Light Workers🔆
前往频道在 Telegram
چو ذَرِه باش، پویان سویِ خورشید؛ که تا چون خاک، زیرِ پا نمانی چو اِستاره به بالا، شبروی کن که تا زآن ماه بیهمتا نمانی صفحه اینستاگرام https://B2n.ir/nx2538 @lightworkers
显示更多406
订阅者
-224 小时
-27 天
+630 天
帖子存档
پوست:
نمایانگر فردیت ماست.
ناراحتیهای پوستی،معمولا به این معناست که احساس میکنیم که فردیت ما به طریقی مورد تهدید قرار گرفته است.احساس میکنیم که دیگران بر ما اقتدار و سلطه دارند...
یکی از سریعترین راهههای شفای ناراحتیهای پوستی این است که روزی چند صد بار در ذهن خود بگویید: من خود را تایید میکنم. اقتدار خود را بازیابید....
جوش، کورک ،دمل ،سوختگی ،بریدگی و هر گونه تب و زخم و جراحت و التهاب و ورم جملگی نشانه خشم هستند.هر اندازه نیز که در سرکوبی خشم بکوشیم،راه نشان دادن خود را پیدا میکند. جوش و خروشی که میآفریند باید رها شود و بیرون بریزد.
میترسیم خشم ما دنیایمان را خراب کند؛حال آنکه کافیست با گفتن اینکه «من از این مسئله خشمگینم.» خشم خود را آزاد کنیم....
اشخاص معنوی،اغلب معتقدند که «نباید خشمگین بشوند.»البته همه ما در حال کوشش برای زمانی هستیم که دیگران را برای احساسهای خود سرزنش نکنیم. اما تا آن موقع سالمتر است که احساس آن لحظه خود را تصدیق کنیم....
ادامه دارد.....
@lightworkers
#بریده_کتاب
باید مؤکداً متذکر شویم که اینکه میگویند عشق به خود مغایر عشق به دیگران است، سفسطهای بیش نیست.
اگر این فضیلت است که همسایهام را مانند یک انسان دوست بدارم، این هم باید فضیلت باشد -نه زشتکاری- که خود را دوست داشته باشم، چرا که من هم انسانم.
هیچ مفهومی دربارهٔ انسان وجود ندارد که شامل خود من هم نشود.
#اریک_فروم
هنر عشق ورزیدن
@lightwirkers
یک نظر بر تو فکندم جان و دل
در سر آن یک نظر شد،چون کنم؟!
دور از رویت ز شوق روی تو
بند بندم نوحهگر شد،چون کنم؟!
#عطار
@lightwirkers
گفتا بدلربائی ما را چگونه دیدی
گفتم چو خرمنی گل در بزم دلربائی
گفتا من آن ترنجم کاندر جهان نگنجم
گفتم به از ترنجی لیکن بدست نائی
@lightworkers
گفتا تو از کجائی کاشفته مینمائی
گفتم منم غریبی از شهر آشنائی
گفتا سر چه داری کز سر خبر نداری
گفتم بر آستانت دارم سر گدائی
گفتا کدام مرغی کز این مقام خوانی
گفتم که خوش نوائی از باغ بینوائی
گفتا ز قید هستی رو مست شو که رستی
گفتم بمی پرستی جستم ز خود رهائی
گفتا جویی نیرزی گر زهد و توبه ورزی
گفتم که توبه کردم از زهد و پارسائی
گفتا بدلربائی ما را چگونه دیدی
گفتم چو خرمنی گل در بزم دلربائی
گفتا من آن ترنجم کاندر جهان نگنجم
گفتم به از ترنجی لیکن بدست نائی
گفتا چرا چو ذره با مهر عشق بازی
گفتم از آنکه هستم سرگشتهئی هوائی
گفتا بگو که خواجو در چشم ما چه بیند
گفتم حدیث مستان سری بود خدائی
#خواجوی_کرمانی
@lightworkers
من دربارهى تو به آنها نگفتم
اما تو را ديدهاند كه در چشمانم شنا مىكنى
من دربارهى تو به آنها نگفتم
اما تو را در كلمات نوشته شدهام ديدند
عطر عشق
نمىتواند پنهان بماند ...!
#نزار_قبانی
@lightwirkers
#بریده_کتاب
ترس از تنهایی
گاهی اوقات با شتاب در حال شنا در یک رودخانه خشک هستی و میخواهی هرچه سریعتر، به عشق برسی و رابطه برقرار کنی و از تنهایی نجات پیدا کنی،چون به شدت از تنهایی میترسی و در برابر تنهایی، احساس درماندگی و ناتوانی میکنی.
نیاز شدیدی بصورت یک عطش روانی برای ایجاد یک رابطه در خود احساس میکنید، ولی غافل از آنکه این نیاز، سرابی بیش نیست و اصل اساسی و مهم در این است که بتوانی با شجاعت تمام تنهایی را بپذیری و فردیت خودت را قبول کنی و به خودت ثابت کنی که حتی تنها و بدون رابطه هم میشود شاد و خوشحال بود.
تمام تکامل و استقلال، در این جدایی و رویارویی شجاعانه با تنهایی نهفته است.
همانند کودکی که مادر با بیرحمی تمام ، بند نافش را در هنگام تولد میبرد، ما هم باید این بند ناف روانی " نیاز به بودن دیگری " را از وجودمان پاره کنیم.
پس آن است که اگر با کسی هستیم از روی نیاز نیست،
بلکه از روی اشتیاق است و این زمانیست که توانایی عشق ورزیدن سالم را پیدا میکنیم.
شرط لازم برای داشتن عشق سالم پذیرفتن و برخورد شجاعانه و بدون ترس "احساس تنهایی" است.
روان درمانی اگزیستانسیال
اروین يالوم
@lightwirkers
پاها:
ما را در زندگی به پیش میرانند.ناراحتی های پا اغلب نشان دهنده آن است که از پیشروی در مسیر خاص میترسیم.ما با پای خود میدویم،پای خود را روی زمین میکشیم،دزدکی راه میرویم،زانوی کج و معوج یا پنجه خمیده داریم و رانهای بزرگ و چاق و خشمگینی که از نفرتهای دوران کودکی آکندهاند.وقتی نمی خواهیم کاری را انجام بدهیم، ناراحتی_های_جزئی تر پا را میآفرینیم....
واریس:
نمایانگر ماندن در شغل یا مکانی است که از آن نفرت داریم.
رگها توانایی حمل شادمانی را از دست میدهند.
آیا شما به مسیری میروید که می خواهید؟
زانوان:
مانند گردن با انعطاف_پذیری ارتباط می یابند.زانوان نمایانگر خم شدن ،زانو زدن، غرور ، خودپسندی ،سرسختی و لجاجت هستند. معمولا به هنگام پیش رفتن می ترسیم مبادا زانوان ما خم شوند و انعطاف ناپذیر میشویم.این ترس مفاصل را سفت و سخت میکند.
میخواهیم به پیش برویم اما نمی خواهیم راههای خود را عوض کنیم.
به این دلیل شفای زانوها چنین به درازا میکشد که خودپسندی ما برآن تاثیر دارد...
مچ پا نیز یک مفصل است،با این حال اگر درد بگیرد،بسرعت شفا مییابد.
دفعه بعد که زانویتان ناراحت میشود،از خود بپرسید کجا خود را محق دانسته اید؟ و کجا نپذیرفتهاید که تن بدهید؟!
سرسختی را دور بیافکنید و بگذارید رها شود.
زندگی؛یعنی جریان وحرکت.زندگی یعنی آسوده بودن.باید انعطاف پذیر باشیم و با زندگی حرکت کنیم...
درخت بید،سر خود را خم میکند و با جریان باد تاب میخورد و همواره شکوهمند و زیباست و با زندگی آسوده است.
کف_پا:
به فهم و شعور ارتباط مییابد؛ادراکی که از خود و از زندگی و گذشته و حال و آینده داریم....
ادامه دارد.....
@lightworkers
گلو:
نمایانگر قابلیت ما برای این است که بتوانیم "حرف خود را بزنیم" یا "آنچه میخواهیم، بخواهیم" یا بگوییم:" من این هستم " و از این قبیل.هرگاه در ناحیهی گلو ناراحتی داشته باشیم معمولا به این معناست که احساس میکنیم حق نداریم این کارها را بکنیم.احساس می کنیم توان آن را نداریم که حق خود را بگیریم.
گلودرد همواره نشانه خشم است.اگر با سرماخوردگی همراه باشد آنگاه آشفتگی_ذهنی نیز وجود داشته است.
لارنژیت معمولا به معنای آن است که آنقدر خشمگین هستید که نمیتوانید حرف بزنید.
گلو همچنین نشانهی جریان_خلاقیت در بدن است. از طریق گلو خلاقیت خود را بیان میکنیم.هنگامی که خلاقیت ما سرکوب شود یا ناکام بماند اغلب ناراحتیهای گلو پیدا میکنیم.
ناراحتیهای ورم لوزتین و تیروئید نشانهی خلاقیت ناکام مانده و نمایانگر این هستند که نمیتوانید به کاری که خود می خواهید بپردازید.
چاکرای پنجم یا آن مرکز انرژی که در گلوگاه است،جایگاهی است که دگرگونی ها در آن صورت میگیرند.هرگاه در برابر دگرگونی یا در نیمه فرآیند دگرگونی مقاومت کنیم، یا هرگاه که میکوشیم عوض شویم؛ اغلب در گلوگاه خود فعالیت زیادی داریم.توجه کنید هرگاه خودتان یا دیگران سرفه کنید در آن لحظه چه گفته شده است؟ در برابر چه چیز واکنش نشان می دهیم؟
آیا مقاومت و سرسختی در برابر چیزی است یا شاید هم فرآیند دگرگونی است که به پیش می رود....
دستها:
نمایانگر توانایی و گنجایش درآغوش کشیدن تجربه_زندگی است.
بازوان با گنجایش و ساعدها با توانایی ما ارتباط مییابند.هیجانها و عواطف کهنه را در مفاصل خود جمع میکنیم. آرنجها نشانه انعطاف پذیری ما در تغییر جهت هستند.آیا شما در عوض کردن مسیر زندگی خود انعطاف پذیر هستید؟ و یا اینکه عواطف و هیجانهای کهنه، شما را در نقطهای معین، ثابت نگاه میدارد؟
دستها میتوانند نرم و لطیف، یا پر از برآمدگیهای گره مانند ناشی از تفکر مفرط یا پر از پیچ و تابهای آرتروز باشند که از انتقاد به وجود میآیند.دستهای مشت کرده نشانه ترس است؛ ترس از دست دادن، ترس از کمبود، ترس از اینکه اگر دستها باز باشند، دار و ندار از کف برود.
محکم به رابطهای چسبیدن، تنها ثمره اش این است که شخص مقابل پا به فرار میگذارد! دستهای مشت کرده و گره شده نمیتواند چیزی تازه را بدست بگیرد.تکان دادن آزادانه_دستها از ناحیهی مچ دست، احساس رهایی و گشایش میبخشد.آنچه از آن شما باشد، نمیتواند از شما بازگرفته شود.پس بیاسایید وآرام باشید.
هر یک از انگشتان معنایی دارند.ناراحتی هر انگشت نشان میدهد که در کدام زمینه باید بیاسایید و رها کنید.اگر انگشت_اشاره خود را ببرید، نشانه خشم و ترس است و "من"شما اخیرا از وضعیتی آزار دیده است. انگشت_شصت نشانهی مسائل ذهنی و نگرانی است. انگشت_اشاره نمایانگر ترس و "من"است.
انگشت_وسط نشانهی جنسیت و خشم است.هرگاه خشمگین هستید، انگشت وسط خود را بفشارید و ببینید که خشم فرو مینشیند.اگر از دست یک مرد خشمگین هستید، انگشت وسط دست راست و اگر از دست یک زن خشمگین هستید، انگشت وسط دست چپ را در دست نگه دارید.
انگشت_انگشتر نمایانگر اتحاد و همچنین نشانه اندوه است. انگشت_کوچک با خانواده و همچنین با تظاهر ارتباط دارد.
ادامه دارد.....
@lightworkers
هر به اصطلاح"بیماری"را خود ما در تن خویش میآفرینیم.تن ما، مانند هر چیز دیگر زندگی،بازتاب اندیشهها و اعتقادهای درونی ماست.اگر به خود فرصت گوش فرا دادن بدهیم، میبینیم که تن همواره با ما سخن میگوید.هر یاخته تن شما، به هر اندیشهای که در سر دارید و به هر کلامی که بر زبان می آورید، پاسخ میدهد.....
سر: نمایانگر ماست.
چیزی است که به جهان نشان میدهیم و معمولا بوسیله آن شناخته میشویم.اگر در ناحیهی سر اشکالی وجود داشته باشد،بدان معناست که احساس میکنیم در وجود ما نقصی بزرگ هست...
مو: نمایانگر نیروست.
هرگاه در فشار و ترس باشیم، اغلب آن نوارهای فولادی را میآفرینیم که از عضلات شانهها شروع میشود و به فرق سر میرسد و گاه حتی بصورت حلقه_کبود_دور_چشمان ، خود را نشان میدهد.
هرگاه در فرق سر، فشار شدید وجود داشته باشد، ممکن است آنقدر ریشه مو را در تنگنا قرار دهد که دیگر نتوانند نفس بکشند و بمیرند و بریزند.اگر این فشار ادامه یابد و پوست سر استراحت نکند، کیسههای کوچک ترشحی آنقدر تنگ میشوند که دیگر موی تازه نمی تواند از آنها عبور کند و ثمرهاش طاسی است...
فشار نشانهی نیرو نیست بلکه نشانهی ضعف است.آرام و ملایم و متمرکز بودن ، نشانهی قدرت و امنیت است.برای ما خوب است که به جسم خود استراحت بیشتری بدهیم، بسیاری از ما به استراحت پوست سر نیاز داریم.
گوشها:
نمایانگر گنجایش شنیدن هستند.اگر گوشها دچار مشکلی باشند، معمولا به این معناست که چیزی در جریان است که نمیخواهید آن را بشنوید.
گوش درد نشانهی خشم_ازشنیدن_چیزی است.گوش درد در کودکان متداول است.آنها اغلب مجبورند به چیزهایی که در خانه میگذرد و براستی نمیخواهند آنها را بشنوند،گوش فرا دهند.قوانین موجود در خانه نمیگذارد کودک خشم خود را نشان بدهد و ضعف کودک برای عوض کردن امور، در گوش او درد می آفریند.
کری، نشانهی این است که برای مدتی دراز، گوش دادن به کسی را نپذیرفته ایم.اگر به همسری که نقص شنوائی دارد توجه کنید میبینید که همسرش بی نهایت پر حرف است...
چشم:
نمایانگر گنجایش_دیدن هستند.هرگاه چشمها دچار مشکل باشند، معمولا به این معناست که نمیخواهیم چیزی را درباره خود یا زندگی یا گذشته و حال و آینده ببینیم.
هرگاه میبینیم کودکان خردسال عینک به چشم زدهاند، پی میبریم در خانه شان چیزهایی میگذرد که آنها نمی خواهند ببینند، اگر نتوانند وضع یا تجربه خود را عوض کنند؛ بینایی خود را ضعیف میکنند تا مجبور نباشند آن را چنین روشن ببینند.
مردم بسیاری که مشتاق بودند،گذشته خود را پاک کنند و به آنچه یکی دو سال پیش از عینک زدن، که نمیخواستند ببینند،نگاه کردند و آنها را از تجربه خود زدودند؛ شفایی حیرت انگیز یافتهاند.
سردردها:
ناشی از اعتبار ندادن به خود است.دفعهی بعد که سردرد میگیرید، مکث کنید و از خود بپرسید:"که کجا و چگونه خود سبب اشتباه شدهاید؟"خود را ببخشایید و رها کنید تا سردرد نیز به نیستی ازلی خویش بازگردد...
میگرن را کسانی میآفرینند که می خواهند کامل و بینقص باشند و خود را در فشار شدیدی قرار میدهند.میگرن ناشی از خشم شدید سرکوفته است...
مشکلات سینوس:
اگر در سمت راست صورت و نزدیک بینی باشد، نشانه آن است که یکی از نزدیکان شما را برانگیخته است.شاید حتی احساس کنید دارد شما را از پا می اندازد.
فراموش میکنیم که ما وضعیت را می آفرینیم، آنگاه دیگری را مسئول ناکامی خود میدانیم و سرزنش میکنیم و به این ترتیب اقتدار خویش را از دست می دهیم.هیچکس و هیچ چیزی بر ما اقتداری ندارد، زیرا ما در ذهن خود می اندیشیم.ما تجربهها و واقعیت خود را و کسانی را که در آن قرار دارند می آفرینیم.هرگاه در ذهن خود آرامش و هماهنگی و توازن بیافرینیم،در زندگی خویش نیز همان ها را خواهیم آفرید.
گردن_گلو:
بسیار مهم هستند، چون کار حایز اهمیتی را اداره می کنند.گردن انعطافپذیری_تفکر ما، قابلیت دیدن روی_دیگر_مسئله و دیدن نقطه_نظر اشخاص دیگر را نشان میدهد.هر گونه مشکل در ناحیهی گردن معمولا نشانه آن است که درباره نقطه_نظرهای خود دربارهی وضعیتی، سرسختی و یکدندگی به خرج میدهیم.
اگر گره کار ما در این باشد که تنها "یک راه" یا "یک دیدگاه" هست، بیشتر زندگی را به روی خود بستهایم...
@lightworkers
▫️خنیاگر اسماعیل ستارزاده(۱۳۰۹-۱۳۷۳)
▫️از پروژهی موسیقیِ نواحیِ پرویز کیمیاوی ضبط شده در بهارِ ۷۲
@lightworkers
#بریده_کتاب
عمریست من به جستجوی تو بودهام بیآنکه دیده یا دانسته باشمت، حال که تو را یافتهام یقین دارم که خودش هستی، همانکه لحظهای غافل نبودهام از جستجویت.
و تو در تمام سالیان، حتی پیش از آنکه به دنیا بیایی، وه که چه خوش آمدی و چه به هنگام که من از پناه پشتههای مرگ باز میآیم و اکنون بر میآیم با تو به روی زندگی، به وجد و اشتیاق.
من مرگ را با تو پشت سر میگذارم و با تو متولد میشوم. وه که چه خوش آمدی و چه به هنگام و گاه. من تو را لمس نمیکنم، من تو را زیارت میکنم.
تو بوی بهشت با خود داری.
سلوک
#محمود_دولت_آبادی
@lightworkers
#بریده_کتاب
آنچه آموختیم این بود که همه جزئی از یک کل واحد و عظیم جهانی هستیم، اگر خیال میکنیم که میتوانیم شخص دیگری یا موجود زندهی دیگری را بدون اینکه به خود صدمه وارد آوریم آزار دهیم، کاملا در اشتباهیم.
به جنگل، گل یا پرنده نگاه میکنم و میگویم: «این منم، این جزئی از من است.» ما به همه چیز متصلیم و اگر بکوشیم عشق و محبت خود را نثار آن وصلت کنیم؛ آدمهای خوشبختی خواهیم بود.
#مایکل_تالبوت
جهان هولوگرافیک
@lightworkers
دانه های آتشین و سرخ انار نماد باروری و آگاهیست.در داستانهای اسطوره انار تحفهای است که پرسفونه پس از تحمل رنج فراوان در جهان زیرین با خود به دنیای ما انسانها آورده است. پرسفونه پس از خوردن دانههای انار ملکه جهان زیرین میشود و به پختگی و بلوغ و آگاهی دست پیدا میکند.از این رو به تاجی که بر روی میوه انار قرار دارد تاج پرسفونه یا گنجی که نماد آگاهی پس از رنجی طولانی است نیز گفته میشود.
یلدا مبارک دوستان
@lightworkers
تمرین زیاد و سخت ممکنه همیشه نتیجهاش موفقیت نباشه،
اما هیچوقت نتیجهاش حسرت نیست!
@lightworkers
#بریده_کتاب
هیچ وقت یکی را با همه وجودت دوست نداشته باش؛
یکتکه از خودت را نگه دار برای روزهایی که هیچ کسی را جز خودت نداری!
هاروکی موراکامی
آغوش تنهایی اثر جیمز هنس
@lightworkers
