کانال اطلاع رسانی گُلین
前往频道在 Telegram
کانال اطلاع رسانی گلین معرفی جاهای دیدنی و عکسهای زیبای روستاهای گلین(سرباغ.چمن.برآفتاب.نجار.انجاورود.شاهمرادی)🔚🔚بهشت گمشده ارتباط🔚 @Nnajafi68 Telegram.me/golinekalhor
显示更多3 020
订阅者
-324 小时
+117 天
+2030 天
帖子存档
✨ استودیو زیبایی عسل ✨
اگر به مراقبت از پوست، داشتن پوستی سالم و شفاف، معرفی محصولات کاربردی و نکات زیبایی علاقه داری، حتماً به کانال ما سر بزن. 💖
توی استودیو زیبایی عسل کلی آموزش، ترفندهای مراقبت از پوست، معرفی محصولات و مطالب مفید به اشتراک میذاریم.
🌸 خوشحال میشیم عضو خانوادهی ما بشی و کانال رو به دوستات هم معرفی کنی.
https://eitaa.com/studiu_zibaee_asal
نابودی فرهنگهای بومی در اثر تنگنظری افراد غیر مرتبط با فرهنگ و هنر که بنا به رسم مالوف زمانه گاها با تحصیلات اکادمیک فنی و مهندسی سالها سکاندار عرصهٔ فرهنگ و هنر مملکت شدند مانند مهندس احتراق ماشین مصطفی میرسلیم که در تمام دوران صدارت به اصطلاح سردار سازندگی وزیر فرهنگ و ارشاد بودند از این دست انتصاب ها در هر عرصه ای از کشاورزی و محیط زیست گرفته تا فرهنگ و هنر که چوب حراج و هرج و مرج بر دارائی های مادی و معنوی این مرز و بوم زدند از بن مایه های فرهنگهای بومی و محلی ایران خصوصا کوردی کلهری دیگر چیزی برای به قلم کشیدن نمانده نه سَری مانده که سَروِین به آن بیایید نه دیگر حتی از طاقچهٔ کاهگلی دور افتاده ترین دهات ما هوره ای از صیدقلی و علی نظر ، نظری را به خود جلب می کند !! دیگر گْول وَنیِ گْول گْول ، خفتان و مایشته هم حتی به تنِ تک و توک پیرزنان بازمانده از ده ها بی التفاتی فرهنگی هم برآزنده نیست پارکها پر است از پسرکان و دخترکان سیگاری با شلوارکهای تیکه پاره و قلاده به دست ، فارسی گویانِ غلیظ از غلظت کلمه های بی کمال و رکیک که گویا با شامهٔ تیز سگهایشان دنبال ردی از اصالتند !!؟؟
علی زمان خانمحمدی
☑️ تصاویری از آتش سوزی گسترده و وحشتناک ارتفاعات پاتاق / یک فاجعه در راه است
قابل توجه ستاد عامل بحران استانداری کرمانشاه، فرماندار سرپل زهاب، نیروهای مردمی و گروههای یاوران زاگرس
♦️راویژپرس
@ravizh14
قابل توجه اولياي گرامی
با سلام و احترام
به منظور حفظ سلامت دانشآموزان و ارائه خدمات بهداشتی ، خواهشمند است با مراجعه به سامانه مای مدیو نمونبرگ آگاهی از سلامت دانشآموزان را با دقت و بهطور کامل تکمیل گردد .
با تشکر حیدر محمدی
پدرم همیشه میگفت:
یادت باشه این مملکت رو قانون اداره نمیکنه نباید بذاری کار به جایی بکشه که از قانون کمک بخوای؛ پدرم قاضی بود.
📚 بافتههای رنج - علی محمد افغانی
نادرشاه افشار به دست چهار نفر از نزدیک ترین بستگانش کشته شد؛
صالح بیگ افشار ( پسرعموی نادرشاه )
محمد قلی خان افشار ( خواهرزاده نادرشاه )
موسی بیگ افشار ( برادرزاده نادرشاه )
قربان بیگ افشار ( داماد خاندان نادرشاه )
گاهی عمیق ترین زخمها را نه دشمنبلکه نزدیک ترین آدمها بر دل انسان می زنند...
◼️#تسلیت
◾️با نهایت تأسف و تاثر درگذشت خادم الحسین سردار کربلایی مراد یارکرمی را تسلیت میگوییم
انا لله و انا الیه راجعون
با نهایت تأسف و تأثر درگذشت کربلایی آقامراد یارکرمی از سرداران دوران دفاع مقدس را خدمت خاندان معزای یارکرمی , اکبری و ایل بزرگ گلین تسلیت عرض می نماییم
مراسم تشییع، خاکسپاری و ختم متعاقباً اعلام می گردد
مدارک مورد نیاز برای ثبت نام پیش دبستانی
کپی شناسنامه دانش آموز یک برگ
کپی شناسنامه وکارت ملی والدین از هر کدام یک برگ
عکس ۴×۳ یک قطعه
پوشه و گیره
کد پستی
شماره همراه والدین
متولدین : ۱۳۹۹/۷/۲ الی ۱۴۰۰/۷/۱
زخمِ ایام :
می خواهم کودک شوم
دوباره دم دمای صبح که هنوز خورشید از درهٔ گلین خود را به باغات انار و آب نرسانده ، بنشینم بر تخته سنگی و در سکوت صبحگاهی رود ، جلیزولیز ماهیان گرسنه را تماشا کنم یا در آن آرامش خدای گونه، گوش جان بسپارم به هیاهوی خروس و بال زدن مرغ و جوجه ها میان پونه زاران ، میخواهم باز تمام دغدغهٔ من ، یافتن جوانهٔ پایجوش اناری یا ساقهٔ سبک نی خشکیده ای برای چوب قلابم باشد تا با وسواسی کودکانه نسوزش را محکم ببندم مبادا در کشاکش صید هر روزهٔ ماهیان فربه ، بختم بر آب برود ، کاش می شد از آن سفره های قدیمی (خوانچه) دوباره تکه نانی ضخیم و نرم باب اشتهای ماهیان برداشت و پاورچین پاورچین بر سنگهای لیز غرقابی ، قلاب را به عمیق ترین نقطهٔ رود انداخت ، میان کنجکاوی و دلهره های بچگانه به تماشای هجوم ماهیان گرسنه نشست و تکانه های قلاب را با دل و جان لمس کرد
کاش آن آب رفته باز آید به جوی!!!
دوباره نفسی مسیحایی جان و جهان را به آن دوران طراوت و طبیعت باز گرداند شاید شبهای گلین در همبستری آن دریای خروشان جانی تازه بگیرد ، سایه سار انارها چراغی بر تاریکی خود بیاویزد ، چیقها با شیارهای قفسگونه مهد هراسهای شبانه کودکان شود ، میان سکوت سهمگین نیمه های شب ناگهان نالهٔ روباهی یا واقِ سگی ترسیده از هجمهٔ پلنگی پشت پرچین باغات دوباره دلهایمان را در هراس متلهای قدیمی کنجکاو کند ،
ای کاش.... باغ به باغ و میلکان به میلکان
ثانیه ها را به آن دوران سرآمد هستی بازگرداند و در رهگذر باغات
به پیران و ریش سفیدان سلامی دوباره داد ، تکاپوی ساده و صادقانهٔ آن درگذشتگان را برای اقناع به آن زندگیهای بی هول و حرص به تماشا نشست ، همانها که دستان زمخت و زحمتکششان بوی بزرگواری و مرام می داد ، آنها که به بافتن سبدی انارین یا عصایی بلوطین اکتفا می کردند و تمام دلخوشیشان گاوی یا گوسفند و بزی بود تا افسار به دست به چرای علفزارهای غرقاب گلینشان ببرند یا برای بزغاله ای بازیگوش از شاخساران تُرد گردو برگهای تازه بچینند ، آن مادرانی که دانه دادن و نگهداری مرغ و جوجه ها برایشان سکوت و سعادتی ساخت که دیگر هرگز زمانه مانندش را تکرار نخواهد کرد
کاش می شد دوباره کودکی شد با پاهای کودکانه تا گردن در آب گلین فرو رفت و در عمیقترین گودال وُ گرداب آن تا مرز خفگی غوطه ور شد تا پیش چشمان مضطرب و منتظر دوستان با نفسهای بریده هن هن کنان از ماسه زارهای ساحل سر برآورد و شب با کُول وُ کتفی خسته از آن شنای طولانی تابستانی گوش جان سپرد به سوت سگهای آبی و شُرشُر شتابان گلین.......
آری.... نوشتن از خاطراتی که هرگز امکان تکرارشان نیست ، زیستن در گذشته ای که بهشتش هرگز به یاد زندگی جهنمی و ماشینی امروز هم نمی آید ،
گریستن بر بکرترین بوم و زیستگاه یعنی درهٔ اسرارآمیز گلین که حتی در زیر چندین لایه خاک باغات و ساحل رود آن هنوز گاهگداری آثار تمدنها و زیستگاههای ناشناختهٔ انسانی سر بر می آورد ،
و از همه مهمتر مزه کردن زندگی بسیار بی دغدغه و ارگانیک آن دوران و ماندن و مردن در این روزگاران که انسان چون توپِ فوتبالی میان مرض و غرض دست به دست می شود ،
غمیست قطور در لایه لایهٔ جسم و جان که به قلم کشیدن آن عین به سیخ کشیدن زنده زندهٔ کبوتر بی آزار روح ، عذاب آور و دردناک است
اما چه می شود کرد که
غم
قلیان می کند
گاهی با قطرهٔ اشکی
صبحی با آهِ سردی و
روزی با بی تابی قلمی ......
علی زمان خانمحمدی
