حرفه:هنرمند
前往频道在 Telegram
📈 Telegram 频道 حرفه:هنرمند 的分析概览
频道 حرفه:هنرمند (@herfeh_honarmand) 波斯语 语言赛道中的 是活跃参与者。目前社区聚集了 21 874 名订阅者,在 艺术与设计 类别中位列第 1 392,并在 伊朗 地区排名第 15 614 位。
📊 受众指标与增长动态
自 невідомо 创建以来,项目保持高速增长,吸引了 21 874 名订阅者。
根据 27 七月, 2026 的最新数据,频道保持稳定运转。过去 30 天订阅人数变化为 122,过去 24 小时变化为 -6,整体触达仍然可观。
- 认证状态: 未认证
- 互动率 (ER): 平均受众互动率为 7.92%。内容发布后 24 小时内通常能获得 4.44% 的反应,占订阅者总量。
- 帖子覆盖: 每篇帖子平均可获得 1 732 次浏览,首日通常累积 972 次浏览。
- 互动与反馈: 受众积极参与,单帖平均反应数为 11。
📝 描述与内容策略
作者将该频道定位为表达主观观点的平台:
“نشریهی هنرهای تصویری”
凭借高频更新(最新数据采集于 28 七月, 2026),频道始终保持新鲜度与高覆盖。分析显示受众积极互动,使其成为 艺术与设计 类别中的关键影响点。
21 874
订阅者
-624 小时
+217 天
+12230 天
帖子存档
21 874
فکر کردن به آیندۀ دور چه معنایی دارد وقتی یک ملت چشماندازی بلندتر از یک هفته ندارد؟
الناز نجفی
دراین پرسش پیشفرضی مستتر است و آن اینکه فکر کردن به آیندۀ نزدیک لازمۀ اندیشیدن به آیندۀ دور است، و استعارهای در این پیشفرض محلول است و آن اینکه آینده را میشود با اندیشیدن «ساخت»؛ و طبیعتا ساختن از آنچیزیکه نزدیکتر است شروع میشود تا به آنچه دورتر است برسد. در این پیشفرض مخصوصا اعتباری بیش از حد به عاملیتِ افراد جامعه داده میشود؛ بنابراین روی دیگر سکه این تصور آن است که اگر امروز آحاد جامعه نمیتوانند به آیندۀ دور فکر کنند پس لاجرم آینده چیزی تیره و نخواستنی است. قصد دارم در این مفروضات تردید کنم. زیرا امروز در آیندهای هستیم که روزگاری کسانی به آن اندیشیدهاند و برای عملیاتی شدن تصور خود برنامهریزی کردهاند.
متن کامل در سایت حرفه: هنرمند:
📌 https://herfeh-honarmand.com/blog/should-we-think-of-a-distant-future/
#ایران_سی_سال_بعد
21 874
+1
«آرشیو مجلات کاغذی خود را کامل کنید»
چهارشنبه در دفتر حرفه: هنرمند
فروش حضوری مجلات با ۲۰ درصد تخفیف
به همراه فروش مجلات آسیب دیده تا ۷۰ درصد تخفیف
۷ مرداد ساعت ۱۰ تا ۲۰
راه ارتباطی فروش غیرحضوری
از طریق پیامک و واتساپ
۰۹۹۳ ۶۹۱ ۲۷۵۵
📍آدرس:خیابان کریمخان، خیابان نجاتاللهی (ویلا)، خیابان اراک، کوچه مهر، بنبست خسروی، پلاک ۴، زنگ ۱
پوستر از: بهراد بهروزوزیری
21 874
دوم؛ فهرستِ چهرههایی که میبینید، نوک کوه یخیست که نمایان است! طی این دو سال با دهها شخصیتِ اثرگذارِ دیگر صحبت کردیم؛ به ویژه زنان. سعی کردیم به سراغ بهترین چهرههایی که میشناختیم و حرفی برای گفتن داشتند برویم. اما به دلایل مختلفی امکان همکاری با همهی این اشخاص فراهم نشد؛ عدمِ تمایل و علاقه به این موضوع، عدم آمادگی ذهنی، امکانات کم و نیروی محدود ما، و گرفتارهای زندگی در روزهای اعتراض و کشتار و جنگ؛ باعث شد بسیاری از افراد نتوانند در این پرونده همراه ما باشند. مشخصاً بسیاری از زنان، بهرغم موافقت و علاقهی به موضوع، پس از حوادث دیماه و جنگ ۴۰ روزه، آمادگی لازم برای همراهی در این پرونده را نداشتند. برخی از آنها مهلتی خواستند تا از این گردنهی دشوار عبور کنیم و بعدتر برای فیلمبرداری به دفتر بیایند؛
پس ویدیوهایی بیشتری خواهیم داشت. شما هم همراه ما باشید و تخیل کنید.
21 874
دو نکته در تکمیل ویدیو:
«حرفه: هنرمند را چه به این حرفها!؟»، «اصلاً چرا شما باید با اقتصاددان و جامعهشناس و فعال محیطزیست دربارهی آینده گفتوگو کنید؟» پاسخمان این است که ما پیشتر هم، به موضوعات کلیترِ سیاست و جامعه پرداختهایم؛ از جمله در ویژهنامههای ۳۶ (تجربهی تهران)، شمارهی ۵۰ (مهاجرت)، و شمارهی ۸۲ (دههی ۷۰؛ تولد و مرگ یک رویای جمعی). مهمتر اینکه، در تار و پود فکری مجله، همیشه دغدغهی «زمان» وجود داشته. چهطور میتوان هنرمند معاصر بود بیآنکه درکی از تاریخ- گذشته، اکنون و آینده- نداشت؟ از ۹ سال پیش درسگفتارهایی دربارهی تاریخ هنر و فرهنگ ایران منتشر میکنیم، بارها سالشمار تهیه کردیم و سعی کردیم هنر ایران را دورهبندی کنیم. حالا پس از ۲۳ سال، غلطک تاریخ از روی خود ما رَد میشود و ما هم به دورهای از تاریخ میپیوندیم! وقت آن بود که در این روزگار عجیب که تاریخ سریعتر ورق میخورد، و چیزها در حال زیر و رو شدن هستند، به «آینده» برویم! مَرْکبِ ما تخیل است، و میدانیم که هنرمندان عموماً عضلاتِ تخیلشان نیرومندتر و منعطفتر است؛ اما ابعاد مساله بزرگتر از این حرفهاست! هنر معاصر اگر میخواهد معنیدار باشد، باید با مخیلهی جمعی یا «خیالخانه»ی ایرانیان متصل شود. ما قصد داریم تخیل طیف متنوعی از افراد اثرگذار را ثبت کنیم، چرا که این مخیلهی جمعی، صرفاً حاصل آثار هنرمندان نیست، بلکه مثل بخاری است که از اذهانِ عموم ملت بلند میشود و بر ساحتِ جمعی جامعه، مثل اَبْری بزرگ شکل میبندد؛ ابری هرَدم هزاررنگ، هزارشکل.
21 874
دو نکته در تکمیل ویدیو:
«حرفه: هنرمند را چه به این حرفها!؟»، «اصلاً چرا شما باید با اقتصاددان و جامعهشناس و فعال محیطزیست دربارهی آینده گفتوگو کنید؟» پاسخمان این است که ما پیشتر هم، به موضوعات کلیترِ سیاست و جامعه پرداختهایم؛ از جمله در ویژهنامههای ۳۶ (تجربهی تهران)، شمارهی ۵۰ (مهاجرت)، و شمارهی ۸۲ (دههی ۷۰؛ تولد و مرگ یک رویای جمعی). مهمتر اینکه، در تار و پود فکری مجله، همیشه دغدغهی «زمان» وجود داشته. چهطور میتوان هنرمند معاصر بود بیآنکه درکی از تاریخ- گذشته، اکنون و آینده- نداشت؟ از ۹ سال پیش درسگفتارهایی دربارهی تاریخ هنر و فرهنگ ایران منتشر میکنیم، بارها سالشمار تهیه کردیم و سعی کردیم هنر ایران را دورهبندی کنیم. حالا پس از ۲۳ سال، غلطک تاریخ از روی خود ما رَد میشود و ما هم به دورهای از تاریخ میپیوندیم! وقت آن بود که در این روزگار عجیب که تاریخ سریعتر ورق میخورد، و چیزها در حال زیر و رو شدن هستند، به «آینده» برویم! مَرْکبِ ما تخیل است، و میدانیم که هنرمندان عموماً عضلاتِ تخیلشان نیرومندتر و منعطفتر است؛ اما ابعاد مساله بزرگتر از این حرفهاست! هنر معاصر اگر میخواهد معنیدار باشد، باید با مخیلهی جمعی یا «خیالخانه»ی ایرانیان متصل شود. ما قصد داریم تخیل طیف متنوعی از افراد اثرگذار را ثبت کنیم، چرا که این مخیلهی جمعی، صرفاً حاصل آثار هنرمندان نیست، بلکه مثل بخاری است که از اذهانِ عموم ملت بلند میشود و بر ساحتِ جمعی جامعه، مثل اَبْری بزرگ شکل میبندد؛ ابری هرَدم هزاررنگ، هزارشکل.
21 874
«این یک بازیه؛ بیاید یک چیز خیالی بسازیم.»
بخشی از توضیحات علیرضا رضای اقدم سردبیر دربارهی شکلگیری پرونده و قصهی ایران سی سال بعد در حرفه: هنرمند
نسخهی بلندتر ویدیو را در صفحهی ایران؛ سی سال بعد در سایت حرفه: هنرمند ببینید:
📌https://explore.herfeh-honarmand.com/iran-30-years-later/
21 874
شمارهی ۶۳ مجلهی «حرفه: هنرمند» با موضوع «هنر و زمان»، یکی از پرفروشترین شمارههای این مجله بوده است.
اکنون تنها تعداد محدودی از این شماره باقی مانده است.
برای خرید، از طریق پیامک یا واتساپ با شمارهی زیر در ارتباط باشید:
۰۹۹۳۶۹۱۲۷۵۵
21 874
بهاین ترتیب دوران جدیدی آغاز شده است که در آن آگاهی به «زمانهی آنجا» دائما هنرهای تجسمی اینجا را با فاصلهی حداقل سیسالهای که به نظر برناگذشتنی میآید بهاصطلاح «بهروز» کرده است و ما را به این توهّم دچار که میشود «نبض هنر اینجا با آنجا همزمان بتپد»؛ اما اکنون پس از گذشت دههها به نظر میرسد واقعیت جز این بوده است. کنکورد که هیچ، اینترنت هم زمانِ خلق اثر را در آنجا و اینجا یکی نکرده است.
آنچه به هم نزدیک میشود زمان مصرف نرمافزارهای خلق اثر است. این نرمافزارها میتوانند کوبیسم باشند، یا سورئالیسم، آبستره یا هنر جدید. ما سازندهی این نرمافزارها نیستیم و رقابتمان بر سر زودترخریدن و مصرفکردنشان است. در دهههای گذشته این تقلا برای همزمانی یا معاصرشدن با غرب شاید اصلیترین صورتبندی از معنای «زمان» نزد متجددان ما بوده است: «اکنونِ دیگری بهمثابه آیندهی ما»، یا آرزوی اینکه روزی آیندهی ما بشود مانند اکنون آنها. هر بار که تصور کردیم از راههای میانبُر میتوانیم خود را به قافله برسانیم، در لحظهی موعود آنها را جلوتر و دستنیافتنیتر یافتیم. حاصل تجددخواهی این آگاهی شوربخت بود که ما در اینجا (با این زبان و جغرافیا) توان اندیشیدن و تصویرکردن جهان جدید را نداریم …
بخشی از:
ایمان افسریان، چراما نمیتوانیم هنر معاصر داشته باشیم؟، ویژهنامهی هنر و زمان، شمارهی ۶۳، بهار ۹۶
📌 herfeh-honarmand.com/product/why-cant-we-have-contemporary-art/
21 874
تجربهی زمانهی جدید برای ما تجربهی عقبماندگی است؛ نوعی آگاهی به ما میگوید «زمانِ اینجا» از «زمانِ آنجا» عقبتر است. این حسِ خوابماندگی هر نوع چارهجویی را به چهکُنمی برای رسیدن به قافلهی زمان بدل میکند. از دههی سی که این فاصله هر چه بیشتر به چشممان آمده چنان است که گویی به این نتیجه رسیدهایم که چنین فاصلهای را نمیتوان با آن مَرکبهای قدیم پیمود. محمدامین میرفندرسکی در دههی چهل و در اولین سخنرانیاش در هنگام تصدی ریاست دانشکده هنرهای زیبا بهروشنی این اضطراب ناشی از مواجههی سرعت کُند و تند را به زبان میآورد: «از امروز میخواهیم از شتر پیاده شویم و سوار کنکورد شویم».
بخشی از:
ایمان افسریان، چراما نمیتوانیم هنر معاصر داشته باشیم؟، ویژهنامهی هنر و زمان، شمارهی ۶۳، بهار ۹۶
📌 herfeh-honarmand.com/product/why-cant-we-have-contemporary-art/
21 874
+1
شباهت دو نقاش، که تفاوت آنهاست. یکی جهان را در روشنای ظهر میبیند و دیگری در تاریکی شب؛ یکی به رنگهای زنده اعتماد میکند و دیگری به سنگینی و ابهام رنگهای تیره. اما هر دو از یک جا آغاز میکنند: از اقلیمی که بیش از آنکه منظره بسازد، شیوهای از دیدن را در ذهن ساکنانش پرورش داده است. اقلیمی زیبا با خاکی دامنگیر. «مایل» بیش از آنکه نمایشگاهی از دو نقاش باشد، گفتوگوی دو نگاه است که از یک جغرافیا برخاستهاند؛ دو نگاهی که جهان را اندکی از تعادل همیشگیاش دور میکنند تا آن را به تجربهی زیسته، خاطره و خیال نزدیکتر ببینند. از همین رو، این آثار کوچک و بیتکلف، تنها منظرههایی از اردبیل نیستند؛ آنها کیفیتی از زیستن را نقاشی میکنند. شاید به همین دلیل است که، با همهی شباهتها و تفاوتهایشان، هنوز به خودِ نقاشی وفادار ماندهاند؛ نقاشیای که نه در پی نمایش مهارت است و نه منتظر ایده، بلکه با صداقت و آرامش شکل میگیرد.
#یک_اقلیم_دو_زمان
یادداشت مسلم خضری، دربارهی آثار قادر منصوری و ولی جوادیآذر در گالری زم، تا ۳۰ مرداد
21 874
اما نقاشیهایی قادر برایم حال و هوای «سمفونی مردگان» عباس معروفی را داشت. جایی که اورهان در شبی سخت و طبیعتی سختتر در پی آیدین میگردد. رمانی روانشناسانه که به خواننده اجازه میدهد تا در اعماق ذهن پریشان شخصیتها غرق شود. در آن شب بلند و در طول مسیر، اورهان مدام کودکیشان را به یاد میآورد که در این دشتها و تپهها و برکهها و در کنار این درختها چهها که نمیکردند. اما هرچه بیشتر در نمایش پیش میرفتی، تفاوتهای آثار آشکارتر میشد.
#یک_اقلیم_دو_زمان
یادداشت مسلم خضری، دربارهی آثار قادر منصوری و ولی جوادیآذر در گالری زم، تا ۳۰ مرداد
21 874
نقاشیهای ولی برای من یاد آور مجموعهی «قصههای سبلان» محمدرضا بایرامی است. سه داستان از زندگی مردمان منطقه سبلان. مجموعهای که نشان از ادبیات اقلیمی و تجربه زیستی نویسنده دارد. جهانی که در آن، انسان، حیوان و طبیعت در زیستی مشترک به هم گره خوردهاند. جلال، شخصیت اصلی و راوی داستان و دیگر شخصیتها حتی در سادهترین کارهای روزمره رفتاری کاملاً روستایی و اصیل دارند.
#یک_اقلیم_دو_زمان
یادداشت مسلم خضری، دربارهی آثار قادر منصوری و ولی جوادیآذر در گالری زم، تا ۳۰ مرداد
21 874
+1
نقاشیهای ولی و قادر از یک اقلیم و در یک ژانرند. به لحاظ سبکی شبیهاند و از نظر زبانی نیز به یکدیگر نزدیک. در چیدمان نمایشگاه هم تفکیکی در کار نبود و آثار در کنار هم و بدون مرز چیده شده بود. اما چه چیزی اهمیت داشت که در نمایشی دونفره باید آثار اینگونه باهم بده بستان میکردند؟ تصمیمی که هرچند مرز دو جهان را کمرنگ میکرد، اما در عوض گفتوگویی پیوسته میان آنها به وجود میآورد.
#یک_اقلیم_دو_زمان
یادداشت مسلم خضری، دربارهی آثار قادر منصوری و ولی جوادیآذر در گالری زم، تا ۳۰ مرداد
21 874
نقاشیهای ولی برای من یاد آور مجموعهی «قصههای سبلان» محمدرضا بایرامی است. سه داستان از زندگی مردمان منطقه سبلان. مجموعهای که نشان از ادبیات اقلیمی و تجربه زیستی نویسنده دارد. جهانی که در آن، انسان، حیوان و طبیعت در زیستی مشترک به هم گره خوردهاند. جلال، شخصیت اصلی و راوی داستان و دیگر شخصیتها حتی در سادهترین کارهای روزمره رفتاری کاملاً روستایی و اصیل دارند.
#یک_اقلیم_دو_زمان
یادداشت مسلم خضری، دربارهی آثار قادر منصوری و ولی جوادیآذر در گالری زم، تا ۳۰ مرداد
21 874
#یک_اقلیم_دو_زمان
یادداشت مسلم خضری، دربارهی آثار قادر منصوری و ولی جوادیآذر در گالری زم، تا ۳۰ مرداد
در دامنهی سبلان، باد که از میان شاخهها میگذرد؛ انگار تصویرش در نگاه آدمها جا خوش میکند. درختها خم میشوند، آرامآرام کوهها و خانهها نیز همان خصلت را میگیرند. و جهان اندکی مایل میشود. نه در واقعیت، در ذهن ساکنانش. تکرار که میشود یعنی اتفاقی نیست. این نگاه، در همزیستیِ طولانی با یک اقلیم بهتدریج شکل گرفته است. نمایش «مایل» بر همین وجه مشترک انگشت میگذارد و از تصویر همین جابهجایی آغاز میشود.
21 874
سؤال اصلی در باب آینده آن است که آیا «جرأت»اش را داریم که آیندهی خودمان را تصور کنیم؟ چرا که آیندهی او قطعاً آیندهی ما نیست. آیا ایدهای داریم که چه باید کرد؟
از متن «خیالِ آیندهی ایران» نوشتهی باوند بهپور
در پاسخ به این سوال ما که: «چهطور میشود به آینده فکر کرد وقتی نمیدانیم یک هفتهی بعد چه میشود؟»
📌متن کامل در سایت حرفه: هنرمند:
https://herfeh-honarmand.com/blog/the-dream-of-irans-future/
این پرونده با همراهی «رُست» منتشر میشود
@rost.ir
#ایران_سی_سال_بعد
21 874
#ایران_سی_سال_بعد شما چه شکلی است؟
هر آیندهای، پیش از آنکه ساخته شود، باید تصور شود. این پرونده دعوتی است به تخیل؛ تخیلِ ایرانی که میتواند باشد، اگر امروز دربارهاش فکر کنیم، گفتوگو کنیم و برای ساختنش قدم برداریم.
برای ما بنویسید.✍️
21 874
در پروندهی «ایران؛ سی سال بعد»، ما «سرمون توی آسمونه، رؤیاپردازی میکنیم، اما پاهامون روی زمینه و دربارهی ایران حرف میزنیم». میخواهیم آیندهای را تصور کنیم که نه خیالِ محض، بلکه افقی دستیافتنی باشد؛ ایرانی که دوست داریم در آن زندگی کنیم، فرزندانمان در آن بزرگ شوند و نسلهای بعد آن را خانهای امن، آباد و امیدبخش بدانند.
#ایران_سی_سال_بعد
21 874
ایران؛ ۳۰ سال بعد: گفتاری از فرهاد نیلی دربارهی «خلق یک رؤیای جمعی»
📌ویدیوی کامل را از سایت حرفه: هنرمند تماشا کنید:
https://herfeh-honarmand.com/product/iran-in-30-years-farhad-nili/
این پرونده با همراهی «رُست» منتشر میشود.
rost.ir
#ایران_سی_سال_بعد
