Light Workers🔆
前往频道在 Telegram
چو ذَرِه باش، پویان سویِ خورشید؛ که تا چون خاک، زیرِ پا نمانی چو اِستاره به بالا، شبروی کن که تا زآن ماه بیهمتا نمانی صفحه اینستاگرام https://www.instagram.com/lightworkers.ir @lightworkers
显示更多380
订阅者
无数据24 小时
+57 天
+730 天
帖子存档
چون شبنم اوفتاده بدم پیش آفتاب
مهرم به جان رسید و به عیوق بر شدم
گفتم ببینمش مگرم درد اشتیاق
ساکن شود بدیدم و مشتاقتر شدم
#سعدی
@lightworkers
ای همه مردم، در اين جهان به چه کاريد؟
عمر گرانمايه را چگونه گذاريد؟
هرچه به عالم بود اگر بهکف آريد
هيچ نداريد اگر که عشق نداريد
وایِ شما دل به عشق اگر نسپاريد
گر به ثريا رسيد هيچ نيرزيد
عشق بورزيد
دوست بداريد
#فریدون_مشیری
@lightworkers
اظهار عشق را
به زبان احتیاج نیست
چندان که شد نگه به نگه آشنا
بس است
#صائب_تبریزی
@lightworkers
هستند کسانی که از بسیاری که دارند اندکی می دهند آن هم برای نام، و این خواهشِ پنهانْ بخششِ آن ها را آلوده می کند.
و هستند کسانی که اندکی دارند و همه را می دهند،این کسان به زندگی و برکتِ زندگی باور دارند، و دست شان هرگز تهی نمی شود.
هستند کسانی که با شادی می دهند، و پاداشِ آن ها همان شادی ست.
و هستند کسانی که با درد می دهند، و آن درد تعمیدِ آن هاست.
و هستند کسانی که می دهند و از دَهش دردی نمی کشند، حتا شادی هم نمی خواهند و نظری به ثواب هم ندارند؛این ها چنان می دهند که در آن دره ی دوردست بته ی مورْدْ، عطرِ خود را در فضا می پراکَنَد.
با دستِ این کسان است که خداوند سخن می گوید، و از پسِ چشمِ این کسان است که او به زمین لبخند می زند.
#جبران_خلیل_جبران
#پیامبر
@lightworkers
اگر هستی شما تهی از عشق است، هر کاری دلتان میخواهدبکنید؛به جستجوی همۀخدایان روی زمین بروید؛ دست به انواع اصلاحات و عملیات اجتماعی بزنید؛بکوشیدتادر وضع مردم فقیر تغییر و بهبود ایجاد کنید؛ وارد تشکیلات وفعالیتهای سیاسی بشوید؛ کتابها بنویسید، شعر و غزل بگویید وبنویسید؛ همه بیفایدست شما یک انسان مردهاید.
بدون عشق،رنجهاو مسائل شماافزایش خواهند یافت؛ بیوقفه و تا پایان عمر مضاعف خواهند شد.
با عشق هر کاری دلتان میخواهد بکنید؛ هیچ خطری شما را تهدید نخواهد کرد؛ شما هرگز اسیر تضاد و تناقض نخواهید بود. و در آن صورت عشق جوهر و عصارۀ فضیلت است.
#کریشنا_مورتی
#عشق_و_تنهایی
@lightworkers
زندگی رقص نجیبیست
که از چشمهی بودن، جاریست
رقص یک شاپرک بازیگوش
لای یک دسته گلِ یاس معطر در باغ
رقصِ یک نغمهی آرامِ اذان
که شبی باد میان من و این قبله پراکنده کند
رقص کِرمی شب تاب
که شبیه تپشِ خورشید است
زندگی شعر نجیبی ست
که در دفترِ اندیشهی این گنبدِ دَوار
پر از قافیه است
چه کسی گفت خدا شاعر نیست؟؟
#اکرم_بهرامچی
@lightworkers
به دنبال آرامش نگرديد, در پى هيچ حالتى به جز حالتى که اکنون در آن هستيد نباشيد,
وگرنه تضاد درونى و مقاومت ناآگاهانه در خود ايجاد مى کنيد.
از اين که در آرامش نيستيد, خود را ببخشيد.
همين که نا آرامى خود را به طور کامل بپذيريد, عدم آرامش شما به آرامش تبديل مى شود.
هر چيزى را که به طور کامل بپذيريد, شما را به مقصد,به آرامش مى رساند.
اين معجزه تسليم است.
هنگامى که آنچه را که هست مى پذيريد,
يکايک لحظات, بهترين هستند.
اين پذيرش, همان روشن بينى است ...
#اکهارت_تله
@lightworkers
انگشتی که به ماه اشاره میکند ماه نیست..
حقیقت نیاز به اثبات توسط شما ندارد
کار نفس است که موردی را پیدا کرده و خود را با آن یکی انگاری میکند و با دفاع از آن موضوع مشخص سعی در محق دانستن خود و بر خطا دانستن دیگران دارد...
با یک مثال مورد بالا را روشن میکنیم:
اصلی علمیست که سرعت نور بیش از سرعت صوت است..
اگر شما در بحثی بگویید سرعت نور بیشتر از سرعت صوت است ، به اصلی علمی اشاره کردهاید..
اما وقتی فردی دارای آگاهی کمتر است و این گفته را قبول نمیکند و شما به او میگویید ؛ قبول کن (من) میدانم
چرا هیچ وقت حرفهای مرا قبول نمیکنی؟
در اینجا نفس خود را وارد کرده است
نفس در واژهی ریز و کوچک من پنهان است و از طریق شخصی سازی همه چیز حالت دفاعی برای خود پدید میآورد و حتی ممکن است با پرخاشگری چهره نمایی کند .
اگر نه برای نور و یا صوت چه اهمیتی دارد که سرعت کدام یک بیشتر باشد؟
به هر حال حقیقت نیازمند دفاع نیست و در حقیقت این ماییم که از خود دفاع میکنیم و سعی در محق جلوه دادن خود هستیم...
#تمرین
مشاهدهی کلیهی بحثهای کوچک و بزرگ که در طی روز به آن میپردازید..
از دفاع از تیم مورد علاقهتان تا رستورانی که بهتر میدانید
اثبات بد بودن فردی یا هر چیز دیگر
و دیدن این واقعیت که شما در حقیقت نظر خود را درست میدانید و در پی اثبات خود و عقایدتان هستید.
موارد را یادداشت کنید...
صادق باشید...
@lightworkers
چون گریزانی ز نالهٔ خاکیان
غم چه ریزی بر دل غمناکیان
ای که هر صبحی که از مشرق بتافت
همچو چشمهٔ مشرقت در جوش یافت
#حضرت_مولانا
@lightworkers
ناتانائیل، کاش در تو هیچ انتظاری، حتی میل هم نباشد و فقط استعدادی برای پذیرفتن باشد.
آنچه را که به سویت میآید منتظر باش؛ اما جز آنچه را که به سویت میآید خواستار مباش.
جز آنچه داری آرزو مکن...
بفهم که در هر لحظهای از روز،
میتوانی مالک خدا با همه ملکوتش باشی....
آرزوی تو از عشق باشد و مالک شدنت عاشقانه....
زیرا آرزویی که موثر نباشد به چه کار آید؟!...
#آندره_ژید
@lightworkers
ای مه تابنده جان دوست میدارم تو را
ای عزیز مصر عرفان دوست میدارم تو را
با نگاه جانگدازت هستی ام را سوختی
خوش بسوزان خوش بسوزان دوست میدارم تو را
چنگ افکندی تو خوش در روح پر غوغای من
گشته ام غمگین و حیران دوست میدارم تو را
شد وجودم پر ز تو از خویش خالی گشته ام
ای خدای عشق و ایمان دوست میدارم تو را
غنچه لعل لبت آرام میبخشد بجان
ای گل گلزار خوبان دوست میدارم تو را
از نظر کی میروی هر جا که هستم با منی
ای وفا جو از دل و جان دوست میدارم تو را
روز خورشید دل و شبها تو ماه خاطری
ای فروزان مهر تابان دوست میدارم تو را
بار عشق و دوستی را میکشم بر دوش دل
رنج و غم باشد فراوان دوست میدارم تو را
صابرم از عشق رویت شهره ام در ملک غم
با دل غمگین و پژمان دوست میدارم تو را
#صابر_کرمانی
@lightworkers
دریچهای ز بهشتش به روی بگشایی
که بامداد پگاهش تو روی بنمایی
جهان شب است و تو خورشید عالم آرایی
صباح مقبل آن کز درش تو بازآیی
#حضرت_سعدی
@lightworkers
روزی صلاحالدينايوبی فرمانده مسلمانان در جنگهای صليبی به خاطر كمبود بودجه نظامی نزد شخص ثروتمندی رفت تا شايد بتواند پولی برای ادامه جنگ هايش بگيرد آن تاجر مبلغ مورد نياز فرمانده مسلمانان را به او پرداخت كرد.
صلاحالدين موقعی كه خواست از خانه بيرون برود رو به آن مرد نمود و پرسيد: به نظر شما بين سه دين يهود و مسيح و اسلام كه با هم در جنگ هستند حق با كداميک است؟
آن تاجر بزرگ گفت: بنشين تا يک داستان برايت بگويم، بعد خودت نتيجه گيری كن ...
او گفت در روزگاران قديم مرد كشاورزی بود
كه صاحب يک انگشتر بود و همه میگفتند اين انگشتر نزد هر كس باشد، به كمال انسانيت میرسد. خداوند به مرد كشاورز سه پسر داد و وقتی پسران بزرگ شدند پدر آنها از روی آن انگشتر دو تای ديگر دقيقا شبيه اولی درست كرد و به هر كدام از پسرانش يكی از انگشترها را داد از اين به بعد هر كدام از پسرها می گفتند كه انگشتر اصلی پيش اوست و هميشه با هم دعوا داشتند بر سر اينكه انگشتر اصلی كه باعث كمال انسانيت می شود پيش كداميک از آنهاست.
تا بالاخره تصميم گرفتند برای مشخص شدن انگشتر اصلی پيش قاضی بروند. وقتی شرح ماجرا را برای قاضی گفتند، قاضی گفت:
احتمالا انگشتر اصلی گم شده است، چون قرار بر اين بوده كه آن انگشتر پيش هر كس باشد، دارای كمالات انسانی باشد، اما شما سه نفر كه هيچ فرقی با هم نداريد و مدام در پی جنگ و ناسزاگویی به یکدیگر هستید....
@lightworkers
دانی که چها چها چها میخواهم
وصل تو من بی سر و پا میخواهم
فریاد و فغان و نالهام دانی چیست
یعنی که ترا ترا ترا میخواهم
#ابوسعید_ابوالخیر
@lightworkers
من نیز چو خورشید،
دلم زنده به عشق است
راه دل خود را، نتوانم که نپویم
هر صبح،
در آیینه جادویی خورشید،
چون می نگرم،
او همه من، من همه اویم!
او، روشنی و گرمی بازار وجود است
در سینه من نیز،
دلی گرم تر از اوست
او یک سرآسوده به بالین ننهادست،
من نیز به سر می دوم اندر طلب دوست
#فریدون_مشیری
@lightworkers
شرابخانه عالم شدهست سینه من
هزار رحمت بر سینه جوانمردم
هزار حمد و ثنا مر خدای عالم را
که دنگ عشقم و از ننگ خویشتن فردم
چو خاک شاه شدم ارغوان ز من رویید
چو مات شاه شدم جمله لعب را بردم
چو دانهای که بمیرد هزار خوشه شود
شدم به فضل خدا صد هزار چون مردم
منم بهشت خدا لیک نام من عشق است
که از فشار رهد هر دلی کش افشردم
رهد ز تیر فلک وز سنان مریخش
هر آن مرید که او را به عشق پروردم
چو آفتاب سعادت رسید سوی حمل
دو صد تموز بجوشید از دی سردم
#حضرت_مولانا
@lightworkers
ای که با یک سنگ کوچک،
خاطرت گِل می شود
مشکل از اطفال شیطان نیست،
دریا نیستی.....
@lightworkers
چرا ذهن همواره خواستار لذت است؟
چرا ما با هدف پنهانیِ لذت، کارهای شریف یا پست انجام میدهیم؟
چرا ما با بندبازی روی ریسمان لذت رنج میکشیم و قربانی میدهیم؟
اجازه دهید در ادامه ببینیم که لذت چیست و چگونه بوجود آمده است.
آیا تاکنون چنین سئوالی از خود پرسیدهاید و پاسخ آنرا تا انتها دنبال کردهاید؟
لذت از طریق چهار حالت بوجود میآید، یعنی:
۱ ـ دریافت
۲ ـ احساس
۳ ـ تماس
۴ ـ خواستن...
فرض کنید
۱ـ اتومبیل زیبایی را میبینید
۲ـ احساسی را در شما بر میانگیزد
۳ـ سپس آنرا لمس میکنید
یا تصور میکنید آنرا لمس کردهاید
۴ـ میل دارید مالک آن شوید
یا پُزش را به دیگران بدهید.
۱ـ من آسمان و ابری شکیل
یا کوهستانی باشکوه
غروبی پُر هیبت
یا چهرهای سر زنده،
زیبا و باهوش را میبینم.
۲ـ من به هرکدام از اینها
با وجد و سرور زیادی نگاه میکنم،
در زمان مشاهده
هیچ مشاهدهکنندهای وجود ندارد،
بلکه، فقط زیبائیای محض
همچون عشق است که وجود دارد..
۳ـ برای یک لحظه
"من" با تمامی مسائل،
اضطرابها و بدبختیهایم
غایب هستم و فقط
آن چيزِ عالی و شگفتانگیز
وجود دارد.
من میتوانم با شادی
به آن نگاه کرده و لحظهٔ بعد
آنرا فراموش کنم.
اما حافظه،
قدم به پیش میگذارد و مسئله
از همین نقطه شروع میشود.
ذهنِ من
درباره آنچه دیده میاندیشد و فکر میکند..
۴ـ به خود میگویم:
"من دوست دارم آن صحنه را
دوباره و برای دفعات مکرر ببینم"
از همین نقطه،
تفکر شروع به
مقایسه و قضاوت کرده
و میگوید:
"باید فردا و فرداهای دیگر نیز
آنرا داشته باشم."
تداوم بخشیدن به
تجربهای که برای چند لحظه
مایهٔ *مسرتِ خاطر بوده
با **جریان فکر،
مجدد امکانپذیر میگردد.
این مسئله
در مورد میل جنسی
و همهٔ امیال و خواستهها نیز
صادق است.
#کریشنامورتی
@lightworkers
آرزو میکنم
غرق در شادی شود
آنکه بخواهد اندوه را
مهمان ناخواندهی دلت کند
تا از یاد ببرد دشمنیها و نفرت را
آرزو میکنم برایت
در پس تمام نرسیدنها، نداشتنها
از یاد نبری رویاهای قشنگت را
که هر تمام شدنی
به معنای پایان زندگی نیست....
@lightworkers
تمرین فردا حفظ سکوت در درون و بیرون است....
تمرینی دشوار که همتی والا را خواهان است.
سکوت زبان بسی سادهتر مینماید اما دروازهی سکوت ذهن توست...
با اجبار دهانت را ببند و سکوت کن و آنگاه نظاره گر باش که چگونه ذهن فریاد میزند...
او را خاموش کن هر کجا که بازگشت کرد دوباره او را خاموش کن...
بار ها و بارها.....
#تمرین
@lightworkers
现已上线!2025 年 Telegram 研究 — 年度关键洞察 
