Light Workers🔆
前往频道在 Telegram
چو ذَرِه باش، پویان سویِ خورشید؛ که تا چون خاک، زیرِ پا نمانی چو اِستاره به بالا، شبروی کن که تا زآن ماه بیهمتا نمانی صفحه اینستاگرام https://www.instagram.com/lightworkers.ir @lightworkers
显示更多381
订阅者
-124 小时
无数据7 天
+730 天
帖子存档
متبرکند کسانی که عزم کردهاند،
ضعفا و نیازمندان را
نیرو و آسایش بخشند
و به خردی پاک دست یابند...
#تی_ال_واسوانی
@lightworkers
یا دلبر من باید و یا دلْ برِ من
نی دلْ برِ من باشد و نی دلبر من
ای دلْ،بَرِ من مباش بیدلبر من
یک دلْ برِ من بِهْ از دو صد،دلْ بَرِ من.
#مولانا
@lightworkers
برخی نفسها اگر که نتوانند از طریق تعریف و تحسین خود توجه به دست آورند،خود را برای دریافت شکلهای دیگری از توجه آماده میکنند و به بازی کردن نقشهایی برای دریافت توجه می پردازند...
این افراد اگر موفق به برانگیختن توجه مثبت نشوند از طریق برانگیختگی واکنش منفی ممکن است به دنبال جلب توجه منفی دیگران باشند.
برخی کودکان نیز چنین میکنند.
نفس بر اثر کهن دردی فعال ابعاد بزرگ مییابد.
آنها از طریق گفتن پنهان خواهش میکنم لطفا به من بگویید من وجود دارم و بی اهمیت نیستم ، دست به هر کاری می زنند.
از نقشهای معمول ، نقش قربانیست و توجهی که فرد از این رهگذر جستوجو میکند همدردی و دلسوزی و یا برانگیختن توجه دیگران به مسائل من است یعنی من و داستان زندگیام......
قربانی دیدن خود عنصریست که در بسیاری الگوهای نفسانی همچون
شکوه،
رنجیدگی،
مورد ظلم و ستم قرار گرفتن،
و جز اینها دیده میشود .
ونفس علاقهای به پایان گرفتن مسائلش ندارد بلکه مایل است خود را با پر و بال دادن نقش قربانی بیشتر زنده نگه دارد.
اگر کسی را برای گوش کردن به شکوه هایش نیافت با گفتگوی ذهنی با خود ، اقدام به دلسوزی برای خود میکند و برای خود احساس تاسف میکند...
تمرین شما دست برداشتن از تعریف و توصیف خود برای دیگران است
چه به صورت مثبت و چه به صورت شکوه و شکایت....
گفتگوهای خود در این رابطه را چه با دیگران و چه ذهنی یادداشت کنید و علت پنهان در پشت صورتک قربانی را صادقانه ببینید....
@lightworkers
متبرکند کسانی که با مهر و ملایمت
با دیگران سخن میگویند،
از کلمات تلخ روی برمیگردانند
و در کلامشان نشانی از نفرت و خشم نیست...
#تی_ال_واسوانی
@lightworkers
دو نیروی برانگیزانندهی اصلی در جهان وجود دارد: ترس و عشق.
زمانی که بیمناکیم از زندگی پا پس میکشیم.
وقتی عاشقیم، رو به هرآنچه زندگی به ما پیشکش میکند با اشتیاق و پذیرش گشودهایم.
آنچه باید بیاموزیم،ابتدا عشق ورزیدن به خودمان است،دوست داشتن خود با همهی عیوب و بالیدگیهایش.
اگر خود را دوست نداشته باشیم، نمیتوانیم دیگران را نیز دوست بداریم و قادر نخواهیم بود توانمندیهای خویش را محقق سازیم.تمام امید ما برای دگرگونی به دنیایی بهتر در گرو دیدگاه عاری از ترس،و قلبهای گشودهی کسانیست که زندگی را در آغوش کشیدهاند.....
#جان_لنون
@lightworkers
خویشتن پذیری
هنگامی که خودت را نمیپذیری نسبت به نفی شدن بیش از اندازه حساس میشوی...
هنگامی که خودت را نمیپذیری هربار که به روی نقطهضعفی قدیمی پا بگذاری خودت را میبازی....
هنگامی که خودت را نمیپذیری جست وجوی عشق به قصد کمال بخشیدن به خویش تلف کردن عمر است....
هنگامی که خودت را نمیپذیری به جای جستوجوی بهترین بخش خویش بیشتر میکوشی که دیگران را شکست دهی...
هنگامی که خودت را نمیپذیری به مادیات بیاندازه ارزش میدهی....
هنگامی که خودت را نمیپذیری همیشه احساس تنهایی میکنی و همنشینی با دیگران نیز ظاهرا کمکی نمیکند...
هنگامی که خودت را نمیپذیری در گذشته زندگی میکنی...
پذیرش به واقع موضعی نوامیدانه نیست بلکه موضعی است که از آن میتوانی رشد کنی....
اگر تمام زندگیات را بپذیری هیچ جزیی از ان هدر نخواهد شد...
هنگامی که خودت را نمیپذیری از آن چه ممکن است هر روز زندگیات دربارهات افشا کند وحشت زده هستی.....
هنگامی که خودت را نمیپذیری حقیقت دشمنت میشود....
هنگامی که خودت را نمیپذیری جایی برای پنهان شدن نداری....
پذیرش خویش همه چیز است....
اگر خودت را بپذیری میتوانی جهان را بپذیری...
تمام بخشهای خود را میپذیرم....
آنچه را که نمیتوانم بپذیرم،میبخشم...
@lightworkers
زندگی شاید...
عبور گیج رهگذری باشد
که کلاه از سر بر میدارد
و به یک رهگذر دیگر با لبخندی بیمعنی میگوید:
صبح بخیر....
#فروغ_فرخزاد
@lightworkers
حضرت عیسیبنمریم دنیا را دید در مکاشفات خویش در صورت پیرزنی، گفت:
چند شوهر داری؟
گفت:
در عدد نیاید از بسیاری!
گفت:
بمردند یا طلاق دادند؟
گفت:
نه ! همه را بکشتم.
گفت:
پس عجب از این احمقان دیگر،
میبینند که با دیگران چه میکنی و آنگاه در تو رغبت میکنند و عبرت نمیگیرند....
@lightworkers
چند راه برای افزایش شادمانی و ارتعاشات دیگران...
گاهی ارتعاشات ما در سطح مناسبی است و میخواهیم بر کسی که ارتعاشات پایین و غم و سنگینی دارد اثر بگذاریم و او را کمک کنیم.
اما چگونه؟ در این پست چند مورد از این راهکارها معرفی میشوند:
۱- گوش دادن به آنها
گاهی افراد احساس میکنند تنها رها شده اند و کسی به مشکلات و حرفهای آنها اهمیتی نمیدهد.آنها بار سنگینی بر دوش خود حمل میکنند که اگر می توانستند آن مشکل را با دیگران مطرح کنند احتمالا تا حد زیادی از زیر بار عاطفی آن موضوع خلاص میشدند. بنابراین اگر فردی را غمگین و تنها دیدید میتوانید بپرسید که چه اتفاقی افتاده و چه کمکی میتوانید به آنها بکنید؟گوش دادن به درد و دل آنها میتواند آنها را تخلیه کند و احساس خوبی پیدا کنند. البته خود شما هم باید فردی باشید که از شنیدن غمهای دیگران احساس انرژی منفی نکنید.همدلهای ماورایی ممکن است در این مورد کمی اذیت شوند.
پس خالی شدن یک نفر نباید به قیمت پر شدن دیگری تمام شود.
همچنین اگر در صحبتهای شخص قرار است غیبت و بدگویی کسی انجام شود بهتر است در مورد آن حرفی زده نشود چون بردن آبروی دیگران خود از دلایل کاهش ارتعاشات و ایجاد کارمای منفی است.
۲- دادن عشق به آنها
بسته به فردی که در برابر شما قرار دارد روشهای عشق ورزیدن برای افزایش ارتعاش آنها متفاوت است.برای مثال فردی که با تماس بدنی احساس محبت میکند را میتوانید در آغوش بگیرید. فردی که با راه انداختن کار او خوشحال میشود را سعی کنید با کمک در اجرای امورات او مورد مهر قرار دهید.کسی که عاشق غذا است را به نهار یا شام دعوت کنید و کسی که با کلمات شاد میشود را مورد خطاب قرار داده و از آنها تعریف کنید.
۳- قدردانی از آنها
اینکه فردی حس کند مورد قدردانی و تشکر قرار گرفته به شدت میتواند روی ارتعاشات او اثر بگذارد و خود را فرد مهم و تاثیرگذاری بداند.بنابراین در مواجه با افراد گاهی از کمکها و تاثیرات مثبتی که آنها بر زندگی شما گذاشتهاند قدردانی کنید.
۴- شاد کردن و خنداندن آنها
برای این کار خود شما باید بمب انرژی باشید و بتوانید با شادی بیش از اندازه خود،غم آنها را زدوده کنید.خنده می تواند بالاترین ارتعاشات را در وجود افراد تولید کند.سعی کنید با حس شوخطبعی خود آنها را از غمهایشان فراموشی دهید. البته شوخ طبعی با طعنه زدن و ریش خند کردن فرق دارد و اگر حس شوخ طبعی نرمال ندارید از این راه استفاده نکنید.
۵- وارد کردن شوک به آنها
گاهی افراد غمگین به قدری در حالت غمگینانه خود فرو رفتهاند که نمیتوان با حرف و نصیحت آنها را از حالت خود خارج کرد.آنها حتی از این رنج کشیدن لذت میبرند.در این صورت میتوانید از شوکهای فیزیکی استفاده کنید تا الگوهای فکری آنها را بر هم بریزید و آنها را از تکرار افکار ناراحت کننده خارج کنید.
برای مثال یک لیوان آب سرد را بدون مقدمه به صورت آنها بپاشید.اول کمی شوکه میشوند ولی بعد ممکن است بخندند.اگر اوضاع بد شد و ناراحت شدند در این صورت تقصیر را گردن دستتان بیاندارید و مثلا بگویید دستتان پیچ خورد و …
راه دیگر اینکه در وسط شکایتهای غمناک بی سر و ته آنها شکلک در بیاورید و صداهای عجیب ایجاد کنید.آنها شوکه شده و به کار شما میخندند و الگوی فکری غمناک خود را فراموش میکنند.
بنابراین راههای مختلفی برای شاد کردن دیگران و کمک به افزایش ارتعاشات آنها وجود دارد که گاهی میتوانید چند روش را ترکیب کرده و بر روی افراد غمگین پیاده کنید تا آنها هم به شادمانی و لذت درونی برسند....
@lightworkers
نظری به کار من کن که ز دست رفت کارم
به کَسَم مکن حواله که به جز تو کَس ندارم
چه کمی درآید آخر به شرابخانه تو
اگر از شراب وصلت ببری ز سر خُمارم
چو نیم سزای شادی ز خودم مدار بیغم
که در این میان همیشه غم توست غمگسارم
#مولانا
@lightworkers
در خیابان سعدی رشت،منطقهای بوده متعلق به هموطنان ارمنی و در آن منطقه مزاری بود متعلق به یک انسان آزاده به نام "آرمن میناسیان"
آرمن در شهر رشت زاده شد.
دوران ابتدایی را در همان شهر سپری نمود.در ایامی که فقر در ایران همهگیر شده بود،
روزی مادرش برای آرمن پالتویی خریداری میکند و در هنگام عزیمت به مدرسه به وی میپوشاند اما در برگشت آرمن پالتو را به همراه نداشت.
وقتی با سوال مادر روبرو میشود میگوید یکی از همکلاسهای مسلمانش لباس مناسب نداشته پالتو را به وی بخشیده.
بعدها آرمن به داروسازی تجربی روی آورد.
شهرت آرمن از همین جا شروع شد.
آن مرد بزرگ غالبا مشاهده میکرد که افرادی هستند که حتی هزینه داروهای خود را ندارند و یا به دلیل فقر اصولا دسترسی به دارو ندارند.در آن زمان ایران دچار فقر فراگیر بوده.آرمن با هزینه خودش نیمه شبها به سمت تهران راه می افتاده و صبح هنگام در تهران داروهای مورد نیاز نیازمندان را خریداری یا تامین میکرد یا مواد آنرا تهیه میکرد و سپس ظهر هنگام خودش را به رشت میرساند و از بعد از ظهر داروهای مورد نیاز مردم فقیر را به یک سوم قیمت واقعی بین ایشان توزیع میکرد.
در ابتدا عدهای کوتهفکر علیه آن ابر مرد دست به اتهام زنی و شایعه پراکنی کردند و با تاکید بر ارمنی بودن وی،داروها را حرام دانستند.چند بار آرمن بخاطر همین ناجوانمردیها و اتهامات به زندان افتاد اما آن آزاد مرد عزم داشت که مسیح رشت بشود!
زندگی خود را فروخت و داروخانهای راه انداخت کم کم مردم رشت و نواحی اطراف آن به نیات آن آزاد مرد اعتماد کردند.داروخانه آرمن تبدیل شد به قبله و ماوای بیپناهان و مستضعفان رشت...
اما آرمن خسته نشد.آنقدر پیش رفت و بزرگ مردی به خرج داد تا علمای رشت به دیدار او رفتند.آن زمان امام جماعت مسجد جامع رشت در اختیار حضرت آیتالله ضیابری بود.آیتالله به حریم و آزادگی آرمن اعتقاد پیدا کرد و دست در دست آن بزرگمرد گذاشت و اولین داروخانه شبانهروزی ایران را در شهر رشت بنا نهادند.مردم فقیر خطه گیلان از هر دین و مذهب به داروخانه آرمن هجوم میآوردند.تجار شهر پول خود را به آیت الله ضیابری میدادند و آیتالله نیز پول را دو دستی تقدیم آرمن مینمود تا صرف هزینه دارو و درمان فقرا شود.
بعدها آیتالله ضیابری و آرمن میناسیان برای سر و سامان دادن سالمندان بی سرپرست اولین سرای سالمندان ایران را در شهر رشت و با هزینه شخصی و کمک بازاریان رشت تاسیس نمودند و بدون حتی یک ریال کمک از دولت وقت پذیرای سالمندان بیمار و بیکس و کار از سراسر ایران شدند.
پس از رشت آرمن تلاشی وافر را برای سرای تاسیس سالمندان در تهران مبذول داشت و توانست با زحمت و مرارت زیاد سرای سالمندان کهریزک را بنا نهد که هر سه بنای خیر آرمن تا کنون به فعالیت خود ادامه میدهند.هم داروخانه شبانه روزی رشت و هم سرای سالمندان رشت و هم سرای سالمندان کهریزک.
در سال ۱۳۵۶ آن آزاده مرد در حالی که در سرای سالمندان رشت در حال خدمات رسانی بود در هنگام کار درگذشت و مردم خطه گیلان را در عزای فراق خود گذاشت.
روز بعد شهر رشت از هجوم جمعیت به صحرای محشر تبدیل شد.جا برای سوزن انداختن نبود.مردم گیلان از هر فرقه و آیینی آمدند،و عظمتی خلق شد به نام تشیع جنازه مسیح رشت.
جنازه ساعتها روی دست مردم بود و امکان دفن پیدا نمیکرد.
بر روی تابوت یک مسیحی چندین عمامه سادات بزرگ گیلان گذاشته شده بود.
مردم تکبیر گویان جنازه یک ارمنی را تشییع میکردند.در ابتدا مسلمانان اجازه دفن آن ابر مرد در قبرستان ارامنه را نمیدادند و میخواستند او را در قبرستان مسلمانان دفن کنند.اما با میانجیگری علما و صرف وقت زیاد جنازه به کلیسای رشت رسید.ساعتها مردم رشت کلیسا را مانند کعبهای در برگرفتند و آن روز مسلمان و ارمنی یک کعبه داشتند و آن هم کلیسای کوچک رشت بود.
نهایتا جسد آن آزاد مرد را در همان جا دفن کردند .
آری آرمن میناسیان عنوان مسیح رشت را پیدا کرد ودر هنگام مرگ سر سوزنی مال یا اموال در این دنیا نداشت اما دنیایی را در سوگ خود نشاند.شاید ارج و قرب این ارمنی در پیشگاه آفریدگار از بسیاری مسلمانان شناسنامهای بیشتر باشد....
@lightworkers
مدیتیشن میتواند باعث تغییر بیان ژن های شما شود..
همانطور که میدانید مدیتیشن یا مراقبه اثرات زیادی بر روح و روان و جسم دارد و این اثرات حتی در سطح تغییر بیان ژنها هم دیده میشود.
مطالعهای که توسط محققان اسپانیایی و فرانسوی صورت گرفته نشان میدهد که پس از انجام جلسات مدیتیشن،تغییرات مولکولی و ژنتیکی زیادی صورت می گیرد.
شرکت کنندگان در این مطالعه به دو گروه تقسیم شده بودند.یک گروه به مراقبه سخت هشت ساعته و گروه دیگر به فعالیتهای خالی از انواع مراقبه مشغول بودند.
نتیجه آزمایش اثر مراقبه بر ژنها:
مطالعه نشان داد که گروه مدیتیشن کننده تغییرات ژنتیکی و مولکولی زیادی نشان دادهاند.برای مثال سطح بیان ژن های پاسخهای التهابی که مربوط به تسریع بازسازی بدن در اثر موقعیتهای استرس زا است تغییر پیدا کرد.
ریچارد داویدسون (موسس تحقیقات سلامت ذهن) و ویلیام ویلاز (پروفسور روانشناسی دانشگاه ویسکونسین-مدیسون) ابراز داشتهاند که:
تا آنجا که میدانیم این اولین مقالهای است که نشان میدهد تا چه قدر بیان ژن ها با سرعت بالا در افرادی که مراقبه انجام دادهاند مشخص شده است.
نتیجه کار آنها در مجله سایکونورواندوکرینولوژی به چاپ رسیده و ساپورت کننده تحقیقات قبلی است که در مورد اثرات مثبت مدیتیشن بر اختلالات التهابی است.
همچنین تحقیقات دیگر در این راستا نشان داده است که ژن های RIPK2 و COX2 (ژنهای پیش التهابی) و تعدادی از ژنهای هیستون دی استیلاز نیز در اثر مدیتیشن دچار تغییر بیان میشوند و مواردی مثل بهبودی در برابر موقعیت های استرس زای روابط اجتماعی از جمله محاسبه اعداد و معادلات در برابر حضار را رقم میزند.
این مطالعات اثر مراقبه را فقط برای یک روز انجام مدیتیشن اندازه گیری کرده و مسلما انجام طولانی مدت مراقبه اثرات چند برابر و بیشتری بر بیان ژنها می گذارد.
داویدسون میگوید که: ژنهای ما در بیان شدن به صورت دینامیک و پویا عمل میکنند و با توجه به نتیجه تحقیقات،آرامش ذهنی میتواند اثر موثری بر روی بیان آنها داشته باشد....
@lightworkers
توراغیرِ این غذایِ خواب و خور،غذای
دیگر است در این عالم.
غذا را فراموش کردهای و به این مشغول
شده ای وشب و روز تَن رامیپروری!
آخر،این تَن اسبِ توست و این عالَم آخورِ اوست.غذای اسب،غذای سوار نباشد.
#مولانا
#فیه_مافیه
@lightworkers
تصور کنید درحالیکه فنجانی قهوه در دست دارید،فردی از راه میرسد و به شما برخورد کرده و باعث میگردد که قهوه از فنجان بیرون پاشیده شود.
چرا از فنجانتان،قهوه بیرون ریخت؟!
زیرا فنجان حاوی قهوه بود.
اگر درون فنجانتان چای وجود داشت، طبیعتا چای به بیرون میپاشید.
هر چیزی که درون فنجان باشد،همان نیز بیرون میریزد.
بنابراین وقتی که زندگی به شما تنه میزند و باعث میشود تکان بخورید، آنچه که درون شماست،بیرون میریزد.
از خودتان بپرسید؛" درون فنجان من چیست؟"
وقتی که زندگی خشن میشود و به شما تنه میزند،چه چیزی از شما بیرون افکنده میشود؟
شادی،سرخوشی،شکرگزاری،آرامش، فروتنی؟
یا خشم ،تندی،ناسزا،واکنشهای خشن؟
کدام یک از درون شما به بیرون میریزد؟
انتخاب با شماست!
امروز بیایید فنجانهایمان را با شکرگزاری،بخشش،خوشی،کلام مثبت، مهربانی،ملایمت و عشق به دیگران پر کنیم....
@lightworkers
آغاز کنم به نامت ای حضرت دوست
هر آنچه شود به نامت آغاز، نکوست
دفترچهٔ عشق را اگر بگشاییم
سطر از پی سطر،آیتی از تو در اوست...
@lightworkers
بچهها با خيالِ کفش و لباسِ نو،
چشمانشان را میبندند...
زنها با فکرِ عوض کردنِ فرش و رنگِ مبلِ جديدشان...
مردها با محاسبهی هزينههای شبِ عيد و کارهایِ نيمهتمامشان!
اما فروردين که از نيمه بگذرد،
طرحِ فرش و رنگ مبل از مُد میافتد و کفش و لباسِ نو از چشم،
هزينهها و کارهای نيمه تمام هم احتمالا تمام میشود...
ماهیها میميرند و سبزهها پلاسيده میشوند...
روی ديوارها و شيشهها باز گردوخاک مینشيند و هفتسينها کمکم جمع میشود...
اينها رو گفتم که بدانيد،
اگر هفتسينتان يک سين هم کم داشته باشد، ايرادی ندارد...
اگر لباستان فلان مارک و مبلتان فلان طرح هم نباشد،آسمان به زمين نمیآيد جانم...
خارج کنيد خودتان را از دورِ اين رقابتِ چشم و همچشمیها...
شادیهايتان را به اين ماديات بیدوام گره نزنيد...
بگذاريد کودکانمان ياد بگيرند که
سالِ نو چيزي نيست جز حالِ خوبِ کنار هم بودن! جز وقتی که در کنارِ هم میگذرانيم....
احساسِ خوشبختی داشتن با ماديات هنر نيست.
اگر ميانِ همين اندک داشتههايتان هم،با هم مهربان بوديد،برويد و ميانِ مردم خوشبختیتان را جار بزنيد!
اگر تصميم گرفتيد امسال را بيشتر کنارِ هم باشيد و بيشتر لبخند بزنيد،آن وقت است که شکوفههای خوشبختی در دلتان جوانه میزند...
و حال و هوايِ زندگيتان بهاری میشود...
لبخند بزنيد به ترکِ ديوارتان!
شايد شکوفهای ميانش منتظرِ جوانه زدن باشد....
@lightworkers
بیا فرض بگیریم که دوباره کودک شده ای.هیچ چیز نمیدانی.تمام این کلمات فقط سر و صدا و نویز هایی بیمعنی هستند...
سعی نکن به چیز دیگری یا به هیچ حالت دیگری تبدیلش کنی یا تبدیل شوی...
هیچ تلاش و تقلایی نکن.
طبیعتا،در بدنت فشارها را حس خواهی کرد...
یا کلمات و ایدهها از ذهنت عبور خواهند کرد...
اما این فقط مانند این است که باد در حال وزیدن باشد،یا ابر ها در آسمان در حال حرکت باشند....
نگران هیچکدام نباش...
نیازی نیست که از شر هیچ چیز خلاص شوی....
فقط از آنچه که در ذهن و جسمت میگذرد آگاه باش....
درست همانطور که ممکن است از ابرهای در آسمان آگاه باشی.
هیچکدام اینها مشکلی ندارد...
#آلن_واتس
@lightworkers
خدایا
من همانم که گاه خندانم، و گاهی گریان.
گاه شکرگزارم،و گاهی در حال گله کردن.
گاه بنده توام،و گاهی بنده خویش!
خدای همیشگیام!
من مبتلا به گاه و بیگاههای هموارهام.
بیماری که همیشه به نسخه طبیب خویش عمل نمیکند!
اسیر خویشتنم؛
و گاه و بیگاههای اسارت گونهام مرا در برگرفته است...
معبود آزادهام!
بندهای گاهها و بیگاههای زندان
تنم را از هم جدا كن!
مرا به آغوش خویش دعوت كن!
که تشنهترینم به آن...
تمام این گاه و بیگاههای مدامم را، ببخش...
به حق بزرگی و مهربانیت...
@lightworkers
现已上线!2025 年 Telegram 研究 — 年度关键洞察 
