ch
Feedback
ندوشن دات کام

ندوشن دات کام

前往频道在 Telegram
607
订阅者
无数据24 小时
+17
无数据30
吸引订阅者
七月 '26
七月 '26
+5
在0个频道中
六月 '26
+2
在0个频道中
Get PRO
五月 '26
+1
在0个频道中
Get PRO
四月 '26
+3
在0个频道中
Get PRO
三月 '260
在0个频道中
Get PRO
二月 '26
+3
在0个频道中
Get PRO
一月 '260
在0个频道中
Get PRO
十二月 '25
+10
在1个频道中
Get PRO
十一月 '25
+4
在0个频道中
Get PRO
十月 '25
+8
在1个频道中
Get PRO
九月 '25
+6
在0个频道中
Get PRO
八月 '25
+4
在0个频道中
Get PRO
七月 '25
+7
在0个频道中
Get PRO
六月 '25
+4
在0个频道中
Get PRO
五月 '25
+10
在0个频道中
Get PRO
四月 '25
+18
在0个频道中
Get PRO
三月 '25
+1
在0个频道中
Get PRO
二月 '25
+6
在0个频道中
Get PRO
一月 '25
+6
在0个频道中
Get PRO
十二月 '24
+12
在0个频道中
Get PRO
十一月 '24
+6
在0个频道中
Get PRO
十月 '24
+4
在0个频道中
Get PRO
九月 '24
+7
在0个频道中
Get PRO
八月 '24
+2
在0个频道中
Get PRO
七月 '24
+7
在0个频道中
Get PRO
六月 '24
+2
在0个频道中
Get PRO
五月 '24
+6
在0个频道中
Get PRO
四月 '24
+1
在0个频道中
Get PRO
三月 '24
+14
在0个频道中
Get PRO
二月 '24
+16
在0个频道中
Get PRO
一月 '24
+7
在1个频道中
Get PRO
十二月 '23
+9
在0个频道中
Get PRO
十一月 '23
+21
在2个频道中
Get PRO
十月 '23
+13
在2个频道中
Get PRO
九月 '23
+8
在0个频道中
Get PRO
八月 '23
+11
在0个频道中
Get PRO
七月 '23
+25
在0个频道中
Get PRO
六月 '23
+4
在0个频道中
Get PRO
五月 '23
+9
在0个频道中
Get PRO
四月 '23
+11
在0个频道中
Get PRO
三月 '23
+9
在0个频道中
Get PRO
二月 '23
+6
在0个频道中
Get PRO
一月 '23
+25
在0个频道中
Get PRO
十二月 '22
+31
在0个频道中
Get PRO
十一月 '22
+13
在0个频道中
Get PRO
十月 '22
+10
在0个频道中
Get PRO
九月 '22
+10
在0个频道中
Get PRO
八月 '22
+39
在0个频道中
Get PRO
七月 '22
+48
在0个频道中
Get PRO
六月 '22
+14
在0个频道中
Get PRO
五月 '22
+39
在0个频道中
Get PRO
四月 '22
+35
在0个频道中
Get PRO
三月 '22
+54
在0个频道中
Get PRO
二月 '22
+40
在0个频道中
Get PRO
一月 '22
+20
在0个频道中
Get PRO
十二月 '21
+15
在0个频道中
Get PRO
十一月 '21
+13
在0个频道中
Get PRO
十月 '21
+39
在0个频道中
Get PRO
九月 '21
+20
在0个频道中
Get PRO
八月 '21
+26
在0个频道中
Get PRO
七月 '21
+9
在0个频道中
Get PRO
六月 '21
+41
在0个频道中
Get PRO
五月 '21
+9
在0个频道中
Get PRO
四月 '21
+18
在0个频道中
Get PRO
三月 '21
+24
在0个频道中
Get PRO
二月 '21
+24
在0个频道中
Get PRO
一月 '21
+26
在0个频道中
Get PRO
十二月 '20
+771
在0个频道中
日期
订阅者增长
提及
频道
21 七月0
20 七月0
19 七月0
18 七月0
17 七月+1
16 七月0
15 七月0
14 七月0
13 七月0
12 七月+1
11 七月0
10 七月0
09 七月0
08 七月0
07 七月0
06 七月0
05 七月+1
04 七月0
03 七月+1
02 七月+1
01 七月0
频道帖子
«در تاریخ هر کشورِ بزرگی فراوانند این شکست‌خوردگانِ فیروزمند. یاد آنان طراوت و آب­‌و­ رنگی به تاریخ می‌بخشد و نام آنان غرور و گرمی و اعتماد برمی‌انگیزد. در میان آنان دانشمندان و سخنورانی هستند که در عزلت و عسرت کوشیدند تا در ظلمت زندگی، دری رو به روشنایی بگشایند، رادمردان که نومیدانه در برابر دشمنان زورمندی پای فشردند، در نبردی که می‌دانستند عمر خود را بر باد خواهند داد. مردانی که به مشقت عمر به پایان بردند، لیکن در برابر ناروایی‌ها زانو خم نکردند. در نهاد هر آدمی روزنه‌ای رو به روشنایی و بلندی است، ولی هرکسی را این سعادت نیست که آن را بگشاید و از آن پنجره‌ای سازد؛ تنها روان‌های ممتاز، دل‌های برگزیده و سرهای بی‌قرار از این راز باخبرند. برای اینان چندان مهم نیست که فیروز شوند یا مغلوب، و از پای درافتند؛ اصل تکاپو در راه حقیقت است، و چه بسا که چشمداشت پاداشی نداشته باشند و کوشش آن‌ها به هیچ‌گونه منفعتی نینجامد. پاداش آن‌ها رضایت درونی، لذتِ دریافتن و جستن است، و اگر روزگار غالباً به کام نامردان و بی‌مایگان گشته باشد، چه باک؟ همین بس است که خود آنان بدانند که از دیگران برترند.» @dr_eslaminodoushan

2
没有文字...
140
3
没有文字...
134
4
没有文字...
111
5
داغ پُل های جنوب غلامحسین جعفری ندوشن جنوب ایران بخصوص سواحل بندر لنگه تا بندر گاو بندی که الان پارسیان نام گذاشته اند. مناطق نام آشنای من هستند در اواخر دهه ۶۰ و اوایل دهه ۷۰ با همکارانم در جهادسازندگی، پس از فارغ شدن از جبهه و جنگ ۸ ساله برای راه سازی و پل سازی جاده های ساحلی به آنجا مهاجرت کردیم و آنگاه که محرومیت و خونگرمی مردم باصفای آنجا را دیدیم سال‌های زیادی را در آنجا ماندیم و گرما و شرجی هوا را بر خود هموار کرده و به راهسازی و عمران و آبادانی این مناطق محروم مشغول شدیم. ما که هنوز عشق و انگیزه خدمت جبهه و جنگ در وجود مان بود دور از شهر و خانواده خود گاهی حتی سه ماه یکبار هم به خانه و دیار خود سر نمی زدیم و روزها تا پاسی از شب در فکر گشودن راه ها و جاده های مالرو آنجا بودیم تا دیگر هیچ زن زائو و یا بیمار و در راه مانده ای جانش را در جاده جا نگذارد. هر پل و جاده ای در آنجا پاره های از عمر و زندگی و جوانی ماجهادی های دهه ۶۰ و ۷۰ است. اکنون که دشمن دژخیم آنها را در هم می کوبد. گویی پاره های تنمان را از دست می دهیم و لذا حزن و اندوه فراوانی از انهدام پل ها بر دل و جانمان می نشیند . اکنون که مردم خونگرم و مهمان نواز و پرمحبت جنوب در آن گرمای طاقت سوز سپر بلای ایران هستند باید حمایتشان کرد تا در این هوای داغ دیگر داغ دل نبینند.
151
6
داغ پل های جنوب+1
داغ پل های جنوب
141
7
استواری بنای ادب فارسی بر چهار کتاب در زبان ما حدود پانزده اثر شعری ممتاز هست و ده کتاب نثر که می‌شود آن‌‌ها را دارای ارزش اد
استواری بنای ادب فارسی بر چهار کتاب در زبان ما حدود پانزده اثر شعری ممتاز هست و ده کتاب نثر که می‌شود آن‌‌ها را دارای ارزش ادبی درجۀ اول خواند. اما پایۀ بنای ادب فارسی بر «چهار کتاب» استوار است که نه‌تنها واجد همۀ شرایط مربوط به شاهکار هستند، بلکه تاریخ سیال و موزونی از تفکر ایرانی را نیز در بر می‌گیرند. این چهار کتاب چنان‌که همه می‌دانند، شاهنامه و مثنوی مولانا به‌ اضافۀ غزلیات و کلیات سعدی و دیوان حافظ است. این‌‌ها در طی زمان همواره مقام یگانۀ خود را حفظ کرده‌اند و سازندۀ شخصیت و اصالت فکری قوم ایرانی بوده‌اند. جام جهان‌بین ---------- کتاب چهار سخنگوی وجدان ایران تجدید چاپ شده است و اکنون در دسترس خوانندگان خواهد بود. @dr_eslaminodoushan
163
8
没有文字...
215
9
سفر زیارتی هفتادر بخش دوم و پایانی ماشین حاج یوسف خاطره‌ای که دارم مربوط به حاج یوسف و ماشین وی است که قبل از رفتن من به هفتادر صورت گرفته بود و توسط مسافران نَقل مجالس بود. اولین ماشین حاج یوسف که ماشین گاز روسی بود، با کمک حاج وکیلی خریداری شده بود. ظاهراً میان این دو نسبت فامیلی دوری هم وجود داشت. بعدها وی یک ماشین اِرتِنّاش (اینترنشنال) قرمزرنگ نیز خریده بود. قبل از این ماشین‌ها، خان‌های محلۀ قلعۀ ندوشن با مدیریت «حاج حیدرعلی قاسمی» یک کامیون ارتناش را از بندر خرمشهر خریداری کرده بودند. احتمالاً ماشین هم صفر بوده است. شوفر این ماشین هم یکی از اهالی ده‌بالا به نام «میرزا حسین» بود. خان‌های محلات دیگر که به وجود این ماشین رشک می‌ورزیدند، می‌گفتند که فلانی بقچۀ پول را برده کمپانی و گفته: «هر چی میشه ماشین بدید» این ماشین را من ندیدم و احتمالاً فروخته شده بود. حاج یوسف با ماشین ارتناش قرمز خود ندوشنی‌ها را به هفتادر می‌برد. در مسیر برگشت ماشین خراب می‌شود و تعمیر ماشین زمان‌بر می‌شود و به شب می‌خورند. چراغ ماشین خراب بوده است و «حیدر عباس علی‌رضا» که در مزرعۀ‌نو فامیل داشت، یک چراغ طوری معروف به «زنبوری» تهیه می‌کند و خود روی گلگیر ماشین نشسته و مسیر را برای حاج یوسف روشن می‌کند. هر وقت که خسته می‌شده چراغ را به «استاد اسد» برادر حاج یوسف می‌دهد که چراغ را نگه دارند. زن حاج یوسف از اهالی سرو علیا بود و با همین شرایط ماشین، به دیدن خانوادۀ همسرش در سرو می‌رود. وی سال‌ها بعد در آخرین سفرش به همین سرو، به وسیلۀ مینی‌بوس‌اش در هفت‌هر جان خود را از دست داد. خرابی ماشین ادامه‌دار بوده و این سفر چند روز به طول انجامیده که موجب نگرانی اهالی ندوشن شده است. حتی نقل است که ماشین در رودخانۀ «عاروس پَرون» در نزدیکی هفت‌هر نیز متوقف شده است. ماشین بعد از این سفر کنار رودخانه، نزدیک گاراژ «حسین عابدین» رها شده بود و برادران حاج یوسف؛ خالق، حبیب‌الله، حسین‌علی و اسدالله که از آهنگران نامی ندوشن بودند از قطعات ماشین برای ساخت دست‌ساخته‌های آهنی ندوشن مانند: قندچین، قپان، نعل، میخ، داس، داسُگ، سیخ تنور، سه‌پایه، منقل و . . . استفاده می‌کردند. هنگامی که در تهران کار می‌کردم، به خاطر انجام امور اداری سربازی، می‌بایست با اتوبوس از تهران به یزد می‌آمدم. در این سفر «علی عباس‌علی حسن» و «آقارضای علی‌نظر» همراهم بودند. چون هنگام مراسم هفتادر بود و این زیارت سالیانه و پرخاطره آن قدر برای اهالی ندوشن مهم بود که مطمئن بودیم که همه وسایل نقلیۀ یزد-ندوشن در هفتادر هستند؛ سحرگاه در هفتادر از اتوبوس پیاده شدیم. در آن موقع جادۀ اصلی از میان عقدا رد می‌شد و فاصلۀ بسیار بیشتری تا امامزاده محمد داشت. علی که خانمش هفتادری بود، گفت: برویم خانۀ خانوادۀ همسر من. پیاده از میان دشت به سمت هفتادر حرکت کردیم. سحرگاه خنکی بود، بوی بیابان و هوای سالم کویری را بعد از مدت‌ها تنفس می‌کردیم. در نزدیکی هفتادر صدای الاغی به گوشمان رسید. مدت زیادی در غربت تهران و اسیر آلودگی‌‌های آن بودیم، این صدا، از هر صدایی برایمان دلنوازتر بود، چرا که نوید وطن، آبادی و طبیعتی بکر در آن نهفته بود. آقارضا که برای نخستین بار غربت تهران را تجربه کرده بود؛ پس از شنیدن صدا، لبش خندان و اشکش از ذوق جاری شد. از خود بی‌خود شد و کف دشت نشست. مصداق کلام سعدی: «چون برسیدم، بوی گلم چنان مست کرد که دامنم از دست برفت.» کل مراسم را در هفتادر ماندیم و به همراه هم‌ولایتی‌ها رهسپار ندوشن شدیم. عباسعلی رضایی ندوشن
206
10
سفر زیارتی هفتادر بخش نخست هر ساله در بهار (معمولاً حوالی شصتم نوروز) هنگام اعیاد مذهبی (عید قربان، نیمۀ شعبان، عید غدیر، عید مولود و . . .) ندوشنی‌ها به «امامزاده محمد هفتادر» می‌رفتند. این مراسم در گویش ندوشنی «درروضه» و در گویش بلوکی «سِی‌مَد» گفته می‌شد. به علت ناهمخوانی تاریخ شمسی و قمری هنگامی که عید قربان تا عید مولود در فصل بهار قرار می‌گرفت، در زمان این اعیاد مراسم برگزار می‌شد. هنگامی که عید مولود به نزدیکی نوروز می‌رسید و هوای سرد مساعد برگزاری مراسم نبود، برنامۀ مراسم بعد از نوروز توسط ندوشنی‌ها تعیین می‌شد و بلوکی‌ها هم تبعیت می‌کردند. طول مراسم بین 3 تا 4 روز بود. شرکت‌کنندگان مراسم ندوشنی‌ها، اردکانی‌ها، بلوکی‌ها، عقدایی‌ها و توابع آن‌ها بودند. مراسم شامل زیارت بقعه، منبر، سینه‌زنی و تعزیه می‌شد. منبر و سینه‌زنی دست ندوشنی‌ها بود. منبر معمولاً توسط «شیخ محمد تقی جوادی» انجام می‌شد و مداحی دستۀ سینه‌زنی توسط «حاج‌محمد حاج‌جعفر» یا «حاج حیدر آخوند» صورت می‌گرفت و تفکیک محلۀ بالا و پائین هم وجود نداشت. خاطرم هست که جناب جوادی منبری ‌رفت که شامل تفسیر یک آیۀ قرآن بود، بلوکی‌ها جذب منبر او ‌شده بودند و به ندوشنی‌ها برای داشتن چنین عالم واعظی غبطه می‌خوردند. تعزیه توسط عقدایی‌ها و بلوکی‌ها انجام می‌شد. به علت تشابه‌ تعزیه عقدا به ندوشن، تعزیه آن‌ها مقبول‌تر بود. شمر تعزیه بلو‌کی‌ها معروف به «حسین شمر» بود که تضاد جالبی در اسمش نهفته بود. وی با هیبت خاص خود در طول چند روز مراسم، لباس و چکمه شمری خود را در نمی‌آورد و حال عجیبی در مراسم ایجاد می‌کرد. وی در تعزیه از اشعار استفاده نمی‌کرد و به صورت دکلمه اجرا می‌کرد، که مورد انتقاد ندوشنی‌ها بود. بازاری نیز در صفه‌های امامزاده برقرار بود که توسط بلوکی‌ها و اردکانی‌ها اداره می‌شد. محصولات بازار منسوجات، ظروف سفالی و مسی، همچنین جارو و بادبزن بود که بومی هفتادر بود که زوار به عنوان مصرف سالانه یا سوغات به ندوشن می‌آوردند. زنان هفتادری در سایۀ کوچه‌ها می‌نشستند و از برگ‌های همان چند نخل خرمای آبادی‌شان جارو و بادبزن می‌بافتند. در این بازار مکاره، اسباب‌بازی‌هایی مانند: ماشینگ، شوت‌شوتگ، عاروسگ، گِرازه، خفتی (گردن‌بند)، النگو بدلی و خوردنی‌هایی مانند: فالوده، بستنی و نوشابه که تا آن روز نخورده بودیم به فروش می‌رفت. بی‌وجه نبود که مادرم در مورد این بازار می‌گفت: «این‌ها همش تِلِۀ پِوله» در این بازار ندوشنی‌ها معمولاً خریدار بودند. می‌شد که معامله‌های کلان بر سر گوسفند پرواری (نری و چپش) یا شتر انجام شود. در این چند روز ندوشنی‌ها معمولاً غذای گرم نمی‌خوردند و به نان خشک و ماست بسنده می‌کردند. پدرم که چوپان بود و در فصل بهار مشغلۀ فراوانی داشت، در این مراسم معمولاً شرکت نمی‌کرد و خوش نداشت که مادر به تنهایی به این سفر برود و می‌گفت: «زن باید مردِ سَر داشته باشد.» یادم می‌آید یک بار که پدرم به خاطر علاقۀ من به این سفر به مادرم اجازه داد که با پسر برادرش «حسن مسگر» که داماد هفتادری‌ها بود به این سفر زیارتی برود؛ مادرم برای اولین بار با نوشابه مواجه شد. نوشابه با همان شیشه سرکشیده می‌شد و مادرم که نمی‌دانست که نوشابه را چگونه مصرف کند تا گاز آن از بینی خارج نشود، نتوانست بخورد و الباقی نوشابه سهم من شد که سال قبل برای اولین بار با «عباس قاسم» پسردایی‌ام به هفتادر رفته بودم و طریق نوشابه خوردن را بلد بودم. در سفر نخست برای مادر سه جارو و دو بادبزن و یک آیینه سوغات آوردم. یک ماشینگ کمپرسی هم برای خودم خریدم. من پنجه‌زن عباس ‌بودم و هزینۀ سفر و سوغاتی‌ها از مزد پنجه‌زنی تأمین شد. سفر اول با وانتی که از نیسان‌های کنونی قدری بزرگ‌تر بود و با بنزین کار می‌کرد، انجام شد. ماشین متعلق به «رضاخان» بود. خودمان در پشت وانت به صورت ایستاده، این سفر طولانی را طی می‌کردیم و بار و بنه که در چادی‌شب (چادرشب) پیچیده می‌شد، به میله‌های وانت آویزان بود. برای چایی یک پریموس نفتی داشتیم. سفر دوم به همراه مادرم و ماشین جیپ پسردایی انجام شد که خانوادگی رفتیم. ملارضا که وصفش قبلاً آمد وظیفۀ چاووشی این مراسم را عهده‌دار بود. سوار اسب می‌شد و در ده می‌تاخت و در سر هر کوچه درنگی می‌کرد و می‌خواند: «هر که دارد هوس کرب و بلا بسم الله هر که دارد سر همراهی ما بسم الله» وی و همسرش «بی‌بی خاتون» همواره در این مراسم حضور پررنگی داشتند. عباسعلی رضایی ندوشن
203
11
⁨ ⁨ مراسم رونمایی از کتابِ زندگی و آثار مهری اکبری با حضور مهری اکبری، همراه با پخش مستند ‌ و سخنرانی مریم رسولیان کیانوش معت
⁨ ⁨ مراسم رونمایی از کتابِ زندگی و آثار مهری اکبری با حضور مهری اکبری، همراه با پخش مستند ‌ و سخنرانی مریم رسولیان کیانوش معتقدی هانی منصورنژاد ماهور زهرایی رحمان علاقه‌بند معراج قنبری ‌‌ و اجرای موسیقی ایلیا ارزانلو جمعه ۲۶ تیر ۱۴۰۵، ساعت ۱۸ تا ۲۰ خانهٔ هنرمندان ایران / سالن استاد ناصری --------- مهری (صدیقه) اکبری نقاش پیشکسوت یزدی است که سال‌ها نیز در مجتمع خیریه و عام‌المنفعه رعد در کنار بزرگانی چون احمد میرزاخانی (پدر مرحوم مریم میرزاخانی) و ... در کارهای نیک اندیشانه و خیریه کرده است.
251
12
امید گرانبهاترین عطیه‌ای است که شامل حال بشر می‌شود. اگر نمی‌شود با واقعیت کنار آمد، با امید همیشه می‌توان کنار آمد. «دکتر مح
امید گرانبهاترین عطیه‌ای است که شامل حال بشر می‌شود. اگر نمی‌شود با واقعیت کنار آمد، با امید همیشه می‌توان کنار آمد. «دکتر محمدعلی اسلامی ندوشن» @dr_eslaminodoushan
174
13
🔶پخش مسابقه مردان آهنین با حضور پهلوان علی‌اکبر جعفری ندوشن 🔸از امشب: ساعت ۲۰ از شبکه ۳ @farhangenodoushan
🔶پخش مسابقه مردان آهنین با حضور پهلوان علی‌اکبر جعفری ندوشن 🔸از امشب: ساعت ۲۰ از شبکه ۳ @farhangenodoushan
319
14
پیامی از شهردار سابق ندوشن به عنوان کسی که از سال ۱۳۹۰ تا ۱۴۰۰ افتخار خدمت به مردم شریف ندوشن را در جایگاه شهردار داشتم، بسیاری از دغدغه‌های مطرح‌شده درباره معادن را از نزدیک لمس کرده‌ام. اصل فعالیت معدنی، اگر بر پایه قانون، شفافیت و مسئولیت‌پذیری باشد، می‌تواند فرصتی برای توسعه منطقه باشد؛ اما توسعه زمانی معنا پیدا می‌کند که مردم منطقه نیز از منافع آن بهره‌مند شوند، نه اینکه تنها بار ترافیک خودروهای سنگین، تخریب جاده‌ها، آسیب به محیط‌زیست، فشار بر منابع آب و مخاطرات ایمنی را تحمل کنند. قوانین کشور نیز به صراحت بر اختصاص بخشی از حقوق دولتی و درآمدهای معدنی برای توسعه زیرساخت‌ها، جبران خسارت‌ها و اجرای پروژه‌های عمرانی، بهداشتی و زیست‌محیطی در مناطق معدن‌خیز تأکید کرده‌اند. انتظار مردم ندوشن نیز چیزی فراتر از اجرای همین قوانین نیست. امروز بیش از هر زمان دیگری لازم است مسئولان ذی‌ربط با شفاف‌سازی درباره تعداد معادن فعال، میزان برداشت، حقوق دولتی وصول‌شده و نحوه هزینه‌کرد سهم قانونی منطقه، زمینه اعتماد عمومی را فراهم کنند. همچنین ارتقای جاده‌ها، حفاظت از منابع طبیعی و تأمین حقوق قانونی مردم باید در اولویت قرار گیرد. ندوشن سزاوار توسعه‌ای پایدار، عادلانه و مبتنی بر قانون است؛ توسعه‌ای که در آن هم سرمایه‌گذاری حفظ شود و هم حقوق مردم و نسل‌های آینده نادیده گرفته نشود. موسوی ندوشن https://t.me/toofaneyazd/136278 ✅توفان یزد @Toofaneyazd
330
15
پیام هایی از ندوشن هنوز خاصیت معادن برای ندوشن کشف نشده است! *زیر ساخت های بخش ندوشن جوابگوی این همه معادن نیست و صدور مجوز بی رویه، بدون توجه به زیرساخت ها و امکاناتی مانند جاده و.. و همچنین تبعات زیست محیطی آن، منطقه ندوشن را با مشکلات جدی و اساسی روبرو کرده است. *مهمترین مشکل ندوشن در بحث معادن جاده ها است، متاسفانه حمل و نقل وسایل سنگین معدنی در جاده های منتهی به ندوشن جوابگوی ظرفیت آن نیست. *پیگیری جدی برای پرداخت عوارض فروش معادن بخش ندوشن باید انجام شود... *طبق تبصره ۶ ماده ۱۴ قانون معادن کشور، ۲۵ درصد از حقوق دولتی معادن باید در زیرساخت های مانند جاده، بهداشت، محیط زیست و.. همان منطقه هزینه شود و همچنین طبق قانون برنامه بودجه، ۱ درصد درآمد حاصل از فروش معادن باید به توسعه همان منطقه اختصاص یابد اما هیچکدام از این موارد اجرایی نشده است. *بند الف ماده ۴۳ قانون برنامه ششم توسعه است که یک درصد از سهم فروش معادن را برای جبران خسارت و انجام پروژه‌های بهداشتی، درمانی و عمرانی در مناطق استقرار معدن اختصاص می‌دهند. *مردم ندوشن که خوب دارند طعم برکات معادن میکشند... از جمله: خشکسالی، نابودی محیط زیست و منابع طبیعی، خطرات جاده ای، بردن آبهای ندوشن و .... فقط خوش به حال معدن دار که مفت و مجانی دارند خاک منطقه ندوشن را به یغما میبرند... *لزوم شفاف سازی آمار برداشت از معادن ندوشن -بر برداشت از معادن بخش ندوشن، چه کسی نظارت می کند؟ -معادن بخش ندوشن چقدر سود و درآمد دارد؟ -بد نیست مسئولان محترم راجع به کلیه معادن ندوشن علی الخصوص معدن سنگ آهن سورک ندوشن شفاف سازی کنند. -بدجوری در این معادن، بیت المال داره ریخت و پاش میشود، و مهم بحث کم اظهاری و عدم پرداخت حقوق دولتی توی این معادن می باشد. *عوارض استخراج معادن بخش ندوشن در کجا هزینه می‌شود !؟ *سوال مردم این است که عوارض استخراج معادن ندوشن در کجا هزینه می‌شود و مسئولان چه زمانی می‌خواهند به خواسته‌های مردم پاسخ دهند؟ *بالغ بر ۲۰ معدن در بخش ندوشن و در وضعیت جاده های روستایی ندوشن در حال فعالیت و برداشت خاک و سنگ این منطقه هستند که هیچ عایدی برای مردم ندارند. لطفا بخشدار محترم لیست معادن و اسامی آن ها را انتشار دهند تا تکلیف مردم روشن گردد برای حق خواهی قانونی و پیگیری اختصاص بودجه و حق خودشان *به اسم اشتغال زایی مفت و مجانی خاک و آب را دارن میبرن و مالیات شون هم صفر است و هیچ کمکی هم نمیکنند. https://t.me/toofaneyazd/136293 ✅توفان یزد @Toofaneyazd
273
16
انا لله و انا الیه راجعون درگذشت مرحوم مغفور مرتضی جعفری ندوشن را خدمت خانواده محترم و سایر بستگان آن مرحوم تسلیت عرض می‌کنیم
انا لله و انا الیه راجعون درگذشت مرحوم مغفور مرتضی جعفری ندوشن را خدمت خانواده محترم و سایر بستگان آن مرحوم تسلیت عرض می‌کنیم. خداوند بزرگ ایشان را مورد رحمت و مغفرت خویش قرار دهد ان‌شاءالله، و به بازماندگان محترم صبر عنایت فرماید. روحش شاد و در آرامش🖤 @farhangenodoushan
218
17
انا لله و انا الیه راجعون درگذشت مرحوم مغفور مرتضی جعفری ندوشن را خدمت خانواده محترم و سایر بستگان آن مرحوم تسلیت عرض می‌کنیم
انا لله و انا الیه راجعون درگذشت مرحوم مغفور مرتضی جعفری ندوشن را خدمت خانواده محترم و سایر بستگان آن مرحوم تسلیت عرض می‌کنیم. خداوند بزرگ ایشان را مورد رحمت و مغفرت خویش قرار دهد ان‌شاءالله، و به بازماندگان محترم صبر عنایت فرماید. روحش شاد و در آرامش🖤 @farhangenodoushan
133
18
ندوشن. مرکز فیزیوتراپی خیری صالحات وباقیات تنها ساخت مسجدو حسینیه نیست،بلکه بسیاری از کارهای عام المنفعه هست که به مراتب واجب تر ولازمترو ضروری ترین نیاز مردم است. خیری نیک اندیش چندی پیش دراقدامی شایسته وخداپسندانه وبا توجه به نیاز مردم بخش ندوشن با خرید چندین دستگاه ولوازم ضروری باعث وبانی راه اندازی این مرکز شدکه مورداستقبال مردم قرار گرفت. امروز دو تن از بهترین فیزیوتراپیست های استان هفته ای دو روز با حضور درزادگاهشان با کمال میل وافتخاری وبه کمک فیزیو تراپ های دوره دیده وساکن، این مرکز را اداره کرده به درمان بیماران می پردازند.کارکنان این مرکز تا کنون هیچ دستمزدی دریافت نکرده اند که جای بسی تاسف است.دراین تابستان گرم این مرکز مردمی فاقد کولر ووسایل خنک کننده می باشد.البته امکانات دیگری هم لازم دارد که انشاالله صاحب مرامی با دید خدمت به مردم که عین رضایت خداوند متعال است قدمی دراین راه به ثواب نزدیکتر برخواهدداشت.اما جای بسی تاسف است‌ تاکنون ارگان وادارات ذیربط کوچکترین قدمی در این راه برنداشته اندوانتظاری هم ازآنان نبوده ونیست.البته مردم هم نیک به این موضوع واقفند.امیدواریم کارکنان دراین مرکز دلسرد نشده وبه راه درستی که انتخاب کرده اند ادامه ‌دهند.مردم ندوشن قدردان زحمات این عزیزان هستندوخواهند بود.اجرتان با خداوند عادل.چه شیرین وگواراست کاستن از آلام یک بیمار که بارنج ودردبسیار چشم به مهرومحبت ودستان شما دارد وچه آرامبخش است خدمت به مردم وبخصوص محرومین، به دمی یا درهمی یا قلمی،یا قدمی. ✍سید مهدی موسوی ندوشن ❇️سیمای ندوشن @simanodoushan
250
19
没有文字...
236
20
چهاردهم تیر، روز قلم بر اهالی کلمه مبارک «هرکسی در زندگی تکیه‌گاهی می‌جوید تا بتواند بر روی خاک، تعادلِ خود را حفظ کند. برای
چهاردهم تیر، روز قلم بر اهالی کلمه مبارک «هرکسی در زندگی تکیه‌گاهی می‌جوید تا بتواند بر روی خاک، تعادلِ خود را حفظ کند. برای من این تکیه‌گاه قلم بود و در مصاحبتِ آن، ساعت‌های سرشاری را گذراندم. روزی جوانی نزد من آمد و گفت: «من سه‌بار قصدِ خودکُشی کردم و مرا نجات دادند، بعد با نوشته‌های شما آشنا شدم و دیگر تصمیم دارم که این کار را تکرار نکنم.» حرفِ این جوان برای من خوش‌ترین اَجری بود که از قلمِ خود می‌گرفتم.» #برگریزان آن جان جهان، مرا قلم بود قلم وان روی نگارگون، وان زلف به خم در صبح امیدبخش و در شام دُژم وین‌ها همه رفتند و عدم ماند عدم کانال دکتر اسلامی ندوشن @dr_eslaminodoushan
378