مرکز پژوهشهای ایرانی و اسلامى
前往频道在 Telegram
مركز پژوهشهاى ايرانى و اسلامى (مركز دائرةالمعارف بزرگ اسلامى)؛ مؤسسهای غیردولتی، مردمنهاد (وقف عام) و سازمانی علمى-پژوهشى است كه با هدف تأليف و تدوين كتب مرجع به ویژه در زمینهٔ مطالعات ایرانی و اسلامی در اسفندماه ١٣٦٢ تأسيس شده است. www.cgie.org.ir
显示更多4 237
订阅者
-124 小时
+17 天
+530 天
帖子存档
فراخوان هشتمین همایش ملّی زبانها و گویشهای ایران (گذشته و حال)
♦️دبا: مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی با همکاری انجمن ایرانشناسی هشتمین همایش ملّی زبانها و گویشهای ایران (گذشته و حال) را برگزار میکند.
🔸مركز دائرةالمعارف بزرگ اسلامى (مركز پژوهشهاى ايرانى و اسلامى) که تا كنون موفق به برپايى هفت دوره همايش ملی زبانها و گويشهاى ايران شده است و مجموعه مقالات آن را منتشر ساخته است، افتخار دارد هشتمین همایش ملی زبانها و گویشهای ایران (گذشته و حال) را برگزار کند.
🔸از کلیۀ علاقهمندان به ارائۀ مقاله در این همایش دعوت میشود چکیده و اصل مقالۀ خود را طبق تاریخهای مذکور در پایین، به نشانی پست الکترونیک icild@cgie.org.ir ارسال کنند. همچنین ضروری است متقاضیان محترم در تارنمای همایش به نشانی icild.cgie.org.ir نامنویسی کنند.
🔸مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی همۀ فرهیختگان، استادان و دانشجویان ارجمند را برای ارائۀ دستاوردهای علمی خود در شناسایی زبانها و گویشهای ایران فرامیخواند. بدیهی است برگزارکنندگان این همایش تمامی زبانها و گویشهای جاری در این سرزمین را پاس میدارند و مشتاق دریافت حاصل پژوهشهای ارزشمند در این زمینه خواهند بود.
🔸شایان ذکر است مقالات پذیرفتهشده در این همایش تأییدیۀ ISC (پایگاه استنادی جهان اسلام) دریافت میکند و در مجموعه مقالات هشتمین همایش ملی زبانها و گویشهای ایران چاپ و منتشر خواهد شد.
🔹اهداف همایش:
- آشنایی با آخرین دستاوردهای پژوهشی در زمینۀ زبانها و متون ایرانی باستان، میانه و نو
- بررسی گسترۀ زبانهای ایرانی بهعنوان یکی از عوامل پیوند میان ملتهای منطقه
- ایجاد انگیزه در پژوهشگران جوان برای پژوهشهای ژرف در عرصۀ زبانشناسی ایرانی
🔹محورهای همایش:
- پژوهشهای تازه در زمینۀ زبانها و متون ایرانی باستان (فارسی باستان، اوستایی)
- پژوهشهای تازه در زمینۀ زبانها و متون ایرانی میانه غربی (پارتی و فارسی میانه)
- پژوهشهای تازه در زمینۀ زبانها و متون ایرانی میانۀ شرقی (سغدی، ختنی، خوارزمی و بلخی)
- پژوهشهای تازه در زمینۀ متون کهن فارسی از دیدگاه زبانشناسی
- جغرافیای زبان فارسی
- رابطۀ زبانهای ایرانی با دیگر زبانها درگذر تاریخ
- پژوهشهای تازه در زمینۀ گویشهای ایرانی
🔹ضوابط ارسال چکیدۀ مقاله:
زبان اصلی همایش فارسی است، اما چکیدۀ مقالات به زبان انگلیسی نیز پذیرفته خواهد شد.
تمامی مقالات پذیرفتهشده باید حاوی مطالب زیر باشند:
- چکیدۀ مقالهها باید بین ٣٠٠ تا ۴٠٠ واژه بههمراه واژگان کلیدی در محیط word تنظیم شده باشد. همچنین هدف از نگارش مقاله مشخص شده باشد.
🔸زمان دریافت چکیدۀ مقالات: ٣١ شهریور ۱۴۰۵
زمان دریافت اصل مقالات: ٣٠ آذر ١۴٠۵
زمان دریافت اعلام نتایج: ۳۰ دی ١۴٠۵
زمان اعلام نتایج مقالات: اسفند ١۴٠۵
زمان برگزاری همایش: متعاقباً اعلام میشود.
مکان برگزاری همایش: مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی
🔻 راههای تماس با دبیرخانۀ همایش:
- نشانی محل دبیرخانه: تهران، میدان شهید باهنر(نیاوران)، خیابان شهید پورابتهاج، شمارۀ ۲۱۰، مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی
- تلفن همراه: ۰۹۱۲۲۱۷۹۶۷۲
@cgie_org_ir
تاریخ اوّلین بنای قلعۀ الموت
🖊️ عنایتالله مجیدی
الموتپژوه و رئیس کتابخانۀ مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی
🗓️ روزنامۀ اعتماد، شمارۀ ۶٣٨٨، سهشنبه، ششم مرداد ١۴٠۵، صفحۀ یک
♦️قدمت قلعۀ الموت یا هستۀ اصلی قلعه، به روزگاری کهنتر و دست کم به سدۀ ۳ق باز میگردد. اگرچه بنا بر بعضی روایات محلی و بسیار متأخر، وقتی حسن صباح به الموت آمد، استحکامات و قلعه وجود نداشت، ولی این روایت با گزارش مورخان کهن ــ که در وقایعپایان سدۀ ۳ و اوایل سدۀ ۴ق به آنجا اشاره کردهاند ــ منافات دارد. جوینی به استناد کتاب تاریخ جیل و دیلم که برای فخرالدولۀ دیلمی نوشته شده است و اکنون در دست نیست، آورده که یکی از ملوک ارجستان [باید خوانده شود: جَستانیان] در ۲۴۶ق بر کوهی که قلعۀ الموت بر آن است، عمارتی کرد و ملوک دیلم به این دژ مفتخر بودند و شیعۀ اسماعیلیه بدان پشتگرمی داشتند. حمدالله مستوفی آن را ساختۀ الداعی الی الحق، حسن بن زید، در همان سال دانسته است؛ اما ابن اسفندیار در شرح وقایع سال ۳۰۷ق آورده است که علی بن وهسودان تصمیم گرفت داعی صغیر را «به قلعۀ پدران خود، یعنی الموت» فرستند، و از گزارش مرعشی در همین باب که «علی، داعی را به قلعۀ الموت که موطن اصلی او بود، فرستاد»، میتوان حدس زد که مراد، قلعۀ پدران و موطن اصلی خود علی بن وهسودان جستانی است که الموت روزگاری در قلمرو ایشان بود. به عقیدۀ برناردلویس، دژ الموت را یکی از شهریاران دیلم در پی شناسایی صخرۀ الموت توسط عقاب دستآموز خود ساخت، و در ۲۴۶ق یکی از حکمرانان علوی آن را تجدید بنا کرد.
🔹به نظر میآید که مرزبان در اینجا نام خاص نیست، بلکه عنوان پادشاه است. اما منابع دیگر به صراحت نام پدر وهسودان را جستان دیلمی آوردهاند؛ به هر روی، روشن نیست که مقصود کدام جستان است، یعنی باید سلسلۀ نسب وهسودان را وهسودان ابن مرزبان بن جستان بدانیم یا وهسودان بن جستان بن مرزبان ابن جستان.
🔸باید توجه داد که بانی اولیۀ قلعۀ الموت کدامیک از فرمانروایان آلجستان بوده است. چنانکه در بالا نقل شد، جوینی به نقل از تاریخ جیل و دیلم، یعنی کهنترین مأخذ موجود، به بنای قلعه در ۲۴۶ ق/۸۶۰م، و به دست یکی از ملوک ارجستان [خوانده شود: آلجستان] تصریح کرده است، چون نزدیکترین حکمران آل جستان در این تاریخ، وهسودان بن جستان بن مرزبان بن جستان دیلمی است، بنابراین به احتمال بسیار وی را باید بانی قلعۀ مشهور الموت دانست.
▫️برای مطالعۀ کامل مطالعات قلعۀ الموت دائرةالمعارف بزرگ اسلامی؛ جلد ۱۰، صفحۀ ۹۲ و جلد ۱۸، صفحۀ ۱۲۴ را بخوانید.
📸 امین رحمانی، ایرنا
@cgie_org_ir
آشیانۀ عقاب
♦️دبا: پروندۀ «قلعۀ الموت و استحکامات وابسته» که روزگاری دراز دژ تسخیرناپذیر فرمانروایی اسماعیلیان بود و تا حدود سدۀ ۹ق/ ۱۵م در تاریخ سیاسی و نظامی شمال ایران نقش مهمی داشت، در فهرست میراث جهانی یونسکو جای گرفت. بههمینمناسبت، فرازهایی از مدخل «اَلَموت» در دائرةالمعارف بزرگ اسلامی نوشتۀ صادق سجادی و عنایتالله مجیدی را در پی میخوانیم.
🔹 «قدمت قلعۀ الموت یا هستۀ اصلی قلعه، به روزگاری کهنتر و دست کم به سدۀ ۳ق باز میگردد. اگر چه بنا بر بعضی روایات محلی و بسیار متأخر، وقتی حسن صباح به الموت آمد، استحکامات و قلعه وجود نداشت، ولی این روایت با گزارش مورخان کهن منافات دارد. جوینی به استناد کتاب تاریخ جیل و دیلم که برای فخرالدولۀ دیلمی نوشته شده است، آورده که یکی از ملوک ارجستان [باید خوانده شود: جستانیان] در ۲۴۶ ق بر کوهی که قلعۀ الموت بر آن است، عمارتی کرد و ملوک دیلم به این دژ مفتخر بودند و شیعۀ اسماعیلیه بدان پشتگرمی داشتند. حمدالله مستوفی آن را ساختۀ الداعی الی الحق، حسن بن زید، در همان سال دانسته است؛ اما ابن اسفندیار در شرح وقایع سال ۳۰۷ق آورده است که علی بن وهسودان تصمیم گرفت داعی صغیر را «به قلعۀ پدران خود، یعنی الموت» فرستند، و میتوان حدس زد که مراد، قلعۀ پدران و موطن اصلی خود علی بن وهسودان جستانی است که الموت روزگاری در قلمرو ایشان بود. به عقیدۀ برنارد لویس، دژ الموت را یکی از شهریاران دیلم در پی شناسایی صخره الموت توسط عقاب دستآموز خود ساخت، و در ۲۴۶ق یکی از حکمرانان علوی آن را تجدید بنا کرد. قلعۀ الموت با آنکه در روزگار هولاکوخان ویران شد، ولی دوباره تجدید بنا گردید و تا اواخر عصر صفوی پا برجا بود.
🔸دربارۀ موقعیت الموت باید گفت فراوانی آب موجب حاصلخیزی آن میشده، از موقعیت سوقالجیشی خاصی هم برخوردار بوده، کلید دروازۀ دیلمان تا گیلان به شمار میآمده است و از آنجا امکان دسترسی سریع به قزوین و ایالات مرکزی ایران که از نقاط حساس دعوت اسماعیلیه بوده، به سرعت فراهم میشده است. افزون بر همۀ اینها، الموت بر دژهای اطراف اشراف داشته، به نحوی که ساکنان آنها همه میتوانستند در مواقع لزوم با علامتهایی به یکدیگر پیام رسانند. کثرت این دژها که این منطقۀ نسبتاً بزرگ، استوار و محصور ایجاد میکرد، میتوانست از علل انتخاب الموت به عنوان مقر فرماندهی اسماعیلیه توسط حسن صباح بوده باشد.»
▫️متن کامل این نوشتار را در صفحات ٩١ تا ٩٨ از جلد دهم دائرةالمعارف بزرگ اسلامی و همچنین پیوند آن در تارنمای مرکز بخوانید:
https://www.cgie.org.ir/fa/article/247324/%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%88%D8%AA
@cgie_org_ir
میوۀ عیدانه
♦️دبا: «آلو» از گیاهان و میوههای بومی و معروف در ایران با مصارف متعدد خوراکی، درمانی و فرهنگی است که مدخلی دربارۀ آن در دانشنامۀ فرهنگ مردم ایران به قلم پیمان متین اختصاص یافته است و در ادامه بخشی از آن را میخوانیم.
🔹«آلو و دیگر گونههای آن در نظام آشپزی ایرانیان جایگاه ویژهای دارند. آش آلوچه، آش زردآلو و آش آلوی سیاه در کتابهای آشپزی دورۀ قاجار مطرح شدهاند. آلو و آلوچه و آلوبالی در بسیاری دیگر از خوراکها مثل قلیۀ حبشی، بریان پلاو و قلیۀ اناردان کاربرد داشته است. برخی از خوراکها نیز اساساً با این میوهها طبخ میشد، مثل آلوبالو پلاو یا قلیۀ آلوچه. البته امروز هم بسیاری از خوراکهای رایج با آلو تهیه میشوند. از معروفترین آنها میتوان به خورش آلواسفناج، خورش آلو مسما و آلوچه مسما (بیشتر در گیلان)، خورش آلوگشنیز (جنوب ایران)، آش آلو و آلوبالوپلو اشاره کرد. همچنین در کازرون منظور از آلو در قیمۀ آلو، همان سیبزمینی یا آلوزمینی است، اما در همانجا به قیمۀ آلو که با آلوبخارایی طبخ شود، قیمۀ آلوکیسه میگویند.
🔸در کردستان از آلوهای سیاه و زرد در طبخ خورش آلوسیاه و خورش آلوزرد (آلوچه زرده) استفاده میشود. از خورشهای دیگر که با آلو درست میشوند، باید از خورش به آلو، خورش آلو میگو، و خورش باقله آلوچه (در سیرجان) نام برد. در سیرجان مردم بر این باورند که خوردن غذاهای ترش و نفاخ با همدیگر مضر است و در این باره میگویند: آلوچه با کشک نفس نکش، زردآلو با کشک نفس نکش و امثال آن.
🔹استفاده از آلو و دیگر میوههای مشابه آن در تهیۀ مواد خوراکهایی که به اصطلاح شکم آنها پر میشود، مثل ماهی شکمپر، مرغ شکمپر، انواع کوفته، مثل کوفته تبریزی از ضروریات در تهیۀ این مواد محسوب میشود. برگۀ قیسی (زردآلو)، آلوچۀ خشک و انواع آلوترش خشک جزو چاشنیها و تنقلات خوشطعم و عطر ایرانیان محسوب میشوند. استفاده از این میوهها (بهویژه نوع خشکشدۀ آنها) در شبهای زمستان و شبچرهها مرسوم است.
🔸آلوچه یکی از ترکیبات دَلار (دَرار) است که گیلانیها آن را به عنوان چاشنی غذا (بهخصوص همراه با خیار) درست میکنند. اصولاً گیلانیها آلوچۀ ترش و آب آلوچه را به عنوان طعمدهندۀ غذا بسیار میپسندند. ترشه آش و آلوچه فشکن (دشکن) در گیلان بسیار محبوب هستند.»
▫️متن کامل این نوشتار را در صفحات ١٨۵ تا ١٩٠ از جلد نخست دائرةالمعارف بزرگ اسلامی همچنین پیوند آن در تارنمای مرکز بخوانید:
https://www.cgie.org.ir/fa/article/238091/%D8%A2%D9%84%D9%88
@cgie_org_ir
درختِ برکت
♦️دبا: «چِنار» درختی تناور، پرشاخ و برگ با برگهای پنجهای پهن، تاج کروی یا تخممرغی و عمر زیاد که هم در مناطق کوهستانی، و هم در جلگهها و دشتها میروید. آنچه در پی میخوانید فرازی از مدخلی دربارۀ این درخت در دانشنامۀ فرهنگ مردم ایران بهقلم محمدحسین شمسایی است.
🔹«شماری از چنارهای اماکن مقدس در جایجای ایران، آوازهای بسیار یافتهاند؛ برای نمونه، در استان تهران میتوان از اینها نام برد: چنار امامزاده صالح تجریش که پیشینۀ بلندی دارد، به گونهای که در سدۀ ۱۳ م / ۷ ق، هنگامی که مارکوپولو رهسپار چین بوده، این درخت نظر او را جلب کرده است؛ چنار مقابل امامزاده یحیى معروف به چنار سوخته؛ چنار مجاور بنای امامزاده موسی بن کاظم (ح ۷۰۰ساله)؛ چنار امامزادگان صدرالدین و بیبی خاتون (۴۰۰ساله)؛ چنار جنب بنای امامزاده حمزه در شهرستان مبارکآباد (ح ۴۰۰ساله) و چنار صحن امامزاده شمسالدین محمد (ح ۳۵۰ساله).
🔸در نیشابور، در محلی به نام قدمگاه و منطقهای به همین نام، و در استان کهگیلویه و بویراحمد در مسیر چشمهها، درختهای بید، زبانگنجشک و چندین چنار کهنسال سایه افکندهاند، همچنین میتوان از چنار کهنسال جلو مسجد میرغیاثالدین کاشان و چنار صحن مسجد پاچنار در وشنوه (روستای ییلاقی قم) یاد کرد که ۷۰۰ تا ۸۰۰ سال عمر دارد. در گوک (روستایی در ماهان کرمان)، در محلی به نام خواجه خضر، ۵ چنار قطور و کهنسال هست. در جایجای اصفهان ــ به سبب آنکه در عصر صفوی، پایتخت ایران بوده است ــ چنارهای سر به آسمـان برافراشته و کهنسال دیده میشوند. چنار امامزاده اسماعیل در شرق خیابان هاتف و چنار دستگرد در جنوب غربی اصفهان، ازجمله چنارهای مقدس آن دورهاند.
🔹ازجمله موارد دیگر چنار گلدون که مردم به آن اعتقاد قلبی داشتند و برای اجابت دعای خود به آن دخیل میبستند. چنار سرای بقعۀ امامزاده علیاصغر در روستای زرآباد الموت قزوین که به اعتقاد مردم، هرسال در سحرگاه روز عاشورا از آن خون جاری میشود و مردم از مناطق دور و نزدیک به دیدن آن میروند.
🔸چنارهای بزرگ و کهنسال صحن امامزاده شاهمیرحمزه در روستای بزم (بژم) یزد، چنار کهنسال روستای وانشان در شهرستان خوانسار، چنار چشمهعلی در ۲۰کیلومتری دامغان و چنارهای روستای احمدرضا در شهرستان تیران و کرون که در سرای امامزاده احمد بن موسی مبرقع کاشته شدهاند.»
▫️متن کامل این نوشتار را در صفحات ٣٩٨ تا ۴٠٣ از جلد سومِ دانشنامۀ فرهنگ مردم ایران و همچنین پیوند آن در تارنمای مرکز بخوانید:
https://www.cgie.org.ir/fa/article/240561
@cgie_org_ir
یک قرن تیتر و خاطره
♦️دبا: «روزنامۀ اطّلاعات» یکصد ساله شد. رخدادی که در سپهر مطبوعات ایران یک اتفاق محسوب میشود. بههمینانگیزه فراز آغازین مدخلی دربارۀ این روزنامه در دانشنامۀ ایران را میخوانیم.
🔸«نخستین روزنامۀ عصر تهران که شمارۀ نخست آن در ۱۹ تیر ۱۳۰۵، و بهعنوان سخنگوی مرکز اطلاعات ایران انتشار یافت. این مرکز نخستین سازمان خبری فارسی بود که بههمت ۵ تن از روزنامهنگاران جوان ایرانی، در مرداد ۱۳۰۲ تأسیس شده بود و عباس مسعودی (۱۲۸۰-۱۳۵۳ ش) ریاست آن را بر عهده داشت. مجوز انتشار روزنامۀ اطلاعات نخست در ۱۳۰۴ ش به نام علیاکبر سلیمی، یکی از آن ۵ تن، صادر شد. سال بعد، مسعودی با کسب مجوز دیگری توانست نخستین شمارۀ اطلاعات را در دو صفحۀ ۵ ستونی، در اندازۀ ۵ / ۳۷×۲۶ سانتیمتر، به قیمت ۴ شاهی انتشار دهد. شمارۀ دوم یک ماه بعد، در ۱۹ مرداد ۱۳۰۵، منتشر شد. از آن پس، اطلاعات روزانه، بهاستثنای ایام تعطیل، عصرها منتشر شده است. شمارگان روزنامه در پایان سال به ۷۰۰ نسخه رسید. اطلاعات در دومین سال انتشار، از تیر ۱۳۰۶، در ۴ صفحه انتشار یافت و برای نخستینبار در کشور با استفاده از چاپ گراوری در صفحۀ اول خود عکس چاپ کرد.
🔹اطلاعات در مهر ماه ۱۳۱۱، در هفتمین سال انتشار، چاپخانۀ کوچک، اما خاصِ خود را تأسیس کرد و روزنامۀ اطلاعات از اول اسفند ۱۳۱۲ در ۶ صفحه انتشار یافت. استقبال از آن، سبب شد که با استفاده از امکانات دستگاه چاپ پرسرعت رتاتیو، که تازه وارد ایران شده بود، دامنۀ کار گسترش یابد. روزنامه در ۸ صفحۀ ۵ ستونی، در ابعاد ۵۵× ۴۸ سانتیمتر، به قیمت ۳۰ دینار و ۷ شماره در هفته منتشر شد.
🔸اطلاعات در آخرین سال جنگ جهانی دوم (۱۹۴۵ م / ۱۳۲۴ ش)، در دورترین نقاط کشور خواننده داشت، اما کمبود کاغذ ناشی از جنگ، سبب شد که با صفحات کمتر و ابعاد کوچکتر و ۶ بار در هفته منتشر شود.
🔹روزنامۀ اطلاعات پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، شمار صفحات خود را افزایش داد و نشریات تازهای را در کنار روزنامه منتشر کرد. در تیر ۱۳۴۸، همزمان با چهلوچهارمین سال انتشار اطلاعات، با تجهیز چاپخانه به دستگاههای جدید، امکان انتشار روزنامه در ۲۴ صفحۀ ۹ ستونی و در ابعاد ۵۹×۴۲ سانتیمتر فراهم شد و انتشار آن تا ۱۳۵۷ ش با همین وضع ادامه یافت.»
▫️متن کامل این نوشتار را در صفحات ٣٨۴ تا ٣٨۵ از جلد چهارمِ دانشنامۀ ایران و همچنین نسخۀ الکترونیک آن را در تارنمای مرکز بخوانید:
https://www.cgie.org.ir/fa/article/240046/%D8%A7%D8%B7%D9%84%D8%A7%D8%B9%D8%A7%D8%AA
@cgie_org_ir
+1
انتصاب «علی میرانصاری» بهعنوان مشاور عالی مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی
دبا: «علی میرانصاری» به مشاورت عالی رئیس مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی منصوب شد.
او که اکنون عضو شورای عالی علمی مرکز است، از نیمۀ دهۀ شصت در بخش ادبیّات فارسی این نهاد دانشنامهنگاری به فعّالیّت میپردازد.
در حکم انتصاب او آمده است:
جناب آقای دکتر علی میرانصاری
«با سلام، به موجب این ابلاغ و با توجّه به سوابق طولانی شما در امر پژوهش در مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی بهعنوان مشاور عالی اینجانب منصوب میشوید. خداوند به شما توفیق بیشتر عنایت فرماید.»
کاظم موسوی بجنوردی
٣١ خرداد ١۴٠۵
@cgie_org_ir
+1
انتصاب «فرامرز حاجمنوچهری» به عضویت شورای عالی علمی مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی
♦️دبا: «فرامرز حاجمنوچهری» به مشاورت رئیس و نیز عضویت شورای عالی علمی مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی منصوب شد.
🔹او که اکنون معاون بخش فقه، علوم قرآنی و حدیث مرکز است، از سال ١٣۶٧ در این نهاد دانشنامهنگاری به فعالیت میپردازد.
🔸در حکم انتصاب او آمده است:
«با عرض سلام، به موجب این ابلاغ و با توجه به بیش از سه دهه تلاش پرثمر پژوهشی شما در مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی و تألیف ٢۶٠ مقالۀ تحسینبرانگیز، عضویت شما در شورای عالی علمی مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی و نیز به عنوان مشاور اینجانب اعلام میشود. از خداوند متعال توفیق بیشتر شما را مسألت دارم.»
کاظم موسوی بجنوردی
دوم تیر ١۴٠۵
@cgie_org_ir
تکیههای قاجاری
▪️دبا: حصاربوعلی از معدود محلههای شمیران است که دارای دو تکیه است. در ادامه فرازی از مدخلی دربارۀ این ابنیه در دانشنامۀ تهران بزرگ نوشتۀ حسن موسویزاده را میخوانیم.
▪️«تکیۀ پایین که از تکیۀ بالا کهنتر است و برخی از آگاهان محلی پیشینۀ آن را به دورۀ ناصری بازمیگردانند، جنب مسجد جامع حصاربوعلی واقع شده است. معماری این تکیه هماهنگ با معماری دورۀ قاجار مشتمل بر مصالح خشت و گِل بوده است. در ضلع جنوبی این تکیه یک مجموعۀ پلکانی دیده میشود که با چراغهای تکپایه و شمعدانهای برنز و ترمههای یزدی و گلدانهای گل تزیین شده است. دوگوشوارۀ دوطبقه در دو طرف این مجموعۀ پلکانی و همچنین یک طاقنما، ضلع جنوبی را تکمیل میکنند.
▪️ضلع خاوری نیز با ۳ طاقنما و یک تالار فوقانی با سقف چوبی پیش رو ست. شمال تکیه، تالار بزرگ سراسری است. ضلع باختری هم با ۳ طاقنما و دو گوشواره در دو طبقه در دو سوی سردرِ ضربی نمایان است. در مرکز تکیه نیز سکویی چهارگوش به بلندی ۷۰ سانتیمتر وجود دارد که صحنۀ نمایش تعزیه است. در این تکیه در مراسم سوگواری، علامتگردانی نیز میکنند.
▪️بهموجب حکایتی که اهالی محل از دورۀ رضا شاه نقل میکنند، در آن دوره به بهانۀ ساختن مدرسه و یا بنای دیگری دستور تخریب مسجد جامع و تکیه داده شده بود، اما در همان ابتدای کار، و پس از وارد کردن ضرباتی به دیوارهای خشتی و گلی تکیه، از میان دیوارهها زنبورهایی به بیرون پراکنده شدند و کارگران از ترس نیش آنها از محل دور شدند. پس از این واقعه کارگران به حرمت این تکیه دست از کار کشیدند و آنجا را ترک کردند و این تکیه به همان صورت باقی ماند.
هر سال در دهۀ اول و دوم ماه محرم در تکیۀ پایین و مسجد جامع حصاربوعلی مراسم سوگواری و سخنرانی برگزار میشود.
▪️تکیۀ دیگر محلۀ حصار بوعلی تکیۀ بالا یا تکیۀ آقا یا حسینیۀ حصاربوعلی نام دارد. این تکیه ظاهراً از یادگارهای کامران میرزا نایبالسلطنه ــ فرزند ناصرالدین شاه قاجار ــ بوده است. گفته میشود که باغ کامرانیه پس از مرگ کامران میرزا، در ۱۳۰۷ ش به دست ورثۀ او فروخته شد، اما قطعهزمینی به مساحت ۰۰۰‘۱ مـ۲ از آن باغ باقی ماند و برای ساختن تکیهای در نظر گرفته شد.»
▪️متن کامل این نوشتار را در صفحات ٣٩٠ تا ٣٩٢ از جلد نخست دانشنامۀ تهران بزرگ و همچنین پیوند آن در تارنمای مرکز بخوانید:
https://www.cgie.org.ir/fa/article/238293
@cgie_org_ir
+1
انتصاب «محمّد دهقانی» به مدیریّت بخش ادبیّات فارسی مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی
♦️دبا: رئیس مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی در پی فقدان زندهیاد «اصغر دادبه» که از ابتدای تابستان ١٣٧٨ تا هنگام درگذشت در پنجم فروردین ١۴٠۵، مدیر بخش ادبیّات این نهاد دانشنامهنگاری بود، بنا به معرّفی و توصیّۀ «سیّدفتحالله مجتبائی»، مشاور عالی بخش ادیان و عرفان مرکز، «محمّد دهقانی» را به جایگزینی او منصوب کرد.
🔹در متن حکم صادره چنین آمده است:
🔸جناب آقای دکتر محمّد دهقانی
با عرض سلام، به موجب این ابلاغ و با توجّه به سوابق تحسینبرانگیز علمی جنابعالی، به مدیریّت بخش ادبیّات فارسی مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی (مرکز پژوهشهای ایرانی و اسلامی) منصوب میشوید. خداوند بزرگ شما را مشمول عنایت خود قرار دهد.
کاظم موسوی بجنوردی
٣١ خرداد ١۴٠۵
@cgie_org_ir
عزاداریِ «داشمشدی»ها
▪️دبا: «قَمهزَنی» از آیینهای سوگواری روز عاشوراست. مدخلی دراینباره در دانشنامۀ فرهنگ مردم ایران نوشتۀ محسنحسام مظاهری را در پی میخوانیم.
▪️«با قطعیت میتوان گفت که رسم قمهزنی در دورۀ ناصرالدین شاه عمومیت و رواج یافت و بهمنزلۀ یکی از آداب عزاداری عاشورا تثبیت شد. در آن زمان، قمهزنی مختص عیاران و پهلوانان یا اصطلاحاً، «داشمشدی»ها بود که متولی برگزاری دستههای عزاداری بودند.
▪️از نخستین نمونههای بازتاب مراسمی مشابه قمهزنی در سفرنامهها گزارش آدام الئاریوس از مراسم تیغزنی روز عاشورا در اردبیل دورۀ شاه صفی است.
▪️اما سفرنامههای نوشتهشده در دورۀ قاجار، بهویژه ناصرالدین شاه، شرح ماجرا را مفصلتر و دقیقتر گزارش کردهاند. ازجمله بنجامین، سفیر کبیر آمریکا در ایران، دربارۀ مشاهداتش در ۱۸۸۴ م/ ۱۳۰۱ ق نوشته است: درحالیکه دستههای سوگواری در خیابان بودند، گروهی سفیدپوش با کاردهایی در دست پدیدار شدند. آنها با هیجان فراوان، کاردها را بالا میبردند و بر سر خود میزدند؛ بهگونهای که خون از سر آنها فواره میزد و سرتاپایشان سرخ میشد.
▪️جکسن هم که شاهد برگزاری این مراسم در همدان عهد ناصری بوده، دربارۀ آن نوشته است: هنگامی که مراسم عزاداری محرم به اوج خود میرسد، شیعیان در عزای حسین (ع) خود را با شمشیر، قمه و سنگهای تیز زجر میدهند و اسیر حالتی میشوند که باید آن را مالیخولیای مقدس نامید.
▪️از میانۀ دورۀ پهلوی اول، حکومت همواره، از مخالفان برگزاری قمهزنی بود و نخستینبار در ۱۳۱۴ ش، با نام «سیاست مبارزه با خرافات» این رسم در کنار رسومی چـون قربانیکردن، زنجیرزنی، تعزیه و شبیهخوانی غدغن اعلام شد. این ممنوعیت تا ۱۳۲۰ ش ادامه یافت. با سقوط رضا شاه در شهریور ۱۳۲۰ ش بسیاری از ممنوعیتهای پیشین ازجمله برگزاری مجالس سوگواری نیز رنگ باخت؛بدین ترتیب، قمهزنی رونقی بیشازپیش یافت؛ اما این فضا دیری نپایید و با قدرتگرفتن محمدرضا پهلوی، اعمال سیاستهای پیشین از سرگرفته شد و از ۱۳۳۴ ش، دستگاههای انتظامی برگزاری مراسم قمهزنی و زنجیرزنی را غدغن کردند. این ممنوعیت با فرازوفرودهایی، کموبیش تا پایان حکومت پهلوی ادامه یافت و البته در این مدت، از رونق قمهزنی هم تا حد فراوانی کاسته شد. پس از پیروزی انقلاب اسلامی، بهویژه از آغاز دهۀ ۱۳۷۰ ش، در مناطقی از کشور دوباره این رسم احیا شد.»
▪️متن کامل این نوشتار را در صفحات ٣٢٠ تا ٣٢٢ از جلد هفتم دانشنامۀ فرهنگ مردم ایران و همچنین پیوند آن در تارنمای مرکز بخوانید:
https://www.cgie.org.ir/fa/article/273076/%D9%82%D9%85%D9%87-%D8%B2%D9%86%DB%8C
@cgie_org_ir
*پیام تسلیت رئیس مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی در پی درگذشت «پارکوهی هارطونیان»*
▪️دبا: «پارکوهی هارطونیان»، کتابدار و کتابشناس برجستۀ ایران و مدیر بخش فهرستنویسی کتابهای لاتین کتابخانۀ مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، پس از دورهای کوتاهِ بیماری، سهشنبه، دوم تیر در ۷۸ سالگی دار فانی را وداع گفت.
▪️او که متولد سوم شهریور ۱۳۲۷ در تهران و فارغالتّحصیل رشتۀ کتابداری بود، از ۲۲ بهمن ۱۳۴۷ تا ابتدای شهریور ۱۳۷۸ در کتابخانۀ مرکزی دانشگاه تهران و از ۲۲ آذر ۱۳۶۸ تا آخرین روز عمر در کتابخانۀ مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی به فهرستنگاری پرداخت و در این نهاد، مسئولیت بخش فهرستنویسی کتابهای لاتین را بر عهده داشت.
▪️آخرین یادگار او، همکاری با عبّاس مافی در گردآوری جلد دوم «فهرست مقالات فارسی در زمینۀ تحقیقات ایرانی (مجموعهها: یادنامهها؛ ارجنامهها؛ جشننامهها؛ کنگرهها؛...) ۱۳۹۱-۱۳۹۷» بود که بهار امسال از سوی انتشارات مرکز منتشر شد.
▪️بههمینمناسبت رئیس مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی یادداشت تسلیتی نوشت که در متن آن آمده است:
بازگشت همه به سوی اوست
▪️«فقدان بانوی کتابدار، کتابشناس و فهرستنگار برجستۀ ایران، خانم پارکوهی هارطونیان جانکاه و بسی غمانگیز است.
▪️ایشان از سالهای نخست تأسیس مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی تا واپسین دم عمر، در کتابخانۀ مرکز، مسئولیت فهرستنویسی کتابهای لاتین را عهدهدار بود و بر خود میبالیم و مفتخریم که سیوهفت سال با ما همکاری کرد و بر غنای کار دانشنامهنگاری ما افزود.
▪️با اندوه تمام درگذشت این شخصیّت علمی شریف را به خانوادۀ ایشان و جامعۀ کتابداری ایران تسلیت میگویم و از درگاه خداوند بزرگ برای آن بانوی بزرگ آرامش روان و برای بازماندگان شکیبایی مسئلت میکنم.»
کاظم موسوی بجنوردی
دوم تیر ١۴٠۵
@cgie_org_ir
