ch
Feedback
خانه مهارت آسانسور

خانه مهارت آسانسور

前往频道在 Telegram

برگزار کننده دوره های تخصصی آسانسور و پله برقی زیر نظر اتحادیه صنف آسانسور با ارائه مدرک فنی و حرفه ای تلفن 09917388850 -88913103 شبکه مجازی: 09917388850 سایت: www.elevatorhome.org ادمین: @elevatorhome_admin اینیستاگرام: instagram.com/elevatorhomeorg

显示更多
1 672
订阅者
-124 小时
+17
无数据30
帖子存档
لیست کاآموزانی که در تاریخ 4/2/1403 ازمون کتبی سرویس نگهداری دارند به شرح ذیل است کارآموزان توجه بفرمایید که 3 روز باقی مانده به زمان ازمون کتبی جهت دریافت کارت ورودبه جلسه به ایتا یا روبیکا این شماره پیام دهید 09917388850 احمد رامشینی جواد سلیمانی رامین حقیقت مهلبانی امیرمهدی نیکپور(نقصی پرونده) امیرمحمدمقیمی عراقی(نقصی پرونده) سیامک مشهدی طهماسب(نقصی پرونده) سید محمد الیاسی(نقصی پرونده) ارشام سمویی روح اله بابایی (نقصی پرونده) هادی ابراهیم بجستان علی نصیری علیرضا صفائی دهقان فرد حسین جعفری مطلق(نقصی پرونده)

ـــــــــــــــــــــــ تخت جمشید؛ معبدِ اعظمِ هخامنشی هر حکومتی که به خودکامگی پردازد و خود را مستحق سلطنتی ابدی بداند و رقیبی نشناسد سرانجام به فساد می‌گراید و پا به پای رشد فساد سستی می‌گیرد و توان و قدرتش از دست می‌رود و آنگاه چون پیکری بزرگ اما بی‌روح از پای در می‌آید. این قانونِ تاریخ بر هخامنشیان که خود را استثنایی در تاریخ سقوط خودکامگان می‌دیدند جاری شد و گروهی بیگانه بر ما درآمد و سرانجام به این مرکز مقدس، به این معبد اعظم هخامنشی پای گذاشت. هنوز پگاه بود که اسکندر با سپاه سوارۀ خود به کنار رود کُر رسید. بر رود پلی زدند و به شهری در پای تخت جمشید رسیدند. محتملاً بخش عظیمی از ثروت تخت جمشید هدایای متبرکی بود که هر ساله به تخت جمشید آورده می‌شد و جزء اموال آن به شمار می‌آمد و سپرده می‌شد. نزدیک به دویست سال ظرف‌های نقره، ظرف‌های طلا، پارچه‌های زربفت و سیم‌بافت و دیگر اشیاء گرانبها در آنجا گرد آمده بود. به هر حال اسکندر خواست این گنجینه را تماماً حمل کند و ببرد و چون چارپا به اندازه کافی نبود دستور داد تا از بابل و شوش چارپا آورند. اسکندر بعد از این پیروزی‌ها جشنی عظیم گرفت و قربانی‌های بسیار کرد. روسپیان نیز به این جشن فرا خوانده شدند. همه سرگرم میگساری بودند و عربده‌هایی مستانه از این بنای مقدس بر می‌خاست. در این میان یکی از روسپیان به نام تائیس | (Thais) که در اتیک تولد یافته بود پیشنهاد کرد که تخت جمشید را به آتش کشند. سرانجام، اسکندر برخاست، مشعل‌های بسیار افروخته شد، همه به راه افتادند، آواز سر داده بودند. نخست اسکندر و پس از او تائیس مشعل‌ها را بر پرده‌ها و شاید فرش‌ها افکندند و دیگران نیز این کار «شاهانه» را دنبال کردند. بنای مقدس می‌سوخت و بیست هزار قاطر و پنج هزار شتر گنجینهٔ تخت جمشید را برای اسکندر حمل می‌کردند و می‌بردند با این آتش‌سوزی و با رفتن این کاروان، بنیان سلطنتی که از ۵۵۹ تا ۳۳۱ پیش از میلاد مسیح به طول انجامیده بود، نیز سوخت و رفت. از اسطوره تا تاریخ شادروان دکتر مهرداد بهار صص ۱۸۸-۱۸۷ @mahdi_tabatabaie

ـــــــــــــــــــــــ تخت جمشید؛ معبدِ اعظمِ هخامنشی هر حکومتی که به خودکامگی پردازد و خود را مستحق سلطنتی ابدی بداند و رقیبی نشناسد سرانجام به فساد می‌گراید و پا به پای رشد فساد سستی می‌گیرد و توان و قدرتش از دست می‌رود و آنگاه چون پیکری بزرگ اما بی‌روح از پای در می‌آید. این قانونِ تاریخ بر هخامنشیان که خود را استثنایی در تاریخ سقوط خودکامگان می‌دیدند جاری شد و گروهی بیگانه بر ما درآمد و سرانجام به این مرکز مقدس، به این معبد اعظم هخامنشی پای گذاشت. هنوز پگاه بود که اسکندر با سپاه سوارۀ خود به کنار رود کُر رسید. بر رود پلی زدند و به شهری در پای تخت جمشید رسیدند. محتملاً بخش عظیمی از ثروت تخت جمشید هدایای متبرکی بود که هر ساله به تخت جمشید آورده می‌شد و جزء اموال آن به شمار می‌آمد و سپرده می‌شد. نزدیک به دویست سال ظرف‌های نقره، ظرف‌های طلا، پارچه‌های زربفت و سیم‌بافت و دیگر اشیاء گرانبها در آنجا گرد آمده بود. به هر حال اسکندر خواست این گنجینه را تماماً حمل کند و ببرد و چون چارپا به اندازه کافی نبود دستور داد تا از بابل و شوش چارپا آورند. اسکندر بعد از این پیروزی‌ها جشنی عظیم گرفت و قربانی‌های بسیار کرد. روسپیان نیز به این جشن فرا خوانده شدند. همه سرگرم میگساری بودند و عربده‌هایی مستانه از این بنای مقدس بر می‌خاست. در این میان یکی از روسپیان به نام تائیس | (Thais) که در اتیک تولد یافته بود پیشنهاد کرد که تخت جمشید را به آتش کشند. سرانجام، اسکندر برخاست، مشعل‌های بسیار افروخته شد، همه به راه افتادند، آواز سر داده بودند. نخست اسکندر و پس از او تائیس مشعل‌ها را بر پرده‌ها و شاید فرش‌ها افکندند و دیگران نیز این کار «شاهانه» را دنبال کردند. بنای مقدس می‌سوخت و بیست هزار قاطر و پنج هزار شتر گنجینهٔ تخت جمشید را برای اسکندر حمل می‌کردند و می‌بردند با این آتش‌سوزی و با رفتن این کاروان سلطنتی که از ۵۵۹ تا ۳۳۱ پیش از میلاد مسیح به طول انجامیده بود، نیز سوخت و رفت. از اسطوره تا تاریخ شادروان دکتر مهرداد بهار صص ۱۸۸-۱۸۷ @mahdi_tabatabaie

♦️خلاصه گردش مالی سفرهای نوروزی ۱۴۰۳ 🔹۲۰ میلیون ایرانی در نوروز امسال حدود ۶۰ هزار میلیارد تومان در مسافرت هزینه کردند
♦️خلاصه گردش مالی سفرهای نوروزی ۱۴۰۳ 🔹۲۰ میلیون ایرانی در نوروز امسال حدود ۶۰ هزار میلیارد تومان در مسافرت هزینه کردند

سفرهای نوروز و بازدید مردمی از دارایی های مشاع ایرانیان! ‏دارایی مُشاع (در مقابل مال مفروز) یعنی دارایی تقسیم نشده ای که میان عده‌ای مشترک است و همه مالکین مشاعی در اصل مال شریکند، بدون اینکه متصرفات قابل تفکیک باشد! ‏همه‌ی سرزمین ایران، متعلق به همه‌ی ایرانیان است و هروجب از این یک میلیون و ششصد و چهل و هشت هزار و صد و نود و پنج کیلومتر مربع از این مملکت، دارایی مشاع همه‌ی مردم آن است و همه مردم ایران، در استفاده از منابع و مزایا ایران‌زمین (خانه‌پدری) سهم برابر دارند این یعنی؛ ‏تهرانی نمی‌تواند بخواهد که شهرستانی ساکن پایتخت نشود! و سرسبزی البرز، فقط سهم شمالی‌ها نیست! چنانکه نفت، برای خوزستانی‌ها نیست! و اصفهان و خراسان و کردستان و آذربایجان و بلوچستان و ذره ذره ایران، شامل دشت‌ها، کوهها، دریاها و رودخانه‌ها ارث پدری غیرقابلِ انحصارِ وراثت همه ایرانیان است سفرهای نوروز فرصتی بسیار مناسب، برای دیدن و لذت بردن از زیبایی های این دارایی مشاع ایرانیان و سرکشی و آگاهی از چند و چون این ثروت بی‌کران مشاع است سید مهدی طباطبایی @mahdi_tabatabaie

هر کس به تماشایی، رفتند به صحرایی ما را که تو منظوری، خاطر نرود جایی یا چشم نمی بیند، یا راه نمی‌داند هر کو به وجود خود، دارد زِ تو پروایی! «سعدی» در شب های قدر ملتمس دعای دوستانم @mahdi_tabatabaie

هر کس به تماشایی، رفتند به صحرایی ما را که تو منظوری، خاطر نرود جایی یا چشم نمی بیند، یا راه نمی داند هر کو به وجود خود، دارد ز تو پروایی! «سعدی» در شب های قدر ملتمس دعای دوستانم @mahdi_tabatabaie

در شب ۱۹ رمضان از فرمایشات حضرت علی علیه السلام قبل از شهادت خطبه ۱۴۹ نهج‌البلاغه ❇️ من ديروز همراه شما بودم، امروز مايه عبرت شما هستم و فردا از شما جـدا خواهم شد. خداوند من و شما را بيامـرزد. ❇️ اگر در لغزشگاه دنيا گامم استوار بماند (و زنده باشم) كه مراد شماست و اگر گامم بلغزد (و از دنيا بروم)  چنان بوده كه مدتی زير سايه شاخه‌ها، و گذرگاه بادها، و در سايه ابرهای متراكمی كه در فضای آسمان نابود شد، و آثارشان روی  زمين از بين رفت، به سر برده‌ايم.  ❇️ من همسايه شما بودم كه مدتی جسمم با شما مجاورت داشت، و به زودی از من بدنی  بی‌جان و ساكن پس از حركت و ساكت پس از گويايی به‌جا خواهد ماند.  ❇️ آرميدن من و از گردش افتادن زبانم و بی‌حركت شدن دست و پايم بايد شما را پند دهد، چرا كه اين وضع برای آنان كه بخواهند  پند گيرند، از هر منطق رسا و گفتار بلیغ پندآموزتر  است. ❇️ وداع من با شما وداع كسي است كه مهياي ديدار خداست. ❇️ فردا كه نيستم ارزش حيات مرا خواهيد يافت، و رازهای درونم برايتان آشكار خواهد شد، و آنچنان كه بايد؛ مرا خواهيد شناخت پس از اينكه جايم را خالی ديديد و ديگری به جای من قرار گرفت. @mahdi_tabatabaie

عجیب! اما واقعی 😂😜😅 امروز یک فاکتور خرید لوازم آسانسور رو توی اسنادم پیدا کردم برای اواخر اسفند ۱۳۸۹ سه عدد موتور مونتاناری ۸.۳۰۰.۰۰۰ تومان ۲۲ جفت ریل T5, T9 ، دو میلیون و هشتصد و شصت هزار تومان! امروز برای تعویض بلبرینگ یاتاقان یک موتور مونتاناری، ۵ میلیون تومان دادم به تعمیر کار! @mahdi_tabatabaie

📌شکست سلبریتی‌ها در جذب مخاطب برای تلویزیون! 🔹در حالی که چند ماهی‌ست تلویزیون با فراخواندن پرحجم و پرهزینه سلبریتی‌ها به آن
📌شکست سلبریتی‌ها در جذب مخاطب برای تلویزیون! 🔹در حالی که چند ماهی‌ست تلویزیون با فراخواندن پرحجم و پرهزینه سلبریتی‌ها به آنتن دنبال جذب مخاطب است، آخرین نظرسنجی‌های منتشر شده توسط خود رسانه ملی نشان از شکست سنگین این افراد در جذب مخاطب دارد. 🔹یکی از عجیب‌ترین شکستها مربوط به برنامه پانتولیگ شبکه سه با اجرای محمدرضا گلزار است که تنها حدود پنج درصد مخاطب کسب کرده است. 🔹معرکه، دیگر برنامه این شبکه هم که توسط جواد رضویان اجرا می‌شود حدود سه درصد مخاطب داشته است. 🔹در شبکه نسیم، مخاطب برنامه جام آرزوها با اجرای پژمان بازغی و حضور جناب‌خان و مهمانان سلبریتی حدود سه درصد و برنامه برمودا با اجرای کامران نجف‌زاده و همراهی مهمان سلبریتی کمی بیش از دو درصد اعلام شده است. 🔹در شبکه دو اما بسته پیشنهادی با اجرای مژده لواسانی حتی نتوانسته به یک درصد هم برسد و تنها نیم درصد مخاطب کسب کرده است! 🔹این در حالی‌ست که برخی از این برنامه‌ها هزینه‌های گزافی برای دکور و تبلیغات و دستمزد مجری داشته‌اند که در برخی محافل تا شبی چند صدمیلیون برای یک اجرا نقل شده است. @mahdi_tabatabaie

ماجرای واعظ جلوه‌گر و توازن قوا محمد فاضلی ماجرای واعظی که جلوه بر منبر می‌کند و شواهد زمین ازگل نشان می‌دهد که در خلوت آن کار دیگر می‌کرده، حامیانش را بر آن داشته که شهروندان را به برخورد مؤمنانه توصیه کنند. توصیه به مؤمن بودن البته در ادبیات دینی پسندیده است، اما «هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد.» یک. شواهد و بیانیه‌های حوزه علمیه واعظ ماجرا نشان می‌دهد که خلایق در ظن تخلف به خطا نرفته‌اند. اما گیریم که مردم و اصحاب فضای مجازی اشتباه می‌کردند و این شیوه افشاگری و ظاهراً برخورد غیرمؤمنانه، نادرست می‌بود. این رسمی است که حاکمان بنا نهاده‌اند و سال‌ها بدان عمل کرده‌اند. تفاوت فقط در تغییر موازنه قدرت ناشی از فناوری اینترنت است. حاکمان چند دهه کمر به بی‌آبرو کردن مخالفان و منتقدان خود بسته بودند و از تهمت، افترا و نسبت‌های ناروا هیچ ابایی نداشتند. بخت یارشان بود که انحصار ابزار رسانه را داشتند و فقط آن‌ها بودند که می‌توانستند در مقیاس گسترده مخالفان‌شان را ظاهراً یا واقعاً بی‌حیثیت کنند. زمانه تغییر کرده و شهروندان نیز به فناوری اطلاع‌رسانی گسترده دست یافته‌اند. مردم و حاکمان، فقط در یک بُعد (دسترسی به ظرفیت اطلاع‌رسانی گسترده) به نوعی توازن قدرت به نفع مردم رسیده‌اند. این «به نفع مردم» هم ناشی از آن است که رسانه‌های قدرت، سرمایه اجتماعی از کف داده‌اند و خود کم‌اعتبار شده‌اند. دو. برخلاف ضرب‌المثل «ماهی را هر وقت از آب بگیری تازه است» معتقدم اصلاً این گونه نیست. بعضی ماهی‌ها، مثل ماهی توصیه به برخورد مؤمنانه زمانی اعتباری داشت. اکنون آن‌که توصیه می‌کند، بیشتر به چوپان دروغگو می‌ماند. کثیری از یاد نبرده‌اند که آبروی آدم‌ها به اتهام‌های اثبات‌نشده بسیار بسیار بسیار سبک‌تر از تخلف واعظ جلوه‌گر ریخته شده، برخی به گناه ناکرده معترف شده‌اند؛ زنی به بهانه چند عکس خصوصی از نمایندگی مجلس محروم شده، و تصاویر خصوصی استخراج‌شده از لپ‌تاپ آدمی محترم و اهل علم را بر سر کوی و برزن جار زده‌اند. 🔴نتیجه‌گیری نتیجه دو نکته فوق چیست؟ آیا توصیه می‌کنم به پرده‌دری و فراتر رفتن از قانون؟ آیا نکته‌ای برای توصیه یا سرزنش کردن  مردم هست؟ ابداً، هیچ‌کدام. وقت آن است که حاکمان بپذیرند راه به غلط رفته‌اند، بسیار غلط رفته‌اند. زمان آن است که بفهمند «چون پرده‌دار به شمشیر می‌زند همه را/کسی مُقیم حریمِ حرم نخواهد ماند.» آن‌گاه که حاکمان مطابق قانون، پرده‌داری کنند، می‌توانند از پرده‌دری شهروندان بنالند و به برخورد مؤمنانه توصیه کنند. اما نکته مهم‌تری هست که جامعه و حکومت باید بدانند و از اساس فراتر از ماجرای واعظ جلوه‌گر قصه ماست. آن هم ماجرای توازن قواست. چند خط بالاتر نوشتم که تنها تفاوت پیش آمده، دست یافتن شهروندان به فناوری متوازن‌کننده قدرت حکومت و جامعه در افشاگری است. فناوری اینترنت و شبکه‌های اجتماعی، انحصار حاکمان در اطلاع‌رسانی را شکسته و جامعه و حکومت به توازن نسبی در اطلاع‌رسانی دست یافته‌اند. پیام و نتیجه مهم ماجرای واعظ جلوه‌گر، تأکید بر همین توازن است. حاکمان بدانند که انحصارهای‌شان اندک اندک از دست می‌رود و جامعه قدرتمندتر می‌شود. جامعه برای دست یافتن به این توازن قوا در همه عرصه‌ها تلاش می‌کند. و در هر عرصه‌ای که به توازن دست یابد، قدرت سیاسی را محدود می‌کند. جامعه نیز باید قدر دست یافتن به ابزارهای توازن‌ساز را بداند. همبسته «جامعه-حکومت» در ایران به اندازه‌ای که به چنین توازن‌هایی در همه عرصه‌ها دست یابد، راه عقلانیت در پیش می‌گیرد. بزرگ‌ترین مسأله جامعه ایران در مسیر دست یافتن به عقل، توسعه و دموکراسی، رسیدن به همین توازن قواهاست. هر آن چیزی که جامعه را از دست یافتن به توازن‌های اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی با  حکومت بازدارد، راهزن عقل، توسعه و دموکراسی است. @mahdi_tabatabaie

فرعون را ارادت خلق، «فرعون» کرد پ.ن: پیامبر (ص): ایاکم و المدح فانه الذبح، نهج الفصاحه ۱۰۰۰ خود را از موقعیت مدح و ستایش دور کنید که گویی خود را به قربانگاه شیطانی کبر و سرکشی برده اید. امام علی (ع): من مدحک فقد ذبحک، غررالحکم ۷۷۶۶ اویی که دهان به مدح تو باز می کند، گویی تو را در پای شیطان کبر و غرور و سرکشی ذبح می کند. جلسات شعرخوانی و مدح و ستایش برساخته خلفای اموی و عباسی برای مشروعیت بخشی به تملق گوئیهای این و آن و پولپاشی بین آنها بوده و در ادامه این سنت شوم، در عصر صفوی ادامه یافت و امروزه، «غالیان» و «مداحان» چنان بلایی بر سر دین آورده اند که دیگر نه خبری از قرآن هست و نه عقلانیتی در عقاید و مناسک و جز ترویج بافته ها و خرافات دیده نمیشود @mahdi_tabatabaie

✅ششمین شماره نشریه کابین منتشر شد در شماره ششم فصلنامه تخصصی کابین، آثاری به قلم نویسندگان زیر منتشر شده است. دکتر امیدهاشمی امیرخرمی کیوان رستم پور آنتونی آندون پیمان تبریزی پویا غلامی ابوالفضل رحیمی آهویی یونس نجف زاده ایمان ادیب پور پویا اسماعیلی علی معراجی مقدم رامان خرمی یلدا نجف زاده بهار آزادی نعیمه گلی و دیگر اعضای تحریریه کابین