مکالمه زبان انگلیسی بدون کتاب BFC
前往频道在 Telegram
دارای نمایندگی در شمال /غرب/شرق تهران برگزار کننده دوره مکالمه زبان بدون کتاب به صورت حضوری ومجازی تلفن تماس 02122641523 02188851250 ارتباط با استاد حلاج زاده 👇👇👇👇👇👇👇 @Alihallajzadeh اینستاگرام👇👇👇👇👇👇 book_free_conversation https://www.instagram.co
显示更多3 097
订阅者
+124 小时
-97 天
-1430 天
数据加载中...
吸引订阅者
九月 '26
九月 '26
+2
在0个频道中
八月 '26
+25
在0个频道中
Get PRO
七月 '26
+8
在0个频道中
Get PRO
六月 '26
+8
在0个频道中
Get PRO
五月 '26
+4
在0个频道中
Get PRO
四月 '260
在0个频道中
Get PRO
三月 '260
在0个频道中
Get PRO
二月 '26
+7
在0个频道中
Get PRO
一月 '26
+3
在0个频道中
Get PRO
十二月 '25
+11
在0个频道中
Get PRO
十一月 '25
+5
在0个频道中
Get PRO
十月 '25
+16
在0个频道中
Get PRO
九月 '25
+12
在0个频道中
Get PRO
八月 '25
+14
在0个频道中
Get PRO
七月 '25
+8
在0个频道中
Get PRO
六月 '25
+10
在0个频道中
Get PRO
五月 '25
+10
在0个频道中
Get PRO
四月 '25
+8
在0个频道中
Get PRO
三月 '25
+9
在0个频道中
Get PRO
二月 '25
+40
在0个频道中
Get PRO
一月 '25
+12
在0个频道中
Get PRO
十二月 '24
+6
在0个频道中
Get PRO
十一月 '24
+7
在0个频道中
Get PRO
十月 '24
+9
在0个频道中
Get PRO
九月 '24
+34
在0个频道中
Get PRO
八月 '24
+50
在0个频道中
Get PRO
七月 '24
+11
在0个频道中
Get PRO
六月 '24
+11
在0个频道中
Get PRO
五月 '24
+10
在0个频道中
Get PRO
四月 '24
+19
在0个频道中
Get PRO
三月 '24
+4
在0个频道中
Get PRO
二月 '24
+8
在0个频道中
Get PRO
一月 '24
+17
在0个频道中
Get PRO
十二月 '23
+6
在0个频道中
Get PRO
十一月 '23
+17
在0个频道中
Get PRO
十月 '23
+49
在0个频道中
Get PRO
九月 '23
+22
在0个频道中
Get PRO
八月 '23
+18
在0个频道中
Get PRO
七月 '23
+6
在0个频道中
Get PRO
六月 '23
+8
在0个频道中
Get PRO
五月 '23
+23
在0个频道中
Get PRO
四月 '23
+21
在0个频道中
Get PRO
三月 '23
+14
在0个频道中
Get PRO
二月 '23
+18
在0个频道中
Get PRO
一月 '23
+26
在0个频道中
Get PRO
十二月 '22
+17
在0个频道中
Get PRO
十一月 '22
+16
在0个频道中
Get PRO
十月 '22
+18
在0个频道中
Get PRO
九月 '22
+19
在0个频道中
Get PRO
八月 '22
+10
在0个频道中
Get PRO
七月 '22
+9
在0个频道中
Get PRO
六月 '22
+9
在0个频道中
Get PRO
五月 '22
+1
在0个频道中
Get PRO
四月 '22
+13
在0个频道中
Get PRO
三月 '22
+4
在0个频道中
Get PRO
二月 '22
+2
在0个频道中
Get PRO
一月 '22
+9
在0个频道中
Get PRO
十二月 '21
+1
在0个频道中
Get PRO
十一月 '21
+2
在0个频道中
Get PRO
十月 '21
+13
在0个频道中
Get PRO
九月 '21
+9
在0个频道中
Get PRO
八月 '21
+27
在0个频道中
Get PRO
七月 '21
+7
在0个频道中
Get PRO
六月 '21
+15
在0个频道中
Get PRO
五月 '21
+16
在0个频道中
Get PRO
四月 '21
+32
在0个频道中
Get PRO
三月 '21
+11
在0个频道中
Get PRO
二月 '21
+6
在0个频道中
Get PRO
一月 '21
+66
在0个频道中
Get PRO
十二月 '20
+5 927
在0个频道中
| 日期 | 订阅者增长 | 提及 | 频道 | |
| 19 九月 | 0 | |||
| 18 九月 | +1 | |||
| 17 九月 | 0 | |||
| 16 九月 | 0 | |||
| 15 九月 | 0 | |||
| 14 九月 | 0 | |||
| 13 九月 | 0 | |||
| 12 九月 | 0 | |||
| 11 九月 | 0 | |||
| 10 九月 | 0 | |||
| 09 九月 | 0 | |||
| 08 九月 | 0 | |||
| 07 九月 | 0 | |||
| 06 九月 | 0 | |||
| 05 九月 | +1 | |||
| 04 九月 | 0 | |||
| 03 九月 | 0 | |||
| 02 九月 | 0 | |||
| 01 九月 | 0 |
频道帖子
bit در جملهی «پشه منو زد» است:
bite → bit → bitten 🦟
• bite = گاز گرفتن / نیش زدن
• bit = گذشتهی bite
• bitten = قسمت سوم
مثال:
A mosquito bit me. 🦟
= یک پشه منو نیش زد.
A mosquito has bitten me.
= یک پشه منو نیش زده.
@bookfc
| 2 | آرایشگری به انگلیسی:
💇 Hairdressing = آرایشگری / حرفهٔ آرایش مو
💇♀️ Hairdresser = آرایشگر مو
💈 Barber = آرایشگر مردانه / سلمانی
مثال:
• I work in hairdressing. 💇 = من در زمینه آرایشگری کار میکنم.
• She is a hairdresser. 💇♀️ = او آرایشگر است.
• He works as a barber. 💈 = او بهعنوان آرایشگر مردانه کار میکن
@bookfc | 12 |
| 3 | I’m stressed. 😰
= استرس دارم / تحت فشارم.
یعنی الان احساس استرس میکنم.
• I’m getting stressed. 😰📈
= دارم استرس میگیرم.
یعنی استرست در حال بیشتر شدن است.
• I get stressed. 😣
= استرس میگیرم.
یعنی معمولاً در یک موقعیت خاص دچار استرس میشوم.
مثلاً:
I’m stressed about my exam. 📚😰
= بابت امتحانم استرس دارم.
I’m getting stressed about my exam. 📚😰
= دارم بابت امتحانم استرس میگیرم.
@bookfc | 13 |
| 4 | d of در مکالمه خیلی وقتها یعنی «یکجورایی / یهکم / تا حدی».
چند مثال طبیعی:
1. I’m kind of tired. 😴
یهجورایی خستهام.
1. It’s kind of expensive. 💰
یهکم گرونه.
1. I kind of like it. ❤️
یهجورایی ازش خوشم میاد.
1. I’m kind of nervous. 😰
یهجورایی استرس دارم.
1. She’s kind of funny. 😂
یهجورایی بامزهست.
1. It’s kind of strange. 🤔
یهجورایی عجیبه.
1. I kind of understand. 🧠
یهجورایی میفهمم.
1. He’s kind of quiet. 🤫
یهجورایی کمحرفه.
@bookfc | 16 |
| 5 | آرایشگری به انگلیسی:
💇 Hairdressing = آرایشگری / حرفهٔ آرایش مو
💇♀️ Hairdresser = آرایشگر مو
💈 Barber = آرایشگر مردانه / سلمانی
مثال:
• I work in hairdressing. 💇 = من در زمینه آرایشگری کار میکنم.
• She is a hairdresser. 💇♀️ = او آرایشگر است.
• He works as a barber. 💈 = او بهعنوان آرایشگر مردانه کار میکن
@bookfc | 10 |
| 6 | A couple of months = دو ماه / چند ماه (معمولاً حدود دو ماه) 📅
نکته مهم: a couple of معمولاً یعنی دو تا، ولی در مکالمه گاهی به معنی «چند تا / مدت کوتاهی» هم استفاده میشود.
مثالها
• I’ll see you in a couple of months. 📅
دو ماه دیگه میبینمت.
• I worked there for a couple of months. 💼
چند ماه آنجا کار کردم.
• I need a couple of days to finish it. ⏳
برای تمام کردنش چند روز وقت لازم دارم.
• I have a couple of questions. ❓
دو تا سؤال دارم.
• I bought a couple of books. 📚
دو تا کتاب خریدم.
🔹 Couple بهتنهایی
couple = یک زوج / دو نفر یا دو چیز که با هم هستند 👩❤️👨
They are a lovely couple. ❤️
آنها زوج دوستداشتنیای هستند.
I saw a couple at the restaurant. 🍽️
یک زوج را در رستوران دیدم.
پس:
a couple of months → حدود دو ماه / چند ماه
a couple of days → حدود دو روز / چند روز
a couple of questions → دو سؤال / چند سؤ
@bookfc | 35 |
| 7 | برای ترک کردن، دست کشیدن یا استعفا دادن به کار میرود. 🚪
🔹 Quit
quit = ترک کردن / دست کشیدن از کاری
• I quit my job. 💼
از کارم استعفا دادم.
• He quit smoking. 🚭
او سیگار را ترک کرد.
• She quit the course. 📚
او دوره را رها کرد.
• Don’t quit! Keep going! 💪
تسلیم نشو! ادامه بده!
• I’m going to quit this job. 💼
میخواهم این کار را ترک کنم.
🔹 Leave
leave = ترک کردن یک مکان، شخص یا موقعیت
• I left the office at 5. 🏢
ساعت ۵ از اداره بیرون آمدم.
• Please leave the room. 🚪
لطفاً اتاق را ترک کن.
• She left her husband.
او همسرش را ترک کرد.
⭐ تفاوت اصلی
Quit a job → استعفا دادن / کار را ترک کردن
Leave a place → از یک مکان خارج شدن
مثلاً:
❌ I quit the office at 5.
اگر منظورت «ساعت ۵ از اداره خارج شدم» باشد، طبیعی نیست.
☑ I left the office at 5. 🕔
اما:
☑ I quit my job.
= از شغلم استعفا دادم.
@bookfc | 27 |
| 8 | 🏪 Chain store
= فروشگاه زنجیرهای
Example:
Walmart is a chain store.
= والمارت یک فروشگاه زنجیرهای است.
همچنین retail chain هم استفاده میشود و کمی رسمیتر است:
a retail chain = یک مجموعه/زنجیره فروشگاههای خردهفروشی
🔹 Convenience store = فروشگاه کوچک محلی
🔹 Chain store = فروشگاه زنجیرهای
🔹 Supermarket = سوپرمارکت / فروشگاه بزرگ
@bookfc | 27 |
| 9 | Convenience store 🏪
= فروشگاه محلی / فروشگاه کوچک
Convenience
= راحتی، سهولت
Pronunciation: /kənˈviːniəns/
Examples:
1. There’s a convenience store near my house. 🏪
2. I bought some snacks at the convenience store. 🍫
3. For your convenience, we are open 24 hours. 🕐
@bookfc | 30 |
| 10 | 💰 Salary
Salary = حقوق ثابت، معمولاً مبلغی که ماهانه یا سالانه برای شغل دریافت میکنی.
What’s your salary?
حقوق ماهانهات چقدره؟
She has a good salary.
او حقوق خوبی دارد.
💵 Pay
Pay = دستمزدی که در ازای کار دریافت میکنی؛ مفهومش کلیتر از salary است و میتواند ساعتی، روزانه، هفتگی یا ماهانه باشد.
The pay is good.
حقوق/دستمزد خوبه.
The pay is not very good.
حقوق/دستمزد خیلی خوب نیست
@bookfc | 35 |
| 11 | بله، solo یعنی بهتنهایی / تکنفره، و بیشتر برای سفر، فعالیت، اجرا، یا انجام کاری بدون همراه استفاده میشود.
Examples 🎯
1. I traveled solo. ✈️
من بهتنهایی سفر کردم.
1. I went to the restaurant solo. 🍽️
من بهتنهایی به رستوران رفتم.
1. She prefers to travel solo. 🌍
او ترجیح میدهد بهتنهایی سفر کند.
1. He went solo to the concert. 🎵
او بهتنهایی به کنسرت رفت.
1. I’m going solo this weekend. 😎 in
این آخر هفته میخواهم تنها بروم / خودم بهتنهایی بروم.
🔹 Solo معمولاً صمیمیتر و طبیعیتر از alone است.
alone = تنها
، بدون شخص دیگر
solo = بهصورت تکنفره / بدون همراه، مخصوصاً برای یک فعالیت.
@bookfc | 60 |
| 12 | Terrific 😍
یعنی: عالی، فوقالعاده، محشر
در انگلیسی محاورهای، معمولاً معنای خیلی مثبت دارد.
Examples 👇
• You did a terrific job! 👏
کارت فوقالعاده بود!
• The movie was terrific. 🎬
فیلم محشر بود.
• You look terrific! 😎
خیلی عالی به نظر میای!
• We had a terrific time. 🎉
خیلی بهمون خوش گذشت.
🔊 تلفظ: /təˈrɪfɪk/
@bookfc | 55 |
| 13 | Reject ❌
یعنی: رد کردن / نپذیرفتن
• They rejected my application.
آنها درخواست من را رد کردند.
• He rejected the offer.
او پیشنهاد را رد کرد.
🔊 تلفظ: رِجِکت /rɪˈdʒekt/
🔹 Favor و Reject متضاد مستقیم نیستند؛
favor = موافق بودن / ترجیح دادن
reject = رد کردن / نپذیرفتن.
@bookfc | 51 |
| 14 | دوستان جان ❤️
حتماً پیج اینستاگرام نوینمایند رو هم فالو کنید و با لایک، سیو و به اشتراک گذاشتن پستها، به ادامهی این مسیر و رشد خودمون کمک کنید. 🌱✨
همراهی شما برای ما ارزشمنده و باعث میشه با انگیزهی بیشتری این مسیر رو ادامه بدیم. 🤍
پس اگر این محتوا براتون مفید بود، حتماً با دوستانتون هم به اشتراک بذارید. 🌿 | 78 |
| 15 | https://www.instagram.com/novinmind1?stkn=MWxsdGc3a3MydHY3dA== | 74 |
| 16 | On the bed
یعنی روی تخت؛ وقتی منظور موقعیت یا محل قرار گرفتن روی سطح تخت است.
• I’m lying on the bed.
من روی تخت دراز کشیدهام.
• The book is on the bed.
کتاب روی تخت است.
🛏️ In bed
یعنی در تخت / در رختخواب؛ بیشتر وقتی منظور خوابیدن یا استراحت کردن است.
• I’m in bed.
من توی رختخوابم.
• I usually read in bed.
معمولاً در رختخواب مطالعه میکنم.
• I’m going to bed.
دارم میروم بخوابم.
🔑 نکته ساده برای یادگیری:
on the bed = روی سطح تخت
in bed = در رختخواب، معمولاً برای خواب/استراحت
مثلاً اگر بگویی «بچه روی تخت بازی میکند» → The child is playing on the bed.
ولی «بچه در رختخواب است» →
is in bed | 120 |
| 17 | سلام خدمت دوستان عزیز
حتما پیج اینستاگرام مارو فالو کنید.اتفاقات خوبی در راهه که در اینستاگرام اطلاع رسانی میشه. و اینکه مطالب اینستاگرام با کانال متفاوت هست.. https://www.instagram.com/novinmind1?igsi=MWxsdGc3a3MydHY3dA==&utm_source=ig_contact_invite | 234 |
| 18 | Keep someone in the dark
معنی: کسی را بیخبر نگه داشتن / در جریان نگذاشتن، مخصوصاً درباره موضوعی مهم یا اطلاعاتی که باید بداند.
یا کسی را تو خماری گذاشتی
ساختار:
keep + someone + in the dark
مثالها:
1. They kept me in the dark about the decision.
آنها من را در جریان تصمیم نگذاشتند.
1. Why are you keeping me in the dark?
چرا من را بیخبر نگه میداری؟
1. She kept her husband in the dark about her plans.
او همسرش را از برنامههایش بیخبر نگه داشت.
1. I don’t like being kept in the dark.
من دوست ندارم من را بیخبر نگه دارند.
💡 Dark اینجا واقعاً «تاریکی» نیست؛ اصطلاحاً یعنی نداشتن اطلاعات / بیخبر بودن.
@bookfc | 194 |
| 19 | To be honest with you
معنی:
👉 اگر بخوام باهات صادق باشم / راستش رو بخوای / صادقانه بگم
برای زمانی استفاده میشود که میخواهی نظر واقعی یا حقیقتی را بگویی.
مثالها:
1. To be honest with you, I don’t like this job.
راستش رو بخوای، من این شغل رو دوست ندارم.
1. To be honest with you, I’m a little tired.
اگر بخوام صادق باشم، یکم خستهام.
1. To be honest with you, I don’t trust him.
صادقانه بگم، بهش اعتماد ندارم.
1. To be honest with you, I was disappointed.
راستش رو بخوای، ناامید شدم.
🔹 محاورهایتر:
Honestly, … = راستش… / صادقانه بگم…
Honestly, I don’t know.
راستش، نمیدونم.
@bookfc | 160 |
| 20 | Book Free Conversation | BFC Novin Talk
✨ NovinTalk | مرکز تخصصی مکالمه زبان نوین تاک ✨
🌐 Website: novintalkbfc.ir
📸 Instagram:
https://www.instagram.com/p/CTUKeSvotXI/?igshid=NzZhOTFlYzFmZQ=
▶️ YouTube:
https://youtube.com/shorts/Pt-NWld93Sc?si=5iIPD8AJb3uaDQUK
💬 Telegram: @BOOKFC
🟢 WhatsApp:
https://whatsapp.com/channel/0029Vb4RUNy4SpkN29FkgU2X
🟣 Rubika: @bookfreeconversation
🟡 Eitaa:
https://eitaa.com/bookfc
⸻
📞 تماس و مشاوره ثبتنام:
02122641523
02188951250
📍 مناطق برگزاری کلاسها:
شمال تهران | غرب تهران | شرق تهران
⸻
🔥 یادگیری واقعی زمانی شروع میشود که جرأت صحبت کردن داشته باشی | 164 |
