1 947
订阅者
无数据24 小时
-1767 天
-2 34530 天
帖子存档
1 947
محفل استانی دوازدهمین #جشنواره بین المللی #شعرفجر
با حضور شاعران برجسته کشور
#برای_ایران
#قلمستان
#دفترتخصصی_ادبیات_و_زبان
#بنیادشعروادبیات_داستانی
@ghalamestannews
1 947
مرگ ار فدی قبول کند ما همی خریم
هر موی بر تنِ تو به صد جان نازنین
تا مادر زمانه بزاید چو تو خلف
ای بس که دور چرخ شهور آرد و سنین
دردا و حسرتا که تو رفتی بزیر خاک
ما چند بیت گفتیم، این بود خود همین!
جمالالدین اصفهانی
1 947
http://isfahan.isna.ir/Default.aspx?NSID=5&SSLID=46&NID=70171
تالارهنر + دفتر تخصصی سینما + موزه هنرهای معاصر + مرکز قلمستان
1 947
1 947
از واقعه ای شهر به ماتم بنشست
مردی ز شمارهء خرد رفت ز دست
شد علم درین ملک عزادار و یتیم
جمشید مظاهری به ایزد پیوست
(فرزاد ضیایی حبیب آبادی)
96/11/19
@ghalamestannews
1 947
بدینوسیله ضایعه دردناک فقدان استاد فهیم، دانشمند فرهیخته ادبیات و اصفهان شناس برجسته، جناب آقای دکتر جمشید مظاهری را به جامعه ادبیات و مورخان ایران، تسلیت عرض می نماییم.
@ghalamestannews
1 947
به همت مرکز آفرینش های ادبی قلمستان و بنیاد شعر و ادبیات داستانی ایران محفل استانی دوازدهمین جشنواره بین المللی شعر فجر با حضور شاعران برجسته کشور برگزار می گردد. #جوادمحقق دبیر جشنواره دوازدهم به همراه شاعرانی از تهران و اصفهان همچون:
#محمدجواد_آسمان
#رضااحسان_پور
#نویداسماعیل_زاده
#احمدامیرخلیلی
#سودابه_امینی
#محمودحبیبی_کسبی
#احمدرضا_خان_احمد
#مسعوددیانی
#مجیدسعدآبادی
#آرش_شفاعی
#پانته_آ_صفایی
#سهیلاعموشاهی
#علی_فردوسی
#عباس_کیقبادی
#مهدی_ملکی_دولت_آبادی
#محمدحسین_ملکیان_فراز
#ریحانه_واعظ_شهرستانی
#حمیدرضاوطن_خواه
#امیرحسین_یاوری
در این برنامه حضور و شعرخوانی خواهند داشت.
مجری این برنامه #سعیدبیابانکی خواهد بود.
مکان: خیابان بزرگمهر خیابان علامه امینی باغ غدیر حوضخانه مرکز آفرینش های ادبی قلمستان
زمان: پنجشنبه ۱۹ بهمن ساعت ۱۸:۳۰
@ghalamestannews
1 947
محفل استانی دوازدهمین #جشنواره بین المللی #شعرفجر
با حضور شاعران برجسته کشور
#برای_ایران
#قلمستان
#دفترتخصصی_ادبیات_و_زبان
#بنیادشعروادبیات_داستانی
@ghalamestannews
1 947
من و انکار شراب؟
این چه حکایت باشد؟
غالباً این قدرم عقل و کفایت باشد!
زاهد و عُجب و نماز و من و مستی و نیاز
تا تو را خود ز میان با که عنایت باشد
#حافظ
#قلمستان
@ghalamestannews
1 947
🔹از زمان ریاست حجتالاسلام رسول جعفریان بر کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران، خدمات این مرکز بیشتر و راحتتر شده، درست مثل دوره او در کتابخانه مجلس. کانال تلگرامی کتابخانه را ببینید:
@UT_Central_Library
1 947
به مژگانِ سیه کردی هزاران رخنه در دینم
بیا کز چشم بیمارت هزاران درد برچینم
الا ای همنشینِ دل که یارانت برَفت از یاد
مرا روزی مباد آن دم که بی یاد تو بنشینم
جهان پیر است و بیبنیاد از این فرهادکُش فریاد
که کرد افسون و نیرنگش ملول از جان شیرینم
ز تاب آتش دوری شدم غرقِ عَرَق چون گُل
بیار ای بادِ شبگیری نسیمی زان عرق چینم
جهان فانی و باقی فدای شاهد و ساقی
که سلطانی عالم را طُفیلِ عشق میبینم
اگر بر جای من غیری گزیند دوست حاکم اوست
حرامم باد اگر من جان به جای دوست بُگزینم
صباح الخیر زد بلبل کجایی ساقیا برخیز
که غوغا میکند در سر خیالِ خوابِ دوشینم
شب رحلت هم از بستر روم در قصر حورالعین
اگر در وقت جان دادن تو باشی شمعِ بالینم
حدیث آرزومندی که در این نامه ثبت افتاد
همانا بیغلط باشد که حافظ داد تلقینم
#حافظ
#قلمستان
@ghalamestannews
1 947
جهان پیراست و بیبنیاد از این فرهادکُش فریاد
که کرد افسون و نیرنگش ملول از جان شیرینم...
#حافظ
#قلمستان
@ghalamestannews
1 947
نمیگویم او واپسین بود، ولی در میان واپسینها، بیگمان، برجستهترین بود، برجستهترین چهره از آخرین پژوهندگانی که بر مجموعه فرهنگ و مدنیت ایرانی احاطه ژرف و اشراف کامل دارند و بدان عشق میورزند: از فلسفه و کلام و تفسیر و حدیث و فقه و اصول تا ادبیات فارسی و عربی و تاریخ و جغرافیای تاریخی تا آنچه در مغربزمین میگذرد در حوزه پژوهشهای ایرانی و اسلامی تا آگاهی درست و سنجیده از مجموعه میراث خردمندان غرب، از افلاطون تا هگل و مارکس و ناقدان معاصرش.
زریاب در شرایط فرهنگی عصر ما، شاید، والاترین مصداق کلمه «حکیم» بود یعنی فرزانهای که بسیار خوانده است و بسیار آموخته و بسیار اندیشیده و از انبوه خواندهها و دانستههای خویش، منظومهای عقلانی برای تبیین جهان و فرهنگ ملی خویش تدارک دیده است و براساس این منظومه عقلانی و فرهنگی است که نگران پیرامون خویش است.
به راستی دیگر، در کجای ایران باید جست مردی را که بتواند «شفاء» و «اشارات» ابنسینا و «اسفار» صدرالمتالهین و «شاهنامه فردوسی» و «صیدنه» ابوریحان بیرونی و «دیوان خاقانی» و فلسفه تاریخ ایران و تاریخ فلسفه ایران را در عالیترین سطوح ممکن تدریس و تحقیق کند و آنگاه که درباره گوته، شیلر، کانت، هگل، صادق هدایت و مهدی اخوان ثالث سخن میگوید سخنش از ژرفترین سخنها باشد؟
به راستی دیگر، در کجای ایران میتوان یافت مردی چون او که این چنین ترکیب متناقضی از کهنه و نو و شرق و غرب و عقل و نقل باشد با آنچنان حضور ذهن شگفتآور و هوشیاری و طنز و خاکساری و فروتنی اعجابانگیز؟ بهراستی که درماندهام، چه بگویم جز اینکه بگویم:
دریغا زریاب و دریغا فرهنگ ایرانی!
با اینکه تألیفات و ترجمه ها و مقالات زریاب، در حد چشمگیری است و او را در صدر پدید آورندگان فرهنگ ایرانی در عصر ما قرار میدهد، ولی باز هم می توانم با اطمینان بگویم که دانسته ها و خوانده ها و اندیشیده های او، چندین برابر آن چیزی است که از وی به عنوان میراث مکتوب باقی می ماند.
از این بابت نیز مرگ او، غبن بزرگی است برای فرهنگ ایرانی و دریغی دیگر که چرا بیشتر از این ننوشت و یا دردناک تر اینکه بگویم با کارهای گلی، که پیرانه سر - برای گذران زندگی روزمره اش بر دوش او گذاشتند- نگذاشتند که آنچه را دلش می خواست بنویسد.
آخر مگر این مملکت چندتا زریاب داشت.
@ghalamestannews
1 947
مرثیه منثور استاد شفیعیکدکنی در باب استاد زریاب خویی
(دریغا زریاب و دریغا فرهنگ ایرانی! )
"جز این چه میتوانم گفت. در این راستهبازار مدرکفروشان با ارز شناور، در این سیاهیلشکر انبوه استاد و دانشجو، سیاهیلشکری از خیل دانشجویان و استادان. چیزی برابر تمام دانشگاههای فرانسه و آلمان و انگلستان و شاید هم چندین کشور پیشرفتهء دیگر و جهل مرکب مدیرانی که این سیاهیلشکر را افتخاری از برای زمانه خویش میدانند. کفاهم جهلهم!
اگر از همه رشتههای دانش زمانه بیخبرم، اما در کار خویش خبرهام و می دانم که محیط دانشگاهی ما در چه سکراتی به سر میبرد. در هیچ جای جهان کار دانشگاه و تحقیقات دانشگاهی از این گونه که ما داریم نیست، در عصر معرکهگیران و منکران حسن و قبح عقلی در پایان قرن بیستم.
در عصری که تحقیقات دانشگاهی ما از یک سوی در شکل اوراد و عزایم خود را نشان میدهد و، و از سوی دیگر، نسخهبرداری کمرنگی از فرهنگ ژورنالیستی زمانه است، چه میتوان گفت، جز این که بگویم: دریغا زریاب و دریغا فرهنگ ایرانی!
در عصر محققانی که، اگراز تالیفات خودشان امتحانشان کنند، از عهدة قرائت متن تحقیقات خویش برنمیآیند و دولت با سادهلوحی، به فهرست انبوه استادان و دانشیاران مباهات میکند و چندان بیخبر است که این رتبههای کاملا اداری را ملاک پیشرفت علم و تحقیق تلقی میکند، چه میتوانم گفت، جز این که بگویم: دریغا زریاب و دریغا فرهنگ ایرانی!
در این عصر، با محققان و شبهفضلای بسیاری توفیق حشر و نشر داشتهام و آنها را در چند دسته دیدهام: گروهی میشناسم – و چه انبوه!- که "نخوانده"ها و "ندانسته"های خویش را به قلم میآورند و، گاه با لعابی از اصطلاحات دهن پرکن شرقی و غربی، خیل عظیمی از "عوام روشنفکران" را نیز فریفتهء خویش میکنند؛ هم اینانند که، اگر کسی از تحقیقات و نوشتههای خودشان امتحانشان کنند از عهده پاسخ برنمیآیند. در نوشتههای اینان، تمام "افعال مثبت" را میتوان "منفی" کرد و تمام "افعال منفی" را "مثبت" و آب از آب تکان نخواهد خورد!
گروه دوم، آنان که هر چه دارند همان است که نوشتهاند و گاه این نوشتهها تکرار گونههای یک "دانسته" است که غالبا از مصادیق علم برگرفته از "افواه الرجال" است یا پشت جلد کتابها، یا گروه سوم، آنان که هر چه دانستهاند نوشتهاند یا به گونهء یادداشت باقی گذاشتهاند، امثال قزوینی، پورداوود، دهخدا، کسروی، تقی زاده، اقبال، معین، همایی، مینوی، خانلری (از درگذشتگان) و جمعی از استادان حی و حاضر که خداوند آنان را برای پاسداری از فرهنگ ایرانزمین در زینهار خویش نگه داراد! اینانند که سازندگان فرهنگ ملی ما در عصر حاضر به شمار می روند، در کنار آفریدگانی از نوع هدایت، بهار، نیما و شهریار.
ولی نوع چهارم و نادری نیز در این میان هست که اینان خواندهها و نوشتهها و اندیشیدههاشان، به هیچ روی، با آنچه از ایشان به صورت مکتوب باقی مانده است، هماهنگ نیست، یعنی میراث تالیفی و مکتوب ایشان از حجم دانستهها و برق هوش و ژرفای اطلاعات ایشان حکایت نمیکند، گیرم چندین اثر برجسته از ایشان باقی بماند. در این میان آنانی که از نزدیک به سالیان محضر ایشان را درک کردم، علی اکبر فیاض (مصحح تاریخ بیهقی) بدیع الزمان فروزانفر از اینان بودند و زریاب نیز یکی دیگر. "
#مشاهیر
@ghalamestannews
