمی). در اهمیت کتاب همین بس که بزرگان سینما، نظیر جان فورد و رابرت آلتمن هر کدام از روی یک فصلش فیلم ساخته‌اند. یکی از بازمانده‌های کشتار واندد نی هم سرخپوستی به اسم گوزن سیاه، از قبیلۀ سو، هست که بعدها خبرنگاران زیادی با او صحبت کردند تا زندگی و عقاید سرخپوستان را از بان او بشنوند. کتاب «گوزن سیاه سخن می‌گوید» هم توسط استاد ع. پاشایی به فارسی برگردانده شده (نشر میترا). goo.gl/ghj33F 🔹 در همین زمینه این مطلب هم خواندنی است:  در ۲۰ ژوئیهٔ ۱۹۶۹، نیل آرمسترانگ و باز آلدرین پا به سطح ماه گذاشتند. این فضانوردان ماه‌ها قبل از سخر اکتشافی آپولو ۱۱ به تمرین در بیابانی دورافتاده در غرب آمریکا پرداختند که شبیه به کرهٔ ماه بود. آن منطقه سکونتگاه چندین قبیلهٔ سرخپوست آمریکایی بود و داستان - یا افسانه‌ای - دربارهٔ ملاقات میان فضانوردان و یکی از افراد این قبایل وجود دارد. فضانوردان روزی، هنگام تمرین، با سرخپوستی پیر روبه‌رو شدند که از آنها پرسید آنجا چه می‌کنند؟ آنها جواب دادند که عضو یک هیأت اکتشافی هستند که به‌زودی عازم سفر به ماه خواهد شد. پیرمرد با شنیدن این حرف لحظه‌ای سکوت کرد و بعد، از فضانوردان خواست که لطفی به او بکنند‌. پرسیدند: «چه میخواهی؟» پیرمرد گفت: «مردم قبیلهٔ من معتقدند که ارواح مقدس در ماه زندگی می‌کنند. نمیدانم آیا می‌توانید پیام مهمی را از طرف مردم من به آنها برسانید یا نه.» فضانوردان پرسیدند: «چه پیامی؟» پیرمرد چیزی به زبان قبیلهٔ خود گفت و سپس از فضانوردان خواست آن را بارها تکرار کنند تا درست از بر شوند. فضانوردان پرسیدند: «معنی‌اش چیست؟» «نمی‌توانم به شما بگویم. رازی است که فقط قبیلهٔ ما و ارواح ساکن ماه اجازه دارند آن را بدانند.» وقتی که فضانوردان به قرارگاهشان بازگشتند، با جستجوهای زیاد فردی را یافتند که زبان آن قبیله را می‌دانست و از او خواستند آن پیام را ترجمه کند. وقتی آنچه را از بر داشتند تکرار کردند، مترجم شلیک خنده را سر داد. وقتی که ساکت شد، از او خواستند معنی‌اش را بگوید. او توضیح داد که معنی جمله‌ای که با آن دقت از بر کرده‌اند این است: «حتی یک کلمه از حرفهایشان را باور نکنید. اینها آمده‌اند زمینهای شما را بدزدند.» 📌از کتاب «انسان خردمند» نوشته یووال نوح هراری، ترجمه نیک گرگین (نشر نو) صفحه ۳۹۵ و ۳۹۶ #برچیده_ها 📸 تصویر مربوط است به اسکار مارلون براندو در سال ۱۹۷۳ برای بازی در «پدرخوانده». او به جای خودش یک دختر سرخپوست از قبیله آپاچی را روی سِن فرستاد تا دربارۀ غصب زمین‌هایشان بیانیه‌ای بخواند

1087_آنجا_که_نام_کوچک_من_آغاز_می‌شود.mp37.74 MB