ch
Feedback
Light Workers🔆

Light Workers🔆

前往频道在 Telegram

چو ذَرِه باش، پویان سویِ خورشید؛ که تا چون خاک، زیرِ پا نمانی چو اِستاره به بالا، شب‌روی کن که تا زآن ماه بی‌همتا نمانی صفحه اینستاگرام https://www.instagram.com/lightworkers.ir @lightworkers

显示更多
376
订阅者
无数据24 小时
+27
+530
帖子存档
درست از همان لحظه که به تایید دیگران وابسته می‌شویم،همه چیز را به نابودی می کشانیم... وابسته شدن به تایید دیگران ما را به سمت باورهای غلط سوق می‌دهد، مثل باور به اینکه ارزشمندی ما به نظر دیگران وابسته است، اعتقاد به اینکه همه افراد باید با من مودب، مهربان و صمیمی باشند تا من حس خوبی داشته باشم. این باورها باعث می‌شود که انتخاب ما بستگی به رفتار دیگران داشته باشد. هر کسی ما را تایید کند دوست ما و هر کسی که ما را تایید نکند دشمن ما خواهد بود. وابستگی به تایید ما را از انتخاب مناسب دور می‌کند... برای دقایقی چشمانت را ببند و وابستگی به تایید را پشت سر بگذار... تایید نشدن به مفهوم توهین و تحقیر نیست، اما اگر تو اعتماد به نفس خود را به تایید دیگران گره زده باشی، چنین استدلال خواهی کرد. وقتی از تایید بیرونی به تایید درونی دست یابی، ممکن است دوستان صمیمی کمتری داشته باشی ولی این دوستی‌ها عمیق‌تر و سالم‌تر خواهد بود. وقتی یاد گرفتی خود سازنده و موثرت را زندگی کنی مجبور نیستی برای گرفتن تایید، هر لحظه نقاب دیگری را بر چهره بزنی. آن‌گاه مانند افراد خودشکوفا، خلاقیت بخشی از شخصیت تو خواهد شد. و ابتکار و اصالت را به زندگی خود دعوت خواهی کرد. ابتکار و اصالت به تو کمک می‌کند که در زندگی؛خودانگیخته، رو راست، متواضع و آماده پذیرش اشتباهات خود باشی. درست مانند کودکان که ترسی از کارهای اشتباه ندارند، پذیرنده خواهی شد. پذیرنده می‌داند که دیگران حق دارند گاهی با او مخالفت کنند... خودم را در آغوش گرفته‌ام نه چندان با لطافت اما وفادار وفادار... @lightworkers

آکیرا کوروساوا یکی از اساتید بی‌همتای سینما، در آخرین فیلم از مجموعه‌ی هشت‌گانه‌ی «رویاها» تصویری آرمانی از جهانی پایدار و انسانی را به نمایش می‌گذارد. «دهکده‌ی آسیاب‌های آبی» روستایی خیالی را نشان می‌دهد که در هماهنگی کامل با طبیعت زندگی می‌کند، جایی که زمان به آرامی می‌گذرد و انسان‌ها بخشی جدایی‌ناپذیر از چرخه‌ی طبیعی هستی هستند. این اثر که بازتابی از رؤیاهای شخصی کوروساواست، نه‌ تنها پایان زیبایی برای مجموعه‌ی «رویاها» محسوب می‌شود، بلکه بیانیه‌ای هنرمندانه در دفاع از سادگی، صلح و احترام به زمین است. کوروساوا در این فیلم کوتاه با ظرافتی همیشگی تضاد بین زندگی صنعتی و آرامش روستایی را به تصویر می‌کشد و مخاطب را به تأملی عمیق درباره‌ی مسیر پیش روی بشریت فرا می‌خواند... @lightworkers

این جا کسی‌ست پنهان دامان من گرفته خود را سپس کشیده پیشان من گرفته این جا کسی‌ست پنهان چون جان و خوش‌تر از جان باغی به‌من نموده ایوان من گرفته این جا کسی‌ست پنهان همچون خیال در دل اما فروغ رویَش ارکان من گرفته این جا کسی‌ست پنهان مانند قند در نی شیرین شکرفروشی دکّان من گرفته جادو و چشم‌بندی چشم کسش نبیند سوداگری‌ست موزون میزان من گرفته چون گُل‌شکر من و او در هم‌دگر سرشته من خوی او گرفته او آنِ من گرفته در چشم من نیاید خوبان جمله عالم بنگر خیال خوبش مژگان من گرفته من خسته گِرد عالم درمان ز کس ندیدم تا درد عشق دیدم درمان من گرفته تو نیز دل‌کبابی درمان ز درد یابی گر گِرد درد گردی فرمان من گرفته در بحر ناامیدی از خود طمع بریدی زین بحر سر برآری مرجان من گرفته بشکن طلسم صورت بگشای چشم سیرت تا شرق و غرب بینی سلطان من گرفته ساقیِ غیب بینی پیدا سلام کرده پیمانه جام کرده پیمان من گرفته من دامنش کشیده کای نوح روح‌دیده از گریه عالمی بین طوفان من گرفته تو تاج ما و آنگه سرهای ما شکسته تو یار غار و آنگه یاران من گرفته گوید ز گریه بگذر زان سوی گریه بنگر عشاق روح گشته ریحان من گرفته یاران دل‌شکسته بر صدر دل نشسته مستان و می‌پرستان میدان من گرفته همچو سگان تازی می‌کُن شکار خامش نی چون سگان عوعو کهدان من گرفته تبریز شمس دین را بر چرخ جان ببینی اشراق نور رویش کیهان من گرفته...   #حضرت_مولانا @lightworkers

دل شكسته‌ی ما چشم دوست را نگرفت دراين حراجی دل حيف كار ما نگرفت به وصل هيچ اميدی دگر نخواهم داشت كه اشك واسطه‌ام شد ولی دعا نگرفت چه مرگ بارتر از عشق‌های يك‌طرفه است شراره‌ای كه مرا سوخت در تو پا نگرفت پس از تو زنده نمی‌ماندم اين مبالغه نيست هزار مرتبه جان دادم و خدا نگرفت…. #محمد_عزيزی @lightworkers

عاشقی_در_ویرانه_های_نفس_با_مولانا_و_یونگ_از_مهری_رحمانی.pdf42.26 MB

photo content

خوبی‌های ما را فقط کسانی می‌بینند که خودشان خوبند. می‌دانی چرا؟ چون آدمیزاد هر چه در ذات خودش باشد در دیگران زودتر پیدا می‌کن
خوبی‌های ما را فقط کسانی می‌بینند که خودشان خوبند. می‌دانی چرا؟ چون آدمیزاد هر چه در ذات خودش باشد در دیگران زودتر پیدا می‌کند.... @lightworkers

بخشی از دعای عرفه @lightworkers

دلست هَمچو حسین و فِراقْ هَمچو یَزید... #حضرت_مولانا @lightworkers
دلست هَمچو حسین و فِراقْ هَمچو یَزید... #حضرت_مولانا @lightworkers

نقل است که رابعه عدویه یک شب در صومعه نماز می‌کرد. ماندگی در او اثر کرد در خواب شد. از غایت استغراق حصیر در چشم او شکست. و خو
نقل است که رابعه عدویه یک شب در صومعه نماز می‌کرد. ماندگی در او اثر کرد در خواب شد. از غایت استغراق حصیر در چشم او شکست. و خون روان شد و او را خبر نبود. دزدی درآمد چادری داشت، برگرفت. خواست که بیرون شود راه در باز نیافت. چادر بنهاد و برفت. راه بازدید. برفت و باز چادر برگرفت، بیامد باز راه نیافت. باز چادر بنهاد. همچنان چند کرت تا هفت بار از گوشه صومعه آواز آمد که: ای مرد! خود را رنجه مدار که او چندین سال است تا خود را به ما سپرده است. ابلیس زهره ندارد، که گرد او گردد! دزدی را کی زهره آن بود که گرد چادر او گردد!؟ برو و رنجه مباش. ای طرار! اگر یک دوست خفته است یک دوست بیدار است و نگاه دارد! @lightworkets

Nostalgia #Start_The_Way Album: #Peace_Of_Sprit @lightworkers

08 - Die Before you Die.mp312.64 MB

خلق از حق می‌گریزد، نخبگانش از حق می‌گریزند، خلافکارانش می‌گریزند و راستکارانش می‌گریزند. خب زین همه گریختگان پس که می‌ماند؟
خلق از حق می‌گریزد، نخبگانش از حق می‌گریزند، خلافکارانش می‌گریزند و راستکارانش می‌گریزند. خب زین همه گریختگان پس که می‌ماند؟ سگ می‌ماند با حق، و گربه می‌ماند، کبوتر می‌ماند، سنجاب و گرگ و روباه می‌ماند، پس چرا انسان می‌گریزد؟ چرا انسان از حق می‌گریزد؟ چون عاشق نفس خویش است... #حلمی @lightworkers

ورای عشق هزاران هزار ایوان هست ز عزت و عظمت در گمان نمی‌آید به هر دمی ز درونت ستاره‌ای تابد که هین مگو کاثری ز آسمان نمی‌آید
ورای عشق هزاران هزار ایوان هست ز عزت و عظمت در گمان نمی‌آید به هر دمی ز درونت ستاره‌ای تابد که هین مگو کاثری ز آسمان نمی‌آید #حضرت_مولانا @lightworkers

همه‌ی ما موجودات پیچیده‌ای هستیم. وجوه مختلفی در شخصیت ما وجود دارند: خواسته‌ها، آرزوها و ترس‌های متناقض. دنیای بیرون‌مان نیز
همه‌ی ما موجودات پیچیده‌ای هستیم. وجوه مختلفی در شخصیت ما وجود دارند: خواسته‌ها، آرزوها و ترس‌های متناقض. دنیای بیرون‌مان نیز همین‌قدر گیج‌کننده و متناقض است. اگر حواس‌مان نباشد، فشار‌های بیرونی و درونی درنهایت ما را از بین خواهند برد. نمی‌توانیم هم دکتر جکیل باشیم هم آقای هاید، حداقل نه برای مدت طولانی... باید انتخاب کنیم: هم‌قطار فیلسوف باشیم و مجاهدانه بر درون‌مان متمرکز باشیم، یا مثل سردسته گروهی عوام، هر لحظه همان چیزی باشیم که جمعیت طلب می‌کند... اگر بر یکپارچگی درونی، یعنی خودآگاهی، تمرکز نکنیم، ممکن است فشارهای بیرونی نابودمان کنند.... @lightworkers

همه‌ی ما موجودات پیچیده‌ای هستیم. وجوه مختلفی در شخصیت ما وجود دارند: خواسته‌ها، آرزوها و ترس‌های متناقض. دنیای بیرون‌مان نیز همین‌قدر گیج‌کننده و متناقض است. اگر حواس‌مان نباشد، فشار‌های بیرونی و درونی درنهایت ما را از بین خواهند برد. نمی‌توانیم هم دکتر جکیل باشیم هم آقای هاید، حداقل نه برای مدت طولانی... باید انتخاب کنیم: هم‌قطار فیلسوف باشیم و مجاهدانه بر درون‌مان متمرکز باشیم، یا مثل سردسته گروهی عوام، هر لحظه همان چیزی باشیم که جمعیت طلب می‌کند. اگر بر یکپارچگی درونی، یعنی خودآگاهی، تمرکز نکنیم، ممکن است فشارهای بیرونی نابودمان کنند... @lightworkers

‏ در قلبم همچنان به معجزه عقیده دارم... خدا بزرگ‌ترین معجزه‌گر است، او که یک کرم زشت و بدترکیب را به پروانه‌ای زیبا تبدیل می‌
‏ در قلبم همچنان به معجزه عقیده دارم... خدا بزرگ‌ترین معجزه‌گر است، او که یک کرم زشت و بدترکیب را به پروانه‌ای زیبا تبدیل می‌کند، حتما قادر است که از نفرت و ترس هم عشق بیافریند...! #سوزان_کی @lightworkers

نقل است که یکی از بوعثمان حیری پرسید که: به زبان ذکر می‌گویم اما دل با آن یار نمی‌گردد.... گفت: شکر کن که یک عضو باری مطیع شد
نقل است که یکی از بوعثمان حیری پرسید که: به زبان ذکر می‌گویم اما دل با آن یار نمی‌گردد.... گفت: شکر کن که یک عضو باری مطیع شد، و یک جزء را از تو راه داده‌اند، باشد که دل نیز موافقت کند... #تذکرة_الأولیاء @lightworkers

و کسی از وی پرسید: چگونه‌ای؟ گفت: چگونه باشد کسی که عمرش می‌کاهد و گناهش می‌افزاید؟ #تذکرة_الاولیاء ذکر محمد واسع @lightworke
و کسی از وی پرسید: چگونه‌ای؟ گفت: چگونه باشد کسی که عمرش می‌کاهد و گناهش می‌افزاید؟ #تذکرة_الاولیاء ذکر محمد واسع @lightworkers

من راه رفتن را از یک سنگ آموختم،دویدن را از یک کرم خاکی و پرواز را از یک درخت! بادها از رفتن به من چیزی نگفتند، زیرا آن قدر د
من راه رفتن را از یک سنگ آموختم،دویدن را از یک کرم خاکی و پرواز را از یک درخت! بادها از رفتن به من چیزی نگفتند، زیرا آن قدر در حرکت بودند که رفتن را نمی‌شناختند! پلنگان دویدن را یادم ندادند، زیرا آنقدر دویده بودند که دویدن را از یاد برده بودند. پرندگان نیز پرواز را به من نیاموختند، زیرا چنان در پرواز خود غرق بودند که آن را به فراموشی سپرده بودند! اما سنگی که درد سکون را کشیده بود، رفتن را می‌دانست و کرمی که در اشتیاق دویدن سوخته بود، دویدن را می‌فهمید و درختی که پاهایش در گل بود، از پرواز می‌دانست. آنها از حسرت به درد رسیده بودند و از درد به اشتیاق و از اشتیاق به معرفت... وقتی راه رفتن آموختی، دویدن بیاموز. و دویدن که آموختی، پرواز را... #عرفان_نظر_آهاری @lightworkers