2 489
订阅者
无数据24 小时
-27 天
-630 天
帖子存档
2 489
🔺رساله حلقه کریمیه در ساخت اسطرلاب از آثار عالم ربانی مرحوم آقای کرمانی اعلی الله مقامه
مصنفِ رساله تغییراتی در ساخت اسطرلاب رایج داده و مزیتهای دیگری بر آن افزودهاند و به این اعتبار، به نام خود ثبت کرده و «حلقه کریمی» نامیدهاند.
این نسخه از رساله را محمدباقر بن ابراهیم خراسانی با خطی نیکو استنساخ کرده و در بعضی قسمتها حاشیهای توضیحی مرقوم نموده. در پایان نیز تصویر دو سطح حلقه کریمی را رسم کرده و در گوشهای از آن نوشته است: «عمل حقیر محمدباقر خراسانی ۱۲۹۹».
این رساله (چاپشده در مکارم الابرار (فارسی)، ج۱۵، ص۲۸۲ تا ۳۰۲) یکی از آثار مربوط به هیئةالافلاک است و علاوهبر جهات مکتبی، از منظر تاریخ علم نیز جالبتوجه است. در سالهای اخیر، علاقمندان این رشته به این رساله و حلقه اقبال نشان دادهاند و مدیر رصدخانه دانشگاه کاشان این حلقه را ساخته و معرفی کرده است.
@AghayedNet
2 489
🔺فرمایش عالم ربانی مرحوم حاج سید محمدکاظم رشتی رفع الله شأنه در پاسخ به پرسشی درباره فدک
@AghayedNet
2 489
✔️🔻نمونهای از اندیشه و استدلالِ برخی نویسندگانِ سبکمایه در علمالفضائل
در سلسله مباحث «فرّت من قسورة» اشاره کردیم که یکی از فضائل رسولخدا صلی الله علیه و آله و ائمه اطهار علیهمالسلام ابلاغ و تبلیغ شریعت به همه طبقات موجودات است و یکی از فروعاتِ این مسئله تجلی به هیئت اسد است.
در آن نوشتار، با توجه به دلایل نقلی و مباحث حکمت، ثابت کردیم که طبق روایات، در مواضعی، امیرالمؤمنین به هیئت اسد تجلی فرمودهاند و نکته مهم این است که ذاتِ علی اسد نشده است تا اشکال وارد شود که به حضرت امیر توهین شده! همچنین اشاره کردیم تجلی به هیئت اسد نافیِ هیئتِ انسانیت نیست و اثباتِ شیء نفیِ ما عدا نمیکند.
به عبارات برخیاز علماء شیعه رحمة الله علیهم اشاره کردیم که این روایات را مقبول دانسته و در کتب خود نقل کردهاند. بزرگان دین اعلی الله مقامهم نیز در مواضعی امکان عقلی و وقوعی اینگونه تجلی را ثابت فرمودهاند.
درمقابل، نشان دادیم که مثل سید محمدعلی قاضی، حاشیهنویسِ کتابِ الانوار النعمانیه، این حادثه را صحیح ندانسته و توجیحاتی آورده. در آن مقاله، اشکالات او را بهتفصیل پاسخ دادیم. نگارنده بهتازگی به نمونهای معاصر برخورده است.
این نمونهٔ اخیر و معاصر عبارات کتاب حدیثوارهها در کتب شیعه است. این کتاب که با محوریت احادیث مجعول نگاشته شده، از سنت سنیّه علماء شیعه رحمة الله علیهم فاصله گرفته و نوع روایات را جعلی خوانده است. سخن درباره ادعاهای نابهجای این کتاب فراوان است و دیدگاه مکتب درباره حدیثوارهها و «ما لیس بحدیث» را در تکنگاری دیگری بررسی کردهایم؛ اما آنچه مربوط به بحث ما است اینکه در صفحه ۳۲۱ به روایت تجلی حضرت امیر در کربلا اشاره کرده و عنوان حدیث را چنین گفته: «مسخ علی (ع) در قتلگاه کربلا!» سپس حکایت عربی و ترجمه آن نقل شده و چنین نتیجهگیری شده است:
«بررسی روایت
یکم. روایت مجهولی است که نه شاهد ماجرا معلوم است و نه ناقلان آن تا قرن دوازدهم!
دوم. خاستگاه این روایت، در قرن یازدهم، کتاب المنتخب طریحی است و از آن، به دیگر کتابهای بعداز خود، منتقل شده است!
سوم. این داستان، حضرت امیرمؤمنان علی (ع) را که صاحب بالاترین کمالات انسانی و مقامات معنوی و ملکوتی پساز حضرت خاتم النبیین (ص) است _ العیاذبالله _ به پایینترین درجه خلقت که همانا مرتبه حیوانیت است فرود آورده و مسخ او را رضایت داده است، تا مرثیهای ساخته و اشکی درآورده باشد!
جا داشت که علمای اسلام با خواندن این افسانه خرافی که اوج اهانت به اسلام، امامت و ولایت در آن موج میزند، صدای وااسلاما سر داده و در رد و نقد آن قلمفرسایی مینمودند؛ اما این مصیبت را کجا میتوان برد که علما و محدثین نامآوری چون سید هاشم بحرانی، علامه مجلسی، سید نعمتالله جزائری، عبدالله بحرانی اصفهانی و... نهتنها چنین نمیکنند، بلکه حریصانه آن را به دیده قبول مینگرند و برای روایت در کتابهای خود از همدیگر سبقت میگیرند؛ بدون اینکه کوچکترین نقدی داشته باشند!
چهارم. مشاهده جنّیان ازسوی داستانسُرا و گفتوگوی با آنان، از خرافات دیگر این داستان است که دیگری نیازی به پرداختن آن نیست!» (حدیثوارهها در کتب شیعه، تهران: نگاه معاصر، ۱۴۰۰، ص۳۲۳)
پاسخ میدهیم: این نویسنده خود پاسخ خود را داده و با نام بردن از اساطین علم و دانش همچون علامه مجلسی و دیگران، دیدگاه خود را سرکوب کرده است! این علمائی که نام برده با میراث شیعه و آموزههای شیعی آشناتر بودهاند یا امثال این نویسنده؟! وقتی آن بزرگواران این روایت و امثال این را تلقی به قبول کردهاند، قطعاً و حتماً و جزماً آن را صحیح میدانستهاند و معنای درستی برای آن قائل بودهاند. ما هم پیشاز این اشاره کردیم که ذات امیرالمؤمنین به هیئت اسد نشد تا موضوع مَسخ پیش آید.
نویسندهای که مشاهده جنیان و گفتوگوی با آنان را خرافه میداند و از سوره مبارکه «جن» و تفاسیر ذیل آیات آن غافل است، مخاطب اهل فن نیست و ما صرفاً ازجهت آشنایی با نمونههای نقدهای معاصران به نوشته او اشاره کردیم. و السلام علی من اتبع الهدی.
جمادیالاولی ۱۴۴۵
@AghayedNet
2 489
🔺رساله عاملیه، نگاشته مرحوم حاج سید کاظم رشتی اعلی الله مقامه
به زبان عربی، پاسخ به ٢۴ پرسش
#کتاب
@AghayedNet
2 489
🔺رسائلی از عارف قرآنی مرحوم حاج سید کاظم رشتی رفع الله شأنَه که در ماه جُمادَی الاُولی (در سالهای مختلف) نگارش آن به پایان رسیده است.
رساله عاملیه، به زبان عربی، مشتمل بر بیست و چهار پرسش و پاسخ است. نمونهای از پرسشها چنین است:
- فرق بين دوام خداوند و دوام بهشت و جهنم و زمين و آسمان چيست؟
- آيا خداوند به وجود زيد قبل از موجود شدنش علم دارد يا نه؟
- با علم خداوند به ايمان مؤمن و كفر كافر ثمره تكليف آن دو چيست؟
- ما كه در حين خطاب پيغمبر صلی الله عليه و آله معدوم بودهايم چگونه مخاطب بآن خطاب میشويم؟
- تكليف در عالم ذر به اصول و فروع هر دو بوده يا نه؟
- و... .
@AghayedNet
2 489
🔺جزوهای در نقد و رد خالصی با نام
الکاظمیون بریئون من الخالصی
در این جزوه، علاوهبر رد مواضع اعتقادی و فتاوای او، به رویکرد او درقبال شیخیه نیز نقد وارد شده. ازجمله تصریح شده است که شیخیه شیعیان اثناعشری هستند و به بعضی تلاشهای نافرجام خالصی دراینباره اشاره شده است. وی میخواست که محمدحسین آل کاشفالغطاء را در صف مخالفان شیخیه قرار دهد؛ اما ایشان به خالصی جواب داده: «لاینبغی بل لایجوز للمسلم انیکفّر مسلماً یشهد الشهادتین و یقول دینی الاسلام و لاینصب العداوة لاهلالبیت علیهمالسلام.» و در ادامه، از این حرکت و فعالیت خالصی به «فتنه» تعبیر آورده است.
🔸بیشتر درباره خالصیزاده اینجا و اینجا.
@AghayedNet
2 489
🔺کتاب تازه منتشر شده
جابر بن حیان الکوفی
دراسة فی مصادر و مراجع ترجمته
این کتاب که چند ماه است به بازار آمده، جلد اول مجموعهای مفصل درباره شخصیت جابر بن حیان است.
موضوعات جلد اول که در ۶۳۴ صفحه سامان یافته، چهار بخش دارد و مؤلف مصادر قدیمه و مَراجع عربی معاصر درباره این شخصیت را بررسی نموده.
به پژوهشهای معاصر نویسندگان فارسیزبان نیز اشاره و در مواضعی نقد کرده است.
پیشاز این به معرفی این شخصیت از دیدگاه مکتب استبصار پرداخته و گزارشی از کتاب البیان او ارائه کرده بودیم.
لینک مقاله:
دیدگاه مکتب استبصار (شیخیه باقریه) درباره جابر بن حیان
و ارائه گزارشی از «کتاب البیان»
@AghayedNet
2 489
Repost from AghayedNet
✔️کتاب سلطانیه؛
🔻پیشکشیِ خزانه (بِرَسم خزانه)
علماء شیعه رضوان الله علیهم با شاهان دوره صفوی و قاجار مراوداتی داشتند و برخی نزد پاشاهای عثمانی نیز رفتوآمد میکردند. هر یک از آنها طبق صلاحدیدها و معیارهایی این ارتباطها را برقرار میکردند و لزوماً دلیل مُصافات و دوستیکامل با آن پادشاه نبوده است. از جمله این علماء هستند: مرحوم مجلسی، محمدعلی بهبهانی (فرزند ارشد آقا باقر بهبهانی)، شیخ جعفر بن خضر نجفی معروف به کاشفالغطاء، میرزا ابوالقاسم قمی معروف به میرزای قمی، ملا احمد نراقی، سید جعفر کشفی دارابی و… . در کتاب خاقان صاحبقران و علمای زمان گزارشهایی هرچند در مواضعی جانبدارانه، ارائه شده است.
همعصری بزرگان شیخیه با پادشاهان قاجار نیز اقتضاء میکرد مراوداتی برقرار باشد؛ چراکه طبیعی است بیاعتنایی به شاه، موجب تبعات اجتماعی بوده و بهزیان مسلمین و مؤمنین خواهد بود.
یکی از وقایع تاریخ شهر کربلاء، حمله نجیبپاشاست که به غدیر دم شهرت دارد. از حادثه حمله نجیبپاشا والی محلی حکومت عثمانی در عراق به کربلای معلی، به «غدیر دَم» تعبیر آورده میشود؛ به دو مناسبت: یکی تقارب رویداد و عید غدیر و دیگری شدت کشتار در عتبه عباسیه تا آنجا که از خون کشتگان حوضی پدیدار شد. در تاریخ آمده که پس از واقعه غدیر دم، نجیبپاشا در حین مراجعت به بغداد وقتی در ۲۲ذیحجه به شهر نجف رسید، اعلم علماء اصولی نجف، شیخ حسن فرزند شیخ جعفر کاشفالغطاء از وی در ورودی شهر استقبال کرد و از وی پذیرایی کرده و او را در منزل خود مأویٰ داد. نویسندگان این حرکتِ شیخ حسن آل کاشف الغطاء راچنین توجیه کردهاند:
«مرجعیت شیعی برای حفظِ دماء نفوس مسلمین، جنایتکاری چون نجیبپاشا را در منزل خود پذیرفت.»
مراودات محدودی که عالم ربانی مرحوم حاج سیدکاظم رشتی با نجیبپاشا داشتند، همه برای حفظ دماء مسلمین بوده است و تفصیل این حقیقت را در کتاب «نویافتههایی از زندگی عالم ربانی مرحوم حاج سید کاظم رشتی» نگاشتهایم.
عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اع نیز، هم بهعلت نسب ظاهری و هم موقعیت علمی، مراوداتی با ناصرالدین شاه داشتند و او نیز به مرحوم آقای کرمانی مراجعه کرده و درخواستهایی داشت.
در این مختصر به فعالیتهای ایشان در دوره ناصرالدین شاه اشاره نمیکنیم؛ چراکه مستلزم تکنگاری دیگری است. آنچه در این وجیزه در نظر است نکتهای است درباره کتاب «سلطانیه».
از جمله درخواستهای ناصرالدینشاه، نوشتن کتابی درباره مباحث اعتقادی شیعه بود. این درخواست، سبب شد تا مرحوم آقای کرمانی اع کتاب سلطانیه را (که مشتق از نام سلطان است) بهزبان فارسی تصنیف بفرمایند.
در مقدمه کتاب تصریح فرمودهاند که پادشاه امر کرد که «بهطور اختصار و اقتصار کتابی تصنیف نمایم در اثبات نبوت خاصه سید انام و امامت ائمه اعلام علیهم الصلوة و السلام و اثبات بقای وجود مسعود امام زمان و حجة الله علی الانس و الجان حضرت بقیة الله عجل الله فرجه و سهل مخرجه، که مشتمل باشد بر ادله واضحه و براهین لایحه… .»
این عالم ربانی اگرچه تفصیل را در این مباحث خوب و شایسته میدانند؛ اما چون امر به اختصار شده، مختصراً مباحث را ارائه کردهاند و به کتابهای تفصیلی دیگر ارجاع دادهاند.
کتاب سلطانیه مشتمل بر مقدمهای است و دو مبحث (در نبوت عامه و خاصه و امامت ائمه اثناعشر) و خاتمه (در اثبات وجود و بقای حضرت بقیتالله عجل الله فرجه).
معرفی شایسته این کتاب نیز نیازمند تکنگاری دیگر ی است. مرحوم آقای کرمانی اع در پایان کتاب تعبیری را بهکار بردهاند و همین تعبیر، محل ثقل این نوشتار است. مرقوم فرمودهاند:
«و چون مأمور به اختصارم و امتثال واجب است به همینجا ختم میکنم… و چون مرا کتب قابلی نیست از تتبع زیاد در مذاهب و اقوال و اخبار و سِیَر و آثار عاجزم و تتبعی ندارم، لذا تصنیفات حقیر قابل پیشکش خزانه مبارکه نخواهد بود الا آنکه امتثال واجب بود، پس بهقدر میسور اکتفا نمود… .»
تعبیر «پیشکش خزانه مبارکه» یا «برسم خزانه» تعبیری است که عقبهای تاریخی دارد.
علماء کتب متعددی را نگاشته و برخی از آثار را «برای» یکی از کتابخانهها، پادشاهان، وزراء، امراء، عالمان و رجال حکومتی، «برسم خزانه» تألیف، کتابت یا اهداء کردهاند یا «در» خزانهای تألیف و کتابت شدهاند.
اصطلاحاً به این نسخهها «نسخه خزائنی» گفته میشود. نسخه خزائنی به دستنویسی اطلاق میگردد که برای کتابخانه پادشاهی، وزیر یا صاحبنامی تألیف یا کتابت شده است.
🔸برای مطالعه متن کامل، لینک زیر را لمس یا کلیک کنید:
🔻🔻🔻
https://www.aghayednet.ir/berasmekhazane/
2 489
Repost from AghayedNet
✔️کتاب سلطانیه؛ پیشکشیِ خزانه (برسم خزانه)
🔸در لینک زیر:
https://t.me/AghayedNet/3878
2 489
✔️🔻کتاب سلطانیه، چاپ جدید
کتاب سلطانیه مشتمل بر مقدمهای است و دو مبحث (در نبوت عامه و خاصه و امامت ائمه اثناعشر) و خاتمه (در اثبات وجود و بقای حضرت بقیةالله عجل الله فرجه).
امتیازات چاپ جدید
برای این چاپ، کتاب سلطانیه مجدداً تایپ شده و با نسخههای متعدد (از جمله چاپ مکارمالابرار) مقابله شده و در مواردی به اختلاف نسخهها در پاورقی اشاره شده است.
همچنین به مواضعِ اختلاف در نقل از تورات و نُسَخ کُهن اشاره شده است.
فرهنگ کتاب سلطانیه
امتیاز دیگر این چاپ، «فرهنگ کتاب سلطانیه» است که برای نخستین بار تهیه و تنظیم شده است.
در این فرهنگ (که ضمیمه کتاب است) لغات، اصطلاحات، اَعلام، کُتب و اَمکنهای که در متن سلطانیه است، توضیح داده شده است.
در پایان فرهنگ، چهار مقاله بهپیوست است. محورهای این چهار مقاله چنین است: پاسخ به بعضی شبههها درباره کتاب سلطانیه، تأملاتی بر فضای علمیِ کتاب سلطانیه، بعضی پژوهشهای لغوی و بررسیهایی کتابشناسی.
مطالعه کتاب سلطانیه برای متعلمین و اهل پژوهش از جهتهای مختلف حائز اهمیت است: اُنس با استدلالات محکم برای اثبات عقاید شیعی (نبوت عامه و خاصه و امامت ائمه اثناعشر) از قرآن و روایات و از کتب عهدَین، آگاهی از کتب گذشتگان، یادگیری مجموعهای ارزشمند از لغات و اصطلاحات در فنون و علوم مختلف، آشنایی با بعضی حوادث اجتماعی زمان مرحوم آقای کرمانی و همچنین شناخت زوایایی از شخصیت علمی مرحوم مصنف اعلی الله مقامه و رفع فی دار الخلد اَعلامه و نفعنا الله بعلومه.
@AghayedNet
2 489
✔️🔻بهمناسبت ۱۷ جمادیالاولی سالروز پایان نگارش کتاب سلطانیه از آثار عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی رفع الله شأنه
🔸تقدیم میشود:
@AghayedNet
2 489
✔️🔻مُردم اندر حسرت فهم درست
🔸بخش سوم و آخر
این موضوع تلامیذ دسته دوم در همه عصرها ادامه یافته و در زمان معاصر نیز چنین است. برای مثال، استاد ما حفظهالله به شخصی فرموده بودند هیچگونه فعالیت علمی نداشته باشد؛ چراکه روحیات او با معیارهای علمی و مکتبی سازگار نبود و هرگونه تلاش علمی را برای او سم میدانستند. اما متأسفانه این نصیحت را عمل نکرد و به بعضی برنامههای ابتدائی همچون ترجمه بعضی آثار مکتبی پرداخت. با اینکه وقتی این ترجمهها انجام مییافت و با استاد درمیان گذاشته میشد، ایشان اشکالات متعددی را مطرح میفرمودند و با اصل انتشار این ترجمهها موافق نبودند، اما متأسفانه به هر وسیله و توجیهی، به نظر ایشان اعتناء نمیشد و بعضیاز این ترجمهها منتشر میگردید. ترجمه کتاب رجوم الشیاطین یکی از آنها است.
جالب است افرادی که مکتب و آثار مکتبی را رصد میکنند، درکنار دیگر آثار، این ترجمه را هم تهیه کرده و بر آن نقد نوشتهاند:
این کتاب قبلاً ترجمه شده بود و در سال ۱۳۹۷ مجدداً ترجمهای از آن منتشر شده و «در ترجمه جدید بسیاری از الفاظ تغییر داده شده. مثلاً عبارت ”برهان الهی کشفی” تبدیل شده به ”برهان خدایی شهودی” [...]. اما با وجود آنکه بهنظر میرسد ترجمه قبلی بهتر انجام شده، اما مترجم جدید توضیح نداده است که چرا با وجود بودن آن ترجمه اقدام به ترجمه دیگری کرده است.» (شیخیه؛ باورها و ریشهها، تهران: انتشارات گوی، ۱۴۰۲، ص۲۲۰)
باید گفت که استاد ما با اصل این ترجمه و مترجم موافق نبودند، اما متأسفانه انجام شد. البته شنیده شده که برخی ادعا کردهاند استاد حفظهالله در مراحل ترجمه اعانت کرده و با مترجم همکاری نمودهاند و...؛ اما این مطالب از حقیقت به دور است.
آنچه در این یادداشت به آن پرداختیم مصادیقی از دسته دوم شاگردان بزرگان دین بود و خواستیم این نکته واضح گردد که تقریرِ صحیحِ علومِ مشایخ موضوعی است که هم از مخالفان مکتب توقع میرود و هم از مکتبیان. افراد مکتب و تلامیذ بزرگان نیز وظیفه دارند در این زمینه کوتاهی نکنند.
این بزرگواران اعلی الله مقامهم بر انتشار صحیح علوم حقه محمد و آلمحمد علیهمالسلام تأکید داشتهاند و حتی اگر ازمیان شاگردان خود کسی را دیدهاند که در این زمینه کوشا نیست، تذکر داده یا او را از فعالیت علمی بازداشتهاند.
بهمناسبت اشاره میکنیم که در همین کتاب نامبرده (شیخیه؛ باورها و ریشهها) اشاره شده که در عبارتهای دعاییِ کتابِ شرح القصیدهٔ عالم ربانی مرحوم حاج سید محمدکاظم رشتی رفع الله شأنه نیز دست برده شده و جاهایی که «صلی الله علیه و سلم» مرقوم فرمودهاند، در نسخه چاپ سال ۱۳۸۷ ش به «صلی الله علیه و آله» تغییر داده شده. (شیخیه؛ باورها و ریشهها، ص۲۲۷)
باید اذعان کنیم همان چاپ قدیم اصح است و در چاپ بعد، بهخطا حروفچینی شده است. سید مرحوم اعلی الله مقامه بهعلت اینکه سائل و مخاطب (علیرضا پاشا) از اهل سنت بوده، تعمد داشتهاند که آداب کتابتی اهل سنت رعایت شود؛ چنانکه اینگونه برنامهها در مراودات سایر علماء شیعه با علماء اهل سنت هم بوده است. در بعضی رسائل ملا حسین واعظ کاشفی، صلواتها مانند روش اهل سنت نگاشته شده است (رک: زمانه، زندگی و کارنامه ملاحسین واعظ کاشفی، مصطفی گوهری فخرآباد، قم: دفتر تبلیغات، ۱۳۹۹). علمائی همچون مرحوم شیخ بهائی بودهاند که ارتباطات خاصی با علماء اهل سنت داشته و در مواضعی هویت شیعی خویش را نیز مخفی کرده است. (رک: «تقیه در عمل: سفرهای بهاءالدین عاملی در قلمرو عثمانی (۹۹۱-۹۹۳/ ۱۵۸۳-۱۵۸۵)»، کتاب شیعه. استوارت، دون. ترجمهٔ رحمتی، محمدکاظم. سال چهارم: شماره اول و دوم، بهار تا زمستان ۱۳۹۲، صفحه ۲۱ تا ۴۲)
به مطلب اصلی بازگردیم. اگرچه تفاصیلی درباره دسته دوم شاگردان ارائه گردید، ولی نباید از دسته اول شاگردان غافل شد. آن عزیزان بسیار محترم و متعددند و همانطور که پیشاز این اشاره شد، معرفی آن تلامیذ دسته اول تکنگاری دیگری میطلبد.
این یادداشت را با حکایتی از مکتوبات یکی از شاگردان عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی رفع الله شأنَه بهپایان میبریم:
«خودم از آقای مرحوم [کرمانی] اعلی الله مقامه شنیدم که میفرمودند: هرکس از اولیای خدا اعراض کرد، فهمش را خدا از او میگیرد. و فرمودند: دیدم عالمی را که واقعاً عالم بود و اجازه هم داشت از سید مرحوم و خیلی صاحب فهم بود؛ چون اعراض از اولیای خدا کرد، چنان فهمش تمام شد که مسائلِ پیشِپاافتادهٔ واضحِ بیّن را از رفقای بیسواد بیفهم سؤال میکرد.»
عَصَمَنا اللهُ و ایاکم مِن الزلل و آمَننا و ایاکم مِن الفِتَن.
سید محمدصادق موسوی
جمادیالاولی ۱۴۴۵
@AghayedNet
2 489
🔺رساله علیمحمد بن محمدهاشم محمدی نائینی در مباحث حکمت، بههمراه متنی در ارزیابی آن
@AghayedNet
2 489
✔️🔻مُردم اندر حسرت فهم درست
🔸بخش دوم
عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی رفع الله شأنه در کتاب ارشاد العوام به این دسته دوم از شاگردان اشاره کردهاند و فرمودهاند که «علمِ ناتمام کُشندهٔ انسان است». در آغازِ سخن میفرمایند:
«بدان که در این زمان بعضی جهّال پیدا شدند و چند کلمه از حکمت آموختند و آن را بهطور کمال نگرفتند و بهانجام نرسانیدند و به مقتضای آن عمل ننمودند، لهذا باعث شکوشبهه بسیار ازبرای ایشان شد که ازعهده آن برنتوانستند آمد و بهسوی کسانی هم که خدا ایشان را در ثغور شیاطین قرار داده و ازبرای دفع شکوک و شبهاتِ ناصبین مقرر فرموده رجوع نکردند و به همان دو کلمه حکمت ناقص خود مغرور شدند و مستقل شدند، لهذا شیاطین بر ایشان زورآور شده و شبههها در دل ایشان انداخته و ایشان را مغرور کرده تا آنکه اظهار شبهههای خود را کرده و گمراه که بودند و جمعی از جهّال را هم به این واسطه گمراه کردند، و آن جهّال به ریسمان پوسیده آن دو کلمه حکمت ناقص به چاه شبهات ایشان افتاده و آن شبهات را تقویت کردند و اعانت نمودند و زینت دادند و در بلاد و عباد منتشر کردند. نمیدانم چگونه بیان کنم که بر من چه گذشته و چه میگذرد!»
همچنین در زمان مرحوم آقای کرمانی اعلی الله مقامه، شخصی تفسیری بر سورهای نوشت و خدمت این بزرگوار عرضه کرد. ایشان در بخشیاز مرقومه خود بر این تفسیر، این تذکرات را نوشتند:
«من که فرصت خواندن ندارم؛ کتب خودم ناخوانده مانده. ولی نوعاً مینویسم که قرآن کلام خدا است و شنیدهای که من فسّر القرآن برأیه فلیتبوّأ مقعده من النار. و قول به مظنه در هیچجا روا نیست و تفسیر قرآن باید در همهجا به نص باشد. اگر در هر آیه دلیلی بر تفسیرش از نصوص داری، خوب. و الا نگفتن بهتر از گفتن است. و قرآن اعظم از فقه است؛ چنانکه فقه رأی و استحسان و قیاس برنمیدارد، قرآن بهطریقاولیٰ برنمیدارد. خودت بخوان و هر کلمه که نصی بر آن نداری وابزن و هرچه نصی بر آن داری باقی بگذار. نه هر تأویلی و نه هر باطنی جایز است. و الله خلیفتی علیک. و السلام.»
همینجا مناسب است که اشاره کنیم این بزرگوار در تقریظهایی بر بعضی رسائل شاگردان، نهایت اعظام و اکرام را بهعمل آورده و دیگر تذکری نفرمودهاند. مثلاً در تقریظی که بر رساله معادیه عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی رفع الله شأنَه نوشتهاند، چنین آمده:
«تقبل اللّه منكم و ايّدكم و سدّدكم. همين قول حق در مسئله است. [...] هذا الذی اعتقده، من وافق هذا فهو معی و الّا فقد فارقنی، و السلام.»
مثالی دیگر رساله علیمحمد بن محمدهاشم محمدی نائینی است که در مباحث حکمت نگاشته است. اما مشاهده میکنیم که در ابتداءِ این رساله یادداشتی است که گویا ازناحیه بزرگان دین (شاید مرحوم آقای شریف طباطبائی اع) بیان شده و این رساله چنین ارزیابی شده است:
«بسم الله الرحمن الرحیم. عرض میشود که بعضیاز آن را خیلی خوب نوشتهاید، هم معنی و هم لفظا. و بعضی دیگر خارج از اصطلاحات مأنوسه شده و خوب نیست. و بعضی دیگر که اختلال دارد، چون هم در [(ظ)] کتب نوشته شده و در درسها گفته میشود، احتیاج به نوشتن نیست.»
در این یادداشت، با الفاظی محترمانه آمده است که این رساله مورد تأیید نیست.
همچنین رسالهای دیگر در معنای احدیت خدا (کلمات فی بیان معنی الاحد سبحانه) در دست است که در کشکول مرحوم ملا رضا انارکی نقل شده و تقریظی و توضیحی بر آن نگاشته شده. اما باز هم تذکری در آن دیده میشود:
«قد دققت النظر و اصبت الفکر ولکن له تمام و هو [...]. و صلی الله علي محمد و آله الطاهرين. قد کتبه راقمه و منشيه عوناً لمن آمن و حجة علی من انکر ان اطلع.»
در زمانی که مرحوم آقای شریف طباطبائی رفع الله شأنه در رد و نقد نظریه لزوم وحدت ناطق شیعی کوشا بودند، یکی از تلامیذ رسالهای مینویسد و در مجلسی خدمت ایشان نشان میدهد تا مطالعه بفرمایند. بهعلتِ بعضی سابقههای فکریِ آن شاگرد و اینکه مشخص نبوده جوششِ درونیِ او سبب آن نگارش شده یا فشار افکار عمومی، رغبتی به مطالعه نشان نمیدهند و میفرمایند:
«حالا خیر، بعداز درس بدهید ببرم اندرون نگاه میکنم.» (حدیقة الاخوان بهخط مرحوم سجادی، ص۵۷۹)
پساز آن هم، تاریخ مسکوت است که تقریظی مرقوم کردهاند یا خیر. این برخورد را باید با واکنش ایشان مقایسه کرد دربرابر رسالهای که مرحوم آقای آسیدهاشم لاهیجی در رد لزوم وحدت ناطق شیعی نوشتهاند که مرحوم آقای شریف اظهار خوشحالی و خرسندی کردند و تقریظی یادداشت نمودند.
⏳ادامه دارد...
@AghayedNet
2 489
✔️🔻عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اعلی الله مقامه:
🔸قبر حضرت فاطمه زهرا عَلَيها وَ عَلی اَبِيها وَ بَعلِها وَ بَنِيهَا السّلام در خانه او است.
🔸و چون بنىاميّه مسجد را وسعت دادند، خانه او در مسجد واقع شد و در نزديکى باب جبرئيل واقع است و حضرت امير صلوات اللّه عليه آن را مخفى داشت که مبادا منافقين آن را نبش کنند که بر آن حضرت نماز کنند و به موجب وصيت خود او راضى نبود که منافقين بر او نماز کنند.
〰️〰️〰️〰️
✔️من دائرة المعارف الحسينية (تاريخ المراقد)
🔹«هذا ونميل إلى الرأي القائل بأن السيّدة فاطمة الزهراء عليهاالسّلام مدفونة في بيتها
🔹حيث من المستبعد جداً في مثل تلك الظروف التي أراد الإمام أمير المؤمنين عليه السّلام أن لا يطّلع أحد على تشييعها ودفنها أن ينقلها إلى البقيع
🔹وأن يترك هذا المكان الفضيل قرب مرقد أبيها وقرب الروضة والمسجد،
🔹وإذا ما قيل بأن الدفن كان في بيتها فنرجّح أن يكون في حجرتها لا في فناء دارها.»
@AghayedNet
现已上线!2025 年 Telegram 研究 — 年度关键洞察 
