ch
Feedback
2 489
订阅者
+224 小时
-17
-630
帖子存档
✔️الذكرى السنويّة لواقعة همدان (عيد الفطر سنة ۱۳۱۵ هـ.ق) كان العداء تجاه شيخية همدان يزداد شيئاً فشيئاً يوماً بعد يوم حتّى جاء آخر شهر رمضان سنة ۱۳۱۵ هـ.ق وعيد الفطر، فعمّت همدان بلوى واشتعلت فيها نار الأضغان والأحقاد والحسد، وتوالت الصدمات على الشيخية القاطنين في همدان من كل صوب. امتدّت هذه البلوى لثلاثة أيّام، وفي كلّ يوم منها كان للأعداء يستعملون لإيقاع الأذى والنكاية بالمرحوم الحاج الميرزا محمّد باقر الشريف الطباطبائي - أعلى الله مقامه - ومحبّيه. 🔻🔻🔻يُعرض هنا مختصر عن وقائع هذه الأيّام الثلاثة أخذاً بكتاب «عبرة لمن اعتبر» الذي هو أهمّ مأخذ لجزئيات هذه الحادثة. @AghayedNet

Repost from AghayedNet
🔺فایل تایپیِ کتاب عبرة لمن اعتبر نگاشته میرزا کریم کرمانی با موضوع واقعه همدان ۱۳۱۵ ق #کتاب @AghayedNet

Repost from AghayedNet
🔺نسخه خطیِ کتاب عبرة لمن اعتبر نگاشته میرزا کریم کرمانی، نسخه کتابخانه مجلس (کتابت نسخه: ۱۳۲۱ ق.) @AghayedNet

Repost from AghayedNet
+1
🔺نسخه خطیِ کتاب عبرة لمن اعتبر نگاشته میرزا کریم کرمانی، نسخه کتابخانه مجلس (کتابت نسخه: ۱۳۲۱ ق.) @AghayedNet

🔺گزارشی نویافته و مختصر از واقعه همدان ۱۳۱۵ ق در ابتدای نسخه‌ای خطی @AghayedNet
🔺گزارشی نویافته و مختصر از واقعه همدان ۱۳۱۵ ق در ابتدای نسخه‌ای خطی @AghayedNet

🔺کتاب تازه منتشر شده کنکاشی در خاطرات و یادداشت‌های آقا ضیاءالدین تویسرکانی در این کتاب یادداشت‌های یک روحانی، از عصر ناصری
+1
🔺کتاب تازه منتشر شده کنکاشی در خاطرات و یادداشت‌های آقا ضیاءالدین تویسرکانی در این کتاب یادداشت‌های یک روحانی، از عصر ناصری تا حدود سال ۱۳۳۱ ق جمع‌آوری شده است. یکی‌از یادداشت‌های تویسرکانی، گزارش او از واقعه همدان است. وی در بخشی‌از گزارش خود نوشته است: «جماعت متشرعه اولاً میرزا علی‌محمدنام نایب حاجی میرزا باقر را در کوچه می‌گیرند، و زنده او را مجروح می‌نمایند و آتش می‌زنند با نفت که بر سرش می‌ریزند. قریب چهل عمارت معتبر را غارت نموده آتش زده، و خراب نموده با خاک یکسان کرده و دکاکین جماعت شیخیه که در کاروان‌سراها و بازار بوده نیز می‌شکنند، و غارت می‌نمایند... تا از طهران حکم شد، افواج ملایر و تویسرکان و چند فوج دیگر و سوارهای عراق و غیره به سرکردگی صدیق‌نظام و منصورالملک و فخرالملک و ریاست جناب حسام‌الملک اطراف همدان را گرفتند، و توپ‌ها از مصلا به همدان به محله جولاق بستند تا آنکه روز پنج‌شنبه عید ۱۳۱۶ جمعی از آقایان همدان را دستگیر نمودند... قریب پنجاه نفر از اهالی همدان دست و پا و سر برید. خود داعی همدان بودم.» @AghayedNet

🔺کتاب تازه منتشر شده تاریخ اقتصادی همدان در سده‌های معاصر با اشاراتی به عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اع
🔺کتاب تازه منتشر شده تاریخ اقتصادی همدان در سده‌های معاصر با اشاراتی به عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اعلی الله مقامه 🔸در فرازی از کتاب آمده است: «[کاروان‌سرای] میرزا باقر، جنب کاروان‌سرای میرزا کاظم قرار داشت. حاجی رحیم تاجر یزدی ساکن همدان، در وقایع شیخیه، ثلث اموال خود، از جمله کاروان‌سرای همدان (که بایستی همان کاروان‌سرای میرزا محمدباقر باشد) را به حاجی میرزا باقر شیخی صلح نمود.» @AghayedNet

🔺کتاب تازه منتشر شده تاریخ اقتصادی همدان در سده‌های معاصر با اشاراتی به عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اع
🔺کتاب تازه منتشر شده تاریخ اقتصادی همدان در سده‌های معاصر با اشاراتی به عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اعلی الله مقامه 🔸در فرازی از کتاب آمده است: «[کاروان‌سرای] میرزا باقر، جنب کاروان‌سرای میرزا کاظم قرار داشت. حاجی رحیم تاجر یزدی ساکن همدان، در وقایع شیخیه، ثلث اموال خود، از جمله کاروان‌سرای همدان (که بایستی همان کاروان‌سرای میرزا محمدباقر باشد) را به حاجی میرزا باقر شیخی صلح نمود.» @AghayedNet

عيدٌ بأيّةِ حالٍ عُدتَ يا عيد... @AghayedNet
عيدٌ بأيّةِ حالٍ عُدتَ يا عيد... @AghayedNet

✔️🔻تعبیرات عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی در جلد دومِ کتاب ارشاد العوام درباره مرحوم محمدباقر مجلسی ره: ــ مرحوم مجلسی ــ مرحوم مولانا آخوند مجلسی ــ مرحوم ملا محمدباقر مجلسی ــ مرحوم مجلسی علیه الرحمة ➖➖➖➖➖ 🔸بیست و هفتم ماه مبارک رمضانِ سال ۱۰۳۷ ق: سال‌روز ولادت مرحوم محمدباقر مجلسی ره، مؤلف کتاب گرانسنگ بحار الأنوار. (ماده تاریخ: جامع کتاب بحار الأنوار) ▪️بیست و هفتم ماه مبارک رمضانِ سال ۱۱۱۰ ق: سال‌روز رحلت آن بزرگوار. (وَ مِن الغرائب أيضاً أنّ آخر يوم وعظه کان يفسّر سورة الرحمن و ختم علی هذه الآية: کلّ من عليها فان و يبقی وجه ربّك ذو الجلال و الاکرام/ از گزارش کاتبِ نسخه‌ای از بحار الأنوار در حاشیه همان نسخه.) @AghayedNet

Use one of the best PDF Reader. Download free now! http://bit.ly/PDFReader_alldocumentreader

Use one of the best PDF Reader. Download free now! http://bit.ly/PDFReader_alldocumentreader

✔️🔻عمیان و فیل و کاربست‌های این تمثیل در آثار مکتبی 🔸بخش نهم و پایانی ۵. برای آخرین کاربرد این تمثیل، می‌توانیم به مقایسه علم عالم ربانی، مرحوم شیخ احمد احسائی اعلی الله مقامه، با علم علماء قشری اشاره کنیم، با توجه به این‌که نگاه درون‌مکتبی به علم شیخ اعلی الله مقامه این است که علم ایشان معاینه‌ای و شهودی است و این بزرگوار حکیم بوده‌اند و مشخصهٔ حکمتِ حقه علم به حقایق اشیاء ‌است. از‌این‌رو مرحوم آقای شریف طباطبائی از این تمثیل استفاده می‌کنند و می‌فرمایند: «خداوند عالم جل‌شأنه علمی به شیخ مرحوم اعلی الله مقامه کرامت کرده بود که علم مشاهده و عیان بود و علم به حقایق اشیاء بود بقدر الطاقة البشریة. و علم او مثل علم عمیان و فیل نبود. چنان‌که معروف است که کورانی چند به فیلی رسیدند و اسم فیلی شنیدند. پس رفتند نزد فیل و دست‌های خود را به فیل می‌مالیدند. پس دست یکی از آن‌ها به خرطوم فیل مالیده شد، گفت فیل مانند همیانی است که یک طرف آن وسیع و یک طرف آن تنگ است. و یکی دستش به دست و پای آن مالیده شد، گفت فیل مانند تنه درخت است. و یکی دستش به شکم فیل مالیده شد، گفت فیل مانند صندوق است. پس هر علمی که از‌روی عیان نیست مانند علوم عمیان است و علم به حقایق اشیاء نیست؛ اما علم صاحبان چشم به فیل علم مشاهده و عیان است. و صاحب چشم می‌داند که هرکس فیل را مانند همیان گفته چشم نداشته و دست او به خرطوم فیل خورده و فیل به آن‏طوری که کوران گفتند نیست. و در حق هر یکی صادق است که بخوانی: علمت شیئاً و غابت عنک اشیاء. و اغلب اهل روزگار، خصوص اهل باطل، علوم ایشان علوم عمیان است و العلم نور یقذفه الله فی قلب من یحب و انما یخشی الله من عباده العلماء و لیس لمن لم‏یخشک علم. پس در‌نظر غیر [اهل] حق، علم به حقایق اشیاء به هم نرسد. و علم به حقایق اشیاء را خداوند عالم جل‌شأنه به محبوبین خود و به خائفین از خود می‌دهد، نه به غیر ایشان؛ و من یؤت الحکمة فقد اوتی خیراً کثیراً. پس چنین علمی را که علم حکمت الهی باشد خداوند عالم جل‌شأنه به شیخ مرحوم اعلی الله مقامه کرامت فرموده بود، که مسائل دقیقه لطیفه نظریه را چه در توحید و صفات آن و چه در نبوت و صفات آن و چه در امامت و صفات آن و چه در ولایت و صفات آن و چه در سایر مسائل نظریه دقیقه دینیه، چه در ظاهر چه در باطن، به‌طوری می‌دانست که با ضروریات دین و مذهب مطابق بود. از‌این‌جهت فرمود که مراد من از کلماتم همان ضروریات دین و مذهب است؛ پس اگر در کلام متشابهی از من احتمال رود که خلاف ضرورت دین و مذهب باشد، بدانید که مراد من نیست» (دعائم الحکمة (فارسی)، ج۸، «جواب سؤالات میرزا محمد اصفهانی»، ص۴۴۰). و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین. ماه رمضان ۱۴۴۵ @AghayedNet

Repost from AghayedNet
photo_2024-03-12_12-29-31.webp3.87 KB

photo_2024-03-12_12-29-31.webp3.87 KB

🔺رسائلی از عالم ربانی مرحوم حاج سید محمدکاظم رشتی اعلی الله مقامه که در ماه مبارک رمضان (در سال‌های مختلف) نگارش آن به‌ پایا
🔺رسائلی از عالم ربانی مرحوم حاج سید محمدکاظم رشتی اعلی الله مقامه که در ماه مبارک رمضان (در سال‌های مختلف) نگارش آن به‌ پایان رسیده است. @AghayedNet

✔️🔻عمیان و فیل و کاربست‌های این تمثیل در آثار مکتبی 🔸بخش هشتم ۴. تعبیر آوردن از حقایق باطنی و غیبی در عالَم ظاهر و کلمات، بسیار مشکل است. از‌این‌رو شخص حکیم به‌اجبار، در هر موضعی، از آن حقایق تعبیری می‌آورد. شخص ظاهربین میان این تعبیرات و آن حقایق تناقض می‌بیند؛ اما حکیم می‌گوید که هر تعبیر اشاره به جهتی از جهات آن حقیقت است و تناقضی در‌کار نیست. بزرگان دین اعلی الله مقامهم برای کسی که به آن حقیقت باطنی آگاه نیست و در تعبیرات تناقض می‌بیند، از تمثیل «عمیان و فیل» استفاده فرموده‌اند: «از طبیعت اشیاء هم حکما می‌توانند تعبیر بیاورند که هم‌چو می‌گوید. می‌شود حکیمی تعبیر بیاورد از قول آتش که آتش می‌گوید: من روشنم، من سوزاننده‌ام، طبخ‌کننده‌ام. این سخن آتش است. این را همه حکما می‌توانند تعبیر بیاورند و می‌آورند و این تعبیر هم راست است. این هم زبان است. آنچه را حکما تعبیر می‌آورند از اقوال اشیاء راست هم هست. راست است و درست. اما عرض می‌کنم ملتفت باشید حالا یک جایی‌اش را می‌توانند تعبیر بیاورند، یک جایی‌اش را نمی‌توانند تعبیر بیاورند. یک جایی‌اش خیلی روشن بوده و واضح بوده بسا جاهل هم تعبیر می‌آورد. دقت کنید ان‌شاءالله. پس تعبیرات حکماء و تأویلات حکماء بدانید همه‌اش بی‌پستا نیست. زبان هم هست. لغت هم هست. حضرت امیر تعبیر می‌آورند و لغت اشیاء را فرمایش می‌کنند. این هم لغتی است زبانی. با دست هم می‌شود گفت برو، اما لفظ برو نگفته‌ای. آنی که منظور تو است که برود، می‌خواهی با چشم بگو می‌خواهی با دست بگو می‌خواهی با زبان بگو. مثل این‌که می‌خواهی عربی بگو می‌خواهی فارسی بگو می‌خواهی ترکی بگو، مطلب را گفته‌ای. همه‌اش لغات مختلفه است و یک مطلب است. نهایت یک کسی همه الفاظش را می‌داند و می‌گوید، یک کسی همان یک گوشه‌اش را می‌بیند و می‌گوید. آن گوشه‌اش را که دید و گفت، دروغ نیست؛ راست است. بعینه عمیان و فیل؛ یکی دست به پاش زده گفته مثل ستون است. یکی دست به خرطومش زده. یکی دست به گوشش زده. هرجا دست خورده دروغ نیست. آنجا همان‌طور است؛ فیل بوده. لکن هیچ‌کدام به حقیقت نرسیده‌اند مگر آن کسی که تمامش را دیده و فهمیده و تعبیر می‌آورد. این است که علماء آنچه گفته‌اند هرکدام هرچه گفته‌اند هر که به هر زبانی باشد هر که هر علمی را ابراز داده و خیالی کرده از همین‌ها است راه خیالش را به‌دست می‌شود آورد و می‌شود دانست از آن راه لغزیده است. پس عمیان فیل را دست می‌زدند. یکی گفت فیل دراز است، راست گفته؛ پاهاش را دست زده. یکی گفت فیل آویزان است، راست است؛ به دمش دست زده. یکی به گوشش دست زده، گفته غربال است؛ راست گفته. آیا فیل همه‌اش همین است؟! نه، این اشتباه است. اما همه این اشتباهات را آن کسی که چشم دارد می‌بیند آن دمش بوده آن گوشش بوده آن دست و پاش بوده و هکذا وقتی این‌ها را به هم می‌چسبانی درست می‌شود. ان‌شاءالله غافل نباشید، فکر کنید» (دروس، درس یک‌شنبه، ۲۱ ذی‌القعده ۱۳۰۸). ⏳ادامه دارد... @AghayedNet

Repost from AghayedNet
photo_2024-03-12_12-29-39.webp2.39 KB

✔️🔻عمیان و فیل و کاربست‌های این تمثیل در آثار مکتبی 🔸بخش هشتم ۴. تعبیر آوردن از حقایق باطنی و غیبی در عالَم ظاهر و کلمات، بسیار مشکل است. از‌این‌رو شخص حکیم به‌اجبار، در هر موضعی، از آن حقایق تعبیری می‌آورد. شخص ظاهربین میان این تعبیرات و آن حقایق تناقض می‌بیند؛ اما حکیم می‌گوید که هر تعبیر اشاره به جهتی از جهات آن حقیقت است و تناقضی در‌کار نیست. بزرگان دین اعلی الله مقامهم برای کسی که به آن حقیقت باطنی آگاه نیست و در تعبیرات تناقض می‌بیند، از تمثیل «عمیان و فیل» استفاده فرموده‌اند: «از طبیعت اشیاء هم حکما می‌توانند تعبیر بیاورند که هم‌چو می‌گوید. می‌شود حکیمی تعبیر بیاورد از قول آتش که آتش می‌گوید: من روشنم، من سوزاننده‌ام، طبخ‌کننده‌ام. این سخن آتش است. این را همه حکما می‌توانند تعبیر بیاورند و می‌آورند و این تعبیر هم راست است. این هم زبان است. آنچه را حکما تعبیر می‌آورند از اقوال اشیاء راست هم هست. راست است و درست. اما عرض می‌کنم ملتفت باشید حالا یک جایی‌اش را می‌توانند تعبیر بیاورند، یک جایی‌اش را نمی‌توانند تعبیر بیاورند. یک جایی‌اش خیلی روشن بوده و واضح بوده بسا جاهل هم تعبیر می‌آورد. دقت کنید ان‌شاءالله. پس تعبیرات حکماء و تأویلات حکماء بدانید همه‌اش بی‌پستا نیست. زبان هم هست. لغت هم هست. حضرت امیر تعبیر می‌آورند و لغت اشیاء را فرمایش می‌کنند. این هم لغتی است زبانی. با دست هم می‌شود گفت برو، اما لفظ برو نگفته‌ای. آنی که منظور تو است که برود، می‌خواهی با چشم بگو می‌خواهی با دست بگو می‌خواهی با زبان بگو. مثل این‌که می‌خواهی عربی بگو می‌خواهی فارسی بگو می‌خواهی ترکی بگو، مطلب را گفته‌ای. همه‌اش لغات مختلفه است و یک مطلب است. نهایت یک کسی همه الفاظش را می‌داند و می‌گوید، یک کسی همان یک گوشه‌اش را می‌بیند و می‌گوید. آن گوشه‌اش را که دید و گفت، دروغ نیست؛ راست است. بعینه عمیان و فیل؛ یکی دست به پاش زده گفته مثل ستون است. یکی دست به خرطومش زده. یکی دست به گوشش زده. هرجا دست خورده دروغ نیست. آنجا همان‌طور است؛ فیل بوده. لکن هیچ‌کدام به حقیقت نرسیده‌اند مگر آن کسی که تمامش را دیده و فهمیده و تعبیر می‌آورد. این است که علماء آنچه گفته‌اند هرکدام هرچه گفته‌اند هر که به هر زبانی باشد هر که هر علمی را ابراز داده و خیالی کرده از همین‌ها است راه خیالش را به‌دست می‌شود آورد و می‌شود دانست از آن راه لغزیده است. پس عمیان فیل را دست می‌زدند. یکی گفت فیل دراز است، راست گفته؛ پاهاش را دست زده. یکی گفت فیل آویزان است، راست است؛ به دمش دست زده. یکی به گوشش دست زده، گفته غربال است؛ راست گفته. آیا فیل همه‌اش همین است؟! نه، این اشتباه است. اما همه این اشتباهات را آن کسی که چشم دارد می‌بیند آن دمش بوده آن گوشش بوده آن دست و پاش بوده و هکذا وقتی این‌ها را به هم می‌چسبانی درست می‌شود. ان‌شاءالله غافل نباشید، فکر کنید» (دروس، درس یک‌شنبه، ۲۱ ذی‌القعده ۱۳۰۸). ⏳ادامه دارد... @AghayedNet

✔️🔻عمیان و فیل و کاربست‌های این تمثیل در آثار مکتبی 🔸بخش هفتم ۳. بزرگان دین اعلی الله مقامهم در جاهایی از این تمثیل استفاده کرده‌اند تا بفرمایند که ادراک هر حقیقتی مَدرک مناسب نیاز دارد و اگر کسی بخواهد حقیقتی را با مدرکی نامناسب (ناهمگون و غیر‌هم‌جنس) درک کند، به کُنه آن نخواهد رسید: «و لو سعی الانسان و امعن الفکر و الخیال مدی عمره ان‌یدرک حقیقة من الحقایق مات فی القال و القیل و مثله مثل العمیان و الفیل و لایفوز من درکه بکثیر و لا قلیل. فعلی من رام درک الحقایق ان‌یفتح عین تلک النفس القدسیة و ینظر بها فی عالم الحقایق و یراها بعین غیر حسیرة و یصل الیها بباع غیر قصیرة» (مکارم الابرار (عربی)، ج۶، «المجلد الاول من الفطرة السلیمة»، ص۵۷). همین مطلب را با عبارتی دیگر چنین می‌فرمایند: «ان القوم المتصرفین فی العلوم قبل ان‌یعرفوا مدارکها یکونون کالعمیان و الفیل لایدرون من ای الی ای و یتعرضون لحل المسائل و الابرام و النقض و الاعتراض فمن هاهنا یأتی الاختلافات فی المسائل» (مکارم الابرار (عربی)، ج۹، «رسالة فی جواب الشاهزادة طهماسب‌میرزا»، ص۲۵۷). تعبیر دیگر از همین بیان، لزوم «دلیل» و وسیلهٔ مناسب است: «و ان سلک فی السبیل من غیر دلیل کالعمیان فی بیان الفیل و کثر بینهم القال و القیل و البصیر یراهم علی الحال و اعتبر منهم المقال و لایعتنی بهم فی حال من الاحوال و تلک الامثال نضربها للناس و مایعقلها الّا العالمون. فان کنت من اهل الدیار فابتغ الوسیلة الی الدیّار و هی الدلیل البالغ الواضح الظاهر ظهور النار علی علم بل اوضح و انور و اظهر و اقوم فاَصغ لما اقول تنل المأمول ان سبقت لک من الله الحسنیٰ ان‌شاءالله» (دعائم الحکمة (عربی)، ج۳، «شرح حدیث المفضل قدس‌سره و بیان اقسام الحجب»، ص۵۰۰). شبیه این مطلب در کلمات فیض کاشانی هم هست و اشاره دارد به این‌که در تمثیل «عمیان و فیل»، کوریِ ظاهری مطرح است و در کوتاهی‌های دینی و علمی، بی‌بصیرتی و جهل به تأویل وجود دارد: «[...] کقصة العمیان و الفیل الّا ان تلک کانت لفقد البصر و قلة التحصیل و هذه لفقد البصیرة و الجهل بالتأویل» (الکلمات المکنونة، ص۲۵). ۴. تعبیر آوردن از حقایق باطنی و غیبی در عالَم ظاهر و کلمات، بسیار مشکل است. از‌این‌رو شخص حکیم به‌اجبار، در هر موضعی، از آن حقایق تعبیری می‌آورد. ⏳ادامه دارد... @AghayedNet